تجربه به تنهائی کافی نیست، دانش نیز در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) لازم است

تجربه به تنهائی کافی نیست، دانش نیز در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) لازم است

در حال گفتگو با یک دوستی بودم که از ایشان در خصوص روابط با

پدرشان پرسیدم که به من گفت که شما نسل گذشته، با وجودی

که منبع تجربه هستید، اما نمی توانید با ما نسل جدیدتر صحبت

کنید و تمام حرفهای شما، به صورت فرد کنترگر، است و متأسفانه

هیچ یک هم حاضر نیستید این نقیصه را بپذیرید.

همانجا به فکر رفتم که چرا ما و عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)

با نسل جدید، گاهی اوقات مشکل داریم و حرفهای یکدیگر را

متوجه نمی شویم و چرا آنان متوجه محبت ما نمی شوند و ما

را افراد 100 سال پیش دانسته و از ما فاصله می گیرند.

بعد از بررسی متوجه شدم که درست است که ما و عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) دارای تجربه و مهارت لازم در انجام امور

هستیم لکن از یکسری از دانش ها، که باید چاشنی این تجربیات

ما شود، غافل بودیم و بخاطر همین نتوانسته ایم با نسل جدید،

ارتباط برقرار نمائیم.

تجربه چیست؟

بر اساس تعریفی که از تجربه در ویکی پدیا آمده است: تجربه

عبارت است از آزمودگی در مفهوم عمومی به همه مهارت ها و

دانسته ها، از برخی پدیده ها و موضوعات که ناشی از برخورد با

آن موضوع و درگیری با آن پدیده در خلال دورانی معین است،

اطلاق می شود.

و این همان چیزی است که معمولاً ما و عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) در طول سالیان دراز خدمت در محل کار خود بدست

می آوریم.

دانش چیست؟

علمی است که ما یاد می گیریم و در زندگی به کار می بریم.

و مشخص است که ما در طول زندگی تنها یک سری از علوم را یاد

گرفته ایم و بیشتر علومی است که در مدارس یا دانشگاه ها با ما

آموخته اند.

اما آیا این علوم نظری برای دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

کافی است؟

چرا دانش در کنار تجربه نیاز است؟

همان گونه که متوجه شدیم، تنها تجربه برای رویاروئی با مسائل

و مشکلات دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) کفایت نمی کند و

در این دوران، یکی از مهمترین دانش هائی که باید به همراه تجربه

به کار ما بیاید و مشکل گشای ما در این دوران طلائی گردد و زندگی

ما را به سوی شادی و نشاط رهنمون سازد، دانش ارتباط مؤثر

می باشد و همان دانشی که متأسفانه در هیچ مدرسه و

دانشگاهی تدریس نمی شود.

اگر ما دانش ارتباط مؤثر را بیاموزیم و به خوبی در کنار تجربه خود

به کار ببندیم، می توانیم حداقل به فرزندان خود، مسائل زیادی را

بیاموزیم.

اگر ما دانش ارتباط مؤثر را بیاموزیم و به خوبی در کنار تجربه خود به

کار ببندیم می توانیم تخصص و مهارت خود را به دیگران آموزش

بدهیم.

اگر ما دانش ارتباط مؤثر را بیاموزیم و به خوبی در کنار تجربه خود به

کار ببندیم می توانیم به تجربیات چندین ساله خود را با دیگران به

اشتراک بگذاریم.

پس راه ارتباط مؤثر بر قرار کردن با دیگران، مخصوصاً در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) آموزش مهارت و دانش ارتباط مؤثر

می باشد.

چگونه دانش لازم ارتباط مؤثر را برای دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) دریافت داریم؟

حال می رسیم به اینکه ارتباط مؤثر چیست و چگونه باید از آن

استفاده نمائیم.

در اینجا ده نکته اساسی برای ایجاد ارتباط مؤثر را شرح میدهیم:

اول: شنونده خوبی باید باشیم:

تا زمانی که نتوانیم مهارت خوب گوش دادن را در خودمان پرورش

دهیم، نمی توانیم ارتباطی خوب با دیگران بر قرار کنیم، همه ما

گوش میدهیم، لکن گوش دادن واقعی با گوش دادن معمولی

بسیار متفاوت است. در گوش دادن واقعی، ما توجه کامل به

صحبت های طرف مقابل داریم و اگر این گوش دادن واقعی اتفاق

بیفتد، طرف مقابل نیز مقابله به مثل نموده و او نیز به سخنان ما،

بصورت واقعی گوش میدهد.

دوم: ایجاد حسن همدردی در خود:

همانگونه که میدانید، ارتباطات کاملاً یک جاده دو طرفه است، و

سعی نمائید که در ابتدا، حس طرف مقابل را به خوبی درک نمائید

و در صورتی که شخص مقابل شما خسته است، اصرار به صحبت

و ایجاد ارتباط ننمائید، زیرا در آن صورت(اصرار بیهوده)، اگر کوچکترین

ارتباطی نیز وجود داشته باشد، آن ارتباط بطور قطع به نابودی منجر

می شود. پس سعی کنید خود را برای نظر مخالف شخص مخالف

آماده کنید تا از استرس و اضطراب که گه گاه حین مکالمه و تلاش

برای برقراری ارتباط رخ می دهد، بکاهید.

سوم : ساده و مختصر گفتن

معمولاً وقتی ما که سن و سالی از ما گذشته، در زمانی که

میخواهیم مطلبی را برای دیگران بازگو نمائیم، سعی می کنیم

که تمام جزئیات آن را نیز مطرح نموده و یک مطلب را بارها و بارها

برای شخص مقابل تشریح می نمائیم.

این طور بیان مطالب شاید برای شما جالب باشد، اما مسلماً برای

طرف مقابل نه تنها جالب نیست که در برخی موارد زجرآور

می باشد، لذا در ذیل فرمولی را برای شما بازگو می نمائیم که

بتوانید به وسیله آن، مطالب خود را بسیار ساده و مختصر بیان دارید.

و این فرمول چیزی نیست غیر از “بیان مقدمه، بیان دلیل، بیان

اطلاعات، قسمت پایانی و پیگیری”

و بصورت خیلی ساده لطفاً در صحبت های خود روده درازی ننمائید

تا شنونده گوش خود را بر روی صحبت های شما نبندد و به فکر

راه فرار نباشد.

چهارم: حتما و حتماً شنونده خود را کاملاً بشناسید:

در این خصوص اگر به کار سخنرانان توجه داشته باشید، همه آنان

قبل از شروع سخنرانی، ابتدا سعی در شناسائی مخاطبان خود

دارند و سخنان خود را بر اساس اینکه شنونده چه فردی است، تهیه

و ارائه می نمایند. و آنان خوب می دانند که چه حرفی را چگونه و

در چه زمانی و به چه کسی باید گفته شود.

کاملاً مشخص است که نوع و روش صحبت شما با فرزندتان و با

همسرتان و با افراد غیر بسیار متفاوت است، پس صحبت های خود

را با توجه به شخصیت طرف مقابل، تهیه، و ارائه نمائید.

پنجم: توقف حواس پرتی در هنگام صحبت:

در هنگامی که با شخص مقابل در حال گفتگو می باشید، مشخص

است که کلیه کارهائی که حواس شما را پرت می نماید، مانند کار

با تلفن همراه یا صحبت با تلفن همراه و ….، بسیار زشت و ناپسند

است زیرا شخص مقابل از شما انتظار دارد که تمام حواس خود را

جمع صحبت های او نموده و از موارد حواس پرتی، دوری کنید تا

نهایتاً یک مصاحبه کوتاه و بهینه شکل گیرد.

شش: طرح نمودن سئوال و پرسش آنها.

در زمان صحبت با شخص مقابل، سعی نمائید از صحبت های طرف

مقابل  چند سئوال تهیه و در هنگام صحبت از او بپرسید، به این

طریق به او نشان میدهید که به صحبت های اول گوش داده و

علاقمند بقیه صحبت های او هستید. همچنین اگر در طول صحبت

مطلبی را به اشتباه دریافت نموده باشید، با ارائه سئوال و پاسخ

طرف مقابل، این سوء تفاهم برطرف می گردد.

هفتم: داستان گوئی:

قدرت داستان را فراموش نکنید و بدانید که داستان ها بسیار

قدرتمند هستند. داستان ها، مغز را فعال، ارائه ها را جذاب، ما

را قانع کننده تر، و حتی در مصاحبه ها، به موفقیت ما کمک میکند.

هشتم: آمادگی ذهنی برای مدیریت و شروع یک

گفتگوی کوتاه

اگر همیشه خود را برای مدیریت و شروع یک گفتگوی کوتاه با هر

فردی، آماده نگه دارید، این هنر شما را نشان میدهد. شما

می توانید برای اینکار از مسائل خانواده، شغل، رویا، تفریح و

سرگرمی های خود استفاده کرده و آن مطالبی را که جنبه شخصی

ندارد، را با دیگران به اشتراک گذاشته و شروع کننده یک گفتگوی

دلچسب کوتاه باشید.

نهم: تمرین در عدم استفاده از کلمات غیر ضروری

در این سن، گاهی اوقات بر اساس گرفتاری هایی که گریبانگیر

برخی افراد می گردد، کلمات و جملات را فراموش می نمائیم و از

برخی کلمات غیر ضرور مثل “اومم” یا “خب” استفاده می نمائیم.

اگر با تمرین بتوانیم هر چه کمتر از این لغات و کلمات غیر ضرور

استفاده نمائیم، اعتماد به نفس ما را نشان میدهد.

دهم: توجه به زبان بدن

 هر چند که در برخی از موارد، زبان بدن کاربردی که در جاهای

مختلف گفته می شود، کارآئی ندارد، لذا توجه به این زبان، گاهی

اوقات می تواند گره گشای برخی از مسائل گردد.

مثلاً می خواهید با همسر خود صحبت نمائید اما در عین حال،

دست به سینه نشسته اید، یا اینکه در حال گوش دادن، همیشه

در حال کار با تلفن همراه هستید. این زبان بدن، می تواند به ارتباط

شما، آسیب جدی وارد نماید زیرا که نشانه های ناگفته، و

نانوشته، غالباً آشکارتر از چیزی که ما فکر می کنیم عمل می کنند.

هیچوقت فراموش نکنید که در یک ارتباط کلامی موثر، دقت به زبان

بدن (مانند ارتباط چشمی، محکم ایستادن و غیره) بسیار مهم

است چرا که بدون نیاز به حرف زدن، راز توجه یا بی توجهی افراد

را برملا می کند.

اگر احساس کردید که این مقاله برای شما مفید بود، با اشتراک

گذاری آن به دیگران نیز کمک نمائید تا علاوه بر داشتن تجربه به

داشتن ارتباط مؤثر نیز مسلح شده و موارد بسیاری را از سر راه

خود کنار گذارند.

تبدیل موانع به فرصت در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تبدیل موانع به فرصت در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) برای خود داستان ها دارد،

عده ای بعلت آینده نگری در دوران اشتغال، آنرا بهترین روزهای

عمر خود بخاطر اینکه دیگر دغدغه کار و تلاش آنچنانی ندارند،

تفسیر نموده اند و عده ای دیگر دقیقاً بر عکس عده اول بعلت

اینکه توشه ای برای این سفر طولانی نیندوخته و مسائل مالی

گریبانگیرشان است و همچنین عده ای دیگر که علیرغم عدم نیاز

مالی، بیماری ها آنها را کلافه نموده است، آنرا بزرگترین دوره

ناراحتی و سختی عمر خود تفسیر می نمایند.

براستی این دوران چه دورانی است، آیا بهترین دوران عمر است،

یا بدترین دوران عمر؟

زیرا در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) موانعی بر سر راه بوجود

می آید، و عده ای از دوران اشتغال خود را آماده مواجه شدن با

این موانع نمودند و عده ای دیگر که حداقل بصورت ذهنی این

آمادگی را در وجود خود ساخته اند، بسیار راحت از این مانع عبور

می نمایند و زندگی شاد و با نشاط خود را از سر می گیرند.

اما باز در مقابل عده ای که آمادگی لازم را ندارند، دقیقاً هر مانعی

بر سر راه، سد بزرگی در برابرشان قلمداد شده و طاقت رویاروئی

با این سد را از دست می دهند، و در مبارزه با این موانع خود را

شکست خورده می پندارند و مبارزه را به حریف قدرتمند خود(موانع)

می سپارند.

در این مقاله سعی داریم به این بحث نگاه جدیدی بیندازیم.

موانع چیست؟

در لغت نامه ها، مانع مساوی است با بازدارنده ، منع کننده ،

مزاحمت

و کلاً هر چیزی که سر راه قرار گیرد و اجازه ندهد که ما خیلی

راحت به مسیر خود ادامه دهیم.

فرصت چیست؟

فرصت نیز در لغت نامه ها به معنی وقت مناسب برای کاری،

زمان؛ وقت. می باشد

و نیز زمان هائی که ما می توانیم کاری مفید انجام دهیم.

موانع و فرصت در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

چیست؟

حال که به معنی تحت اللفظی این لغات پی بردیم، این لغات را

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بررسی می کنیم.

ابتدا موانع سر راه در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را بر

می شمریم: و فرصتهای ممکن که در برابر هر مانع می توانیم

از آن استفاده نمائیم را نیز همراه با هر مانع ذکر می نمائیم.

زیرا که خداوند متعال در آیه 6 سوره انشراح در قرآن مجید نیز

آورده است:

ان مع العسر یسرا

با هر سختی، آسانی نیز همراه است

یعنی دقیقا همراه با هر سختی، آسانی نیز وجود دارد و ما باید

آسانی را در هر سختی بیابیم. اگر سختی بر ما روا شده،

مطمئن باشید که سختی لفافه آسانی است و اگر آن را کنار

بزنید، پیدا و شفاف می گردد.

در اینجا موانع ذکر می گردد: از جمله:

پیر شدن : که به نظر برخی مانع است، اما در نظر برخی دیگر،

یکی از بزرگترین فرصت ها برای استفاده از تجربیات و انتقال آن به

دیگران که نیازمند آن هستند.

پیشکسوتی(بازنشستگی): که برخی آنرا کلاً خانه نشینی بدون

هیچ عملکردی توصیف می نمایند، لکن عده ای آنرا بهترین زمان

برای مطالعه و پیشرفت فردی در نظر می گیرند.

ضعیف شدن عضلات: برخی آنرا نشانه های رفتن می دانند، و

عده ای دیگر، آنرا نشانه ای برای فعالیت بیشتر می دانند تا این

ضعف را تقویت نماید.

بیماری ها: برخی آنرا مجددا از نشانه های پیری و رفتن می دانند

و عده ای دیگر، آنرا نشانه ناپرهیزی و عادت های غلط می دانند و

از خدای مهربان تشکر می کنند که با بیماری به آنها، عادات غلط

را نشان داده است.

زیرا همانگونه که می دانید، از نظر پزشکان، تب، بیماری نیست،

بلکه نشانه بیماری است.

و در نظر این عزیزان نیز، بیماری نیز نشانه رفتن نیست، بلکه نشانه

عادات غلط چه از نظر تغذیه و چه از نظر رفتاری می باشد که سریعاً

با شناسائی آنها در جهت رفع آن و برگرداندن سلامتی به خود و

خانواده اقدام می نمایند.

تنها شدن: برخی آنرا نشانه عذاب های دوران کهنسالی می دانند

و عده ای آنرا فرصت فکر کردن در باره خود و افزایش مطالعه و

پیشرفت فردی می دانند.

مسئله دار شدن خانواده: برخی حل آن را از عهده خود خارج دانسته

و این مسائل را نشانه سالمند شدن خود تلقی می نمایند و عده ای

دیگر، از خداوند متعال سپاسگزارند، زیرا که باز توانائی حل مسأله را

در هر سنی به رخ دیگران می کشانند و با حل هر مسأله، از خود و

خدای خود، تشکر و قدردانی می نمایند و هر روز شادتر و بانشاط تر

در اجتماع و خانواده ظاهر می گردند.

چرا استفاده از فرصت ها در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) می تواند در شادی و نشاط مؤثر باشد؟

اگر ما بتوانیم در این دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) موانع را از سر راه برداشته و همچنان استوار به راه خود ادامه دهیم،

مسلماً با برداشتن آنها، علاوه بر اینکه اعتماد به نفس ما همچنان

حرف اول را در همه حالات بیان می نماید، شادی و نشاط، ثمره

این برداشته شدن موانع از سر راه می باشد و مشخص است که

فردی که شادی و نشاط را همیشه تجربه نماید، شانس سلامتی

و طول عمر برای او به مراتب از افراد دیگر بالاتر است.

چگونه می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) موانع

را به فرصت تبدیل نمود؟

همانگونه که مشاهده فرمودید کافی است که به مسائل و موانع

در این دوران، نگرش تازه ای بیفکنیم. و مسائل را با نگاه و عینک

جدید ببینیم و همانگونه که خداوند نیز فرمودند باید در دل هر

مانعی، دنبال سود و منافعی باشیم که نصیب ما می گردد اگر

همواره به قفل بسته شده نگاه بیفکنیم، از این غافل خواهیم ماند

که اگر قرار بود این قفل باز نشود، در آن محل، بجای در، دیوار قرار

می دادند.

پس از همین الان شروع به تغییر در نگرش و افکار خود نمائید و

مسائل را با دیدی که قرآن به ما پیشنهاد داده، مشاهده و در جهت

رفع موانع برآئیم.

آدم موفق کسی است که با آجرهایی که به سمتش پرتاب

می شود، یک برج از موفقیت بسازد، نه کسی که برای خود

زندانی درست میکند.

پاسپورت ورود به دوره جوانی

پاسپورت ورود به دوره جوانی

یکی از آرزوهایی که از دوران کودکی داشتم، همراه بودن با بچه ها بود، زیرا بچه­ ها، در زمان حال زندگی میکنند. در لحظه شاد هستند. چیزی از کینه و بغض و … نمی­دانند. زمانی که با آنها باشیم اگر مثل آنها فکر کنیم و مثل آنها عمل نمائیم، غمهای دنیا، بی ارزش گردیده و سبک بار می­شویم.

بودن با نوه، برای هر پدر بزرگ و مادر بزرگی جزء آرزوهای دیرینه­اش است، زیرا که نوه(مغز بادام) بر اساس گفته های پدربزرگ ها و مادربزرگ ها، از فرزند(بادام) شیرین تر هستند. و می­تواند همدم، سنگ صبور و دوستدار شما باشد، هیچ پدر بزرگ و مادر بزرگی نیست که با دیدن نوه، لبخند بر لبانش جاری نشود، در مسافرتی که چند روز پیش به یکی از شهرهای شمالی داشتم، با یکی از دوستانم به شهرشان رفتم تا یکی از اقوامش که سن بالا داشتند را ملاقات نمایم. پس از رسیدن به منزل پدری، فرزند دوستم، به تنهائی وارد خانه پدربزرگ خود شد،  زمانی که به در خانه رسید و مادر بزرگ و پدربزرگش را صدا کرد، مادر بزرگ که داخل خانه بود، و صدای او را شنید، دیگر سر از پا نمی شناخت و شتابان به سمت نوه خود حرکت کرد تا هر چه سریعتر، نوه خود را در آغوش بگیرد.

این است قدرت نوه، که می تواند، یکی از بهترین و قشنگترین و بی آلایش ترین پاسپورت­ها برای ورود شما به دوره جوانی اتان باشد، زیرا که با بودن با آنها، شما همواره شاد و سرحال هستید.

بودن با نوه ها:

زمانی که نوه ها پا به عرصه وجود می گذارند، شیرینی زندگی چندین برابر گردیده و دیدن نوه ها و بودن با آن ها نه تنها، انرژی انسان را چندین برابر نموده، بلکه امید به زندگی را نیز افزایش می­دهد. این بودن با نوه ­ها را میتوان در چند بخش تقسیم بندی نمود:

 

 مفید بودن با نوه ها:

زمانی که فرزندان به سن بلوغ میرسند، هر یک به سر زندگی خود رفته، و عملاً مادر و پدر را تنها میگذارند،  پدر و مادر اگر نتوانند برای خود مشغولیاتی داشته باشند، کم کم، این تنهائی بر آنها اثر گذاشته و آنها را افسرده و غمگین می­سازد، حال اگر نوه­ هائی پا به عرصه وجود بگذارند، بسیاری از مسائل حل می­گردد، زیرا که بودن با نوه­ ها میتواند حس مفید بودن را در انسان، زنده نماید و با آنان دمی را بیرون از این دنیای هزار رنگ، بگذراند.

رفیق بودن با نوه ها:

نوه ها، گاهی اوقات با والدین خود، مشکل دار می­شوند، حال اگر این نوه­ ها، بر اساس غرایز خود به سمت پدر بزرگ و مادربزرگ کشیده شوند، بهترین فرصت برای یاری آنها و رفاقت با آنان می­باشد.

خوب می­دانید که زمانی که فرزندان کم کم بزرگ میشوند، زمانی فرا می­رسد که دیگر حرف والدین را گوش نمی­ کنند و تنها حرف رفیق برایشان وحی منزل می­گردد، پس چه خوب است که در این بازی برد برد، که هر دو طرف سود میبرند، وارد شوید که هم بازنشستگان از نوه­ ها، سود می­برند، و هم نوه ­ها می­توانند از داشتن رفقائی که خوبی آنان را از ته دل بخواهند به خود ببالند، به شرطی که تنها، بدگوئی پدر و مادر برای آنها نباشد. زیرا که هر چند که والدین بد باشند، لکن هیچ فرزندی تاب حرف زدن پشت سر والدینش را ندارد. پس توصیه می گردد که رفقائی بدون بدگوئی باشید و تنها به موارد مثبت نظر بیفکنید.

کمک به نوه ها:

نوه شما مانند فرزند شما، در دوران کودکی و حتی بزرگسالی، بعلت اینکه شما برایش عزیز هستید، مسائل و مشکلاتی دارد. گاهی اوقات والدین آنها، به حرفشان و خواسته ­هایشان توجه نمی­کنند و آنها ناچار به سمت شما می­آیند، در این موارد اگر شما بتوانید که گره­ای از گره­های در هم پیچیده آنان را با تجارب گرانبهای خود باز نمائید، با چندین قدم به سمت انس بیشتر با نوه­ هایتان و نیز کمک به فرزندان خود گام برداشته­ اید.

داستان گوئی برای نوه ها:

نوه­ های شما، یکی از بهترین شنوندگان داستان­های شما هستند، و همیشه برای شنیدن داستان­های خوب و جذاب از طرف شما، لحظه شماری می­کنند، این فرصت بسیار گرانبهائی است که با گفتن داستان­های خود علاوه بر یادآوری خاطرات خوب گذشته، در قبال داستان، آنان را از مسائل و خطرات سر راه نیز آگاه نموده و به قول ما اساتید، با دادن پیام­های مخفی در طول داستان، بطور غیر مستقیم آنها را نصیحت نمائید، زیرا که هیچ کس دوست ندارد، بصورت رسمی مورد نصیحت و اندرز قرار گیرد.

شکرگزاری بخاطر نوه ها:

بودن نوه ها در کنار شما، بدان معنا است که انشااله فرزندان شما در قید حیات هستند، یا اگر در قید حیات نیستند، خدا این لطف را به شما نموده است که یادگاری از فرزندان شما بر جای بماند، و مورد دوم نیز آنکه اگر نوه ها، در کنار شما هستند، یعنی اینکه آنقدر شما برای آنها عزیز هستید که آنها لحظات با شما بودن را بر لحظات دیگر عمرشان ترجیح می­دهند، پس پیشنهاد می­گردد که برای هر دو مورد شکرگزاری مخصوص به خود را داشته باشید. و هر چقدر که شکرگزاری بیشتر انجام گردد، بطور قطع، نعمتها افزایش خواهد یافت.

پرستاری از نوه ها:

با تنی چند از همکاران بازنشسته که مذاکره می­کردم، اعلام داشتند که اکثر روزها به دلیل اینکه، فرزندان آنها کارمند هستند، بچه هایشان را در نزد، آنان گذاشته و خودشان به سر کار می­روند. در همان موقع به این فکر افتادم که آیا این عمل صحیح می­باشد یا خیر?

صحیح از این جهت که خوب با نگهداری از نوه­ ها، علاوه بر سود بردن از اینکه آنان در کنار شما هستند، و شادی و نشاط را برای شما به همراه می­آورند، و از آن جهت که مثل همیشه، باز کمک یار، فرزندانتان هستید، بسیار خوب و شایسته است، لکن اگر این کمک کردن و پرستاری، شما را از بقیه کارهای مربوط به خودتان دور نگهدارد و به واسطه این نگهداری نتوانید به علائق و خواسته­ های خود برسید، کاری ناپسند است، زیرا که در هر صورت شما اول باید به علائق خود برسید.

احتمالاً نیز الان دارید بر من خرده میگیرید که خوب، علاقه من بودن با نوه­ هایم است.

بله میدانم که بودن با نوه ها، بسیار خوب و شادی بخش است، و خود نیز بارها در همین بخش این عمل را پیشنهاد نموده ام، لکن در هر کاری باید تعادل برقرار گردد و از افراط و تفریط خودداری گردد. اگر شما نتوانید به کارهای دیگر مورد علاقه خود برسید، مسلماً در چند وقت بعد که دیگر بچه­ ها بزرگتر شده و خودشان برای خود، مشغولیاتی فراهم می­نمایند، شما مجدداً، طعم تنهائی را خواهید چشید، آزموده را آزمودن خطاست. پس لطفا، در نگهداری نوه ­ها، اعتدال را حفظ نمائید.

بردن نوه ها به پارک

ما برای با نشاط بودن در دوران بازنشستگی، باید به بهترین نحو از این زمان(بودن با نوه ها) بهره ببریم و به یاد بچگی مان، همراه با نوه ها، این دوران را سپری کنیم.

بازنشسته می­تواند از این دوران استفاده کرده و مانند گذشته به فرزندان خود، با بردن نوه­ها به پارک(البته نه همیشه) کمک نماید. چند ساعتی را با نوه­ها، که چیزی از کینه و بغض و نیرنگ نمی­دانند، گذرانده و مدتی را شاد در کنار این معصومان به خوشی بگذرانید.

باور در دوران بازنشستگی

باور در دوران بازنشستگی

درست در زمانی که شخص پا به عرصه بازنشستگی می گذارد، باورهای او نیز وارد محیط جدید می گردد و بسیاری از باورهای منفی جامعه در خصوص این قشر با عظمت و گرامی، که به غلط در بین عموم مردم جا افتاده است، به باور بازنشستگان تبدیل گردیده و عملاً زندگی دوم این عزیزان را تحت الشعاع خود قرار میدهد. و همانگونه که همگان خوب می دانند، باور انسان، زندگی او را میسازد، زندگی فعلی هر کسی، نتیجه باورهای او در گذشته می باشد، لذا باورها در دوران بازنشستگی، بسیار پربارتر از قبل خودنمائی کرده و زندگی را در دستان خود می گیرد. لذا باید این باورها بصورت کاملاً مثبت و بدور از هر گونه، نکته نظر و القائات منفی، برای آینده انسان ساخته و پرداخته گردد.

باور بازنشستگی

بسیاری از بازنشستگان بعد از بازنشستگی، این کلمه را مترادف از کارافتادگی یا استراحت قلمداد نموده و بر این باور غلط هستند که من 30 سال خدمت خود را انجام داده ام و هم اکنون، باید به استراحت بپردازم، و برخی دیگر، نیز بر این باور هستند که دیگر عمر مفید کاری آنان تمام شده و باید خانه نشین گردند زیرا که دیگر کاری از آنها ساخته نیست.

اما گروهی دیگر، کاملاً بر عکس این دو گروه اقدام نموده و باورهای دیگر دارند و بر این باور هستند که تنها محل خدمت خود را عوض خواهند نمود و همچنان با تمام قوا، و البته با تجربه و انرژی مضاعف تر، به کار خود ادامه می دهند، و انرژی مضاعف به خاطر اینکه هم اکنون بعنوان بزرگ فامیل محسوب گردیده و در عرف، نیز از بزرگ فامیل، انتظارات بیشتری است که باید به آنها عمل نمود. بنابر این اگر تا کنون بصورت عادی به فعالیت می پرداختند، هم اکنون که بعنوان پدربزرگ یا مادربزرگ نیز محسوب می گردند، مسئولیت بیشتری بر دوش خود احساس می نمایند و در صدد برآمدن از عهده مسئولیت خویش هستند، پس با تلاش بیشتر به کار خود ادامه می دهند.

باور سلامتی

باور غلطی که متأسفانه در اجتماع بصورت طنز دهان به دهان میگردد، آن است که “سن که رسید به پنجاه، فشار میاد به چند جا” که این ضرب المثل نیز مانند بسیاری از ضرب المثل های دیگر، تنها و تنها، قصدش تخریب روحیه این عزیزان می باشد، زیرا که مشخص شده است که بیماری در بازنشستگی و سالمندی، طبیعی نمی باشد، لکن باز هم متأسفانه، افسردگی، در این قشر با تجربه و گرامی، فراوان یافت می گردد، که شاید افسردگی بعضی از این خوبان، مربوط به همین باورهای غلطی است که به خورد مردم داده می شود و کم کم در باورها جای خود را باز می کند و این باورها هستند که زندگی دوم انسان را می سازند.  و خوشبختانه، بعضی از این عزیزان نیز هستند که به این باورهای غلط کوچکترین اعتنائی نکرده و مانند پدر یکصد و ده ساله ای که نگارنده با ایشان مصاحبه کرده و یا مادر 100 ساله ای که علیرغم بی سوادی خود، دادگاه حل اختلاف خانواده بود، اصلاً به این پیامهای منفی توجه نکرده و هر کدام، آرزوهای خود را در سر می پرورانند و مشخص است که باید از زندگی سلامت و راحتی نیز برخوردار باشند.

باور تنهائی

یکی دیگر از باورهایی که از زمان کودکی به انسان تلقین می گردد، باور تنهائی است که زمانی که فرد بازنشسته گردیده یا پا به سن می گذارد، اطرافیان او را تنها گذاشته و هر کدام به سر زندگی خود می روند، و این باور نیز شاید برای بعضی ها، چون باوردارند، اتفاق بیفتد، لکن برای بعضی از بازنشستگان، اطرافیان آنها تا زمان رحلت نیز آنها را تنها نگذاشته و همیشه آنها را همراهی می نمایند، هر چند که این همراه بودن اطرافیان از نظر نگارنده، چندان ارزشی ایجاد نخواهد کرد و در مقالات متعدد به این بحث پرداخته، لکن بودن اطرافیان می تواند برای خود اطرافیان نیز سود و برکت به همراه داشته باشد و از تجربیات خوب و گرانمایه این تجربه دیدگان روزگار، استفاده مناسب و بهینه را ببرند.

باور عدم کارکرد

در اینجا به یکی دیگر از باورهایی که به غلط در جامعه، بسط و گسترش پیدا نموده است میرسیم و آن عدم کارآئی بازنشستگان می باشد، تحقیقات جدید نشان میدهد، شاید بازنشستگان و سالخوردگان، دیرتر وظائف خود را به انجام برسانند اما از دقت لازم و کافی برای انجام این عمل برخوردار می باشند و همین امر می تواند، کارآئی بازنشستگان را نشان دهد و اطرافیان این عزیزان باید توجه داشته باشند که تا حد امکان از دخالت کردن در انجام وظائف و کارهای شخصی بازنشستگان و سالخوردگان، خودداری نمایند و بگذارند که آنها سر فرصت به کارهای خود برسند.

نگاه اطرافیان

نگاه اطرافیان نیز می تواند، حاصل باورهای فرد باشد  و اینکه اطرافیان با بازنشسته به چه صورت رفتار نموده و احترام بازنشسته از نظر اطرافیان چگونه است، خود یکی از باورها را شامل می شود. بعضی از دوستان بر این باور هستند که نگاه اطرافیان به شدت سنگین و ترحم بار است، لکن بعضی دیگر با این دیدگاه و باور کاملاً مخالف هستند، مانند آن مادر 100 ساله که خیلی راحت اطرافیان را جگرگوشه های خود می داند و در جهت کمک به آنها، از هیچ کوششی دریغ ندارد.

پس بهینه است که از هم اکنون به فکر تغییر در باورهای مخصوصآً در زمان بازنشستگی باشیم، تا در این زمان با ارزش، که حداقل نیمی از طول زندگی ما را به خود اختصاص می دهد، در شادی و سلامتی و نشاط ادامه مسیر نمائیم.

بازنشسته، یا بازِ نشسته؟

بازنشسته، یا بازِ نشسته؟

در زمانی که با یکی از بازنشستگان گرامی مشغول مذاکره

بودم، ایشان در تعریفهائی که از بازنشستگی برایم داشت،

از بازنشستگی به بازِ نشسته نیز نام برد.

در آن موقع من به این فکر رفتم که آیا واقعا بازنشستگان،

بازِ نشسته هستند، یا به تعبیر گروهی دیگر با زن نشسته

هستند یا …..

در این مقاله بر آن شدم که به این مقوله نگاهی بیندازیم.

بازنشسته کیست؟

به فردی که بعد از مدتی که از اشتغال او می گذرد، با

درخواست خود، یا بر اساس قانون یا بعلت نقضی، از کار

منفک شده و حقوق ماهیانه دریافت می دارد، بازنشسته

گفته می شود.

باز نشسته چیست؟

به پرنده شکاری که از دیگر جانواران تغذیه می نماید و

میان جثه نیز می باشد اطلاق میگردد.

چرا باز نشسته، تفسیر مناسبی است؟

باز همان گونه که در تعاریف داشتیم، خود به دنبال شکار

رفته و تغذیه و قوت خود را بدون اتکا به کسی یا چیزی،

تهیه و صرف مینماید.

آنروز که آن عزیز بازنشسته به من این واژه را گفت، من دیدم

بعضی از این عزیزان که چشم خود را به روی توانائیها و

قابلیتهای خود بسته و تنها به کسانی چشم دوخته اند که

بتوانند به درآمد آنان اضافه نموده و باری از دوش آنها بردارند.

البته لازم به ذکر میباشد که نگارنده به هیچ وجه، نافی

زحمات این عزیزان برای احقاق حقوق خود نیستند، لکن

بحثی که در این جا مطرح است، تنها نباید به دیگران متکی

شد و میبایست از توانائیهای خود استفاده نمود.

در چند روز پیش با یکی از نفرات شاخص بازنشسته یکی

از ادارات مشغول صحبت بودم، ایشان تماماً به این که باید

احقاق حق خود را بنمایند تمرکز داشت و از تمرکز بر روی

توانائیهای خود و دیگر عزیزان همراه خود نداشت، در زمانی

که به ایشان گفتم، شما کوله باری از تجربه و قابلیت به

همراه دارید، خود ایشان نیز بر این امر صحه گذاشت، لکن

اعلام داشت که در حال حاضر کاری برای ایشان نیست که

انجام دهد.

سئوال من این است که آیا برای باز، شکاری آماده می گذارند

که جناب باز، شما لطف کنید و تشریف بیاورید و مرا نوش

جان کنید؟

یا اینکه خود پرنده شکاری، به پرواز درآمده و با چشمان

تیزبین خود، شکار خود را یافته و درآمد آن روز خود را رقم

میزند.

حال اگر این باز، به مانند کبوترها، تنها بنشینند و به امید

این باشند که دیگران برایشان دانه ای بریزند و آنان تنها

دانه های ریخته شده توسط دیگران را ببیند، دیگر شکاری

که باب طبع خود باشد را نمی یابد و معلوم است که بعد

از مدتی باید برای آن باز، سوگواری نمود.

چطوری میتواند این باز نشسته، به پرواز درآید؟

حال اگر قبول کنیم که باز ها هم مانند بقیه پرنده ها، بعد

از مدتی که پرواز کرده و شکار نمودند، نیاز به استراحت

دارند و باید استراحت کنند، باز هم زمان استراحت محدود

است و این استراحت نباید به طول انجامد، زیرا اگر این

استراحت به طول انجامد، کم کم باز مهارت پرواز خود را

از دست داده و مجبور به زمین گیر شدن می شود و دیگر

نمی تواند آن حس پرواز و شکار را که با لذت و شور خاصی

انجام میداد، انجام دهد.

مثال باز، نمونه بارز عزیزان بازنشسته، این گنجینه های

گهربار نیروی انسانی است، شاید قبول کنیم که این

عزیزان بعد از چندین سال، کار و تلاش شبانه روزی،

بالاخره نیاز به کمی استراحت دارند، لکن تنها نیاز به

“کمی” استراحت دارند و بلافاصله بعد از اینکه تنفس تازه

نمودند باید بدون اینکه به دیگری، نیازمند باشند تا آنان

بر اساس خیلی از مصالح خود یا سازمان، درآمدی جدید

برای این عزیزان تأمین یا درآمد فعلی ایشان را بهبود

بخشند، تا کنون با این همه پیگیری که (البته کمی

بهبود یافته است)جواب نداده است.

حال باید آزموده را چندین باره بیازمایند. آیا نباید بجای تکیه

بر دیگران، تنها بر روی خود و توانائی های خود، قابلیتهای

خود، تجربیات گرانبها و ذیقیمت خود که در چندین سال،

فعالیت خود، بدان دست یافته اند، اتکا نموده و قدمی در

جهت بهتر شدن زندگی خود، بردارند.

اگر می گویند، نمی شود، میتوان با جستجوی مختصری،

نمونه های بسیاری از جمله، موسس مرغ سوخاری

KFC(سرهنگ هارلند ساندرز) را نام برد، از دیگر نمونه ها

میتوان به دکتر فریور از بازنشستگان سازمان بنادر و

دریانوردی که بعد از بازنشستگی، تازه تحصیل خود

را در رشته روانشناسی، آغاز نمود و موفق به اخذ درجه

دکترا در این رشته و کار و فعالیت نمود.

 

هر چه که جستجو کنید، نمونه های بیشتری از نفراتی

که اجازه ندادند، دانه های چند روزه، قوت یومیه آنها را

تأمین نماید، مشاهده می نمائید. کافی است فقط کمی

جستجو کنید تا به صحت گفته های نگارنده، ایمان بیاورید.

حالا موقع عمل است. نور، صدا، حرکت …………….

اگر به مطالب بالا باور داشتید، حال موقع عمل است،

خیلی سریع، شروع مجدد کار و فعالیت و تلاش را اعلام

نموده و در جهت آن قدم بردارید.

با مطالعه راهکارهای ارائه شده در سایت نگارنده

www.ganjeensani.com یا سایتهای دیگر که راه های عملی

برای انجام در دوران بازنشستگی را ارائه دادند میتوانید،

آغاز نمائید

تنها کافی است که هر روز یک کار برای پیشرفت و یک کار

برای تفریح خود انجام دهید تا بتوانید در مدت بسیار

کوتاهی، به صورت کاملاً فعال، سکان زندگی خود را

مجدداً در دست گرفته و آنرا در دریاهای مختلف هدایت

و راهبری نمائید.

بازنشستگی شانس است یا اجبار و خواست

بازنشستگی شانس است یا اجبار و خواست

تا حالا شما نیز بارها این جمله را شنیده اید که این شتری

است که در خانه هر کسی می نشیند، سوخت و سوز ندارد،

اما دیر یا زود دارد.

نمیدانم شما که الان مشغول مطالعه این متن هستید تا چه

حد، با این جمله موافق یا مخالف هستید، لکن من تنها

میخواهم مواردی را مطرح نمایم که شاید شما از شنیدن آن،

تعجب کنید.

آیا میدانستید، در آماری که توسط ثبت احوال کل کشور

برای 9 ماهه اول سال 1395 ارائه داده است: حدود 21 هزار

نفر، حتی به سن 20 سالگی هم نرسیده اند، و حدود 66

هزار نفر در بین سنین 20 تا 54 سالگی فوت نموده اند و اگر

این آمار را با آمار قبل جمع نمائیم، این عدد به 87 هزار نفر

فقط در 9 ماهه اول سال 1395 می رسد، حال باید این

سئوال را مطرح نمائیم

که آیا رسیدن به سن بازنشستگی و دوران بازنشستگی،

خود یک شانس نیست؟

یا اگر اجبار است، باز هم اجباری شیرین نیست که بعد از

سالیان سال، کار کردن، فارغ از کار شده و می توانید، براحتی

برای خود و خانواده برنامه ریزی نمائید(البته به شرطی که از

قبل برای این دوران برنامه ریزی لازم صورت پذیرفته باشد)

و اگر هم خواست باشد، که انتخاب خودمان است و باید به

انتخابمان احترام بگذاریم و سعی نمائیم انتخابمان را همراه

با شادی و نشاط و سلامتی در زندگی سازیم.

شانس رسیدن به بازنشستگی چیست؟

شانس چیست؟ شانس را به طور عمومی میتوان به اقبال و

بخت معنی نمود چه بد باشد یا خوب. آنچه به‌عنوان شانس

رخ می‌دهد، خارج از کنترل فرد است و بدون توجه به اراده،

قصد، یا نتیجه مورد نظر است.

اینکه ما دقیقاً به سن بازنشستگی برسیم و بتوانیم این

دوران را درک نمائیم، خود یک شانس تلقی نمیشود؟

همانگونه که ملاحظه فرمودید، سعی شد با ارائه آماری به

شما اعلام شود که این شانس برای تعدادی از افراد میسر

نبوده، لکن خدا به ما این شانس را اعطا نموده که حداقل تا

اینجا به این سن  برسیم و بتوانیم این دوران را درک نمائیم.

هر چند که به نظر نگارنده، این تنها یکی از کمترین

شانس هائی است که ما در این دوران نصیبمان می گردد.

زیرا در مقابل آنچه که در طول رسیدن به این دوران(زندگی

دوم) نصیبمان میگردد، به مراتب گرانبهاتر و با ارزش تر از هر

آنچه که در نظر شما می نماید.

چرا باید از رسیدن به سن بازنشستگی، شاد باشیم؟

تا به اینجا درک نمودیم که حداقل ما جزء آن 25 درصد افرادی

نیستم که این شانس به آنها عطا نشده است، و چیزی که

باعث خوشحالی و شادمانی در این دوران است، نه فقط

گذران عمر، بلکه گذران عمری است که همراه با خانواده و

همراه با بدست آوردن تجربیات گرانبهائی است که نصیب ما

گردیده است، هر چند که این تجربیات می توانند از اتفاقات

خوب و گاهی اوقات از اتفاقات بد، بدست ما آمده باشد. آن

چیزی که مهم است، بدست آمدن  این تجربیات است، که

اگر بتوانیم در این دوران که وقت کافی داریم، از این تجربیات

به خوبی و بهره ور استفاده نمائیم می توانیم هم دنیا را

برای خودمان و هم برای زندگی کردن دیگران، جای بهتر و

زیباتری بسازیم.

چطوری میتوان از بازنشستگی، رضایت کامل داشت؟

ما در این سایت(www.valibakhtyari.ir)، مقالات متعددی

جهت اینکه چگونه بتوانیم این دوران را به بهترین دوران عمر

خود تبدیل نمائیم، ارائه نموده ایم، همچنین شما با نگاهی

به کتب الکترونیکی “لذت زندگی در وقت اضافه” و کتاب

چاپی “الهی پیر شی” می توانید با مطالب سودمندی آشنا 

شوید که شما را در مسیر شادی و نشاط در دوران

بازنشستگی رهنمون می سازد.

در این کتب، نحوه دریافت رضایت از عملکرد خود، و اینکه

چگونه باید با خودمان و دیگران رفتار نمائیم، مطالب مطرح

گردیده است و همچنین چون مشغول خواندن این مقاله

هستید، مسلماً جزء آن دسته از افرادی هستید که

میخواهید هم برای خودتان سودمند باشید و هم برای

اطرافیان و جامعه، سودمند و مفید باشید، میتوانید با

عمل به اقدامات داخل آن کتب، روزگار و دوران خوب

و مفید و با نشاطی را برای خود در این دوران رقم بزنید.

تمام سعی ما در این سایت بر این است که بتوانیم با

تجربیاتی که از عزیزان بازنشسته دریافت می نمائیم و

انتقال آن به دیگران که بی نهایت منتظر این تجربیات

هستند، بتوانیم قدمی در جهت بهتر شدن دنیای اطراف

خود برداشته باشیم.

خوب، حالا باید چه کار کنیم؟

شما با مطالعه این مقاله، ثابت نموده اید که میخواهید که

تغییراتی در زندگی خود در دوران بازنشستگی بدهید، پس

به شما تبریک عرض مینمایم، چون این خواستن، چیزی است

که تعدادی از دوستان، تمایلی به آن ندارند و میخواهند که

معجزه ای در دنیا رخ دهد و زندگی این عزیزان و این گنجهای

گرانبها را نیز تغییر دهد و آنها را شاد و خوشحال نماید، ولی

شما، خود میدانید که تغییر باید توسط خودتان و از همین

لحظه اتفاق بیفتد. کافی است که الان نشسته و بعد از این

مقاله، کاغذ و خودکاری برداشته و اهداف خود را برای رسیدن

به شادی و نشاط هر چه بیشتر در این دوران، یادداشت

نموده و راهکارهای رسیدن به هر هدف را نیز دقیقا و با

ذکر جزئیات مکتوب نمائید.

لازم به ذکر میباشد که برای هر سال و هر ماه، حداکثر باید

سه هدف نوشته شود، زیرا که اگر بیش از آن باشد، بیم آن

میرود که به اهداف نرسیده و اعتماد به نفس مان کمی

کاهش یابد.

پس هم اکنون که در شروع، سال جدید 96 هستید، بهتر

است که تغییر را با نوشتن آغاز نمائید. و امید است که در

صورت ایجاد تغییرات، آن تغییرات را بوسیله ارسال آن به

پست الکترونیک نگارنده، ما را در شادی خود سهیم نمائید.

امیدوارم با مطالعه این مقاله و اشتراک آن با بقیه عزیزان

بازنشسته، سهمی در اشاعه فرهنگ زیبای زندگی دوم

(بازنشستگی)، داشته باشید.

بازنشستگی زمان مناسب برای ترک سیگار

بازنشستگی زمان مناسب برای ترک سیگار

این مقاله توسط یکی از دوستان عزیزم که مدرس ترک سیگار و

نیکوتین می باشد، تهیه و ارائه گردیده  است که جا دارد از

ایشان بخاطر ارائه این مقاله خوب و زیبا تشکر و قدردانی گردد.

در یک پژوهش که اخیراً در امریکا صورت گرفته است مشخص‌

شده که احتمال موفقیت ترک سیگار در افرادی که به‌ تازگی

بازنشسته شده‌اند به‌ مراتب بیش از دیگران است.

این تحقیق اعلام می‌دارد که احتمال موفقیت افراد تازه

بازنشسته در ترک سیگار حدود 10% بیشتر از افراد شاغل

است.

این باور اشتباه که “کشیدن سیگار موجب کاهش استرس و

احساس لذت بیشتر در زندگی می‌شود” را در افرادی که تازه

بازنشسته شده‌اند باید تغییر داد.

کیفیت زندگی و میزان آرامش و لذت از آن، در افراد سیگاری

به‌مراتب پائین تر از افراد غیر سیگاری است.

معمولاً این گروه و دسته از افراد بازنشسته که سیگار مصرف

می‌کنند جزء یکی از مهم‌ترین دسته افرادی که نیاز به کمک و

همیاری، برای ترک سیگار هستند.به دلیل اینکه این افراد

معمولاً سال‌های زیادی را مصرف‌کننده سیگار بوده‌اند و

هم‌ اکنون نیز به دلیل بالا رفتن سن و سال خود، شاید در

وضعیت مناسبی ازنظر جسمی و یا روحی نباشند. و ادامه

مصرف سیگار برای آن‌ها بسیار خطرناک خواهد بود.

مصرف سیگار و نیکوتین معمولاً خسارت‌ و آسیب‌های

جدی‌تری به افرادی که سن بالای 50 سالگی را تجربه می‌کنند

را نسبت به دیگر گروه‌های سنی وارد می کند.

در این سال‌ها بدن به‌ صورت خودکار به سمت تحلیل رفتن و

ضعیف‌تر شدن می‌رود و افراد باید با تغذیه مناسب و ورزش و

آرامش بتوانند برای خود یک زندگی ایده آل و مناسب را فراهم

آورند.

حال، شخصی که در چنین سال‌هایی سیگار مصرف می‌کند

مطمئناً نمی‌تواند تغذیه مناسب داشته باشد و یا اینکه ورزش

مداوم داشته باشد. و با توجه به آسیب‌های مستقیم و شدیدی

که سیگار به ریه‌ها و یا قلب و عروق یک فرد وارد می‌کند ادامه

مصرف می‌تواند بسیار خطرناک باشد.

در یک تحقیق به‌عمل‌آمده مشخص‌ شده است که اکثر  افراد

سیگاری بازنشسته حدود 20 تا 30 سال این کار را ادامه داده‌اند

و معمولاً افرادی که این مقدار زمان مصرف‌کننده سیگار بوده‌اند

در یک وضعیت مناسب برای ترک کردن سیگار می‌باشند.

اگر برای این گروه از افراد جامعه بتوان برنامه‌های تدوین‌شده و

مشخصی را آماده کرد تا آگاهی آن‌ها را نسبت به مصرف سیگار

و نیکوتین بالا برد و عواقب ادامه مصرف و فواید قطع مصرف را به

آن‌ها اطلاع داد، تعداد بسیار زیادی از این عزیزان می‌توانند، 

سیگار خود را ترک کنند و یک زندگی بدون مصرف سیگار را

تجربه نمایند و مطمئناً با یک روحیه عالی‌تر و شادتر و جسمی

سالم‌تر و سرحال‌تر می‌توانند به دوران طلایی بازنشستگی

خود وارد شوند.

یکی از مضرات سیگار که عموماً بسیار کم بیان‌ شده است این

است که افراد سیگاری به دلیل آسیبی که به سلول‌های مغزی

خود براثر کشیدن سیگار وارد می‌کنند معمولاً از حافظه ضعیف‌تر

و همین‌طور قدرت تمرکز و تفکر پائین تری نسبت به دیگر اعضای

جامعه برخوردارند.

حال این عوارض و آسیب‌های جدی را که براثر مصرف سیگار به

مغز وارد می‌شود را با بالا رفتن سن یک انسان که به‌ هرحال

تغییراتی در حافظه و ذهن اشخاص صورت می‌گیرد تلفیق بکنید،

خواهید دید که اکثر افراد سیگاری کهن‌سال دارای بیماری

فراموشی و یا گاهی آلزایمر می‌شوند.

یکی از راه‌های جلوگیری کردن از ابتلا به این نوع بیماری‌ها این

است که افراد باید به‌سرعت مصرف سیگار خود را قطع کنند تا

آسیب بیشتری به ذهن آن‌ها وارد نشود.

 نگارنده واقعاً فکر می‌کند که این قشر از جامعه که یک‌ عمر

زندگی خود را با تلاش و پشتکار فراوان در یک کار مقدس

گذرانده‌اند، اینک نیازمند کمک و حمایت بیشتری نسبت به

مشکلاتی که از مصرف سیگار بر آنان وارد می شود، 

هستند.

کمک به قطع مصرف سیگار و نیکوتین این افراد، می‌تواند یکی از

بهترین خدمت‌هایی باشد که می‌توان انجام داد.

مجموعه ترک طلایی سیگار با فراق بال و باکمال افتخار آمادگی

این را دارد که برای این عزیزان دوره‌های آموزشی و یا

مشاوره‌های خصوصی را برگزار کند و از این‌که این مجموعه

در این زمینه کمکی را به هم‌وطنان خود برساند باعث خرسندی

و شادکامی افراد و کارکنان مجموعه خواهد بود.

با آرزوی بهبودی و سلامتی برای همه شما

آدرس ما: www.behbodi.com

با تشکر از استاد داریوش قاضی مرادی برای ارائه این مقاله زیبا

اهمیت ورزش در دوران بازنشستگی و نکات قابل توجه

اهمیت ورزش در دوران بازنشستگی و نکات قابل توجه

همه به خوبی به این مطلب واقف هستیم که براي دوره ­هاي مختلف زندگي بر حسب سن، جنس و وضع سلامتی بدن، ورزشهای متفاوتی وجود دارد. مثلاً در جوانی باید عضلات را قوی و محکم کرد تا در سنین بالاتر به آسانی دچار رخوت و سستی نگردند و از سن بازنشستگی به بعد دیگر نباید در بند تحکیم عضلات و حفظ زیبائی اندام بود بلکه ورزش را باید به منظور حفظ سلامت و طول عمر انجام داد و باید سعی کرد هر قدر ممکن است پیری را به عقب انداخت و از عوارض آن جلوگیری نمود .

در زمان بازنشستگی، اشتها کم می‌شود و سوخت و ساز بدن کاهش می‌یابد پش لازم است تحرک بدن را بیشتر کنید. فعال بودن و تحرک کافی، مؤثرترین شیوه برای مقابله با پیری و ناتوانی است. وقتی عضلاتتان را بکار می‌گیرید در واقع از نرمی مفاصل و مقاومت استخوان‌هایتان مراقبت می‌کنید. تحرک، اشتها را باز می‌کند، هضم غذا را بهتر می‌کند و استرس را کاهش می‌دهد. تحرک احساس خوبی به شما می‌دهد. ورزش برای حفظ سلامت قلب، مغز و سایر اندامهای بدن لازم است و از ابتلا به بیماری‌های قلبی عروقی جلوگیری و از ابتلا به بیماری آلزایمر و ابتلا به سرطان‌ها نیز پیشگیری می‌کند.

انجام فعالیت جسمی منظم بعد از 50 سالگی برای مردان به اندازه ترک سیگار مفید است.به گزارش خبرگزاری فرانسه، بررسی پژوهشگران سوئدی که نتایج آن در وب‌سایت نشریه پزشکی بریتانیا منتشر شده است، نشان داده است که مردانی که پس از 50 سالگی ورزش را شروع کرده‌اند، پس از 10 سال به همان اندازه مردانی که همیشه ورزش می‌کرده‌اند، امید به زندگی (میانگین طول عمر) پیدا کرده‌اند.

ورزش و حرکت موجب عقب انداختن دوران پیری می باشد و بازنشستگانی که ورزش می­کنند از سلامتی و نشاط بیشتری برخوردار هستند. بنابراین یکی از مؤثرترین روش­های پیشگیری از اختلالات دوران بازنشستگی، ورزش و تربیت بدنی است. البته منظور از ورزش، تمرینات ورزشی خسته کننده نیست بلکه حرکات ملایمی است که برای بازنشستگان مناسب باشد.  شنای ملایم و پیاده روی، ورزش­های مناسبی برای این دوران است.

کسانی که سابقاً ورزشکار بودند، اغلب دچار یک اشتباه می‌شوند و آن این است که می‌خواهند ورزش را با همان ریتم و آهنگ سابق پی بگیرند. در حالی که ظرفیت­های بدن کاهش یافته و در این شرایط خطر سوانح قلبی یا محرک ها را نباید نادیده بگیرند. برای شروع  مجدد فعالیت های ورزشی، گذراندن یک دورۀ یادگیری جدید، انجام تمرین­های آموزشی و تعیین اهداف تدریجی، ضروری است. گاهی اوقات، بهتر است به سراغ ورزش­هایی برویم که تا به حال آنها را انجام نداده­ایم، تجربه­های جدید می‌توانند لذت بخش باشند.

در واقع، در دوران بازنشستگی، بدن شروع به تغییر می‌کند، چاقی ظاهر می‌شود و خطرات جدی سلامت فرد را تهدید می‌کند. و هیچ عجیب نیست که یک فرد بازنشسته برای شروع ورزش دچار آشفتگی و سردرگمی شود. چندین مورد ضروی وجود دارند که افراد بازنشسته که می‌خواهند ورزش را شروع کنند یا از سر بگیرند، باید آنها را رعایت نمایند، زیرا که در این دوران، بدن دیگر مقاومت سابق را در مقابل آسیب­های شدید ندارد. بنابراین، قبل از شروع فعالیت ورزشی، بهتر است که چند مورد احتیاطی را رعایت کنید:

  • توجه داشته باشید که کاملاً بدنتان را گرم کنید. نباید از خودتان توقع بیجا داشته باشید. در طول ورزش به درستی نفس بکشید و حرکات مناسب و درستی انجام دهید.
  • ورزش­های استقامتی به طور خاص با این سن و سال انطباق دارند. در واقع، در حدود سن بازنشستگی می‌توان فعالیت­هایی انجام داد که نیاز به حفظ همان حالت به مدت طولانی اما با فشار کمتر دارند. بنابراین باید ورزش­های استقامتی را به جای فعالیت های قدرتی در الویت قرار داد. برای مثال، دوی استقامت یا نیمه استقامت بهتر و مناسب تر از دوی سرعت است. به همین ترتیب، می‌توانید برای مثال بازی های چهار نفرۀ تنیس یا بدمینتون برای خودتان ترتیب دهید.
  • در این دوران، ورزش­های تیمی در الویت قرار دارند، همچنین ورزش­های انفرادی مانند شنا یا کوهنوردی نیز توصیه می‌شوند زیرا با انجام این ورزش­ها شما از یک چهارچوب فنی، توصیه و پشتیبانی، بهره مند خواهید شد.
  • یک دورۀ مقدماتی برای روی فرم آمدن ضروری است. ضمناً چند ماه رفت و آمد به یک سالن بدن سازی هم راه حل خوبی است. تمرینات فعال کنندۀ قلب (دوچرخه ثابت، پاروزن و دو ثابت) و عضله سازی را به تناوب انجام دهید. هدف از این کار، بیدار کردن و روی فرم آوردن تدریجی بدن است.
  • قابلیت و زمان لازم برای برگشتن به وضع طبیعی بعد از ورزش راهنمای خوبی برای تعیین مقدار و شدت ورزش در هر سنی است . برگشتن به وضع طبیعی بایستی سریع باشد .
  • درصورتی که ورزشکار ده دقیقه بعد از متوقف نمودن ورزش هنوز تنفس و ضربان قلبش به وضع عادی برنگشته باشد ویا تا روز بعد هنوز خستگی ادامه داشته باشد ، ورزش انجام شده بسیار شدید و یا طولانی بوده است و در مدت یا نوع آن باید تجدید نظر شود .

  • خانم ها بایستی ورزش­هائی را انتخاب کنند که تلاش بدنی ملایمی را داشته باشد و از انجام ورزش­های سنگین مانند وزنه برداری، بوکس و کشتی خودداری نمایند.
  • زمان ورزش کردن نیز باید طوری انتخاب گردد که در فعالیت قسمت­های مختلف بدن عوارض نامطلوب برجای نگذارد، مثلاً ورزش بلافاصله بعد از صرف غذا موجب اختلال در کار معده و سوء‌هاضمه می گردد .
  • ورزش باید در تمام عمر ، با توجه به سن، جنس و وضع جسمانی بدن به طور مداوم انجام گیرد مگر در مواردی که علائم واضح یک عیب عضوی در فرد وجود داشته باشد و طبق نظریه کمیسیون طبی کمیته ملی ورزش،‌ هر گونه فعالیت بدنی و ورزش به طور دائم و یا موقت غیرمجاز گردد .
  • همان قدر که تمرین بهداشتی و صحیح مفید است افراط در تمرین نیز به طور یقین مضر می­باشد که از عوارض نامطلوب آن خستگی و احساس درد در بدن­،‌ تغییرات در خلق و خوی و ناراحتی­های قلب و عروق، قابل ذکرند.

در نهایت درخواست می شود که در دوران بازنشستگی ورزش(بهترین داروی افسردگی) را جدی بگیرید

انتقال تجربیات بازنشستگان

انتقال تجربیات بازنشستگان

چگونه بازنشستگان، تجربیات خودشان را به نسل جوان منتقل نمایند

انتقال تجربیات بازنشستگان

پس از 30 سال خدمت در اداره، سازمان/محل خدمت، بالاخره این زمان نیز طی شده و حکم بازنشستگی، با تکریم، به شخص تحویل می­گردد. شخص بالافاصله بعد از دریافت ابلاغ بازنشستگی، شروع به تسویه حساب با اداره می­نماید.

این تسویه حساب شامل انتقال کلیه وسائلی است که فرد در طول خدمت از آن وسائل استفاده نموده است. بعد از اینکه حداقل 10 تا 30 امضاء(بستگی به ادارات مختلف، این تعداد متغیر است) تکمیل گردید، شخص با سپردن آن برگه به کارگزینی، عملاً کار خود را در آن اداره به پایان می رساند.  با خداحافظی از یاران جدا می شود.

اما یک مسئله این وسط مغفول مانده است و آن تجربیاتی است که این شخص در طول سالهای ماندگاری در آن شغل/سمت در آن مشغول بوده است، و کلیه مسائل و مشکلاتی را که با آنها مواجه بوده و نحوه برخورد با آنان را با خود به منزل می برد. و کوله بار تجربه را بدون انتقال به اشخاص دیگر، و بدون استفاده برای شخص خودش، در صندوقچه قلبش نگهداری می­نماید.

انتقال تجربیات، یک اصل یا درخواست

یادم می­آید زمانی که در حال انجام خدمت سربازی بودم، در آموزش، بعنوان مربی مخابرات، مشغول خدمت بودم، در آنزمان برای یادگیری وسائل و تجهیزاتی که باید آموزش دهم، از جزواتی که در آنجا برای همین امر اختصاص یافته بود، استفاده می نمودم.

پس از اینکه حدود 1.5 سال از طول خدمتم گذشته بود، پس از کسب تجربیات فراوانی که از ایجاد ارتباط بین واحدهای مرتبط جنگی، برای خود کسب نموده بودم، با همکاری یکی دیگر از هم خدمتی­هایم، شروع به نوشتن یک جزوه برای آیندگان نمودیم. زیرا که درست است که ما از مطالب جزوات قبلی استفاده نموده بودیم. اما در این مدت یکسال و نیم خدمت، آموزش و انجام عملی آموزشها در میدان­های جنگی، تجربیات فراوان و ذیقیمتی نیز به آن آموزشها اضافه گردیده بود و این وظیفه ما و امثال ما بود که این تجربیات را به نسلهای بعد و مربیان بعدی، منتقل نمائیم.

همانگونه که اشاره کردم، شروع به نوشتن یک جزوه جدید مخابراتی نمودیم و جالب این بود که زمانی که از بقیه دوستان و همراهان درخواست همکاری می­نمودیم، آنها اظهار می­داشتند که ما بعد از انجام خدمت سربازی دیگر به آنجا برنخواهند گشت و این جزوات به درد آنها نمی خورد. در صورتی که از این اصل غافل مانده بودند که “دیگران کاشتند و ما خوردیم، ما بکاریم تا دیگران بخورند”.

قرار نبود که این جزوات توسط خود ما خوانده و بکارگیری گردد، اما این وظیفه ما بود که تجربیات ذیقیمت خود را به دیگران انتقال دهیم و سعی خود را برای انجام این فریضه انجام دادیم.

حال نوبت به بازنشستگان گرامی است، کسانی که زمانی که به ادارات و محل­های خدمت خود وارد گردیده بودند، جوان­های خام و بی تجربه­ای بودند و آموزشهای خاص یا تحصیلات آکادمی دیده بودند، لکن پس از سالها کار و خدمت در اداره، به تجربیاتی ارزشمند نائل گردیدند.

 چه خوب است که این تجربیات ارزشمند به هر طریق ممکن، به نسل بعد انتقال یابد. یا ترتیبی اتخاذ شود، که این تجربیات به طریق مقتضی به افراد جایگزین آموزش داده شود.

هر چند که تکنولوژی هر روز در حال تغییر و تحول است و وسائلی که هر سال استفاده ­می­گردد، نسبت به سال گذشته، از رتبه بالاتر و عملکرد بهتری برخوردار است، اما مطالبی را که در طول سالها، با زحمت فراوان و مشقات زیاد، بدست اشخاص میرسد که اگر هر فرد بخواهد به خودی خود، این تجربیات را نیز خود تجربه نماید، نیاز به سالها، کار و تحمل رنجهای فراوان مجدد است.

ارزش تجربیات

چند روز پیش، با هماهنگی، خدمت یکی از عزیزان سالمند که حدود 100 سال از خداوند عمر دریافت داشته بود، رسیدیم، این پیره زن خوش صحبت و با صفا، که خوشبختانه از عملکرد بدنی خوبی نیز برخوردار بود، علیرغم از دست دادن همسر خود در چند ماه گذشته و دختر بزرگ خود در چند سال قبلش، همچنان با آرامش و طمأنینه مربوط به خود صحبت میکرد.

در زمان صحبت، متوجه شدم که ایشان دادگاه حل اختلاف خانواده هستند و در طول مدت عمر خود، خانواده های زیادی را صلح داده و هم اکنون نیز آمادگی این کار را برای هر زوجی داشتند.

در همان زمان به این فکر افتادم که چه خوب است این عزیز سالمند، خاطرات خود را از این رفع اختلافها در جزوه، کتابی جمع آوری و به دست دادگاههای حل اختلاف خانواده برسانند تا آنها متوجه شوند که بدون دانستن کتابهای ضخیم و پرمحتوای حقوقی نیز می­توان جوانها و خانواده ها را از اختلاف برحذر داشت.

نحوه انتقال تجربیات به دیگران

انتقال تجربیات به نسل بعد را میتوان از طرق مختلف انجام داد:

  • اردوهای تفریحی، زیارتی، سیاحتی با گروههای مختلف برگزار گردد و بازنشستگان، در آن اردوها تجارب خود را در طول سفر به اطلاع هم سفرهای خود برسانیم.
  • اگر در طول عمر کاری خود از جزوات بخصوصی، یا کتابهای تخصصی خاصی استفاده می نمودند. با در اختیار گذاشتن آن کتابها و جزوات به ادارات و نحوه استفاده از آن، به افزایش معلومات آیندگان کمک نمائیم.
  • بازنشستگان گرامی می­توانند، تجربیات خود را در قالب(کتاب، جزوه، مقاله، نامه و …) نوشته و در اختیار ادارات و نسل بعدی قرار دهند.

بازنشستگان گرامی، در صورتی که توانائی یا امکان نوشتن ندارند، می­توانند تجربیات خود را در قالب فایلهای صوتی تهیه و آنها را در اختیار ادارات و نسل­های بعدی قرار دهند، تا بلکه آنها بتوانند بر اساس این فایلها، جزوات مربوطه را آماده و در اختیار دیگران قرار دهند.

تجارب خود را در قالب خاطرات تهیه و به نسل بعد انتقال دهید.

در زمانی که هنوز در اداره مشغول به کار هستید، از نسل بعدی درخواست نمائید در انجام کارها به شما کمک نموده و در حین کمک، موارد اصلی را به آنان بیاموزید.

به هیچ عنوان در زمان انتقال تجربیات، از حربه نصیحت استفاده ننمائید.

اعتبار هر فرد برای زندگی تا پیشکسوتی(بازنشسته) است یا تا پایان عمر

اعتبار هر فرد برای زندگی تا پیشکسوتی(بازنشسته) است یا تا پایان عمر؟

بارها و بارها، عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) را دیدم که تا

زمانی که سرگرم کار و تلاش هستند و در ادارات مشغول کار

هستند، برای خود اعتبار لازم برای زندگی کردن را داشتند و

چنان به شغل خود چسبیده اند که کسی این عزیزان را

مشاهده نماید، از آنان انرژی لازم را کسب نموده و خود نیز

به کار و تلاش ادامه میدهد.

اما گاهی اوقات یک اتفاق این جنب و جوش را دست خوش

تغییرات می نماید و آن ابلاغ حکم پیشکسوتی

(بازنشستگی) است. به محض دریافت این حکم، تعدادی از

این گنجینه های گهربار نیروی انسانی، به ناگاه، انگیزه خود

را از دست داده و مثل کسی که اعتبار خود را در بازار از

دست داده و مقدار زیادی چک در دستش باقی مانده است،

از داخل تهی شده و خود را کاملاً خانه نشین کرده و

در نتیجه، زمین گیر و … می نماید.

براستی چه اتفاقی می افتد که تنها و تنها، با یک برگه،

چنین رخداد عظیمی برای تعدادی از پیشکسوتان پیش

می آید.

آیا این برگه چنین پرقدرت است، یا اینکه مانند باطری ها،

ما نیز تا یک زمانی انرژی داشته و بعد از آن بلافاصله، انرژی

ما تحلیل رفته و به صفر میرسد؟

یا اینکه ما اعتبارمان را به محل کار و اشتغال خود وابسته

نموده ایم و به محض اینکه محل کار را ترک میکنیم، در افکار

خود، اعتبار خود برای زندگی کردن را نیز از دست رفته

می دانیم؟

در این مقاله سعی نموده ام به این بحث که برای تعدادی

از این عزیزان، اتفاق می افتد، نظری بیفکنیم.

اعتبار چیست؟

در ابتدا معنی اصلی اعتبار را می یابیم و آن اعتماد و

اطمینان است

و مشخص است که این اعتماد و اطمینان در مورد زندگی

و کار و تلاش، باید در طول زندگی ادامه داشته باشد و نباید

این اعتبار به جائی یا فردی اتصال پیدا کند که با رفتن او یا

جدا شدن از فرد یا محلی، آن اعتبار زیر سئوال برود

مانند جوانانی که به فردی علاقمند می شوند و بعد از مدتی،

که شعله عشق خاموش گردید و معایب هر یک برملا گردید،

معمولاً این دو از هم جدا میشوند و کسانی که فکر می کردند

به هیچ عنوان بدون یک دیگر نمی توانند زندگی کنند، به ناچار

باید این حقیقت را بپذیرند و در بعضی از مواقع، یکی از این

افراد، تحمل شکست و جدائی را ندارد، و متأسفانه به

راه های غلط رو می آورد.

چرا باید باور کنیم که اعتبارمان تا پایان عمر است، نه تا زمان پیشکسوتی (بازنشستگی)؟

اگر ما باور نداشته باشیم که اعتبار ما تا پایان عمر است، نه

تا لحظه پیشکسوتی(بازنشستگی)، میتوانیم با همان انرژی

و با همان انگیزه می توانیم باقی عمر که حداقل شاید نیمی

از عمر و شاید بیشتر را شامل میشود، با سلامتی، شادی و

نشاط طی نمائیم. برای همین لازم است که ما باور کنیم که

باید این اعتباری را که برای خود داریم تا پایان عمر خویش به

همراه داشته باشیم.

باید باور داشته باشیم که تنها خودمان میتوانیم به خودمان

اعتبار بدهیم و این اعتبار از هیچ شخص یا محل یا مکان خاصی

به ما داده نمی شود که با رفتن یا جدا شدن از فرد یا محل،

آن اعتبار نیز از درجه اعتبار ساقط شود، پس بنابر این، باور

داشته باشیم که خودمان تنها کسی هستیم که تأئید کننده

اعتبار برای زندگی کردن بصورت شاد و با نشاط و سلامت

می باشیم.

چطوری می توان باور زندگی کردن تا پایان عمر،

جانشین بازنشسته شدن(پیشکسوت شدن) نمود؟

همانگونه که در بالا نیز بارها عنوان شد، تنها باید اتصال خود

را از افراد و اماکن مختلف قطع نمود و به سوی آئینه رفته و

کسی را که به شما اعتبار زندگی کردن میدهد را ملاقات و

با او به مذاکره برخیزید.

در آن مذاکره که مسلماً به سود شما خواهد بود، موارد

متعددی مطرح خواهد شد، که دادن اعتبار زندگی خوب و سالم

و با نشاط تا پایان عمر، یکی از دستاوردهای آن مذاکره خواهد

بود و همیشه این را به خود بگوئید که خودتان مسئول زندگی

خود و اعتبار دهنده خودتان هستید.

حال چه باید کرد؟

حال که متوجه شدیم، فرمان زندگی در دستان کسی غیر

از خودمان نیست، پس با یک تصمیم، حرکت به سمت

پیشرفت را آز همین لحظه آغاز می نمائیم.

حرکتی که زندگی دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) ما را

با سلامتی، شادی و نشاط همراه سازد