بازنشستگی زمان مناسب برای ترک سیگار

بازنشستگی زمان مناسب برای ترک سیگار

این مقاله توسط یکی از دوستان عزیزم که مدرس ترک سیگار و

نیکوتین می باشد، تهیه و ارائه گردیده  است که جا دارد از

ایشان بخاطر ارائه این مقاله خوب و زیبا تشکر و قدردانی گردد.

در یک پژوهش که اخیراً در امریکا صورت گرفته است مشخص‌

شده که احتمال موفقیت ترک سیگار در افرادی که به‌ تازگی

بازنشسته شده‌اند به‌ مراتب بیش از دیگران است.

این تحقیق اعلام می‌دارد که احتمال موفقیت افراد تازه

بازنشسته در ترک سیگار حدود 10% بیشتر از افراد شاغل

است.

این باور اشتباه که “کشیدن سیگار موجب کاهش استرس و

احساس لذت بیشتر در زندگی می‌شود” را در افرادی که تازه

بازنشسته شده‌اند باید تغییر داد.

کیفیت زندگی و میزان آرامش و لذت از آن، در افراد سیگاری

به‌مراتب پائین تر از افراد غیر سیگاری است.

معمولاً این گروه و دسته از افراد بازنشسته که سیگار مصرف

می‌کنند جزء یکی از مهم‌ترین دسته افرادی که نیاز به کمک و

همیاری، برای ترک سیگار هستند.به دلیل اینکه این افراد

معمولاً سال‌های زیادی را مصرف‌کننده سیگار بوده‌اند و

هم‌ اکنون نیز به دلیل بالا رفتن سن و سال خود، شاید در

وضعیت مناسبی ازنظر جسمی و یا روحی نباشند. و ادامه

مصرف سیگار برای آن‌ها بسیار خطرناک خواهد بود.

مصرف سیگار و نیکوتین معمولاً خسارت‌ و آسیب‌های

جدی‌تری به افرادی که سن بالای 50 سالگی را تجربه می‌کنند

را نسبت به دیگر گروه‌های سنی وارد می کند.

در این سال‌ها بدن به‌ صورت خودکار به سمت تحلیل رفتن و

ضعیف‌تر شدن می‌رود و افراد باید با تغذیه مناسب و ورزش و

آرامش بتوانند برای خود یک زندگی ایده آل و مناسب را فراهم

آورند.

حال، شخصی که در چنین سال‌هایی سیگار مصرف می‌کند

مطمئناً نمی‌تواند تغذیه مناسب داشته باشد و یا اینکه ورزش

مداوم داشته باشد. و با توجه به آسیب‌های مستقیم و شدیدی

که سیگار به ریه‌ها و یا قلب و عروق یک فرد وارد می‌کند ادامه

مصرف می‌تواند بسیار خطرناک باشد.

در یک تحقیق به‌عمل‌آمده مشخص‌ شده است که اکثر  افراد

سیگاری بازنشسته حدود 20 تا 30 سال این کار را ادامه داده‌اند

و معمولاً افرادی که این مقدار زمان مصرف‌کننده سیگار بوده‌اند

در یک وضعیت مناسب برای ترک کردن سیگار می‌باشند.

اگر برای این گروه از افراد جامعه بتوان برنامه‌های تدوین‌شده و

مشخصی را آماده کرد تا آگاهی آن‌ها را نسبت به مصرف سیگار

و نیکوتین بالا برد و عواقب ادامه مصرف و فواید قطع مصرف را به

آن‌ها اطلاع داد، تعداد بسیار زیادی از این عزیزان می‌توانند، 

سیگار خود را ترک کنند و یک زندگی بدون مصرف سیگار را

تجربه نمایند و مطمئناً با یک روحیه عالی‌تر و شادتر و جسمی

سالم‌تر و سرحال‌تر می‌توانند به دوران طلایی بازنشستگی

خود وارد شوند.

یکی از مضرات سیگار که عموماً بسیار کم بیان‌ شده است این

است که افراد سیگاری به دلیل آسیبی که به سلول‌های مغزی

خود براثر کشیدن سیگار وارد می‌کنند معمولاً از حافظه ضعیف‌تر

و همین‌طور قدرت تمرکز و تفکر پائین تری نسبت به دیگر اعضای

جامعه برخوردارند.

حال این عوارض و آسیب‌های جدی را که براثر مصرف سیگار به

مغز وارد می‌شود را با بالا رفتن سن یک انسان که به‌ هرحال

تغییراتی در حافظه و ذهن اشخاص صورت می‌گیرد تلفیق بکنید،

خواهید دید که اکثر افراد سیگاری کهن‌سال دارای بیماری

فراموشی و یا گاهی آلزایمر می‌شوند.

یکی از راه‌های جلوگیری کردن از ابتلا به این نوع بیماری‌ها این

است که افراد باید به‌سرعت مصرف سیگار خود را قطع کنند تا

آسیب بیشتری به ذهن آن‌ها وارد نشود.

 نگارنده واقعاً فکر می‌کند که این قشر از جامعه که یک‌ عمر

زندگی خود را با تلاش و پشتکار فراوان در یک کار مقدس

گذرانده‌اند، اینک نیازمند کمک و حمایت بیشتری نسبت به

مشکلاتی که از مصرف سیگار بر آنان وارد می شود، 

هستند.

کمک به قطع مصرف سیگار و نیکوتین این افراد، می‌تواند یکی از

بهترین خدمت‌هایی باشد که می‌توان انجام داد.

مجموعه ترک طلایی سیگار با فراق بال و باکمال افتخار آمادگی

این را دارد که برای این عزیزان دوره‌های آموزشی و یا

مشاوره‌های خصوصی را برگزار کند و از این‌که این مجموعه

در این زمینه کمکی را به هم‌وطنان خود برساند باعث خرسندی

و شادکامی افراد و کارکنان مجموعه خواهد بود.

با آرزوی بهبودی و سلامتی برای همه شما

آدرس ما: www.behbodi.com

با تشکر از استاد داریوش قاضی مرادی برای ارائه این مقاله زیبا

انتقال تجربیات بازنشستگان

انتقال تجربیات بازنشستگان

چگونه بازنشستگان، تجربیات خودشان را به نسل جوان منتقل نمایند

انتقال تجربیات بازنشستگان

پس از 30 سال خدمت در اداره، سازمان/محل خدمت، بالاخره این زمان نیز طی شده و حکم بازنشستگی، با تکریم، به شخص تحویل می­گردد. شخص بالافاصله بعد از دریافت ابلاغ بازنشستگی، شروع به تسویه حساب با اداره می­نماید.

این تسویه حساب شامل انتقال کلیه وسائلی است که فرد در طول خدمت از آن وسائل استفاده نموده است. بعد از اینکه حداقل 10 تا 30 امضاء(بستگی به ادارات مختلف، این تعداد متغیر است) تکمیل گردید، شخص با سپردن آن برگه به کارگزینی، عملاً کار خود را در آن اداره به پایان می رساند.  با خداحافظی از یاران جدا می شود.

اما یک مسئله این وسط مغفول مانده است و آن تجربیاتی است که این شخص در طول سالهای ماندگاری در آن شغل/سمت در آن مشغول بوده است، و کلیه مسائل و مشکلاتی را که با آنها مواجه بوده و نحوه برخورد با آنان را با خود به منزل می برد. و کوله بار تجربه را بدون انتقال به اشخاص دیگر، و بدون استفاده برای شخص خودش، در صندوقچه قلبش نگهداری می­نماید.

انتقال تجربیات، یک اصل یا درخواست

یادم می­آید زمانی که در حال انجام خدمت سربازی بودم، در آموزش، بعنوان مربی مخابرات، مشغول خدمت بودم، در آنزمان برای یادگیری وسائل و تجهیزاتی که باید آموزش دهم، از جزواتی که در آنجا برای همین امر اختصاص یافته بود، استفاده می نمودم.

پس از اینکه حدود 1.5 سال از طول خدمتم گذشته بود، پس از کسب تجربیات فراوانی که از ایجاد ارتباط بین واحدهای مرتبط جنگی، برای خود کسب نموده بودم، با همکاری یکی دیگر از هم خدمتی­هایم، شروع به نوشتن یک جزوه برای آیندگان نمودیم. زیرا که درست است که ما از مطالب جزوات قبلی استفاده نموده بودیم. اما در این مدت یکسال و نیم خدمت، آموزش و انجام عملی آموزشها در میدان­های جنگی، تجربیات فراوان و ذیقیمتی نیز به آن آموزشها اضافه گردیده بود و این وظیفه ما و امثال ما بود که این تجربیات را به نسلهای بعد و مربیان بعدی، منتقل نمائیم.

همانگونه که اشاره کردم، شروع به نوشتن یک جزوه جدید مخابراتی نمودیم و جالب این بود که زمانی که از بقیه دوستان و همراهان درخواست همکاری می­نمودیم، آنها اظهار می­داشتند که ما بعد از انجام خدمت سربازی دیگر به آنجا برنخواهند گشت و این جزوات به درد آنها نمی خورد. در صورتی که از این اصل غافل مانده بودند که “دیگران کاشتند و ما خوردیم، ما بکاریم تا دیگران بخورند”.

قرار نبود که این جزوات توسط خود ما خوانده و بکارگیری گردد، اما این وظیفه ما بود که تجربیات ذیقیمت خود را به دیگران انتقال دهیم و سعی خود را برای انجام این فریضه انجام دادیم.

حال نوبت به بازنشستگان گرامی است، کسانی که زمانی که به ادارات و محل­های خدمت خود وارد گردیده بودند، جوان­های خام و بی تجربه­ای بودند و آموزشهای خاص یا تحصیلات آکادمی دیده بودند، لکن پس از سالها کار و خدمت در اداره، به تجربیاتی ارزشمند نائل گردیدند.

 چه خوب است که این تجربیات ارزشمند به هر طریق ممکن، به نسل بعد انتقال یابد. یا ترتیبی اتخاذ شود، که این تجربیات به طریق مقتضی به افراد جایگزین آموزش داده شود.

هر چند که تکنولوژی هر روز در حال تغییر و تحول است و وسائلی که هر سال استفاده ­می­گردد، نسبت به سال گذشته، از رتبه بالاتر و عملکرد بهتری برخوردار است، اما مطالبی را که در طول سالها، با زحمت فراوان و مشقات زیاد، بدست اشخاص میرسد که اگر هر فرد بخواهد به خودی خود، این تجربیات را نیز خود تجربه نماید، نیاز به سالها، کار و تحمل رنجهای فراوان مجدد است.

ارزش تجربیات

چند روز پیش، با هماهنگی، خدمت یکی از عزیزان سالمند که حدود 100 سال از خداوند عمر دریافت داشته بود، رسیدیم، این پیره زن خوش صحبت و با صفا، که خوشبختانه از عملکرد بدنی خوبی نیز برخوردار بود، علیرغم از دست دادن همسر خود در چند ماه گذشته و دختر بزرگ خود در چند سال قبلش، همچنان با آرامش و طمأنینه مربوط به خود صحبت میکرد.

در زمان صحبت، متوجه شدم که ایشان دادگاه حل اختلاف خانواده هستند و در طول مدت عمر خود، خانواده های زیادی را صلح داده و هم اکنون نیز آمادگی این کار را برای هر زوجی داشتند.

در همان زمان به این فکر افتادم که چه خوب است این عزیز سالمند، خاطرات خود را از این رفع اختلافها در جزوه، کتابی جمع آوری و به دست دادگاههای حل اختلاف خانواده برسانند تا آنها متوجه شوند که بدون دانستن کتابهای ضخیم و پرمحتوای حقوقی نیز می­توان جوانها و خانواده ها را از اختلاف برحذر داشت.

نحوه انتقال تجربیات به دیگران

انتقال تجربیات به نسل بعد را میتوان از طرق مختلف انجام داد:

  • اردوهای تفریحی، زیارتی، سیاحتی با گروههای مختلف برگزار گردد و بازنشستگان، در آن اردوها تجارب خود را در طول سفر به اطلاع هم سفرهای خود برسانیم.
  • اگر در طول عمر کاری خود از جزوات بخصوصی، یا کتابهای تخصصی خاصی استفاده می نمودند. با در اختیار گذاشتن آن کتابها و جزوات به ادارات و نحوه استفاده از آن، به افزایش معلومات آیندگان کمک نمائیم.
  • بازنشستگان گرامی می­توانند، تجربیات خود را در قالب(کتاب، جزوه، مقاله، نامه و …) نوشته و در اختیار ادارات و نسل بعدی قرار دهند.

بازنشستگان گرامی، در صورتی که توانائی یا امکان نوشتن ندارند، می­توانند تجربیات خود را در قالب فایلهای صوتی تهیه و آنها را در اختیار ادارات و نسل­های بعدی قرار دهند، تا بلکه آنها بتوانند بر اساس این فایلها، جزوات مربوطه را آماده و در اختیار دیگران قرار دهند.

تجارب خود را در قالب خاطرات تهیه و به نسل بعد انتقال دهید.

در زمانی که هنوز در اداره مشغول به کار هستید، از نسل بعدی درخواست نمائید در انجام کارها به شما کمک نموده و در حین کمک، موارد اصلی را به آنان بیاموزید.

به هیچ عنوان در زمان انتقال تجربیات، از حربه نصیحت استفاده ننمائید.

آمادگی جهت ورود به دوران بازنشستگی

آمادگی جهت ورود به دوران بازنشستگی

همیشه واژه بازنشستگی با حقوق های کذائی و وحشتناک، به عنوان یکی از مترسک های مستخدمین دولت به حساب آمده است و همگان براین اعتقاد دارند که باید نزدیک به این دوران شد و نهایتا برای آن برنامه ریزی نمود، لکن از نظر نگارنده، دوران بازنشستگی به مانند یک مسافرت می ماند که باید قبل از مسافرت، کوله و ساک مسافرتی خود را برای آن مهیا سازید.

حال اگر هر چه بیشتر وقت برای آماده سازی این کوله و ساک، در نظر بگیرید، مطمئنا وسایل بیشتر و بهتری را به همراه خود در این مسافرتی که حداقل نیمی از عمر شریف تان را باید در آن بگذرانید، به همراه دارید. و از دیگر سو، بازنشستگی به مانند یک مرحله است، که اگر برای آن سرمایه گذاری لازم انجام شود، میتواند به یکی از بهترین دوران های زندگی هر انسانی، تبدیل گردد، و اگر این سرمایه گذاری انجام نگردد، مسلماً میتواند مسائل و مشکلاتی را برای کسانی که بدون شناخت وارد این دوران گردد، داشته باشد. بنابر این در این مقاله بر آنیم که این مسائل و مشکلات و راهکارهای جلوگیری از این مسائل و مشکلات را شناسائی و تا حد امکان برطرف نمائیم.

آمادگی جهت بازنشستگی چیست؟

سلسله رفتارها و عملکرد هائی که بتواند ما را در دوران بازنشستگی، همراهی نموده و از ما در برابر مسائل و بیماریها و به قول بعضی از دوستان بازنشسته، مشکلات دوران بازنشستگی واکسینه نماید.

چرا باید برای دوران بازنشستگی مهیا بود؟

همانگونه که توضیح داده شد، امید به زندگی بر اساس تحقیقات جدید، برای سال 1400 حداقل 100 سال تخمین زده شده است و سن بازنشستگی حدوداً در دهه 50 عمر اتفاق میافتد، با یک حساب سر انگشتی مشخص می شود که حداقل نیمی از عمر گرانبها، در این دوران سپری میگردد و با توجه به اینکه در این دوران، باز هم به گفته بعضی از عزیزان بازنشسته، توان جسمی و مالی کاهش می یابد، لذا باید برای ورود به این دوران، آمادگی لازم را بدست آورد. همانگونه که در کودکی ما با زدن واکسن، خودمان را برای یک عمر زندگی بدون بیماری آماده می نمائیم، در این مرحله نیز با انجام یکسری فعالیتها و آموزش یکسری از مسائل، خود را برای ورود به این دوران (به قول بعضی از دوستان “مخوف”) آماده نمائیم.

لازم به ذکر است که در این دوران، اگر عملکردی نداشته باشیم، عملاً با ابلاغ حکم بازنشستگی، حقوق به نیم تا یک سوم کاهش می یابد. که تقریباً مصادف با اعطای مقام شامخ مادر بزرگ یا پدر بزرگ به افراد نیز می باشد، و انتظارات اقوام نیز به مراتب بالاتر می رود و آنان انتظار دارند که همانند بزرگی این القاب، بازنشسته گرامی نیز از خود بزرگی از نشان دهند و به قول یکی از مدیران اداره نگارنده، “بزرگی خرج دارد و باید خرج کرد”.

چطور باید برای بازنشسته شدن، آماده شد؟

این آماده شدن، باید طی حداکثر 30 سال که در محل کار مشغول به خدمت هستیم، انجام شود، شاید بعضی از افراد به این حرف من، ایراد بگیرند. که چرا 30 سال، اگر به خوبی با این دوران آشنا باشید، می دانید که هر چه بیشتر خود را برای این دوران آماده نمائید، در دوران بازنشستگی، از سلامتی و آسایش و رفاه بیشتری برخوردار خواهید بود. به همین خاطر است که صندوق بازنشستگی کل کشور، این فعالیتها را از سن 25 سالگی برای نفرات در نظر گرفته است.

چه کارهائی باید برای آماده شدن، انجام دهیم؟

برای آماده شدن برای دوران بازنشستگی، ابتدا باید جسم خود را برای آن دوران آماده و سرحال نگهدارید. زیرا جسم در سن جوانی، هر چقدر هم که فشار بر آن وارد گردد، هیچ آثاری از خود نشان نمی دهد. و اگر در دوران جوانی بیماری هم وارد بدن گردد، اجازه خود نمائی ندارد، و بیماری این خود نمائی را تا زمان بازنشستگی با خود به همراه می برد و در زمان خاص خودش، چنان خود نمائی میکند که هیچ موجودی چنین خود نمائی نکرده است.

بر اساس طرحی که صندوق بازنشستگی کل کشور برای افراد شاغل در نظر گرفته است، هر فرد در دوران اشتغال باید دوره های ذیل را بگذراند، تا نسبت به دوران بازنشستگی، آشنائی کامل به دست آورده و خود را برای ورود به این دوران، آماده نماید.

چه زیبا است حال که صندوق بازنشستگی چنین طرح خوب و زیبائی را ارائه نموده است، بقیه ادارات و سازمانها و نهادها، ضمن آموزش موارد لازم به پرسنل جهت انجام وظائف محوله، بدین امر نیز مبادرت ورزند، زیرا که هر چقدر مسائل و مشکلات بازنشستگان ادارات، کمتر باشد، تبعات این مسائل و مشکلات، کمتر گریبانگیر ادارات می گردد.

عنوان دوره های پیشنهادی صندوق بازنشستگی کل کشور جهت آموزش شاغلین برای ورود به دوران بازنشستگی

1- مشاوره پیش از بازنشستگی ،راهی میان بر برای سالمندی فعال

2- قوانین و مقررات بازنشستگی و چگونگی محاسبات مستمری

3- در مسیر بازنشستگی ،چالشهای زیستی ،مالی و اجتماعی

4- جوانب مثبت و منفی بازنشستگی

5- سرمایه گذاری اقتصادی و برنامه ریزی مالی بری دوران بازنشستگی

6- حفظ سلامت  و تناسب اندام در طول زندگی

7- بیماری های دوران سالمندی و راه های پیشگیری و مقابله با آن

8- اوقات فراغت در دوران بازنشستگی

9- روانشناسی بازنشستگی و سالمندی

10- تقویت قوای ذهنی  برای مقابله با آلزایمر و دمانس

11-کارآفرینی در دوران بازنشستگی

 

اصول رسیدن به دوران بازنشستگی توأم با موفقیت

اصول رسیدن به دوران بازنشستگی توأم با موفقیت

(قسمت اول)

زمان رسیدن به بازنشستگی، خود یک فلسفه اصلی در زندگی است که هر فرد شاغل، خواه ناخواه به آن خواهد رسید، حال چگونگی گذران این دوران، بستگی به خود فرد دارد. در اینجا آن چه را که می بایست، بازنشستگان برای اداره دوره بازنشستگی موفق خود انجام دهند، بازگو می نمائیم.

به طور کلی، مجموعه ای معین از جهان بینی ها و بینش های مورد نیاز است تا افراد بازنشسته بتوانند بر خلاف نقص ها، محدودیت ها و یا تهدیدهای فزاینده، تا هر زمانی که امکان دارد، مشتعل، بارور و از نظر اجتماعی فعال باقی بمانند.

در اینجا هشت اصل ارائه می شود که مفهوم موفقیت در دوران بازنشستگی را تعریف می کنند. برخی از این اصول از برخی دیگر مهم تر هستند. اما در مجموع آنچه را که کم و بیش برای همگان و نیز فراهم ساختن گسترده ای از موفقیات ضروری می باشند را در بر می گیرند. برای دستیابی به موفقیت و حتی فراتر از آن می بایست با تلاش و به طور دقیق این اصول را در نظر گرفت. هر فرد بازنشسته ای با توجه به شرایط زندگی و نحوه سازگاری و کنار آمدن با شرایط و وضعیت موجود با فرد دیگر متفاوت بوده و بنابر این میزان موفقیت از فردی به فرد دیگر در نوسان است.

ما در ابتدا این اصول را فهرست کرده و سپس برخی از آن ها را با جزئیات بیشتر مورد بحث و بررسی قرار می دهیم. در واقع نتایج آنچه را که محققان، پژوهشگران و نظریه پردازان در باره بازنشستگی، در سال های اخیر بررسی شده است، را ارائه می دهیم.

فهرست این اصول عبارتند از :

  • شفاف بودن در باره واقعیت های وضعیت موجود در باره خود
  • پذیرفتن این واقعیت ها و دیدن آن ها در بهترین وضعیت
  • توانائی سازگاری و کنار آمدن مؤثر با این واقعیت ها
  • دارا بودن توانائی بر جبران از دست داده ها و سایر کمبودها
  • جدیت و تلاش مستمر در یک فعالیت هدفمند
  • نگرش خردمندانه در باره آنچه که فرد به عهده خواهد داشت
  • حفظ پیوند و صمیمیت با همنوعان
  • حفظ حرمت و عزت نفس مثبت بر خلاف از دست داده ها                و سایر کمبودها

اصول 1 و 2:

شفاف بودن در باره واقعیت های وضع موجود در باره فرد و پذیرفتن این واقعیت ها و دیدن آن در بهترین وضعیت.

همیشه بین اینکه فرد بخواهد واقعیت وضعیت خود را بداند و یا اینکه بخواهد آن را به نحوه دلخواه و مطلوب ببیند یک نوع وجود دارد. اگر ما آنچه را که برای دیگران اتفاق می افتد را با اوضاع و احوال خود مقایسه کنیم، وضعیت همیشه بدتر خواهد بود. ما نمی توانیم بسیاری از واقعیت های تلخی را که با آن مواجه می شویم را تغییر دهیم.

بنابر این می بایست این توانائی را کسب کنیم تا با آن ها زندگی کرده و بهترین شرایط با وجود آن ها در زندگی خود داشته باشیم.

اگر وقایع را به طور صرف ناشی از تقدیر و ناچاری در نظر بگیریم، به تدریج دچار حالت یأس و افسردگی می شویم. حالت یأس و افسردگی، تلاش برای ساختن زندگی را از بین می برد. توانائی کسب روحیه بالا برای فائق آمدن با چالش ها و مشکلات زندگیف همان سازگاری و کنار آمدن محسوب می شود. که این توانائی می تواند راهی را برای خلاصی و بهبود بخشیدن به شرایط پیش آمده را بیابد.

دیده شده که افرادی که مستعد حالت یأس و افسردگی هستند، تمام وقایع زندگی خود را فاجعه تلقی می کنند، بر خلاف سایر افراد که در برابر چالش ها، صبر پیشه می کنند و یا با نگرشی مثبت حداکثر بهره برداری را از وقایع بد دارند، وضعیت را بدتر از چیزی که پیش آمده می بینند. بنابر این هم تمرکز به عین واقعیت و هم حفظ خونسردی و دارا بودن نگرش مثبت به طور برابر مهم و مؤثر هستند.

در اینجا به اصل دوم و توانائی مثبت اندیشی که اغلب دست کم گرفته میشود، اشاره می کنیم. شواهد زیادی وجود دارد که توانائی مثبت اندیشی را یک منبع نیرومند در انسان ه تلقی می کنند و بسیاری از روان شناسان با این موضوع موافق هستند. حال باید بدانیم که آیا می توان با این توانائی بر مشکلات فائق آمد یا خیر؟

ضرب المثلی وجود دارد که می گوید:”وقتی زمانه با تو نمی سازد، تو با زمانه بساز” این گویه بسیار رایجی است که باید با ناملایمات کنار آمد، اما در واقع گفتن این جمله خیلی آسان تر از عمل کردن به آن است. برای عمل کردن به این جمله می بایست تلاش و جدیت داشت و واقعیت این است که فقط عده کمی از ما لحظات بدون نا امیدی و رنج را سپری می کنیم. اما برای رسیدن به این جمله چیزی که اهمیت دارد ادامه و پیوستگی راه و توجه نکردن به لحظات بد است.

باید بتوانیم از کارکردها و بازده های مثبت لذت ببریم، گرچه زمانی که ناراحت و یا غمگین هستیم، این کار چندان آسان نیست. ما نمی توانیم همواره از ناراحتی ها و مشکلات خود با دیگران حرف بزنیم چرا که گاهی دیگران بنا به دلایلی نمی خواهند در این باره چیزی بشنوند. به طور معمول، آن ها نیز مشکلات و ناراحتی های خود را دارند.

اصول 3 و 4

توانائی کنارآمدن و سازگاری مؤثر با واقعیت ها و دارا بودن توانائی در جبران از دست داده ها و سایر کمبودها. این دو اصل باید در کنار هم قرار بگیرند.

اصل جبران، را بازنشستگان می توانند در فرانکلین دلانو روزولت، رئیس جمهور 4 متری در سال 1932 تا 1945 که قبل از جنگ جهانی دوم درگذشت، مشاهده کنند. تعدادی می دانند که او به فلج اطفال مبتلا بود و تا قبل از رئیس جمهور شدن، هرگز نمی توانست از پائین تنه بدنش استفاده کند. او مجبوربود که با کمک دیگران بالای سکو برود و با شور و حال زیاد در همایش های نامزدهای انتخابات با مردم و کنگره آمریکا سخنرانی کند.

نکته مهم این است که آن زمان جامعه مدنی احترام عمومی برقرار بود. مردم و مطبوعات، درک، شعور و احترام یکسان نسبت به یک مرد معلول داشتند و در سخت ترین شرایط روزهای کشور، چهار بار او را انتخاب کردند. او کسی بود که توانست با منزلت بالا، شور و شوق را در نقش رهبر یک کشور با هم ارائه کند. تا حدی که کاریکارتور او نیز با لبخند و سیگار برگی بر لب به تصویر کشیده می شد. هم اکنون زمزمه هائی به گوش می رسد که مجسمه جدید روزولت در پارک یادبود واشینگتن دی سی می بایست او را در یک صندلی چرخ دار نشان دهد چرا که معلولیت- در واقع امروز عنوان معلول، یک واژه قدیمی است برای ناتوان بودن که امروزه منسوخ می باشد- معروف او را نمادین می سازد نه اینکه مجسمه ایستاده از او به نمایش گذاشته شود. جالب اینجاست که به تصویر کشیدن معلولیت روزولت او را تحقیر خواهد کرد در حالی که به اعتقاد بسیاری از آمریکائیها، حقیقت درست بر عکس این است.

از نظر دیدگاه مردم آمریکا، صندلی چرخدار نشانی از شجاعت،منزلت و تعهد بالای او است که او را نمادین می سازد. و به همگان می آموزد ک چگونه یک فرد می تواند با وجود معلولیت جسمی به چنین موقعیت های چشمگیری برسد و بیماری و معلولیت جسمی خود را جبران کند، حتی اگر با حمایت و بردباری و صبر دیگران گره خورده باشد. مخاطبان بازنشسته ممکن است با اندیشیدن به این مرد و آن دوران و گذشته  ها غبطه بخورند.

شایسته بودن با اثربخش و مؤثر بودن به طور کامل همپوشانی دارند و هر دو توانائی نیز بر تفاوت های فردی و نیز قدرت مدیریت توقعات و تصمیم گیری آن ها نقش بسزائی دارند.

حفظ روابط اجتماعی و شاغل بودن به کاری مثبت و سازنده و استفاده از مهارت های باقیمانده بازنشستگی در سازگاری و کنار آمدن با این دوران بسیار مؤثر هستند. مهم تر اینکه هدف مطالعات و پژوهش ها در زمینه توانائی جبران، کشف این نکته است که کدام یک از اعمال سازگاری و کنار آمدن در نهایت به رضایت مندی از زندگی و بهزیستی و ایجاد هیجان مثبت می رسد.

اصول رسیدن به دوران بازنشستگی توأم با موفقیت (قسمت دوم)

همانگونه که در بخش اول مطرح نمودیم اصول رسیدن به دوران بازنشستگی توأم با موفقیت را فهرست کرده و سپس ادامه آن ها را با جزئیات بیشتر مورد بحث و بررسی قرار می دهیم.

در واقع نتایج آنچه را که محققات، پژوهشگران و نظریه پردازان در باره بازنشستگی، در سال های اخیر بررسی شده است، را ارائه می دهیم.

فهرست این اصول عبارتند از :

  • شفاف بودن در باره واقعیت های وضعیت موجود در باره خود
  • پذیرفتن این واقعیت ها و دیدن آن ها در بهترین وضعیت
  • توانائی سازگاری و کنار آمدن مؤثر با این واقعیت ها
  • دارا بودن توانائی بر جبران از دست داده ها و سایر کمبودها
  • جدیت و تلاش مستمر در یک فعالیت هدفمند
  • نگرش خردمندانه در باره آنچه که فرد به عهده خواهد داشت
  • حفظ پیوند و صمیمیت با همنوعان
  • حفظ حرمت و عزت نفس مثبت بر خلاف از دست داده ها و         سایر کمبودها

اصل 5

جدیت و تلاش مستمر در یک فعالیت هدفمند در بعضی از اوقات، و بعضی از نفرات حالاتی رخ میدهد که بر اساس تشخیص علم روان شناختی و از لحاظ بالینی روان رنجوری وجود دارد. در این حالت، شرایطی به وجود می آید حتی افراد جوان نیز ناتوان می شوند. در واقع این حالت یکی از بدترین و مهلک ترین حالت هائی است که ذهن با آن درگیر می شود و به خصوص در بازنشستگان به نسبت جوان ترها شایع تر است.

درمان روان رنجورهای وجودی، مشکل ترین، حالت های بالینی است و متخصصان مجرب آن هم به شرط همکاری مستمر مراجعان خود از عهده درمان برمی آیند. زیرا به طور معمول کسانیکه از این عارضه رنج میبرند می بایست به نوعی فعالیت و علاقمندی نشان دهد، اما به نظر میرسد که از انجام آن عاجز بوده و به اصطلاح از دنیا بریده اند و هیچ چیزی علاقه آنان را به خود جلب نمی کند.

به طور معمول این گونه افراد به سراغ روان پزشک دیگری می روند تا حداقل به خود نشان دهند که می خواهند در خود تغییرات را به وجود بیاورند اما رسیدن به این هدف یک امر درونی است و باید با انقلاب درونی و حقیقی همراه باشد و مراجعه به روان پزشک شرط کافی نیست.

برای ما چیزی غمگین تر از این نیست که یک بازنشسته به صورت بالقوه هنوز توانائی این را داشته باشد که در خانواده و جامعه نقش مثبتی ایفا کند اما نتواند در یک فعالیت هدفمند ظاهر شود.

البته فعالیت ها و تحرک ها می توانند هر چیزی باشند، حتی تلاش برای خلق کارهایی که تا کنون انجام نشده اند. در هر حال یک فعالیت و تلاش هدفمند نباید لزوماً یک امر تٍأثیرگذار و بزرگ باشد، بلکه باید این توانائی را داشته باشد که امید به زندگی و شوق زیستن را در بازنشسته پیدا کند و نگذارد که او با منزوی شدن و احساس تنهائی و فرو رفتن در خود، انتظار مرگ را بکشد.

این گونه کناره گیری بازنشسته، نمی تواند آن ها را به یک دوران بازنشستگی موفق هدایت نماید.

اصل 6

نگرشی خردمندانه در باره آنچه که فرد به عهده خواهد داشت انتخاب مبتنی بر آگاهی و خرد، روشی است که فرد می تواند در زندگی خصوصی خود ایجاد کند. به عبارت روشن تر بازنشستگان نیاز دارند تا برای دستیابی به آرزوها و آرمان های ایده آل خود که شاید در گذشته نتوانسته به آن ها دست یابد، هم اکنون با توجه به سطح انرژی و وضعیت جسمانی و ذهنی به آن ها بپردازد. البته داشتن چنین توقعاتی از خود می بایست با در نظر گرفتن ذخایر خود حقیقی سالمند باشد.

زیرا در این سن و سال درگیر شدن با فعالیت های اجتماعی زیاد و قبول تعهدات بیش از ظرفیت می تواند صدمات جبران ناپذیری به او وارد کند.

انتخاب آگاهانه به بازنشسته کمک می کند تا از قبول تعهدات بیش از ظرفیت خود داری نماید.

اصل انتخاب مبتنی بر آگاهی، نه تنها به روابط خانوادگی و دوستان مربوط می شود، بلکه در تمامی کارکردهای زندگی سالمند تأثیرگذاری است. باید توجه داشت که با توجه به کاهش سطح انرژی و وجود برخی از بیماری ها و از  دست دادن بنیه و توانائی در دوران سالمندی می بایست از برخی از جاه طلبی ها و آرمان های ایده آل و هر هدفی که برای آن تلاش می شود کمی تخفیف نیز در نظر گرفته شود تا بتوان به طور کامل و یا تا حدودی تعهدات انجام شوند. در اینجا باز

هم عامل تفاوت های فردی خودنمائی می کند و هر فرد بازنشسته خود می بایست با توجه به شرایط جسمانی و روحی و همچنین اوضاع مالی و سبک و سلیقه خود، انتخاب و تصمیم گیری آگاهانه بگیرد.

اصل 7

حفظ پیوند و صمیمت با همنوعان. از پژوهش ها و مطالعات انجام شده، چنین نتیجه می شود که انزوای اجتماعی – از جمله از دست دادن پیوندهای اجتماعی، تجرد و داشتن روابط اجتماعی ناکافی- تأثیر منفی البته کمی ضعیف تر از واژه منفی بر مواردی چون سلامت، طول عمر و بهزیستی دارند.

البته مطالعات و پژوهش ها از دیدگاه جامعه شناسی شبکه اجتماعی، مشکلات و ضعف هائی دارد. زیرا اصطلاح شبکه اجتماعی فقط نشان دهنده این است که فرد در زندگی یک یا چندین پیوند اجتماعی دارد ولی آیا این پیوندها می توانند از لحاظ روان شناختی، منبع رضایت، خوشحالی و بهزیستی او باشند. یک فرد ممکن است تعداد زیادی از این پیوندهای اجتماعی را در زندگی خود داشته باشد و یا دوستان و آشنایان زیادی مراوده کنند ولی در عمل و به عنوان مثال در جمع فامیل و برخی از آشنایان از همدیگز نفرت داشته و احساس خوبی نسبت به هم نداشته باشند.

اصل 8

حفظ حرمت و عزت نفس مثبت بر خلاف از دست داده ها و سایر کمبودها. اصطلاح های مترادف و جایگزین حرمت نفس، عزت نفس، احترام به خود و اعتماد به نفس است. بعضی از پژوهشگرها از واژه چیرگی و فائق آمدن هم استفاده می کنند، که ما نسبت به آن چه که آنها مطرح کرده اند، نظر قطعی نداشته و دچار تردید هستیم. زیرا که نمی توان در زندگی بر همه مشکلات چیره شد و فائق آمد. بنابر این ترجیح می دهیم به جای چیره شدن و فائق آمدن واژه سازگاری و کنار آمدن را مطرح کنیم. در واقع اشاره ما بر مدیریت فشارهای روانی است که پذیرش واقعیت شرایط فرد و چگونگی کنار آمدن و سازگاری و زندگی در این شرایط را شامل می شود.

بدون شک بازنشستگی موفق بدون داشتن عزت نفس مثبت غیر ممکن است. در اینجا اشاره ما به احساس نکردن شرمساری از کمبودها و نقصان هائی است که در بیشتر مواقع ارزش سرزنش کردن را نداشته و برای به وقوع آمدن و پیشگیری و اجتناب از آنها در زندگی همه انسان ها ناتوان هستیم. دلیل دیگر مهم بودن عزت نفس برای بازنشسته این است که فردی که به توانائی خود در برابر تهدیدها و مسائل پیش آمد در زندگی اعتماد کمی دارد یعنی برای فعلیت بخشیدن به راه کارها و سازگاری و کنار آمدن با این مسائل، دچار مشکل خواهد شد  از قبل تلاش خود را منجر به شکست خواهد داشت. دیده شده حتی زمانی که این افراد شایسته هستند باز تمایل دارند که شکست خورده ظاهر شوند و موفقیت خود را به حساب شانس می گذارند که این نوع برداشت از آنها غیر دقیق است. البته به وجود آوردن عزت نفس و اعتماد به نفس مثبت و خارج از درون فرد به هیچ عنوان کار آسانی نیست. طبق آن چه که تا کنون گفته شد،هر دروغ و ریاکاری در ایجاد عزت نفس و اعتماد به نفس دروغین اثر عکس و نامطلوبی را در فرد به وجود می آورد.

کودکان و همین طور بازنشستگان نیاز دارند که باور کنند که آنها به راستی به عنوان یک انسان با ارزش، مستحق احترام و منزلت دیگران هستند و نباید بدون اینکه نسبت به آنچه که قادر هستند انجام بدهند و باشند و یا قادر به انجام آن نیستند، فریب داده شوند. بیشتر افراد بازنشسته با وجود اینکه می دانند، آن چیزی نیستند که زمانی می بایست می بودند، اما در این دوران از زندگی انتظار و توقع دارند که احترام و ملاحظه و رعایت احوال آنان در جامعه بشود. بازنشستگان و افراد ناتوان، انتظار دارند که دیگران با آنان یرخورد مناسب داشته و منزلت آنان را حفظ کنند و خود را سزاوار احترام می دانند، حتی اگر در  گذشته جزء افراد سرشناس نبوده باشند. تبعیض، بی تفاوتی و عدم احترام از دیگران به شدت بر روحیه آنان اثر می گذارد. این هدف با ارزش و مهم است اما روش افزایش عزت نفس و اعتماد به نفس در سالمندان و حتی کودکان یک امر پیچیده و نامطمئن است. از طرفی افزایش جمعیت بازنشستگان می طلبد که به این قشر از افراد جامعه، بر احترام و منزلت آن ها تأکید بیشتری شود. و از تصمیم گیران و مسئولان حکومتی خواست تا تدابیر و بودجه بیشتری را برای بهزیستی این قشر از جامعه در نظر بگیرند.

بازنشستگان

یادآوری مجدد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

به زور می توان با او همکلام شد، زیرا که هر سری که سعی می کنم

با او سر صحبت را باز نمایم، مدام از کمبودها، مشکلات و مسائل

بوجود آمده در زندگی فعلی خود داد سخن به میان می آورد.

البته این قصه تعداد از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) نیز هست،

زیرا که در دورانی قرار گرفته اند که به زعم خود، همه چیز رو

به افول است.

اما آیا براستی شما نیز با این طرز تفکر موافق هستید؟

آیا بعد از پیشکسوتی(بازنشستگی) همه چیزها، به مانند حقوق و

درآمد، رو به افول است و کاری از ما بر نمی آید؟

آیا تنها باید به کمبودها و مسائل موجود در زندگی نگاه افکند؟

ما در این مقاله بر آنیم که تا جائی که ممکن است به سئوالات بالا،

پاسخ گفته و به این موضوع، نگاه جدیدی داشته باشیم.

با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله الماس ابدی است. را نیز مطالعه فرمائید.

چرا یادآوری مجدد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم است؟

همه ما در زندگی موقعیتهائی داشتیم که به خوبی با مسائل و

مشکلات آن، مواجه و مسائل آن را به طرز شگفت انگیزی

حل نموده و برای خود موفقیت هائی نموده ایم.

اما چه می شود که در زمانهائی اصلاً به این موفقیت ها،

و حل مسائل توجه نمی نمائیم و تنها به نیمه خالی لیوان توجه

کرده و از اینکه قبلاً هم این نیمه خالی وجود داشته، لکن با

درایت و عملکرد ما، از نیمه پر لیوان استفاده لازم و بهینه

را بردیم، هیچ یادی نمی کنیم.

خودتان دیگر به خوبی می توانید به نگارنده حق بدهید که شما

نیز به همین صورت از خود و توانائیهایتان، بی خبر بوده و

یا اینکه خود را بی خبر نشان می دهید.

اما این وضعیت را تا چه زمانی می توانید ادامه دهید، آیا دیگر

نمی خواهید از زندگی خود، هر چند به قول شما کوتاه( لکن به

نظر نویسنده، هیچ زمانی کوتاه نیست و همیشه عمرهای طولانی

وجود دارد) استفاده کرد؟ آیا نمی توان از زندگی لذت برد و

استفاده خوب و مناسب نمود؟

خود نیز کاملاً به این امر واقف هستید که چنین نیست و جواب

سئوال بالا، دقیقا منفی است و هر فردی در هر سنی و هر

موقعیتی می تواند دوباره زندگی خود را بازسازی نموده و بر

مسائل و مشکلات فعلی خود پیروز گردد.

تنها راه این است که پیروزی ها و بردهای خودمان در زندگی

را مجدداً یادآوری نمائیم.

با این یادآوری، انرژی شما بصورت اتوماتیک بالا رفته، و درست

مثل زمانی که آن پیروزی و افتخارات را کسب می نمودید،

بدن شروع به ترشح هورمون های شادی و نشاط نموده و بدن

همان حس را مجدداً دریافت می دارد.

پس یک سئوال اساسی:

چرا ما خود را از داشتن چنین حسی محروم می نمائیم؟

مقاله شانس یا خوش شانسی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

را حتماً مطالعه نمائید.

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

یادآوری مجدد داشت؟

این بخش را در دو مرحله انجام می دهیم:

مرحله اول اینکه ابتدا به داشته های فعلی خود نظری افکنده

و آنها را لیست می نمائیم، از قبیل اینکه:

  • می توانیم نفس بکشیم، در حالی که همین الان، خیلی افراد آرزوی این را دارند که بتوانند بدون دستگاه و بصورت اتوماتیک، خودشان نفس بکشند.
  •                 
  • چشمانی داریم که هنوز توانائی دیدن دارند، شاید برای بعضی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) این دیدن با عینک باشد، و این در حالی است که هم اکنون افرادی هستند که آرزوی دیدن دارند، اما متأسفانه این نعمت را در بر ندارند.
  •  
  • گوشهائی داریم که به راحتی می شنوند، هر چند که شاید برای بعضی از گنجینه های نیروی انسانی، کمی سنگین شده باشد، اما باز می توانیم بشنویم، و اینها در حالی است که تعدادی از افراد هستند که از این نعمت محروم هستند.
  •  
  • هنوز توانی داریم که این جسم را جابجا کند، هر چند که باز شاید بخاطر افکار و رفتارهایمان، این توان کاهش یافته باشد، و امیدوارم بتوانیم با آموزشهای این سایت، این توانائی مجدداً به عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) بازگردد.
  •  
  • و بسیاری از مسائل و نعمت های دیگر که هم اکنون اگر درست به آن ها نگاه کنیم، هنوز داریم از این نعمت ها استفاده می کنیم، هر چند که تا زمانی که دچار مشکل نشویم، متوجه نمی شویم که چه فواید و خوبی هائی برای ما داشت.
  •  

در مرحله بعدی:

عکس ها و لوازمی که از موقعیت هایی که توانسته برای ما

افتخار کسب کند، را در معرض دید خود قرار میدهیم.

هر زمانی که احساس کردیم که دیگر هیچ امیدی برایمان

نمانده است و کمبودها و مسائل، خیلی زیاد درگیرمان ساخت،

با نگاه کردن به این عکس ها و لوازم می توانیم مجدداً آن

خاطرات و راه حل ها را به خاطر آورده و از انرژی های

آن زمان، در زمان فعلی سود برده و از احساس خوبی که

نصیبمان می نماید، به طرز فوق العاده ای استفاده نمائیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

بازنشستگی

الماس درون بازنشستگان

الماس درون بازنشستگان

سالها دل طلب جام جم از ما می کرد،

آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد.

هر شخصی درون خود، دارای مشخصات و مزایایی است که ما به آن الماس درون می گوئیم

و این الماس در زمانی که فرد به درجه بازنشستگی نائل میشود، به مراتب درخشان تر و پرنورتر

از زمانهای دیگر نمایان می شود. لکن بعضی از دوستان متأسفانه نه تنها این تشعشع و نور را

نمی بینند یا به عبارتی نمی خواهند ببینند و تنها به الماس ها، کارها و توانائیهای دیگران چشم

دوخته و از توانائیها و مهارتهای خود غافل هستند. ما در این مقاله بر آنیم تا شاید گوشه کوچکی

از این اشیاء با ارزش موجود درون هر فرد را به شخص نشان دهیم.

 

شاید دوست داشته باشید، مقاله بازنشسته کیست را نیز بخوانید.

الماس چیست؟

الماس یکی از سنگ‌های قیمتی و یکی از آلوتروپ‌های کربن است که در فشارهای بالا پایدار است.

آلوتروپ دیگر کربن گرافیت نام دارد.

الماس در حالت پایدار دارای ساختار بلندروی (مکعبی) است. الماس ساختار منشوری نیز دارد که

این ساختار بصورت شبه‌پایدار در طبیعت به صورت کانی لونسدالنیت وجود دارد

الماس سنگی است با ظاهر درخشان و دلفریب كه به‌خاطر طرح، نقش، رنگ و ظاهر زیبایش بر

تمامی جواهرات ارجحیت دارد. و به اشکال مختلف و ظاهرهای متفاوت وجود دارد.

 

الماس درون بازنشستگان چیست؟

الماس درون 3

الماس درون 3

همانگونه که در قسمت قبل توضیح داده شد، الماس، که بر اثر فشار بالا به این درجه از ارزش

و قیمت می رسد، بر تمامی جواهرات ارجحیت دارد، روح و جسم انسان نیز در برابر مشکلات و

مسائل زندگی و در مقابل فشار، پایدار گردیده و گوهر وجودی خود را به یک شئی گرانقیمت تبدیل

می نماید، البته لازم به ذکر میباشد که تعدادی از عزیزان بازنشسته، متأسفانه خود را به خواب عمیق

زده اند و نمی خواهند از این خواب زمستانی و طولانی بیدار شده و این گوهر وجودی خود را دریابند،

لکن آنهائی که خیلی سریع و خوب به این شئی درون خود دست می یابند، نه تنها برای خود که برای

جامعه نیز بی نهایت مفید و مثمر ثمر خواهند بود و این قبیل افراد، با توجه به اینکه متوجه این موضوع

شده اند که این شی با ارزش درون خود، منحصر به فرد و نایاب می باشند به خوبی از این خصوصیت

استفاده نموده و در زمان بازنشستگی و زمانی که بعضی ها، آن را انتظار برای سفر آخرت تعبیر می نمایند،

بهترین سفرهای خود را آغاز و بهترین پیامدها را برای خود و دنیای پیرامون خود، مهیا و آماده می نمایند.

 

پیشنهاد می شود، مقاله 8 اصل موفقیت در دوران بازنشستگی  را نیز مطالعه فرمائید.

چطوری باید این الماس درون را کشف نمائیم؟

این الماس ها، که در درون هر فرد نهاده شده و البته درون افراد بازنشسته از نوع درخشان تر و پر ارزش تر،

مخفی گردیده است، باید توسط یک سری از اعمال و روشها و افکار آنها را کشف و در صدد استفاده از این

اشیاء گرانقیمت برآئیم.

در درجه اول، باید نسبت به شناسائی آن، آنهم فقط با نسخه خودمان، درک و کشف نمائیم.

این کشف ابتدا باید با بخشیدن تمام کسانی که در طول سالیان سال، متأسفانه از آنها زخم خورده یا دچار

مشکل و عذابی گردیده ایم، آغاز گردد و اگر این کار به خوبی انجام گردد، ذهن ما آزاد شده و بدنبال این کشف

بزرگ و عظیم می رود.

بخشش

بخشش دیگران

شاید در همین جا، بعضی از دوستان به من خرده بگیرند که چگونه فردی که ما را دچار فلان مشکل یا دچار

فلان بلا نموده است را ببخشیم، اما من در جواب این عزیزان دوست داشتنی عرض مینمایم که برای کشف

این الماس، باید ذهن کاملاً عاری از هر گونه نفرت و کینه باشد. و این آزادگی از قید کینه و نفرت، هدیه ای است

که شما به خودتان می دهید و لازم نیست که به آن نفرات این بخشش عنوان گردد. بلکه شما می بخشید نه

به این علت که آنهائی که به شما جفا نموده یا شما را دچار مشکلی نمود ه اند، مستوجب بخشیده شدن هستند،

خیر، بلکه چون ارزش شما بیشتر از آن است که نفرت و کینه در ذهن خود جای دهید.

پس همین الان تمام کینه و نفرتی که در ذهن دارید را به کناری انداخته و کلیه نفرات را ببخشید و این هدیه زیبا

را به خودتان و زندگی دوم خود(بازنشستگی) هدیه دهید.

در مرحله بعدی بعد از آزاد شدن از قید کینه و نفرت، به سراغ گوهر وجودی خود می روید و می بینید چه چیزی

در وجود شما نهاده شده که در دیگران وجود ندارد.

مثل اثر انگشت این شئی گرانبها برای هر شخص منحصر به فرد است و باید در جهت کشف آن و استفاده بهینه

از آن قدم برداشت.

 

به چه طریق از این الماس درون استفاده کنیم؟

 

در زمانی که نسبت به کشف این الماس ها اقدام نموده و متوجه شدیم که ما خصوصیاتی داریم که منحصر

به فرد است و تنها و تنها در وجود ما مخفی است، می توانیم از این الماس های نایاب و ارزشمند، با در اختیار

گذاشتن آن بصورت خدمت و کالا برای دیگران به صورت سودمند استفاده نموده و خود نیز از قِبَل دریافت حق الزحمه

ارائه آن، از مزایای آن بهره مند گردیدم.

البته لازم به ذکر است که ما هیچ وقت نمی خواهیم کمبودها و مسائل مبتلابه که عزیزان بازنشسته با آن

درگیر هستند را نادیده بگیرم، لکن اگر اجازه بدهید در این روزگار پرمشغله و پرهیاهو، کمی از این مسائل ذهن

خود را آسوده نموده تا بتوانیم گوهر وجودی خود را دریافته و به نحو احسن از آن استفاده لازم و کافی را بنماییم.

 

نتیجه الماس درون:

با توجه به اینکه هر یک از ما، دارای الماس های درخشنده و با ارزشی هستیم، دیگر لزومی ندارد که به دیگران

و الماس های آنها رشک ببریم، بلکه باید هر چه سریعتر در دوران بازنشستگی، از توانائیها و مهارتها و علائق خود

آگاه شده و نسبت به ارائه آن به دیگران و داشتن احساس لذت شادی و نشاط در وجودمان و در خانه هایمان،

از زندگی دوم(بازنشستگی) کمال استفاده و بهره را ببریم.

 

زندگی دیکته نیست که به ما گفته شود، زندگی انشایی است که باید آنرا تنها بنگاریم

الماس درون 5

الماس درون 5

 اگر این مقاله برای شما مفید بود

لطفاً آن را با دیگر عزیزان خود نیز به اشتراک بگذارید.

 

 

بازنشستگی

8 اصل موفقیت در دوران بازنشستگی

اصول موفقیت در دوران بازنشستگی

 

بازنشستگی، خود یک فلسفه اصلی در زندگی هر فرد شاغل است، زیرا خواه ناخواه به آن خواهد رسید، حال چگونگی گذران این دوران، بستگی به خود فرد دارد. در اینجا آن چه را که به نظر می رسد، هر فرد بازنشسته برای اداره دوره بازنشستگی موفق خود نیازمند است، را بازگو می نمائیم.

به طور کلی، مجموعه ای معین از جهان بینی ها و بینش هایی مورد نیاز است تا افراد بازنشسته بتوانند بر خلاف نقص ها، محدودیت ها و یا تهدیدهای فزاینده، تا هر زمانی که امکان دارد، مشتعل، بارور و از نظر اجتماعی فعال باقی بمانند.

در اینجا هشت اصل ارائه می شود که مفهوم موفقیت در دوران بازنشستگی را تعریف می کنند. برخی از این اصول از برخی دیگر مهم تر هستند. اما در مجموع آنچه را که کم و بیش برای همگان و نیز فراهم ساختن گسترده ای از موفقیات ضروری می باشند را در بر می گیرند.

برای دستیابی به موفقیت و حتی فراتر از آن می بایست با تلاش و به طور دقیق این اصول را در نظر گرفت. هر فرد بازنشسته ای با توجه به شرایط زندگی و نحوه سازگاری و کنار آمدن با شرایط و وضعیت موجود با فرد دیگر متفاوت بوده و بنابر این میزان موفقیت از فردی به فرد دیگر در نوسان است.

ما در ابتدا این اصول را فهرست کرده و سپس برخی از آن ها را با جزئیات بیشتر مورد بحث و بررسی قرار می دهیم. در واقع نتایج آنچه را که محققان، پژوهشگران و نظریه پردازان در باره بازنشستگی، در سال های اخیر بررسی نموده اند، را ارائه می دهیم. فهرست این اصول عبارتند از :

  • شفاف بودن در باره واقعیت های وضعیت موجود در باره خود
  • پذیرفتن این واقعیت ها و دیدن آن ها در بهترین وضعیت
  • توانائی سازگاری و کنار آمدن مؤثر با این واقعیت ها
  • دارا بودن توانائی بر جبران از دست داده ها و سایر کمبودها
  • جدیت و تلاش مستمر در یک فعالیت هدفمند
  • نگرش خردمندانه در باره آنچه که فرد به عهده خواهد داشت
  • حفظ پیوند و صمیمیت با همنوعان
  • حفظ حرمت و عزت نفس مثبت بر خلاف از دست داده ها و سایر کمبودها

 

اصول 1 و 2 موفقیت در دوران بازنشستگی:

شفاف بودن در باره واقعیت های وضع موجود در باره فرد و پذیرفتن این واقعیت ها و دیدن آن در بهترین وضعیت.

اصول بازنشستگی 11

همیشه بین اینکه فرد بخواهد واقعیت وضعیت خود را بداند و یا اینکه بخواهد آن را به نحو دلخواه و مطلوب ببیند یک تفاوت وجود دارد. اگر ما آنچه را که برای دیگران اتفاق می افتد را با اوضاع و احوال خود مقایسه کنیم، وضعیت همیشه بدتر خواهد بود.

ما نمی توانیم بسیاری از واقعیت های تلخی را که با آن مواجه می شویم را تغییر دهیم. بنابر این می بایست این توانائی را کسب کنیم تا با آن ها زندگی کرده و بهترین شرایط با وجود آن ها در زندگی خود داشته باشیم.

اگر وقایع را به طور صرف ناشی از تقدیر و ناچاری در نظر بگیریم، به تدریج دچار حالت یأس و افسردگی می شویم. حالت یأس و افسردگی، تلاش برای ساختن زندگی را از بین می برد. توانائی کسب روحیه بالا برای فائق آمدن با چالش ها و مشکلات زندگی همان سازگاری و کنار آمدن محسوب می شود. که این توانائی می تواند راهی را برای خلاصی و بهبود بخشیدن به شرایط پیش آمده را بیابد.

اصول بازنشستگی 3

دیده شده که افرادی که مستعد حالت یأس و افسردگی هستند، تمام وقایع زندگی خود را فاجعه تلقی می کنند، بر خلاف سایر افراد که در برابر چالش ها، صبر پیشه می کنند و یا با نگرشی مثبت حداکثر بهره برداری را از وقایع بد دارند، وضعیت را بدتر از چیزی که پیش آمده می بینند. بنابر این هم تمرکز به عین واقعیت و هم حفظ خونسردی و دارا بودن نگرش مثبت به طور برابر مهم و مؤثر هستند.

در اینجا به اصل دوم و توانائی مثبت اندیشی که اغلب دست کم گرفته می شود، اشاره می کنیم. شواهد زیادی وجود دارد که توانائی مثبت اندیشی را یک منبع نیرومند در انسان ها تلقی می کنند و بسیاری از روان شناسان با این موضوع موافق هستند. حال باید بدانیم که آیا می توان با این توانائی بر مشکلات فائق آمد یا خیر؟

ضرب المثلی وجود دارد که می گوید:”وقتی زمانه با تو نمی سازد، تو با زمانه بساز” این گویه بسیار رایجی است که باید با ناملایمات کنار آمد، اما در واقع گفتن این جمله خیلی آسان تر از عمل کردن به آن است. برای عمل کردن به این جمله می بایست تلاش و جدیت داشت و واقعیت این است که فقط عده کمی از ما لحظات بدون نا امیدی و رنج را سپری می کنیم. اما برای رسیدن به این جمله چیزی که اهمیت دارد ادامه و پیوستگی راه و توجه نکردن به لحظات بد است.

باید بتوانیم از کارکردها و بازده های مثبت لذت ببریم، گرچه زمانی که ناراحت و یا غمگین هستیم، این کار چندان آسان نیست. ما نمی توانیم همواره از ناراحتی ها و مشکلات خود با دیگران حرف بزنیم چرا که گاهی دیگران بنا به دلایلی نمی خواهند در این باره چیزی بشنوند. به طور معمول، آن ها نیز مشکلات و ناراحتی های خود را دارند.

اصول 3 و 4 موفقیت در دوران بازنشستگی:

توانائی کنارآمدن و سازگاری مؤثر با واقعیت ها و دارا بودن توانائی در جبران از دست داده ها و سایر کمبودها.

این دو اصل باید در کنار هم قرار بگیرند.

اصول بازنشستگی 6

اصل جبران، را بازنشستگان می توانند در فرانکلین دلانو روزولت، رئیس جمهور 4 متری در سال 1932 تا 1945 که قبل از جنگ جهانی دوم درگذشت، مشاهده کنند. تعدادی می دانند که او به فلج اطفال مبتلا بود و تا قبل از رئیس جمهور شدن، هرگز نمی توانست از پائین تنه بدنش استفاده کند. او مجبور بود که با کمک دیگران بالای سکو برود و با شور و حال زیاد در همایش های نامزدهای انتخابات با مردم و کنگره آمریکا سخنرانی کند.

نکته مهم این است که آن زمان جامعه مدنی احترام عمومی برقرار بود. مردم و مطبوعات، درک، شعور و احترام یکسان نسبت به یک مرد معلول داشتند و در سخت ترین شرایط روزهای کشور، چهار بار او را انتخاب کردند. او کسی بود که توانست با منزلت بالا، شور و شوق را در نقش رهبر یک کشور با هم ارائه کند. تا حدی که کاریکاتور او نیز با لبخند و سیگار برگی بر لب به تصویر کشیده می شد.

هم اکنون زمزمه هائی به گوش می رسد که مجسمه جدید روزولت در پارک یادبود واشنگتن دی سی می بایست او را در یک صندلی چرخ دار نشان دهد چرا که معلولیت- در واقع امروز عنوان معلول، یک واژه قدیمی است برای ناتوان بودن که امروزه منسوخ می باشد- معروف او را نمادین می سازد نه اینکه مجسمه ایستاده از او به نمایش گذاشته شود.

جالب اینجاست که به تصویر کشیدن معلولیت روزولت او را تحقیر خواهد کرد در حالی که به اعتقاد بسیاری از آمریکائیها، حقیقت درست بر عکس این است. از نظر دیدگاه مردم آمریکا، صندلی چرخدار نشانی از شجاعت، منزلت و تعهد بالای او است که او را نمادین می سازد. و به همگان می آموزد که چگونه یک فرد می تواند با وجود معلولیت جسمی به چنین موقعیت های چشمگیری برسد و بیماری و معلولیت جسمی خود را جبران کند،

حتی اگر با حمایت و بردباری و صبر دیگران گره خورده باشد. مخاطبان بازنشسته ممکن است با اندیشیدن به این مرد و آن دوران و گذشته ها غبطه بخورند.

شایسته بودن با اثربخش و مؤثر بودن به طور کامل همپوشانی دارند و هر دو توانائی نیز بر تفاوت های فردی و نیز قدرت مدیریت توقعات و تصمیم گیری آن ها نقش بسزائی دارند. حفظ روابط اجتماعی و شاغل بودن به کاری مثبت و سازنده و استفاده از مهارت های باقیمانده بازنشستگی در سازگاری و کنار آمدن با این دوران بسیار مؤثر هستند.

مهم تر اینکه هدف مطالعات و پژوهش ها در زمینه توانائی جبران، کشف این نکته است که کدام یک از اعمال سازگاری و کنار آمدن در نهایت به رضایت مندی از زندگی و بهزیستی و ایجاد هیجان مثبت می رسد.

 

اصل 5 موفقیت در دوران بازنشستگی:

جدیت و تلاش مستمر در یک فعالیت هدفمند

اصول بازنشستگی 9

در بعضی از اوقات، و بعضی از نفرات حالاتی رخ میدهد که بر اساس تشخیص علم روان شناختی و از لحاظ بالینی روان رنجوری وجود دارد. در این حالت، شرایطی به وجود می آید حتی افراد جوان نیز ناتوان می شوند. در واقع این حالت یکی از بدترین و مهلک ترین حالت هائی است که ذهن با آن درگیر می شود و به خصوص در بازنشستگان به نسبت جوان ترها شایع تر است. درمان روان رنجورهای وجودی، مشکل ترین، حالت های بالینی است و متخصصان مجرب آن هم به شرط همکاری مستمر مراجعان خود از عهده درمان برمی آیند. زیرا به طور معمول کسانیکه از این عارضه رنج می برند می بایست به نوعی فعالیت و علاقمندی نشان دهد، اما به نظر می رسدکه از انجام آن عاجز بوده و به اصطلاح از دنیا بریده اند و هیچ چیزی علاقه آنان را به خود جلب نمی کند.

به طور معمول این گونه افراد به سراغ روان پزشک دیگری می روند تا حداقل به خود نشان دهند که می خواهند در خود تغییرات را به وجود بیاورند اما رسیدن به این هدف یک امر درونی است و باید با انقلاب درونی و حقیقی همراه باشد و مراجعه به روان پزشک شرط کافی نیست.

برای ما چیزی غمگین تر از این نیست که یک بازنشسته به صورت بالقوه هنوز توانائی این را داشته باشد که در خانواده و جامعه نقش مثبتی ایفا کند اما نتواند در یک فعالیت هدفمند ظاهر شود.

البته فعالیت ها و تحرک ها می توانند هر چیزی باشند، حتی تلاش برای خلق کارهایی که تا کنون انجام نشده اند. در هر حال یک فعالیت و تلاش هدفمند نباید لزوماً یک امر تأثیرگذار و بزرگ باشد، بلکه باید این توانائی را داشته باشد که امید به زندگی و شوق زیستن را در بازنشسته پیدا کند و نگذارد که او با منزوی شدن و احساس تنهائی و فرو رفتن در خود، انتظار مرگ را بکشد.

این گونه کناره گیری بازنشسته، نمی تواند آن ها را به یک دوران بازنشستگی موفق هدایت نماید.

اصل 6 موفقیت در دوران بازنشستگی:

نگرشی خردمندانه در باره آنچه که فرد به عهده خواهد داشت.

اصول بازنشستگی 5

انتخاب مبتنی بر آگاهی و خرد، روشی است که فرد می تواند در زندگی خصوصی خود ایجاد کند. به عبارت روشن تر بازنشستگان نیاز دارند تا برای دستیابی به آرزوها و آرمان های ایده آل خود که شاید در گذشته نتوانسته به آن ها دست یابد، هم اکنون با توجه به سطح انرژی و وضعیت جسمانی و ذهنی به آن ها بپردازد. البته داشتن چنین توقعاتی از خود می بایست با در نظر گرفتن ذخایر خود حقیقی سالمند باشد. زیرا در این سن و سال درگیر شدن با فعالیت های اجتماعی زیاد و قبول تعهدات بیش از ظرفیت می تواند صدمات جبران ناپذیری به او وارد کند. انتخاب آگاهانه به بازنشسته کمک می کند تا از قبول تعهدات بیش از ظرفیت خود داری نماید.

اصل انتخاب مبتنی بر آگاهی، نه تنها به روابط خانوادگی و دوستان مربوط می شود، بلکه در تمامی کارکردهای زندگی سالمند تأثیرگذاری است. باید توجه داشت که با توجه به کاهش سطح انرژی و وجود برخی از بیماری ها و از  دست دادن بنیه و توانائی در دوران سالمندی می بایست از برخی از جاه طلبی ها و آرمان های ایده آل و هر هدفی که برای آن تلاش می شود کمی تخفیف نیز در نظر گرفته شود تا بتوان به طور کامل و یا تا حدودی تعهدات انجام شوند. در اینجا باز هم عامل تفاوت های فردی خودنمائی می کند و هر فرد بازنشسته خود می بایست با توجه به شرایط جسمانی و روحی و همچنین اوضاع مالی و سبک و سلیقه خود، انتخاب و تصمیم گیری آگاهانه بگیرد.

اصل 7 موفقیت در دوران بازنشستگی:

حفظ پیوند و صمیمت با همنوعان.

اصول بازنشستگی 4

از پژوهش ها و مطالعات انجام شده، چنین نتیجه می شود که انزوای اجتماعی – از جمله از دست دادن پیوندهای اجتماعی، تجرد و داشتن روابط اجتماعی ناکافی- تأثیر منفی البته کمی ضعیف تر از واژه منفی بر مواردی چون سلامت، طول عمر و بهزیستی دارند.

البته مطالعات و پژوهش ها از دیدگاه جامعه شناسی شبکه اجتماعی، مشکلات و ضعف هائی دارد. زیرا اصطلاح شبکه اجتماعی فقط نشان دهنده این است که فرد در زندگی یک یا چندین پیوند اجتماعی دارد ولی آیا این پیوندها می توانند از لحاظ روان شناختی، منبع رضایت، خوشحالی و بهزیستی او باشند. یک فرد ممکن است تعداد زیادی از این پیوندهای اجتماعی را در زندگی خود داشته باشد و یا دوستان و آشنایان زیادی مراوده کنند ولی در عمل و به عنوان مثال در جمع فامیل و برخی از آشنایان از همدیگر نفرت داشته و احساس خوبی نسبت به هم نداشته باشند.

 

اصل 8 موفقیت در دوران بازنشستگی:

حفظ حرمت و عزت نفس مثبت بر خلاف از دست داده ها و سایر کمبودها.

اصول بازنشستگی 2

اصطلاح های مترادف و جایگزین حرمت نفس، عزت نفس، احترام به خود و اعتماد به نفس است. بعضی از پژوهشگرها از واژه چیرگی و فائق آمدن هم استفاده می کنند، که ما نسبت به آن چه که آنها مطرح کرده اند، نظر قطعی نداشته و دچار تردید هستیم. زیرا که نمی توان در زندگی بر همه مشکلات چیره شد و فائق آمد. بنابر این ترجیح می دهیم به جای چیره شدن و فائق آمدن واژه سازگاری و کنار آمدن را مطرح کنیم. در واقع اشاره ما بر مدیریت فشارهای روانی است که پذیرش واقعیت شرایط فرد و چگونگی کنار آمدن و سازگاری و زندگی در این شرایط را شامل می شود.

بدون شک بازنشستگی موفق بدون داشتن عزت نفس مثبت غیر ممکن است. در اینجا اشاره ما به احساس نکردن شرمساری از کمبودها و نقصان هائی است که در بیشتر مواقع ارزش سرزنش کردن را نداشته و برای به وقوع آمدن و پیشگیری و اجتناب از آنها در زندگی همه انسان ها ناتوان هستیم. دلیل دیگر مهم بودن عزت نفس برای بازنشسته این است که فردی که به توانائی خود در برابر تهدیدها و مسائل پیش آمد در زندگی اعتماد کمی دارد یعنی برای فعلیت بخشیدن به راه کارها و سازگاری و کنار آمدن با این مسائل، دچار مشکل خواهد شد  از قبل تلاش خود را منجر به شکست خواهد داشت. دیده شده حتی زمانی که این افراد شایسته هستند باز تمایل دارند که شکست خورده ظاهر شوند و موفقیت خود را به حساب شانس می گذارند که این نوع برداشت از آن ها غیر دقیق است.

البته به وجود آوردن عزت نفس و اعتماد به نفس مثبت و خارج از درون فرد به هیچ عنوان کار آسانی نیست. طبق آن چه که تا کنون گفته شد، هر دروغ و ریاکاری در ایجاد عزت نفس و اعتماد به نفس دروغین اثر عکس و نامطلوبی را در فرد به وجود می آورد.

کودکان و همین طور بازنشستگان نیاز دارند که باور کنند که آنها به راستی به عنوان یک انسان با ارزش، مستحق احترام و منزلت دیگران هستند و نباید بدون اینکه نسبت به آنچه که قادر هستند انجام بدهند و باشند و یا قادر به انجام آن نیستند، فریب داده شوند.

بیشتر افراد بازنشسته با وجود اینکه می دانند، آن چیزی نیستند که زمانی می بایست می بودند، اما در این دوران از زندگی انتظار و توقع دارند که احترام و ملاحظه و رعایت احوال آنان در جامعه بشود. بازنشستگان و افراد ناتوان، انتظار دارند که دیگران با آنان برخورد مناسب داشته و منزلت آنان را حفظ کنند و خود را سزاوار احترام می دانند، حتی اگر در  گذشته جزء افراد سرشناس نبوده باشند. تبعیض، بی تفاوتی و عدم احترام از دیگران به شدت بر روحیه آنان اثر می گذارد. این هدف با ارزش و مهم است اما روش افزایش عزت نفس و اعتماد به نفس در سالمندان و حتی کودکان یک امر پیچیده و نامطمئن است. از طرفی افزایش جمعیت بازنشستگان می طلبد که به این قشر از افراد جامعه، بر احترام و منزلت آن ها تأکید بیشتری شود. و از تصمیم گیران و مسئولان حکومتی خواست تا تدابیر و بودجه بیشتری را برای بهزیستی این قشر از جامعه در نظر بگیرند.

قسمتهائی از کتاب دوران سالمندی و کنار آمدن با آن، برگردان شعله آتشین

 

اگر این مقاله برای شما مفید بود، لطفاً آن را با دیگر عزیزان خود نیز به اشتراک بگذارید.

بازنشستگی

بازنشسته کیست؟

بازنشسته کیست؟

بازنشسته کیست 5

در یکی از راه پیمائی هائی که در اعتراض به وضعیت معیشتی توسط بازنشستگان گرامی، انجام شد،

با یکی از عزیزان بازنشسته، مشغول صحبت شدم.

ایشان در تعریف هائی که از بازنشستگی برایم داشت، از بازنشستگی به بازِ نشسته نیز نام برد.

در آن موقع من به این فکر رفتم که آیا واقعا بازنشستگان، بازِ نشسته هستند، یا به تعبیر گروهی دیگر با زن نشسته هستند یا …..

در این مقاله بر آن شدم که به این مقوله نگاهی بیندازیم.

پس با ما همراه باشید.

بازنشسته کیست؟

به فردی که بعد از چندین سال(حداکثر 30 تا 35 سال) که از اشتغال او می گذرد،

با درخواست خود، یا بر اساس قانون یا بعلت نقض جسمانی یا روحی، از کار منفک شده و حقوق ماهیانه دریافت می دارد،

بازنشسته گفته می شود.

 

بازِ نشسته چیست؟

بازنشسته کیست 7

به پرنده شکاری که از دیگر جانوران تغذیه می نماید و میان جثه نیز می باشد بازِ شکاری اطلاق میگردد.

چرا بازِ نشسته، تفسیر مناسبی است؟

باز شکاری همان گونه که در تعاریف داشتیم، خود به دنبال شکار رفته و تغذیه و قوت خود را بدون اتکا به

کسی یا چیزی، تهیه و صرف مینماید.

همان روز که آن عزیز بازنشسته این واژه را بیان نمود، من با خود فکر کردم که بعضی از این عزیزان که

چشم خود را به روی توانائیها و قابلیتهای خود بسته و تنها به کسانی چشم دوخته اند که بلکه آنها،

لطف نموده و به درآمد آنان اضافه نموده و باری از دوش آنها بردارند، می توان چنین لقبی را اختصاص داد.

البته ذکر این نکته را برای رفع سوء تفاهم، ضروری و لازم میدانم و آن اینکه، نگارنده به هیچ وجه،

نافی حق و حقوقی که به واسطه زحمات سالیانه که در محیط کار توسط این عزیزان کشیده شده

و هم اکنون باید توسط دولت، صندوق ها و کانون ها این حقوق نادیده شده، برآورده شود،

و اینکه برای احقاق حقوق خود باید دست به اقداماتی زد، نیستم، لکن بحث اصلی بر سر این است

که برای بهبود وضعیت زندگی خود در دوران بازنشستگی، پیگیری حق و حقوق لازم است، اما کافی نیست.

و این پیگیری ها، تنها یک قسمت از مطالبات را شامل می شود، و به نظر باید این بخش توسط گروهی

از میان خود بازنشستگان گرامی که بر مسائل حقوقی اشراف کامل دارند پیگیری کامل گردد.

و باقی مطالبات مربوط به شخص بازنشسته و توانائیها و تجارب و مهارتهایش می باشد.

در چند روز پیش با یکی دیگر از نفرات شاخص بازنشسته یکی از ادارات مشغول صحبت بودم،

ایشان تماماً به این که باید احقاق حق خود را بنمایند تمرکز داشت و از تمرکز بر روی توانائیهای خود

و دیگر عزیزان همراه خود غافل بود. در زمانی که به ایشان گفتم، شما کوله باری از تجربه و قابلیت به همراه دارید،

خود ایشان نیز بر این امر صحه گذاشت، لکن اعلام داشت که در حال حاضر کاری برای ایشان نیست که انجام دهد.

سئوال من این است که آیا برای بازِ شکاری، نیز حیوانات دیگر و شکار آماده می گذارند که جناب باز،

شما لطف کنید و تشریف بیاورید و مرا شکار و نوش جان کنید؟

یا اینکه خود پرنده شکاری، به پرواز درآمده و با چشمان تیزبین خود، شکار خود را یافته و آذوقه آن روز خود را رقم میزند.

حال اگر این باز، به مانند کبوترها، تنها بنشیند و به امید این باشد که دیگران برایش دانه ای بریزند و این پرنده،

تنها دانه های ریخته شده توسط دیگران را ببیند، دیگر شکاری که باب طبع خود باشد را نیافته و معلوم است

که بعد از مدتی باید برای آن باز، سوگواری نمود.

چطوری این بازِ نشسته، می تواند به پرواز درآید؟

بازنشسته کیست 7

حال اگر قبول کنیم که باز ها هم مانند بقیه پرنده ها، بعد از مدتی که پرواز کرده و شکار نمودند،

نیاز به استراحت دارند و باید استراحت کنند، باز هم زمان استراحت محدود است و این استراحت نباید به طول انجامد،

زیرا اگر این استراحت به طول انجامد، کم کم باز، مهارت پرواز خود را از دست داده و مجبور به زمین گیر شدن می شود

و دیگر نمی تواند آن حس پرواز و شکار را که با لذت و شور خاصی انجام میداد، انجام دهد.

مثال باز، نمونه بارز عزیزان بازنشسته، این گنجینه های گهربار نیروی انسانی است، شاید قبول کنیم که

این عزیزان بعد از چندین سال، کار و تلاش شبانه روزی، بالاخره نیاز به کمی استراحت دارند، لکن تنها نیاز

به “کمی” استراحت دارند و بلافاصله بعد از تازه شدن نفس باید بلافاصله شروع نمایند و منتظر نباشند که

فرد دیگری بر اساس خیلی از مصالح خود یا سازمان، درآمدی جدید برای این عزیزان تأمین نموده یا درآمد

فعلی ایشان را بهبود بخشند. و سابقه نشان داده است که تا کنون و با این همه پیگیری که (البته

کمی بهبود یافته است)جواب نداده است.

حال باید آزموده را چندین باره بیازمایند؟ آیا نباید بجای تکیه بر دیگران، تنها بر روی خود و توانائی های خود،

قابلیتهای خود، تجارب و مهارتهای گرانبها و ذیقیمت خود که در چندین سال، فعالیت خود، بدان دست یافته اند،

اتکا نموده و قدمی در جهت بهتر شدن زندگی خود، بردارند؟

اگر می گویند، نمی شود، میتوان با جستجوی مختصری، نمونه های بسیاری از جمله:

سرهنگ هارلند ساندرز(موسس مرغ سوخاری KFC) را نام برد.

بازنشسته کیست 3

و اگر میفرمائید این نمونه خارجی است، می بایست نمونه های داخلی که خدا رو شکر، تعدادشان کم نیست

را مثال بزنم، از جمله دکتر فریور از بازنشستگان سازمان بنادر و دریانوردی که بعد از بازنشستگی، تازه تحصیل

خود را در رشته روانشناسی، آغاز نمود و موفق به اخذ درجه دکترا در این رشته و کار و فعالیت نمود.

بازنشسته کیست 2

 

هر چه که جستجو کنید، نمونه های بیشتری از افرادی که اجازه ندادند، دانه های چند روزه، قوت یومیه

آنها را تأمین نماید، مشاهده می نمائید. کافی است فقط کمی جستجو کنید تا به صحت گفته های نگارنده، ایمان بیاورید.

حالا موقع عمل بازنشسته است.

نور، صدا، حرکت …………….

بازنشسته کیست 1

اگر به مطالب بالا باور داشتید، حال موقع عمل است، خیلی سریع، تصمیم گرفته و بر روی ایده های خود

مشغول کار و فعالیت شوید. و در جهت بهبود وضعیت زندگی خود، در دوران پر فراز و نشیب بازنشستگی، قدم بردارید.

با مطالعه راهکارهای ارائه شده در این سایت، گنجینه نیروی انسانی به آدرس  www.GanjeEnsani.ir

یا سایتهای دیگر که راه های عملی برای انجام در دوران بازنشستگی را ارائه دادند میتوانید، آغاز نمائید

تنها کافی است که هر روز یک کار برای پیشرفت و یک کار برای تفریح خود انجام دهید تا بتوانید در مدت

بسیار کوتاهی، به صورت کاملاً فعال، سکان زندگی خود را مجدداً در دست گرفته و آنرا در دریاهای مختلف

هدایت و راهبری نمائید.

بازنشسته کیست 4

اگر این مقاله برای شما مفید بود، لطفاً آن را با دیگر عزیزان خود نیز، به اشتراک بگذارید.

ارزش زندگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

ارزش زندگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

ارزش زندگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

ارزش زندگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

ارزش ها چیزهایی هستند که برای ما خیلی مهم

هستند. ارزش ها به ما می گویند که آیا تصمیمی

که گرفته می شود، خوب است یا بد؟ درست است

یا اشتباه؟

 

ارزش های زندگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

خود مقوله بسیار مهم و اساسی است.

 

ارزش ها در سطوح بالا نشان می دهند که چه

چیزهائی برای شما مهم است؟ ارزش ها بعنوان

فیلتر عمل می کنند. راهنمائی درونی برای همه

تصمیماتی هستند که ما اتخاذ می کنیم، بنابر

این تقدیر و سرنوشت ما را می سازند.

 

 

پیشنهاد می شود، مقاله دوست هدیه ای

ارزشمند در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

را نیز مطالعه فرمائید.

 

 

ارزش زندگی چیست؟

ارزش زندگی چیست؟

ارزش های زندگی همانطور که از اسم آنها مشخص

است مواردی هستند که بالاترین اهمیت را در زندگی

برای ما دارند، ارزش ها می تواند برای هر شخصی

با دیگری متفاوت باشد، در دنیا موارد زیادی وجود

دارد که می تواند برای ما با ارزش، کم ارزش یا

حتی بی ارزش باشند، مثل:

 

ارزش زندگی، ارزش های زندگی ارزش علم،

ارزش وقت، ارزش پول، ارزش انسان، ارزش دنیا،

با ارزش ترین پول دنیا، ارزش دوست، ارزش علم

و دانش، ارزش های اخلاقی، ارزش کار، ارزش های

فرهنگی، ارزش خانواده و خیلی موارد دیگر.

 

ارزش ها، مهمترین فیلتر ما در برخورد با افراد یا

وقایع می باشد.

 

زیرا ما بر اساس ارزش هایمان، حتی محیط اطرافمان،

افراد پیرامون، اتفاقات و … را نیز دیده، شنیده و مورد

توجه و تأکید قرار می دهیم.

 

بطور مثال: اگر در خیابان های تهران قدم بزنید،

مطمئناً ماشین های زیادی از کنار شما عبور خواهند

نمود، اما آیا واقعاً شما تمام آنها را دانه به دانه،

یکی به یکی، رصد می کنید؟

 

شماره، رنگ، مدل و … آنها را به خاطر می سپارید؟

 

مسلم است که جواب شما نیز مانند اکثریت افراد،

منفی است، زیرا شما تنها به ماشین ها و خودروهائی

توجه می نمایند، که برای ما مهم باشند، و برای

شما با ارزش باشند.

 

 

 

چرا ارزش زندگی در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) مهم است؟

بازنشستگی) مهم است؟

همانگونه که در بندهای قبل ذکر شده، ارزش های

زندگی است که فیلتر برای چشمان، گوشها، رفتار

و بسیار از مسائل ما قرار می دهد.

 

حال اگر این ارزش ها، ارزش های واقعی و اصلی

زندگی ما نباشند، ادامه زندگی ما را نیز تحت الشعاع

خود قرار میدهد.

 

لذا اینکه چه چیزی در این دوران بسیار مهم

(پیشکسوتی(بازنشستگی)) برای ما ارزش است،

دقیقاً بر رفتارهای آینده ما حتی با خود نیز

تأثیر می گذارد.

 

در این دوران، با توجه به مصاحبه های انجام شده،

عده ای از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) ارزش

خود را تنها گرفتن وام، یا کمک به فرزند خود جهت

خانه دار شدن، یا دیگر مواردی که تنها به دیگران

مربوط می شد، قرار داده بودند.

 

جالب اینکه، این گنجینه های نیروی انسانی،

از این نکته اصلی کاملاً غافل هستند که یک

آتش نشان در زمانی که می خواهد به دیگران

کمک نماید، در ابتدا، خود را ایمن نموده و وسایل

ایمنی خود را مهیا می سازد و پس از آن، تازه

شروع به طراحی نقشه برای کمک به دیگران

می نماید.

 

و چه خوب است که این عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)

نیز ابتدائاً در تلاش باشند که زندگی خود را کاملاً از

هر حیث تأمین نمایند، و پس از آن به کمک فرزندان

و دیگر افراد نیازمند اطراف خود باشند.

 

 

پس پیشنهاد این است که یکبار دیگر بیائیم و

ارزش های زندگی خود را در این دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) مورد بررسی مجدد قرار دهیم تا

بتوانیم زندگی شاد، با نشاط و سلامتی را برای

خود برنامه ریزی و آماده نمائیم.

 

 

مقاله احترام به خود در دوران پیشکسوتی

 

(بازنشستگی) را از دست ندهید.

 

چطوری می توان ارزش های مهم زندگی

خود را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

به دست آورد؟

چطوری می توان ارزش های مهم زندگی خود را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) به دست آورد؟

قبل از اینکه ارزش هایمان را تعیین کنیم لازم است

چند نکته را بدانیم.

 

– ما می توانیم چند ارزش اصلی و برای هر کدام

چند ارزش فرعی در نظر بگیریم، شاید یکی از

ارزش های زندگی و اصلی ما کسب وکار باشد و

ارزش های فرعی آن می تواند صداقت در کار،

تعهد و تلاش صادقانه باشد.

 

 

– ارزش ها می توانند متناسب با موقعیت تغییر کنند

و حتی ما متوجه هم نشویم، بنابراین لازم است ما

آگاهانه حواسمان به ارزش هایمان باشد. مثلا

شخصی که برای عشق ارزش و احترام زیادی قائل

است و متوجه می شود که به او خیانت شده است،

ممکن است همان لحظه تمام باورهایش در رابطه

با عشق زیر سوال برود و نه تنها عشق دیگر برای

او ارزش محسوب نشود بلکه ضد ارزش هم

محسوب شود.

 

 

– گاهی موقعیت ایجاب می کند که ارزش هایمان

را آگاهانه تغییر دهیم، مثلا ممکن است برای فردی

کسب وکارش بالاتر از خانواده اش باشد، و در خیلی

از مراسم های خانوادگی که باید حضور داشته باشد،

غایب باشد، همین امر ممکن است باعث سرد شدن

خانواده اش نسب به او شود و حتی کار به جدایی

هم برسد زیرا برای همسر و فرزندانش خانواده بالاترین

اولویت و ارزش را دارد ولی برای او کسب وکار بالاترین

ارزش را دارد و به همین خاطر بین او و خانواده اش

اختلاف بیفتد، شاید بهترین تصمیم در چنین شرایطی

این باشد که آگاهانه اولویت ارزش هایش را جابجا کند

و خانواده اش را در اولویت بالاتری نسبت به کسب و

کارش قرار دهد.

 

https://ganjeensani.com/product/labkhand/

تعیین مجدد ارزش ها در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) چگونه است؟

تعیین مجدد ارزش ها در دوران پیشکسوتی (بازنشستگی) چگونه است؟

با توجه به موارد گفته شده نیاز است که ارزش هایمان

را خودمان تعیین و مشخص کنیم، بهترین حالت این

است که آنها را بنویسید تا بهتر بتوانید درک و

اولویت بندی کنید.

 

 

۱ارزش های زندگی شما چه هستند؟

 

هر چیزی که برای شما ارزش محسوب می شود

را یادداشت کنید.

 

۲باورها و اعتقادات شما کدامند؟

مثلا شاید یک نفر بگوید، من باور دارم که باید

در شغلم صداقت داشته باشم، پس صداقت

برای او یک ارزش است.

 

شاید فرد دیگری بگوید من اعتقاد دارم که هرکسی

باید در رابطه با شغلش دائم در حال یادگیری باشد

و پیشرفت کند، پس برای این فرد یادگیری و

پیشرفت ارزش محسوب می شود. حالا همین فرد

در اوقات فراغت و بیکاری مطمئنا وقتش را به یادگیری

در مورد شغلش اختصاص خواهد داد.

 

 

۳ارزش هایتان را بر اساس اولویت مرتب کنید.

 

کسب وکار برایتان مهم تر است یا سلامتی؟

 

سلامتی برایتان مهم تر است یا خانواده؟

 

پول برایتان مهم تر است یا سلامتی؟

 

 

۴از بین ارزش هایی که مشخص کردید ۳ ارزش

که بالاترین اولویت را دارند مشخص کنید.

 

۵در روزهای بعد بارها و بارها این سه ارزش را به

خود یادآوری کنید تا ذهن ناخودآگاهتان آن را به عنوان

یک ارزش بپذیرد و زمانی که این اتفاق بیفتد ناخودآگاه

شرایط و موقعیت هایی پیش خواهد آمد که مطابق

با این ۳ ارزش اولویت اول باشد.

 

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

 

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

 

 

 

 

احساس منفی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

احساس منفی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

احساس منفی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

احساس منفی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

با یکسری از افراد که مشغول صحبت می شوید،

علاوه بر اینکه تمام چهره و صورت آنها نشان از

بی انگیزگی و بی حوصله گی دارد، در صحبتهایشان

نیز موج حس منفی نیز به خوبی مشاهده می گردد

و کافی است که چند دقیقه با این افراد هم نشین

باشید تا دیگر اکثر امیدهایتان به زندگی و آینده را از

دست بدهید.

و در بعضی مواقع نیز همین احساس به سراغ خود

ما نیز خواهد آمد، البته لازم به ذکر می باشد که مخفی

کردن آن، اصلاً به هیچ وجه توصیه نمی شود، بلکه باید

با راه کارهای مناسب و ابزارهای درست، به برطرف

نمودن این حس که آثار مخربی بر روح و جسم ما وارد

می نماید، اقدام نمود.

ما در این مقاله بر آنیم که به این موضوع نگاهی بیندازیم

و آن را مورد بررسی قرار دهیم.

با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله احساس در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.

احساس منفی چیست؟

حس در لغت نامه دهخدا

حس در لغت نامه دهخدا عبارت است از دریافت .

دریافتن . تاثیر. آگاه شدن . اندریاب

و منفی در همان لغت نامه عبارت است از: جایی

که کسی را بدانجا نفی کرده باشند.

و احساس منفی به معنای آن است که دریافت هائی

که افراد از آن ها نهی شده است و حال خوب را از فرد

می گیرد. و اجازه زندگی راحت و آسان را به انسان

نمی دهد.

احساس منفی می تواند، فرد را به فضاهای نا ایمن

و غیر راحت، هدایت نماید.

فردی که احساس منفی در او متجلی است، دیگر به

راحتی نمی تواند خوبی ها و زیبائیهای افراد دیگر و

طبیعت و اطراف خود را مشاهده نماید.

چرا احساس منفی در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) می تواند مشکل ساز باشد؟

چرا احساس منفی در دوران پیشکسوتی (بازنشستگی) می تواند مشکل ساز باشد؟

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که فرد به آن قدم

می نهد، و بر اساس تلقینات و گفته های غیر مثبتی

که در جامعه رواج دارد، به نوعی فرد، خود را آماده

مواجه شدن با مشکلات و مسائل فراوانی می نماید.

حال اگر در همین دوران نیز به احساس منفی اجازه ورود

به ذهن و روح خود بدهیم، که دیگر مشخص است این

احساس به همراه، آثار به جای مانده از گفته های غیر

واقع دیگران تا چه حد می توانند به همدیگر کمک کرده و

فرد پیشکسوت(بازنشسته) را از راحتی و آسایش دور سازند.

لذا بر ماست که در این دوران که برای بعضی از افراد،

همراه با کاهش قوای جسمانی و تحلیل قوا همراه

است، از آثار سوء احساس منفی آگاه شده و تا حد

امکان از ورود این مهمان نامیمون به داخل ذهن و روح

خود جلوگیری نمائیم.

مقاله مهربان بودن با خود در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) چیست؟ را از دست ندهید.

چگونه از احساس منفی در دوران پیشکسوتی

 

(بازنشستگی) جلوگیری کنیم؟

چگونه از احساس منفی در دوران پیشکسوتی

بر اساس مقاله ای به نام

“Emotionally Upset?

20 Ways to Defeat Negative Feelings”

به 20 راه برای مقابله با این احساس اشاره

نموده است که در ذیل به آن اشاره میگردد:

1- خودتان را ببوسید و خودتان را آرام کنید:

  • بدیهی است، هر کاری دیگری که می توانید انجام
  • دهید، تا در در مواجهه با چیزهایی که به عنوان عمیقا
  • ناراحت کننده است، خود را آرام نمائید را حتماً تجربه
  • و اقدام کنید. این کارها و اقدامات به شما در خود
  • کنترلی به شما کمک می نماید.و یا می توانید خود
  • را در محیط های شاد و با نشاط به تصویر کشیده
  • و از فرط شادی و خوشحالی، فریاد بزنید. این فریاد
  • کشیدن می توانید بلافاصله شما را از حالتهای
  • خشمگین، و ناراحتی، به سمت آرامش هدایت نماید.
  • شما می توانید یک صحنه آرام و زیبا را در ذهن خود
  • به تصویر بکشید، مثل اینکه در کمال آرامش در یک
  • ساحل خصوصی، در حالی که خورشید و نسیم گرم،
  • تمام بدن شما را آرام می کند، قرار دارید.
  • تمام بدن شما هنگامی که از سوی احساس منفی
  • مورد ضرب و شتم قرار می گیرد، شما را به حالت
  • جنگ برده و در نتیجه تنفس شما سریعتر و محدودتر
  • می شود. بنابر این به محض اینکه متوجه شدید که
  • چیزی منفی به درون ذهن و روح شما نفوذ نمود،
  • چندین بار کلمه “آرام” را در حالی که به صورت آهسته
  • و عمیق تنفس می نمائید با خود تکرار نمائید.

2- شناسایی و پیدا نمودن علت ناراحتی خود:

3- به نظر مثبت به مسائل و محیط اطراف و
اطرافیانتان نگاه کنید

4- قضاوت خود را متوقف کنید و از دیگران بپرسید.

5- بیشتر معقول شوید.

6- خودتان را بر اساس احساسات خود متهم نکنید.

7- در صورت نیاز، در خود نفود نمائید.

8- “احساس درد” را به سلامتی تبدیل و آن را احساس کنید.

9- اقدامات مربوطه جهت رسیدن هر چه سریعتر
به آرامش را انجام دهید.

10- درخواست از یک دوست یا فامیل جهت
همراهی با شما در جهت رسیدن به آرامش.

11- نمی توانید احساسات را مخفی سازید،
آنها را بپذیرید و در جهت رفع آن برآئید.

درخواست از یک دوست یا فامیل جهت

12- فکر نکنید احساسات برگشت پذیر نیستند.

13- “مالکیت” احساستان را کاملاً در دست بگیرید.

14-مجلات و نوشته ها، از احساس دور هستند.

15- از بین بردن آنچه ذهن شما در این احساس
منفی به طور صریح به شما می گوید.

16- خود آموزی را نشان دهید. اما مراقب
احساس آرامش برای خود باشید.

17- از خودتان خارج شوید

18-عادت به شکار احساس مثبت پیدا کنید.

19- تنش خود را پایین بیاورید

20- خودتان باشید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.