کرم ابریشم در دوران بازنشستگی چیست؟

کرم ابریشم در دوران بازنشستگی چیست؟

اگر در بین همکاران و دوستان بازنشسته خود جستجو

نمائید، عزیزان بازنشسته ای را خواهید یافت که در کنجی

خزیده اند و کاملاً از اطرافیان خود دوری می جویند و تک و

تنها به فکر فرو رفته اند.

 آیا شما نیز تا کنون با چنین گنجینه های فراموش

شده ای، ملاقات داشته اید؟

آیا می دانید که آنان در خلوت خود، به چه چیزهائی

می اندیشند؟

آیا می دانید که چگونه باید از رفتن این خوبان به داخل

پیله، جلوگیری نمود و زندگی خوب و شادی را برای خود

و اطرافیان رقم زد؟

اینها مسائلی است که در این مقاله قصد داریم به آنها

بنگریم و تا حد ممکن، راه کارهای مقابله با این افکار و

این اعمال را بیابیم.

کرم ابریشم در دوران بازنشستگی به چه معناست؟

کرم ابریشم، یک کرم است که در دو مرحله، به پروانه ای

تبدیل می گردد. و برای انسان از آن جهت مفید است که

از این کرم، نه برای پروانه شدن و پریدن آن، بلکه برای

تهیه ابریشم، استفاده می شود. البته لازم به ذکر میباشد

که برای انسان خود کرم، مفید نمی باشد بلکه تارهای تنیده

شده که خود ابریشم است، ارزش و فایده دارد و بعد از چند

روز، کرمها را بوسیله قرار دادن در آفتاب و انداختن در آب

جوش می کشند و ابریشم پیله ها را مورد استفاده قرار

می دهند،

چرا نباید در دوران بازنشستگی به شکل کرم ابریشم

بشویم؟

حال بعضی از عزیزان بازنشسته را مشاهده می نمائیم که

به علل مختلف، از جمله: احساس تنهائی، ترد شدن از

طرف جامعه، احساس عدم مفید بودن، احساس اضافه

بودن و … به گوشه ای خزیده و سر در لاک خود فرو میبرند

و اگر کرم می بودند تا کنون مقداری زیادی تار در دور خود

می تنیدند. لکن در این مورد، بجای پیله ها، خود فرد

بازنشسته به درد اطرافیان و اجتماع می خورد. و باید طی

اعمالی حساب شده به این فرد بازنشسته، که جزء

گنجینه های گهر بار تلقی شده، کمک نمائیم که از این

لاک بیرون آمده و به دامن پر از مهر و صفای اطرافیان و

اجتماع، بر گردد.

اگر این حالت در لاک بودن توسط عزیزان بازنشسته ادامه

یابد، منجر به بروز بیماری افسردگی گردیده و این فرد، بسیار

مستعد دریافت باقی بیماریها اعم از ساده و صعب العلاج

می باشد. پس باید هم ما و هم خود فرد بازنشسته از بروز

خطر جلوگیری نموده و شادی و نشاط و امید را به این فرد

و خانواده ایشان بازگردانیم.

چگونه باید فرد بازنشسته را از پیله در دوران

بازنشستگی جدا سازیم؟

در ابتدا می بایست، مشخص نمائیم که فرد به چه عنوان

سر در لاک فرو برده و حاضر نیست با احدی صحبت نماید

و همیشه در کنجی نشسته و به اعمال گذشته و ترس

از آینده مشغول می باشد.

  • در ادامه، دیدن این افراد و سرمایه های گرانبهای نیروی
  • انسانی است که باید این افراد توسط اطرافیان به خوبی
  • دیده شوند(دیده شدن به این معنا نیست که با دلسوزی،
  • اقدام به انجام وظائف و مسئولیتهای آنان نمائیم، بلکه
  • آنان نیازمند محبت از طرف اطرافیان هستند، همان
  • محبتی که زمانی که اطرافیان، نیازمند این محبتها بودند،
  • این افراد از ابراز آن، کوتاههی نکرده و همه را در طَبَق
  • اخلاق می گذاشتند).
  • در مرحله بعدی، باید شنونده حرفهای سراسر پرمعنی
  • آنان شویم. زیرا که این عزیزان بخاطر اینکه سالیان زیادی
  • را در شغلها و محلهای مختلف مشغول فعالیت بوده اند،
  • از تجربه و مهارتهای بسیار بالائی برخوردار می باشند،
  • که به نظر نگارنده، برای شنیدن این تجربیات، باید
  • هزینه های هنگفتی پرداخت نمود و باید ممنون بود که
  • این تجربیات را به رایگان در اختیار ما قرار می دهند.
  • در ادامه اعمال، اگر مسائل یا مشکلاتی دارند، چه از
  • نظر جسمی و چه از نظر روحی، این مسائل و مشکلات
  • را بپذیریم و به آنان کمک نمائیم که این مسائل را رفع
  • نمایند. یا اگر امکان رفع در کوتاه مدت وجود نداشت،
  • حداقل آثار مخرب آن را کمتر نمائیم(مانند بی اختیاری
  • ادرار و …)
  • در مرحله بعد، اگر نیاز به همدم و هم صحبت دارند،
  • حتماً در فکر یک همدم یا همصحبت برای این عزیزان
  • باشیم، زیرا که انسان اجتماعی است و نیازمند ارتباط
  • با دیگران، و در این سن، نیازمند صحبت با کسی که
  • بتواند آنان را درک نماید.
  • یکی دیگر از موارد، اگر این عزیزان، دارای نوه می باشند،
  • بهینه است که اقداماتی بعمل آید که حداکثر دیدار و
  • ملاقات مابین بازنشستگان و نوه های آنان برگزار گردد.
  • زیرا که در هر ملاقات، انرژی هائی که هر دو طرف
  • می توانند از یکدیگر کسب نمایند، بسیار زیاد و قابل
  • ذکر می باشد.

  • راههای دیگر را خودتان با توجه به موقعیتها و افراد
  • می توانید با خلاقیت و تجربه خود، بدست آورید.

راههای عملی فوری برای برگرداندن به شادی و

نشاط در دوران بازنشستگی چیست؟

مطلب خیلی مهمی که در این خصوص وجود دارد، تنها

دانستن موارد بالا نیست، بلکه لازم است از هم اکنون

اقدام نمائید و اگر عزیزی سر در گریبان خود فرو برده، یا

مستعد کناره گیری از جمع می باشد، با اقدامات لازم فوق

یا هر اقدامی که بصورت خلاقانه و تجربه بدست آورده اید،

کاری کنید که این عزیزان دیده شده و احساس مفید بودن

و مثبت بودن همانند سالهای اشتغال خود داشته باشند.

مطمئن باشید، اگر این عزیزان، شادی و نشاط را در زندگی

مجدداً تجربه نمایند، این احساس می تواند در کل خانواده

پخش و همگان از آن بهره مند گردند.

فرهنگ احترام به بازنشستگان

فرهنگ احترام به بازنشستگان

بر اساس آمار بدست آمده در حال حاضر(1395)، حدود 3.5 میلیون

نفر از سیستم تأمین اجتماعی، بازنشسته شده اند، و با

احتساب بقیه نفرات عضو در صندوقهای بازنشستگی دیگر، این

تعداد به حدود 5 میلیون نفر می رسد. و مشخص است که

دولت و ادارات برای اینکه این نفرات به سن بازنشستگی

برسند، تا چه میزان بها پرداخته است و بدنبال آن، چه میزان

تلاش از طرف همین قشر با افتخار، در طی بهترین سالهای

عمر، صورت گرفته است تا کارها به نحو احسن اجرا گردد.

حال که بعد از سالها این نفرات به افتخار بازنشستگی نائل

شده اند، متأسفانه اجتماع، و ادارات مربوطه، آن احترام و

جایگاهی که باید به این قشر با عظمت داده شود، را فراموش

نموده است. در صورتی که در کشورهای دیگر، بازنشسته از

زمان بازنشسته شدن، علاوه بر مزایائی که به او تعلق میگیرد،

احترام ویژه ای نیز در بین مردم به آنها تخصیص داده میشود.

بدین شکل است که در زمانی که فرد به بازنشستگی نائل

میشود، جشن باشکوهی، به افتخار وی ترتیب داده میشود.

احترام به بازنشستگان چیست

احترام به بازنشسته، یعنی اینکه احترام به کسی گذاشته

شود، که بهترین سالهای عمر خود را برای اجرای وظائف خود،

در طبق اخلاق گذاشته و به جامعه، دولت و محل کار، تقدیم

داشته است. حال تمام نفرات استفاده کننده از موهبتهای آماده

شده توسط این عزیزان، باید به شکل ویژه ای برای این پیش

قراولان خدمت احترام قائل باشند.

چرا باید به بازنشستگان احترام گذاشت

حتماً بارها برای شما که این متن را می خوانید نیز پیش آمده

است که از وقت و زندگی خود را برای افراد بخصوصی، زمانهائی

را اختصاص داده و کارهائی را برای آنان انجام داده اید، و البته

بعد از انجام این کار، حداقل اگر انتظار تشکر و قدردانی از طرف

مقابل نداشته باشید، دیگر انتظار برخورد بد و نامناسب را نیز

نخواهید داشت. درست است؟

دقیقاً به همین دلیل است که باید به کسانی که قبل از ما برای

ما کاشتند و ما در حال استفاده از ماحصل زحمات آنان هستیم،

احترام گذاشته و قدر این زحمات را بدانیم و اگر از آنها تقدیر و

تشکر به عمل نمی آوریم، حداقل به دیده اضافه در اجتماع نیز

به آنان ننگریم.

دزدان مادر بزرگ

چندین سال پیش، سریالی را در تلویزیون در یکی از شبکه ها

پخش می نمود، که فکر میکنم، نام آن سریال، دزدان مادر بزرگ

بود، و جریان از این قرار بود که چند جوان با همدستی یکدیگر،

یک مادربزرگ را که به صورت تنها، در یک خانه ویلائی زندگی

میکرد، را ربودند و زمانی که این مادربزرگ متوجه شد که بجای

سوار شدن در ماشین های آژانس، سوار ماشین ربایندگان خود

شده است، در ابتدا ناراحت شده و غش نمود. اما بعد توانست

بر خود تسلط یابد، و بدون اینکه مشکلی برای این جوانان بوجود

آورد، در همان اویل سعی در کمک و یاری به آنان نمود، بطوری

که آنها را از بلایای مختلف، به سلامت گذراند.

و القصه اینکه این مادر بزرگ مهربان، علاوه بر اینکه توانست بر

قلبهای این جوانان رسوخ نموده و بجای آدمهای زمخت و

نامیمون، به آنان به دیده جوانان درد کشیده و مشکل دار، نگاه

نمود و توانست کم کم در زندگی تک تک آنها وارد شده و شروع

به حل مسائل آنها نمود. و آن جوانان نیز در نهایت زمانی که

دیدند بجای اینکه آن ها این مادر بزرگ را گروگان بگیرند، در اصل

این مادر بزرگ است که آنها را به گروگان گرفته است.

شاید، فوراً به نگارنده این ایراد را بگیرید که این ماجرا، واقعی

نیست، بله من هم قبول دارم، لکن این قصه اکثر بازنشستگان و

کسانی است که سالهای متمادی تجربه را به همراه خود دارند،

هر چند که تلویزیون در نشان دادن ارزشها و قدرتهای این مادر

بزرگ غلو نمود، لکن نگارنده بر این اعتقاد است که این مسائل،

نه تنها غلو نشده است، بلکه با مشاهدات انجام شده و شواهد

در دست، نیز همخوانی دارد، زیرا که در مصاحبه ای که با یک

مادر بزرگ یکصد ساله انجام دادم، متوجه این مورد شدم که

ایشان علاوه بر اینکه دادگاه حل اختلاف خانواده نیز می باشند،

خود به تنهائی یک دانشگاه سیار روانشناسی و تربیت می باشد.

پس به خوبی میتوان متوجه شد که اگر چند صد فیلم و سریال

در خصوص قهرمانهای دیگر ساخته می شود، و یکی در خصوص

ارزشهای درونی بازنشستگان و سالخوردگان تهیه می شود،

خالی از لطف نباشد که ادعا نمائیم این یکی، برابری میکند با

اکثریت قریب به اتفاق آن فیلم و سریال های دیگر، زیرا که در

این فیلم و سریال ها، نهاد درونی و تجربه های گرانمایه این

عزیزان را به رویت مردم می رساند.

قدر دانستن از بازنشستگان

این قدر دانستن، تنها اکتفا به اختصاص یک روز یا یک هفته

جهت این زحمتکشان و گنجهای فراموش شده نیروی انسانی

کفایت نمی کند، بلکه به نظر نگارنده که سعی در ایجاد نهضتی

جهت تکریم این فداکاران دارد، باید هر روز و هر لحظه این

احترام، در وجود تک تک مردم، نهادینه گردد، زیرا در جامعه ای

که به بزرگان و پیشکسوتان خود احترام گذاشته شود، آن جامعه

از هر خطر و گزندی مصون و در امان خواهد ماند.

محبوبیت بازنشستگان

محبوبیت تنها اختصاص به قهرمانان و کسانی دارد که بهترین

لحظات عمر خود را برای اعتلای وطن و انجام وظائف خود، صرف

نموده است. و محبوبیت بازنشستگان چیزی نیست جز،

تجربیاتی که در خلال کار و تلاش صادقانه و بدور از هر گونه

مشکل انجام شده است. لذا این محبوبیت بازنشستگان گرامی

را باید پاس داشت و به آن احترام گذاشت. باشد که این

محبوبیت و احترام در تک تک سلولهای جامعه، رسوخ نموده و

ارزش و جایگاه این والا مقامان، شناخته و احترام گذاشته شود.

به امید روزی که احترام به بازنشستگان و سالمندان، در جامعه

ما نهادینه گردد.

روابط در زندگی بازنشستگی چگونه باید باشد

روابط در دوران بازنشستگی چگونه باید باشد

صبح مانند هر روز، ساعت 5 صبح با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار می­شود و پس از نماز و ورزش، جهت خرید نان به نانوائی محل رفته و پس از خرید نان، به شور و شوق به سمت خانه برگشته و سماور را روشن کرده و وسایل صبحانه را حاضر کرده و خود را برای بیدار نمودن خانواده آماده می­نماید.

خانم خانه و اهل خانه پس از بیدار شدن از خواب ناز، شروع یک روز بسیار خوب و زیبا آغاز می­نمایند. در کنار خانواده یک صبحانه دلپذیر را تجربه می­کنند. پس از صرف صبحانه، هر یک از اهل خانه، برای رفتن به محل کار خود به اطاقهای خود رفته و لباس­های رسمی خود را پوشیده و پس از خداحافظی به سر کارهای خود می­روند.

مرد یا زن بازنشسته، که سالهای سال پس از صبحانه به همراه بقیه افراد برای رفتن به سرکار آماده می­شدند، اینبار، باید در منزل مانده و منتظر برگشت اهل خانه گردند. این منتظر ماندن ها و تنهائی­ها و فکر کردن­ها، برای بعضی از عزیزان بازنشسته لذت بخش نیست و کم کم اخلاق خوب و زیبای آنان را دچار اختلال می نماید. و بنای ناسازگاری را با خانه و اهل خانه می نمایند.

این داستان یکسری از بازنشستگانی است که روزگار می گذرانند.

بعد از بازنشستگی، تعدادی از عزیزان که دارای تخصص و سن پائین­تر هستند و یا از قبل برای خود شغل دومی دست و پا کرده­اند، همچنان پس از بازنشستگی به کار مشغول می­گردند و عملاً مثل سابق و گاهاً بسیار کوشاتر از سابق به کار خود ادامه می­دهند. لکن بعضی از عزیزان که دارای تخصص نبوده و یا کمی سن آنها بالا رفته و یا تلاشی در جهت ایجاد کار دومی برای خود ننموده باشند، لاجرم مجبور به خانه نشینی می­گردند.

اگر این قشر عزیز از خانم­ها باشند، مشکلی بوجود نخواهد آمد و فرد بازنشسته با خاطری خوش و در کمال آرامش به کارهای عقب افتاده زمان اشتغال مشغول می­گردد و تا مدتها سر خود را با انجام آن کارها، مشغول می­نمایند و پس از آن نیز خود را با فرزندان و نوه­ها مشغول می­سازند (مانند یکسری از همکاران خانم اینجانب که وظیفه نگهداری از نوه­های خود را به عهده می­گیرند، و از این فرصت بدست آمده، علاوه بر کمک به فرزندان خود، مشغولیات جدید و دلنشینی برای خود مهیا می­نمایند).

اما اگر این بازنشسته از آقایان باشند، بحرانی متوجه خانه و خانواده میگردد و این افراد معمولاً به دو صورت عمل می­نمایند یا به پارک می­روند و آنها با دیگر هم کیشان خود، روزگار میگذرانند، یا در خانه نشسته و بعلت اینکه دیگر کاری برای انجام دادن ندارند، مرتب به مسائل دیگران سرک کشیده و خود را در آن مسائل سهیم می نمایند و خانواده نیز که عمری را خود با مسائلشان کنار آمده اند، دچار مشکل و بحران می نمایند.

حال برای رفع این مسائل، باید به چند سئوال اساسی پاسخ داد:

اصلاً چگونه باید با فرزندان که همگی یک نسل بعد از ما هستند رفتار نمود؟

فرزندان چگونه باید با بازنشستگان رفتار کنند؟

احترام بازنشستگان به چه صورت تأمین میگردد؟

و …

اینها تعداد سئوالاتی میباشد که هر یک از بازنشستگان مایل هستند که جوابی برای آن بیابند.

من در این مقاله سعی دارم که تا حد ممکن به این سئوالات پاسخ دهم.

قبل از پاسخ به این سئوالها ابتدا باید رابطه را معنی نمائیم.

رابطه به هر نوع پیوند و بستگی معنی پیدا کند، برای اینکه پیوندها درست برقرار گردد، نکات ذیل را باید در نظر داشته باشیم:

روابط بازنشستگان با اطرافیان چگونه باید باشد?

در ابتدا باید بدانیم که بحث روابط از خود بازنشستگان شروع میشود و اینکه دیگران با ما چه رفتاری دارد، به رفتار و منش ما با دیگران مربوط میشود و از قدیم  گفته اند به هر دستی بدهی با همان دست میگیری. پس بنابر این نحوه رفتار بازنشسته با اطرافیان بسیار با اهمیت می باشد.

بعضی از همکاران ما، در زمان بازنشستگی و وقتی که به نزد دیگر همکاران شاغل خود میروند، با کوله باری از تجربه چنان، با دیگران  محکم و با صلابت برخورد می نمایند که دیگران از این صلابت درس گرفته و آنها را با احترام برخورد می نمایند.

عدم تفاوت بین بازنشستگی و اشتغال

تعدادی از همکاران در زمانی که به بازنشستگی نائل می­گردند، بر اساس آموزه­های اشتباه گذشته، فکر میکنند که از این به بعد، با دیگران خیلی تفاوت دارند و باید رفتارهای آنها کاملاً عوض گردد، هر چند که بخاطر اینکه تجربه چندین دهه کار در شغل مربوطه را به همراه دارد، باید رفتارهای پسندیده­تر و بهتری از خود بروز دهد، لکن این تجربه­ها در زندگی و برخورد با مسائل می تواند راه گشای ما باشد، و برخورد با همکاران و دیگر افرادی که زمانی با آنها در زمان اشتغال مراوده داشتیم، باید همچنان مثل گذشته و حتی صمیمی­تر از گذشته باشد.

این تفکر که من دیگر به خط پایان نزدیک گردیده­ام را از سر خود بیرون نمائید. زیرا که تعداد نفراتی که هم اکنون در اطراف ما در سنین بالای 95 سال زندگی بسیار خوب و سراسر با نشاطی را تجربه می­کنند بسیارند و می­توانند الگوهای بسیار خوبی برای ما باشد و بدانیم که تازه به دوران زندگی دوم خود وارد گردیده­ایم.

بروز بودن بازنشسته

با پیشرفت تکنولوژی و افزایش وسائل الکترونیکی روزآمد و پر کاربرد و در دسترس بودن این وسائل برای همگان، مسلماً خیلی از اطرافیان و اجتماع، دچار تغییرات همراه با تغییرات تکنولوژی می­گردند. این تغییرات هم لحاظ رفتاری و هم از لحاظ تکنولوژی است.

در زمان ما، بچه ­ها تنها در ساعاتی از روز به تلویزیون دسترسی داشتند. صدا و سیما نیز به جز چند کانال، دیگر چیزی برای ارائه نداشت، لکن در زمان حال، علاوه بر افزایش روز افزون کانالهای صدا و سیما، ماهواره نیز پا به عرصه وجود گذاشته و هزاران کانال نیز توسط این وسیله، به خانه­ها وارد گردیدند. هر کانال، یک فرهنگ مختص به خود را اشاعه و تبلیغ می­نماید. از اینها گذشته، اینترنت این غول اطلاعات نیز با آمدن به سرای خانه­ها، بسیار از کانالهای نامربوط و قابل جستجو را در اختیار خانواده قرار میدهد.

با وجود چنین وسائلی، اجتماع دچار تغییرات فزاینده­ای گشته و لازم است که بازنشستگان گرامی، برای ارتباط با دیگران، ابتدا نسبت به بروز بودن و یادگیری استفاده صحیح و مناسب از وسائل جدید اهتمام جدی داشته باشند. و در صدد شناختن رفتارهای جدید اطرافیان بخاطر فرهنگ­های ارسالی از اطراف برآئیم.

روابط اطرافیان با بازنشستگان

حال که روابط بازنشستگان با اطرافیانشان را مورد بررسی قرار دادیم، جا دارد که به طرف دوم رابطه، یعنی اطرافیان بپردازیم و بدانیم که روابط اطرافیان با بازنشستگان باید چگونه باشد.

بسیاری از اطرافیان بازنشستگان از رفتارهای بازنشستگان گله دارند و نمی­توانند این رفتارها را برای خود حلاجی و با این رفتارها کنار بیایند، اما باید این عزیزان این مطلب را مد نظر قرار دهند که بسیاری از این رفتارها از طرز رفتار خودشان با بازنشستگان نشأت می­گیرد.

مسلم است که زمانی که سن بالا میرود، توقع نیز بالا میرود و بازنشستگان از دیگران توقع دارند که به حرفهای آنها گوش دهند، لکن این مسأله اصلی را فراموش کرده­اند که تفاوت بین نسلها وجود دارد و نباید این تفاوت را ندیده گرفت.

هم فرد بازنشسته و هم اطرافیان باید بدانند که حداقل فاصله یک نسلی بین آنها وجود دارد و اینکه توقع داشته باشیم که براحتی حرفهای همدیگر را درک نمائیم، کمی دور از منطق می­باشد.

دیدن  بازنشسته:

چند شب قبل از نوشتن این مطلب، مجبور شدم که دخترم را برای اینکه مشکل داشت به مطب دکتر ببرم، در آنجا زمانی که منتظر بودیم که نوبت ما برسد و به اطاق پزشک برویم، پیرمردی 85 ساله به همراه پسرش وارد درمانگاه گردیدند و پدر به سختی و به کمک پسر بر روی صندلی قرار گرفت و من منتظر بودم که شرایطی فراهم گردد که بتوانم با این پیرمرد سخن را آغاز نمایم.

بعد از لحظاتی پیرمرد این بهانه را به خوبی به دست من داد و در جواب سئوال پسر که چرا اینقدر سخت بر روی صندلی نشست، اظهار داشت که چون به آخر خط رسیده این مسائل بسیار طبیعی میباشد و نباید پسرش غصه بخورد.

همین یک کلمه، بهترین بهانه برای شروع سخن من با ایشان بود. من پیش این پیرمرد رفته و از ایشون میزان سنشان را سئوال کردم، حدود چند دقیقه­ای فقط بر روی اینکه چندین نفر بالای 95 سال هستند که زندگی خیلی خوبی دارند و هنوز امید به زندگی دارند و …. صحبت کردم. سپس این پیرمرد، که در ابتدا با ناله سخن میگفت، سکان بحث را کاملاٌ در دست گرفته و بحث شیرین و بدون توقف خود را آغاز نمود. به صورتی که بعد از 20 دقیقه هنوز سخنانشان تمام نشده بود.

پس از 20 دقیقه نوبت رفتن پیش پزشک، به ما رسید و ما به سمت مطب پزشک حرکت و پس از ویزیت دخترم و بعد از اینکه از مطب بیرون آمدیم، نوبت آن پیرمرد شد که به نزد پزشک برود. نکته  جالب اینکه، همین پیرمردی که به سختی وارد درمانگاه گردید و به سختی بر روی صندلی قرار گرفت، بدون نیاز به کمک کسی و فقط با تکیه بر عصای خویش ایستاده و پس از خداحافظی با اینجانب به سمت مطب پزشک قدم برداشت.

می بینید که در این داستان من کار خاصی انجام ندادم. تنها سعی کردم این پیرمرد، که جوانی بانشاطی داشته را تا حدودی ببینم و نتیجه آن حرکت پیرمرد بدون کمک دیگران بود. این میتواند بعنوان نقطه شروع هر رابطه ای با هر بازنشسته ای باشد،

بازنشسته بعد از بازنشسته شدن، و بعلت اینکه دیگر نان آور خانه نمی باشد، یک حس خیلی غریب و تنهائی را دارد، که اگر اطرافیان نتوانند این حس تنهائی را چاره سازی نمایند، این ارتباطات به مرور کمرنگ تر و کمرنگ تر میگردد.

داشتن هدف در دوران بازنشستگی

داشتن هدف در دوران بازنشستگی

همانگونه که در جریان هستید، در خصوص اینکه جهت مسافرت طولانی مدت بازنشستگی، باید حتماً کوله خود را آماده و پر نمائیم. صحبت نمودیم و گفتیم که هر چه که در پرنمودن این کوله، مداومت و برنامه ریزی بهتری نمائیم، در مسافرتی که در پیش خواهیم داشت، راحت­تر و بدون دردسر کمتری این مسافرت را طی خواهیم نمود.

اولین گام برای آماده سازی این کوله، چیزی نیست جز، هدف گذاری.

هدف گذاری، یعنی اینکه از هم اینک هدفهائی را که برای ورود به این مسافرت باید داشته باشیم را باید تعیین و در جائی مکتوب نمائیم. و اهدافی را که مقرر است در دوران بازنشستگی، به آنها برسیم را مکتوب نمائیم.

مهم­ترین اصل در این خصوص این است که آیا فرد برای خودش هدف دارد، یا اینکه فکر می­کند باید منتظر بود که خدا چه برای ما پیش می آورد و روزگار، خود برای ما چه سناریویی نوشته است، یا اینکه مانند خیلی از افراد موفق دیگر، فکر می­کنید که خود باید زندگی آینده­تان را بسازید و حتی منتظر بقیه و حتی خدا نشوید. اگر از قشر اول هستید که دیگر صحبتی با شما نداریم و میتوانید در همین جا، ادامه مقاله را نخوانده و منتظر تقدیر شوید تا ببنید که تقدیر برای شما چه پیش خواهد آورد.

لکن اگر از قشر دوم هستید، باید برای خود برنامه­ها و اهدافی مد نظر داشته باشید، و مصمم و متعهد باشید که به آن اهداف برسید.

اگر با داشتن اهداف و نوشتن راههای اجرائی رسیدن به آن، زندگی آینده خود را ترسیم نمودید، از شما تقدیر بعمل می­آید چون بزرگ­ترین و مهم­ترین کار ممکن را انجام داده­اید، کاری که کسانی که افسرده هستند، علاقه ای به انجام آن ندارند.

کسی که بی هدف در زندگی باشد، حتی نفس کشیدنش نیز می تواند زیادی باشد چه برسد به زندگی کردن، انسانهای بسیاری هستند که عملاً مرده هستند و اجسامی هستند که بی اختیار حرکت می کنند، اما از زندگی خود بی اطلاع بوده و چرخ زندگی دیگران را هل می دهند تا به هدف برسند. بقول ظریفی می گفت:

اگر هدف ندارید، به سرعت دارید چرخ هدف دیگران را به حرکت در می آورید.

برای چه اهداف بنویسیم؟

هدف چیست و داشتن آن چه ضرورتی دارد؟ یک هدف چه خصوصیاتی باید داشته باشد؟ آیا هدف باید کمی باشد یا کیفی؟ چگونه می‌توان هدفی را انتخاب کرد؟ بعد از آنکه هدف خود را انتخاب کردیم، در ارتباط با آن لازم است چه کاری انجام دهیم؟ و…

بطور کلی، هدف وضعیتی است که می‌خواهیم در آینده به برسیم. اگر ما برای خوددمان هدف نداشته باشیم، بناچار، محیط پیرامون‌، وضعیت را به ما تحمیل می‌کند. و معلوم نیست که چیزی که محیط برای ما فراهم می نماید، مورد پسند ما واقع گردد. پس چه بهتر که خود، هدف مطلوب‌مان را معلوم کنیم و به سمتش در حرکت باشیم.

زمانی که شما می خواهید با ذره بین آتشی بیافروزید، حتماً باید ذره بین را درست و در جهت نور خورشید گرفته و آنگاه با تمرکز کردن امواج بر روی یک نقطه، آن نقطه افروخته خواهد شد و شما به خواسته خود که روشن نمودن آتش است نائل می­شوید، اما اگر این ذره­بین را مرتب جابجا نمائید، هیچگاه به آتش نخواهید رسید.

داشتن هدف در زندگی نیز مهمترین اصل برای تمرکز شما بر روی عملکردتان می­باشد، اگر هدف داشته باشید، می توانید آینده خود را بسازید، و بر آینده خود حکمفرمائید نمائید.

ضرورت داشتن هدف

انتخاب هدف، یکی از ضرورت‌های زندگی است که اگر آگاهانه انجام نشود، نا‌آگاهانه صورت خواهد گرفت. یکی از ضرورت‌های انتخاب هدف، این است که تمرکز ذهنی را به همراه خواهد داشت. داشتن ذهنی متمرکز، یکی از شرط‌های لازم برای موفقیت است. یک ذهن متمرکز قدرت تفکر و خلاقیت دارد و پر از انرژی است، بنابر این می‌تواند در مسایل کنکاش کند و اعماق آنها را ببیند.

ویژگی‌های هدف

هدف باید دارای سه ویژگی اساسی باشد، 1- ملموس باشد، 2- خودمان باور داشته باشیم، 3 – دارای زمان باشد.

در خصوص ملموس بودن، یعنی اینکه باید کاملاٌ قابل لمس باشد، اگر میخواهید پولدار شوید، باید مشخص نمائید که چه میزان پول میخواهید، اینکه هدف بگذارید، پول زیادی میخواهم، باید منتظر بمانید تا بلکه، این آرزوی شما محقق میگردد یا خیر، اما اگر هدف داشته باشید که مثلاً من تا پایان ماه، 10 میلیون تومان میخواهم یا تا پایان سال 100 میلیون تومان میخواهم، این کاملاً ملموس و قابل لمس می باشد و قابل اندازه گیری است.

خصوصیت دوم هدف این است که باید برای خودمان دست یافتنی باشد، این بدان معناست که اگر چیزی را هدف قرار دهیم، که خود اعتقاد رسیدن به آن را نداریم، مسلماً درست فکر کرده ایم و به آن نخواهیم رسید حال آن هدف چه کوچک و چه بزرگ باشد، ما به آن دست نخواهیم یافت، لکن اگر هدفی باشد که خود معتقد به رسیدن به آن هستیم، باز هم فرقی نخواهد کرد که تا چه حد کوچک با بزرگ باشد، باز به آن دست خواهیم یافت.

این مشکل هدف نیست، بلکه مشکل اعتقادات و باورهای ماست، بقول استاد عباس منش در مثال باران و سطل، گفتند که در زمانی که باران میبارد، شما هر چقدر سطلتان بزرگتر باشد، باران بیشتری را ذخیره خواهید نمود و هر چقدر سطلتان کوچک باشد، مقدار بارانی که ذخیره خواهید نمود، به همان نسبت نیز کاهش خواهد یافت، پس در اینجا مشکل، باران نیست، بلکه مسئله اصلی، اندازه ظرف ما می باشد که در ذخیره سازی باران مؤثر است.

خصوصیت سوم هدف این است که باید حتماً زمان داشته باشد، اینکه من فلان هدف را دارم، کفایت نمی کند، باید مشخص کنید که این مبلغ پول را تا چه زمانی میخواهید به دست آورید.

اگر چنین کاری انجام دادید، مطمئناً باید هدف را دست یافته تلقی نمائید.

تحقق هدف

تحقق یک هدف، فرایندی است که در آن کیفیتی تبدیل به کمیت(هایی) می‌شود. این فرایند چهار مرحله دارد که عبارتند از: قصد، مأموریت، افق حرکتی و برنامه. هر کدام از این مراحل، ویژگی‌هایی دارند و پرداختن به آنها شرایطی دارد.

پس از تعیین هدف، باید برنامه ریزی برای تحقق آن، انجام گردد و در جهت رسیدن به آن هدف، تصویر سازی بی نهایت می­تواند، ما را به جلو هدایت نماید.

پس اولین برنامه ریزی جهت دوران بازنشستگی، داشتن هدف در زندگی و به دنبال آن امید در زندگی می­باشد که اگر هدفی در زندگی وجود داشته باشد، بدون خستگی و بدون وقفه به زندگی و کوشش خود ادامه می دهید،

  • هم اکنون سه هدف مهم در زندگی که باید در همین دوران بازنشستگی به آن دست یابید را بنویسید و خود را متعهد سازید که در ظرف مدت مشخصی به آن اهداف خواهید رسید.

بیرون ز تو نیست هر آن چه درعالم هست     

                                  از خود بطلب هر آن چه خواهی تویی

خنده و نقش آن در سلامتی بازنشستگان

خنده و نقش آن در سلامتی بازنشستگان

شما نیز شاید مثل نگارنده، همیشه این مطلب را شنیده­اید که

محیط کار، همراه با استرس و نگرانی و اعصاب خرد کنی

هست، وقتی که فرد بعد از 30 سال از محیط کار، فارغ و به

بازنشستگی نائل می شود، متأسفانه آن استرس و نگرانی را

به همراه خود به منزل و زندگی دوم خود می برد. و چه بسا که

این استرس و نگرانی، باعث ناراحتی های فراوان علاوه بر

استرس های دیگری که بر زندگی بخاطر کاهش درآمد، می

شود. لذا مقابله با این استرسها و ناراحتیها، لازم و ضروری

است و چه بسا که بهترین و مؤثرترین دارو برای این استرس ها

و ناراحتی ها، چیزی جز خنده نمی باشد. 

چرا خنده مهم است؟

هورمون اندورفین که بعنوان مسکن طبیعی در بدن، استفاده

میشود، با خنده در بدن و خون ترشح و باعث افزایش خون

رسانی بیشتر به قلب و تند تر زدن قلب می شود و در نتیجه

آن، اکسیژن بیشتری به سلولهای بدن می رسد و افزایش

کارآئی سلولها و اعضاء و جوارح، یکی از بهترین کارکردهای این

ترشح اندروفین است که بواسطه تنها یک خنده بوجود می آید.

از طرف دیگر یک ضرب المثل انگلیسی می گوید که اگر روزانه

یک سیب میل نمائید، یک دکتر را از خانه بیرون نموده اید، و این

ضرب المثل را می توان به این شکل نیز تغییر داد که با خنده

می توان روانپزشک را از خانه بیرون نمود.

در دین ما، پیامبر(ص) و کلیه امامان(ع) همه با وجود موارد

متعددی که در زندگی داشتند، همواره لبخند بر لبانشان نقش

داشت و حتی در بدترین شرایط، حتی در  جنگ نیز این لبخند از

لبان آنان جدا نمی شد. پس یکی از درسهائی که باید از

پیشوایان دینی گرفت، این است که همواره و در همه حالات،

این لبخند و خنده از ما جدا نگردد.

خنده بخاطر داشتن فواید خیلی زیادش، بعنوان یکی از بهترین و

مؤثرترین داروها که بدون عوارض جانبی نیز می باشد، می تواند

باعث بهتر شدن روحیه و در نتیجه فراری دادن استرس و نگرانی

و نهایتاً به خروج بیماری از بدن بیانجامد. بنابر این اصلح است که

این ابزار خوب و نیرومند در جهت یاری رساندن به بدن و شادی و

نشاط در دوران بازنشستگی، استفاده بهینه نمود.

فواید خنده:

در موقع خندیدن، حداقل 15 عضله بدن، منقبض می گردد و خود

یک ورزش است که به همراه حرکات لب و شانه ها، یک فعالیت

گروهی در بدن را شامل می شود. همچنین در این فعالیت،

کنترل عضلات بدن از دست خارج میگردد و بدن شل شده و

همین احساس آرامش را مخصوصاً در بازنشستگان که شدیداً

به این آرامش نیازمندند را به همراه دارد

از دیگر مزایای خنده در دوران بازنشستگی میتوان به زیبا تر

شدن چهره، و بهبود روابط اجتماعی اشاره داشت و همین

خنده ایجاد صمیمیت در بین دوستان و اطرافیان می گردد که

یکی از مواردی است که اکثر دوستان بازنشسته از آن گله و

شکایت داشتند و با کمی خنده، این مسئله نیز به خوبی حل

می گردد.

ضمناً کسانی که همواره لبخند بر روی لبان خود دارند و

میخندند، کمتر احساس درد می نمایند و بسیاری از بیماری

های جسمی و روانی، با خنده درمان می شود. همچنین بهبود

عملکرد قلب را نیز به همراه دارد که در دوران بازنشستگی، این

بهبود عملکرد، یکی از بهترین هدیه ها است که میتوان بدون

هزینه و بدون عوارض جانبی، هر فرد بازنشسته براحتی میتواند

آنرا دریافت و استفاده نماید.

خنده در دوران بازنشستگی، باعث رفع خستگی و ریکاوری

روحی و جسمی که مورد نیاز بازنشستگان است، می شود در

صورتی که حزن و اندوه در دوران بازنشستگی، به خودی خود،

کارآئی مغز پائین می آید.

همچنین اثر خنده ناشی از نشاط و روحیه مثبت، بسیار بیشتر

از خنده ناشی از قلقلک است. پس باید در دوران بازنشستگی،

سعی نمائیم که همیشه نشاط و شادابی خویش را حفظ

نموده تا بتوانیم به همراه آن، سلامتی خود را نیز تضمین نمائیم.

مهم ترین کارآئی خنده، ایجاد سلامتی در کل بدن است، چرا

که پس از خنده، آرامش و سبکی که در کل بدن، به رایگان

توسط خنده اهدا می شود، می تواند کلیه اعضاء و جوارح و

سلولهای بدن را شامل شده و شادی و نشاط و سلامتی را در

دوران بازنشستگی به همراه داشته باشد.

خنده باعث تقویت سیستم دفاعی بدن می شود و درمان

بیماری هایی که ریشه روان تنی دارد را در زمان بازنشستگی

بخوبی انجام میدهد.

از دیگر مزایا نیز میتوان به بهبود صدا و تبدیل صدا به صدای

دلنشین تر، اشاره داشت، و باید این نکته را در نظر  داشت که

در زمان مکالمه تلفنی، فرد مخاطب براحتی و بدون اینکه حتی

شما را ببیند، لبخند شما را درک می نماید.

راهکارهای رسیدن به خنده:

با نگاهی به اطراف خود در جامعه، متوجه این مسأله میشویم

که اکثر اطرافیان، ناراحتی را با خود یدک می کشند، و در چنین

محیطی اقدام به خنده، شاید کمی در بعضی شرایط و برای

بازنشستگان، سخت تر باشد، لکن اگر بدانیم که این خنده

چطوری سلامتی ما را به ما بر می گرداند و تضمین می نماید،

سعی می نمائیم که “م” را از کلمه “مشکلات”، برداشته و آنرا

به شکلات تبدیل کرده و حلاوت و شیرینی شکلات را در دهان و

ذهنمان، و شادی و نشاط را تجربه نمائیم.

اگر در گذشته، خطاها، اشتباهات و هر اتفاقی برای ما افتاده

است، و ما را نگران می کند، به آنها فکر نکرده و تنها به آینده و

اتفاقات خوشایند آن تمرکز کرده و بخندیم.

پس حالا که می دانیم که خنده در دوران بازنشستگی، چه

مزایائی برای ما در پی دارد، دیگر تأخیر جایز نمی باشد و به

کلیه اتفاقات و ماجراها، چه خوب و چه بد، باید بخندیم.

یک مثل معروف از قدیم داشتیم که “بخند تا دنیا به روت بخنده”،

نیز بیانگر همین مسئله است که در صورتی که بخندید، دنیا

روی خوش خود را به شما نشان می دهد و اگر نخندید، دنیا

روی بد خود را به شما نشان میدهد.

یکی از مهم ترین مسائلی که باید در خصوص خنده به آن توجه

نمائیم که همیشه سعی نمائیم که “با هم بخندیم، نه به هم”.

زیرا که خندیدن به هم، باعث کدورت، و دشمن خنده می شود.

و در زمانهائی که ناراحت هستید، خود را مجبور نمائید که بیخود

هم که شده بخندید، زیرا که بدن متوجه مصنوعی بودن خنده

نمی شود و هورمون اندروفین را ترشح و با افزایش این هورمون

در خون، آرامش به بدن بازگشته و ناراحتی از وجود ما رخت بر می بندد.

حالا چطوری و به چه وسیله ای بخندیم:

به هر حالت و شرایطی و موقعیتی بخندید.

فیلم ها و سریال های کمدی در تلویزیون و سینما و رسانه های

تصویری.

جوک ها و طنزهای موجود در فضاهای مجازی و حقیقی .

به اتفاقاتی که در زمانهای آینده، موجب خنده شما و اطرافیان

می شود، از هم اکنون بخندید.

به شادی هایتان و اتفاقات خوشایند در زندگی فکر کرده، و

بخندید.

همراهی با دوستان خوش مشرب و خندان و شوخ و خندیدن با آنها.

بجای گله و شکایت، سعی کنید فقط بخندید.

سعی کنید بیشتر بخندید تا سلامتی شما، افزایش یابد.

اگر نمی خواهید بخندید، پس لبخند بزنید

لبخند بزنید تا دنیا نیز به شما لبخند بزند.

از اسیران جنگی یاد بگیرید که در هنگام اسارت، بدون اینکه

امیدی برای آزادی و نجات داشته باشند، همه مسائل را با خنده

و شادی پشت سر گذاشته و لذت زندگی همراه با خنده را

تجربه می نمایند.

مطالب جالب در خصوص خنده که شاید ندانیم:

آیا می دانید که نوزادان در رحم مادر نیز، می خندند و این خنده

در زمان تولد نیز ادامه داشته و تا دورانی که ما خودمان، را سرکوب ننمائیم، این خنده همراه ما بوده است.

آیا می دانید که خنده در بزرگسالان، تنها 1% کودکان است، و

این آماری وحشتناک است که ما آنرا نادیده می نگاریم و از این

نعمت خدادادی کمترین استفاده را در سلامتی که در زمان

بازنشستگی، بسیار حائز اهمیت است، می نمائیم.

آیا می دانید بطور میانگین، یک کودک حدود 300 بار در روز می

خندد اما یک بزرگسال تنها 17 بار در روز می خندد.

آیا می دانید در هندوستان، برای جدا کردن جامعه از مشکلات و

مسائل پیش روی، کلاسهای خنده درمانی ایجاد کرده و افراد در

آن شرکت کرده و بیخود می خندند و در آن لحظات، به هیچ

چیزی غیر از خنده فکر نمی کنند.

آیا می دانید که خنده مسری است، و اگر کسی در جمعی

بخندد، همه جمع شروع به خنده می نمایند.

آیا می دانید که خنده، در موقع راه رفتن، باعث می شود، قدمها

بلند تر و محکم تر برداشته شود.

آیا می دانید که خنده باعث می شود، از زندگی لذت بیشتری

ببرید و لحظات را شادتر زندگی کنید، آنهم بدون هزینه.

آیا می دانید با خندیدن، مشکلات جرأت نمی کنند در مقابل ما

بایستند و ما را مورد آزار دهند.

نتیجه:

حال که از مزایا و فواید خنده، مخصوصاً در دوران

بازنشستگی، آگاه شدید، پس بخندید.

تا می توانید بخندید تا شادی و سلامتی را به خودتان

هدیه دهید.

تغییر در بازنشستگی چیست؟

تغییر در بازنشستگی چیست؟

پس از 30 سال که در اداره مشغول خدمت باشیم، نهایتاً با ابلاغ حکم بازنشستگی مجبور به خانه نشینی می­گردیم، چه بسا این خانه نشینی(البته برای بعضی­ها) مسائل و مشکلاتی را به همراه داشته باشد. در این موقع، کارمندانی که دارای تخصص یا مهارت ویژه­ای هستند، تنها با تعویض محل خدمت روبرو هستند، اما کارمندانی که تخصص ندارند، و همچنین اکثر بانوان، بیشتر خانه نشینی را بر می­گزینند، و مشخص است که چون خانه نشینی شرایط و وضعیت خودش را دارد، و اگر تا کنون هیچ مسئله­ای اتفاق نیافتاده، دلیل بر این نیست که هر دو طرف، تمام قوانین و مقررات را عمل می نمودند. بلکه اکثر مواقع بعلت این مسئله ای رخ نداده که چون یکی یا هر دو نفر از زوجین مشغول خدمت در اداره بودند و زمان کمتری را در منزل سپری می نمودند، مسئله بحرانی بوجود نمی آمد.

اما از این به بعد دیگر شرایط متفاوت است و باید به این وضعیت به دید دیگر نگریست و اگر بعضی از رفتارها و عادات خود را تغییر ندهیم، با مسائل عدیده­ای در خانه روبرو خواهیم گشت.

خداوند انسانها را با سرشتهای(ویژگی ها خصلتها) متفاوت آفرید و اختیار تغییر به انسان داد

تغییر درآنچه که بودیم براساس تلاش و درخواست ما از خداوند است .

روح و قلب که بزرگ شود فضایی پیدا میکند تا برکت و آرزوها را درخود بپذیرد

این فضا با سپاسگزاری و پالایش وسیع میشود.

چرا به تغییر نیازمندیم؟

مشخص شد که بودن همزمان زوجین در خانه، نیازمند رعایت یکسری اصول می­باشد و اگر تاکنون به آن اصول پایبند نبودیم، لازم است که از همین الان نسبت به تغییر در عادات و رفتار خود اقدام نمائیم. چه بسا اگر این تغییرات انجام نگردد، شرایط برای هر دو طرف سخت و بغرنج خواهد شد.

متأسفانه در چند ماه گذشته شاهد نوع جدیدی از طلاق­های عاطفی زوجین بوده و ستیم، مردانی که بر اساس شرایط، مجبور به گذراندن شبهای خود در ماشین خود در کنار پارک­ها و محل­های عمومی هستند و زمانی که از آنها علت این کار سئوال می­گردد، همگی بحث اختلاف با خانواده را مطرح نموده و اینکه هیچ یک از دو طرف حاضر به تغییر در عادات و رفتار خود نبوده و نیستند، کاملاً مشخص میشود. پس لازم است در قبل از اینکه شرایط به وضعیت غیر قابل تحمل برسد، اقدام به تغییر در عادات و رفتارهای خود نمائیم.

افراد چگونه تصمیم می گیرند که تغییر کنند؟

این تصمیم گیری، در بعضی از مواقع چنان سخت می­نماید، که بلند کردن یک بار چند صد کیلوئی برای یک نفر به همان اندازه، سخت و مشکل می­آید. و بقول معروف، باید قبول کنیم که نیاز به تغییر داریم، که اگر اینکار انجام شود، دقیقاً نیمی از راه طی شده است. آدم خواب را میشود بیدار نمود، اما آدمی که خود را به خواب زده، را نمی­شود بیدار نمود، زیرا که دیگر او خواب نیست که بیدارش کنیم، و در مقابل بیدار شدن مقاومت می نماید.

حال اگر یکی از طرفین(چه خوب است که هر دو طرف) قبول نماید که نیاز به تغییر دارد و در جهت تغییر در رفتارها و عادات خود اقدام نماید.

مقاومت در برابر تغییر:

یکی از بحث­های اصلی در خصوص تغییر آن است که از زمانی که تصمیم به تغییر می­گیریم، کائنات بصورت تمام قد در جلوی ما قد علم نموده و بهر صورت و بهر علت می­خواهد که ما تغییر نکنیم، بارها تصمیم گرفته­ایم که رژیم بگیریم، اما به محض نیت کردن، مراسم­های عروسی و جشن برپا گردیده و ما مجبور هستیم که به آن مراسم رفته و خیلی زشت است که در آن مراسم، ما روزه گرفته و از میوه و شیرینی و غذاهای تهیه شده که عموماً خیلی شیرین و چرب هستند، چشم پوشی نمائیم. پس اگر میخواهیم تغییر نمائیم، در درجه اول باید نیت خود را آهنین نموده و خود را برای روبرو شدن با مقاومت کائنات و اطرافیان مهیا نمائیم. در صورتی که این مقاومت را حداقل برای چند روز انجام دهیم، آنگاه آنها عقب نشینی نموده و راه برای تغییر هموار خواهد شد.

بهای تغییر چیست؟

همه می­دانیم که در صورتی که بخواهیم چیزی بدست بیاوریم، لاجرم باید از چیزی چشم پوشی نمائیم، مثلاً اگر میخواهیم رژیم بگیریم، حداقل باید بمدت چند روز از خوردن مواد غذائی چرب و شیرین و پر انرژی خودداری نمائیم، و اگر این مقاومت را داشته باشیم، مسلماً پرچم پیروزی برای ما به اهتزار خواهد آمد.

مراحل تغییر:

بر اساس آموزه­های خوانده شده در کتاب اثر مرکب نوشته دارن هاردی، باید این را بدانیم که تغییر، باید آهسته و متوالی انجام شود، بخاطر اینکه اگر تغییر را بخواهیم یکدفعه و بصورت ضرب الاجل انجام دهیم، کودک درون ما، براحتی سکان هدایت بدن را بدست گرفته و خود یکی از بزرگترین مزاحمهای انجام تغییر می­گردد. پس لازم است که بدانیم که تغییر باید آهسته و اما بصورت پیوسته و مداوم انجام گردد تا پایدار گردد.

فرمول تغییر

این فرمول را که توسط دوست بسیار عزیزم، استاد قریبیان در سایت باور تغییر، درج گردیده است، را عیناً انتقال داده­ام

  1. شک دارم و برای شروع تغییر بهانه‌های مختلف می‌آورم بنابراین مراحل قبل از تغییر را در ذهنم مرور می‌کنم (انکار – انزجار – معامله – پذیرش بدون عمل – تصمیم برای تغییر)
  2. تغییر را از همین الآن شروع می‌کنم (عدم تعویق)
  3. تغییر را کوچک و خرد می‌کنم (کوچک‌سازی تغییر)
  4. همین تغییر کوچک را به‌صورت مستمر انجام می‌دهم (اصل اثر مرکب)
  5. خودم را برای روبرو شدن با مقاومت‌ها آماده می‌کنم (اصل مقاومت)
  6. برای تغییرم یک جایگزین تعیین می‌کنم (جایگزین)
  7. برای تغییرم یک الگو در نظر می‌گیرم( الگوسازی)
  8. برای تغییر کوچک یا جایگزین، شرط‌گذاری می‌کنم (شرط‌ گذاری)
  9. از تغییرات کوچکم مراقبت می‌کنم(اصل مراقبت)

هر شب از خودم حساب‌ وکتاب تغییر را(طبق جدول عادت سازی) می‌خواهم (حساب‌وکتاب)

امیدوارم که با مطالب ذکر شده، توانسته باشم کمکی در جهت تغییر در زندگی بازنشستگان و خانواده هایشان، ایجاد نمایم و محیط گرم و صمیمی که لازمه یک خانواده خوب مخصوصاً در هنگام زندگی دوم(بازنشستگی) می باشد، را فراهم آورده باشید.

تبدیل موانع به فرصت در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تبدیل موانع به فرصت در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) برای خود داستان ها دارد،

عده ای بعلت آینده نگری در دوران اشتغال، آنرا بهترین روزهای

عمر خود بخاطر اینکه دیگر دغدغه کار و تلاش آنچنانی ندارند،

تفسیر نموده اند و عده ای دیگر دقیقاً بر عکس عده اول بعلت

اینکه توشه ای برای این سفر طولانی نیندوخته و مسائل مالی

گریبانگیرشان است و همچنین عده ای دیگر که علیرغم عدم نیاز

مالی، بیماری ها آنها را کلافه نموده است، آنرا بزرگترین دوره

ناراحتی و سختی عمر خود تفسیر می نمایند.

براستی این دوران چه دورانی است، آیا بهترین دوران عمر است،

یا بدترین دوران عمر؟

زیرا در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) موانعی بر سر راه بوجود

می آید، و عده ای از دوران اشتغال خود را آماده مواجه شدن با

این موانع نمودند و عده ای دیگر که حداقل بصورت ذهنی این

آمادگی را در وجود خود ساخته اند، بسیار راحت از این مانع عبور

می نمایند و زندگی شاد و با نشاط خود را از سر می گیرند.

اما باز در مقابل عده ای که آمادگی لازم را ندارند، دقیقاً هر مانعی

بر سر راه، سد بزرگی در برابرشان قلمداد شده و طاقت رویاروئی

با این سد را از دست می دهند، و در مبارزه با این موانع خود را

شکست خورده می پندارند و مبارزه را به حریف قدرتمند خود(موانع)

می سپارند.

در این مقاله سعی داریم به این بحث نگاه جدیدی بیندازیم.

موانع چیست؟

در لغت نامه ها، مانع مساوی است با بازدارنده ، منع کننده ،

مزاحمت

و کلاً هر چیزی که سر راه قرار گیرد و اجازه ندهد که ما خیلی

راحت به مسیر خود ادامه دهیم.

فرصت چیست؟

فرصت نیز در لغت نامه ها به معنی وقت مناسب برای کاری،

زمان؛ وقت. می باشد

و نیز زمان هائی که ما می توانیم کاری مفید انجام دهیم.

موانع و فرصت در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

چیست؟

حال که به معنی تحت اللفظی این لغات پی بردیم، این لغات را

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بررسی می کنیم.

ابتدا موانع سر راه در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را بر

می شمریم: و فرصتهای ممکن که در برابر هر مانع می توانیم

از آن استفاده نمائیم را نیز همراه با هر مانع ذکر می نمائیم.

زیرا که خداوند متعال در آیه 6 سوره انشراح در قرآن مجید نیز

آورده است:

ان مع العسر یسرا

با هر سختی، آسانی نیز همراه است

یعنی دقیقا همراه با هر سختی، آسانی نیز وجود دارد و ما باید

آسانی را در هر سختی بیابیم. اگر سختی بر ما روا شده،

مطمئن باشید که سختی لفافه آسانی است و اگر آن را کنار

بزنید، پیدا و شفاف می گردد.

در اینجا موانع ذکر می گردد: از جمله:

پیر شدن : که به نظر برخی مانع است، اما در نظر برخی دیگر،

یکی از بزرگترین فرصت ها برای استفاده از تجربیات و انتقال آن به

دیگران که نیازمند آن هستند.

پیشکسوتی(بازنشستگی): که برخی آنرا کلاً خانه نشینی بدون

هیچ عملکردی توصیف می نمایند، لکن عده ای آنرا بهترین زمان

برای مطالعه و پیشرفت فردی در نظر می گیرند.

ضعیف شدن عضلات: برخی آنرا نشانه های رفتن می دانند، و

عده ای دیگر، آنرا نشانه ای برای فعالیت بیشتر می دانند تا این

ضعف را تقویت نماید.

بیماری ها: برخی آنرا مجددا از نشانه های پیری و رفتن می دانند

و عده ای دیگر، آنرا نشانه ناپرهیزی و عادت های غلط می دانند و

از خدای مهربان تشکر می کنند که با بیماری به آنها، عادات غلط

را نشان داده است.

زیرا همانگونه که می دانید، از نظر پزشکان، تب، بیماری نیست،

بلکه نشانه بیماری است.

و در نظر این عزیزان نیز، بیماری نیز نشانه رفتن نیست، بلکه نشانه

عادات غلط چه از نظر تغذیه و چه از نظر رفتاری می باشد که سریعاً

با شناسائی آنها در جهت رفع آن و برگرداندن سلامتی به خود و

خانواده اقدام می نمایند.

تنها شدن: برخی آنرا نشانه عذاب های دوران کهنسالی می دانند

و عده ای آنرا فرصت فکر کردن در باره خود و افزایش مطالعه و

پیشرفت فردی می دانند.

مسئله دار شدن خانواده: برخی حل آن را از عهده خود خارج دانسته

و این مسائل را نشانه سالمند شدن خود تلقی می نمایند و عده ای

دیگر، از خداوند متعال سپاسگزارند، زیرا که باز توانائی حل مسأله را

در هر سنی به رخ دیگران می کشانند و با حل هر مسأله، از خود و

خدای خود، تشکر و قدردانی می نمایند و هر روز شادتر و بانشاط تر

در اجتماع و خانواده ظاهر می گردند.

چرا استفاده از فرصت ها در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) می تواند در شادی و نشاط مؤثر باشد؟

اگر ما بتوانیم در این دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) موانع را از سر راه برداشته و همچنان استوار به راه خود ادامه دهیم،

مسلماً با برداشتن آنها، علاوه بر اینکه اعتماد به نفس ما همچنان

حرف اول را در همه حالات بیان می نماید، شادی و نشاط، ثمره

این برداشته شدن موانع از سر راه می باشد و مشخص است که

فردی که شادی و نشاط را همیشه تجربه نماید، شانس سلامتی

و طول عمر برای او به مراتب از افراد دیگر بالاتر است.

چگونه می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) موانع

را به فرصت تبدیل نمود؟

همانگونه که مشاهده فرمودید کافی است که به مسائل و موانع

در این دوران، نگرش تازه ای بیفکنیم. و مسائل را با نگاه و عینک

جدید ببینیم و همانگونه که خداوند نیز فرمودند باید در دل هر

مانعی، دنبال سود و منافعی باشیم که نصیب ما می گردد اگر

همواره به قفل بسته شده نگاه بیفکنیم، از این غافل خواهیم ماند

که اگر قرار بود این قفل باز نشود، در آن محل، بجای در، دیوار قرار

می دادند.

پس از همین الان شروع به تغییر در نگرش و افکار خود نمائید و

مسائل را با دیدی که قرآن به ما پیشنهاد داده، مشاهده و در جهت

رفع موانع برآئیم.

آدم موفق کسی است که با آجرهایی که به سمتش پرتاب

می شود، یک برج از موفقیت بسازد، نه کسی که برای خود

زندانی درست میکند.

بازنشسته، یا بازِ نشسته؟

بازنشسته، یا بازِ نشسته؟

در زمانی که با یکی از بازنشستگان گرامی مشغول مذاکره

بودم، ایشان در تعریفهائی که از بازنشستگی برایم داشت،

از بازنشستگی به بازِ نشسته نیز نام برد.

در آن موقع من به این فکر رفتم که آیا واقعا بازنشستگان،

بازِ نشسته هستند، یا به تعبیر گروهی دیگر با زن نشسته

هستند یا …..

در این مقاله بر آن شدم که به این مقوله نگاهی بیندازیم.

بازنشسته کیست؟

به فردی که بعد از مدتی که از اشتغال او می گذرد، با

درخواست خود، یا بر اساس قانون یا بعلت نقضی، از کار

منفک شده و حقوق ماهیانه دریافت می دارد، بازنشسته

گفته می شود.

باز نشسته چیست؟

به پرنده شکاری که از دیگر جانواران تغذیه می نماید و

میان جثه نیز می باشد اطلاق میگردد.

چرا باز نشسته، تفسیر مناسبی است؟

باز همان گونه که در تعاریف داشتیم، خود به دنبال شکار

رفته و تغذیه و قوت خود را بدون اتکا به کسی یا چیزی،

تهیه و صرف مینماید.

آنروز که آن عزیز بازنشسته به من این واژه را گفت، من دیدم

بعضی از این عزیزان که چشم خود را به روی توانائیها و

قابلیتهای خود بسته و تنها به کسانی چشم دوخته اند که

بتوانند به درآمد آنان اضافه نموده و باری از دوش آنها بردارند.

البته لازم به ذکر میباشد که نگارنده به هیچ وجه، نافی

زحمات این عزیزان برای احقاق حقوق خود نیستند، لکن

بحثی که در این جا مطرح است، تنها نباید به دیگران متکی

شد و میبایست از توانائیهای خود استفاده نمود.

در چند روز پیش با یکی از نفرات شاخص بازنشسته یکی

از ادارات مشغول صحبت بودم، ایشان تماماً به این که باید

احقاق حق خود را بنمایند تمرکز داشت و از تمرکز بر روی

توانائیهای خود و دیگر عزیزان همراه خود نداشت، در زمانی

که به ایشان گفتم، شما کوله باری از تجربه و قابلیت به

همراه دارید، خود ایشان نیز بر این امر صحه گذاشت، لکن

اعلام داشت که در حال حاضر کاری برای ایشان نیست که

انجام دهد.

سئوال من این است که آیا برای باز، شکاری آماده می گذارند

که جناب باز، شما لطف کنید و تشریف بیاورید و مرا نوش

جان کنید؟

یا اینکه خود پرنده شکاری، به پرواز درآمده و با چشمان

تیزبین خود، شکار خود را یافته و درآمد آن روز خود را رقم

میزند.

حال اگر این باز، به مانند کبوترها، تنها بنشینند و به امید

این باشند که دیگران برایشان دانه ای بریزند و آنان تنها

دانه های ریخته شده توسط دیگران را ببیند، دیگر شکاری

که باب طبع خود باشد را نمی یابد و معلوم است که بعد

از مدتی باید برای آن باز، سوگواری نمود.

چطوری میتواند این باز نشسته، به پرواز درآید؟

حال اگر قبول کنیم که باز ها هم مانند بقیه پرنده ها، بعد

از مدتی که پرواز کرده و شکار نمودند، نیاز به استراحت

دارند و باید استراحت کنند، باز هم زمان استراحت محدود

است و این استراحت نباید به طول انجامد، زیرا اگر این

استراحت به طول انجامد، کم کم باز مهارت پرواز خود را

از دست داده و مجبور به زمین گیر شدن می شود و دیگر

نمی تواند آن حس پرواز و شکار را که با لذت و شور خاصی

انجام میداد، انجام دهد.

مثال باز، نمونه بارز عزیزان بازنشسته، این گنجینه های

گهربار نیروی انسانی است، شاید قبول کنیم که این

عزیزان بعد از چندین سال، کار و تلاش شبانه روزی،

بالاخره نیاز به کمی استراحت دارند، لکن تنها نیاز به

“کمی” استراحت دارند و بلافاصله بعد از اینکه تنفس تازه

نمودند باید بدون اینکه به دیگری، نیازمند باشند تا آنان

بر اساس خیلی از مصالح خود یا سازمان، درآمدی جدید

برای این عزیزان تأمین یا درآمد فعلی ایشان را بهبود

بخشند، تا کنون با این همه پیگیری که (البته کمی

بهبود یافته است)جواب نداده است.

حال باید آزموده را چندین باره بیازمایند. آیا نباید بجای تکیه

بر دیگران، تنها بر روی خود و توانائی های خود، قابلیتهای

خود، تجربیات گرانبها و ذیقیمت خود که در چندین سال،

فعالیت خود، بدان دست یافته اند، اتکا نموده و قدمی در

جهت بهتر شدن زندگی خود، بردارند.

اگر می گویند، نمی شود، میتوان با جستجوی مختصری،

نمونه های بسیاری از جمله، موسس مرغ سوخاری

KFC(سرهنگ هارلند ساندرز) را نام برد، از دیگر نمونه ها

میتوان به دکتر فریور از بازنشستگان سازمان بنادر و

دریانوردی که بعد از بازنشستگی، تازه تحصیل خود

را در رشته روانشناسی، آغاز نمود و موفق به اخذ درجه

دکترا در این رشته و کار و فعالیت نمود.

 

هر چه که جستجو کنید، نمونه های بیشتری از نفراتی

که اجازه ندادند، دانه های چند روزه، قوت یومیه آنها را

تأمین نماید، مشاهده می نمائید. کافی است فقط کمی

جستجو کنید تا به صحت گفته های نگارنده، ایمان بیاورید.

حالا موقع عمل است. نور، صدا، حرکت …………….

اگر به مطالب بالا باور داشتید، حال موقع عمل است،

خیلی سریع، شروع مجدد کار و فعالیت و تلاش را اعلام

نموده و در جهت آن قدم بردارید.

با مطالعه راهکارهای ارائه شده در سایت نگارنده

www.ganjeensani.com یا سایتهای دیگر که راه های عملی

برای انجام در دوران بازنشستگی را ارائه دادند میتوانید،

آغاز نمائید

تنها کافی است که هر روز یک کار برای پیشرفت و یک کار

برای تفریح خود انجام دهید تا بتوانید در مدت بسیار

کوتاهی، به صورت کاملاً فعال، سکان زندگی خود را

مجدداً در دست گرفته و آنرا در دریاهای مختلف هدایت

و راهبری نمائید.

بازنشستگی

8 اصل موفقیت در دوران بازنشستگی

اصول موفقیت در دوران بازنشستگی

 

بازنشستگی، خود یک فلسفه اصلی در زندگی هر فرد شاغل است، زیرا خواه ناخواه به آن خواهد رسید، حال چگونگی گذران این دوران، بستگی به خود فرد دارد. در اینجا آن چه را که به نظر می رسد، هر فرد بازنشسته برای اداره دوره بازنشستگی موفق خود نیازمند است، را بازگو می نمائیم.

به طور کلی، مجموعه ای معین از جهان بینی ها و بینش هایی مورد نیاز است تا افراد بازنشسته بتوانند بر خلاف نقص ها، محدودیت ها و یا تهدیدهای فزاینده، تا هر زمانی که امکان دارد، مشتعل، بارور و از نظر اجتماعی فعال باقی بمانند.

در اینجا هشت اصل ارائه می شود که مفهوم موفقیت در دوران بازنشستگی را تعریف می کنند. برخی از این اصول از برخی دیگر مهم تر هستند. اما در مجموع آنچه را که کم و بیش برای همگان و نیز فراهم ساختن گسترده ای از موفقیات ضروری می باشند را در بر می گیرند.

برای دستیابی به موفقیت و حتی فراتر از آن می بایست با تلاش و به طور دقیق این اصول را در نظر گرفت. هر فرد بازنشسته ای با توجه به شرایط زندگی و نحوه سازگاری و کنار آمدن با شرایط و وضعیت موجود با فرد دیگر متفاوت بوده و بنابر این میزان موفقیت از فردی به فرد دیگر در نوسان است.

ما در ابتدا این اصول را فهرست کرده و سپس برخی از آن ها را با جزئیات بیشتر مورد بحث و بررسی قرار می دهیم. در واقع نتایج آنچه را که محققان، پژوهشگران و نظریه پردازان در باره بازنشستگی، در سال های اخیر بررسی نموده اند، را ارائه می دهیم. فهرست این اصول عبارتند از :

  • شفاف بودن در باره واقعیت های وضعیت موجود در باره خود
  • پذیرفتن این واقعیت ها و دیدن آن ها در بهترین وضعیت
  • توانائی سازگاری و کنار آمدن مؤثر با این واقعیت ها
  • دارا بودن توانائی بر جبران از دست داده ها و سایر کمبودها
  • جدیت و تلاش مستمر در یک فعالیت هدفمند
  • نگرش خردمندانه در باره آنچه که فرد به عهده خواهد داشت
  • حفظ پیوند و صمیمیت با همنوعان
  • حفظ حرمت و عزت نفس مثبت بر خلاف از دست داده ها و سایر کمبودها

 

اصول 1 و 2 موفقیت در دوران بازنشستگی:

شفاف بودن در باره واقعیت های وضع موجود در باره فرد و پذیرفتن این واقعیت ها و دیدن آن در بهترین وضعیت.

اصول بازنشستگی 11

همیشه بین اینکه فرد بخواهد واقعیت وضعیت خود را بداند و یا اینکه بخواهد آن را به نحو دلخواه و مطلوب ببیند یک تفاوت وجود دارد. اگر ما آنچه را که برای دیگران اتفاق می افتد را با اوضاع و احوال خود مقایسه کنیم، وضعیت همیشه بدتر خواهد بود.

ما نمی توانیم بسیاری از واقعیت های تلخی را که با آن مواجه می شویم را تغییر دهیم. بنابر این می بایست این توانائی را کسب کنیم تا با آن ها زندگی کرده و بهترین شرایط با وجود آن ها در زندگی خود داشته باشیم.

اگر وقایع را به طور صرف ناشی از تقدیر و ناچاری در نظر بگیریم، به تدریج دچار حالت یأس و افسردگی می شویم. حالت یأس و افسردگی، تلاش برای ساختن زندگی را از بین می برد. توانائی کسب روحیه بالا برای فائق آمدن با چالش ها و مشکلات زندگی همان سازگاری و کنار آمدن محسوب می شود. که این توانائی می تواند راهی را برای خلاصی و بهبود بخشیدن به شرایط پیش آمده را بیابد.

اصول بازنشستگی 3

دیده شده که افرادی که مستعد حالت یأس و افسردگی هستند، تمام وقایع زندگی خود را فاجعه تلقی می کنند، بر خلاف سایر افراد که در برابر چالش ها، صبر پیشه می کنند و یا با نگرشی مثبت حداکثر بهره برداری را از وقایع بد دارند، وضعیت را بدتر از چیزی که پیش آمده می بینند. بنابر این هم تمرکز به عین واقعیت و هم حفظ خونسردی و دارا بودن نگرش مثبت به طور برابر مهم و مؤثر هستند.

در اینجا به اصل دوم و توانائی مثبت اندیشی که اغلب دست کم گرفته می شود، اشاره می کنیم. شواهد زیادی وجود دارد که توانائی مثبت اندیشی را یک منبع نیرومند در انسان ها تلقی می کنند و بسیاری از روان شناسان با این موضوع موافق هستند. حال باید بدانیم که آیا می توان با این توانائی بر مشکلات فائق آمد یا خیر؟

ضرب المثلی وجود دارد که می گوید:”وقتی زمانه با تو نمی سازد، تو با زمانه بساز” این گویه بسیار رایجی است که باید با ناملایمات کنار آمد، اما در واقع گفتن این جمله خیلی آسان تر از عمل کردن به آن است. برای عمل کردن به این جمله می بایست تلاش و جدیت داشت و واقعیت این است که فقط عده کمی از ما لحظات بدون نا امیدی و رنج را سپری می کنیم. اما برای رسیدن به این جمله چیزی که اهمیت دارد ادامه و پیوستگی راه و توجه نکردن به لحظات بد است.

باید بتوانیم از کارکردها و بازده های مثبت لذت ببریم، گرچه زمانی که ناراحت و یا غمگین هستیم، این کار چندان آسان نیست. ما نمی توانیم همواره از ناراحتی ها و مشکلات خود با دیگران حرف بزنیم چرا که گاهی دیگران بنا به دلایلی نمی خواهند در این باره چیزی بشنوند. به طور معمول، آن ها نیز مشکلات و ناراحتی های خود را دارند.

اصول 3 و 4 موفقیت در دوران بازنشستگی:

توانائی کنارآمدن و سازگاری مؤثر با واقعیت ها و دارا بودن توانائی در جبران از دست داده ها و سایر کمبودها.

این دو اصل باید در کنار هم قرار بگیرند.

اصول بازنشستگی 6

اصل جبران، را بازنشستگان می توانند در فرانکلین دلانو روزولت، رئیس جمهور 4 متری در سال 1932 تا 1945 که قبل از جنگ جهانی دوم درگذشت، مشاهده کنند. تعدادی می دانند که او به فلج اطفال مبتلا بود و تا قبل از رئیس جمهور شدن، هرگز نمی توانست از پائین تنه بدنش استفاده کند. او مجبور بود که با کمک دیگران بالای سکو برود و با شور و حال زیاد در همایش های نامزدهای انتخابات با مردم و کنگره آمریکا سخنرانی کند.

نکته مهم این است که آن زمان جامعه مدنی احترام عمومی برقرار بود. مردم و مطبوعات، درک، شعور و احترام یکسان نسبت به یک مرد معلول داشتند و در سخت ترین شرایط روزهای کشور، چهار بار او را انتخاب کردند. او کسی بود که توانست با منزلت بالا، شور و شوق را در نقش رهبر یک کشور با هم ارائه کند. تا حدی که کاریکاتور او نیز با لبخند و سیگار برگی بر لب به تصویر کشیده می شد.

هم اکنون زمزمه هائی به گوش می رسد که مجسمه جدید روزولت در پارک یادبود واشنگتن دی سی می بایست او را در یک صندلی چرخ دار نشان دهد چرا که معلولیت- در واقع امروز عنوان معلول، یک واژه قدیمی است برای ناتوان بودن که امروزه منسوخ می باشد- معروف او را نمادین می سازد نه اینکه مجسمه ایستاده از او به نمایش گذاشته شود.

جالب اینجاست که به تصویر کشیدن معلولیت روزولت او را تحقیر خواهد کرد در حالی که به اعتقاد بسیاری از آمریکائیها، حقیقت درست بر عکس این است. از نظر دیدگاه مردم آمریکا، صندلی چرخدار نشانی از شجاعت، منزلت و تعهد بالای او است که او را نمادین می سازد. و به همگان می آموزد که چگونه یک فرد می تواند با وجود معلولیت جسمی به چنین موقعیت های چشمگیری برسد و بیماری و معلولیت جسمی خود را جبران کند،

حتی اگر با حمایت و بردباری و صبر دیگران گره خورده باشد. مخاطبان بازنشسته ممکن است با اندیشیدن به این مرد و آن دوران و گذشته ها غبطه بخورند.

شایسته بودن با اثربخش و مؤثر بودن به طور کامل همپوشانی دارند و هر دو توانائی نیز بر تفاوت های فردی و نیز قدرت مدیریت توقعات و تصمیم گیری آن ها نقش بسزائی دارند. حفظ روابط اجتماعی و شاغل بودن به کاری مثبت و سازنده و استفاده از مهارت های باقیمانده بازنشستگی در سازگاری و کنار آمدن با این دوران بسیار مؤثر هستند.

مهم تر اینکه هدف مطالعات و پژوهش ها در زمینه توانائی جبران، کشف این نکته است که کدام یک از اعمال سازگاری و کنار آمدن در نهایت به رضایت مندی از زندگی و بهزیستی و ایجاد هیجان مثبت می رسد.

 

اصل 5 موفقیت در دوران بازنشستگی:

جدیت و تلاش مستمر در یک فعالیت هدفمند

اصول بازنشستگی 9

در بعضی از اوقات، و بعضی از نفرات حالاتی رخ میدهد که بر اساس تشخیص علم روان شناختی و از لحاظ بالینی روان رنجوری وجود دارد. در این حالت، شرایطی به وجود می آید حتی افراد جوان نیز ناتوان می شوند. در واقع این حالت یکی از بدترین و مهلک ترین حالت هائی است که ذهن با آن درگیر می شود و به خصوص در بازنشستگان به نسبت جوان ترها شایع تر است. درمان روان رنجورهای وجودی، مشکل ترین، حالت های بالینی است و متخصصان مجرب آن هم به شرط همکاری مستمر مراجعان خود از عهده درمان برمی آیند. زیرا به طور معمول کسانیکه از این عارضه رنج می برند می بایست به نوعی فعالیت و علاقمندی نشان دهد، اما به نظر می رسدکه از انجام آن عاجز بوده و به اصطلاح از دنیا بریده اند و هیچ چیزی علاقه آنان را به خود جلب نمی کند.

به طور معمول این گونه افراد به سراغ روان پزشک دیگری می روند تا حداقل به خود نشان دهند که می خواهند در خود تغییرات را به وجود بیاورند اما رسیدن به این هدف یک امر درونی است و باید با انقلاب درونی و حقیقی همراه باشد و مراجعه به روان پزشک شرط کافی نیست.

برای ما چیزی غمگین تر از این نیست که یک بازنشسته به صورت بالقوه هنوز توانائی این را داشته باشد که در خانواده و جامعه نقش مثبتی ایفا کند اما نتواند در یک فعالیت هدفمند ظاهر شود.

البته فعالیت ها و تحرک ها می توانند هر چیزی باشند، حتی تلاش برای خلق کارهایی که تا کنون انجام نشده اند. در هر حال یک فعالیت و تلاش هدفمند نباید لزوماً یک امر تأثیرگذار و بزرگ باشد، بلکه باید این توانائی را داشته باشد که امید به زندگی و شوق زیستن را در بازنشسته پیدا کند و نگذارد که او با منزوی شدن و احساس تنهائی و فرو رفتن در خود، انتظار مرگ را بکشد.

این گونه کناره گیری بازنشسته، نمی تواند آن ها را به یک دوران بازنشستگی موفق هدایت نماید.

اصل 6 موفقیت در دوران بازنشستگی:

نگرشی خردمندانه در باره آنچه که فرد به عهده خواهد داشت.

اصول بازنشستگی 5

انتخاب مبتنی بر آگاهی و خرد، روشی است که فرد می تواند در زندگی خصوصی خود ایجاد کند. به عبارت روشن تر بازنشستگان نیاز دارند تا برای دستیابی به آرزوها و آرمان های ایده آل خود که شاید در گذشته نتوانسته به آن ها دست یابد، هم اکنون با توجه به سطح انرژی و وضعیت جسمانی و ذهنی به آن ها بپردازد. البته داشتن چنین توقعاتی از خود می بایست با در نظر گرفتن ذخایر خود حقیقی سالمند باشد. زیرا در این سن و سال درگیر شدن با فعالیت های اجتماعی زیاد و قبول تعهدات بیش از ظرفیت می تواند صدمات جبران ناپذیری به او وارد کند. انتخاب آگاهانه به بازنشسته کمک می کند تا از قبول تعهدات بیش از ظرفیت خود داری نماید.

اصل انتخاب مبتنی بر آگاهی، نه تنها به روابط خانوادگی و دوستان مربوط می شود، بلکه در تمامی کارکردهای زندگی سالمند تأثیرگذاری است. باید توجه داشت که با توجه به کاهش سطح انرژی و وجود برخی از بیماری ها و از  دست دادن بنیه و توانائی در دوران سالمندی می بایست از برخی از جاه طلبی ها و آرمان های ایده آل و هر هدفی که برای آن تلاش می شود کمی تخفیف نیز در نظر گرفته شود تا بتوان به طور کامل و یا تا حدودی تعهدات انجام شوند. در اینجا باز هم عامل تفاوت های فردی خودنمائی می کند و هر فرد بازنشسته خود می بایست با توجه به شرایط جسمانی و روحی و همچنین اوضاع مالی و سبک و سلیقه خود، انتخاب و تصمیم گیری آگاهانه بگیرد.

اصل 7 موفقیت در دوران بازنشستگی:

حفظ پیوند و صمیمت با همنوعان.

اصول بازنشستگی 4

از پژوهش ها و مطالعات انجام شده، چنین نتیجه می شود که انزوای اجتماعی – از جمله از دست دادن پیوندهای اجتماعی، تجرد و داشتن روابط اجتماعی ناکافی- تأثیر منفی البته کمی ضعیف تر از واژه منفی بر مواردی چون سلامت، طول عمر و بهزیستی دارند.

البته مطالعات و پژوهش ها از دیدگاه جامعه شناسی شبکه اجتماعی، مشکلات و ضعف هائی دارد. زیرا اصطلاح شبکه اجتماعی فقط نشان دهنده این است که فرد در زندگی یک یا چندین پیوند اجتماعی دارد ولی آیا این پیوندها می توانند از لحاظ روان شناختی، منبع رضایت، خوشحالی و بهزیستی او باشند. یک فرد ممکن است تعداد زیادی از این پیوندهای اجتماعی را در زندگی خود داشته باشد و یا دوستان و آشنایان زیادی مراوده کنند ولی در عمل و به عنوان مثال در جمع فامیل و برخی از آشنایان از همدیگر نفرت داشته و احساس خوبی نسبت به هم نداشته باشند.

 

اصل 8 موفقیت در دوران بازنشستگی:

حفظ حرمت و عزت نفس مثبت بر خلاف از دست داده ها و سایر کمبودها.

اصول بازنشستگی 2

اصطلاح های مترادف و جایگزین حرمت نفس، عزت نفس، احترام به خود و اعتماد به نفس است. بعضی از پژوهشگرها از واژه چیرگی و فائق آمدن هم استفاده می کنند، که ما نسبت به آن چه که آنها مطرح کرده اند، نظر قطعی نداشته و دچار تردید هستیم. زیرا که نمی توان در زندگی بر همه مشکلات چیره شد و فائق آمد. بنابر این ترجیح می دهیم به جای چیره شدن و فائق آمدن واژه سازگاری و کنار آمدن را مطرح کنیم. در واقع اشاره ما بر مدیریت فشارهای روانی است که پذیرش واقعیت شرایط فرد و چگونگی کنار آمدن و سازگاری و زندگی در این شرایط را شامل می شود.

بدون شک بازنشستگی موفق بدون داشتن عزت نفس مثبت غیر ممکن است. در اینجا اشاره ما به احساس نکردن شرمساری از کمبودها و نقصان هائی است که در بیشتر مواقع ارزش سرزنش کردن را نداشته و برای به وقوع آمدن و پیشگیری و اجتناب از آنها در زندگی همه انسان ها ناتوان هستیم. دلیل دیگر مهم بودن عزت نفس برای بازنشسته این است که فردی که به توانائی خود در برابر تهدیدها و مسائل پیش آمد در زندگی اعتماد کمی دارد یعنی برای فعلیت بخشیدن به راه کارها و سازگاری و کنار آمدن با این مسائل، دچار مشکل خواهد شد  از قبل تلاش خود را منجر به شکست خواهد داشت. دیده شده حتی زمانی که این افراد شایسته هستند باز تمایل دارند که شکست خورده ظاهر شوند و موفقیت خود را به حساب شانس می گذارند که این نوع برداشت از آن ها غیر دقیق است.

البته به وجود آوردن عزت نفس و اعتماد به نفس مثبت و خارج از درون فرد به هیچ عنوان کار آسانی نیست. طبق آن چه که تا کنون گفته شد، هر دروغ و ریاکاری در ایجاد عزت نفس و اعتماد به نفس دروغین اثر عکس و نامطلوبی را در فرد به وجود می آورد.

کودکان و همین طور بازنشستگان نیاز دارند که باور کنند که آنها به راستی به عنوان یک انسان با ارزش، مستحق احترام و منزلت دیگران هستند و نباید بدون اینکه نسبت به آنچه که قادر هستند انجام بدهند و باشند و یا قادر به انجام آن نیستند، فریب داده شوند.

بیشتر افراد بازنشسته با وجود اینکه می دانند، آن چیزی نیستند که زمانی می بایست می بودند، اما در این دوران از زندگی انتظار و توقع دارند که احترام و ملاحظه و رعایت احوال آنان در جامعه بشود. بازنشستگان و افراد ناتوان، انتظار دارند که دیگران با آنان برخورد مناسب داشته و منزلت آنان را حفظ کنند و خود را سزاوار احترام می دانند، حتی اگر در  گذشته جزء افراد سرشناس نبوده باشند. تبعیض، بی تفاوتی و عدم احترام از دیگران به شدت بر روحیه آنان اثر می گذارد. این هدف با ارزش و مهم است اما روش افزایش عزت نفس و اعتماد به نفس در سالمندان و حتی کودکان یک امر پیچیده و نامطمئن است. از طرفی افزایش جمعیت بازنشستگان می طلبد که به این قشر از افراد جامعه، بر احترام و منزلت آن ها تأکید بیشتری شود. و از تصمیم گیران و مسئولان حکومتی خواست تا تدابیر و بودجه بیشتری را برای بهزیستی این قشر از جامعه در نظر بگیرند.

قسمتهائی از کتاب دوران سالمندی و کنار آمدن با آن، برگردان شعله آتشین

 

اگر این مقاله برای شما مفید بود، لطفاً آن را با دیگر عزیزان خود نیز به اشتراک بگذارید.

بازنشستگی

بازنشسته کیست؟

بازنشسته کیست؟

بازنشسته کیست 5

در یکی از راه پیمائی هائی که در اعتراض به وضعیت معیشتی توسط بازنشستگان گرامی، انجام شد،

با یکی از عزیزان بازنشسته، مشغول صحبت شدم.

ایشان در تعریف هائی که از بازنشستگی برایم داشت، از بازنشستگی به بازِ نشسته نیز نام برد.

در آن موقع من به این فکر رفتم که آیا واقعا بازنشستگان، بازِ نشسته هستند، یا به تعبیر گروهی دیگر با زن نشسته هستند یا …..

در این مقاله بر آن شدم که به این مقوله نگاهی بیندازیم.

پس با ما همراه باشید.

بازنشسته کیست؟

به فردی که بعد از چندین سال(حداکثر 30 تا 35 سال) که از اشتغال او می گذرد،

با درخواست خود، یا بر اساس قانون یا بعلت نقض جسمانی یا روحی، از کار منفک شده و حقوق ماهیانه دریافت می دارد،

بازنشسته گفته می شود.

 

بازِ نشسته چیست؟

بازنشسته کیست 7

به پرنده شکاری که از دیگر جانوران تغذیه می نماید و میان جثه نیز می باشد بازِ شکاری اطلاق میگردد.

چرا بازِ نشسته، تفسیر مناسبی است؟

باز شکاری همان گونه که در تعاریف داشتیم، خود به دنبال شکار رفته و تغذیه و قوت خود را بدون اتکا به

کسی یا چیزی، تهیه و صرف مینماید.

همان روز که آن عزیز بازنشسته این واژه را بیان نمود، من با خود فکر کردم که بعضی از این عزیزان که

چشم خود را به روی توانائیها و قابلیتهای خود بسته و تنها به کسانی چشم دوخته اند که بلکه آنها،

لطف نموده و به درآمد آنان اضافه نموده و باری از دوش آنها بردارند، می توان چنین لقبی را اختصاص داد.

البته ذکر این نکته را برای رفع سوء تفاهم، ضروری و لازم میدانم و آن اینکه، نگارنده به هیچ وجه،

نافی حق و حقوقی که به واسطه زحمات سالیانه که در محیط کار توسط این عزیزان کشیده شده

و هم اکنون باید توسط دولت، صندوق ها و کانون ها این حقوق نادیده شده، برآورده شود،

و اینکه برای احقاق حقوق خود باید دست به اقداماتی زد، نیستم، لکن بحث اصلی بر سر این است

که برای بهبود وضعیت زندگی خود در دوران بازنشستگی، پیگیری حق و حقوق لازم است، اما کافی نیست.

و این پیگیری ها، تنها یک قسمت از مطالبات را شامل می شود، و به نظر باید این بخش توسط گروهی

از میان خود بازنشستگان گرامی که بر مسائل حقوقی اشراف کامل دارند پیگیری کامل گردد.

و باقی مطالبات مربوط به شخص بازنشسته و توانائیها و تجارب و مهارتهایش می باشد.

در چند روز پیش با یکی دیگر از نفرات شاخص بازنشسته یکی از ادارات مشغول صحبت بودم،

ایشان تماماً به این که باید احقاق حق خود را بنمایند تمرکز داشت و از تمرکز بر روی توانائیهای خود

و دیگر عزیزان همراه خود غافل بود. در زمانی که به ایشان گفتم، شما کوله باری از تجربه و قابلیت به همراه دارید،

خود ایشان نیز بر این امر صحه گذاشت، لکن اعلام داشت که در حال حاضر کاری برای ایشان نیست که انجام دهد.

سئوال من این است که آیا برای بازِ شکاری، نیز حیوانات دیگر و شکار آماده می گذارند که جناب باز،

شما لطف کنید و تشریف بیاورید و مرا شکار و نوش جان کنید؟

یا اینکه خود پرنده شکاری، به پرواز درآمده و با چشمان تیزبین خود، شکار خود را یافته و آذوقه آن روز خود را رقم میزند.

حال اگر این باز، به مانند کبوترها، تنها بنشیند و به امید این باشد که دیگران برایش دانه ای بریزند و این پرنده،

تنها دانه های ریخته شده توسط دیگران را ببیند، دیگر شکاری که باب طبع خود باشد را نیافته و معلوم است

که بعد از مدتی باید برای آن باز، سوگواری نمود.

چطوری این بازِ نشسته، می تواند به پرواز درآید؟

بازنشسته کیست 7

حال اگر قبول کنیم که باز ها هم مانند بقیه پرنده ها، بعد از مدتی که پرواز کرده و شکار نمودند،

نیاز به استراحت دارند و باید استراحت کنند، باز هم زمان استراحت محدود است و این استراحت نباید به طول انجامد،

زیرا اگر این استراحت به طول انجامد، کم کم باز، مهارت پرواز خود را از دست داده و مجبور به زمین گیر شدن می شود

و دیگر نمی تواند آن حس پرواز و شکار را که با لذت و شور خاصی انجام میداد، انجام دهد.

مثال باز، نمونه بارز عزیزان بازنشسته، این گنجینه های گهربار نیروی انسانی است، شاید قبول کنیم که

این عزیزان بعد از چندین سال، کار و تلاش شبانه روزی، بالاخره نیاز به کمی استراحت دارند، لکن تنها نیاز

به “کمی” استراحت دارند و بلافاصله بعد از تازه شدن نفس باید بلافاصله شروع نمایند و منتظر نباشند که

فرد دیگری بر اساس خیلی از مصالح خود یا سازمان، درآمدی جدید برای این عزیزان تأمین نموده یا درآمد

فعلی ایشان را بهبود بخشند. و سابقه نشان داده است که تا کنون و با این همه پیگیری که (البته

کمی بهبود یافته است)جواب نداده است.

حال باید آزموده را چندین باره بیازمایند؟ آیا نباید بجای تکیه بر دیگران، تنها بر روی خود و توانائی های خود،

قابلیتهای خود، تجارب و مهارتهای گرانبها و ذیقیمت خود که در چندین سال، فعالیت خود، بدان دست یافته اند،

اتکا نموده و قدمی در جهت بهتر شدن زندگی خود، بردارند؟

اگر می گویند، نمی شود، میتوان با جستجوی مختصری، نمونه های بسیاری از جمله:

سرهنگ هارلند ساندرز(موسس مرغ سوخاری KFC) را نام برد.

بازنشسته کیست 3

و اگر میفرمائید این نمونه خارجی است، می بایست نمونه های داخلی که خدا رو شکر، تعدادشان کم نیست

را مثال بزنم، از جمله دکتر فریور از بازنشستگان سازمان بنادر و دریانوردی که بعد از بازنشستگی، تازه تحصیل

خود را در رشته روانشناسی، آغاز نمود و موفق به اخذ درجه دکترا در این رشته و کار و فعالیت نمود.

بازنشسته کیست 2

 

هر چه که جستجو کنید، نمونه های بیشتری از افرادی که اجازه ندادند، دانه های چند روزه، قوت یومیه

آنها را تأمین نماید، مشاهده می نمائید. کافی است فقط کمی جستجو کنید تا به صحت گفته های نگارنده، ایمان بیاورید.

حالا موقع عمل بازنشسته است.

نور، صدا، حرکت …………….

بازنشسته کیست 1

اگر به مطالب بالا باور داشتید، حال موقع عمل است، خیلی سریع، تصمیم گرفته و بر روی ایده های خود

مشغول کار و فعالیت شوید. و در جهت بهبود وضعیت زندگی خود، در دوران پر فراز و نشیب بازنشستگی، قدم بردارید.

با مطالعه راهکارهای ارائه شده در این سایت، گنجینه نیروی انسانی به آدرس  www.GanjeEnsani.ir

یا سایتهای دیگر که راه های عملی برای انجام در دوران بازنشستگی را ارائه دادند میتوانید، آغاز نمائید

تنها کافی است که هر روز یک کار برای پیشرفت و یک کار برای تفریح خود انجام دهید تا بتوانید در مدت

بسیار کوتاهی، به صورت کاملاً فعال، سکان زندگی خود را مجدداً در دست گرفته و آنرا در دریاهای مختلف

هدایت و راهبری نمائید.

بازنشسته کیست 4

اگر این مقاله برای شما مفید بود، لطفاً آن را با دیگر عزیزان خود نیز، به اشتراک بگذارید.