سوراخ های کوچک در کشتی زندگی پیشکسوتان ( بازنشستگی)

سوراخ های کوچک در کشتی زندگی پیشکسوتان ( بازنشستگی)

زمانی که سوار بر کشتی در دریا یا اقیانوس ها هستید، غیر از

ترس هائی که در کشتی، از طوفان و گم شدن و موج های دریا

و …… بر سرنشینان کشتی مستولی است، یک نگرانی عمده

نیز وجود دارد و آن سوراخ شدن کشتی است، اگر این مسئله اتفاق

بیفتد، مانند کشتی تایتانیک، حتی اگر برای آن نیز از قبل راه کارها

دیده شده باشد، اما در یک لحظه، امکان دارد که هیچ کدام از آن

ترفندها و راه کارها به کار نیاید و آب ورودی به کشتی زیاد گردد و

در آن صورت مطمئناً کشتی با خطر غرق شدن روبرو، و کشتی

غرق خواهد شد.

حال این سوراخ شدن کشتی، چه ارتباطی با زندگی

پیشکسوتان(بازنشستگان) دارد.

در این مقاله به این موضوع نگاهی می اندازیم.

سوراخ های کوچک کشتی چیست؟

این محل ها، که شاید ریز باشد، در کشتی که عظمت آن را به

کرات در بنادر مشاهده نموده اید، بسیار خطر ساز است و آب

در ابتدا به صورت خیلی کم، اما کم کم، بر شدت ورودی آب به

کشتی افزوده شده و در صورت عدم بررسی می تواند کشتی

با هر عظمتی را به قهر دریا رهسپار نماید.

چرا این نشتی های کوچک بسیار مهم هستند؟

این نشتی ها، برای این بسیار مهم هستند که بدون توجه به

میزان آن، میتواند فشار بر بدنه کشتی را چندین برابر نموده و

به یکباره، بدنه کشتی را تخریب و آب بسیار زیادی را روانه داخل

کشتی نماید و همان آب است که این توانائی را دارد که کشتی

را به اعماق آب هدایت نماید.

زندگی پیشکسوتان(بازنشستگان)، همان بدنه کشتی است و

این نشتی ها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) همان

ناامیدی های چه بسا کوچک هستند که می توانند، کل زندگی

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) را دچار بحران نماید و اگر خیلی

زود به آن رسیدگی نشود، می تواند در ابتدا جواز ورود افسردگی

به بدن را بدهد و سپس ورود انواع بیماری ها به بدن را مجاز نماید.

و دیگر لازم به توضیح نمی باشد که این ویروس ها، می توانند تا چه

حد برای بدن مضر باشند.

پس پیشنهاد این است که به محض اینکه کوچکترین سوراخی در

بدنه کشتی یعنی کوچکترین احساس ناراحتی و افسردگی در

گنجینه های نیروی انسانی، این باتجربگان روزگار، پدید آمد بلافاصله

نسبت به بررسی آن موضوع اقدام و در اولین فرصت، نسبت به رفع

آن و ترمیم بدنه کشتی و ترمیم روحیه از دست رفته عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) اقدام نمود.

چطوری جلوی نشتی های کوچک در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) گرفته شود؟

همان گونه که در بند قبلی توضیح داده شد، بلافاصله بعد از اطلاع

از وجود نشستی، باید اقدامات ضروری جهت بررسی وضعیت به

عمل آید و این اقدامات می تواند به شرح ذیل در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) خود را نمایان سازد.

  • توکل بر خدا و ایمان به ذات احدیت که میتواند برای هر بیماری
  • و افسردگی، پادزهر قوی باشد.
  • توجه به داشته ها، بجای توجه بی مورد به نداشته ها در این
  • دوران، زیرا که اگر بتوانید تنها توجه خود را از نداشته ها، به
  • سمت داشته ها، رهنمون سازید، میتوانید یک سد مقاوم در
  • برابر افسردگی های بی مورد ایجاد نمائید.
  • بودن با همکاران سابق که می تواند حال و هوای همان دوران
  • را به شما برگرداند و موجب شادی و نشاط بی حد و بی وصف
  • شما گردد.
  • استفاده از مطالب مندرج در مقاله فعال بودن در این دوران، که
  • می توانید از آن مقاله، استفاده نموده و اوقات فراغت خود را
  • کاملاً پر نمائید و علاوه بر استفاده های معنوی، شادی و نشاط
  • را نیز به خود و خانواده هدیه نمائید.

از کجا شروع نمائیم؟

کافی است که همین الان متوجه وضعیت خود بشوید و ترمیم

بدنه را از همین لحظه شروع نمائید و خود را با احساس خوب

و نیکو، شاد و سرحال نمائید

ولی بختیاری

مدرس و مربی مهارتهای سلامتی و کارآفرینی

پیشکسوتان(بازنشستگان)

WWW.VALIBAKHTYARI.IR

VBAKHTYARI@GMAIL.COM

ُ

روابط اجتماعی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

روابط اجتماعی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

در دنیائی که روابط اجتماعی در سلامتی روح و روان، حرف اول

را میزند، عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) باید این مهارت خود را به

مراتب تقویت نمایند زیرا که اگر چه در این دوران، ارتباط بین همکاران

با وجود فاصله ها و مسائل خانواده ها بسیار کم می شود، روابط

اجتماعی در جامعه بوسیله پیشکسوتان(بازنشستگان) می تواند، یک

سری از مسائل و مشکلات را برطرف نماید.

پژوهشی در دانشگاه هاروارد انجام شده که از سال 1930 آغاز شده

و تا کنون نیز ادامه دارد. با این پژوهش به این نتیجه رسیده اند که

روابط فردی و اجتماعی از جمله عوامل حیاتی در سالم ماندن و شاد

زیستن می باشد.

از آغاز این پژوهش که حدود 75 سال از آن می گذرد، 724 نفر در

دو گروه، یک گروه دانشجویان پسر دانشگاه هاروارد و گروه دیگر

پسران فقیر و محروم بوستون بودند مورد مطالعه قرار گرفتند. تعدادی

از این افراد در حال حاضر زنده و در دهه ی 90 عمر خود به سر

می برند، و این پژوهش همچنان بر روی فرزندان آنان در حال انجام

است.

 در این پژوهش که کاملاً بر روی نفرات مورد بررسی نظارت کامل

وجود داشت، و مرتب از نحوه زندگی و وضعیت سلامتی و پرونده

پزشکی آنان گزارش های متنوع تهیه می شد، نتایجی بدست آمد که

بهت همگان را به دنبال داشت. و آن این بود که ثروت، موفقیت یا

وضعیت جسمانی یک فرد در 50 سالگی همان عواملی نیستند که

موجب تداوم سلامتی و شادمانی در دهه ی 80 زندگی شوند، بلکه

میزان رضایت افراد از روابط اجتماعی، نقش تعیین کننده دارد. و

مشخص شده است که افرادی که روابط بهتری با خانواده، دوستان و

به طور کلی افراد جامعه دارند، آدم های شادتر و سالم تری هستند

که طول عمر بیشتری نیز خواهند داشت.

مثال دیگری که قدرت روابط فردی و اجتماعی را در افزایش سلامتی

و طول عمر نشان می‌دهد، پژوهشی است که با عنوان اثر رُزِتو

(Roseto effect) شناخته می‌شود. رزتو شهر کوچکی واقع در

شمال‌ شرقی پنسیلوانیا است. در دهه‌ی ۱۹۶۰ میلادی، یک پزشک

محلی متوجه شد آمار ابتلا به بیماری‌های قلبی در این منطقه به طرز

شگفت‌انگیزی کمتر از شهرهای اطراف است. این در حالی بود که

ساکنان این شهر به کشیدن سیگار، مصرف نوشیدنی‌های الکلی،

گوشت قرمز، سوسیس و کالباس و پنیر فراوان عادت داشتند. همچنین

این افراد در معرض گازهای سمی و غبار ناشی از معادن سنگ بودند.

همه‌ی اینها دقیقا همان چیزهایی است که برای سلامتی مضر دانسته

می‌شوند.

در عوض، مردم این شهر پشتِ هم بودند و از یکدیگر حمایت می‌کردند.

در این شهر خبری از جرم و جنایت نبود. مردم وعده‌های غذایی را

بهانه‌ می‌کردند تا دور هم جمع شوند و خوش بگذرانند. همه‌ی مردم این

شهر اخلاقِ کاری داشتند و برای یک هدف مشترک تلاش می‌کردند:

اینکه زندگی بهتری را برای فرزندان‌شان فراهم کنند. نتیجه این شد که

فرزندان‌شان بیشتر و بیشتر به موفقیت‌های مادی معمول رسیدند، اما

لزوما وضع زندگی‌شان بهتر نشد. نسل جدید مثل پدر و مادرهای‌شان پشت

هم نبودند و به تدریج، آمار ابتلا به بیماری‌های قلبی و مرگ زودرس در

رزتو به پای شهرهای اطراف رسید

ساکنان رزتو مهاجران ایتالیایی بودند. به نظر می‌رسد سبک زندگی

و پشت هم بودن ساکنان این شهر نقش تعیین‌کننده‌ای در عدم ابتلای

آنها به بیماری‌های مزمن داشته و این دقیقا همان سبک زندگی

مدیترانه‌ای است. رژیم غذایی مدیترانه‌ای یکی از سالم‌ترین رژیم‌های

غذایی در سراسر جهان است.

چرا روابط اجتماعی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم است؟

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که به گفته برخی، عضلات و

ماهیچه ها به سمت نقصان پیش می رود، و فرد از لحاظ روحی

دچار مشکلات می گردد، داشتن روابط اجتماعی مخصوصاً با افراد

هم سن و سال خود، بسیار در سلامتی و شادی و نشاط فرد، نقش

بسزائی بازی می کند و با بررسی کوتاهی بر روی عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) کاملاً مشخص است که گنجینه های بازنشسته ای که

ملاقاتهای دوره ای و برنامه های مستمر جهت ملاقات یکدیگر دارند،

از لحاظ سلامتی، شادی و نشاط و انجام کارهای روزمره، از افرادی

که برای روابط اجتماعی خود، اهمیتی قائل نیستند، در سطح قابل

قبول تری می باشند.

چطوری در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) روابط اجتماعی خوب

داشته باشیم؟

با چند راهکار ساده و قابل انجام، میتوان روابط اجتماعی را در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) تقویت و در نتیجه، سلامتی، شادی و نشاط را

برای خود و خانواده به همراه داشت. لیست اقدامات قابل انجام جهت

داشتن روابط اجتماعی خوب در ذیل آمده است:

  • – روابط خود را با خانواده و دوستان مستحکم کنید.
  •  
  • – از همین که هستید راضی باشید و با غریبه ها طوری رفتار کنید
  •  
  • که انگار دوستان شما هستند
  •  
  • – به مدت 30 روز، هر روز با 3 غریبه حرف بزنید
  •  
  • – وقتي در حال تقويت روابط اجتماعي هستيد سعي كنيد صادق و
  •  
  • بي ريا عمل كنيد.
  •  
  • – يكي از مهمترين تمرين هاي خود سازي تمرين «شنونده خوبي
  •  
  • بودن» است.
  •  
  • – با صداي بلند بخنديد و زندگي را خيلي جدي نگيريد.
  •  
  • – قسمتي بزرگي از خودسازي دوست داشتن خود است.
  •  
  • – شخصيت خود را پرورش دهيد.
  •  
  • – وقتي در حال كار براي خودسازي هستيد به خود اطمينان
  •  
  • داشته باشيد.
  •  
  • – يكي از نمودهاي خودسازي كنترل خويشتن است.
  •  
  • – روابط خود را تقويت كنيد.
    سایت گنجینه نیروی انسانی
  •  
ورزش در سنین بازنشستگی و فواید آن

ورزش در سنین بازنشستگی و فواید آن

تعداد کثیری از افرادی که سالیان سال، عمر با ارزش خود را در اداره و محل کار خود، صرف نموده­ اند، زمانی که به افتخار بازنشستگی نائل می­شوند. در ابتدا با سردرگمی، با مسئله روبرو گردیده و مدتی را با خود کلنجار میروند تا متوجه، وضعیت فعلی خود گردند. و پس از چند روز که با خود خلوت می نمایند، بالاخره با خود کنار آمده و چند روزی را در تعطیلات اجباری، بازنشستگی خوش می­گذرانند و آنگاه اگر برنامه­ ریزی لازم صورت نگیرد، افسردگی،  این ام الامراض به سراغ آنان خواهد رفت.

 اما تعدادی دیگر که خیلی فراتر فکر می­کنند، از قبل از بازنشسته شدن، برای خود، برنامه ریزی لازم را نموده و کولة مسافری خود را آماده می­نمایند، و در داخل این کوله، وسائل مورد نیاز برای این سفر طولانی مدت و پرمسئولیت را قرار می­دهند و با خیال راحت، این سفر خوب و جذاب را شروع می­نمایند.

یکی از بهترین، سودمندترین و با ارزش­ترین وسائلی که می­توان در این کوله قرار داد و برای آن برنامه­ ریزی­ نمود، ورزش و آمادگی جسمانی است.

بر اساس تعریفی که در دایره المعارف ذکر گردیده است، ورزش به تمامی گونه‌های فعالیت فیزیکی بدن گفته می‌شود که شرکت کنندگان آن می‌توانند به صورت منظم و سازمان یافته یا گاه به گاه در آن شرکت کنند و از آن برای بهبود تناسب اندامشان و یا فراهم آوردن سرگرمی و تفریح بهره ببرند.

البته مسلم است که ورزش این سرسخت ترین مبارز افسردگی در دوران بازنشستگی، تنها جهت داشتن تناسب اندام و سرگرمی انجام نمی­شود، بلکه وظیفه اصلی ورزش در این دوران، حفظ سلامتی روحی و جسمی بازنشستگان می باشد.

در اینجا لازم است بدانیم که چرا اینهمه بر روی ورزش سفارش و تأکید میگردد:

مشخص است که فلسفه وجودی ورزش را همگان می­دانیم، اما در اینجا دانستن صرف کفایت نمی­کند، و افراد کمی هستند که به دانسته­های خود، جامه عمل پوشانده و به ورزش روی می­آورند. و متأسفانه به همین خاطر است که شاهد هجوم خیل عظیم، این قشر خوب و زحمتکش به سوی درمانگاهها می­باشیم.

البته خالی از لطف نیست که یادی کنیم از همکار بازنشسته­ای که در زمان جوانی، عناوین قهرمانی ورزشی را با تلاش و کوشش، بدست آورد، و بخاطر همین فعالیت­های ورزشی(و البته اعتماد به نفس) که تا آخر عمر خود نیز دست از آن برنداشت، به راحتی تا سن 87 سالگی بدون مشکل و نیاز به فرد خاصی جهت انجام کارهای خود، به زندگی خوب و با نشاط خود، ادامه داد. در حالی که هم اکنون شاهد، از کارافتادگی و متأسفانه مشکلات خاص همکاران دیگر هستیم، که با ورزش رابطه خوبی نداشته و ندارند.

همه به این موضوع واقف هستیم که همزمان با افزایش سن، کم کم، ماهیچه های بدن تحلیل می رود، و اگر به این تحلیل رفتنها توجه کافی نشود، بدن با رخوت و تنبلی خو گرفته و به تدریج، امکان حرکت نیز از انسان سلب میگردد. و مشخص است که در این موقعیت، افسردگی که در بدن جا گرفته، پذیرائی بقیه بیماریها و امراض می­گردد.

و از آن به بعد است که دیگر، فقط باید منتظر عقد قرارداد صندوق های بازنشستگی و کانون های بازنشستگی با بیمه های تکمیلی درمان بود، تا بتوان از پس خرج های کمر شکن، درمان برآمد.

از قدیم نیز همیشه این ضرب المثل آویزه گوش­های ما بوده است که “پیشگیری، بهتر و کم هزینه­ تر از درمان است” لذا اگر کمی هوشیار باشیم، می­توانیم از چنین خرجهائی جلوگیری نموده و علاوه بر اینکه مبلغی را بابت درمان هزینه ننموده، بلکه می­توان با هزینه­ هائی به مراتب کمتر، از سلامتی و نشاط در این دوران بهره ببریم.

در مسافرتی که به یکی از بنادر جنوبی داشتم، بطور اتفاقی در کنار یک استاد تربیت بدنی قرار گرفتم که  مشغول تدریس در یکی از دانشگاههای کشور بود و همزمان نیز مشغول تحصیل در مقطع دکترای همین رشته بود. چیزی که خیلی برای من جذاب بود، اینکه ایشان با توجه به این مسئله که خودشان نیز دیسک کمر گرفته بود، با استفاده از ورزش موفق شده بود، علاوه بر اینکه دیسک کمر خود را بدون جراحی و استفاده از داروهای شیمیائی بهبود نماید، در همان زمان نیز به علم رفع نقایص و مشکلات اسکلتی بدن، بوسیله ورزش دست یافته یابد. و به نگارنده این امید را بخشید که می­توان بسیاری از مسائل و مشکلات اسکلتی بازنشستگان گرامی را که بر اثر عادات بد زندگی دچار آن گردیده­اند را با انجام حرکات ورزشی البته بصورت مداوم برطرف نمود.

این خبر خیلی خوبی، برای نگارنده بود، زیرا که مشغول تحقیق و تفحص در خصوص سلامتی و کارآفرینی این قشر خوب و زحمتکش و این گنجینه­ های با ارزش نیروی انسانی بودم.

ورزش به خودی خود، درمان کننده بسیاری از مسائل و مشکلات در زندگی است که اگر از دوران جوانی برای آن وقتی اختصاص یابد، بی نهایت میتواند مثمر ثمر باشد، لکن اگر در دوران بازنشستگی، نیز به آن مبادرت ورزیم، نیز از ورود بیماریهای جدید به بدن جلوگیری مینماید و داروی ضد افسردگی می باشد.

در نهایت درخواست می شود که در دوران بازنشستگی ورزش (این مبارز خستگی ناپذیر افسردگی) را جدی بگیرید

ولی بختیاری

مدرس و مشاور سلامتی و کارآفرینی بازنشستگان

معاینات ادواری بازنشستگان

معاینات ادواری بازنشستگان

یکی از مهمترین و اساسی ترین برنامه های پیشگیری از بروز

بیماریها و حوادث ناشی ازکار در هرکشوری که به عضویت

سازمان بین المللی کار و بهداشت جهانی درآمده انجام معاینات

پزشکی جهت افراد شاغل میباشد. که بهینه می باشد که

چنین معایناتی در قشر خوب و زحمت کشیده بازنشسته نیز به

اجرا درآید.

اکثر بیماریها مخصوصاً بیماریهای صعب العلاج و سرطانها، اگر

زود تشخیص داده شود، قابل درمان و بهبود می باشد، لذا کلیه

ادارات و سازمانها، برای اینکه کارمندان خود را از هر گونه

بیماری و مشکلات ناشی از ورود هر گونه بیماری مصون نمایند،

نسبت به معاینات ادواری آنان در هر سال، اقدام می نمایند.

معاینات ادواری چیست؟

چنانچه اولین علائم بروز بیماریها(اعم از شغلی و غیر شغلی)

نمایان شود طی انجام معاینات ادواری (حداقل سالی یکبار)

میتوان با صرف کمترین هزینه جلوی پیشرفت بیماری را گرفت و

سلامتی شاغل را تضمین کرد.

ازاین منظر معاینات ادواری نوعی بیمه عمر تلقی می¬گردد که

از بروز نواقص جسمی و مشکلاتی که بر اثر بیماریها پیش از

رسیدن به سن بازنشستگی در نیروی کار و تولید کشور

جلوگیری میکند. و در زمان بازنشستگی، جلوی هزینه های

هنگفت و صدمات جبران ناپذیری که از بروز بیماریها بوجود می

آید، گرفته شود.

اهداف معاینات ادواری چیست؟
– تشخیص و درمان به موقع بیماریها و عوارض ناشی از کار در

شاغلین و بازنشستگان (مثل تشخیص و درمان دردهای کمری

پیش از مزمن شدن و آسیب زدن به دیسک و انجام عمل

جراحی پرهزینه و اغلب بی نتیجه)

– توصیه برای تغییر شغل و یا محدود کردن کار در افراد بیمار

شاغل و بازنشسته
– جلوگیری از انتقال بیماریهای واگیر دار در شاغلین و

بازنشستگان
– پیشگیری از بروز بیماریها و عوارض ناشی از کار در کارکنانی

که شغل مشابه دارند.

– انجام مطالعات و کارهای پژوهشی برروی عوامل زیان آور

محیط کار در شاغلین و بازنشستگان


– ارزشیابی و تعیین میزان کارآئی روشهای کنترلی عوامل زیان

آور محیط کار

معاینات ادواری برای چه گروه هائی لازم و ضروری می باشد؟

این معاینات برای کلیه افراد در کلیه سنین، لازم و ضروری است،

لکن ضرورت آن در زمان بازنشستگی، دو چندان میشود، چرا که

اگر هر بیماری، زود تشخیص داده شود، در هزینه و مدت و نحوه

درمان آن تأثیر بسزائی خواهد داشت. و این معاینات علاوه بر

سهیم کردن صندوقها و کانونها در سلامتی بازنشستگان، به

بازنشستگان گرامی این امید را نیز میدهد که دستگاههای

اجرائی و دولت، هم اکنون نیز علیرغم اینکه این عزیزان، از کار

فارغ گردیده اند، هنوز سلامتی آنان برایشان مهم میباشد.

معاینات ادواری چه مسائلی را آشکار میکند؟

معاینات ادواری بازنشستگان اگر بصورت صحیح و توسط

متخصصین مشخص انجام شود، می تواند کلیه امراض را در

ابتدای کار، تشخیص و دستورات لازم در جهت درمان، یا

جلوگیری از پیشرفت آنرا با هزینه های کم صادر نماید. و این

تشخیص می تواند از ورود بیماری مهلک و خطرناک افسردگی

که به واسطه بروز امراض به بدن، ظاهر میگردد، جلوگیری نموده

و هر بیماری را در همان بدو ورود و ظهور علائم اولیه تشخیص و

درمان نمایند.

زمان معاینات ادواری

بهترین زمان جهت انجام معاینات ادواری، پس از شروع دوران

بازنشستگی و فراغت از کار می باشد، زیرا که با شروع دوران

کهنسالی، بیماریها، همراه با افسردگی به راحتی وارد بدن

بازنشستگان گردیده و خیلی زود، جای خود را در بدن این

عزیزان، پیدا نموده و جایگزین گردد. و اگر بتوان این معاینات را

بصورت ادواری و هر ساله یکبار برای کلیه این گنجینه های

نیروی انسانی برگزار نمود بشکل بی سابقه ای بر سلامتی

روانی و جسمی آنان تأثیر خواهد گذاشت.

مزایا جهت صندوقها و کانون های بازنشستگان
در صورت انجام معاینات ادواری جهت بازنشستگان، و آگاهی

آنان از وضعیت سلامتی خود، صندوقها نیز می¬توانند از این

معاینات، مزایای خاص خود را دریافت نمایند. زیرا اگر هر فرد

بازنشسته به موقع نسبت به وضعیت سلامتی خود، آگاهی

یابد و نسبت به درمان و رفع مشکل خود اقدام نماید، دیگر به

بیماری صعب العلاج و خدا ناکرده، به سرطان مبتلا نگردیده و در

نتیجه از مخارج بی حد جلوگیری به عمل آمده و مشکلات آتی

را که مسلماً گریبانگیر صندوقها و کانونهای بازنشستگان نیز

خواهد گردید، را مرتفع می نماید.

لذا پیشنهاد این است که صندوقها و کانونها، نسبت به انجام

معاینات ادواری جهت بازنشستگان خود اقدام نموده و از این

بابت، یک معامله دو سر سود را انجام داده که هم بازنشستگان

گرامی از سود آن منتفع خواهند شد و هم صندوقها و کانونها، از

دردسرهای آینده که ممکن بود بر آنان مترتب گردند، در امان

خواهند ماند.

نتیجه گیری:
هرچند در سالهای اخیر با اطلاع رسانی¬هایی که توسط

رسانه های جمعی و سازمانهای ذیربط ( مراکز بهداشت –

ادارات کار و سازمان تامین اجتماعی ) انجام شده تا حدودی

کارفرمایان از اهمیت و نحوه انجام معاینات پزشکی شاغلین آگاه

شده¬اند ولیکن این امر هنوز در مورد بازنشستگان چندان انجام

نمی شود،

متاسفانه در حال حاضر این امر به علت اینکه بازنشستگان

گرامی از کار فارغ گردیده اند و تقریباً فعالیت بعضی از آنها بسیار

محدود شده است، بسیار با اهمیت و همچون بسیاری از برنامه

های پیشگیرانه در جامعه ما ناشناخته و ناملموس است .

به این دلیل امروزه، اولین و مهمترین وظیفه کارشناسان

بهداشت حرفه¬ای و پزشکان طب کاراطلاع رسانی به افراد

ذینفع (حقیقی و حقوقی) در خصوص اهمیت معاینات شغلی

است.
نتیجه ای که ازاین طریق در اقتصاد کشور نمود میابد عبارت

است از: صرف هزینه های هنگفت درمان بیماریهای لاعلاج

شغلی و حوادث مرگبار در راه و بهبود تولید و صنعت که خود

مستقیما موجب ارتقای حقوق و دستمزد و سطح زندگی

شاغلین و بازنشستگان میشود یعنی همان نتیجه ای که امروزه

در کشورهای توسعه یافته به ثمرنشسته است .

بازنشستگان حق بزرگی به گردن همه ما دارند و موظفیم هر

چه در توان داریم برای خدمت به آنان ارایه دهیم.

مسئول زندگی در دوران بازنشستگی کیست؟

مسئول زندگی در دوران بازنشستگی کیست؟

تعدادی از دوستان بازنشسته که از اداره ما بازنشسته شده اند،

گاهی اوقات در جلسات متفاوتی که برای کارهای متفرقه برگزار

میگردد شرکت می نمایند و این فرصت بسیار خوبی است که بعد

از مدتها، بتوانیم این عزیزان بازنشسته را ببینیم و یادی کنیم از دوران

خوشی که با این گنجینه ها، در اداره داشتیم و خاطرات خوب همراه

با آنان را در پروژه ها، مأموریت ها، و گزارش ها مرور کنیم و دمی

چند را با خوبی و نشاط همراه سازیم.

لکن بعد از مدتی که با ایشان صحبت به میان می آید، متأسفانه

حاضر نیستند که بپذیرند هر آنچه که الان در زندگی آنان است،

نتیجه انتخاب آنهاست که انجام داده اند و هیچکس نمی تواند غیر

از خودشان مسئول زندگی خودشان چه در دوران اشتغال و چه در

دوران بازنشستگی که تجربه و مهارت نیز چاشنی داشته های، هر

یک شده است، بپذیرد.

بنابر این در اینجا بر آنیم که به این مقوله نظری بیفکنیم و مزایا و

مضرات آن را بررسی نمائیم.

آیا دیگران مسئول زندگی ما در دوران بازنشستگی هستند؟

تعدادی از دوستان بازنشسته که از اداره ما بازنشسته شده اند،

گاهی اوقات در جلسات متفاوتی که برای کارهای متفرقه برگزار

میگردد شرکت می نمایند و این فرصت بسیار خوبی است که بعد از

مدتها، بتوانیم این عزیزان بازنشسته را ببینیم و یادی کنیم از دوران

خوشی که با این گنجینه ها، در اداره داشتیم و خاطرات خوب همراه

با آنان را در پروژه ها، مأموریت ها، و گزارش ها مرور کنیم و دمی چند

را با خوبی و نشاط همراه سازیم.

لکن بعد از مدتی که با ایشان صحبت به میان می آید، متأسفانه

حاضر نیستند که بپذیرند هر آنچه که الان در زندگی آنان است، نتیجه

انتخاب آنهاست که انجام داده اند و هیچکس نمی تواند غیر از

خودشان مسئول زندگی خودشان چه در دوران اشتغال و چه در

دوران بازنشستگی که تجربه و مهارت نیز چاشنی داشته های، هر

یک شده است، بپذیرد.

بنابر این در اینجا بر آنیم که به این مقوله نظری بیفکنیم و مزایا و

مضرات آن را بررسی نمائیم.

آیا دیگران مسئول زندگی ما در دوران بازنشستگی هستند؟

 

در ابتدا باید ببینم مسئولیت چیست: مسئولیت به معنای ضمانت و

تعهد است. مسئولیت چیزی با کسی بودن، یعنی به گردن او، در

عهده او، در ضمان و پایبندی او بودن است بنابر این هر گاه انسان

متعهد به انجام کاری می‌شود در حقیقت مسئولیت انجام آن کار را

پذیرفته است.

این واژه در عرف عام به مفهوم تصمیم‌گیری مناسب است كه فرد در

چارچوب هنجارهای اجتماعی و انتظاراتی كه معمولاً از او می‌رود،

دست به انتخابی بزند و این انتخاب سبب ایجاد روابط انسانی مثبت،

افزایش ایمنی، موفقیت و آسایش خاطر شود. پاسخ مؤثر هم

پاسخی است كه فرد را قادر می‌سازد تا به هدف‌هایی كه باعث

تقویت عزّت نفسش می‌شوند، دست یابد.

حال در مقابل زندگی ما چه کسی مسئول است، آیا فردی را

می شناسید که در زندگی ما، بیش از خودمان مسئول باشد، هر

کسی مسئول زندگی خویش است و ما چه بخواهیم و چه نخواهیم

نمی توانیم از زیر بار این مسئولیت شانه خالی کنیم، شاید بتوانیم

به کرات، مثل گذشته، با توجیه کردن کلیه کارها و انتخاب های

خود، پدر، مادر، مدیر، دوست، دولت، اجتماع، وضعیت اقتصادی

و …. را مقصر جلوه دهیم.

اما بیائید یکبار هم که شده، کلاه خود را وجدان قرار دهید و به این

سئوال اساسی پاسخ دهید، براستی مسئول زندگی هر فرد کیست؟

مسلم است که کسی غیر از خود ما، مسئول زندگی ما نیست.

چرا باید مسئولیت زندگی خودمان را در دوران بازنشستگی

بپذیریم؟

برای اینکه این سئوال بی نهایت مهم و حیاتی است، که تا زمانی

که قبول نکنیم مسئول خود ما هستیم، نمی توانیم چیزی را تغییر

دهیم.

۹۹ درصد همۀ شکست‌ها از کسانی ناشی می‌شود که عادت دارند

عذر و بهانه بیاورند.     جرج واشنگتن

تا کنون بارها و بارها، شکست و اشتباه در زندگی ما بوجود آمده و

هر سری با توجیه اینکه مسئول این اتفاق، و مسئول این رفتار من

نیستم، میخواهیم که مسئولیتها را به گردن شخص دیگری بیندازیم.

اما تا کی؟

یکی از آشنایان ما است که در این کار مهارت بخصوصی دارد، و هر

کاری را که انجام میدهد متوجه شخص دیگر یا شئ دیگر می کند.

مثلاً وقتی که حتی لیوان از دستش به زمین می افتد و می شکند،

حاضر نیست بگوید من لیوان را محکم نگرفتم و لیوان از دستش به

زمین افتاد و شکست، می گوید: لیوان افتاد و شکست و همیشه

افعالش به صورت مجهول است، و براستی کسی نمی داند که

بالاخره مسئول این افتادن لیوان کیست. شاید خود لیوان مسئول

شکستن خودش باشد، شاید؟؟؟

پس مثل کسی که خود را به خواب زده و تا زمانی که نخواهد از

خواب بیدار نمی شود، در این مورد نیز تا کسی مسئولیت زندگی

خودش را نپذیرد، نمی تواند، تغییرات لازم برای بهبود زندگی خود

را انجام و در نتیجه زندگی او همچنان بجای پیشرفت، پسرفت

می نماید.

در زمان بازنشستگی، این به عهده گرفتن مسئولیت، همراه با تجربه

نیز می گردد و تجربیات متفاوت حتی اگر تلخ نیز باشد، حاصل

انتخاب های خودمان در آن زمان است، بنابر این لطفا همین الان

با گرفتن مسئولیت زندگی خود، در جهت اصلاح وضعیت خود در این

دوران که شدیداً نیازمند همراهی خودتان بجای توجیه هستید،

قدمی بردارید.

چگونه باید مسئولیت زندگی خودمان را در دوران بازنشستگی

به عهده بگیریم؟

اما چطور می توانیم یک بار برای همیشه مسئولیت زندگی خود را

در دوران بازنشستگی به طور کامل بر عهده بگیریم؟

۱- تصمیم

همه چیز با یک تصمیم قاطع برای پذیرش این تعهد و مسئولیت آغاز

می شود. به نظر ساده می رسد، اما در واقعیت درصد بسیار کوچکی

از افراد هستند که واقعاً تصمیم می گیرند مسئولیت زندگی خود را

بر عهده بگیرند. اکثر افراد دوباره به طرز تفکر کهنه ی خود باز

می گردند و این حقیقت را از نظر دور می دارند که راننده ی این

اتومبیل کسی جز خودشان نیست.

برای چیزهایی که تحت کنترل خودتان هستند به دیگران نگاه نکنید.

ایده ی ساده ای است، اما به هیچ وجه آسان نیست. از اینجا به

بعد، قاطعانه تصمیم بگیرید اجازه ندهید هیچ اتفاق یا هیچ کسی در

رسیدن شما به خواسته هایتان نقشی تعیین کننده تر از خودتان

داشته باشد.

۲– خاتمه متهم کردن دیگران

بخش بزرگی از افراد در شرایط و موقعیت های گوناگون، لااقل گاهی

برای کنار گذاشتن این عادت مخرب با دشواری مواجه می شوند.

همانگونه که پیش تر اشاره شد، ساده ترین کار ممکن متهم کردن

طرف مقابل یک رابطه هنگام متزلزل شدن پایه های آن است و به

راحتی می توان دولت را مقصر اصلی وضعیت بد مالی خود دانست.

اما دور انداختن هر نوع توجیه و در پیش گرفتن مسئولیت پذیری

حقیقی در تمام حوزه های زندگی اهمیتی حیاتی دارد. هیچ کس

با درگیر شدن در بازی مقصر دانستن دیگران نمی تواند کنترل

زندگی اش را به طور کامل در دست بگیرد.

۳– عهد کردن با خود

کاری که اثرگذاری فوق العاده زیادی دارد این است که روی یک

برگه ی مخصوص، به صورت کتبی به خودتان متعهد شوید که در

تک تک لحظه های زندگی تان مسئولیت کوچکترین مسائل را نیز

بر عهده بگیرید و به هیچ وجه تقصیر هیچ چیز را به گردن دیگران

نیاندازید. این تعهدنامه ی کتبی می تواند به همین سادگی باشد:

«من، ……….…..، در تاریخ ………… متعهد می شوم مسئولیت

تمام جنبه های زندگی ام را به طور کامل، بر عهده گرفته و از زیر

بار مسئولیت آن شانه خالی نکنم».

با ثبت این تعهدنامه اولین قدم را برای گام نهادن در مسیر موفقیت

برداشته اید.

از الان شروع کنید.

حال که به خودتان نیز تعهد دادید، از همین الان شروع کنید و

مسائل را که در دوران بازنشستگی با آن دست و پنجه نرم

می نمائید را در درجه اول شناسائی وسپس بوسیله حل مسائل،

آنرا یکبار برای همیشه حل نموده و زندگی زیبا و بانشاطی را برای

خود که سزاوار آن هستید در دوران بازنشستگی بسازید.

موفق و پایدار باشید.

کنش و واکنش در دوران بازنشستگی چیست؟

کنش و واکنش در دوران بازنشستگی چیست؟

همیشه در این فکر بودم که چگونه است که در خانواده ها،

به بعضی از عزیزان بازنشسته، آن طور که بایسته و شایسته

ارزش و احترام آنان است، رفتار نمی شود و متأسفانه در

پاره ای از مواقع، بجای احترام، حتی مورد حتک حرمت قرار

می گیرند.

در زمانی که بدنبال این رفتار در خانواده ها و کتاب ها گشتم،

به مواردی دست یافتم که در ذیل خدمتتان اعلام می نمایم:

در بعضی از اوقات، فرد بازنشسته با توجه به اعمال و

رفتارهایی که در خانواده و با اطرافیان انجام میدهد، با

عکس العمل و واکنش گاهی اوقات شدید و گاهی اوقات

متوسط مواجه می شوند و چون دیگر آن احترام ها از بین

رفته است، دیگر اطرافیان ارزش و احترامی برای فرد

بازنشسته قائل نیستند.

بنابر این چه باید کرد. چرا هم ما بازنشستگان و هم اطرافیان

نمی توانیم هم دیگر را تحمل، کنش و واکنش منفی یکدیگر

را خنثی نمائیم و زندگی شاد و با نشاطی را برای خود و

خانواده مهیا نمائیم.

از این رو بر آن شدم که در این مقاله به این رفتار بپردازم و

آن را از منظر علمی و اسلامی بنگرم.

کنش و واکنش یا همان عمل و عکس العمل در دوران بازنشستگی چیست و چه فرقی با بقیه موارد دارد؟

کنش و واکنش یا همان عمل و عکس العمل همان رفتار و

حرکاتی است که یک فرد انجام میدهد و در نتیجه برابر قانون

عکس العمل یا واکنشی، تقریبا مطابق با آن و در جهت مخالف

با آن انجام می شود.

قانون عمل وعکس العمل ،  یکی از قوانین جهان فیزیکی

ماست ، اما در سطوح بالا تر هم مصداق دارد ، یعنی  نه

تنها در سطح عواطف و ذهن واعمال ما ایجاد عکس العمل

می کنند ،  بلکه گفتار و افکار ما نیز عکس العملی مساوی

و مخالف آن تولید می کنند . یعنی به سوی خود ما باز

می گردند. شاید به همین خاطر زرتشت توصیه به پندار نیک،

گفتار نیک و کردار نیک می کرد .

عمل همان کار، کردار و فعل می­باشد و در اصطلاح  به حرکتی

دارای تأثیر مفید که با هدف­گیری آگاهانه به وجود می­آید، اعم

از این­که به طور مستقیم به انجام دهنده مستند باشد، یا  تابع

هدف شخص دیگری باشد و اعم از آن­که خوب باشد یا بد؛ که

خوب و بد بودن آن به­وسیله­ی قرینه معلوم می­شود و

عکس­العمل به معنای پیامد­­و­ بازتاب­عمل، همان نتیجه، انعکاس

و واکنش می­باشد و در اصطلاح، پیامدها، نتایج، آثار و عوارضی

که پس از عمل رخ می­دهد و به­طور طبیعی با آن نیز رابطه­ی

مستقیمی دارد؛ هرچند که درک مستقیم یا غیر مستقیم بودن

این رابطه، مطلق و یکسان نبوده، برای افراد گوناگون نسبی و

متفاوت است.

و از این نظر در دوران بازنشستگی حائز اهمیت و مهم است،

زیرا که این قانون می تواند ارزش و احترام افراد و بخصوص

عزیزان بازنشسته را از بین ببرد و موجبات اذیت و آزار آنان را

در خانواده و اجتماع فراهم نماید.

برابر قانون سوم نیوتن، هر عملی، عکس العملی دارد، برابر

با آن و درجهت مخالف آن.

و در جهانی که زندگی میکنیم اعمال و حرکات نیز از این قانون

مستثنی نیستند و کوچکترین عمل هر فرد بازتابی در این عالم

دارد چرا که این جهان ، جهانی واحد و یکپارچه است و هر

جزئی از آن مرتبط با جزء دیگر است . زندگی هر موجودی در

این عالم بر زندگی موجودات دیگر تأثیر داشته حتی افتادن

برگ زردی از درختی در یک جنگل انبوه بر سیستم زندگی تمام موجودات این عالم اثر خواهد گذاشت

هیچ گریزی از عکس العمل اعمالمان نیست . عکس العمل هر

عملی به کننده ی آن بر می گردد حتی اگر سالها بگذرد و

کیلومتر ها از آنجا دور شده باشیم باز هم نتیجه ی اعمال و

افکارمان به سوی ما باز خواهد گشت .

خداوند سبحان برای گردش کار آفرینش و نظم و انضباط

بخشیدن به امور هستی سنت ها و قوانینی قرار داده است

که خلقت بر این اساس سامان یافته و اداره می شود.

اندیشه ها، گفتارها و کارهای انسان نیز براساس این قانون

الهی دارای عکس العمل های مناسب است.

علی علیه السلام در حکمت 204 نهج البلاغه می فرمایند :

  اگر به کسی نیکی کردی و او حق شناسی نکرد ،

تو را به کار نیک بی میل نگرداند ، که به جای او از تو

کسی حق شناسی خواهد کرد که تو به او هیچ نیکی

نکرده ایی و تو بیش از آن مقدار که کافر نعمت حق تو

را ضایع کرده است ، از ناحیه بیگانه بهره مند خواهی

شد . خداوند نیکوکاران را دوست می دارد .

چگونه میتوان کنش و واکنش مناسبی در زمان

مناسب داشت؟

برای این منظور باید یکسری از موارد را بپذیریم، و بعنوان

قوانین خاص برای خودمان مد نظر قرار دهیم: از آن جمله

می توان به :

اولین مسئله و مهمترین آن این است که مراقب اعمال و رفتار

خود در این دوران باشیم. و حداکثر کوشش خود را به عمل

آوریم که تفاوت بین نسل ها و زمان ها را به خوبی دریافته و

آنها را قبول کنیم.

زیرا که اگر بدانیم که نیازها در زمان حال، با زمان نوجوانی و

جوانی و حتی بچه دار شدن، ما متفاوت است و هر فردی با

توجه به افکار خود، نسبت به تربیت فرزندان خود، اقدام

می نماید، دیگر در کار تربیت نوه های خود و فرزندان دیگر،

دخالت نمی کنیم.

اگر بدانیم که در این سن، کمی توقع از خودمان و اطرافیان

بالاتر رفته است، و باید در زمانی که چیزی از اطرافیان

درخواست می کنیم به حد ظرفیت آنان باشد، حداکثر تلاش

خود را به عمل می آوریم که توقع خودمان را از دیگران کمی

پائین آورده و درخواست های خود را بیان نمائیم. (گذران عمر

ما، تقصیر اطرافیان و فرزندان ما نمی باشد، بلکه این روزگار

است که مدام در حرکت است، پس هزینه پیر شدن و

بی حوصله شدن ما را اطرافیان نباید بپردازند.)

اگر قبول کنیم که در این سن کمی زود رنج تر از قبل

می شویم، و حداکثر کوشش خود را به عمل آوریم که دیگران

را ببخشیم، نه به خاطر اینکه آنان لایق بخشیدن هستند

(شاید هم باشند و ما بیخود ناراحت شدیم) بلکه خود ما نیاز

به آرامش داریم.

اگر قبول کنیم که دیگران نیز مشغول زندگی خود هستند و

ما باید تا حد امکان، مسیر زندگی خود را خودمان بپیمائیم و

در حداقل موارد از دیگران کمک و یاری بگیریم، مسلماً این

قبول کردن میتواند، درخواست های ما از دیگران و اطرافیان را

به شدت کاهش داده و از طرف دیگر، توانائی خود را در جهت

حل مسائل و انجام راه حل های بهینه دو چندان نماید.

اگر قبول کنیم که فرزندان ما بزرگ شده و هر کدام برای خود

پدر یا مادر یا فرد بزرگسالی شده اند که خود می توانند مسیر

زندگی خود را بیابند، دیگر با آنان سر مسائل کوچک و پیش پا

افتاده درگیر نشده و اجازه میدهیم که بدور از هر گونه کنترلی،

شادی و نشاط در خانواده تسری یابد.

در حال حاضر چه کارهائی باید انجام دهیم؟

از همین الان شروع کنیم به قبول شرایطی که در اختیار ما

نیست و باید آن ها را بپذیریم که با این پذیرفتن ها، می توانیم

علاوه بر اینکه احترام و ارزش خود را همچنان پا بر جا نگه

داریم، شادی و نشاط و از همه مهم تر، سلامتی را به

خودمان و خانواده هدیه نمائیم و از مزایای آن بهره ببریم.

فقط باید بدانیم که هر کنشی، واکنشی دارد، مطابق با

خودش و در جهت مخالف آن

موفق باشید

فرهنگ احترام به بازنشستگان

فرهنگ احترام به بازنشستگان

بر اساس آمار بدست آمده در حال حاضر(1395)، حدود 3.5 میلیون

نفر از سیستم تأمین اجتماعی، بازنشسته شده اند، و با

احتساب بقیه نفرات عضو در صندوقهای بازنشستگی دیگر، این

تعداد به حدود 5 میلیون نفر می رسد. و مشخص است که

دولت و ادارات برای اینکه این نفرات به سن بازنشستگی

برسند، تا چه میزان بها پرداخته است و بدنبال آن، چه میزان

تلاش از طرف همین قشر با افتخار، در طی بهترین سالهای

عمر، صورت گرفته است تا کارها به نحو احسن اجرا گردد.

حال که بعد از سالها این نفرات به افتخار بازنشستگی نائل

شده اند، متأسفانه اجتماع، و ادارات مربوطه، آن احترام و

جایگاهی که باید به این قشر با عظمت داده شود، را فراموش

نموده است. در صورتی که در کشورهای دیگر، بازنشسته از

زمان بازنشسته شدن، علاوه بر مزایائی که به او تعلق میگیرد،

احترام ویژه ای نیز در بین مردم به آنها تخصیص داده میشود.

بدین شکل است که در زمانی که فرد به بازنشستگی نائل

میشود، جشن باشکوهی، به افتخار وی ترتیب داده میشود.

احترام به بازنشستگان چیست

احترام به بازنشسته، یعنی اینکه احترام به کسی گذاشته

شود، که بهترین سالهای عمر خود را برای اجرای وظائف خود،

در طبق اخلاق گذاشته و به جامعه، دولت و محل کار، تقدیم

داشته است. حال تمام نفرات استفاده کننده از موهبتهای آماده

شده توسط این عزیزان، باید به شکل ویژه ای برای این پیش

قراولان خدمت احترام قائل باشند.

چرا باید به بازنشستگان احترام گذاشت

حتماً بارها برای شما که این متن را می خوانید نیز پیش آمده

است که از وقت و زندگی خود را برای افراد بخصوصی، زمانهائی

را اختصاص داده و کارهائی را برای آنان انجام داده اید، و البته

بعد از انجام این کار، حداقل اگر انتظار تشکر و قدردانی از طرف

مقابل نداشته باشید، دیگر انتظار برخورد بد و نامناسب را نیز

نخواهید داشت. درست است؟

دقیقاً به همین دلیل است که باید به کسانی که قبل از ما برای

ما کاشتند و ما در حال استفاده از ماحصل زحمات آنان هستیم،

احترام گذاشته و قدر این زحمات را بدانیم و اگر از آنها تقدیر و

تشکر به عمل نمی آوریم، حداقل به دیده اضافه در اجتماع نیز

به آنان ننگریم.

دزدان مادر بزرگ

چندین سال پیش، سریالی را در تلویزیون در یکی از شبکه ها

پخش می نمود، که فکر میکنم، نام آن سریال، دزدان مادر بزرگ

بود، و جریان از این قرار بود که چند جوان با همدستی یکدیگر،

یک مادربزرگ را که به صورت تنها، در یک خانه ویلائی زندگی

میکرد، را ربودند و زمانی که این مادربزرگ متوجه شد که بجای

سوار شدن در ماشین های آژانس، سوار ماشین ربایندگان خود

شده است، در ابتدا ناراحت شده و غش نمود. اما بعد توانست

بر خود تسلط یابد، و بدون اینکه مشکلی برای این جوانان بوجود

آورد، در همان اویل سعی در کمک و یاری به آنان نمود، بطوری

که آنها را از بلایای مختلف، به سلامت گذراند.

و القصه اینکه این مادر بزرگ مهربان، علاوه بر اینکه توانست بر

قلبهای این جوانان رسوخ نموده و بجای آدمهای زمخت و

نامیمون، به آنان به دیده جوانان درد کشیده و مشکل دار، نگاه

نمود و توانست کم کم در زندگی تک تک آنها وارد شده و شروع

به حل مسائل آنها نمود. و آن جوانان نیز در نهایت زمانی که

دیدند بجای اینکه آن ها این مادر بزرگ را گروگان بگیرند، در اصل

این مادر بزرگ است که آنها را به گروگان گرفته است.

شاید، فوراً به نگارنده این ایراد را بگیرید که این ماجرا، واقعی

نیست، بله من هم قبول دارم، لکن این قصه اکثر بازنشستگان و

کسانی است که سالهای متمادی تجربه را به همراه خود دارند،

هر چند که تلویزیون در نشان دادن ارزشها و قدرتهای این مادر

بزرگ غلو نمود، لکن نگارنده بر این اعتقاد است که این مسائل،

نه تنها غلو نشده است، بلکه با مشاهدات انجام شده و شواهد

در دست، نیز همخوانی دارد، زیرا که در مصاحبه ای که با یک

مادر بزرگ یکصد ساله انجام دادم، متوجه این مورد شدم که

ایشان علاوه بر اینکه دادگاه حل اختلاف خانواده نیز می باشند،

خود به تنهائی یک دانشگاه سیار روانشناسی و تربیت می باشد.

پس به خوبی میتوان متوجه شد که اگر چند صد فیلم و سریال

در خصوص قهرمانهای دیگر ساخته می شود، و یکی در خصوص

ارزشهای درونی بازنشستگان و سالخوردگان تهیه می شود،

خالی از لطف نباشد که ادعا نمائیم این یکی، برابری میکند با

اکثریت قریب به اتفاق آن فیلم و سریال های دیگر، زیرا که در

این فیلم و سریال ها، نهاد درونی و تجربه های گرانمایه این

عزیزان را به رویت مردم می رساند.

قدر دانستن از بازنشستگان

این قدر دانستن، تنها اکتفا به اختصاص یک روز یا یک هفته

جهت این زحمتکشان و گنجهای فراموش شده نیروی انسانی

کفایت نمی کند، بلکه به نظر نگارنده که سعی در ایجاد نهضتی

جهت تکریم این فداکاران دارد، باید هر روز و هر لحظه این

احترام، در وجود تک تک مردم، نهادینه گردد، زیرا در جامعه ای

که به بزرگان و پیشکسوتان خود احترام گذاشته شود، آن جامعه

از هر خطر و گزندی مصون و در امان خواهد ماند.

محبوبیت بازنشستگان

محبوبیت تنها اختصاص به قهرمانان و کسانی دارد که بهترین

لحظات عمر خود را برای اعتلای وطن و انجام وظائف خود، صرف

نموده است. و محبوبیت بازنشستگان چیزی نیست جز،

تجربیاتی که در خلال کار و تلاش صادقانه و بدور از هر گونه

مشکل انجام شده است. لذا این محبوبیت بازنشستگان گرامی

را باید پاس داشت و به آن احترام گذاشت. باشد که این

محبوبیت و احترام در تک تک سلولهای جامعه، رسوخ نموده و

ارزش و جایگاه این والا مقامان، شناخته و احترام گذاشته شود.

به امید روزی که احترام به بازنشستگان و سالمندان، در جامعه

ما نهادینه گردد.

فرصت ها مثل ابر سریع می گذرند

فرصت ها مثل ابر سریع می گذرند

این جمله قشنگ رو یکی از دوستان شرکت کننده در دوره جامع

سخنرانی و فن‌بیان بیان نمودند و استاد ما در یکی از پست های

اینستاگرام خود، در باره آن یادداشتی به شرح ذیل مرقوم نمود:

(“فرصت‌ها می‌گذرند، مانند ابرها”

تشبیه جالبیه، بارها ابرها رو به شکل‌های مختلف دیدیم، اما تا

یه لحظه حواسمون پرت میشه وقتی دوباره به ابرها توجه می‌کنیم

دیگه اون شکل رو نمی‌بینیم. چون ابرها به سرعت در حال گذرند.)

دقیقاً مثل فرصت‌ها

و چه فرصت‌هایی رو در دوران اشتغال و حتی در دوران پیشکسوتی

از دست دادیم.

چه فرصت هائی را در دوران اشتغال و در دوران پیشکسوتی باید

با خانواده و فرزندان خود سپری می نمودیم و سپری نکردیم…

چه فرصت هائی را باید به خودمان می رسیدیم و نرسیدیم ….

چه فرصت هائی را باید برای خودمان فکر میکردیم و اینکار رو

نکردیم……

چه فرصت هائی را باید برای سلامتی خود استفاده می کردیم و

استفاده نشد…..

چه فرصت هائی را باید برای تفریح خود استفاده می کردیم و

استفاده نشد…..

چه فرصت هائی را باید برای دوست داشتن استفاده می کردیم و

بجای آن برای کینه و نفرت استفاده کردیم…

و چه فرصت هائی ……..

“فرصت‌ها می‌گذرند، مانند ابرها”

فرصت در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

فرصت نیز عبارت است از موقعیت مساعد برای موفقیت فرد،

سازمان و جامعه در رسیدن به یک هدف.
و فرصت در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) عبارت است از

استفاده از واپسین لحظات عمر(البته به قول بعضی از افراد).

چون در این دوران فرصت ها محدود هستند.

فرصت در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) عبارت است از

لحظاتی که میتوان همراه با خانواده و اطرافیان بود و شاد و با

نشاط زندگی را گذراند.

چرا باید از فرصتها در دوران پیشکسوتی حداکثر استفاده

را بنمائیم؟

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) شاید بعضی از لحظات و

زمانها دیگر تکرار نشود. بسیاری از عزیزان و همکاران بودند که

میخواستیم چیزی به آنها بگوئیم یا طلب بخشش از او نمائیم،

لکن عمر آن ها به سر رسیده و دیار فانی را وداع نمودند.

و نیز بودند تعدادی از عزیزان که می خواستند در مراسم شادی

فردی شرکت نمایند اما بر حسب اتفاق در مراسم ختم یا تدفین

فرد شرکت نمودند.

فرصت به خودی خود، مثل ابر، همیشه در گذران است، و فرصت

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از سرعت بیشتری برخوردار

است زیرا که متأسفانه برخی از عزیزان پیشکسوت، عملکرد خود

را بسیار کند نموده و بسیار آهسته به سمت اهداف و کارهای خود

رهسپار می گردند.

پس بهینه است که هر فرد، با توجه به زمان باقیمانده از عمر خود،

بتواند حداکثر استفاده را از این دوران ببرد.

از این فرصت زودگذر، برای رسیدگی به وضعیت جسمی و روحی

خود، استفاده لازم را برده و این فرصتهای طلائی را به بهترین شکل

بهره ور نمائیم.

و از این فرصت ها ناب، برای عشق ورزیدن به همسر، عشق ورزیدن

به فرزندان، عشق ورزیدن به اطرافیان و اجتماع استفاده نمائیم و

از این فرصت جهت شاد و بانشاط نمودن خود و خانواده و اطرافیان

کمال استفاده را ببریم.

از این فرصت در جهت بر طرف نمودن دلخوریها و ناراحتیهای اطرافیان

و درصدد صلح و دوستی برقرار کردن بین اطرافیان استفاده نمائیم.

تا کنون چه فرصتهائی را در طول عمر خود از دست داده اید،

حال برای استفاده از باقی عمر پس پیشکسوتی چه

برنامه ای دارید؟

حال شما بفرمائید که تا کنون چه فرصت های نابی را از دست

داده اید؟

و برای اینکه از فرصتهای باقیمانده استفاده بهینه نمائید، چه

برنامه ای دارید؟

سن که رسید به پنجاه ......

سن که رسید به پنجاه ……

شعری در خصوص رسیدن به سن پنجاه سال، و افکار

نامناسب در خصوص این سنین، را یافتم، خالی از لطف

نیست که آنرا با شما عزیزان به اشتراک بگذارم.

??کی گفتَه سن که رَسید به پنجا، فشار میا به چَندجا‼️‼️
??????
سن كه رسيد به پنجاه      تازه ميشى روبراه
عقل تو كامل شده           ذهن تو بالغ شده
تازه ميشى مهربون           با همگان ،همزبون
دنيا برات ، فان ميشه         برنامه هات ، ران ميشه
بادِ سرت ، كم ميشه         دنيا جلوت ، خم ميشه
خوب و فروتن ميشى         قوى و پيلتن ميشى
قدرِ تو ،بالا ميره                وصف تو ، هر جا ميره
غصه ازت ، دور ميشه        چشم حسود ، كور ميشه
اگر كه ورزش كنى             تمرين و نرمش كنى
سالم و سرحال ميشى      جوون و قبراق ميشى
ميتونى برى تا توچال          روان و خوب و خوشحال
بخور هر آنچه خواهى          مرغ و برنج و ماهى
كلسيم و شير و ماست       بشنو تو اين حرف راست
سبزى و ميوه حتماً             قند و شيرينى ،اصلاً
شور نكنى ، خوراكت           تا كم كنى ، فشارت
چربى و فسفود ، نخور         كه دورشى از، مرده شور
ازين به بعد ، نيت كن           قلبتو ، تقويت كن
تو پارك برو پياده                  بى قمپوز و افاده
مثل شما ، زيادن                محكمو و واندادن
مبادا ، دِپْرِس، بشى            نحيف و بيحس بشى
خنده نره ، ز لبهات               شادى نره از چشات
اميدو ، جستجو كن               بگردو ، زندگى كن
لحظه ها رو ، شادى كن        خوش باش و خوشحالى كن
اگر كه شادى كنى               كورتيزولو ،كم كنى
دوچرخه يادت نره ?             پا بزنى ، بهتره
با جوونا بُر ، بخور                  دوغ و دلستر ، بخور
گاهى هوايى بخور                نون و كبابى بخور
با ريحون و تُربچه                   ترشى تره ، پيازچه
بازى كن و بچه شو                كودك ِ پاينده ، شو
با بچه ها بازى كن                 شوخى و طنازى كن
اينا همش ، بهونس                مثل شما ، يه دونس
اينكه ميگن ، خيلى ها            فشار مياد به چن جا
قبول ، ولى چه باكِت               مشو خموش و ساكت
كنون شنو ، پندِ من                 فاميل ِ دلبندِ من
سن كه ملاك نميشه               دلت بايد جوون شه
پيرى كه خوش زبونه                 عين جوون ، ميمونه
همه ميان ، كنارش                   صفا كنن، با حالش
قصه ميگه ، براشون                 عوض ميشه ، هواشون
بچه ها ، غرق رؤيان                 بابا بزرگو ، ميخوان
مامان بزرگ ، كجايى                امشب پيشم ،ميايي؟
درخت اگه پير ميشه                پهن و فراگير ميشه
سايه ميده ، فراوون                 تو گرماى تابستون
خلاصه سن پنجاه                    مياد سراغ شما
اما بايد شد ، رها                     ز فكرِ سنِ بالا
فقط ، مراقبت كن?                با سن ، مطابقت كن
زندگى كن ، سلامت?            بى آمپاس و بى زحمت
براى فاميلامون                       دعاى زيرو ،بخون
فاميلِ زير پنجاه?                   اميد مايى ،والاه
فاميل ِ سن پنجاهى               مريض نشى الهی ???

? نمیدونم شاعرش کیه، ولی هرکه هست ، دمش گرم،

خدا عمر باعزت بهش بده.
تقدیم به همه عزیزان  50 سال به بالا??

زندگی خوب در بازنشستگی

زندگی خوب در بازنشستگی

بسیاری از کسانی که تا کنون با آنها مذاکره نموده ام و در مورد

زندگی آنان به تحقیق پرداخته ام، بر این باور هستند که تنها

دوران اشتغال که انسان توانائی دست و پنجه نرم کردن با

مسائل و مشکلات زندگی را دارد و توان جسمی و روحی کافی

برای مقابله شدن با آنها را دارد، زندگی خوب معنا دارد و به هیچ

عنوان حاضر نیستند که باور داشته باشند که می توان در دوران

بازنشستگی نیز زندگی خوب و رویائی داشت.

به همین خاطر، بر آن شدم که در این خصوص مطالبی را به

اختصار بیان نمایم.

زندگی خوب چیست؟

زندگی به فاصله بین تولد تا مرگ اطلاق میشود و خوب به نیز به

معنای خیر و شر و در کل زندگی خوب به زندگی گفته میشود

که انسان از خودش و محیط و اطراف خود راضی باشد و از

زندگی کردن لذت ببرد. و این زندگی خوب، نسبی است و برای

هر کسی و در هر جائی معنای بخصوص به آن فرد را میدهد.

چرا زندگی خوب مهم است؟

به این دلیل زندگی خوب مهم است که هر فرد تنها یک بار در

طول عمر خود زندگی خواهد نمود و اگر این یکبار نیز خوب

نباشد، که دیگر ارزش زندگی کردن از بین می رود.

انسان از بدو تولد تا پایان عمر خود، در صدد است که بهترین

زندگی را برای خود مهیا نماید. شاخص هائی که برای داشتن

یک زندگی خوب تا کنون مطرح شده است، از قبیل: خندیدن،

خلاقیت، دوستان خوب، معنویت و خانواده، مهربان بودن، بی

تفاوت نبودن به زندگی، دوری از زیاده روی، اولویت دادن به خود،

مهربان بودن، انجام ندادن کارهای احمقانه، بد نخواستن برای

دیگران و ….  همگی می توانند داشتن یک زندگی خوب را در

طول حیات عمر تضمین نماید، لکن این مباحث، باید با کمی

تغییرات در دوران بازنشستگی با آنها روبرو گردید.

چطوری میتوان در دوران بازنشستگی، زندگی خوب داشت؟

یک زندگی خوب در دوران بازنشستگی را میشود در سه وجه

تعریف نمود:

  • زندگی هدفمند که به زمان ها، آرمان ها و هدف های معنادار

متمرکز است.

  • دارا بودن پیوند و صمیمیت با همنوعان
  • دارا بودن حس حرمت و عزت نفس و داشتن ذهنی مثبت گرا

لطفاً هم اکنون نسبت به نوشتن سه زمان مهم، سه آرمان و

سه هدف مهم زندگی خود اقدام نمائید:

1-

2-

3-

هر کدام از این معیارهای یاد شده، بخش مهم و اساسی را در

کسب و توانمندی  یک زندگی خوب برای تمامی سنین فراهم

می کند و دارا بودن این سه وجه در زندگی، دوران بازنشستگی

موفقی را به دنبال دارد.

دوران بازنشستگی موفق به سازگاری و کنار آمدن خود نیز

بستگی دارد چرا که در مرحله اول، پذیرش و در مرحله دوم کنار

آمدن با کاستی ها و محدودیت های جسمانی، روانی و

ناملایمات زندگی است و در مرحله سوم، جبران این موارد می

باشد.

که اگر هر سه مرحله به خوبی انجام شود، می تواند منجر به

داشتن یک زندگی خوب و موفق در دوران بازنشستگی گردد.

لذا لازم است هم اکنون سه مرحله فوق را برای خود، مکتوب و

در جهت رسیدن به این مراحل زمانبندی لازم را ارائه نمائید. امید

که بتوانیم با کمک یکدیگر زندگی خوبی در دوران بازنشستگی

برای خودمان و اطرافیان به ارمغان بیاوریم.