فشار روانی و تأثیر آن بر تشدید یا ایجاد بیماری جسمی

فشار روانی و تأثیر آن بر تشدید یا ایجاد بیماری جسمی

شاید برای شما نیز پیش آمده باشد که گاهی اوقات، در سر کار

یا مواقع دیگر، با بوجود آمدن یک فشار یا شوک ناگهانی، بیماری

جسمی در وجودتان ظاهر یا بیماری قبلی به شکلی جدید خود

نمائی کرده و شما را کلافه نماید.  علت اين امر فشار و

استرس ناگهاني احساسي است كه موجب مي‌شود آدرنالين

باعث متوقف شدن فعاليت قلب و در نهايت ايست قلبي شده و

ضعف شديد‌ ماهيچه قلب را در پي دارد.
اما خبر خوب اين است كه اين حالت معمولا قابل درمان است

و به ندرت موجب آسيب دايمي قلب مي‌شود. اما در هر حال

اين محققان توصيه مي‌كنند كه در صورت احتمال داشتن

احساس حمله قلبي فقط جهت اطمينان بايد فورا با پزشك

مشورت كنيد.

فشار روانی چیست؟

بر اساس تعریفی که سایت ویکی پدیا از فشار روانی دارد،

فشار روانی، تـَنیدگی یا اِستـِرس در روان‌شناسی به معنی

فشار و نیرو است و هر محرکی که در انسان ایجاد تنش کند،

استرس زا یا عامل تنیدگی نامیده می‌شود. استرس یک فشار

روانی و احساسی بیش از حد تحمل فرد است. درواقع استرس

زمانی ایجاد می‌شود که ما نتوانیم با فشارهای کوچک کنار

بیاییم. استرس در افراد مختلف متفاوت است، ممکن است

عاملی برای فردی ایجاد استرس کند ولی در فرد دیگر، به هیچ

عنوان استرس ایجاد نکند.

فشار روانی به زبان ساده می توان گفت: پاره‌پاره شدن بدن بر

اثر فشارهای وارده بر بدن .

و فشار روانی بر اثر استرس بوجود می آید و علائم استرس

تفکر نگران کننده، شامل اضطراب، مشکلات خواب، عرق کردن،

از بین رفتن اشتها و مشکل در تمرکز حافظه است.

تأثیر فشار روانی بر بیماری جسمی

فشار رواني منشاء بسياري از بيماريها شناخته شده است.

پژوهشگران استراليايي ارتباط ميان فشار رواني با ابتلا به انواع

بيماريها از سرماخوردگي تا سرطان را به طور علمي اثبات

كردند. محققان موسسه گاروان در سيدني دريافتند هورمونی

به نام “نروپپتید وای” كه به هنگام فشار رواني در بدن ترشح

مي‌شود دستگاه ايمني بدن را تحليل برده و انسان را بيمار

مي‌كند.
تاكنون در مورد ارتباط ميان مغز و دستگاه ايمني بدن شواهد

اتفاقي ارايه شده است، اما اكنون اين ارتباط به اثبات رسيده

است.

به هنگام فشار رواني مقادير زيادي از اين هورمون از اعصاب آزاد

مي‌شود كه وارد جريان خون شده و از فعاليت سلولهايي در

دستگاه ايمني كه بدنبال كشف و نابودي ميكربها هستند

جلوگيري مي‌كند.
اينكه فشار رواني بيماريزاست ديگر خيال نيست بلكه واقعيتي

است كه بايد با اهميت دانسته شود. اين هورمون آسيب پذيري

فرد را در هنگام ابتلا به سرماخوردگي يا آنفلوانزا افزايش

مي‌دهد.
فشارهاي‎‎ عصبي‎ افزايش‎ توليد موادي در بدن‎ را موجب‎ مي

‎ شود كـه‎ بـر عـملـكـرد سيستم‎ ايمني‎‎ بدن‎ آسيب‎ مي رساند.

در بيماريهاي روان تني همچون افسردگي، اضطراب، وسواس و

جنون، خطر ابتلا به عواملي نظير سردرد، زخم معده، آسم،

کهير، سکته قلبي و فشار خون افزايش مي‌يابد.

فشار روانی یکی از عوامل مهم دخیل در بیماری قلبی،

سرطان، مشکلات ریوی، محرومیت‌های ناشی از سوانح،

سیروزکبدی و خودکشی است. فشار روانی به طور اخص در

ضعف دستگاه ایمنی، بیماری قلبی عروقی و سرطان،

نقش مهمی ایفا می‌کند.

کار دستگاه ایمنی، تشخیص مواد خارجی مثلاً باکتری‌ها،

ویروس‌ها و تومورها و نابودکردن آنها است. این دستگاه از

بیلیون‌ها گلبول سفید دستگاه لنفاوی تشکیل شده‌است. تعداد

گلبول‌های سفید و کارآیی آنها در کشتن ویروس‌ها و

باکتری‌های خارجی با میزان فشار روانی رابطه دارد. به عنوان

مثال، وقتی کسی در مرحله هشدار یا فرسودگی است،

دستگاه ایمنی او خوب کار نمی‌کند. در این دو مرحله، احتمال

تکثیر و بیماری‌زا شدن ویروس‌ها و باکتری‌ها بیشتر می‌شود.

چرا فشار روانی  می تواند بر بیماری جسمی در بازنشستگی تأثیر بگذارد؟

فشار رواني طولاني مغز را كوچك مي‌كند

فشارهاي رواني طولاني مدت نه تنها مهارتهاي تفكر و حافظه را

زايل مي‌سازد بلكه مغز را نيز كوچك مي‌كند. زندگي تحت فشار

رواني شديد نه تنها براي سلامت بدن بلكه براي مغز و قواي

دماغي نيز زيان آور است.

محققان در مطالعه جديدي تاثير تنش درازمدت و تغييرات

هورمون استرس كورتيزول را بر عملكرد مغز بررسي كردند.

مطالعات قبلي حاكي از تاثير فشار رواني بر سلامت قلب و

عروق از طريق افزايش سطح خوني هورمون‌هاي استرس مانند

كورتيزول در بدن است. مطالعات بسياري از نقش مخرب تنش بر

سلامت جسمي، فشار خون، و سلامت قلبي عروقي و غيره

خبر مي‌دهند. در اين مطالعه تاثير بالا بودن مزمن هورمون

كورتيزول بر عملكرد مغز افراد مسن، جوان و كودك بررسي شد.

محققان در اين تحقيق دريافتند با افزايش سطح كورتيزول در

خون افراد مسن ناحيه‌اي از مغز به نام هيپوكامپ كه مسئول

يادگيري و حافظه است كوچك مي‌شود. در اولين مطالعه ميزان

هورمون كورتيزول در گروهي از افراد مسن در طول سه تا شش

سال اندازه‌گيري شد. نتايج اين مطالعه نشان داد بالا بودن

هورمون كورتيزول به طور مزمن حافظه را تخريب مي‌كند. به

علاوه اندازه هيپوكامپ در اين افراد تا ‪ ۱۴درصد كم مي‌شود.

اين مطالعه به روشني تاثير منفي تنش‌هاي دراز مدت را بر مغز

و قواي دماغي نشان مي‌دهد. به اين ترتيب مي‌توان تنوع

حافظه و عملكرد ذهني افراد بازنشسته را توجيه كرد. بررسي

تاثير تنش بر مغز افراد جوان نشان داد حتي افزايش موقتي و

كوتاه مدت كورتيزول بر توانايي تفكر و حافظه كودكان تاثير منفي

مي‌گذارد. در نهايت مطالعه كودكان و نوجوانان از طبقات متفاوت

اجتماعي اقتصادي نشان داد ميزان هورمون كورتيزول با پايين

آمدن طبقه اقتصادي اجتماعي افزايش مي‌يابد. به عبارتي

متوسط هورمون كورتيزول خون اين افراد بيشتر است. تنش

مهمترين عامل تغيير عملكرد مغز است. انسان در هر سن و از

هر طبقه اجتماعي اقتصادي كه هست به تنش حساس است.

چطوری با فشار روانی مقابله کنیم و شادی و نشاط و

سلامتی را برای خود به ارمغان بیاوریم؟

نظر به اینکه در دوران بازنشستگی، بدن تا حدودی، بخاطر

افسردگی آمادگی دریافت بیماریها را دارد بنابر این باید به هر

صورتی که شده، مقابل فشار روانی ایستادگی نمود، و جهت

اینکار در ابتدا باید مقدار فشار روانی را ارزیابی نمود، و این

ارزیابی در دو مرحله انجام می شود:

ارزیابی اولیه و ارزیابی ثانویه.

ارزیابی اولیه، اشخاص، وقایع را از لحاظ مضربودن، تهدید بودن یا چالش‌ بودن بررسی می‌کنند. چنانچه شخص عامل فشار

روانی  را به جای تهدید در نظرگرفتن آن، چالشی قابل رفع در

نظرگیرد، راهکار خوبی را برای کم‌کردن فشار روانی برگزیده

است. این راهبرد با ویژگی (سرسختی) که عاملی شخصیتی

است همسو است.  برای مثال دو دانشجو را در نظر بگیریم که

هردو در امتحان میان ترم روان شناسی تک گرفته اند،

دانشجوی الف با دیدن نمره ی تک خودش خشکش می زند و

بقیه ترم را تهدید می بیند. ولی دانشجوی ب با این خبر به هم

نمی ریزد و تهدید رد شدن در امتحانات بعدی وجودش را نمی

گیرد. او نمره ی خود را چالشی می بیند که می تواند بر آن

غابه کند.

ارزیابی ثانویه:در ارزیابی ثانویه آدم ها امکانات و منابع خود را

می سنجند و این را در نظر میگیرند که آیا می توانند با واقعه ی

مورد نظر به نحو مناسبی کنار بیایند یاخیر .این ارزیابی به این

دلیل ثانویه است که هم بعد از ارزیابی اولیه است صورت می

گیرد و هم به این بستگی دارد که واقعه را چقدر مضر، تهدید یا

چالش بدانیم. به عنوان مثال، دانشجوی الف ممکن است

امکانات و توانایی‌های خوبی برای کنار آمدن با نمره پایین

امتحان میان‌ترم خودش داشته باشد ولی چون آن را مضر و

تهدید ارزیابی میکند لذا ممکن است نتواند از امکانات و

توانایی‌هایش خوب استفاده کند. اما دانشجوی ب ممکن است

این را در نظر بگیرد که برای بهبود نمره‌اش در نیمه دوم ترم چه

امکانات و تواناهایی دارد؛ امکانات و توانایی‌هایی مثل جویا شدن

نظر استاد در مورد راه و رسم بهتر درس خواندن در طول ترم،

تنظیم برنامه مدیریت زمان با هدف افزودن ساعات درس‌خواندن

و پرس‌وجو در مورد راهبردهای درسی دانشجویان زرنگ.

راهبردهای کنار آمدن با فشار روانی:

علاوه بر فرضیه‌ی آسیب پذیری وقوع بیماری که آستانه خاص

هر فرد را برای تحمل فشار روانی  (هنگام رویارویی

باورویدادهای منفی زندگی) مطرح می کند، آنچه مهم است

تدابیری است که فرد برای کنار آمدن با فشار روانی اتخاذ

می‌کند که یا مؤثر است و یا بی تأثیر. کنار آمدن مؤثر یعنی اداره

کردن شرایط شاق و طاقت‌فرسا ، تلاش برای حل مشکلات

زندگی و غلبه کردن بر فشار روانی یا کم‌کردن فشار روانی، به

عبارت دیگر روبرو شدن مستقیم با مشکلات خود وتلاش برای

حل کردن آنها است. به رفتارهایی که اعضاء بدن در مقابل

فشارهای روانی نشان می‌دهند می توان به‌عنوان رفتارهای

کنار آمدن از آنها نام برد.چنانکه رفتار کنار آمدن بدن بتواند عامل

فشار را کم کند(و واکنش تمام عیار نشانگان سازگاری کلی

GAS را از بین ببرد یا مدت آن‌را کوتاه کند بدون  آن‌که صدمه‌ای

جدی به اعضاء بدن برسد) رفتار فائق آمدن مؤثر نامیده

می‌شود، ولی اگر کنار آمدن نتواند به‌صورت مشخصی از شدت

نشانگان سازگاری کلی GAS بکاهد، واکنش اخطار ادامه

می‌یابد و حتی ممکن است از مرحله‌ی مقاومت گذشته و تا

مرحله‌ی «فرسودگی» پیشرفت کند و شخص را در برابر

بیماری‌های جسمی و روانی سخت آسیب‌پذیر نماید.

علائم فشار روانی بطور کلی به سه دسته تقسیم می شوند:

الف- نشانه های روانی: شامل افسردگی ،اضطراب،احساس

ناکامی،انزوا و بیزاری.

ب- نشانه های جسمی شامل: اختلال در سوخت وساز بدن ،

تغییر ضربان قلب و فشار خون، ناراحتی های معده ای- روده

ای،انواع آلرژی ها، اختلال در خواب و……است.

ج -نشانه های رفتاری:مانند غیبت از کار یا ترک شغل، مصرف

زیاد مشروبات الکلی، میل به سیگار یا دارو، پرخوری یا بی

اشتهایی، رفتارهای ستیزه جویانه یامشکلات بین فردی است.

روش‌های کنار آمدن غیر مؤثر با فشار روانی:

در کنار آمدن هیجان مدار افراد به کمک برخی از مکانیسم‌های

دفاعی از چیزی اجتناب می‌ورزند . اتفاقات رخ داده را توجیه یا

انکار می‌کنند ، آن‌ها را به شوخی می‌گیرند. برای مثال برخی از

دانشجویان ، از رفتن به کلاس مشکل‌ساز پرهیز می کنند و

احتمالاً خواهند گفت کلاس مهمی نیست. همچنین منکر

مشکل داشتن با آن کلاس می‌شوند ، با دوستانش به آن

می‌خندند ، یا ادعا می‌کنند که مشکلشان در آن کلاس رفع

شده است. ولی این نوع پاسخ دهی هیجانی لزوماً راه خوبی

برای رو‌به‌رو شدن با مشکلات نیست. در زیر برخی ازراهبردها

وروش‌های کنار آمدن غیر مؤثر با فشار روانی را که از آن بعنوان

کنار آمدن هیجان مدار یا روش‌های فائق آمدن غیر مؤثر بر

فشار روانی تعبیر می شود، می پردازیم:

1) سیگار کشیدن: فردی که یاد گرفته است هرگاه در شرایط

پر فشاری قرار گیرد عصبانیت و ناآرامی خود را بوسیله سیگار

کشیدن برطرف کند ، درست است که به بهبود موقتی دست

می‌یابد ولی از طریق وارد شدن نیکوتین به ریه‌ها از قدرت کیفی

آن‌ها کاسته شده و نه تنها این ماده فشار روانی را بدون تغییر

باقی می‌گذارد بلکه واکنش فشار کوچک مربوط به خود را نیز

به‌وجود می‌آورد.

 

2) مصرف الکل: الکل سست کننده اعصاب مرکزی

است،وقتی که به اندازه‌ی کافی مصرف شود نوعی نشاط

به‌وجود می‌آورد و ایجاد احساس بهبود موقت می‌کند و مانع

پرداختن و توجه شخص به منابع فشار واقعی و مشکلاتش

می‌شود ، ولی به نوبه خود با بوجود آوردن واکنش اخطار

فیزیولوژیکی می‌تواند بسان منابع اضافی فشار روانی وارد عمل

شود.

3) مشغول داشتن خود یا کار بیش از اندازه یا فعالیت فوق‌العاده: برخی افراد برای پرهیز از مشکلات و فرار از فشار

روحی از مکانیزم غیر مؤثر «خود مشغول داشتن» بعنوان رفتاری

فائق شونده استفاده می‌کنند. کار مفید و پرثمر یا تفریح

نشاط‌آور می‌تواند یک روش مقرون به‌صرفه و سالم در برابر فشار

روانی باشد. ولی فعالیت‌های وقت‌گیر یا فعالیت توأم با بی‌میلی

مانند شوهری که برای پرهیز از مناقشات خانوادگی هر شب تا

دیر وقت به کار و فعالیت می‌پردازد ، نه تنها فشار روانی را

تخفیف یا از بین نمی‌برد بلکه خود بعنوان منبع افزاینده و بوجود

آورنده فشار روانی عمل می‌کند.

4) پرخوری: کسانی که آموخته‌اند به هنگام فشار روانی به

تغذیه و خوراک روی آورند توانسته‌اند با پرخوری احساس

بهبودی موقت به‌وجود آورند ، زیرا معده پر با احساس آرامش و

تن آرامی قرین است و مانند یک داروی مسکن موقتی

ناخوشایندی‌ها را موقتاً می‌زداید

اما از سوی دیگر با آثار جنبی فیزیولوژیکی و روانی و وزن اضافی

که حاصل می‌شود سبب بد کار کردن اعضاء و بیماری شده و

نیز ممکن است بر قضاوت شخصی فرد تأثیر بگذارد و احساس

گناه و ناتوانی را در فرد بوجود آورد.

5) انکار بیماری: انکار بیماری و یا تلاش ننمودن در جهت

کاهش شدت بیماری در مراحل اولیه بیماری از دیگر روش‌های

غیر مؤثر فائق آمدن بر فشار روانی است که عمومیت دارد و

باعث ایجاد بیماری و آسیب‌پذیری در فرد می‌شود.

6)رفتارهای برگشتی: برگشت به شیوه‌های ناپخته در

برخورد با رفتارهای روانشناختی مانند گریه کردن و کج خلقی را

می‌توان به فراوانی در بیماران جسمی مشاهده نمود که از دیگر

اشکال رفتارهای غیر مؤثر فائق آمدن بشمار می‌رود.

7)افسردگی: علائم افسردگی ممکن است به شکل غمگین

بودن خود را نشان دهد و یا رفتارهایی از قبیل گریه کردن و یا

کناره‌گیری را در فرد بوجود آورد که بعنوان شیوه دیگری از

رفتارهای مواجهه و فائق آمدن غیر مؤثر در جهت سازگاری با

واکنش‌های روانی عمل می‌کند.

روش‌های کنار آمدن مشکل مدار یا روش‌های فائق آمدن مؤثر بر فشار روانی:

 برای کنار آمدن موفقیت آمیز با فشار روانی برخی ازراهبردها

وروش‌های کنار آمدن موفقیت‌آمیز وجود دارند که می توان برای

کنار آمدن مؤثرتر بجای یک راهبرد از چند راهبرد استفاده کرد.

اینک در زیر چند مورد از راهبردها و روش‌های کنار آمدن

موفقیت‌آمیزبا فشار روانی را بطوراختصار شرح می دهیم:

 1) داشتن هیجانات مثبت: تحقیقات در زمینه سلامتی

نشان می دهد هیجانات مثبت هم با سالم کارکردن دستگاه

قلبی عروقی و هم با دستگاه ایمنی رابطه دارند.

در یک بررسی معلوم شد پس از آن که زنان سالم کالج، فیلم

بامزه و شادی را تماشا می‌کردند، میزان فشار روانی آنان

کاهش و پس از دیدن فیلم غمناک، این میزان بصورت قابل

توجهی افزایش یافت.

بین میزان استفاده از شوخی به عنوان راهبردی برای کنار آمدن

با فشار روانی هم رابطه مثبتی برقرار است. در تحقیقی،

محققان با افزایش وقایع خوشایند می‌توانستند بالاتر بودن میزان

پاسخ دستگاه ایمنی در روزهای بعد را پیش‌بینی کنند. محققان

همچنین فهیمده‌اند که وقتی مردم حالات هیجانی مثبت خود را

باز می‌یابند یا آن را حفظ می‌کنند، در زیر فشار روانی، کمتر

مریض می‌شوند و کمتر از خدمات پزشکی استفاده می‌کنند.

خُلق نیز برنظر مردم درباره این که چقدر می‌توانند رفتارهای

سلامتی‌زا انجام بدهند، تأثیر می‌گذارد. برای مثال، در تحقیقی،

آدم‌های شاد بیشتر احتمال داشت رفتارهای سلامتی‌زا انجام

بدهند و اعتقاد راسخ‌تری به این نکته داشتند که این رفتارها،

بیماری آنها را کمتر می‌کنند.

هیجانات مثبت در دفع بیماری‌ها و حفظ سلامتی مؤثرند کار

اصلی هیجانات مثبت، افزایش توانایی مقابله با مشکلات است.

در مطالعه‌ای، کسانی که هیجانات مثبت‌تری (مثلاً شاد)

داشتند، برای کنار آمدن با فشار روانی راهبردهای بیشتری

داشتند تا کسانی که هیجانات منفی (مثلاً غم) بیشتری

داشتند. برای مثال، کسانی که هیجانات مثبت داشتند، بیش از

کسانی که هیجانات منفی داشتند، برای کنار آمدن با مشکل

راه پیدا می‌کردند و بیش از آنها خودشان را عقب می‌کشیدند

و دقیق‌تر به مشکل فکر می‌کردند

2)مثبت‌اندیشی (نجوای درونی مثبت): شواهدی وجود

دارد که نشان می‌دهند مثبت‌اندیشی به افزایش سلامتی

انسان‌ها کمک می‌کند. مطالعه‌ای نشان داده‌است که مردان و

زنان سالمندی که نگاه مثبتی به زندگی دارند کمتر از مردان و

زنان سالمندی که نگاهی منفی به زندگی دارند، ‌دچار حمله

قلبی می‌شوند. تأثیر مثبت‌اندیشی می‌تواند تأثیر بلندمدت

باشد. یک بررسی نشان می‌داد مادرانی که نگاه مثبتی به

زندگی داشتند عمر طولانی‌تری کرده بودند تا مادرانی که

نگاه‌شان خنثی‌تر بود. البته ممکن است نگرش‌های مثبت،

خودشان محصول سلامتی باشند. همچنین ممکن است، ،

اتخاذ نگرش مثبت‌تر، به سلامتی آدم‌ها کمک کند.

3)خوش‌بینی و مثبت اندیشی;خلق خوب ، پردازش اطلاعات

را مؤثرتر می‌کند ، از ما موجودات نوعدوست‌تری می‌سازد و

عزت نفس‌مان را زیاد می‌کند. خوش‌بینی این احساس را در ما

ایجاد می‌کند که بر محیط اطراف‌مان کنترل داریم. بهترین راه

غلبه بر بدبینی مزمن ، شناخت درمانی (یکی از روش‌های روان

درمانی) است. در شناخت درمانی مراجع را تشویق می‌کنند

مثبت بیندیشد و به افکار منفی خودش خوش‌بینانه بنگرد تا

خودش را کمتر سرزنش کند و تعمیم‌های منفی کمتری بدهد.با

بازسازی شناختی یا اصلاح افکار ، عقاید و باورهایی که

مشکلات را تداوم می‌بخشند می‌توان به مردم کمک کرد تا

مثبت‌تر و خوش‌بینانه‌تر فکر کنند. این کار با تغییر نجوای درونی

(یا همان گفتگوهای درونی بی صدا) و با برنامه‌ریزی و حل

مسائل انجام می‌شود. نجوای درونی مثبت چنان اطمینان

خاطری به ما می‌دهد که امکان حداکثر استفاده از قریحه را

فراهم می‌آورد.

تهيه داروهايي براي مقابله با تاثير اين هورمون سالها به طول

خواهد انجاميد به همين خاطر بهترين راه حل براي افراد مقابله

با فشار رواني است.

بهترين كار اين است كه با تغيير سبك زندگي ، انجام ورزشهايي

مانند يوگا و تمدد اعصاب فشار رواني را از زندگي خود خارج

كنيم.

4)خنده واقعا درمان مناسبی است

تماشای یک فیلم کمدی مانند قدم زدن در پارک برای سلامت

قلب مفید است. در یک مطالعه کوچک با شرکت 20 فرد جوان

سالم ، محققان دریافتند جریان خون این افراد طی تماشای

فیلم کمدی که باعث خنده آنها می شود بهبود می یابد. درواقع

افزایش مناسب جریان خون مشابه با همان چیزی بود که پس از

انجام ورزشهای آئروبیک مشاهده می شود.
به گفته سرپرستاین تحقیق دکتر مایکل میلر البته این بدان

معنی نیست که خنده جایگزین ورزش شود. بلکه یک حالت بهتر

تماشای فیلم خنده دار در حین دوچرخه زدن است.

علت این تاثیر دقیقا مشخص نیست اما احتمالا با اثر هورمون

های استرس بر بر عملکرد عروق خونی مقابله می کند. بعلاوه

خنده می تواند بدن را به تولید اکسید نیتریک وادارد. این ماده

شیمیایی به اتساع و گشاد شدن عروق کمک می کند.

5)خواب خوب از شدت فشار روانی و نیز سردردهاي ميگرني

بكاهد، آنه كالهون، استاديار نورولوژي در دانشكده طب دانشگاه

نورت كارولينا در اين زمينه بر روي بيش از 100 زن مبتلا به

ميگرن مطالعه كرده و دريافته است كساني كه بهتر مي‌خوابند

تعداد دفعات بروز سردردهاي آنها كاسته مي‌شود.

اين تحقيقات نشان داد: زناني كه عادات خواب خود را بهبود

مي‌دهند تعداد دفعات سردردهاي آنها تا 20 درصد و شدت درد

نيز تا 40 درصد كاهش مي‌يابد.

هم اکنون سعی کنید با دادن آرامش به خود از یکی از طرق

بالا، فشار روانی را کاهش داده و زندگی آرام، شاد و با نشاطی

را برای خود و خانواده رقم بزنید.

فرهنگ احترام به بازنشستگان

فرهنگ احترام به بازنشستگان

بر اساس آمار بدست آمده در حال حاضر(1395)، حدود 3.5 میلیون

نفر از سیستم تأمین اجتماعی، بازنشسته شده اند، و با

احتساب بقیه نفرات عضو در صندوقهای بازنشستگی دیگر، این

تعداد به حدود 5 میلیون نفر می رسد. و مشخص است که

دولت و ادارات برای اینکه این نفرات به سن بازنشستگی

برسند، تا چه میزان بها پرداخته است و بدنبال آن، چه میزان

تلاش از طرف همین قشر با افتخار، در طی بهترین سالهای

عمر، صورت گرفته است تا کارها به نحو احسن اجرا گردد.

حال که بعد از سالها این نفرات به افتخار بازنشستگی نائل

شده اند، متأسفانه اجتماع، و ادارات مربوطه، آن احترام و

جایگاهی که باید به این قشر با عظمت داده شود، را فراموش

نموده است. در صورتی که در کشورهای دیگر، بازنشسته از

زمان بازنشسته شدن، علاوه بر مزایائی که به او تعلق میگیرد،

احترام ویژه ای نیز در بین مردم به آنها تخصیص داده میشود.

بدین شکل است که در زمانی که فرد به بازنشستگی نائل

میشود، جشن باشکوهی، به افتخار وی ترتیب داده میشود.

احترام به بازنشستگان چیست

احترام به بازنشسته، یعنی اینکه احترام به کسی گذاشته

شود، که بهترین سالهای عمر خود را برای اجرای وظائف خود،

در طبق اخلاق گذاشته و به جامعه، دولت و محل کار، تقدیم

داشته است. حال تمام نفرات استفاده کننده از موهبتهای آماده

شده توسط این عزیزان، باید به شکل ویژه ای برای این پیش

قراولان خدمت احترام قائل باشند.

چرا باید به بازنشستگان احترام گذاشت

حتماً بارها برای شما که این متن را می خوانید نیز پیش آمده

است که از وقت و زندگی خود را برای افراد بخصوصی، زمانهائی

را اختصاص داده و کارهائی را برای آنان انجام داده اید، و البته

بعد از انجام این کار، حداقل اگر انتظار تشکر و قدردانی از طرف

مقابل نداشته باشید، دیگر انتظار برخورد بد و نامناسب را نیز

نخواهید داشت. درست است؟

دقیقاً به همین دلیل است که باید به کسانی که قبل از ما برای

ما کاشتند و ما در حال استفاده از ماحصل زحمات آنان هستیم،

احترام گذاشته و قدر این زحمات را بدانیم و اگر از آنها تقدیر و

تشکر به عمل نمی آوریم، حداقل به دیده اضافه در اجتماع نیز

به آنان ننگریم.

دزدان مادر بزرگ

چندین سال پیش، سریالی را در تلویزیون در یکی از شبکه ها

پخش می نمود، که فکر میکنم، نام آن سریال، دزدان مادر بزرگ

بود، و جریان از این قرار بود که چند جوان با همدستی یکدیگر،

یک مادربزرگ را که به صورت تنها، در یک خانه ویلائی زندگی

میکرد، را ربودند و زمانی که این مادربزرگ متوجه شد که بجای

سوار شدن در ماشین های آژانس، سوار ماشین ربایندگان خود

شده است، در ابتدا ناراحت شده و غش نمود. اما بعد توانست

بر خود تسلط یابد، و بدون اینکه مشکلی برای این جوانان بوجود

آورد، در همان اویل سعی در کمک و یاری به آنان نمود، بطوری

که آنها را از بلایای مختلف، به سلامت گذراند.

و القصه اینکه این مادر بزرگ مهربان، علاوه بر اینکه توانست بر

قلبهای این جوانان رسوخ نموده و بجای آدمهای زمخت و

نامیمون، به آنان به دیده جوانان درد کشیده و مشکل دار، نگاه

نمود و توانست کم کم در زندگی تک تک آنها وارد شده و شروع

به حل مسائل آنها نمود. و آن جوانان نیز در نهایت زمانی که

دیدند بجای اینکه آن ها این مادر بزرگ را گروگان بگیرند، در اصل

این مادر بزرگ است که آنها را به گروگان گرفته است.

شاید، فوراً به نگارنده این ایراد را بگیرید که این ماجرا، واقعی

نیست، بله من هم قبول دارم، لکن این قصه اکثر بازنشستگان و

کسانی است که سالهای متمادی تجربه را به همراه خود دارند،

هر چند که تلویزیون در نشان دادن ارزشها و قدرتهای این مادر

بزرگ غلو نمود، لکن نگارنده بر این اعتقاد است که این مسائل،

نه تنها غلو نشده است، بلکه با مشاهدات انجام شده و شواهد

در دست، نیز همخوانی دارد، زیرا که در مصاحبه ای که با یک

مادر بزرگ یکصد ساله انجام دادم، متوجه این مورد شدم که

ایشان علاوه بر اینکه دادگاه حل اختلاف خانواده نیز می باشند،

خود به تنهائی یک دانشگاه سیار روانشناسی و تربیت می باشد.

پس به خوبی میتوان متوجه شد که اگر چند صد فیلم و سریال

در خصوص قهرمانهای دیگر ساخته می شود، و یکی در خصوص

ارزشهای درونی بازنشستگان و سالخوردگان تهیه می شود،

خالی از لطف نباشد که ادعا نمائیم این یکی، برابری میکند با

اکثریت قریب به اتفاق آن فیلم و سریال های دیگر، زیرا که در

این فیلم و سریال ها، نهاد درونی و تجربه های گرانمایه این

عزیزان را به رویت مردم می رساند.

قدر دانستن از بازنشستگان

این قدر دانستن، تنها اکتفا به اختصاص یک روز یا یک هفته

جهت این زحمتکشان و گنجهای فراموش شده نیروی انسانی

کفایت نمی کند، بلکه به نظر نگارنده که سعی در ایجاد نهضتی

جهت تکریم این فداکاران دارد، باید هر روز و هر لحظه این

احترام، در وجود تک تک مردم، نهادینه گردد، زیرا در جامعه ای

که به بزرگان و پیشکسوتان خود احترام گذاشته شود، آن جامعه

از هر خطر و گزندی مصون و در امان خواهد ماند.

محبوبیت بازنشستگان

محبوبیت تنها اختصاص به قهرمانان و کسانی دارد که بهترین

لحظات عمر خود را برای اعتلای وطن و انجام وظائف خود، صرف

نموده است. و محبوبیت بازنشستگان چیزی نیست جز،

تجربیاتی که در خلال کار و تلاش صادقانه و بدور از هر گونه

مشکل انجام شده است. لذا این محبوبیت بازنشستگان گرامی

را باید پاس داشت و به آن احترام گذاشت. باشد که این

محبوبیت و احترام در تک تک سلولهای جامعه، رسوخ نموده و

ارزش و جایگاه این والا مقامان، شناخته و احترام گذاشته شود.

به امید روزی که احترام به بازنشستگان و سالمندان، در جامعه

ما نهادینه گردد.

بازیگر یا تماشاگر بودن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

بازیگر یا تماشاگر بودن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

بازیگر یا تماشاگر بودن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

بازیگر یا تماشاگر بودن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

بازیگر یا تماشاگر بودن در زندگی و مخصوصاً در

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) می تواند

تعیین کننده وضعیت زندگی شما در این دوران

می باشد.

در سمیناری که در خدمت یکی از اساتید به نام وطن

عزیزمان (استاد دکتر علیرضا سلیمی)بودیم،

ایشان به خوبی فرق بازیگری و تماشاگر بودن در

زندگی را بیان فرمودند.

من هم با کسب اجازه از محضر این استاد فرهیخته،

صلاح را بر آن دیدم که از آن در جهت، عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) استفاده لازم را بنمایم.

چرا در یک زمین مسابقه، 10 نفر بازی می کنند

و 100 هزار نفر تماشاگر وجود دارد؟

چرا یک برنامه تلویزیونی، 5 بازیگر دارد و

50 میلیون نفر تماشاگر؟

چرا اکثراً ما فقط دوست داریم، موفق ها را ببینم

و تشویق کنیم؟

ما در این مقاله بر آنیم که به مقوله بازیگری

و تماشاگری در زندگی و مخصوصاً در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) نگاهی دیگر بیندازیم.

پس با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله فرصت ها مثل ابر

سریع می گذرند را نیز مطالعه فرمائید.

              

تماشاگر بودن به چه معناست؟

تماشاگر در لغت نامه دهخدا

تماشاگر در لغت نامه دهخدا به معنای نظاره گر

و بیننده معنی شده است.

تماشاگر کسی است که تنها نظاره گر، بقیه افراد

هستند که مشغول کار و تلاش و فعالیت هستند.

تماشا تنها تماشای فیلم نیست، تماشای بازی نیست،

تماشای تمام چیزهائی است که دَربِدَر به دنبالش

هستید(مثل سلامتی، عرفان، خانه های گرانقیمت،

ماشین های گرانقیمت و ….)

متأسفانه حدود 99% افراد هر جامعه، تماشاگر هستند.

بازیگر بودن به چه معناست؟

بازیگر بودن به چه معناست

بازیگر در لغت نامه معین، به معنای 1 – هنرپیشه .

2 – بازیکن . 3 – مجازاً نیرنگ باز، فریب کار. آورده

شده است.

و به 1% افرادی اطلاق می گردد که خواستند

و به اهدافشان رسیدند

و از مسیر نیز لذت کافی برده، و بهای رسیدن

به خواسته را نیز پرداختند.

یک نکته اصلی این است که بازیگر بودن بسیار سخت است.

مقاله دنبال مروارید درون خود باشید را از

دست ندهید

چرا دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بجای

تماشاگر بودن، باید بازیگر زندگی خود باشیم؟

تماشاگر بودن، باید بازیگر زندگی خود باشیم؟

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که عده ای،

عقیده دارند، شرایط برایشان کمی سخت تر و

متفاوت تر میگردد، گنجینه های نیروی انسانی

می بایست به جای اینکه تماشاگر باشند که ببینند

دیگران و بقول خودشان روزگار، چگونه ایام را برایشان

برنامه ریزی می نماید، خود باید دست به کار شده،

و آینده خود را بسازند.

در این راه باید مهارت آموخته و با تمرین، بجای اینکه

تنها تماشاگر، باشند، خود به یک بازیگر ماهر و قهار

تبدیل گردند که بقیه آرزوی دیدن بازی زندگی این

فرهیختگان را داشته باشند.

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) بازیگر زندگی خود باشیم؟

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی (بازنشستگی) بازیگر زندگی خود باشیم؟

همانگونه که می دانید، هر فردی با یک اثر انگشت

متفاوت به دنیا آمده که در کل دنیا، بی نظیر و

تک است. و باز هم بد نیست که بدانیم که هر

شخصی، استعداد خاصی نیز دارد، که آنهم در

کل دنیا بی نظیر است و مقرر است که هر کدام

از ما، آن استعداد را یافته و در آن استعداد، تک و

منحصر به فرد گردیم.

همانگونه که میدانید هر بازیگری با خصلتی معروف

و شناسائی می گردد:

هر بازیگر، با چیزی معروف می شود:

نیوتن با نگاه متفاوتش شناخته می شود

رونالدو با فوتبال شناخته می شود

حافظ با اشعارش شناخته می شود

شجریان با صدایش شناخته می شود

شما با چه چیزی شناخته می شوید؟

راه کارهای رسیدن به بازیگری در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی):

راه کارهای رسیدن به بازیگری در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی):

در ابتدا باید از قبول چیزهائی که ندارید، و

پذیرفته اید، سرباز زنید.

چرا قبول می کنید که سلامتی ندارید؟

چرا قبول می کنید که عرفان ندارید؟

چرا قبول می کنید، آن خانه/خودرو/… را ندارید؟

چون قبول کردید، که آن چیز را ندارید، به آن دست

نخواهید یافت و خود را مستحق آن نمی دانید.

لکن اگر نداشتن ها را قبول نداشته و بجای آن

داشتن ها را باور داشتید، و باور داشته باشید که

سلامتی را دارید، هر چند که شاید در بعضی از

اعضاء، مسائلی وجود دارد، لکن هنوز سلامتی

هست. پس باورش داشته باشید و شروع به

تغییر شرایط به سود خود نمائید.

شما باید بتوانید از مغزتان که تنها وظیفه اش

سلامتی و نگهداری شما است، به خوبی استفاده

نمائید، زیرا که مغز شما کاملاً هوشمند است.

هر که بتواند آگاهی خود را بالاتر ببرد، به خوبی

می تواند از توانائی های خود بهینه تر استفاده نماید.

پس تا میتوانید نسبت به کسب مهارت استفاده از

تمام امکانات خود اقدام نموده و داشته هایتان را

بیشتر از نداشته هایتان قبول داشته باشید.

و برای رسیدن به هر هدفی، حتماً بهای آن را نیز

پرداخت نمائید.

بها، لزوماً وجه نقد، نیست، زمان، وقت، امکانات

و … را نیز بعنوان بهاء هر هدفی می توان در نظر گرفت.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

بازیگر یا تماشاگر بودن در زندگی و مخصوصاً در

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) می تواند

تعیین کننده وضعیت زندگی شما در این دوران

می باشد.

در سمیناری که در خدمت یکی از اساتید به نام وطن

عزیزمان (استاد دکتر علیرضا سلیمی)بودیم،

ایشان به خوبی فرق بازیگری و تماشاگر بودن در

زندگی را بیان فرمودند.

من هم با کسب اجازه از محضر این استاد فرهیخته،

صلاح را بر آن دیدم که از آن در جهت، عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) استفاده لازم را بنمایم.

چرا در یک زمین مسابقه، 10 نفر بازی می کنند

و 100 هزار نفر تماشاگر وجود دارد؟

چرا یک برنامه تلویزیونی، 5 بازیگر دارد و

50 میلیون نفر تماشاگر؟

چرا اکثراً ما فقط دوست داریم، موفق ها را ببینم

و تشویق کنیم؟

ما در این مقاله بر آنیم که به مقوله بازیگری

و تماشاگری در زندگی و مخصوصاً در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) نگاهی دیگر بیندازیم.

پس با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله فرصت ها مثل ابر

سریع می گذرند را نیز مطالعه فرمائید.

              

تماشاگر بودن به چه معناست؟

تماشاگر در لغت نامه دهخدا به معنای نظاره گر

و بیننده معنی شده است.

تماشاگر کسی است که تنها نظاره گر، بقیه افراد

هستند که مشغول کار و تلاش و فعالیت هستند.

تماشا تنها تماشای فیلم نیست، تماشای بازی نیست،

تماشای تمام چیزهائی است که دَربِدَر به دنبالش

هستید(مثل سلامتی، عرفان، خانه های گرانقیمت،

ماشین های گرانقیمت و ….)

متأسفانه حدود 99% افراد هر جامعه، تماشاگر هستند.

بازیگر بودن به چه معناست؟

بازیگر در لغت نامه معین، به معنای 1 – هنرپیشه .

2 – بازیکن . 3 – مجازاً نیرنگ باز، فریب کار. آورده

شده است.

و به 1% افرادی اطلاق می گردد که خواستند

و به اهدافشان رسیدند

و از مسیر نیز لذت کافی برده، و بهای رسیدن

به خواسته را نیز پرداختند.

یک نکته اصلی این است که بازیگر بودن بسیار سخت است.

مقاله دنبال مروارید درون خود باشید را از

دست ندهید

چرا دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بجای

تماشاگر بودن، باید بازیگر زندگی خود باشیم؟

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که عده ای،

عقیده دارند، شرایط برایشان کمی سخت تر و

متفاوت تر میگردد، گنجینه های نیروی انسانی

می بایست به جای اینکه تماشاگر باشند که ببینند

دیگران و بقول خودشان روزگار، چگونه ایام را برایشان

برنامه ریزی می نماید، خود باید دست به کار شده،

و آینده خود را بسازند.

در این راه باید مهارت آموخته و با تمرین، بجای اینکه

تنها تماشاگر، باشند، خود به یک بازیگر ماهر و قهار

تبدیل گردند که بقیه آرزوی دیدن بازی زندگی این

فرهیختگان را داشته باشند.

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) بازیگر زندگی خود باشیم؟

همانگونه که می دانید، هر فردی با یک اثر انگشت

متفاوت به دنیا آمده که در کل دنیا، بی نظیر و

تک است. و باز هم بد نیست که بدانیم که هر

شخصی، استعداد خاصی نیز دارد، که آنهم در

کل دنیا بی نظیر است و مقرر است که هر کدام

از ما، آن استعداد را یافته و در آن استعداد، تک و

منحصر به فرد گردیم.

همانگونه که میدانید هر بازیگری با خصلتی معروف

و شناسائی می گردد:

هر بازیگر، با چیزی معروف می شود:

نیوتن با نگاه متفاوتش شناخته می شود

رونالدو با فوتبال شناخته می شود

حافظ با اشعارش شناخته می شود

شجریان با صدایش شناخته می شود

شما با چه چیزی شناخته می شوید؟

راه کارهای رسیدن به بازیگری در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی):

در ابتدا باید از قبول چیزهائی که ندارید، و

پذیرفته اید، سرباز زنید.

چرا قبول می کنید که سلامتی ندارید؟

چرا قبول می کنید که عرفان ندارید؟

چرا قبول می کنید، آن خانه/خودرو/… را ندارید؟

چون قبول کردید، که آن چیز را ندارید، به آن دست

نخواهید یافت و خود را مستحق آن نمی دانید.

لکن اگر نداشتن ها را قبول نداشته و بجای آن

داشتن ها را باور داشتید، و باور داشته باشید که

سلامتی را دارید، هر چند که شاید در بعضی از

اعضاء، مسائلی وجود دارد، لکن هنوز سلامتی

هست. پس باورش داشته باشید و شروع به

تغییر شرایط به سود خود نمائید.

شما باید بتوانید از مغزتان که تنها وظیفه اش

سلامتی و نگهداری شما است، به خوبی استفاده

نمائید، زیرا که مغز شما کاملاً هوشمند است.

هر که بتواند آگاهی خود را بالاتر ببرد، به خوبی

می تواند از توانائی های خود بهینه تر استفاده نماید.

پس تا میتوانید نسبت به کسب مهارت استفاده از

تمام امکانات خود اقدام نموده و داشته هایتان را

بیشتر از نداشته هایتان قبول داشته باشید.

و برای رسیدن به هر هدفی، حتماً بهای آن را نیز

پرداخت نمائید.

بها، لزوماً وجه نقد، نیست، زمان، وقت، امکانات

و … را نیز بعنوان بهاء هر هدفی می توان در نظر گرفت.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

کلیپ های کتاب لبخند ماندگار

در کتاب لبخند ماندگار به کلیپ هائی اشاره شده است، که می توانید آن کلیپ ها را در اینجا مشاهده نمائید.

 

کلیپ اول: تمرین صبر در کودکی.

 

 

کلیپ دوم: تلاش خواهر و برادر معلول تالشی.

 

 

کلیپ سوم: نحوه شکل گیری عادات اجتماعی.

 

 

کلیپ چهارم : بالا رفتن پیره زن از دیوار

 

کلیپ پنجم: واقعیت چیست؟

 

 

کلیپ ششم: شمارش تعداد پاس ها.

 

 

کلیپ هفتم: سبک زندگی