ستون‌های ناپیدای امید

ستون‌های ناپیدای امید


نقش بانوان در زنده نگه‌داشتن روح خانواده در روزگار فشار اقتصادی

مقدمه: وقتی امید، صدای آرامی دارد

در روزهایی که قیمت‌ها بالا می‌روند، درآمدها ثابت می‌مانند و نگرانی آینده مثل سایه‌ای دائمی بر خانه‌ها افتاده است، امید دیگر شبیه سخنرانی‌های انگیزشی نیست.
امید در این روزها، صدای آرامی دارد؛
گاهی در یک لیوان چای،
گاهی در یک جمله‌ی به‌موقع،
و گاهی در سکوتی که اجازه می‌دهد خانواده فرو نریزد.

در مرکز این امید آرام و بی‌ادعا، اغلب بانوان خانواده ایستاده‌اند؛
نه لزوماً با درآمد بیشتر،
نه با قدرت تصمیم‌گیری رسمی،
بلکه با چیزی عمیق‌تر:
توان نگه‌داشتن روح خانه در شرایط سخت.

این مقاله درباره‌ی همین نقش است؛
نقشی که کمتر دیده می‌شود، اما اگر نباشد، خانواده از درون تهی می‌شود.


۱. چرا نقش بانوان در بحران‌ها حیاتی‌تر می‌شود؟

در شرایط عادی، نقش‌ها تقسیم شده‌اند و فشارها قابل‌تحمل‌ترند.
اما در بحران اقتصادی، توازن به هم می‌ریزد:

  • مرد خانواده ممکن است احساس ناتوانی کند
  • بازنشسته دچار افت عزت‌نفس شود
  • فرزندان اضطراب آینده را زودتر از سن‌شان بفهمند

در این نقطه، بانوان اغلب به‌طور ناخودآگاه وارد نقشی می‌شوند که نه در قراردادها نوشته شده و نه در آمارها می‌آید:

تنظیم‌کننده‌ی هیجان خانواده

او کسی است که:

  • تنش را زودتر حس می‌کند
  • سکوت‌ها را می‌فهمد
  • اضطراب را پیش از انفجار می‌بیند

این حساسیت، ضعف نیست؛
سرمایه‌ی روانی خانواده است.


۲. امید، قبل از اینکه اقتصادی باشد، هیجانی است

خیلی‌ها فکر می‌کنند امید یعنی:

  • پول بیشتر
  • درآمد بالاتر
  • آینده‌ی روشن‌تر

اما در واقعیت خانوادگی، امید اغلب از این مسیر می‌آید:

  • «با هم هستیم»
  • «می‌شود دوام آورد»
  • «این هم می‌گذرد»

بانوان، استاد انتقال این نوع امید هستند؛
نه با تحلیل اقتصادی،
بلکه با فضاسازی روانی.

خانه‌ای که در آن:

  • گفتگو هنوز زنده است
  • احترام حفظ می‌شود
  • احساسات سرکوب نمی‌شود

حتی با پول کمتر، امن‌تر از خانه‌ای است که پر از اضطراب و سرزنش است.


۳. مدیریت فضای خانه؛ کاری که دیده نمی‌شود اما حیاتی است

یکی از مهم‌ترین نقش‌های بانوان در شرایط سخت اقتصادی، مدیریت فضای روانی خانه است.

این مدیریت یعنی:

  • جلوگیری از سرایت اضطراب از والدین به فرزندان
  • تبدیل «نگرانی» به «گفتگوی قابل‌تحمل»
  • ایجاد حس ثبات نسبی، حتی وقتی بیرون خانه بی‌ثبات است

بانویی که:

  • جلوی تحقیر ناخواسته‌ی همسر را می‌گیرد
  • اجازه نمی‌دهد فرزندان شاهد فرسایش عزت والدین باشند
  • از مقایسه‌های مخرب جلوگیری می‌کند

در واقع، خانه را از فروپاشی روانی نجات می‌دهد.


۴. هنر امیددادن بدون انکار واقعیت

یکی از بزرگ‌ترین هنرهای بانوان در این شرایط، این است که:

نه دروغ می‌گویند،
نه فاجعه‌سازی می‌کنند.

آن‌ها می‌دانند:

  • انکار واقعیت، اعتماد را می‌کشد
  • بزرگ‌نمایی بحران، روح خانواده را می‌شکند

پس راه سوم را انتخاب می‌کنند:
واقعیت + معنا

مثلاً:

  • «شرایط سخت است، ولی با هم می‌گذرانیم»
  • «فعلاً محدودیت داریم، اما بی‌پناه نیستیم»
  • «کمتر می‌خریم، اما احترام‌مان کم نشده»

این جملات ساده، ستون‌های امیدند.


۵. بانوان و بازسازی عزت‌نفس همسر در شرایط اقتصادی سخت

در بسیاری از خانواده‌ها، مردان (به‌ویژه بازنشستگان) هویت خود را با «تأمین مالی» تعریف کرده‌اند.
وقتی این نقش تضعیف می‌شود، ضربه‌ی روانی شدیدی وارد می‌شود.

نقش بانوان در این نقطه بسیار ظریف و تعیین‌کننده است:

  • پرهیز از سرزنش مستقیم یا غیرمستقیم
  • جلوگیری از مقایسه با دیگران
  • برجسته‌کردن نقش‌های غیرمالی همسر

گاهی یک جمله مثل:

«بودن تو مهم‌تر از پول است»

می‌تواند چیزی را ترمیم کند که با هیچ عددی ترمیم نمی‌شود.


۶. انتقال امید به نسل بعد؛ نقش مادرانه در زمانه‌ی سخت

فرزندان بیش از آنچه فکر می‌کنیم، اضطراب اقتصادی را جذب می‌کنند.
آن‌ها:

  • لحن‌ها را می‌فهمند
  • سکوت‌ها را تفسیر می‌کنند
  • نگرانی‌ها را درونی می‌کنند

بانوان با رفتار روزمره‌ی خود، به فرزندان یاد می‌دهند:

  • آیا دنیا جای امنی هست یا نه؟
  • آیا بحران پایان زندگی است یا بخشی از آن؟
  • آیا انسان می‌تواند با کمبود، سالم بماند؟

مادری که:

  • آرامش نسبی‌اش را حفظ می‌کند
  • ترس‌هایش را مدیریت می‌کند
  • امید واقع‌بینانه منتقل می‌کند

در حال ساختن تاب‌آوری نسل آینده است.


۷. خودِ بانوان؛ فراموش‌شده‌ترین بخش ماجرا

اما یک حقیقت مهم را نباید نادیده گرفت:

بانوانی که امید می‌دهند، خودشان هم خسته می‌شوند.

زنانی که:

  • شنونده‌ی درد همه هستند
  • تنظیم‌کننده‌ی هیجان خانه‌اند
  • اغلب آخر از همه به خودشان می‌رسند

اگر امیددادن قرار است پایدار باشد، بانوان هم به منبع امید نیاز دارند:

  • دیده‌شدن
  • شنیده‌شدن
  • قدردانی واقعی، نه کلیشه‌ای

زنِ فرسوده، هرچقدر قوی، بالاخره می‌شکند.


۸. امید سالم؛ نه فداکاری افراطی، نه قهر خاموش

نقش بانوان در امیددادن، نباید به قیمت حذف خودشان تمام شود.

امید سالم یعنی:

  • گفتن «من هم خسته‌ام»
  • درخواست کمک
  • مرزبندی عاطفی

بانویی که:

  • احساساتش را انکار نمی‌کند
  • خودش را قربانی مطلق نمی‌کند

در واقع، الگوی امید بالغ برای خانواده است.


۹. چند جمله‌ی آرام‌بخش که بانوان می‌توانند به خود بگویند

  • «من مسئول نجات همه نیستم، فقط مسئول انسان‌ماندن هستم.»
  • «اگر امروز دوام آوردم، کافی است.»
  • «من حق دارم خسته باشم و هنوز ارزشمند باشم.»
  • «امید از کامل‌بودن نمی‌آید، از ادامه‌دادن می‌آید.»

این جملات، سوخت خاموش امیدند.


جمع‌بندی نهایی: امیدی که دیده نمی‌شود اما همه‌چیز را نگه می‌دارد

در روزگاری که اقتصاد فرسوده است،
امید دیگر از بانک‌ها نمی‌آید،
از سیاست نمی‌آید،
از وعده‌های بزرگ هم نمی‌آید.

امید، اغلب از زنان خانه‌ها می‌آید؛
از نگاه‌ها،
از کلمات،
از مدیریت احساسات،
و از تصمیم‌های کوچک اما پیوسته.

اگر امروز خانواده‌ای هنوز فرو نریخته،
اگر هنوز گفتگو زنده است،
اگر هنوز احترام هست،

به‌احتمال زیاد،
بانویی در آن خانه،
بی‌سروصدا،
ستون امید بوده است.


سخن پایانی

این مقاله نه برای اسطوره‌سازی از زنان نوشته شد،
نه برای تحمیل نقش‌های سنگین‌تر.

بلکه برای دیده‌شدن نقشی است که سال‌ها انجام شده، بی‌آنکه نامی داشته باشد.

اگر قرار است از امید حرف بزنیم،
باید از کسانی حرف بزنیم که آن را زندگی کرده‌اند.

یلدا، زنان و سوءتفاهمِ «وظیفه»

یلدا، زنان و سوءتفاهمِ «وظیفه»

حتماً. این مقاله را با نگاه واقع‌گرایانه، محترمانه، غیرشعاری و همراه با حفظ اقتدار زنان می‌نویسم؛ مخصوصاً با توجه به تجربه سال‌ها کار با خانواده‌ها و بازنشستگان.


یلدا، زنان و سوءتفاهمِ «وظیفه»

چرا خانم‌ها نباید در شب یلدا ناپدید شوند و چگونه اقتدار خود را حفظ کنند

شب یلدا قرار بوده طولانی‌ترین شب سال باشد، نه طولانی‌ترین شیفت کاری زنان.
اما متأسفانه در بسیاری از خانواده‌ها، یلدا برای خانم‌ها نه شب خاطره‌سازی، بلکه شب خستگی، بی‌خوابی و دیده‌نشدن است. همه می‌نشینند، حرف می‌زنند، می‌خندند، فال می‌گیرند، و یک نفر—یا چند نفر مشخص—مدام در حال رفت‌وآمدند: خانم‌ها.

این مقاله قرار نیست علیه سنت‌ها نوشته شود، بلکه علیه برداشت‌های اشتباه از سنت است؛ برداشت‌هایی که زن را از «صاحب مجلس» به «خدمتکار مجلس» تبدیل کرده‌اند.


۱. اول باید یک سوءتفاهم را اصلاح کنیم: یلدا مهمانی رسمی نیست

یلدا یک مراسم رسمی با تشریفات هتل پنج‌ستاره نیست.
یلدا:

  • دورهمی خانوادگی است
  • صمیمی است
  • خودمانی است

پس اگر فضای یلدا رسمی نیست، چرا انتظار رسمی و سنگین از خانم‌ها داریم؟

زن خانه مسئولِ «مدیریت فضا»ست، نه «انجام تمام کارها».


۲. پذیرایی، وظیفه زن نیست؛ مسئولیت جمعی است

یکی از ریشه‌ای‌ترین خطاهای فرهنگی این است که:

«پذیرایی = وظیفه زن»

در حالی که پذیرایی:

  • بخشی از مهمانی است
  • و مهمانی متعلق به همه اعضای خانواده است

اگر همه می‌خورند، همه هم می‌توانند سهمی در آماده‌سازی داشته باشند.

اقتدار زن از همین‌جا شروع می‌شود:
نه با دعوا، نه با گلایه، بلکه با تعریف نقش‌ها.


۳. زن مقتدر، قبل از یلدا برنامه‌ریزی می‌کند

اقتدار، محصول پیش‌بینی است.
خانمی که از قبل می‌گوید:

  • «امسال ساده می‌گیریم»
  • «هر کس یک چیز کوچک می‌آورد»
  • «پذیرایی سلف‌سرویس است»

در واقع دارد مرز سالم تعیین می‌کند.

زن مقتدر منتظر نمی‌ماند خسته شود و بعد ناراحت شود؛
از اول، قواعد بازی را مشخص می‌کند.


۴. نشستن زن در جمع، بی‌احترامی نیست

بعضی زنان ناخودآگاه فکر می‌کنند:

اگر بنشینم، یعنی کم‌کاری کرده‌ام

در حالی که:

  • نشستن زن کنار مهمان‌ها = پیام احترام به خودش
  • مشارکت در گفتگو = حضور واقعی
  • خندیدن = الگوی سالم برای دختران و نوه‌ها

وقتی زن خانه نمی‌نشیند، به نسل بعد یاد می‌دهد که «زن باید همیشه در خدمت باشد».


۵. اقتدار یعنی «نه گفتنِ آرام»

زن مقتدر کسی نیست که صدایش بلند است؛
کسی است که نه گفتنش آرام و قطعی است.

جمله‌های ساده و محترمانه:

  • «الان می‌خوام کنار شما باشم»
  • «پذیرایی همینه، هر کی خواست خودش برمی‌داره»
  • «امشب قراره خوش بگذره، نه اینکه خسته بشم»

این جمله‌ها بی‌ادبی نیستند؛
حفظ سلامت روان‌اند.


۶. مشارکت مردان، لطف نیست؛ مسئولیت است

وقتی مردان خانواده:

  • میوه می‌آورند
  • چای می‌ریزند
  • سفره جمع می‌کنند

این «کمک به زن» نیست؛
همکاری خانوادگی است.

زن مقتدر، این مشارکت را طلب می‌کند، نه التماس.


۷. یلدا فرصت آموزش غیرمستقیم است

دختران و نوه‌ها از یلدا بیشتر از حرف‌ها، رفتارها را یاد می‌گیرند.

اگر ببینند:

  • مادر همیشه ایستاده
  • خسته
  • ساکت
  • ناراضی

فردا همین نقش را تکرار می‌کنند.

زن با نشستن، حرف زدن، و لذت بردن، دارد آموزش می‌دهد:

«زن بودن یعنی انسان بودن، نه ماشین پذیرایی.»


۸. ساده‌گیری، نشانه ضعف نیست

برخی زنان فکر می‌کنند:

اگر ساده بگیریم، آبرو می‌رود

در حالی که:

  • آبرو به آرامش است
  • به لبخند است
  • به فضای گرم است

خانه‌ای که صاحب‌خانه‌اش خسته و عصبانی است،
حتی با بهترین پذیرایی هم دلنشین نیست.


۹. یلدا برای زن هم باید «شب» باشد، نه «شیفت»

زن هم حق دارد:

  • بنشیند
  • فال بگیرد
  • بخندد
  • خاطره بگوید

اگر یلدا برای زن فقط کار است،
نامش یلدا نیست؛ کار اجباری است.


سخن پایانی

یلدا قرار نیست زن‌ها را فرسوده‌تر کند؛
قرار است خانواده را نزدیک‌تر کند.

زن، ستون خانه است؛
اما ستون هم اگر همیشه بار بکشد و دیده نشود، ترک برمی‌دارد.

یلدای سالم، یلدایی است که:

  • زن دیده می‌شود
  • شنیده می‌شود
  • و در کنار دیگران، نه پشت صحنه، می‌درخشد

اقتدار زن، از همین شب‌های به‌ظاهر ساده شروع می‌شود.


توانمندسازی بانوان

توانمندسازی بانوان؛ نسخه‌ای که شادی از آن می‌چکد!


🌸مقدمه: زنان، موجوداتی که جهان روی مود آن‌ها می‌چرخد

اگر روزی صدبار در اخبار گفتند:
«اقتصاد جهان در آستانه فروپاشی است!»
فقط کافیست یک زن را پیدا کنید که:

  • هم‌زمان آش می‌پزد
  • وصلۀ شلوار بچه را می‌زند
  • جلسه آنلاین شرکت می‌کند
  • با شوهرش سر خرج خانه چانه می‌زند
  • و در واتساپ با فامیل می‌خندد

آن‌وقت می‌فهمید جهان فقط وقتی می‌چرخد که زنان در حال چرخاندن آن هستند.

اما با این همه قدرت پنهان و پیدای زنانه، هنوز هم در گوشه‌گوشه دنیا زنانی هستند که کسی به قدرت‌شان پی نبرده یا فرصت شکوفایی نداشته‌اند.
پس این مقاله آمده برای یک مأموریت:
ترکیب طنز + علم + انگیزه + تجربه واقعی زندگی زنانه = نسخه‌ای برای توانمندسازی بانوان


چی؟ اصلاً توانمندسازی بانوان یعنی چی؟ (با زبان ساده و باحال!)

توانمندسازی زنان یعنی:

  • زن لازم نباشد برای خرید یک رژ لب نگوید: «حاجی اجازه می‌دی؟»
  • زن بتواند بگوید «نه» بدون اینکه ۱۹ نفر از فامیل بخواهند معنی این «نه» را تحلیل کنند.
  • زن بتواند کار، درآمد، آینده و زندگی خودش را خودش بسازد.
  • یعنی زن مجبور نباشد برای بلند خندیدن از کسی اجازه بگیرد.
  • یعنی زن بتواند «خودش» باشد، نه نسخه‌ای که دیگران برایش می‌خواهند.

توانمندسازی زنان یعنی:
«به جای اینکه زن را محدود کنیم، جهان را برای او بزرگتر کنیم.»


🌈 چرا؟ چرا اصلاً باید زنان را توانمند کنیم؟

۱. چون زن‌ها اگر بخواهند، می‌توانند جهان را reboot کنند

ببینید، شوخی نیست.
یک زن وقتی تصمیم جدی بگیرد:

  • رژیم می‌گیرد
  • ۱۰ کیلو کم می‌کند
  • کتاب می‌نویسد
  • کسب‌وکار می‌زند
  • خانه را تغییر دکوراسیون می‌دهد
  • ۵۰ نوع سالاد درست می‌کند
  • و تازه وقت هم می‌کند با خواهرش دعوا کند و آشتی کند!

وقتی این موجود باارزش توانمند بشود، تکان‌دهنده می‌شود!


۲. چون استقلال مالی یعنی استقلال روحی

زن وقتی جیبش پر باشد:

  • به کسی باج نمی‌دهد
  • با کسی معامله احساسی نمی‌کند
  • اعتمادبه‌نفسش منفجر می‌شود
  • و کلاً دنیا را به چشم یک پروژه‌ی خوشگل نگاه می‌کند

پول معجزه می‌کند.
البته نه از آن جنس معجزه‌های «یهویی»؛
از جنس معجزه‌هایی که آدم را «آرام، راضی و خوشحال» می‌کند.


۳. چون جامعه از ظرفیت زنان عقب مانده

واقعیت:
در دانشگاه‌ها، زن‌ها بیشتر می‌خوانند و نمره بیشتری می‌آورند.
اما در مدیریت‌ها…
هنوز بعضی‌ها فکر می‌کنند مدیریت یعنی سبیل!

نه عزیزان.
مدیریت یعنی مغز؛ نه سبیل.
زنان اگر وارد مدیریت شوند، هم نظم می‌آید، هم خلاقیت، هم اخلاق!


۴. چون زنِ توانمند، نسل توانمند تربیت می‌کند

بچه‌ای که مادر قوی داشته باشد:

  • اعتمادبه‌نفسش سر به سقف می‌زند
  • آینده‌اش نرم و راحت پیش می‌رود
  • و مغزش درگیر این نمی‌شود که «مادر من چرا اجازه نداشت؟»

۵. چون شادی زن، شادی خانواده است

این جمله را باید طلا گرفت:
اگر زن شاد باشد، خانه نور می‌گیرد. اگر زن ناراحت باشد، خانه سردخانه می‌شود.

بنابراین توانمندسازی زنان یعنی گرم کردن همه خانه‌ها.


🚀 چطور؟ چگونه زنان را توانمند کنیم؟ (بخش جذاب و کاملاً کاربردی!)

خب حالا می‌رویم سر اصل مطلب: تکنیک‌های توانمندسازی بانوان… با نمک!


۱. آموزش مهارت‌های درآمدزا؛ خداحافظ وابستگی

زن امروز باید بداند پول از کجا می‌آید و چگونه می‌آید.

بهترین مهارت‌ها:

  • تولید محتوا (زن‌ها استاد داستان‌سازی‌اند، پس چرا محتوا تولید نکنند؟!)
  • مدیریت پیج اینستاگرام
  • کار با هوش مصنوعی
  • طراحی لباس
  • ساخت زیورآلات
  • مدیریت فروشگاه اینترنتی

چرا این مهارت‌ها مهم‌اند؟

چون زن دیگر مجبور نیست بگوید «یه پولی بده می‌خوام خرج کنم».
بلکه می‌گوید: «من الان دو برابر تو درآمد دارم، چیزی می‌خوای بخرم برات؟» 😄


۲. توانمندسازی ذهنی؛ همان قسمتی که دنیا از آن می‌ترسد!

زن توانمند، اول ذهنش را توانمند می‌کند.

کارهایی که زن باید یاد بگیرد:

  • گفتن «نه» بدون عذاب وجدان
  • اعتماد به تصمیم‌های خودش
  • کنار گذاشتن فکر «دیگران چی می‌گن»
  • مراقبت از خودش (نه فقط پوست و مو؛ ذهن و روح هم!)
  • انتخاب روابط سالم

زن وقتی اعتمادبه‌نفس داشته باشد،
حتی اگر وسط جلسه سکوت کند، باز همه می‌فهمند که «او حضور دارد.»


۳. شبکه‌سازی زنانه: خواهرانه ولی قدرتمند

زن‌ها وقتی کنار هم جمع شوند، تازه موتور خلاقیت‌شان روشن می‌شود.

گروه‌های زنانه باید:

  • ایده بدهند
  • حمایت کنند
  • آموزش بدهند
  • همدیگر را معرفی کنند
  • کارهای هم را تبلیغ کنند

زن‌ها باید از رقابت بی‌خود دست بردارند و بروند سمت «شبکه‌سازی».
رقابت زنانه، یک چیز خطرناک دارد:
در ۹۰٪ مواقع هیچ‌کدام برنده نمی‌شوند!

اما در همکاری زنانه؟
همه برنده‌اند.


۴. مهارت‌های مالی؛ از قلک تا بورس

زن باید بداند:

  • چطور پولش را خرج کند
  • چطور پس‌انداز کند
  • چطور سرمایه‌گذاری کند
  • چطور دخل‌وخرج خانه را مدیریت کند

بعضی از مردها وقتی ببینند زن‌شان از آن‌ها بیشتر می‌فهمد،
در نگاه اول جا می‌خورند…
ولی بعداً که زن درآمد بالا آورد، همان مرد می‌رود برایش چای هم می‌آورد! 😄


۵. رابطه سالم = زن سالم

زن وقتی در رابطه ناسالم باشد:

  • انرژی‌اش می‌ریزد
  • انگیزه‌اش کم می‌شود
  • نمی‌تواند پیشرفت کند

توانمندسازی یعنی زن بداند:

  • کی «نه» بگوید
  • کی «برو» بگوید
  • کی «باشه» بگوید
  • کی خسته است
  • کی نیاز به استراحت دارد

زنِ سالم، جهان سالم می‌سازد.


۶. فناوری، بهترین دوست جدید زنان

تکنولوژی آمده تا زنان از قفس زمان و مکان آزاد شوند.

زن می‌تواند:

  • از خانه درآمد داشته باشد
  • با هوش مصنوعی طراحی کند
  • با موبایل کلاس برگزار کند
  • پیج بزند
  • محصول بفروشد
  • آکادمی بسازد

تکنولوژی یعنی:
استقلال × سرعت × آزادی × خلاقیت


🌺 خب؟ نتیجه‌اش چی می‌شود؟

وقتی زنان توانمند شوند:

۱. خانواده پیشرفت می‌کند

زن که قوی باشد، خانواده روی دو پایه استوار می‌ایستد.

۲. اقتصاد رشد می‌کند

زنی که درآمد دارد، چرخ اقتصاد خانه + جامعه را می‌چرخاند.

۳. جامعه آرام‌تر می‌شود

زن‌ها بلدند آرام کنند، مهربان کنند، مدیریت کنند، دلسوزی کنند.

۴. نسل آینده شارژ می‌شود

مادری که حالش خوب باشد، مادری که اعتمادبه‌نفس دارد، نسل بعد را قدرتمند می‌کند.

۵. خودِ زن شکوفا می‌شود

و این مهم‌ترین نتیجه است.
زن «خودش» می‌شود.
نه نسخه‌ای که دیگران از او ساخته‌اند.


💥 نتیجه‌گیری نهایی بمب‌افکن (ولی شاد!)

توانمندسازی زنان یعنی:
باز کردن درِ قفس نه برای اینکه زن پرواز کند…
برای اینکه جهان از بال‌های او جا نماند.

توانمندسازی یعنی:

  • زن خودش باشد
  • خودش انتخاب کند
  • خودش تصمیم بگیرد
  • خودش بسازد
  • خودش بدرخشد

و مهم‌تر از همه—
دیگر کسی نتواند به او بگوید:
«تو نمی‌تونی.»

چون حقیقت این است:

🔸 زن توانمند = خانواده قوی
🔸 خانواده قوی = جامعه پیشرفته
🔸 جامعه پیشرفته = آینده درخشان

پس اگر می‌خواهی جهان را تغییر دهی؟
نرو دنبال موشک و تکنولوژی عجیب‌وغریب.
فقط زنان را توانمند کن.
بقیه‌اش خودش درست می‌شود!


توانمندسازی بانوان بر اساس آموزه‌های دینی حضرت فاطمه زهرا(س)

توانمندسازی بانوان بر اساس آموزه‌های دینی حضرت فاطمه زهرا(س)

در ادامه یک مقاله کامل، تخصصی، مذهبی، مستند، و حدوداً ۲۰۰۰ کلمه‌ای درباره توانمندسازی بانوان بر اساس آموزه‌های دینی حضرت زهرا‌(س) تقدیم می‌کنم.
این متن قابل استفاده برای کتاب، مقاله، سخنرانی، کارگاه و … است.


تحلیل علمی ـ دینی همراه با آیات و احادیث معتبر

مقدمه

توانمندسازی زنان، در ادبیات معاصر، به معنای ایجاد شرایطی است که زن بتواند استعدادهای خدادادی خود را شکوفا کند، نقش مؤثرش را در خانواده و جامعه ایفا نماید، و در مسیر رشد معنوی، اجتماعی و اقتصادی گام بردارد. اما حقیقت این است که اسلام این موضوع را ۱۴ قرن پیش، در شخصیت بی‌بدیل حضرت فاطمه زهرا(س)، به نمایش گذاشته است؛ شخصیتی که نه‌تنها الگوی زنان، بلکه الگوی انسان کامل است.

قرآن کریم زن و مرد را دو بال پرواز انسانیت می‌داند و بارها بر قدرت، کرامت و حق اختیار بانوان تأکید کرده است:

«إِنِّی لا أُضِیعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْکُمْ مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثَى» (آل‌عمران/۱۹۵)
هیچ عمل‌کننده‌ای از شما را، چه زن و چه مرد، ضایع نمی‌کنم.

حضرت زهرا(س) مصداق عالی این کرامت است؛ بانویی که در خانه پیامبر رشد کرد، در دامان امیرالمؤمنین علی(ع) شکوفا شد، در تربیت امامان معصوم نقش داشت، و در میدان دفاع از ولایت و عدالت، به‌عنوان یک زن توانمند، تاریخ اسلام را دگرگون ساخت.

این مقاله تلاش دارد ویژگی‌های توانمندسازی زنان را از منظر آموزه‌های فاطمی بررسی کرده و نشان دهد چگونه الگوی حضرت زهرا(س) می‌تواند امروز نیز مبنای تحول فردی، خانوادگی و اجتماعی بانوان باشد.


۱. هویت زن در اسلام: پایه اول توانمندسازی

اسلام قدرت زن را در ذات او قرار داده؛ نه در ظاهر، نه در مد، و نه در تلاش برای شبیه‌سازی با مرد. قرآن می‌گوید زن و مرد، هر دو از «نفس واحده» آفریده شده‌اند (نساء/۱)، بنابراین جنسیت، معیار ارزش نیست.

۱-۱. کرامت ذاتی زن

پیامبر اکرم(ص) فرمودند:

«فَاطِمَةُ سَیِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ»
(بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۲۴)

وقتی الگوی یک زن، «سیده زنان عالم» است، یعنی اسلام سقف رشد او را محدود نکرده است.

۱-۲. زن؛ انسانِ کامل، نه جنسِ دوم

قرآن در سوره احزاب، ۱۰ ویژگی مؤمنان را نام می‌برد و برای هر ویژگی، زن و مرد را در کنار یکدیگر می‌آورد:

«إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَالْمُسْلِمَات…» (احزاب/۳۵)

این یعنی زن می‌تواند عالمه، مدیر، حکیمه، سیاست‌مدار، مربی، اقتصاددان و قهرمان معنوی باشد، همان‌گونه که حضرت زهرا(س) بود.


۲. توانمندسازی فکری و علمی در مکتب زهرا(س)

یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های توانمندسازی، آگاهی و علم است. زن ناآگاه، مورد سوءاستفاده فرهنگ‌ها، رسانه‌ها و حتی افراد نادرست جامعه قرار می‌گیرد. اما زنِ آگاه، «تصمیم‌ساز» است.

۲-۱. خطبه فدکیه؛ سند بالای سواد دینی و سیاسی

«خطبه فدکیه» یکی از شگفت‌انگیزترین اسناد علمی تاریخ اسلام است. حضرت زهرا(س) در این خطبه با استدلال‌های دقیق قرآنی و حقوقی، از حق خویش و ولایت دفاع می‌کند.

این خطبه نشان می‌دهد:

  • زن حق دارد از حق خود دفاع کند
  • زن حق دارد در سیاست نظر بدهد
  • زن حق دارد به حکومت اعتراض علمی و منطقی کند

علّامه مجلسی می‌گوید:

«کلام فاطمه(س) در خطبه فدک، پس از کلام پیامبر و امیرالمؤمنین، فصیح‌ترین سخن عرب است.»
(بحارالانوار، ج ۲۹)

بنابراین، یکی از مهم‌ترین درس‌های توانمندسازی از حضرت زهرا(س)، کسب علم، سواد رسانه، قدرت تحلیل و آگاهی سیاسی ـ اجتماعی است.


۳. توانمندسازی اخلاقی: خلق عظیم فاطمی

قدرت زن تنها در دانش نیست؛ در اخلاق، مهربانی، صلابت، و مدیریت عاطفی نیز هست.

۳-۱. سخاوت و بخشش

قرآن درباره رفتار خانواده حضرت زهرا(س) می‌گوید:

«وَیُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ»
(حشر/۹)
آن‌ها نیاز دیگران را بر نیاز خود مقدم می‌دارند.

این آیه پس از ماجرای بخشیدن غذای خانواده محسن(ع) به فقیر، یتیم و اسیر نازل شد.

این یعنی زن می‌تواند:

  • رهبری عاطفی خانواده را برعهده گیرد
  • الگوی بخشش و ایثار در جامعه باشد
  • و با اخلاق خود یک «جنبش انسانی» ایجاد کند

۳-۲. صلابت و قاطعیت همراه با آرامش

حضرت زهرا(س) در دفاع از امام علی(ع)، با قدرت و بدون ترس سخن گفت، اما هرگز از چارچوب ادب خارج نشد.

این الگو برای زنان امروز یعنی:

  • زن می‌تواند قاطع باشد، بدون آنکه خشن شود
  • محکم باشد، بدون آنکه غرور پیدا کند
  • اعتراض کند، بدون آنکه اخلاق را ترک کند

۴. توانمندسازی اقتصادی: درس‌های فاطمی برای استقلال زن

هرچند زندگی حضرت زهرا(س) ساده بود، اما ایشان الگوی «مدیریت اقتصادی» بودند.

۴-۱. مهارت اقتصادی در خانواده

پیامبر(ص) فرمودند:

«نِعْمَ الْعَوْنُ عَلَى الدِّینِ الدُّنْیَا»
(کافی، ج ۱، ص ۵)
خودکفایی و توان مالی کمک بزرگی برای دینداری است.

حضرت زهرا(س):

  • در خانه نظم اقتصادی داشت
  • اولویت‌بندی مصرف را آموزش داد
  • همراهی با شغل همسر را انجام می‌داد، نه وابستگی کامل

این نگاه نشان می‌دهد زن باید:

  • سواد اقتصادی داشته باشد
  • توان درآمدزایی پیدا کند
  • در خانواده نقش فعال ایفا کند

۴-۲. استقلال مالی زن در اسلام

قرآن می‌گوید:

«لِلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِمَّا اکْتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِیبٌ مِمَّا اکْتَسَبْنَ»
(نساء/۳۲)
مردان از درآمد خود بهره دارند و زنان از درآمد خود.

یعنی زن در اسلام مالک درآمد خویش است. این بزرگ‌ترین پایه استقلال اقتصادی است.


۵. نقش اجتماعی و جهادی حضرت زهرا(س): زن بالاتر از یک شهروند

بانوان جامعه امروز باید بدانند که فعالیت اجتماعی با دیانت کاملاً سازگار است، زیرا حضرت زهرا(س) چنین بود.

۵-۱. دفاع از ولایت؛ بزرگ‌ترین کنشگری اجتماعی

ایشان در مسجد پیامبر:

  • سخنرانی کردند
  • نقد سیاسی بیان کردند
  • وارد گفت‌وگو با مخالفان شدند
  • از ساختار حکومت پرسش کردند

این یعنی زن مؤمن می‌تواند فعال اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و حتی حامی عدالت باشد.

۵-۲. زنِ تحول‌ساز

حدیث پیامبر(ص):

«فاطمة بَضْعَةٌ مِنّی»
(صحیح مسلم)
فاطمه پاره وجود من است.

معنایش این است که هرگز نمی‌توان مشارکت اجتماعی زن را نادیده گرفت زیرا زن، ادامه‌دهنده نور پیامبر است.


۶. توانمندسازی خانوادگی: مدرسه انسان‌سازی فاطمی

بیشترین اثر هر زن در خانواده است، جایی که نسل‌ها ساخته می‌شود.

۶-۱. تربیت انسان‌های بزرگ

فقط یک نگاه کافی است:

  • امام حسن(ع): رهبر صلح و عقلانیت
  • امام حسین(ع): رهبر آزادی و عدالت
  • حضرت زینب(س): قهرمان خطابه و مقاومت
  • حضرت محسن(ع): مظلوم‌ترین شهید تاریخ

این یعنی یک زن می‌تواند پایه‌گذار تمدن باشد.

۶-۲. مدیریت خانه به‌عنوان یک «رسالت»

پیامبر(ص):

«فاطمة سَیِّدَةُ بَیْتِها»
(کنزالعمال)
فاطمه سرور و مدیر خانه خویش بود.

این حدیث نشان می‌دهد خانه‌داری تحقیر نیست، مدیریت است.


۷. توانمندسازی معنوی: روحی که جامعه را زنده می‌کند

توانمندی زن، اگر فقط اقتصادی یا علمی باشد ولی معنویت نداشته باشد، ناقص است.
حضرت زهرا(س) الگوی کامل معنویت است.

۷-۱. عبادت‌های طولانی

در روایت آمده است:

«ما رُئِیَت فاطمة قطّ إلا ذاکرة»
(بحار، ج ۴۳)
هیچ‌گاه فاطمه دیده نشد مگر در حال ذکر و عبادت.

این یعنی زن می‌تواند:

  • قلب خانواده باشد
  • آرامش‌دهنده همسر و فرزندان
  • منبع انرژی معنوی و روانی

۷-۲. دعا برای دیگران؛ اوج توان روحی

امام حسن(ع) می‌فرماید:

«مادرم شب‌ها فقط برای همسایگان دعا می‌کرد.»
(کافی، ج۲)

این یعنی زن، تکیه‌گاه عاطفی جامعه است.


۸. درس‌های عملی برای توانمندسازی زنان امروز

۱. کسب علم و سواد رسانه‌ای

الهام از خطبه فدکیه.

۲. استقلال مالی و کسب مهارت‌های اقتصادی

الهام از آیه نساء/۳۲.

۳. مدیریت عاطفی و تربیتی خانواده

الهام از تربیت حسنین(ع).

۴. کنشگری اجتماعی و مسئولیت‌پذیری

الهام از دفاع حضرت از ولایت.

۵. تقویت معنویت و خودسازی

الهام از عبادات فاطمی.

۶. حفظ کرامت، عفت و حریم شخصی

الهام از آیه حجاب (نور/۳۱).

۷. قاطعیت همراه با مهربانی

الهام از اخلاق و خطابه‌های ایشان.


نتیجه‌گیری

اگر امروز دنبال نسخه‌ای برای توانمندسازی زنان باشیم ـ نسخه‌ای که نه غرب‌زده باشد، نه کلیشه‌ای، نه تحقیر‌کننده زن و نه مرد ـ بهترین الگو همان است که خداوند در قرآن ستوده و پیامبر معرفی کرده است: حضرت فاطمه زهرا‌(س).

او زنی بود:

  • دانشمند و تحلیل‌گر
  • قاطع و در عین حال مهربان
  • ربانی، معنوی و اهل خودسازی
  • فعال اجتماعی و سیاسی
  • مدیر اقتصادی خانه
  • الگوی تربیت فرزندان
  • دفاع‌کننده از عدالت و آزادی

زن امروز، اگر بخواهد در جامعه بدرخشد، باید این پنج ستون را تقویت کند:

  1. آگاهی
  2. اخلاق
  3. معنویت
  4. استقلال مالی
  5. نقش‌آفرینی اجتماعی
  6. و این همان چیزی است که مکتب فاطمی برای زنان به ارمغان آورده است.

بانوی مقتدر

توانمندسازی بانوان

توانمندسازی بانوان

توانمندسازی بانوان:

بانوان قدرتمند ما می توانند، میهن عزیزمان را به گلستان تبدیل کنند.

مرتباً در جامعه و در خانواده ها، شاهد این هستم که تا چه میزان، بانوان مهربان، صبور و بی آزار، این سرزمین مورد بی احترامی و ظلم واقع می گردند و این ظلم، حتی از سمت نزدیکترین و بهترین کسانی که آنها را دوست دارند، بر آنها اعمال می شود.

در چند روز گذشته بود که خبری، کل وطن را دستخوش التهاب نمود، خبر کشتن دختر 17 ساله اهوازی توسط پدرش، یا اخبارهای متعددی از تجاوز، زورگوئی و قتل های خانوادگی که متأسفانه در جامعه ما رواج دارد.

چرا ما باید در اکثر اوقات، منتظر چنین اخباری بواسطه ظلم های متعددی که به این فرشتگان روی زمین می شود، باشیم؟

حال وظیفه ما در مقابل این اخبار و رفتارهای متعدد که اکثراً توسط مردان اعمال می شود، چیست؟

مسئله دیگری که وجود دارد، عدم توانمندسازی بانوان است که متأسفانه بواسطه آموزشهای غلط و سنتی که از والدین آموزش ندیده ما، به نسل های بعدی، انتقال یافته است، این ناتوانی آموخته شده، سینه به سینه، از مادری به دخترش و همینطوری به نسلهای بعدی، صورت گرفته است.

تا چه زمانی باید شاهد این همه ناعدالتی و نابرابری بانوان در جامعه امان باشیم. آیا زمانش نرسیده که خود بانوان وارد گود شده و آستینی بالا زده و کمر همت بسته و به توانمندسازی این قشر خوب، زحمتکش و گرانقدر، یاری بجویند.

و باز هم متأسفانه بعضی از همین بانوان هستند که در زمانی که به مقام های بالاتر می رسند که می بایست برای این قشر مهربان، قدمی بردارند، بواسطه آموزشهای غلط خودشان و باورهایی که از نسل های گذشته به آنها منتقل گردیده، حتی خود مانعی بر سر آموزش بانوان در این زمانه میگردند.

به صورتی که یکی از همین بانوان در مقابل درخواست اینجانب جهت آموزش و ایجاد کلاس توانمندسازی بانوان، شدیداً با این امر مخالفت نمود و گفتند که نباید، حقوق بانوان را به آنها، آموزش داد، زیرا که اگر چنین اتفاقی بیفتد، میزان طلاق در جامعه، به صورت تصاعدی، افزایش می یابد.

در صورتی که این بانوی گرامی توجه نداشتند که نباید، خودروئی را به دست کسی داد اما آموزش رانندگی به او داده نشود، در آن صورت است که اگر احتمالاً بتواند از آن خودرو استفاده نماید و آن را به حرکت درآورد، مطمئناً لطمات جبران ناپذیری به خود و اطرافیان وارد نماید.

لکن اگر به همین بانوی گرامی، آموزش های لازم جهت رانندگی و فرهنگ رانندگی داده شود، مسلماً دیگر هیچوقت شاهد صدمه رساندن به خودش و دیگران گردد.

بقول دخترم که معتقد است، چرا ما دختران باید همه چیز را رعایت کنیم تا مردان و آقایان به خطا نیفتند. اگر قرار است، ما دختران، مسائلی را رعایت نمائیم، این رعایت باید حتماً دو طرفه باشد.

و بارها و بارها شاهد هستید که اگر عمل خلاف منافی عفت رخ دهد، مرد براحتی از زیر مجازات، رهائی می یابد و این بانوان هستند که حتی اگر بتواند از زیر مجازات دادگاه، خلاصی یابند، تا پایان عمر، می بایست این داغ را همراه خود داشته باشند زیرا که دیگران، آنها را رها نخواهند کرد و همیشه به چشم، یک فرد مشکل دار، به آنها می نگرند.

در صورتی که برای یک عمل خلاف منافی عفت، تنها وجود زن، کفایت نمی کند و مرد نیز باید حضور داشته باشد که این عمل اتفاق بیفتد.

باز متأسفانه بارها شاهد هستیم که زمانی که بحث عفت و فساد در جامعه زیر سئوال می رود، باز همه انگشتها و نشانه ها به سمت بانوان گرامی گرفته می شود، زیرا که به عقیده اکثریت جامعه، این بانوان هستند که می بایست، خود را محفوظ دارند. و هیچکس از آقایان عالی رتبه به این نکته توجه نمی کنند که چرا مردان و آقایان نباید مراقب چشمان و اعمال خود باشند، به صورتی که حتی بانوان با هر ظاهری بیرون آیند، هیچ فردی جرأت جسارت و نگاه نامربوط به وی را نداشته باشد.

همانگونه که خانم گودیوا همسر دوک کاونتری انگلیس، که زنی خیلی محبوب و محترم بود، بخاطر دفاع از یک شهر، بر روی اسب، بصورت عریان سوار شده و در شهر گشت، لکن هیچ مردی حاضر به دیدن ایشان نشد. البته شاید کسانی باشند که این عمل را که بخاطر دیگران، حاضر به چنین کاری شد را نپسندند، لکن همت بلند مردان آن شهر مد نظر است که بانوان می توانند به هر صورتی و با هر وضعیتی باشند، به شرطی که همین عفت و عفاف، نیز در مردان ما، تعریف و نهادینه گردد.

تمام این موارد را بیان نمودم، تا به اینجا برسم که حال که دیگران، در خصوص بانوان، تنها به نیازهای خودشان، توجه می نمایند، این خود بانوان گرامی هستند که می بایست، برای اقتدار و احترام خود، قدم های شایسته بردارند. و خدا رو شکر که با برگزاری این همایش، این امید بوجود آمده است که بتوان، قدم های اساسی در این راه برداشته شود.

 

توانمندسازی بانوان

ماجرای ورودم به بحث توانمندسازی بانوان:

قصه از سال 1368 شروع شد، آن زمانی که به قول قدیمی­ها، قاطی مرغ­ها شده و ازدواج نمودم و دریچه تازه­ای به روابط گرم و صمیمی در دنیای متأهلی، برایم گشوده شد. چون در آن زمان، به دنبال ارتباط خوب و صمیمی بین همسران بودم، و از طرفی، شخصیتم که یک شخصیت مهرماهی بود به عنوان یک مشاور، خودنمایی می­کرد، خیلی زود، در سال 69، با ورود به یک اختلاف و تعارض خانوادگی که برای یک عروس و داماد تازه عقد کرده در فامیل، ایجاد شده بود، وارد این حیطه(مشاور خانواده) گردیدم، آن زمان تنها راه­حل­های منطقی که به نظرم، مناسب می­آمد، را مطرح می­کردم.

این مسأله در طول زندگی ادامه داشت و با مشاوره­هایی که به خانواده­ها می­دادم، دیگران نیز با توجه به وضعیت زندگیم(یک زندگی رویایی با همسر)، تا حدودی به مواردی که مطرح می­کردم، توجه نموده و بعضی نیز، تنها و تنها، مطالب را شنیده و پشت گوش می­انداختند.

در آن زمان، از طرف فامیل، لقب بازجوی عروس و دامادها، را گرفتم و در اطرافیان، هر فردی که قصد رفتن به خواستگاری را داشت، یا خواستگار برای او می­آمد، با اینجانب مشورت می­نمود. و در همان حال که مشاوره می­دادم، سعی می­نمودم که مطالب علمی مربوطه را نیز در این خصوص فراگیرم.

سه سئوال اساسی در خصوص توانمندسازی بانوان:

آن زمان برایم سه سوال اساسی، ذهن مرا به خود مشغول می­داشت:

  1. چرا عروس و دامادهایی که چنین با عاشقی و دل باختگی، زندگی­های زیبای خود را شروع می­نمایند، بعد از مدتی، دیگر زندگی آن رنگ و بوی دوران آشنائی و عاشقی را نداشته و مشکل­ها و مسائل، خودنمائی می­کنند؟
  2. چرا در بسیاری از خانه­ها، اکثریت کارهای خانه، تنها و تنها، توسط خانم خانه انجام شده و آقایان یا دست به سیاه و سفید نمی زنند، یا به صورت خیلی کم و کوتاه، به این کار مبادرت می­نمایند؟

جالب بود که دیگران بر نگارنده نیز خرده می­گرفتند که چرا بر خلاف این سنت غلط، به همسرم کمک می­نمودم، زیرا از نظر آنها، کارهای خانه تنها مخصوص خانم خانه و کارهای خارج از خانه، مربوط به مرد خانه بود.

  •  سومین سوال این بود که چرا خانم­ها بصورت کلی، تابع همسران خود بوده و بیشتر آنها، هیچ اظهار نظری در مورد هیچ مطلبی نمی­کنند، یا زمانی که بخواهند در بحث­ها، از سلاحی استفاده کنند، تنها از سلاح گریه، استفاده می­کنند. و چرا خانم­ها، از اقتدار بی نهایت خود، استفاده لازم را نمی­برند؟

از طرفی، باورهای غلط در جامعه، نیز به این مسائل دامن می­زد، زیرا در هیچ کجای زندگی، در مدارس و دانشگاه­ها، این موارد را آموزش نمی­دادند، لذا هر فردی، بنا به آموزش­هایی که از رفتارهای والدین خود کسب نموده بود، عمل کرده و مشخص است که وضعیت به کجا می­انجامد.

سه سناریو برای توانمندسازی بانوان:

سناریو اول توانمندسازی بانوان، تولد سه دختر:

این موضوع ادامه داشت تا اینکه، خدای مهربان و کریم، به مرور و به فاصله ده سال، سه دختر نازنین، به من عطا نمود و از همان زمانی که اولین دخترم به سن تکلیف رسید، به دنبال یافتن پاسخ این سوال بودم که چرا، بر اساس تعالیم اسلام، دختران در 9 سالگی به تکلیف می­رسند و تمام تکالیف دینی بر آنها واجب می­شود، اما سن تکلیف در پسران 15 سال است؟ مگر چه تفاوتی بین جسم دختر و پسر وجود دارد؟ همان معده و اعضاء و جوارحی که دختران برای تناول و هضم غذا دارند، پسران نیز همان­ها را دارند، فقط در خصوص اعضاء جنسی متفاوت هستند که به نظرم، دلیل منطقی برای این تفاوت سن در تکلیف شدن، نبود.

جالب این بود که از چندین مرجع تقلید، که به نظرم می­توانستند، پاسخ صحیح و درست این سوال را به من بدهند، نیز سوال نمودم! و بنظرم، چون پاسخ مراجعین، توسط دفاتر آن مراجع عظام، پاسخ داده می­شود، پاسخ­های داده شده، کلی بود و حداقل برای من قابل قبول نبود، پاسخ­ها، از آن جمله بودند که: چون حضرت فاطمه(س) در 9 سالگی به خانه حضرت علی(ع) رفته، و حضرت عایشه، در 9 سالگی به عقد پیغمبر(ص) درآمده است.

خوب مشخص است که این پاسخ­ها، با معلومات حداقلی که از دین داشتم، برایم قابل قبول نبود، زیرا که مشخص است که محیط عربستان با محیط ایران به صورت کامل متفاوت است و دختر 9 ساله در عربستان، با دختر 9 ساله در ایران، یکسان و دارای شرایط مساوی نیستند.

بی­صبرانه و بی­مهابا، به دنبال جواب قانع کننده بودم. و این را نیز به خوبی میدانستم که گاهی در دین، مسایلی وجود دارد که شاید در زمان خاصی نتوان به جواب آن دست یافت اما در سال­های بعد، این مسایل با پیشرفت علم، به اثبات می­رسند(مانند حکمت سجده، که هم اکنون دانشمندان به اثرات اعجاز آمیز آن، مطلع گردیدند)، اما این سوال از آن سوال­هایی بود که یقین داشتم، برای آن جواب قانع­کننده­ای در حال حاضر وجود دارد و می­توانم با جستجوی بیشتر به آن دست یابم.

پس از مدتها و در زمانی که مادر همسرم، به رحمت خدا رفت و بر حَسَب ضرورت به شهرستان رفته بودیم، در مراسم ختم قرآن برای آن مرحومه، روحانی روستا که جوانی حدود 23 ساله بود، نیز حضور داشت. در آن محل، سوال خود را مطرح نمودم و پس از دو ساعت بحث و مباحثه با آن فرد، با دلایلی که روحانی جوان، با سعه صدری که بخرج داد و مطالب را به صورت شفاف و واضح برایم تشریح نمود، مرا قانع نمود که بله، باید دختران در 9 سالگی به تکلیف برسند.

سناریو دوم توانمندسازی بانوان، امید به زندگی:

و جالب این­که، در سال 95 که در حوزه فعالیت توانمندسازی بازنشستگان، وارد گردیدم و در زمانی که با مبحث “امید به زندگی” روبرو شدم، متوجه شدم که امید به زندگی در حال حاضر(1401) در ایران، برای آقایان 75 سال و برای خانم­ها(علیرغم اینکه، اکثر بیماری­ها و مشکل­ها، مربوط به خانم­ها است) 78 سال است، به همین خاطر، به دنبال دلیل رفتم، باز همان دلیل اولیه، که آن روحانی جوان تشریح نموده بود، برایم خودنمایی کرد.

سناریو سوم توانمندسازی بانوان، فوت همسر:

در بیشتر خانواده ها می­بینید، اگر در یک خانواده پدر خانواده، مشکلی برای او پیش آید و از دنیا برود یا جدا شود، مادر خانواده به راحتی می­تواند خانواده را سرپرستی و هدایت نموده و مسیر زندگی آنها را به خوبی هموار سازد، لیکن اگر این مورد برعکس اتفاق افتد و مادر خانواده از دنیا برود، در اکثر موارد، آن زندگی از هم پاشیده و پدر با وجود داشتن ثروت بسیار، توانایی هموار کردن جاده زندگی برای فرزندان را نخواهد داشت.(البته باز هم تکرار می­کنم، در اکثر موارد، نه همه موارد، چون مواردی را مشاهده نمودم که پدر به خوبی جای خالی مادر را پر نموده و توانسته آرامش خانواده را حفظ نماید، اما تعداد آنها در مقایسه با کل جامعه، بسیار محدود است).

قدرت(X) یا همان توانمندسازی بانوان:

قدرت و توانمندی بانوان، همان پاسخی که در جواب آن روحانی در خصوص به سن تکلیف دخترانم دریافتم و همچنین پاسخی که در خصوص افزایش طول عمر برای بانوان، با تحقیق، مطالعه و مذاکره با افراد به آن دست یافتم.

قدرت بانوان، 

قدرت بانوان همان موضوع(X) که آن روحانی در آن مراسم ختم قرآن، برایم تشریح نمود و پس از ساعتها، بحث و بررسی مرا متقاعد نمود که یک دختر، حتی در سن 9 سالگی، به دلیل قدرت بالا و توانمندی که دارد، توانایی کنترل و هدایت یک خانواده را دارد، لیکن به خوبی شاهد هستیم که بسیاری از پسران، هنوز در سن 20 سالگی نیز توانایی هدایت و کنترل خود را نیز ندارند، چه برسد به توانایی هدایت و کنترل یک خانواده که به دست وی سپرده شود.

  •  همین قدرت لایزال الهی است، که در وجود زن، دمیده شده است که تفاوت بسیار بالا بین توانایی­های زن و مرد قرار داده است که یک دختر در سن 9 سالگی و یک پسر، در سن 15 سالگی به تکلیف می­رسد.  
  • قدرت بانوان بسیار فراتر از آن چیزی است که تصور می­کنید، به صورتی که در بیشتر خانواده ها می­بینید، اگر در یک خانواده پدر خانواده، مشکلی برای او پیش آید و از دنیا برود یا جدا شود، مادر خانواده به راحتی می­تواند خانواده را سرپرستی و هدایت نموده و مسیر زندگی آنها را به خوبی هموار سازد، لیکن اگر این مورد برعکس اتفاق افتد و مادر خانواده از دنیا برود، در اکثر موارد، آن زندگی از هم پاشیده و پدر با وجود داشتن ثروت بسیار، توانایی هموار کردن جاده زندگی برای فرزندان را نخواهد داشت.(البته باز هم تکرار می­کنم، در اکثر موارد، نه همه موارد، چون مواردی را مشاهده نمودم که پدر به خوبی جای خالی مادر را پر نموده و توانسته آرامش خانواده را حفظ نماید، اما تعداد آنها در مقایسه با کل جامعه، بسیار محدود است)
  • همین قدرت است که شاهد هستیم که بانوان علیرغم داشتن بسیاری از بیماری­ها، مسائل و مشکلاتی که برایشان بوجود می­آید، باز مقاوم­تر و قوی­تر از آقایان هستند و به همین علت است که امید به زندگی در این قشر پرعظمت،(78 سال)، سه سال بیشتر از امید به زندگی آقایان (75 سال)، در این روزگار است.

آیا چنین قدرتی، واقعاً تحسین برانگیز نیست؟ آیا نباید به چنین قدرتی، افتخار کرد؟

اگر مطالب این مقاله برای شما مفید بود، لطفاً آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

تأثیر دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بر روی بانوان

تأثیر دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بر روی بانوان

تأثیر مسائل دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بر روی بانوان رو باید جدی گرفت.
با گرفتن ابلاغ پیشکسوتی(بازنشستگی) لبخندی بر روی لبانش نقش بست و با خود گفت که چه خوب شد، بالاخره می توانم به منزل رفته و فقط کارهای منزل را انجام دهم.
اولین روز بعد از پیشکسوتی(بازنشستگی) با شور و شوق فراوان از خواب بیدار شده و از اینکه دیگر مجبور به رفتن به سر کار نیست، و می تواند در خانه بماند و کارها را با طیب خاطر و با فرصت لازم انجام دهد بسیار مسرور و خوشحال است.
این شور و شوق، تا یک ماه ادامه یافته و همگان این شور و شعف را در این بانوی پیشکسوت(بازنشسته) به خوبی می بییند.
لکن این شور و شوق حداکثر تا 3 ماه ادامه یافته و پس از آن، این بانو، کم کم گمشده هائی در زندگی خود می یابد و در زندگی خود دائماً به دنبال آنها می گردد.
ما در این مقاله می خواهیم به این مقوله بپردازیم،
با ما همراه باشید
پیشنهاد می شود، مقاله “تغییر در پیشکسوتی(بازنشستگی)” را نیز مطالعه فرمائید.

پیشسکسوتی(بازنشستگی) در بانوان چیست؟
زمانی که بانوئی به افتخار پیشکسوتی(بازنشستگی) نائل می شود، به این خیال است که می تواند به کارهای منزل را با طیب خاطر انجام دهد، بسیار شاد و خندان است.

تفاوت پیشکسوتی(بازنشستگی) در بانوان با پیشکسوتی(بازنشستگی) در آقایان چیست؟
ابلاغ حکم پیشکسوتی(بازنشستگی) در بانوان، مشابه با آقایان می باشد، با این تفاوت که شاید بانوان با سابقه کمتر موفق به کسب عنوان پیشکسوت(بازنشسته) خواهند شد.
یک تفاوت اصلی مابین این دو حکم وجود دارد و آن این است که آقایان در زمان اشتغال تنها در محل کار مشغول به کار هستند و زمانی که به منزل میرسند، اکثراً زمان استراحت آنها فرا می رسد.
لکن بانوان در زمان اشتغال هم در محل کار، مشغول به خدمت میباشند و هم زمانی که به منزل می رسند، شغل دوم آنها شروع گردیده و وظیفه راهبری خانه را نیز به عهده داشته و مشغول رتق و فتق امور در خانه می گردند.

پیشنهاد می شود، مقاله “دنبال مروارید درون خود باشید” را نیز مطالعه فرمائید.

چرا پیشکسوتی(بازنشستگی) در بانوان را باید جدی گرفت؟
زمانی که بانوان موفق به دریافت ابلاغ پیشکسوتی(بازنشستگی) می شوند، عملاً از یک کار، فارغ گردیده و به منزل مراجعه و تمام اوقات خود را در منزل به سر می برند، و از طرفی به علت اینکه در این دوران، بعضاً فرزندان نیز رشد یافته و بعضی از آنها نیز زندگی جدید خود را آغاز نموده اند، لذا کار در منزل نیز به مانند سالهای قبل نمی باشد و از حجم کمتری برخوردار می باشد.
برای بانوئی که در زمان اشتغال، عملاً کار دو نفر را همزمان با هم انجام می دهد، شاید در اوایل کار، ساده و خوب نمایش داده شود، لکن در ماه های بعد، از کاهش حجم کار خود، گله و شکایت نموده و بر روی عملکرد روحی و جسمی فرد اثر مستقیم می گذارد.
و اگر این بانوان نتوانند، برای خود مشغولیت جدید و فعالیت جدید تعریف نمایند، این عملکرد می تواند بر روان فرد اثر گذاشته، افسردگی و دل مردگی را نصیب این عزیزان نماید.

چطوری اثرات مخرب دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) در بانوان را کاهش داد؟
برای اینکه بتوانیم آثار مخرب دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را کاهش دهیم پیشنهادات ذیل ارائه می گردد:
1- نقاط قوت و ضعف خود را بشناسید:
قبل از هر کاری باید نقاط قوت و ضعف خود را یافته و تا می توانید توجه خود را به نقاط مثبت خود معطوف داشته و تا می توانید سعی نمائید نقاط ضعف خود را نادیده یا کاهش دهیدد.

2- هدف داشته باشید:
اگر بتوانید برای خود هدفهای جدید و چالش برانگیزی در هر زمان داشته باشید، می توانید زندگی جدیدی را تجربه و همیشه انگیزه و شوق جدیدی برای زندگی خود داشته باشید.
پس لطفاً همین الان دست به کار شده و اهداف جدید خود را یادداشت نمائید.

3- برنامه برای اجرای هدف:
برای اینکه بتوانید به اهداف خود دست یابید، تنها نوشتن اهداف کارساز نیست، و باید یک برنامه اجرائی برای هر هدف داشته و تعبیه نمائید. که بوسیله این برنامه به راحتی با گام های مشخص بتوانید به اهداف خود دست یابید.

مقاله اقدامات اجرائی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را از دست ندهید.

4- پاداش بعد از رسیدن به هدف:
در هر زمان و پس از رسیدن به هر هدفی، برای خود پاداش های شخصی در نظر گرفته و حتماً برای خود جایزه تعیین کنید، تا بتوانید همچنان به موفقیت های خود ادامه دهید.

5- دور همی :
در مصاحبه با تعدادی از عزیزان، متوجه این موضوع شدم که بعضاً بعد از دوران اشتغال، تعدادی از بانوان با داشتن برنامه دورهمی ماهانه با تنی چند از همکاران، توانسته اند، روحیه شاد خود را همچنان حفظ نمایند.

6- دوری از افکار منفی:
همگی ما، با افراد سیگاری سر و کار داشته و داریم و تقریباً قریب به اتفاق همه، به این عزیزان تذکر داده ایم که دست از سیگار کشیدن بردارند، لکن به این مسئله توجه نداریم که سیگار کشیدن، تنها 5 تا 7 سال از عمر افراد می کاهد، لکن افکار منفی، به خودی خود، می تواند حداقل 10 سال از عمر هر فردی را کاهش دهد.
لذا باید از ورود این افکار به ذهن خود جلوگیری نمائیم.

7- ورزش و تغذیه
در این دوران با ارزش، باید توجه ویژه و خاصی به ورزش و تغذیه خود داشته باشید، نگارنده در کارگاه های خود همیشه با عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) ای برخورد داشته که قبل از ورود اینجانب به محل اشتغال، به افتخار بازنشستگی نائل شده اند، لکن با انجام ورزش و توجه به تغذیه مناسب، همچنان سرحال و شاداب هستند.

امید است که این مطالب توانسته باشد، مسائل ناخوشایند در این دوران را برای بانوان گرامی، به مسائل خوشایند و دوران طلائی تبدیل نماید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،
آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

بانوان و تأثیرات دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

بانوان و تأثیرات دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تأثیر مسائل دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بر روی بانوان رو باید جدی گرفت.

با گرفتن ابلاغ پیشکسوتی(بازنشستگی) لبخندی بر روی لبانش نقش بست

و با خود گفت که چه خوب شد، بالاخره می توانم به منزل رفته و فقط کارهای

منزل را انجام دهم.

اولین روز بعد از پیشکسوتی(بازنشستگی) با شور و شوق فراوان از خواب بیدار شده و

از اینکه دیگر مجبور به رفتن به سر کار نیست، و می تواند در خانه بماند و کارها را با طیب خاطر

و با فرصت لازم انجام دهد بسیار مسرور و خوشحال است.

این شور و شوق، تا یک ماه ادامه یافته و همگان این شور و شعف را در این بانوی

پیشکسوت(بازنشسته) به خوبی می بییند.

لکن این شور و شوق حداکثر تا 3 ماه ادامه یافته و پس از آن، این بانو، کم کم

گمشده هائی در زندگی خود می یابد و در زندگی خود دائماً به دنبال آنها می گردد.

ما در این مقاله می خواهیم به این مقوله بپردازیم،

با ما همراه باشید

پیشنهاد می شود، مقاله “تغییر در پیشکسوتی(بازنشستگی)” را نیز مطالعه فرمائید.

پیشسکسوتی(بازنشستگی) در بانوان چیست؟

زمانی که بانوئی به افتخار پیشکسوتی(بازنشستگی) نائل می شود، به این خیال است

که می تواند به کارهای منزل را با طیب خاطر انجام دهد، بسیار شاد و خندان است.

تفاوت پیشکسوتی(بازنشستگی) در بانوان با

پیشکسوتی(بازنشستگی) در آقایان چیست؟

ابلاغ حکم پیشکسوتی(بازنشستگی) در بانوان، مشابه با آقایان می باشد، با این تفاوت

که شاید بانوان با سابقه کمتر موفق به کسب عنوان پیشکسوت(بازنشسته) خواهند شد.

یک تفاوت اصلی مابین این دو حکم وجود دارد و آن این است که آقایان در زمان اشتغال تنها در

محل کار مشغول به کار هستند و زمانی که به منزل میرسند، اکثراً زمان استراحت آنها فرا می رسد.

لکن بانوان در زمان اشتغال هم در محل کار، مشغول به خدمت میباشند و هم زمانی که به

منزل می رسند، شغل دوم آنها شروع گردیده و وظیفه راهبری خانه را نیز به عهده داشته و

مشغول رتق و فتق امور در خانه می گردند.

پیشنهاد می شود، مقاله “دنبال مروارید درون خود باشید” را نیز مطالعه فرمائید.

چرا پیشکسوتی(بازنشستگی) در بانوان را باید جدی گرفت؟

زمانی که بانوان موفق به دریافت ابلاغ پیشکسوتی(بازنشستگی) می شوند، عملاً از یک کار،

فارغ گردیده و به منزل مراجعه و تمام اوقات خود را در منزل به سر می برند، و از طرفی به علت اینکه

در این دوران، بعضاً فرزندان نیز رشد یافته و بعضی از آنها نیز زندگی جدید خود را آغاز نموده اند،

لذا کار در منزل نیز به مانند سالهای قبل نمی باشد و از حجم کمتری برخوردار می باشد.

برای بانوئی که در زمان اشتغال، عملاً کار دو نفر را همزمان با هم انجام می دهد، شاید در اوایل کار،

ساده و خوب نمایش داده شود، لکن در ماه های بعد، از کاهش حجم کار خود، گله و شکایت نموده و

بر روی عملکرد روحی و جسمی فرد اثر مستقیم می گذارد.

و اگر این بانوان نتوانند، برای خود مشغولیت جدید و فعالیت جدید تعریف نمایند، این عملکرد می تواند

بر روان فرد اثر گذاشته، افسردگی و دل مردگی را نصیب این عزیزان نماید.

چطوری اثرات مخرب دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) در

بانوان را کاهش داد؟

برای اینکه بتوانیم آثار مخرب دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را کاهش دهیم پیشنهادات ذیل

ارائه می گردد:

  • نقاط قوت و ضعف خود را بشناسید:

قبل از هر کاری باید نقاط قوت و ضعف خود را یافته و تا می توانید توجه خود را به نقاط مثبت خود

معطوف داشته و تا می توانید سعی نمائید نقاط ضعف خود را نادیده یا کاهش دهیدد.

  • هدف داشته باشید:

اگر بتوانید برای خود هدفهای جدید و چالش برانگیزی در هر زمان داشته باشید،

می توانید زندگی جدیدی را تجربه و همیشه انگیزه و شوق جدیدی برای زندگی خود داشته باشید.

پس لطفاً همین الان دست به کار شده و اهداف جدید خود را یادداشت نمائید.

  • برنامه برای اجرای هدف:

برای اینکه بتوانید به اهداف خود دست یابید، تنها نوشتن اهداف کارساز نیست،

و باید یک برنامه اجرائی برای هر هدف داشته و تعبیه نمائید. که بوسیله این برنامه

به راحتی با گام های مشخص بتوانید به اهداف خود دست یابید.

مقاله اقدامات اجرائی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را از دست ندهید.

  • پاداش بعد از رسیدن به هدف:

در هر زمان و پس از رسیدن به هر هدفی، برای خود پاداش های شخصی در نظر گرفته

و حتماً برای خود جایزه تعیین کنید، تا بتوانید همچنان به موفقیت های خود ادامه دهید.

  • دور همی :

در مصاحبه با تعدادی از عزیزان، متوجه این موضوع شدم که بعضاً بعد از دوران اشتغال،

تعدادی از بانوان با داشتن برنامه دورهمی ماهانه با تنی چند از همکاران، توانسته اند،

روحیه شاد خود را همچنان حفظ نمایند.

  • دوری از افکار منفی:

همگی ما، با افراد سیگاری سر و کار داشته و داریم و تقریباً قریب به اتفاق همه،

به این عزیزان تذکر داده ایم که دست از سیگار کشیدن بردارند، لکن به این مسئله توجه نداریم

که سیگار کشیدن، تنها 5 تا 7 سال از عمر افراد می کاهد، لکن افکار منفی، به خودی خود،

می تواند حداقل 10 سال از عمر هر فردی را کاهش دهد.

لذا باید از ورود این افکار به ذهن خود جلوگیری نمائیم.

  • ورزش و تغذیه

در این دوران با ارزش، باید توجه ویژه و خاصی به ورزش و تغذیه خود داشته باشید،

نگارنده در کارگاه های خود همیشه با عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) ای برخورد داشته که قبل

از ورود اینجانب به محل اشتغال، به افتخار بازنشستگی نائل شده اند، لکن با انجام ورزش و

توجه به تغذیه مناسب، همچنان سرحال و شاداب هستند.

امید است که این مطالب توانسته باشد، مسائل ناخوشایند در این دوران را برای بانوان گرامی،

به مسائل خوشایند و دوران طلائی تبدیل نماید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.