شاد بازنشسته شوید

خوب بازنشسته شوید؛ فصلی تازه برای لبخند، آزادی و آرامش


🧩 شادی بازنشستگی از کجا می‌آید؟

راز شادی فقط سفرهای خارجی یا حساب بانکی نیست؛ گاهی فقط همان قبض پرداخت‌شده، خانه‌ای بی‌وام، و خیالی آسوده کافی‌ست. طبق آمار جهانی، بیشتر بازنشستگان از «توانایی پرداخت به‌موقع صورتحساب‌ها» و «زندگی بدون بدهی» احساس رضایت می‌کنند.
اما در ایران، شادی بازنشستگی یعنی: قبض‌ها را سرِ وقت بدهی، برق نرود، و هنوز برای نوه‌ات بستنی بخری 😄

نکته آموزشی:
اگر هنوز در سن کار هستید، از امروز برای آینده برنامه‌ریزی کنید. حتی مبلغ‌های کوچک پس‌انداز ماهانه، مثل قطره‌هایی هستند که در آینده تبدیل به رودخانه‌ی آرامش می‌شوند.


💰 برنامه‌ریزی مالی؛ شمشیر دولبه‌ی آرامش و استرس

تورم را که دیگر همه‌مان استادش هستیم! اما همین شناخت، اولین قدم برای غلبه بر آن است. اگر قرار است بازنشستگی‌تان طوفانی نباشد، باید از امروز بادبان بسازید.

  • صندوق اضطراری: معادل ۳ تا ۶ ماه هزینه زندگی.
  • بیمه تکمیلی: مخصوصاً برای هزینه‌های درمانی.
  • چندمنظوره فکر کنید: طلا، سپرده، مهارت؛ ترکیب امن‌تر از تمرکز روی یک دارایی است.

نکته طنز:
اگر هر روز قهوه بیرون می‌خری، شاید بهتر باشد همان پول را بگذاری برای «صندوق بازنشستگیِ قهوه در خانه»!


🏡 کجا بازنشسته شویم؟

در آمریکا، ۴۲٪ بازنشستگان می‌خواهند شهر یا ایالتشان را عوض کنند. در ایران هم وسوسه‌ی رامسر، کیش یا شمال دل‌چسب است!

  • اگر عاشق طبیعتی، شمال انتخاب خوبی است (ولی حواست به رطوبت باشد!)
  • اگر دنبال آرامش و فرهنگ هستی، شیراز و اصفهان همیشه محبوب‌اند.
  • اگر می‌خواهی هنوز در مرکز اتفاقات باشی، حومه‌ی تهران گزینه‌ای عاقلانه‌تر از خود تهران است.

نکته آموزشی:
قبل از تصمیم نهایی، یک «سفر آزمایشی» ۳ روزه برو. با مردم حرف بزن، قیمت‌ها را بسنج، حس شهر را لمس کن.


🌻 بازنشستگی؛ فرصت یادگیری دوباره

دوره بازنشستگی یعنی: «الان وقتشه!»
الان وقت یادگیری گیتار، زبان، باغبانی یا حتی کار داوطلبانه است. بازنشستگی یعنی از نو شروع کردن — اما این بار برای دل خودت.

نکته انگیزشی:
اگر هر روز یک چیز کوچک جدید یاد بگیری، ذهن تو بازنشسته نمی‌شود؛ فقط بدن کمی مرخصی می‌گیرد!


🎯 جمع‌بندی

بازنشستگی خوب یعنی سه چیز:
۱. جیب آرام،
۲. ذهن فعال،
۳. دل شاد.

پس از همین امروز، لبخند را تمرین کن و برنامه‌ات را بنویس. آینده‌ات به اندازه‌ی انتخاب‌های امروزی‌ات روشن خواهد بود. ✨

🌞بازنشستگان عزیز، لطفاً خبر بد پخش نکنید! مغزتان به اندازه کافی کار کرده😄

🔹 مقدمه: وقتی گروه واتساپی شبیه شبکه خبر می‌شود!

بیایید صادق باشیم؛ در دوران بازنشستگی، بعضی از ما دیگر کمتر درگیر جلسات، گزارش‌ها، یا ارباب‌رجوعیم. اما ظاهراً هنوز روحیه «فعالیت و مسئولیت» را داریم! نتیجه؟ حالا به جای اداره، دفتر خبرگزاری خانگی تأسیس کرده‌ایم! 😄

صبح‌ها قبل از اینکه چای‌مان دم بکشد، موبایل‌مان جوش آورده:

«شنیدی فلان چیز گرون شد؟»،
«می‌گن فلان ویروس جدید اومده!»،
«فلانی رفت بیمارستان… معلوم نیست چی شده!»

و در چشم به هم زدنی، خبر به سه گروه دیگر هم فوروارد می‌شود.

اینجاست که باید بپرسیم:
آیا واقعاً باخبر بودن یعنی با اضطراب زندگی کردن؟
آیا ما بازنشستگان، با این‌همه تجربه، باید پیام‌رسانِ استرس باشیم یا پخش‌کننده‌ی آرامش؟

بیایید ماجرا را از اول باز کنیم، با لبخند، منطق و چای تازه‌دم.


🔸 ۱. خب، این مسئله چی است دقیقاً؟

مسئله خیلی ساده است ولی ریشه‌دار:
بازنشستگان زیادی، ناخواسته درگیر «پخش و تکرار خبرهای منفی» شده‌اند.
از اخبار سیاسی و اقتصادی گرفته تا شایعات پزشکی و اجتماعی — و در این میان، حتی نمی‌دانند این رفتار چقدر روی روح و روان خودشان و اطرافیان‌شان اثر می‌گذارد.

شاید در ظاهر، فقط یک پیام است؛ اما در واقع، هر خبر منفی مثل یک دانه‌ی استرس است که در ذهن کاشته می‌شود و تا شب، شاخه و برگ می‌دهد!
آن‌وقت ما تعجب می‌کنیم که چرا دل‌مان بی‌دلیل می‌گیرد، خواب‌مان نمی‌برد، یا از کوچک‌ترین مسئله ناراحت می‌شویم.


🔸 ۲. چرا این اتفاق می‌افتد؟ (بررسی ریشه‌ها با چاشنی طنز و علم)

🟢 الف) مغز ما بیکار مانده!

در دوران کاری، ذهن ما مثل یک دستگاه پرسرعت بود؛ هر لحظه مشغول تصمیم‌گیری، گزارش، تماس و حل مشکل.
حالا بازنشسته شده‌ایم، اما مغز هنوز در حالت «فعال» است. دنبال سوژه می‌گردد تا خودش را مشغول کند.
وقتی کاری برایش نداریم، به اولین خبر عجیب می‌چسبد!

به قول یکی از دوستان بازنشسته:

«مغزم این‌قدر بیکار شده که اگه دو تا گربه تو کوچه دعوا کنن، تا عصر تحلیلش می‌کنم که احتمالاً بحث‌شون سر گرونی ماهی بوده!» 😄


🟢 ب) حس مفید بودن

خیلی از بازنشستگان دوست دارند هنوز اثرگذار باشند، و این عالی است. اما گاهی اثرگذاری را اشتباه تعریف می‌کنند.
می‌خواهند مراقب خانواده و دوستان باشند، پس فکر می‌کنند اگر خبرهای خطرناک یا هشداردهنده بفرستند، خدمت کرده‌اند.
اما یادمان رفته: گاهی سکوت و آرامش، مفیدترین خدمت است.


🟢 ج) عادت قدیمی به نگرانی

سال‌ها زندگی در فضای کار، بحران، یا نگرانی، ذهن ما را به حالت «آماده‌باش» عادت داده.
وقتی خبری بد نیست، مغز خودش دنبال چیزی می‌گردد تا نگران شود!
مثل راننده‌ای که بعد از بازنشستگی هم، پایش ناخودآگاه روی پدال ترمز است — چون فکر می‌کند جاده هنوز پر از خطر است.


🟢 د) نبود گفت‌وگوی شاد

در بعضی جمع‌ها، تنها سوژه مشترک، همین خبرهای تلخ است.
می‌خواهیم حرفی بزنیم، ولی نه از عشق و امید، بلکه از گرانی و بیماری.
چون فکر می‌کنیم اگر از شادی حرف بزنیم، کسی ما را جدی نمی‌گیرد!
یکی از بازنشستگان بانمک می‌گفت:

«من یه بار گفتم از زندگی‌ام راضیم، فوراً گفتن حتماً چیزی ازت پنهون می‌کنن!» 😄


🔸 ۳. چطور این مسئله را درک کنیم؟ (نگاه از درون ذهن بازنشسته)

بیایید برای چند لحظه خودمان را جای یک بازنشسته بگذاریم.
سال‌ها کار کرده، بچه‌ها بزرگ شده‌اند، خانه ساکت‌تر شده، دوستان قدیمی کمتر تماس می‌گیرند.
در این میان، گوشی موبایل تنها پل ارتباط با دنیاست.

او در یک گروه پیام‌گیر نشسته، که هر نوتیفیکیشن یعنی: «یکی یاد من بود».
حالا فرقی نمی‌کند پیام چی باشد؛ حتی اگر خبر بد باشد، حس زنده بودن می‌دهد.

از دید روان‌شناسی، هر خبر باعث ترشح دو ماده در مغز می‌شود: دوپامین (هیجان) و کورتیزول (استرس).
وقتی فرد مدام در معرض خبرهای منفی است، مغزش یاد می‌گیرد استرس را به عنوان «نشانه زنده بودن» بپذیرد.
در نتیجه، بدون اینکه بداند، به اضطراب مزمن عادت می‌کند.

پس اگر کسی هر روز خبر بد پخش می‌کند، دشمن شادی نیست؛ قربانی عادت‌های مغزش است.


🔸 ۴. چطور می‌توان این چرخه را شکست؟ (نسخه درمانی با لبخند 😄)

حالا که شناختیم مغز چه می‌خواهد و چرا خبر بد پخش می‌کند، وقت آن است کمی مهربانی و طنز به خودمان هدیه دهیم.

🌿 ۱. اعلام بازنشستگی خبری کنید

به‌طور رسمی بگویید:

«از امروز من بازنشسته پخش خبرهای منفی هستم!»
و به جایش مدیرعامل «خبرهای خوب زندگی» شوید.

هر روز سعی کنید یک خبر مثبت بسازید، هرچند کوچک:

  • گل کاشتی؟ خبرش را بده.
  • با نوه‌ات خندیدی؟ بنویس!
  • با دوست قدیمی تماس گرفتی؟ گزارش بده، ولی با شوخی!

طنز یعنی پادزهر اضطراب. وقتی می‌خندیم، مغز نمی‌تواند هم‌زمان استرس تولید کند!


🌿 ۲. به‌جای فوروارد، فکرم کن

قبل از فرستادن هر پیام، سه سؤال از خود بپرس:
۱. این خبر منفی است یا مثبت؟
۲. مفید است یا فقط اضطراب‌زاست؟
۳. اگر کسی این را از من بگیرد، حالش بهتر می‌شود یا بدتر؟

اگر پاسخ آخری «بدتر» بود، فوراً حذف کن!
به قول یکی از بازنشستگان:

«از وقتی هر خبری رو با وجدانم چک می‌کنم، وجدانم داره اضافه‌کار می‌گیره!» 😂


🌿 ۳. ذهن خودت را تغذیه کن، نه آلوده

اخبار مثبت، شوخی، موسیقی، مستند طبیعت یا کتاب طنز بخوان.
به جای شبکه‌های استرس‌زا، کانال‌های امیدساز را دنبال کن.

به خودت بگو:

«من بازنشسته‌ام، نه بازمانده! هنوز می‌تونم انتخاب کنم چه چیزی وارد ذهنم بشه.»


🌿 ۴. مهارت «گفت‌وگوی سالم» یاد بگیر

به جای صحبت درباره‌ی شایعه‌ها، از خاطرات خنده‌دار قدیم حرف بزن.
از موفقیت‌های کوچک روزمره تعریف کن.
مثلاً بگو:

«من امروز با همسرم دعوا نکردم؛ احساس می‌کنم دارم به سمت عرفان پیش می‌رم!» 😆

این شوخی‌ها، هم فضا را سبک می‌کند، هم پیوند عاطفی می‌سازد.


🌿 ۵. گروه‌سازی مثبت

در هر جمعی همیشه چند نفر منفی‌نگر هستند. به‌جای بحث، فضا را عوض کنید.
مثلاً اگر کسی گفت:

«وضع خیلی بده!»
بگویید:
«آره، ولی خوشبختانه شوخی هنوز گرون نشده!» 😂

یا اگر کسی خبر غم‌انگیز داد، بلافاصله با خاطره بامزه پاسخ دهید تا تعادل روانی برگردد.


🌿 ۶. تمرین «دیجیتال دی‌توکس»

روزانه فقط دو زمان مشخص برای دیدن پیام‌ها تعیین کنید (مثلاً صبح بعد از صبحانه و عصر بعد از چای).
باقی روز را صرف فعالیت‌های واقعی کنید: پیاده‌روی، باغچه، کتاب‌خوانی، دیدن دوستان.

حتی می‌توانید با نوه‌ها مسابقه بگذارید:
«هرکس کمتر گوشی دست بگیره، برنده‌س!»
جایزه؟ لبخند و آرامش.


🌿 ۷. به دیگران هم یاد بده

بازنشستگان الگوی جامعه‌اند. وقتی شما خنده و آرامش را تمرین کنید، جوان‌ترها یاد می‌گیرند چگونه در میان طوفان خبرها، آرام بمانند.

شما تجربه‌دارترین قشر جامعه‌اید؛ حالا وقت آن است که تجربه را با مهربانی منتقل کنید، نه با استرس.


🔸 ۵. جمع‌بندی: بازنشستگی یعنی هنرِ ساده‌زیستن و شیرین‌خندیدن

بیایید از خود بپرسیم:
آیا واقعاً وظیفه‌ی ماست که نگهبانِ اخبار بد باشیم؟
یا شاید وظیفه‌ی ما این است که بعد از سال‌ها کار، یاد بدهیم چطور در دل طوفان، آرام زندگی کنیم؟

بازنشستگی یعنی:

  • رها شدن از دویدن‌های بی‌پایان،
  • دیدن زیبایی‌های کوچک،
  • و یاد گرفتن اینکه دنیا همیشه به اندازه نگاه ما خوب یا بد است.

بیایید نسخه‌ی جدیدی از «بازنشسته‌ی ایرانی» بنویسیم:
بازنشسته‌ای که وقتی گوشی‌اش را باز می‌کند، بوی لبخند می‌آید، نه لرزش اضطراب.


🌺 چند پیشنهاد نهایی برای زندگی آرام‌تر (در قالب طنزِ جدی):

  1. هر خبر بدی را که دیدی، ده تا چیز خوب یادداشت کن.
    مثلاً اگر خواندی «هوا آلوده است»، بنویس: «خوشبختانه من هنوز ریه دارم!» 😄
  2. به‌جای ارسال استرس، استکان بفرست!
    یعنی عکس چای، گل، آسمان یا نوه‌ات را بفرست.
  3. خودت را جدی نگیر.
    دنیا همین‌طور هم به اندازه کافی جدی است.
  4. به شایعه لبخند بزن، نه واکنش.
    چون اگر قرار بود هر شایعه درست باشد، تا حالا همه‌مان سه بار ورشکست، پنج بار مرده و دوباره زنده شده بودیم! 😄
  5. به دیگران یاد بده خبر خوب بسازند.
    مثلاً بگویید: «فلان دوست‌مان امروز لبخند زد!» همین خودش تیتر یک است!

پایان‌بندی: بازنشستگی یعنی رئیس حالِ خوب بودن!

بازنشستگی قرار نیست توقف باشد؛ یعنی شروعِ زندگی انتخابی.
از این‌جا به بعد، ما رئیس خودمانیم، مدیر زمان‌مان، و کارمندِ بخش لبخند!

بیایید به‌جای پخش خبر بد،
خبر خوب خودمان را پخش کنیم:

«من هنوز هستم، نفس می‌کشم، می‌خندم، یاد می‌گیرم و دوست دارم زندگی کنم!»

به قول یکی از بازنشستگان شوخ‌طبع:

«من هر روز صبح که بیدار می‌شم، به خودم می‌گم: خدا رو شکر هنوز عضو گروه بازنشستگان زنده‌ها هستم!» 😄


💚 نتیجه نهایی:
بازنشستگان اگر بخواهند، می‌توانند سفیران شادی باشند — نه فقط برای نسل خود، بلکه برای جامعه‌ای که از خنده‌ی آنان امید می‌گیرد.
هر پیام شما، می‌تواند یا یک استرس تازه باشد… یا یک لبخند تازه.
انتخاب با شماست 🌷

پایان بازنشستگی

آیا بازنشستگی به معنای پایان تمام، می‌شود؟


آیا بازنشستگی به معنای پایان تمام، می‌شود؟

وقتی صحبت از بازنشستگی می‌شود، اغلب مردم به این فکر می‌کنند که حالا می‌توانند هر روز را در تخت خواب بگذرانند و در حین تماشای سریال‌های قدیمی، کیک بخورند. حالا این تصویر خیلی خوشایند به نظر می‌رسد، اما باید به شما بگویم که بازنشستگی همیشه هم به این راحتی‌ها نیست.

یکی از بزرگترین چالش‌ها این است که ناگهان زمان زیادی در اختیار دارید. شما که تا دیروز خودتان را با کار و پروژه‌ها مشغول کرده بودید، حالا باید با زمان بی‌پایانی که در دست دارید چه کنید؟ شاید به خود بگویید: «خوب، امروز می‌روم سراغ یک هابی جدید!» اما واقعیت این است که پیدا کردن هابی که به اندازه یک کار تمام‌وقت شما را مشغول کند، کمی سخت است. شما به سادگی نمی‌توانید از بازنشستگی فرار کنید. این مثل فرار از کاری است که همیشه در ذهن‌تان بود، اما حالا دیگر نمی‌دانید چطور باید از آن لذت ببرید.


چالش‌های بازنشستگان: وقتی شما از دور می‌زنید، اما هنوز از داخل پر انرژی هستید!

همین طور که وارد دنیای جدید می‌شوید، مشکلات جدیدی هم شروع به ظهور می‌کنند. یکی از بزرگترین مسائلی که بازنشستگان با آن روبرو هستند، احساس بی‌هدفی است. شما سال‌ها زندگی خود را صرف کار کرده‌اید، اما حالا احساس می‌کنید که به یک موجود بی‌هدف تبدیل شده‌اید که فقط در خانه می‌چرخد و به دنبال چیزی برای انجام دادن می‌گردد. پس چطور باید از این وضعیت خارج شویم؟

در این جاست که برخی از روش‌های نوآورانه به کار می‌آیند. مثلاً یوگا! بله، شاید شما تا پیش از این هرگز فکر نمی‌کردید که زمانی از عمرتان برای تمرینات یوگا بگذارید، اما اکنون وقت مناسبی است. نه تنها این کار بدن شما را سالم نگه می‌دارد، بلکه به شما این امکان را می‌دهد که ذهن‌تان را آرام کنید.


پایان کار یا شروع یک ماجراجویی؟

اگر به بازنشستگی به چشم «پایان کار» نگاه کنید، خب شاید کمی غمگین شوید. اما اگر به آن به چشم یک «آغاز جدید» نگاه کنید، می‌توانید زندگی پر از ماجراجویی، هیجان و کشف‌های جدید داشته باشید. چرا که شما اکنون وقت دارید به تمام علاقه‌مندی‌های قدیمی‌تان رسیدگی کنید و حتی شاید هابی‌های جدید پیدا کنید که قبلاً هیچ‌وقت به آن‌ها فکر نکرده بودید.

حالا شاید بپرسید: «خب، اما چطور می‌توانم این تغییرات را در زندگی خود ایجاد کنم؟» اول از همه، به خودتان زمان بدهید. همه‌چیز در زندگی به زمان نیاز دارد. شاید در ابتدا، کمی احساس کنید که زندگی شما هیچ‌گونه هیجان یا چالشی ندارد، اما به محض اینکه متوجه شوید فرصت‌هایی که در اختیار دارید چقدر بیشتر از قبل هستند، احتمالاً به سمت کارهایی می‌روید که همیشه دوست داشتید انجام دهید.


چگونه می‌توان بازنشستگان را فعال و شاداب نگه داشت؟

حالا که کمی از این دنیا به ظاهر آرام اما پر از تغییرات و چالش‌ها برای شما صحبت کردیم، بیایید بگوییم چطور می‌توانیم به بازنشستگان کمک کنیم که هم از لحاظ جسمی و هم از لحاظ روحی شاداب بمانند. یک سوال کلیشه‌ای، اما خیلی مهم: چگونه بازنشستگان را از اینجا به آنجا ببریم تا همیشه در حال حرکت باشند؟

اول از همه، ورزش! بله، درست خواندید. فعالیت بدنی می‌تواند یکی از بهترین داروها برای ذهن و جسم باشد. حالا نیازی نیست که شما برای دوی ماراتن آماده شوید! شاید همین که هر روز ۳۰ دقیقه پیاده‌روی کنید، یا یوگا انجام دهید، برای حفظ سلامتی‌تان کافی باشد. البته، اگر دوست دارید، می‌توانید به کلاس‌های مختلف ورزشی بپیوندید و حتی در یک تیم ورزشی شروع به فعالیت کنید.

همچنین، هیچ چیزی بهتر از سرگرمی‌های اجتماعی نمی‌تواند شما را از تنهایی و افسردگی دور کند. مشارکت در انجمن‌ها و گروه‌های اجتماعی یا حتی راه‌اندازی گروهی برای فعالیت‌های مشترک می‌تواند بسیار مفید باشد.


نتیجه‌گیری: بازنشستگی، یک تعطیلات شگفت‌انگیز یا چالش جدید؟

در نهایت، باید بگویم که بازنشستگی تنها یک مرحله جدید در زندگی است، نه پایان آن. به همین دلیل، برای اینکه از این مرحله نهایت لذت را ببرید، باید به آن با یک ذهن باز و مثبت نگاه کنید. فعالیت‌های جدید، ورزش، ارتباطات اجتماعی، و البته کمی استراحت، همه این‌ها می‌توانند به شما کمک کنند که نه‌تنها شاداب بمانید، بلکه از زندگی خود لذت ببرید. یاد بگیرید که چطور به زندگی جدید خود خوشامد بگویید و آن را به بهترین شکل ممکن تجربه کنید. چرا که بازنشستگی، بهترین فرصتی است که می‌توانید از آن برای یادگیری، رشد و تجربه چیزهای جدید استفاده کنید.


امیدوارم این مقاله و تصاویر همراه آن به شما کمک کنند تا با دیدگاهی مثبت‌تر به بازنشستگی نگاه کنید!

هفته تکریم بازنشستگان و سالمندان

باز هم سالی گذشت و 9 مهرماه یا اول اکتبر، روز جهانی تکریم بازنشستگان و سالمندان فرا رسید. به مناسبت این روز که خوشبختانه، چند سالی است، هفته نکوداشت بازنشسته و سالمند نیز داریم، همایش ها و سمینارها و وبینارها، آغاز بکار نموده و یک هفته، رسانه ها، و 18 دستگاه مسئولی که متولی این امر هستند، به این موضوع پرداخته و از راهکارها و مواردی که در این خصوص می توان، انجام داد، سخن به میان می آورند، و دم از تکریم بازنشسته و سالمند زده و موارد متعددی در خصوص این تکریم، بیان می نمایند.

اما بعد از یک هفته، مجدداً فقط زمانه میماند و یک بازنشسته و مسائل و مشکلات مربوط به آن و یک عده قلیل که همیشه دغدغه این عزیزان را داشته و در فرآیندهای اجرائی جهت این تکریم ها، کاملاً دست تنها باقی مانده و قوانین به کمک و مدد آنها نمی آید و اینها امیدوار به آن هستند که مجدداً اول اکتبری بیاید و تکریم بازنشستگان و سالمندان دوباره جزو، مسائل روز جامعه گردد، تا از آن طریق بتوانند، کمی در خصوص این عزیزان، برای جامعه مواردی را بیان نمایند.

آیا براستی با قرار دادن، هفته ای برای این عزیزان و گنجینه های نیروی انسانی که عمر خود را در راه اعتلای وطن و خدمت به میهن عزیز خودشان، گذاشته اند، کافی است؟

تنها در همین هفته است که همگان به کرامت این عزیزان واقف می شوند و پس از آن، مجددا این قشر عظیم و زحمت کش، به فراموشی سپرده شده و مسائل و مشکلاتشان، برای خودشان باقی می ماند.

حالا باید چکار کرد؟

همانگونه که بارها و بارها، اعلام شده، عزیزان بازنشسته باید بتوانند خودشان بار مسئولیت زندگی خود را به دوش گرفته و مسائل و مشکلات خودش را با درایت خاصی که در طول دوران اشتغال، داشته اند، مرتفع نماید. و امیدی به این روزها و هفته هایی که در سال یکبار اتفاق می افتد، برای حل مشکلاتشان توسط مسئولین نداشته باشند.

ما هم بد ندیدیم، که در همین زمانی که فضا مهیا است، ما نیز اقدامات انجام شده، جهت این عزیزان را در ذیل، بیان نمائیم، بلکه بتوانیم گوشه ای از زحمات این عزیزان را جبران نمائیم.

تا کنون چه کارهایی انجام شده است:

مجموعه گنجینه نیروی انسانی، به عنوان یک عضوی از این جامعه، که جهت خدمت رسانی به گنجینه های نیروی انسانی، بوجود آمده است، اقدام به انجام موارد ذیل نموده است:

تألیف کتاب لذت زندگی در وقت اضافه:

نگارنده در همان اوایل که شروع به تحقیق و تفحص در این خصوص نمودم و بر روی این موضوع تحقیق نمودم که چرا، تعدادی از افراد، حتی در سنین بالا، به راحتی تمام مسائل زندگی خود را برطرف نموده و مشکلات و مسائل زندگی خود را رفع کرده و حتی در رفع موانع زندگی دیگران نیز، از هیچ گونه اقدامی دریغ نمی کنند.

لکن برخی دیگر، در سنین بعد از 50 سالگی، مسائل و مشکلات زیاد دوران بازنشستگی، توان آنها را گرفته و اجازه نمی دهد که بتواند مسائل خود را برطرف نماید و حتی در برخی موارد مشاهده گردیده که برای انجام کارهای روزمره خود نیز، محتاج همراهی و یاری دیگران هستند.

برای همین به دنبال این موضوع رفتم و در این خصوص شروع به تحقیق نمودم و اختلاف های بین این دو فرد را تا حدودی یافتم و در اولین کتاب که به صورت الکترونیکی و رایگان در دسترس همگان قرار گرفت به نام لذت زندگی در وقت اضافه، به رشته تحریر در آوردم.

و آن را در اختیار همه عزیزان پیشکسوت و بازنشسته قرار دادم. و در این خصوص، کلاسها و سمینارهایی برگزار نمودم تا بتوانم نتایج تحقیقات خود را به سمع اکثریت، عزیزان بازنشسته برسانم و به آنها این مطلب را آموزش دهم که می توانند با یکسری راهکارهای ساده و اجرایی، زندگی خود را تغییر دهند. و بهبود بخشند.

تألیف کتاب، الهی پیر شی:

و پس از شرکت در کلاسها، در زمانی که به دنبال رفع این موارد رفتم، با دستیابی به نفرات و موارد بیشتر، کم کم، راه بر من نیز هموارتر شد و مسائل بیشتری بر سر راهم روشن شد، و راه کارهای جدید و سهل الوصول تر و افرادی که می توانستند به این قشر خوب و زحمت کش، کمک نمایند، به سمتم آمده و دست یاری دادند و هر کدام، یک قسمت از کار را گرفته و غیر از نگارنده که در خصوص انگیزه دادن به گنجینه های نیروی انسانی، به فعالیت پرداخت، گروه دیگر، به دنبال ایجاد کار و کسب برای آن عزیزانی که نیاز به درآمد جدید داشتند، بودند و با ارائه راه کارهایی جهت کسب و کارهای خانگی، این مهم را به انجام رساندند.

فرد دیگری که در این خصوص به به کمک ما آمد و شروع به فعالیت نمود، فردی بود که با دارا بودن دکترای تغذیه، در خصوص درمان این عزیزان اقدام نمود و این عزیزان که هر کدام، به واسطه بالا رفتن سن و افکار متأسفانه خیلی معیوب و خراب در جامعه، منتظر ورود دردها و مشکلات در بدن خود بودند، به بیماری های مختلفی دچار شده بودند، تنها با ارائه راه کارهای تغذیه ای، این مشکلات را برطرف تا فرد بازنشسته، مجددا بتواند، طعم شیرین سلامتی را مجددا، دریابد.

و فرد آخر، یک فردی است که با دارا بودن مدرک دکترا، در خصوص بحث های گردشگری و نشاط عزیزان بازنشسته و پیشکسوت، تورهای تفریحی، زیارتی و سیاحتی برگزار می نماید و بدین وسیله، عزیزان بازنشسته را از محیط غم آلود، زندگی یکنواخت خود، خارج می نماید.

و وقتی که خیالم از این بابت راحت شد، و با تجربه ای که از نوشتن کتاب لذت زندگی در وقت اضافه داشتم، کتاب الهی پیر شی، را تألیف و چاپ نمودم

 

تألیف کتاب، الفبای بازنشستگی:

پس از نوشتن کتاب الهی پیر شی، و برگزاری جلسات جهت بازنشستگان گرامی، به فکر این افتادم که چرا این موانع را از زمان اشتغال، رفع ننموده و اجازه دهیم که به دوران بازنشستگی وارد شده و آنگاه، شروع به رفع مسائل و مشکلات نمائیم. آنگاه بود که بر روی افرادی که می خواستند بازنشسته گردند، تمرکز نموده و راهکارهایی برای آن عزیزانی که چند سال بعد، به این جرگه وارد می شدند، در کتابی به نام الفبای بازنشستگی گردآوردی و به این عزیزان، تقدیم نمودم.

در این کتاب، راهکارهایی برای عزیزانی که نزدیک به دوران بازنشستگی هستند، ارائه شده است که بتوانند، با سرمایه گذاری که انجام می دهند، از لحاظ جسمی، روحی و اقتصادی، خود را برای ورود به این دوران پر فراز و نشیب، آماده نمایند.

تألیف کتاب، صیانت از جان:

از طرف دیگر، عزیزانی بودند که دیگر خود را کاملاً بازنشسته می دانند و حدوداً از سنین 75 به بالا، دیگر توانائی انجام بسیاری از مسائل خود را ندارند و از دید جامعه، سالمند نامیده می شوند. سالمند فردی است که برای انجام موارد خود، نیاز به فرد دیگری دارد.

و این بسیار متفاوت است، زیرا که نگارنده با مصاحبه های فراوانی که با عزیزان پیشکسوت داشتم، افراد بالای 110 سال را نیز دیدم که هنوز نمی توان به آنها، لقب سالمند داد، و متأسفانه، بعضی از عزیزان را نیز یافتم که در سنین 60 تا 65 سال، دقیقاً لقب سالمند به آنها تعلق می گیرد و نیاز به افرادی دارند که از آنها مراقبت و حفاظت نمایند.

و جهت این عزیزان و یا بهتر بگویم، برای نگهدارندگان این عزیزان، که با خصوصیات این افراد آشنا باشند و بتوانند به صورت صحیح از آنها نگهداری نمایند و بتوانند در خصوص بعضی از بیماریها، پیشگیری نمایند، مواردی را گردآوردی و در کتابی به نام صیانت از جان، به این عزیزان تقدیم نمودم.

در این کتاب، راهکارهایی برای نگهداری صحیح از عزیزان سالمند و کهنسال، آورده شده است، که فرد پرستار، بتواند بدون اینکه به خودش و فرد سالمند صدمه بزند، از عهده این کار پر مسئولیت، به شایستگی برآید.

تألیف کتاب، لبخند ماندگار:

پس از تألیف کتاب صیانت از جان، و با دیدن افرادی که دقیقاً همان مسائل را دارند و با خود فکر کردم که اگر این افراد، با همین افکار و روحیات بخواهند وارد دوران بازنشستگی گردند، با بحرانها مطمئناً روبرو خواهند شد، لذا بر آن شدم که این راهکارها را به نوعی برای کلیه افراد جامعه، بومی سازی نموده به صورتی که همه بتوانند از آن استفاده نمایند، و این مسائل  اعم از تغییر باورها و نگاه جدید به داشته ها، بزرگترین تأثیر را در نحوه رفتار و سبک زندگی افراد دارد. لذا مجدداً مواردی را جمع آوری و در کتابی به نام لبخند ماندگار به کلیه عزیزان هم میهنم، تقدیم نمودم.

و امیدوار بودم که با این کتاب، بتوانم قدمی در جهت بهتر نمودم محیط زندگی خود و اطرافیانم بردارم.

تألیف کتاب، تا زنده ای، نمیر:

در مصاحبه هایی که با برخی از عزیزان بازنشسته در طول سالیان قبل و پس از نگارش کتاب الهی پیر شی داشتم، باز مواردی را یافتم که شاید در کتاب اول به آن اشاره داشتم لکن، برای عزیزان بازنشسته، باید آن موارد به صورت کامل و واضح، مجدداً بیان گردد تا بلکه بتوان انگیزه آنها، را کمی بهبود بخشید. به همین جهت، کتابی با عنوان تا زنده ای نمیر، مجددا به رشته تحریر درآورده و به عزیزانی که نمی خواهند قبل از مرگ، بمیرند، تقدیم نمودم. این کتاب مخصوص افرادی است که می خواهند تا قبل از مردن، همچنان تلاش کنند و نمی خواهند که از کوشش و تلاش بازبایستند.

این کتاب مخصوص افرادی است که می خواهند، مسئولیت زندگی خود را در دست گرفته و اجازه دخالت به دیگران نمی دهد.

تألیف کتاب، یک دقیقه تا شهادت:

و یکی از آرزوهای اینجانب که از زمانی که وارد این حوزه گشتم، بوجود آمد، این بود که بلکه بتوانم با راهکارهایی عزیزان بازنشسته و این گنجینه های نیروی انسانی را مجاب نمایم که با نوشتن کتاب یا جزوه ای، تجارب، مهارت و تخصص خود را به نسل های بعد، منتقل نمایند و از این راه، علاوه بر انتقال تجارب، کسب درآمدی نیز برای فرد بازنشسته، بدنبال داشته باشد. لذا بر آن شدم که ابتدا خودم، در این راه قدم برداشته و حداقل خاطرات دوران دفاع مقدس خود را به رشته تحریر درآورم. و کتابی با عنوان، یک دقیقه تا شهادت، را تألیف و ارائه نمودم. و امیدوارم که بزودی، بتوانم کل خاطرات دوران اشتغال خود را نیز به رشته تحریر درآورم.

 

حال باید چکار کرد:

همانگونه که بارها بیان نمودم، بهینه است که عزیزان بازنشسته، بدون اینکه منتظر فردی یا دستگاهی باشند که بخواهد مسائل و مشکلات این عزیزان را برطرف نماید، شروع به فعالیت و تلاش جهت بهبود وضعیت زندگی خود نمایند.

باز هم برای چندمین بار، اعلام می نمایم که من نافی حقوقی که به واسطه عملکرد سالیان سال، عزیزان بازنشسته در ادارات و سازمانها، دارند و دولت و صندوق های بازنشستگی، به صورتی باید این خدمات را جبران نمایند، نیستم و بر این عقیده استوارم که این اقدامات، باید به موازات کارهایی که بازنشستگان، برای رفع مسائل خود انجام می دهند، پیگیری گردد.

برای همین منظور پیشنهادات ذیل مطرح می گردد:

انتقال تجارب در دوران بازنشستگی:

با توجه به مهارت و تخصصی که هر یک از عزیزان گنجینه های نیروی انسانی، به دست آورده اند، بهینه است که این تجارب، بوسیله کتاب یا جزوه، یا هر طریق دیگری، به نسل های بعدی، انتقال یابد. و این کار به راحت ترین روش، قابل انجام است.

هر یک از عزیزان بازنشسته، که تمایل به اینکار دارند، می توانند با هماهنگی که با دفتر مؤسسه گنجینه نیروی انسانی، به عمل می آورند، در این راه قدم بردارند.

تغییر در باورها در دوران بازنشستگی:

یکی از مسائلی که عزیزان بازنشسته را به میزان زیادی تحت تأثیر قرار می دهد، باورهای غلط و رایج در جامعه است، که اعتقاد به آن دارند که سن که از 50 سال میگذرد، باید منتظر ورود انواع و اقسام بیماریها به داخل بدن باشیم، در صورتی که بنا بر تحقیقاتی که به شخصه انجام داده ام و نمونه های بسیاری که هم اکنون نیز بصورت حی و حاضر هستند، می توان، سالیان سال، زندگی کرد، بدون اینکه ناراحتی، یا بیماری گریبانگیر فرد شود.

پس در مرحله بعدی، باید در باورهای خود، تجدید نظر نموده و باورهای جدید و زندگی ساز، برای خود بسازیم.

نگاه جدید به داشته ها در دوران بازنشستگی :

بحث دیگری که در این زمینه وجود دارد، تکریم بازنشستگان، نسبت به خودشان است، و این تکریم حاصل نمی شود، مگر آنکه بدانند، در حال حاضر، چه داشته هایی دارند و چه مطالبی را باید برای آن شکرگزاری نمایند.

اگر بدانند که در هر لحظه ای، داشته های، آنها بسیار بیشتر از نداشته هایشان هست، دیگر، ناامیدی را رها نموده و به خودشان، احترام و ارج می نهند.

تغذیه در دوران بازنشستگی :

یکی دیگر از کارهایی که برای تکریم خودمان می توانیم، انجام دهیم، مراقبت از جسم، بوسیله تغذیه سالم است، اگر ما بتوانیم بوسیله تغذیه، جسممان را سالم نگه داریم، دیگر بیماریها، جرأت نزدیک شدن به جسم ما را ندارد.

ورزش در دوران بازنشستگی :

ورزش در سنین بازنشستگی و فواید آن
ورزش در سنین بازنشستگی و فواید آن

مشخص است که ورزش تا چه میزان می تواند، نشاط و شادابی را به زندگی ما برگرداند، و باز در تحقیقی که انجام دادم افرادی که مرتباً اقدام به ورزش می نمایند و روزانه، حرکات ورزشی دارند، بسیار بیشتر از افرادی که در خانه و بی تحرک هستند، امید به زندگی دارند و آرزوها و اهدافشان، فقط و فقط مربوط به خودشان است.

باشگاه های بازنشستگی:

یکی دیگر از کارهایی که عزیزان بازنشسته می توانند انجام دهند، و این نکته را نیز آقای دکتر صلواتی از اساتید این حوزه در همایشی که به همین منظور(تکریم از بازنشستگان) برگزار شده بود، به آن اشاره نمودند، باشگاه های بازنشستگی است، که عزیزان بازنشسته، با جمع شدن با هم، می توانند تشکلهایی را شکل داده و باشگاه هایی ایجاد نموده که در آن بتوانند، هم قطارهای خود را در آنجا دیده و با آنها به گفت و گو بپردازند.

دلیلی برای زندگی در دوران بازنشستگی :

متأسفانه در دنیای امروز، بیشتر انسان ها، به جای اینکه، به دنبال دلیلی برای زندگی باشند، بیشتر به دنبال آن هستند که دلیلی برای رفتن پیدا کرده و از این دنیا، بار ببندند، در صورتی که بهینه است، که با نگاهی به داشته هایمان، و عزیزانمان، دلیل هایی برای زندگی خود پیدا نموده و انگیزه و امید به زندگی خود را بالا ببریم.

احساس مفید بودن در دوران بازنشستگی :

اگر هر بازنشسته ای، به جای اینکه در خانه بنشیند و منتظر دیگران باشد تا به وضعیت آنها رسیدگی نماید، خود دست به کار شده و کار مفیدی هم برای خود و هم برای دیگران انجام دهد، می تواند شادی، و سلامتی و نشاط را با هم به دست آورده و فرد مفیدی برای خود و جامعه باشد.

استفاده از فناوری دیجیتال در دوران بازنشستگی :

شعار امسال (سال 1400) هفته تکریم بازنشستگان، بهره مندی عادلانه همه سنین از فناوری دیجیتال است، پس پیشنهاد می گردد که کار با فناوری های دیجیتال را فرا بگیریم تا در این زمان، بتوانیم از مواهب این فناوری استفاده لازم را ببریم.

یا اگر نمی خواهیم کل این فناوری را بیاموزیم که برای هیچ کسی، این امر شدنی نیست، حداقل به آموزش گوشی های هوشمند رو آورده و کار با این گوشی ها را فرا گرفته تا بتوانیم با عزیزانمان در هر کجای دنیا که هستند، ارتباط صوتی و تصویری پیدا نموده و بتوانیم از اتفاقات دنیای پیرامونمان بوسیله آن با اطلاع گردیم.

امیدواریم بتوانید با این راه کارها، به جای اینکه منتظر اقدام، از طرف 18 دستگاه متولی امر بازنشستگان وسالمندان باشیم، خود دست به کار شده و علاوه بر احقاق حقوق خود، با انجام اقدامات کوچک و متوالی، خود نسبت به تغییر وضعیت زندگی خود در این دوران اقدام نماییم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود، لطفا آن را به دیگر عزیزان خود نیز پیشنهاد دهید.

با تشکر

شور و نشاط در دوران بازنشستگی

شور زندگی در دوران بازنشستگی

زمانی که بالاخره، شاهین بازنشستگی، بر شانه های فرد پس از سالیان سال خدمت در اداره یا محل کار، نشست، زمان خداحافظی با محل کار و اشتغال، و رفتن به منزل است.

عده ای این زمان را، پایان زندگی می دانند

و عده ای دیگر، تازه آن را شروعی دوباره برای زندگی دوم می دانند.

آنهائی که در گروه دوم، قرار دارند، اتوماتیک وار، شروع به حرکت و ایجاد کسب و کار جدید، و یا استفاده بهینه از این دوران فراغت بسیار زیاد می نمایند. و در این راه، به هیچ عنوان، حتی نام بازنشسته را بر خودشان نمی گذارند و دیده شده، که برخی از این عزیزان، حتی از این لقب، که به آنها داده می شود، بسیار ناراحت و عصبانی می شوند

و در جواب می گویند،(البته بر اساس مشکلات متعددی که در اطراف وجود دارد) که بازنشسته، یک فرد بی تحرک و بی هدف است، در صورتی که ما، همچنان به کار و تلاش و فعالیت خود ادامه داده و بهینه و مفید از این اوقات، استفاده میکنیم.

اما. اما. اما

میرسیم به گروه اول

گروهی که این دوران را پایان زندگی می دانند و به همین خاطر، دیگر شور و هیجانی برای ادامه فعالیت و تلاش، و حتی تفریح و لذت بردن از شرایط و محیط را برای خود، مهیا نمی کنند.

و بصورت خیلی متعجبانه، حتی از موقعیت هایی که امکان دارد که برای آنها، شادی آور و لذت بخش باشد یا به نوعی، سودی برای آنها، نیز میسر باشد، اتوماتیک وار، حذر کرده و فراری هستند.

این افراد چه کسانی هستند

چرا شور زندگی در این افراد، به پائین ترین حد خود می رسد.

 

پیشنهاد می شود مقاله مهربان بودن با خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟ را نیز مطالعه فرمائید.

 

شور زندگی در دوران بازنشستگی، چیست؟

در تعریفی که آقای مصطفی ملکیان(روانشناس) از شور زندگی دارد که معقتقد است اگر انسان‌ها دارای شورونشاط زندگی باشند مسئله معنای زندگی منحل می‌شود، اما اگر شور زندگی نداشتند و مسئله معنای زندگی ایجاد شد، باید با جعل معنا این مسئله را حل کنند.

شور زندگی، در اصل به زندگی معنا و مفهوم می دهد و اگر شوری در زندگی داشتی، یعنی معنائی و مفهمومی نیز وجود دارد که به خاطر آن، تلاش و کوشش و امیدواری وجود داشته باشد.

 

چرا شور زندگی در دوران بازنشستگی، اهمیت دارد؟

اگر این شور در زندگی، مرده باشد، دیگر زندگی، آن معنا و مفهوم خویش را از دست داده، و تلاش و کوشش، بی معنا شده و امکان اینکه بتواند فرد را مجدداً به زندگی امیدوار کند، بسیار پائین می آید.

باید دقیقا، به معنای شور زندگی برگردیم، که چرا باید در این دوران، شور زندگی در بازنشستگان گرامی، افرادی که حداقل 30 سال، کار و تلاش نموده و تجربه ها و مهارت ها کسب کردند و اکنون در کار خود، به درجه استادی رسیده اند، تا این حد افول کند.

متأسفانه در کشور ما، جائی برای اینکه به شاغلین عزیز، این امر را گوشزد نماید که خود را برای دوران پر پیج و خم بازنشستگی فراهم نمایند، وجود ندارد، و از طرفی، مواردی که در این دوران، برای فرد بازنشسته به وجود می آید، اگر برای آن، برنامه ریزی لازم صورت نگرفته باشد، عملاً می تواند، فرد را مستأصل یا زمین گیر نموده  و مشکلات و مسائل فراوانی را نصیب فرد گرداند.

و خوشبختانه، مجموعه ما، طی تلاشی چندین ساله، برای تعدادی از سازمانها و ادارات، سمینارها و کارگاههایی در این خصوص برگزار و تعدادی را جهت ورود به این دوران آماده نمود و از طرفی، با چاپ کتاب، الفبای بازنشستگی، امکان آشنائی باقی عزیزان را مطالعه این کتاب، با این دوران فراهم نمود.

حال پس از این موارد، اگر مجدداً این شور در فرد، کاهش یافت، به چه صورتی می توان، این شور را مجدداً برگرداند.

 

چگونه می توان، شور زندگی را در دوران بازنشستگی، مجدداً برگرداند؟

 

در این دوران با شکوه، موارد بسیار زیادی هست که اگر عزیزان بازنشسته به آنها، بیش از مشکلات و مسائل، توجه و تمرکز لازم را بنمایند، هر کدام به تنهائی می تواند، شور و نشاط را در این گنجینه های نیروی انسانی، چندین برابر گرداند.

از جمله آنها اگر فرزند داشته باشید، حداقل می توانید به آنها، دلخوش داشته و برای آنها، شور و نشاط خود را مجدداً فعال نمائید

شاید تعدادی از آنها را به خانه بخت فرستاده و به سر خانه و زندگی خود رفته باشند، لکن هر فرزندی تا پایان عمر خودش، باز فرزند است و نیازمند والدین، برای مراقبت و حمایت از آنها.

پس در مرحله اول می توانید بر روی این عزیزان، تمرکز داشته باشید.

در مرحله دوم، اگر دارای نوه شده باشید، که دیگر نیازی حتی به این مقاله نداشته و اتوماتیک وار، این بمب های انرژی، می توانند، شور و نشاط را به زندگی شما برگردانند.

همانگونه که یکی از اقوام ما، متأسفانه در حادثه ای، یکی از فرزندان خود را از دست داد. و با مذاکره ای که با فرزند دیگر مجرد وی داشتیم، او را متقاعد ساختم که اگر والدین خود را می خواهد، هر چه سریعتر، آستین بالا زده و ازدواج نماید.

آن فرد، بالاخره، با پیشنهادم موافقت و پس از دو هفته به خواستگاری رفتند، و بلافاصله، مقدمات مراسم عروسی نیز انجام و ازدواج صورت پذیرفت.

دقیقاً در تابستان سال گذشته بود که به منزل این پدر رفتم، با دیدن نوه و نشاط و شادمانی که مجدداً به این خانه برگشته بود، حتی علیرغم از دست دادن یکی از فرزندان، قابل وصف نبود. پس یکی از بهترین شور و نشاط دهندگان در این دوران، نوه ها هستند.

در مرحله سوم، اگر همسر شما، در قید حیات هست، می توانید حالا که احتمالاً همه بچه ها، به سر خانه و زندگی خود رفته و شما را تنها گذاشته اند، زندگی دو نفره جدید را مجدداً آغاز نموده و بتوانید با برنامه ریزی مناسب، برای خود، شور و نشاط جدیدی به ارمغان آورده و معنای جدیدی برای خود، مهیا سازید.

و در مرحله آخر

این را برای مرحله آخر گذاشتم، شاید می بایست، در مرحله اول این مسئله را بیان می نمودم و آن اینکه، شاید بقیه و حتی همسر(در برخی از موارد به علت فوت یا هر علت دیگر) شما را ترک نمودند، یک فرد دیگر هست که همیشه شما با او هستید و او کسی نیست، بغیر از خودتان

بله، درست متوجه شدید، بخاطر خودتان، که بزرگترین حمایت کننده زندگی، در دوران اشتغال بوده و هست و خواهد بود.

شما همیشه باید، بخاطر اینکه هنوز از مواهب خیلی از نعمتها، استفاده می نمائید، خدا را شاکر و برای سلامتی و طول عمری که نصیب شما شده(که نصیب هر کسی نمی شود) باشید.

و شکر این نعمت، آن است که تا زمانی که هستید، برای زندگی خود، معنا و مفهومی داشته باشد و شور و نشاطی که نه تنها، برای خودتان انگیزه، بلکه برای اطرافیانتان نیز، انرژی به همراه داشته باشد.

 

الان باید چکار کنیم؟

حالا با این همه مطالبی که خدمت شما عرض شد، باز هم می خواهید بفرمائید که شور و نشاطی وجود ندارد.

شور و نشاط، اگر هم نباشد، شما باید، آن را خلق و در زندگی به کار گیرید و از مواهب و نتایج آن، بهره مند گردید.

 

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

لطفاً آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

 

جلوگیری از فاجعه در دوران بازنشستگی

 

در مصاحبه های فراوان که با بازنشستگان گرامی داشتم، در خصوص اینکه سوال می شد که از کل عمرشان، چه میزان برای خودشان بوده و چه میزان برای دیگران هزینه شده است. متأسفانه، اکثر قریب به اتفاق آنها اعلام می داشتندکه تقریباً غیر از چند سال اولی عمر که کودک بودند، باقی عمر، برای دیگران زندگی کرده اند.

حال سئوال بعدی این است که این عمری که شما مشغول گذراندن آن هستید و شماره ها در شناسنامه شما، با توجه به سال، تغییر می یابند، متعلق به چه کسانی است؟ دیگران یا خودتان؟

پیشنهاد می شود مقاله خودشناسی در بازنشستگی را نیز مطالعه فرمائید.

بهینه است که حداقل دوران بازنشستگی را برای خودتان زندگی کنید.

این دیدگاه که شما حداقل در دوران بازنشستگی، برای خودتان زندگی کنید، می تواند شما را در این دوران، به علائق و خواسته های شما، نزدیک نموده و مواردی که در طول عمر نتوانسته بودید به آنها برسید را در دسترس شما قرار دهد.

آیا شما با این دیدگاه موافق هستید؟

چرا ما باید در دوران بازنشستگی، برای خودمان زندگی کنیم؟

به نظر نگارنده که باید تمام طول عمر خود را برای خودمان زندگی کنیم، اما متأسفانه به دلیل عدم آشنائی والدین ما و انتقال همان تعالیم به ما، در طول زندگی، ما عادت نمودیم که تا زمانی که مجرد هستیم مطابق نظر والدین خود و زمانی که حتی ازدواج می نمائیم یا به صورت جدا از خانواده زندگی می کنیم نیز به خواست های دیگران، زندگی کنیم

و این امر مخصوصاً در خانواده ها، بیشتر مشاهده می شود که پدر یا مادر، تا زمانی که فرزندی به دنیا نیامده است، سعی می کنند که به خواست همسر خود و همکاران خود زندگی نموده و دربست، در اختیار آنها بوده و هیچ کاری را برای خودشان انجام ندهند. در صورتی که ازدواج، در بند شدن دو نفر نیست، بلکه، ازدواج تکامل افراد و به اوج رسیدن شادی و نشاط افراد است که با آموزه های غلط، متأسفانه، همگی عادت نمودیم که از خواست های حتی به جا و به حق خود، گذشته و مطابق میل همسر، یا همکاران یا هم محلی ها، و در بعضی مواقع، هم شهریهای خود زندگی کنیم.

و از آنجا این مطلب دقیقا مشخص شد، که فرزندان دهه هفتاد، به سن بلوغ رسیدند و دیگر مثل قدیمی ها، حاضر نبودند بدون چون و چرا، به حرفهای والدین خود گوش داده و سعی نمودند تنها به خواست خودشان و برای خودشان زندگی کنند. آنجا بود که متوجه شدیم که نه تنها، آنها اشتباه نمی کنند، بلکه راه اصلی و دقیق همان است که آنها، انتخاب نموده و در حال انجام هستند.

اما یک مسئله بوجود می آید، والدینی که سالیان سال، عادت نموده بودند که برای دیگران زندگی کنند و مطابق خواست و سلیقه دیگران زندگی کنند و اصلاً خودشان را نبینند، چه می شوند.

این مسئله، متأسفانه در تحقیقاتی که از آسایشگاه سالمندان به عمل آمد، خودنمائی زیادی نمود، بدین صورت که، بیش از 98% افرادی که در آسایشگاه های سالمندان قرار دارند، همگی پدر و مادرهائی هستند که فرزندان تحصیل کرده و دانشگاهی دارند و دقیقاً به خاطر همین ایثارگری آنها بوده که فرزندان خود را با ارزش ترین فرد خانواده به حساب آورده و والدین بی ارزش(از نظر آنها، به خاطر رفتار غلط والدین) را به آسایشگاه های سالمندان جهت نگهداری سپرده و خود در آسایش کامل به سر می برند.

مثالی در خصوص اینکه چرا باید در این دوران به خواست های خودمان توجه نمائیم:

در یکی از مسافرت هایم که ماشین اینترنتی گرفته بودم و به سمت فرودگاه در حرکت بودم، زمانی که این سئوال را از راننده که یکی از بازنشستگان با سابقه فرهنگی دارای دو فرزند که هر دو را به خارج از کشور فرستاده بود، پرسیدم، ایشان چنان غرق در سئوال شد و شرمنده خود گردید که نزدیک بود، ما را به سمت کرج برده و از مسیر فرودگاه خارج شد، و خدا پدر و مادر افرادی را بیامرزد که مسیریاب ها را در ایران فعال نمودند که ما بلافاصله با فعال نمودن آنها، و استفاده از آنها، توانستیم مجدداً از میانبرهائی به سمت فرودگاه تغییر مسیر داده و نهایتاً در واپسین لحظات به کانتین صدور کارت پرواز خود را برسانم.

آن بازنشسته در جواب من، پس از آنکه چند دقیقه ای را در خودش فرو رفته بود، اعلام داشت که متأسفانه در طول 72 سال عمر خود، تنها چند سال اول زندگی را که کودک بوده است را برای خودش زندگی کرده است و از زمان ازدواج، تنها برای همسر خود، و پس از تولد فرزندانش، تنها برای فرزندانش زندگی کرده و تا آن زمان که از ایشان سئوال نمودم، فراموش نموده بود که فردی مثل خودش هم وجود دارد که باید زمانی نیز برای خودش در نظر گرفته و به خود و خواسته های خود، اختصاص دهد.

با تعریف این داستان، و تحقیقات گسترده ای که از زمانی که در این حوزه وارد شدم، روی افراد بازنشسته داشتم، متأسفانه این مسئله ای که در اکثر افراد وجود دارد.

حال بهتر نیست که در این دورانی که اکثر فرزندان به سر زندگی های خود رفته اند، حداقل دیگر این زمان باقیمانده از عمر خود(که نمیدانیم، چند سال است) را به رفتن به سمت خواسته های خود و رسیدن به آنها، بگذرانیم.

 

پس بهتر است که از ادامه فاجعه، در دوران بازنشستگی، جلوگیری کنیم

با تفاسیر بالا که عرض شد، بهتر نیست که از ادامه فاجعه، جلوگیری نموده و حداقل این باقی عمر خود را به کارهایی برای خود و خواسته های خودمان اختصاص دهیم؟

امیدوارم که بازنشستگان گرامی، این اعلام خطر را جدی گرفته و در جهت تغییر وضعیت زندگی خودشان از ایثارگری به سمت زندگی عادی و معمولی خودشان اقدام نموده و زندگی شاد، با نشاط و سلامتی را برای خود فراهم نمایند.

و اگر بتوانید زندگی شادی برای خودتان بسازید، مطمئناً خانواده و اطرافیان شما نیز از این شادی و نشاط بی بهره نمانده و انرژی این شادی نیز به آنها انتقال می یابد.

البته مشخص است که اگر شما در این دوران بخواهید به میل خود و خواست خود حرکت نمائید، تعدادی که تا کنون دربست در اختیار آنان بوده و هم عقیده با شما نیستند، امکان دارد که بر شما ایراد گرفته و بخواهند که شما، همچنان مثل قدیم رفتار نمائید. مطمئناً این افرادی که دوست دارند که شما به عقیده آنان، زندگی کنید، لایق حتی دوستی شما نیستند و باید هر چه سریعتر از لیست دوستان و آشنایان خود حذف نموده و به راه خود، که زندگی به خواست خود و میل خودتان و برای خودتان است، ادامه دهید.

شاد، پیروز، و سلامت باشید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

لطفاً آن را با دیگر عزیزان خود نیز به اشتراک بگذارید.

رژیم فکری در دوران زندگی

رژیم فکری در دوران زندگی

رژیم فکری در دوران زندگی، یکی از مسائلی است که

همیشه در سلامتی نیز خود را نشان می دهد.

زمانی که اضافه وزن، یا کاهش وزن داریم، سریعاً به

پزشک مراجعه نموده و طبق دستور پزشک، شروع به

گرفتن رژیم های غذائی می نمائیم، چرا که سلامتی

ما برایمان مهم است و می خواهیم که بوسیله گرفتن

رژیم، بتوانیم مراقب سلامتی خود باشیم.

اما ذهن نیز بسیار مهم و اساسی است، زیرا که بسیار

سریعتر می تواند بر روی سلامتی و بدن تأثیر بگذارد.

در حال حاضر، از نظر علمی ثابت شده است که بسیاری

از بیماری ها، در ابتدا بوسیله ذهن، پذیرفته شده، و آنگاه

وارد بدن می شود.

پس داشتن رژیمی مناسب و در خور شأن و جایگاه ما،

می تواند سلامتی، نشاط و شادابی را در زندگی و بخصوص

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) برای ما به ارمغان بیاورد.

ما در این مقاله بر آنیم که به این رژیم نگاهی بیندازیم و آن

را مورد بررسی قرار دهیم.

با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله آهنگ زندگی در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.

رژیم فکری چیست؟

رژیم در لغت نامه دهخدا به معنای طرز. قاعده . روش

آمده است و این رژیم اگر فکری باشد، به معنای آن

است که روش و قاعده ای برای فکرمان قرار دهیم که

تناسب آن حفظ و در جهت سلامتی جسم و روح، ما

را یاری دهد.

چرا باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

رژیم فکری بگیریم؟

یکی از همسایگان ما که متأسفانه اضافه وزن داشت

، با مراجعه به پزشک، خبر ناگواری دریافت داشت و

پزشک به او اعلام کرد که اگر وزن خود را به وزن

اصلی خود نرساند به زودی مرگ او را در بر گرفته

و از این دنیا رخت بر می بندد.

و ایشان بلافاصله شروع به گرفتن رژیم نموده و در

حال حاضر که حدود 1.5 سال از آن زمان می گذرد،

توانسته است با کاهش وزن خود به میزان زیاد،

خود را به وزن ایده آل رسانده و علاوه بر حفظ سلامتی

خود، امکان ادامه حیاط را نیز داشته باشد.

حال اگر چنین خبری در خصوص وضعیت روحی شما

بشود، آیا شما نیز حاضر هستید که به مانند این

همسایه گرامی ما، خود را کمی به زحمت انداخته

و رژیم فکری بگیرید.

که اگر این رژیم فکری را نگیرید، افسردگی(منبع اصلی

تمام بیماریها) شما را در برگرفته و باقی مهمان های

ناخوانده و نامیمون نیز از راه خواهند رسید.

لذا اگر در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که مسائل

و مشکلات عدیده ای وارد زندگی افراد می شود، نتوانیم

رژیم فکری بگیریم، مسلماً ادامه زندگی می تواند برای

فرد مشکل ساز شود.

پس بهینه است که هر چه سریعتر نسبت به این مسئله،

واکنش نشان داده و نسبت به بهبود وضعیت سلامتی

خود قدمهای اجرائی و سریعی برداشته شود.

افکار مخرب و تفکر بی وقفه، نه تنها ذهن را از کارآمدی

و پویایی می اندازد بلکه برای سلامت روانی و حتی

سلامت جسم نیز مضر است. گاهی افکار ما بر احساس

و رفتار ما تاثیر می گذارد و گاهی افکار دارای تاثیرات

بیولوژیک خاصی بر مغز است یعنی همچون دارو و یا

مواد مخدر بر عملکرد مغز تاثیر می گذارد.

مقاله احترام به خود در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) را از دست ندهید.

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

رژیم فکری گرفت؟

در اینجا می توان حداقل دو رژیم بسیار اساسی و مهم

را بر شمرد:

  • رژیم دوری از افکار منفی: در این نوع رژیم شما
  • باید کلیه افکار منفی که به سراغ شما خواهد آمد
  • را به کناری گذاشته و اجازه ورود آنها را به ذهن
  • خود ندهید. 
  •                     
  1.  
    1. افکار منفی دشمن بزرگ رویاها و زندگی ما هستند.
    2. بسیاری از ما در طول روز دائم در حال سر و کله زدن
    3. با این افکارمان هستیم و اگر این افکار منفی باشند،
    4. به خاطر آن ها موقعیت های زیادی را از دست
    5. می دهیم.
  2.                 
  • رژیم بی ریا کمک کردن و مهربان بودن: بیشتر
  • آدم های موفق، انسان های مهربانی هستند و بدون
  • توقع می بخشند و به دیگران کمک می کنند. مهربان
  • که باشیم، مهربانی چند برابرتر به زندگی خودمان
  • برخواهد گشت. در واقع کمک به دیگران و داشتن
  • قلبی مهربان به جز مزیت اخلاقی که به حساب
  • می آید، یکی از اصول موفقیت است.
  • برای داشتن یک رژیم فکری،
  • اقدامات زیر می تواند موثر باشد:

۱- هرچه بیشتر بر افکار خود، آگاه باشیم

 ۲- وقتی خود را در حال فکر کردن به چیزی یافتیم،

از خود بپرسیم آیا فکر کردن به این موضوع لازم و

مفید است؟

 ۳- از طریق انضباط ذهنی و اینکه در مورد چه چیزهایی

باید فکر کرد و در مورد چه چیزهایی نباید فکر کرد،

کنترل هر چه بیشتر افکار را به دست گیریم.

۴- آشفتگی محیط بیرونی بر آشفتگی فکر تاثیر دارد.

با نظم دادن به محیط بیرونی و رفتار خود، بر نظم

ذهن تان بیفزاییم.

۵- افکاری که منجر به اندوه، استرس، حسد، ترس

و خشم می شود را کنار بگذاریم. البته این کار ساده ای

نیست اما با تلاش و تمرین، می توانیم سعی کنیم که

این مهارت را به دست گیریم تا افکار منفی منجر به

عواطف و عوارض ناگوار نشود.

۶- همچنین کنار گذاشتن افکاری که منجر به نگرانی بیهوده

در مورد آینده یا حسرت بی فایده در مورد گذشته می شود

را نیز در رژیم فکری خود بگنجانیم.

۷- عقاید خود را مرور و بازنگری کنیم. جلوی آنها یک

علامت« چرا؟» بگذاریم. عقایدی که جواب قانع کننده ای

برای این پرسش ندارد را کنار بگذاریم. همچنین عقایدی

که در تناقض با دیگر عقاید است را پیدا کرده و سعی کنیم

با برطرف کردن تناقض ها، نظام عقیدتی خود را یکپارچه کنیم.

در ضمن سعی کنیم فاصله و شکاف بین عقاید و رفتار خود

را نیز پر کنیم تا بین رفتار و عقایدمان هم مغایرتی نباشد.

۸- تمرکز را تمرین کنیم. ۱۰ دقیقه متمرکز فکر کردن،

موثرتر است از ۱۰ ساعت پراکنده فکر کردن! برای ایجاد

تمرکز، لازم است که توجه خود را محدود سازیم، کارها

را اولویت بندی کنیم، موارد مهم را مکتوب کنیم، و کارها

را در زمانی مشخص به پایان برسانیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

کنترل علائم تندرستی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

کنترل علائم تندرستی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

کنترل علائم تندرستی به خاطر این است که بر اساس یک

مثل قدیمی، پیشگیری بهتر و کم هزینه تر از درمان است.

امروز در مراسمی، یکی از همکاران از مشخص شدن بیماری مادرش

در چند روز گذشته خبر داد و اینکه بیماری سرطان روده ایشان،

پیشرفت قابل ملاحظه ای داشته و علیرغم اینکه برای چهارشنبه

هفته آینده یعنی 5 روز دیگر، نوبت عمل گرفته بودند،

لکن نمی دانست که مادر ایشان می توانست به آن روز برسد یا خیر؟

در همانجا این سئوال برای من پیش آمد که چرا اینقدر دیر متوجه

ناراحتی مادرشان شده اند با وجودی که مرتباً از حال ایشان با

اطلاع بودند.

بخاطر همین اصل در این مقاله می خواهیم بر روی این مقوله

بحث و بررسی انجام دهیم.

پیشنهاد می شود مقاله  برای جلوگیری از

آلزایمر چکار باید کرد؟ را نیز مطالعه نمائید.

کنترل علائم تندرستی چیست؟

همانگونه که هر وسیله ای یک سری وسائل و تجهیزات بر روی خود

دارد که عملکرد سیستم را نشان میدهد و در موقع آسیب دیدگی،

معمولاً یک چراغ قرمز در آنها روشن می گردد که جهت تعمیر

آن تجهیز استفاده گردد.

و یا داشبورت خودرو که از علائم و تجهیزاتی که با عملکرد

سیستم در ارتباط می باشد پر شده است، که مثلاً سرعت،

دور موتور، دمای آب و … مربوط به موتور را نشان می دهد.

به همان صورت نیز در بدن انسان نیز یکسری از حسگرهای

اصلی وجود دارد که شما در زمان مراجعه به پزشک،

اولین کار پزشک آن است که این حسگرها را در صورت

نیاز تست و بررسی نماید.

این علائم، دقیقاً مرتبط با عملکرد سیستم اصلی بدن می باشد

و بالا و پائین رفتن درجه هر یک از آنها، می تواند گویای

تغییراتی در وضعیت بدن باشد.

پیشنهاد می شود مقاله تیروئید در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه نمائید.

چرا کنترل علائم تندرستی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

ضروری است؟

          

حال که متوجه شدیم کنترل علائم تندرستی چیست،

ضرورت آن را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بیان می نمائیم.

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) به علت کمبود تحرک و

افزایش استرس و نگرانی در بعضی از اوقات، منجر به

وقوع تغییراتی در عملکرد سیستم ایمنی بدن می گردد.

و اطلاع از این تغییرات و پیگیری این تغییرات می تواند در

سلامتی ما تأثیر بسزائی بگذارد. حال اگر این اطلاع و پیگیری،

هر چه سریعتر اتفاق بیفتد، می تواند منجر به رفع آن سریعتر و

با هزینه کمتر رخ دهد.

اکثر پزشکان بر این باور هستند که درمان سرطان کاملاً امکان

پذیر است، به شرطی که در همان اوایل کار، اطلاع حاصل شود.

لذا اطلاع از وضعیت بدن و سیستم ایمنی بدن و نحوه کارکرد آن

بوسیله حسگرهای خیلی دقیق و کارآمدی که بصورت خودکار در

بدن ما قرار داده شده است، میتواند در درمان و رفع استرس ما،

تأثیر بسزائی داشته باشد.

چگونه می توان علائم تندرستی را در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) کنترل نمود؟

هم اکنون که دانستیم چرا باید علائم تندرستی کنترل گردد.

به علائم تندرستی نگاهی می اندازیم .

لازم است که این علائم مرتباً، حداقل هر دو هفته یکبار کنترل

و تغییرات آن ثبت و ضبط گردد، در صورت تغییرات،

سریعاً جهت اطلاع از وضعیت تغییرات اقدامات لازم

صورت پذیرد.

علائم تندرستی عبارتند از:   

  • ضربان قلب: یکی از مهمترین علائم تندرستی که معمولاً
    نیز توسط پزشکان در هر مراجعه کنترل می گردد،
    ضربان قلب می باشد. بهینه است که کنترل ضربان قلب،
    صبح بعد از بیدار شدن انجام شود.
  • ریتم تنفس: تعداد تنفس در دقیقه یکی دیگر از کنترل های
    علائم تندرستی است. که برای هر سن متفاوت است.
  • فشار خون: یکی دیگر از علائم تندرستی است، که میزان
    آن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) شاید کمی بالاتر از
    حد معمول برود، بهر صورت تغییرات آن باید زیر نظر
    گرفته شود.
  • قند خون: که باید حداقل هر شش ماه یکبار کنترل و بررسی گردد.

             

  • دمای بدن: یکی از علائم حیاتی مهم، دمای بدن می باشد
    که در صورتی که فشار خون پائین آید، دما پائین آمده و
    در صورت بالا رفتن فشار خون، اتوماتیک دمای بدن نیز
    بالا می رود.
  • حبس تنفس: زمان حبس تنفس نیز یکی دیگر از علائم
    تندرستی است که باید مرتباً کنترل گردد.
  • شاخص توده بدن: که نسبت قد به وزن می باشد.
    و باید این نکته را یادآور شد که قد هر انسان در طول
    شبانه روز، بین 2 تا 3 سانتیمتر تغییر پیدا می کند.
    پس کنترل ها باید در یک ساعت مشخص از شبانه روز
    انجام گردد.
  • انعطاف بدن: یکی دیگر از شاخص ها تندرستی،
    انعطاف بدن می باشد، اینکه دستان تا کجا می تواند
    کش بیاید، یا تا چه میزان می توان کمر را خم نمود،
    یا تا چه میزان می توان زانوان را خم نمود، نیز
    می تواند بصورت مرتب توسط هر فرد کنترل گردد
    و با انجام حرکات ورزشی، روز بروز بر انعطاف بدن،
    افزود و در صورتی که انعطاف بدن در دوران
    پیشکسوتی(بازنشستگی) تحت کنترل باشد،
    از بسیاری از مسائل این دوران می تواند جلوگیری نمود.

                 

  • تعادل بدن: اینکه تا چه اندازه می توانید بر روی یک پا
    قرار گیرید، یا تا چه اندازه می توانید بر روی پنجه ها
    قرار گیرید، نیز یکی دیگر از علائم تندرستی است.

    این علامت را نیز می توان با انجام تمرینات ورزشی به
خوبی افزایش داد.

  • حالات بدن: انواع و اقسام حالات بدن، مثل ضعف،
    سستی و بی حالی مرتب باید تحت بررسی گردد
    چون این حالات همگی نشانه های عملکرد ناصحیح
    دستگاه اصلی بدن است.
  • آب بدن: این علامت را نیز می توان از رنگ و بوی ادرار
    کنترل نمود. زیرا بدن به مقدار زیادی آب در طول
    شبانه روز نیاز دارد، در صورت کمبود، این کمبود،
    به خوبی در رنگ و بوی ادرار خودنمائی خواهد نمود.

امیدوارم با کنترل علائم فوق، دیگر شاهد اتفاق هائی که برای

 همکار ما، رخ داده است، نباشیم.

و همیشه ما یک قدم از بیماری ها جلوتر باشیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

خدمت به خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

خدمت به خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

خدمت به خود از خیلی وقت ها قبل به دست فراموشی

سپرده شده است.

دقیقاً از چه زمانی؟

از زمانی که به فرد دیگری دلبسته شده و زندگی

جدیدی را با فرد جدید، آغاز می نماییم.

از همان زمان، دیگر خود را دیدن به خاطرات پیوسته و

از آن به بعد “دیگران” جای “خود” را در ذهن و فکر 

می گیرد و اکثریت اعمال و رفتار ما به دیگران تخصیص

می یابد.

و از زمانی که در محلی(اداره، کارخانه، کارگاه، سازمان

و …) مشغول به کار و فعالیت می گردیم، فعالیت و اهداف

محل کار نیز جای اهداف شخصی را گرفته و فکر و ذهن

را به سمت خود کشیده و حتی در زمانی که با خانواده

هستیم، نیز افکار و کارهای محل کار رهایمان نمی کند.

و به زمانی می رسیم که حکم پیشکسوتی(بازنشستگی)

را در دستان ما می گذارند و ما را راهی منزل می نمایند.

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) عده ای از عزیزان،

دیگران را از فکر و ذهن خود بیرون رانده و خود را جایگزین

آنها می نمایند و به فعالیتهای مورد علاقه خود مشغول

می گردند.

لکن اکثریت این گنجینه های نیروی انسانی، با توجه به

شرایط ویژه ای که برایشان بوجود می آید، همچنان دیگران

را در سرجای خود قرار داده و برای تأمین معاش و راحتی

و آسایش خانواده و اطرافیان تلاش می نمایند.

حال سئوال این است که این تلاش برای دیگران تا چه

زمانی باید ادامه یابد؟

آیا تا پایان زندگی، نباید به فکر خود باشیم و همیشه

دیگران(خانواده، فرزندان، اطرافیان و …) باید جامعه هدف

ما باشند.

در این مقاله بر آنیم که با نگاهی به وضعیت خود موارد

را بررسی و مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم.

پیشنهاد می شود مقاله ثبت لحظات در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.

خدمت به خود چیست؟

تعریف کلاسیک خدمت عبارتست از کالایی غیر مادی

و غیر قابل لمس، که مالکیت و دارایی به همراه ندارد

و قابل ذخیره یا جابجایی نیست.

معمولا در لحظه مصرف به وجود آمده و بعد از مصرف

از میان می رود.

خدمات به هرگونه فعالیت یا مزیت گویند که از یک

طرف به طرف دیگر ارائه می‌شود و لزوماً نامحسوس

است و مالکیت چیزی را به دنبال ندارد.

خدمت به خود نیز شامل کلیه فعالیتهائی می شود

که شخص و فرد تنها و تنها برای سلامتی، شادی،

نشاط و شادابی و علاقه خود انجام می دهد.

چرا خدمت به خود، در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) از اهمیت ویژه ای برخوردار است؟

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) با بسیاری از

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) که مصاحبه نمودم و

با من در تماس بودند، اکثراٌ از مسائل و مشکلات

همسر، فرزندان و خانواده خود می گفتند و پس از

کلی کلنجار رفتن با آنها، این عزیزان حاضر می شدند

که از مسائل خود نیز پرده بردارند.

اگر گنجینه های نیروی انسانی بدانند که اول باید به

خود رسیدگی نمایند و سپس خانواده و اطرافیان را

مدنظر خود قرار دهند، می توانند به خود بیشتر از قبل

رسیدگی نموده و محافظت نمایند.

مقاله رهائی از بیماری با ندای درون در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه نمائید.       

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) به خود خدمت نمود؟

خدمت به خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

به نظر نگارنده از سلامتی شروع می شود، و به

فعالیت های اقتصادی و فعالیت هایی برای تفریح و

شادی خود خاتمه می یابد.

در جهت خدمت به خود، می توان خدمت به روح خود،

خدمت به جسم خود را در برنامه های خود داشته باشیم.

۱ خدمتگزاری به جسم خود در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی):

واضح و روشن است که هر شخصی دارای سر،

چشم، گوش، بینی، دهان،گردن، سینه، کمر،

شکم، پا، انگشت و سایر اعضای ظاهری بیرونی

است. و این را هم می دانیم که هر انسانی دارای

یک سری اعضای داخلی مثل : قلب، کلیه، شش،

کبد، مغز، رگ، عصب و غیره است.

خدمت به اعضای بیرونی در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی):

برای خدمت به اعضای بیرونی در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) با به دو صورت اقدام نمود:

یکی برطرف کردن احتیاجات و لوازم مادی،

دیگری برطرف کردن احتیاجات معنوی است.

با تهیه پوشش مناسب برای جسم خود اولین قدم

را برای خدمت به خود برداشتیم.

خدمت بعدی که می توان به جسم خود ارائه داد،

تغذیه است.

تغذیه شامل: حمام کردن(لامسه)، غذا خوردن(جسم)

و خوابیدن(روح) است.

اما بحث خدمت گذاری به خود در زمینه جسم چیزی

فراتر از حمام و غذا خوردن و خوابیدن است.

حمام بخش کوچکی از نظافت و بهداشت است

که در حق خود روا میداریم. از جمله راههای دیگر

بهداشت و نظافت که خدمت به جسم خود است،

دفع موهای زائد بدن، گرفتن ناخن انگشتان پا و دست،

شستن لباسهایی که می پوشیم به خصوص لباسهای

زیر، دوری کردن بدن خود از هر گونه آلودگی یا عواملی

که سبب زخم و آسیب و ناهنجاری در جسم می شوند و … .

انجام دادن حرکات موزون با دست و پا و اعضاء بدن که

به آن نرمش و در سطح بالاتر ورزش می گویند،

از دیگر خدمات به خود است.

نرمش و ورزش برای سلامت نگهداشتن نه تنها جسم

بلکه روح و روان هم بسیار مؤثر است.

حفاظت و نظافت و سالم نگهداشتن پوست و مو و

ناخن و دندان ها و تمام اعضای بیرونی مثل چشم و

گوش و دهان و بینی و دست و پا و … از مهمترین

خدمتگزاری یک شخص به خود می باشد.

خدمت به اعضای درونی در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی):

و اما خدمتگزاری به اعضای درونی کمی مهمتر از

خدمت گذاری به اعضای بیرونی است.

 مهمترین عواملی که در سلامتی و صحت این اعضا

دخالت دارند، عبارتند از : تغذیه سالم، ورزش، رعایت

بهداشت و نظافت، حتی عواملی چون محبت و

اخلاق درست و … .

عواملی هم باعث اختلال در این اعضاء حیاتی

می شوند، عبارتند از : استفاده از مخدرها و مشروبات،

پرخوری بی رویه و تغذیه ناسالم، تحرک نداشتن و

دوری از ورزش، رعایت نکردن بهداشت و نظافت و … .

 ۲ خدمتگزاری به روح در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی):

در دین اسلام و کتاب مقدس قرآن و سخنان بزرگان

نبی و ائمه اطهار، از تمام صفات و خصوصیات و رفتارها

و آداب و اخلاق و افکار و تصورات و ذهنیات و … انسان،

سخن های فراوانی بیان شده است. صفات و خصوصیاتی

چون : مهربانی، بخشندگی، صداقت، فداکاری، وفاداری،

ایثار، پاکی، نجابت، عفت، جوانمردی، خوش بینی،

خودباوری، امید، توکل و …. .

غیر از این صفاتی که بیان شد، که بی شک سرچشمه

و منشأ آنها روح است، عوامل و کارهایی هم در نظر گرفته

و در احکام و قوانین مذهبی بیان شده است تا فرد

از این طریق بتواند به روح خود خدمت کند. از جمله این

کارها می توان به : نماز خواندن، روزه گرفتن، قرآن خواندن،

زیارت اهل قبور بالاخص زیارت مراقد مطهره و پاک انبیاء

و ائمه اطهار و …. .

شخص برای خدمتگزاری واقعی به خویش، باید این

اعمال را انجام دهد، تا به خویشتن احترام گذاشته

باشد و خود را به واسطه آنها از شر و گزند هر بدی

و پلیدی در امان نگه دارد.

وقتی شخص موفق به خدمتگزاری به روح و جسم

خود بشود، بی شک یکی از بهترین خدمتگذاران به

دیگران و خانواده و جامعه خواهد شد. چنین شخصی

بی هیچ شکی، نمونه و الگوی خدمت گذاری برای

خود، دیگران و از همه مهمتر خالق یکتا خواهد بود.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

قدر داشته ها را بدانیم

قدر داشته ها را بدانیم

تا کنون شده که مشکلی برایمان بوجود بیاید و ندانیم که چطوری

میتوان آن مشکل را حل نمود، و ناخودآگاه، سریعاً ذهن به سمت این

می رود که من توانائی ندارم، من نمی توانم، نمی شود، نمی گذارند

و انواع و اقسام این بهانه ها؟؟؟؟

خالی از لطف نیست که گزارش بازدیدی که اینجانب به اتفاق، پرسنل

مجموعه گنجینه نیروی انسانی، از مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر داشتیم،

را مطالعه فرمائید.

    

پیشنهاد می شود مقاله روزه کلامی در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را مطالعه فرمائید

گزارش بازدید از مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر

              

قصه از آنجا آغاز شد که با هماهنگی با یکی از همکاران، بازدیدی

از مجتمع آموزشی نیکوکاری رعد الغدیر داشتم. در آنجا با افرادی

مواجه شدم که فعل نتوانستن را به توانستن، فعل نخواستن را به

خواستن، فعل نمی گذارند، را به انجام می دهم تعبیر نمودند.

شاید شما نیز با افرادی آشنا شده باشید که جامعه آنها را به اشتباه،

افراد معلول، اما به قول خودشان، افراد توان یاب خطاب می نمایند،

و توانائی جسمی و حرکتی نداشته باشند، و شاید هم برای این افراد

دلتان سوخته و به درد آمده باشد.

              

اما لازم است به آگاهی شما برسانم، در مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر،

شاید افراد، کمی در توانائی جسمی و حرکتی خود، دچار نقص باشند،

اما ایمان و توکلی که به خدا و خودشان دارند، باعث شده است که تمام

موانع موجود بر سر راه را کنار زده و همچون یک فرد عادی، در زندگی

کار و تلاش نمایند و حتی بعضی از این عزیزان، از محل اشتغال خود،

منبع درآمدی برای خانواده خود می باشند.

         

این مقاله در پاسخ به تعدادی ازعزیزان پیشکسوت(بازنشسته) هست

که همیشه دم از ویژگی های خاص این دوران! و کم شدن توان جسمانی و

نبود امکانات و نشدن کارها حکایت دارند.

در مؤسسه مذکور، این عزیزان توان یاب با کوشش و تلاش خود ثابت

کردند که در صورتی که بخواهیم، هر کاری شدنی است.

پیشنهاد می شود، مقاله فعال بودن در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را مطالعه فرمائید.

مصاحبه های انجام شده با مسئولین مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر:

در مصاحبه ای که با آقای مهندس سلطانزاده، مدیر عامل مؤسسه

نیکوکاری رعد الغدیر برگزار شد، ایشان به تشریح موارد و موانعی که

بر سر راه داشتند پرداختند و اینکه در حال حاضر با آموزش بیش

از 25000 نفر از عزیزان توان یاب توانسته اند، برای حداقل تا کنون

700 تا 800 نفر از این عزیزان را که آمارشان در مؤسسه موجود

می باشد اشتغال ایجاد نمایند. البته تعدادی دیگر نیز وجود دارند که شاید

در منزل به خود اشتغالی مشغول می باشند که آمارشان در مؤسسه موجود

نمی باشد.

              

ایشان اعلام داشتند که چه مسائلی بر سر راه خود داشتند و به چه صورتی

توانسته اند این مسائل را یکی یکی حل نموده و به هدف خود که همان

توانمند سازی کلیه عزیزان توان یاب است، نزدیک گردند.

سپس سرکار خانم فراهانی مدیر روابط عمومی این مجموعه سراسر

تلاش و کوشش، که خود نیز از آموزش دیدگان این مرکز بودند، شروع

به معرفی کل مؤسسه و اقدامات انجام شده توسط این قشر نیکوکار نمودند.

           

هر چه بیشتر از معرفی این مؤسسه می گذشت، گروه بازدید کننده، با

تعجب بیشتر و تحسین بیشتری موارد را پیگیری می نمودند.

کافی است، خود نیز بازدیدی از این مؤسسه داشته باشید، تا بر تک تک

کلمات این مقاله، مهر تأئید بگذارید.

قدر داشته ها، و کارآفرینی و اشتغال:

آیا عزیزان پیشکوست(بازنشسته) هم می توانند برای خود کارآفرینی و

اشتغال ایجاد نمایند؟

این سئوالی است که تعدادی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) بارها و

بارها، از نگارنده پرسیدند، و می گفتند که شما کار ایجاد نمائید و آنگاه،

ما مثل سابق بر سر آن کار رفته و باقی عمر خود را نیز در آنجا به فعالیت

می پردازیم.

                       

وقتی که این بزرگواران توان یاب، با داشتن نواقصی در بدن خود، و با

تلاش و کوشش و توکل و امید به خدا و اتکا به نیروی خود، توانسته اند

راههای دشوار و ناهموار ترقی و پیشرفت را طی نمایند، چرا عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) که هر کدام حداقل تجربه ای 30 ساله در خدمت

به میهن و کشور خود در کارنامه خود دارند، نتوانند از پتانسیل های

موجود در بدنه خود و دیگر همراهان و همکاران خود استفاده نمایند.

–        آموزش در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی):

چیزی که برای من خیلی باعث تعجب و حیرت گردید، این بود که اکثر

عزیزانی که در آنجا مشغول تدریس بودند و همچنین افراد شاغل در این

مؤسسه، اکثراً از خود عزیزان توان یاب بودند که پس از آموزش های

لازم، خود مسئول تدریس و گرداندن این مؤسسه شده بودند. و چه خوب

نیز این وظیفه را انجام می دادند، چون خود نیز از موانع و مسائل و

مشکلات سر راه، به خوبی آگاه بودند.

              

در همانجا، به این فکر بودم، اگر این عزیزانی که چنین با شور و شوق،

توانسته بودند موانع بسیار مشکل و سخت را از سر راه بردارند و این

مسیر ناهموار را هم برای خود و هم برای دیگر هموطنان مشابه نیز

هموار سازند، چرا گنجینه های نیروی انسانی که خود دارای تخصص های

فراوان در طول خدمت خود بوده اند، نتوانند، به کمک هم کاران و

همسالان خود رفته و این مسیر را برای خود و دیگر عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) هموار نمایند؟

                

آیا براستی امکان آموزش عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) به دیگر

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) وجود ندارد؟

مسلم است که جواب مثبت است، فقط باید یک همت و یک نهضت عمومی

آغاز گردد و عزیزانی شروع به شکستن مرزهای نتوانستن و نخواستن

در این قشر بسیار محبوب و عزیز گردند. همانگونه که مؤسسه نیکوکاری

رعد الغدیر، خواسته و توانسته است، با دست خالی، اهداف بزرگی را نشانه

رفته و اکثر آنها را به ثمر رسانده است.

–        اشتغال:

مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر که توانسته است تا کنون بیش

از 25000 هزار توان بخش را از سال 80 و با حداقل امکانات

آموزش دهد، توانسته است در بخش اشتغال کارهای بسیار انجام دهد

و هم اکنون حداقل 700 نفر تحت نظر این مؤسسه مشغول به کار

می باشند که در کارهای تولیدی، خیاطی، خطاطی، منبت کاری، نقاشی

و مرکز پیام و .. فعالیت می نمایند.

این باعث افتخار است که چنین انسانهای خیری، جهت کمک به دیگران و

هم نوعان خود، کمر همت را بسته و علاوه بر اشتغال این عزیزان، نیز

درخواست همکاری و ارائه خدمات به دیگر افراد جامعه را نمودند، زیرا

بر اساس آمارهای موجود، از هر 10 خانواده، یک خانواده از افراد

توان یاب در خانواده خود نگهداری می نمایند و این مؤسسه درخواست

ارائه خدمات به این افراد را  نیز داشتند.

                  

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) نیز می توانند با تکمیل فرمهای مربوطه در

همین سایت، و ارائه علائق، سلائق و مهارت های خود، نسبت به کمک به

خود و دیگر همکاران و گنجینه های نیروی انسانی اقدام شایسته مبذول دارند.

حال باید چکار انجام داد؟

زمانی که عزیزان مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر با حداقل امکانات در

سال 80 با دو اطاق شروع به کار نمود و هم اکنون بعنوان یک مؤسسه

مردم نهاد پروانه فعالیت دارد، و در بعضی از شهرها نیز مراکزی مشابه

ایجاد نموده و توانسته اند این موارد را در شهرهای مختلف نیز توسعه

دهند. توانسته اند، دیگر عزیزان نیز که مشکلات جسمی و حرکتی

کمتری دارند نیز می توانند.

            

حال که این مؤسسه پرتلاش و فداکار توانسته است، کانونها و

صندوق های بازنشستگی نیز می توانند این مسیر را طی نمایند، زیرا

این عزیزان محدودیت های حرکتی جسمی داشتند و توانستند این

محدودیت ها را رفع نمایند، اما اکثر عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)

محدودیت های ذهنی برای خودشان متصور می باشند نه محدودیت های

حرکتی، زیرا با انجام ندادن حرکت، آن حرکت برایمان دشوار می شود،

تا زمانی که نخواهیم این محدودیت های ذهنی را از پیش روی خود

برداریم، نخواهیم توانست محدودیت های جسمی خود را رفع نمائیم.

پس امید است، با یک نهضت خواستن و توانستن در قشر محبوب

پیشکسوت(بازنشسته)، یک حرکت بزرگ و یک موج بسیار عظیم

ایجاد نمود و دست در دست یکدیگر، توان و نیروی بازرفته را بازیابیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود پیشنهاد می شود،

 آن را به عزیزان خود هدیه نمائید.