تیروئید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تیروئید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

از این به بعد و تا چند مقاله آینده، با توجه به اهمیتی که شناخت

هورمون ها، ویتامین ها، اسیدهای آمینه و مواد معدنی در سلامتی 

انسان ها، بخصوص زندگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

دارد بر آن شدیم که خلاصه ای از کتاب ویتامین ها، اسیدهای

آمینه و مواد معدنی برای طول عمر بیشتر که نوشته دکتر

رابرت گلدمن و دکتر رونالد کلانز است و ترجمه دکتر

سیف ا… اسدی می باشد، را قسمت به قسمت جهت اطلاع

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) ارائه نمائیم. و آن را  مورد

بحث و بررسی قرار دهیم.

فصل اول کتاب هورمون تنظیم کننده: یا همان هورمون

تیروئید است.

زندگی یعنی تغییر یافتن و عوض شدن به صورت تدریجی اما

این تغییر در زندگی تداوم دارد. از زمان خردسالی تا دوران

پیری، انسان را همراهی می کند. پیری آخرین مرحله از این

تداوم است که در آن اتفاقات زیادی می افتد و مهارت های

ذهنی، عاطفی، جسمی و شخصیتی فرد را تحت تأثیر قرار

می دهد.

در فرآیند پیری و سالمندی شیوه سازگاری فرد با عوامل گوناگون

از اهمیت به سزائی برخوردار است زیرا زمینه سلامت جسمی و

بهداشت روانی فرد را فراهم می کند و موجب افزایش طول عمر

و بالا رفتن میزان عملکرد و بهره وری می شود.

بنابر این رسیدن به سازگاری صحیح و مناسب با عوامل متفاوت

می تواند شما را در زمینه فرآیند ضد پیری یاری رساند.

در جامعه امروزی کند شدن عملکردهای فیزیکی یا ذهنی به

عنوان پروسه طبیعی سالمندی مورد قبول است. تا این که این

وضعیت به عنوان بیماری یا موقعیتی باشد که نیاز به درمان با

تغذیه، هورمون ها، ورزش، تغییر وضعیت زندگی داشته باشد.

احتمالاً یکی از کم رنگ ترین ماسک های(چهره های)

سالمندی هایپوتیروئیدیسم است یعنی تولید ناکافی یا جذب ناکافی

تیروئید که به متابولیسم اجازه نخواهد داد به اندازه قبل کار کند.

تیروئید چیست؟

تیروئید غده ای کوچک و شبیه به پروانه است که در گردن و

بالای نای و درست زیر حلق قرار گرفته است. علی رغم

کوچک بودن این غده فعالیت های بسیار زیادی دارد. تیروئید

بر فرآیند متابولیسم اثر مستقیم می گذارد و این کار را با آزاد

کردن هورمون های خاصی انجام می دهد که متابولیسم، دما و

ضربان قلب بدن را تنظیم میکنند. اگر تیروئید کار نکند شما نیز

از کار می افتید.

موارد زیر برخی از علائم نارسائی تیروئید است که به نام

هایپوتیروئیدیسم نیز نامیده می شود بسیاری از آنها به نظر شما

شاید خستگی ها و بی حالی هائی باشد که با افزایش سن نیز دیده

می شود.

–        خستگی، کمبود کلی انرژی، حرکت آرام

–        ضعف

–        حساسیت به سرما، ویروس ها و بیماری های مزمن تنفسی

–        تنفس سنگین و سخت

–        گرفتگی های عضلانی

–        کبودی

–        درد کمر مداوم

–        گیجی ذهن و حافظه ضعیف

–        عدم ثبات عاطفی، گریه، تغییر خلق، افسردگی، عصبانیت

ناگهانی و نگران بودن

–        پوست خشک، خشن یا چرم مانند، رنگ پریده

–        سردرد

–        موهای زبر و یا ریزش مو

–        ناخن های شکننده

–        کاهش اشتها

–        مفاصل سفت شده و آرتریت متوسط

–        کاهش علاقه جنسی و انرژی

–        تنگ شدن شریان ها با چربی و پلاک هائی که موجب

مشکلات قلبی عروقی می شود

–        کاهش انقباض پذیری قلبی، عدم پمپاژ خون کافی توسط

قلب که موجب خون رسانی ناکافی مخصوصاً به مغز می شود.

شناخت و تشخیص هایپوتیروئیدیسم در سالمندان بسیار مهم است.

در مطالعه ای نشان داده شد که در جمعیتی از سالمندان در سن

60 سال به بالا، 9/5% دچار مشکل هایپوتیروئیدیسم بودند. در

مطالعه ای دیگر که در سال 1993 در مجله غدد شناسی و

متابولیسم منتشر شد کاهش واضحی در فعالیت تیروئید دیده شد.

همچنین میزان های کمی از پادتن های ضد تیروئیدی در خون

افراد سالمند(افرادی که بالای 100 سال سن دارند) دیده شد.

علی رغم این کاهش در سالمندان، هایپوتیروئیدیسم مشکلی است

که بعد از 60 سالگی بسیار به آن بی توجهی می شود. در واقع

این علائم تنها در 25% افراد سالمند دیده می شود

.

برخی مطالعات نشان می دهد که 15% افراد بالای 60 سال

دچار هیپوتیروئیدیسم پنهان هستند که در واقع همه اسیران

هیپوتیروئیدیسم هستند. علائم آنها بسیار کم یا بسیار ضعیف تر

از آن است که تشخیص صحیح داده شود بنابراین آنها بدون

تشخیص صحیح و درمان همچنان رنج می کشند.

بدن شما چگونه هورمون تیروئید تولید می کند؟

برای این مطمئن شوید تمام تیروئیدی که بدن شما لازم دارد را

تولید می کند، بهتر است بفهمید که بدن شما چگونه آن

را می سازد.

تمام این فرآیند از هیپوتالاموس آغاز می شود، ترموستات بدن،

که تمام فعالیت های هورمونی را تنظیم می کند. زمانی که

هیپوتالاموس حس می کند که میزان خونی TH کاهش یافته است،

زنجیره ای از فعالیت ها را به حرکت در می آورد که موجب

ترشح هورمون آزاد کننده تیروئید(TRH)  می شود.

TRH، غده هیپوفیز را تحریک می کند، هورمون تحریک

کننده تیروئید، TSH  را آزاد می کند در انتها TSH به غده تیروئید

می گوید که به کار بیافتد و این غده TH را ترشح می کند. زمانی

که سطح TH به میزان بالائی رسید که برای کارآئی بدن مناسب

است، غده هیپوفیز ترشح TSH را متوقف می کند و این فرآیند

تا زمانی که مجدداً هیپوتالاموس احساس کند که زمان شروع

مجدد است ادامه دارد.

دو راه برای این که هورمون تیروئید برای بدن کافی نباشد

وجود دارد، یکی زمانی است که خود تیروئید، در ترشح این

هورمون مشکل دارد. مثل کمبود ید، تومور و یا سایر مشکلات

تیروئید و ممکن است منجر به این شود که این غده به طور

مناسب فعالیت نکند و دستورات حاصل از هیپوتالاموس یا

هیپوفیز اجرا نشود به این نوع نارسائی هیپوتیروئیدیسم

اولیه می گویند.

راه دیگر آن است که میزان TH در صورتی که هیپوتالاموس یا

هیپوفیز کارآئی لازم را نداشته باشند، ایجاد می شود. و به

هیپوتیروئیدیسم ثانویه معروف است. خود تیروئید نیاز به ید دارد

تا کار کند کاهش ید موجب کاهش تیروئید نیز می شود. به این

وضعیت گواتر اطلاق می شود به صورتی که غده تیروئید در

جلوی گردن باد کرده و کاملاً مشهود می گردد.

شما تنها نیاز به میزان بسیار کمی ید دارید. دوز 

روزانه 100 میکروگرم برای زنان و 120 میکروگرم

برای مردان کافی است.

بسیاری از افراد از نمک یددار یا غذای دریائی آن را

به دست می آورند.

بسیاری از افراد فکر می کنند که اگر گواتر ندارند، پس غده

تیروئید آنها به خوبی کار میکند. متأسفانه این طور نیست ید

کافی از گواتر پیش گیری می کند ولی برای تولید کافی و

مناسب TH کافی نیست.

ادامه بحث را در مقالات بعدی دنبال نمائید.

در صورتی که این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

انکار در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)انکار در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

انکار در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

یکی از مسائلی که در مصاحبه ها با عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) به

چشم می آمد و توجه من را به خود جلب نمود، انکار توانائی و انکار

برگشتن به سلامتی در این قشر عظیم است.

این انکار که در دوران زیبا و با طراوت پیشکسوتی(بازنشستگی)

رخ میدهد، بسیار شکننده و خرد کننده می باشد و این مسئله است که

نگارنده را در برخی از مذاکرات با گنجینه های گرانبهای نیروی

انسانی، ناکام گذاشته و آنان متأسفانه گفته های خود را مرتب تکرار

می نمودند و در زمانی که عرصه را بر خود تنگ می دیدند بجای

قبول اشتباه و رد انکار، صحنه مذاکره را ترک می گفتند.

لذا بر آن شدم که در این مقاله به این مسئله نگاهی بیندازیم.

انکار چیست؟

انکار در معنی معادل ابا، تکذیب، امتناع می باشد و به عبارتی، انکار

یعنی در عین اینکه میدانم اشتباه میکن، اما باز خودم را گول میزنم،

مانند کسی که خودش را به خواب زده، و متأسفانه به هیچ وجه چنین

شخصی را نمی توان از خواب بیدار نمود، زیرا که فرد اصلاً خواب

نیست.

انگار یعنی اینکه به خودمان فرصت دیدن واقعیتها را ندهیم. و تنها

مسائل و چیزهائی را مشاهده کنیم، که انتخاب خودمان است، نه واقعیت.

انگار یعنی اینکه به هیچ وجه خودمان را نبینیم و همیشه عوامل بیرونی

را در رسیدن ما به این وضعیت مقصر بدانیم.

چرا انکار در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم می باشد؟

انکار در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از آن جهت مهم شناخته

می شود که به فرد اجازه نمیدهد که موانع و معایب وضعیت خود

را درک و در جهت رفع آن قدم بردارد.

افراد پیشکسوت(بازنشسته) در زمانی که به ایشان گفته می شد که

شما باز می توانید با کمی تغییر در سبک زندگی، زندگی شاد و

بانشاطی را برای خود فراهم نمائید، شروع به انکار این وضعیت

نموده و در جواب اعلام می داشتند که خیر، آب رفته به جوی باز

نمی گردد. و امکان برگشتن شادی و نشاط به زندگی آنان، بعد از

رفتن، و برگشتن قوای جسمانی، بعد از تحلیل رفتن امکان پذیر

نمی باشد.

و این عزیزان متأسفانه خودشان اظهار می داشتند که دیگر فرصت

هیچ گونه عملی را ندارند و با این وضعیت باید بسازند و همیشه منتظر

وضعیت وخیم تر از وضعیت فعلی خودشان باشند.

براستی، چنین است؟ واقعاً زمانی که قوای جسمی تحلیل رفت، دیگر

برگشت ناپذیر است؟

زمانی که شادی و نشاط، از زندگی رخت بربست، دیگر امکان

بازگشت شان، به زندگی فراهم نیست؟

لطفاً چند دقیقه به سئوالات فوق تفکر نمائید و جواب این سئوالها را

برای خود معین نمائید.

اما به نظر نگارنده چنین چیزی امکان پذیر است، زیرا که درست مثل

زمانی که در کاری خسته می شوید و با مقداری استراحت، انرژی

رفته دوباره به بدن بازمی گردد، به همان صورت، می توان قوای

جسمانی را که تحلیل رفته، دوباره بازسازی و احیا نمود.

دقیقا مثل همان گونه که بر روی چندین تن از عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) این عمل انجام شد، و فردی که به هیچ وجه، توانائی

مسافرت رفتن و تفریح را نداشت، تنها با کمی مذاکره، اکنون، مثل

جوانی شاداب و فعال، مرتب به مسافرتهای گوناگون رفته و جالب

توجه اینکه، از مسافرت های خود، نیز عکس و فیلم تهیه می نماید.

واقعاً چه اتفاقی می افتد برای آن پیشکسوت(بازنشسته) 110 ساله(شرح

حال این عزیز در کتاب الهی پیر شی آمده است)، که تنها نیازمند مجوز

شکار از طرف دولت است، تا دوباره به تفریح خود(شکار) رفته و یادی

از دوران جوانی خود نماید.

خوب تفاوت این عزیزان، با عزیزانی که خودشان را باور ندارند در

چیست؟

تنها و تنها، انکار خودشان و توانائی های خودشان در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) است که چنین وضعیت را برایشان

رقم می زند.

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) انکار را کنار

گذاشت؟

با توجه به اینکه انکار در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) می تواند

منجر به بیماری های روحی و جسمی گردد، لذا برطرف نمودن آن

بسیار مهم و حیاتی است.

فردی که خود را به خواب زده، چگونه می توان از خواب بیدار نمود؟

پاسخ مشخص است، فرد باید خودش بخواهد که بیدار شود و یا مسئله ای

برایش بوجود آید که بیدار شدنش را ضروری می نماید. مانند مشکلی

جدی برای اطرافیان، یا خودش

به همین طریق نیز فردی که دچار انکار شده است، تنها بوسیله خودش

می تواند از این دام رهائی یابد.

کافی است که بخواهد مسئولیت زندگی خودش را خودش به عهده بگیرد

و از مقصر جلوه دادن عوامل بیرونی دست بردارد. و در جهت اصلاح

عیوب و برجسته نمودن هنر و توانائی خود قدم بردارد.

دیده ز عیب دگران کن فراز  

                         صورت خود بین و در او عیب ساز          

نظامی                                                                                         

چه موقع باید رفع انکار نمود؟

در خصوص این معضل، هر چه سریعتر بتوانید این مسئله را از درون

خود بیرون نموده و خودتان و توانائی هایتان را ببینید و بدانید که غیر از

وقت و زمان، هر چه که از دست برود، دوباره میتوان آن را برگرداند.

بسیاری از خود کم بینی ها و مسائلی که برای هر فرد پیشکسوت

(بازنشسته) در این دوران، به صورت غیر قابل حل مطرح گردیده،

قابل حل می گردد. و زمانی که مسئله حل شود و توانائی و قدرت عودت 

گردد، اوج سلامتی و شادابی و نشاط فرا میرسد.

 لکن همیشه پیشگیری بهتر از درمان است.

به امید روزی که هر پیشکسوتی(بازنشسته ای) بتواند در بین اطرافیان

خود چنان نگین درخشان بدرخشد و اطراف خود را منبع نور و

روشنائی و شادابی و نشاط نماید.

ولی بختیاری

مربی و مدرس مهارتهای سلامتی و کارآفرینی پیشکسوتان(بازنشستگان)

WWW.VALIBAKHTYARI.IR

VBAKHTYARI@GMAIL.COM

فعال بودن در بازنشستگی و دوری از بیماریها

فعال بودن در بازنشستگی و دوری از بیماریها

در هنگامی که فرد به درجه بازنشستگی میرسد، تعدادی از

نفرات، بازنشستگی را با استراحت مطلق اشتباه گرفته و خود

را کاملاً در خانه زندانی و شروع به استراحت کامل و بی حد و

حساب می نمایند و با توجه به اینکه، همچون یارانه، مقرر است

دیگر ماهانه، یک مقدار پول ماهانه، بصورت مداوم به دستشان

برسد، دیگر هیچ نیازی به کارکردن نمی بینند.

این یکی از بزرگترین مسائلی است که تعدادی از بازنشستگان

گرامی، با آن مواجه هستند، اما در این مورد نیز، هزینه های

ناپیدای دیگر وجود دارد، که متأسفانه تا کنون به حساب نیامده

است، وآن هزینه، هزینه استهلاک می باشد، هزینه استهلاک

که در موقع کار کردن، به وسائل و تجهیزات تعلق می گیرد، در

انسان کاملاً بر عکس میباشد و در صورت عدم کارکرد از هر یک

از اعضاء و جوارح، این هزینه به صورت تصاعدی بالا رفته و در

درجات بالا، فعالیت کامل آن عضو را عملاً غیر ممکن می سازد.

پس عقل سلیم حکم می کند که بعد از دریافت بازنشستگی،

بتوانیم برای خود برنامه ریزی مناسب داشته باشیم  وبتوانیم از

این موقعیت بدست آمده برای رسیدن به هدفهای جدید و بهینه،

استفاده لازم را بنمائیم.

هزینه های عدم فعال بودن در دوران بازنشستگی

همانگونه که در قسمت قبل اعلام شد، جهت فعال نبودن در

زمان بازنشستگی، باید هزینه ­هائی را پرداخت نمود که از آن

جمله می­ توان به عدم کارکرد بعضی از اعضاء و جوارح اشاره

نمود، مثلاً در صورت عدم استفاده از عقل و ذهن، بیماری آلزایمر

از اولین هزینه هائی است که باید دریافت نمود، و همچنین عدم

استفاده از عضلات بدن، نیز بیماریها و مسائل و مشکلات را به

سمت بدن، راهنمائی و هدایت می نماید.

در این خصوص می توان به یکی از اقوام اینجانب اشاره نمود که

متأسفانه به علت عدم استفاده از پای خود، بعد از جراحی، تا

آخر عمر نتوانست آن پا را صاف نماید و بصورت چهارزانو، تمام

باقیمانده عمر خود را سپری نمود و بچه های این بنده خدا،

مجبور بودند برای جابجائی ایشان، تنها در خانه، ایشان را بغل

کرده و جابجا نمایند.

مزایای فعال بودن در دوران بازنشستگی

حال که به هزینه های عدم فعال بودن، اشاره شد، لازم است

که مزایای فعال بودن در زمان بازنشستگی را نیز ذکر نمود. و آن

چیزی نیست غیر از سلامتی و شادابی، اگر به اطراف خود

نظری بیفکنید، نفرات بسیاری را خواهید  دید که پس از

بازنشستگی، تنها تعویض مکان خدمت انجام داده، یا به دنبال

علائق خود رفته و خدمت جدید و یا کار جدیدی را شروع نموده

اند، یا اگر از نظر مالی، کاملاً مستقل هستند، نیز به کارهای

عام المنفعه، و خیریه پرداخته و علاوه بر اینکه نام خود را در

لیست خیرین و نیکوکاران زمان ثبت و ضبط نموده اند، سلامتی و

شادابی و نشاط را نیز برای خود به ارمغان آورده اند.

خوب در زمانی که سلامتی و شادابی در زندگی روی خود را

نشان دهد، مطمئناً مشکلات دیگر در آن زندگی جائی برای خود

نمائی نداشته و به ناچار، محل را تخلیه می نمایند و نمیتوانند

مانع خوش بودن آن بازنشسته را فراهم نماید.

مقایسه بازنشسته فعال با بازنشسته غیر فعال

مطمئناً شما نیز مانند نگاره، افراد مختلفی را در هر دو گروه

بازنشسته(فعال و غیر فعال) مشاهده نمودید، مثلاً بازنشسته

ای که در سنین 90 سالگی نیز همانند جوانان مشغول کار و

تلاش و فعالیت هستند و بازنشستگان 60 تا 70 ساله که

متأسفانه باید توسط نزدیکان خود، جابجا شده و تنها نظاره گر،

گذران عمر خود باشند.

شما واقعاً کدامیک را انتخاب می کنید، بازنشسته جوان 90

ساله یا بازنشسته پیر 60 ساله؟ این انتخاب خود شماست که

کدامیک از این دو عزیز را برای الگوبرداری خود انتخاب میکنید.

 

مسلم است حال که مشغول مطالعه این مقاله هستید، مطمئناً

بازنشسته پیر 60 ساله را به هیچ وجه انتخاب نخواهید نمود،

زیرا به دنبال شادی و نشاط در زندگی هستید که این سایت را

انتخاب نمودید، پس لطفاً از همین الان، یک ورق و یک خودکار به

دست گرفته و برنامه آینده خود را برای داشتن زندگی خوب و

سراسر سالم و شاداب و با نشاط، بنویسید. زیرا همانگونه که

می دانید، قدرتی که در نوشتن است، در مسائل دیگر یافت

نمی شود.

موارد قابل برنامه ریزی جهت فعال بودن در زمان بازنشستگی

در کتاب الهی پیر شی، و نیز مقالات متعدد نوشته شده توسط

اینجانب، بارها به مسائل مختلف جهت برنامه ریزی برای فعالیت

در دوران بازنشستگی، اشاراتی شده است. و در اینجا مجدداً

بعضی از مواردی که میتوان برای دوران بازنشستگی خود،

برنامه ریزی نمود، را مجدداً یادآوری می نمایم.

اولین مسئله ای که باید جهت فعال بودن، برای آن برنامه ریزی

انجام شود، ورزش می باشد، که اگر در ابتدای صبح نیز باشد،

بمراتب اثرگذاری آن بیشتر و بیشتر میگردد.

دومین مسئله ای که فعال بودن را با نشاط تر می نماید، بحث

درآمد است، باید در این دوران، به سراغ فعالیتهائی رفت که

افزایش درآمد ما را نیز در پی داشته باشد، زیرا که بحثهای

اقتصادی از بهترین انگیزاننده ترین مباحث است و می تواند،

همیشه انگیزه لازم را برای فعال بودن در دوران بازنشستگی به

ما بدهد.

سومین مسئله، بحث اشتغال است، چه بتوانیم با سرمایه

گذاری های مختلف، درآمد خود را افزایش دهیم و چه بخاطر

مسائل مختلف، نتوانیم، در هر صورت، باید خود را مقید نمائیم

که مبحث اشتغالی برای خود ایجاد نمائیم که بتواند اشتغال ما

را تضمین نماید.

 البته لازم به ذکر می باشد که منظور ما، کار کردن از ابتدای

صبح تا نیمه شب نمی باشد، زیرا که با افزایش سن، بعضی

افراد(که نگارنده مخالف این افکار می باشد)، فکر می کنند که

توان خود را از دست داده اند، و دیگر توانائی کار کردن ندارند، در

صورتی که با مصاحبه ای که پیرمردی 110 ساله داشتم، ایشان

همچنان مشغول انجام فعالیتهای خود بود، و بدون نیاز به کمک

کسی، کارهای مربوط به زندگی خودش را انجام میداد. پس هر

گونه فکر کنی، بدن نیز در همان راستا با شما همگام خواهد

شد.

چگونه می توان این فعالیتها را هدفمند نمود.

یکی از اصول اولیه برنامه ریزی آن است که برای خود هدف

داشته باشیم، اگر در برنامه ریزی اولیه خود، اهداف خود را در

نظر داشته و آنها را نوشته باشیم، برنامه ریزی به مراتب می

تواند مسیر ما را در رسیدن به فعالیت هدفمند هموارتر نموده و

ما را خیلی سریعتر از آنچه که فکر می کنیم، به سلامتی و

شادابی و نشاط برساند.

پس از همین الان شروع به برنامه ریزی نموده و از نیمه دوم عمر

خود(بازنشستگی) بهترین استفاده را ببریم، زیرا که این نعمتی

است که خدا، به ما اعطا نموده است.

خنده و نقش آن در سلامتی بازنشستگان

خنده و نقش آن در سلامتی بازنشستگان

شما نیز شاید مثل نگارنده، همیشه این مطلب را شنیده­اید که

محیط کار، همراه با استرس و نگرانی و اعصاب خرد کنی

هست، وقتی که فرد بعد از 30 سال از محیط کار، فارغ و به

بازنشستگی نائل می شود، متأسفانه آن استرس و نگرانی را

به همراه خود به منزل و زندگی دوم خود می برد. و چه بسا که

این استرس و نگرانی، باعث ناراحتی های فراوان علاوه بر

استرس های دیگری که بر زندگی بخاطر کاهش درآمد، می

شود. لذا مقابله با این استرسها و ناراحتیها، لازم و ضروری

است و چه بسا که بهترین و مؤثرترین دارو برای این استرس ها

و ناراحتی ها، چیزی جز خنده نمی باشد. 

چرا خنده مهم است؟

هورمون اندورفین که بعنوان مسکن طبیعی در بدن، استفاده

میشود، با خنده در بدن و خون ترشح و باعث افزایش خون

رسانی بیشتر به قلب و تند تر زدن قلب می شود و در نتیجه

آن، اکسیژن بیشتری به سلولهای بدن می رسد و افزایش

کارآئی سلولها و اعضاء و جوارح، یکی از بهترین کارکردهای این

ترشح اندروفین است که بواسطه تنها یک خنده بوجود می آید.

از طرف دیگر یک ضرب المثل انگلیسی می گوید که اگر روزانه

یک سیب میل نمائید، یک دکتر را از خانه بیرون نموده اید، و این

ضرب المثل را می توان به این شکل نیز تغییر داد که با خنده

می توان روانپزشک را از خانه بیرون نمود.

در دین ما، پیامبر(ص) و کلیه امامان(ع) همه با وجود موارد

متعددی که در زندگی داشتند، همواره لبخند بر لبانشان نقش

داشت و حتی در بدترین شرایط، حتی در  جنگ نیز این لبخند از

لبان آنان جدا نمی شد. پس یکی از درسهائی که باید از

پیشوایان دینی گرفت، این است که همواره و در همه حالات،

این لبخند و خنده از ما جدا نگردد.

خنده بخاطر داشتن فواید خیلی زیادش، بعنوان یکی از بهترین و

مؤثرترین داروها که بدون عوارض جانبی نیز می باشد، می تواند

باعث بهتر شدن روحیه و در نتیجه فراری دادن استرس و نگرانی

و نهایتاً به خروج بیماری از بدن بیانجامد. بنابر این اصلح است که

این ابزار خوب و نیرومند در جهت یاری رساندن به بدن و شادی و

نشاط در دوران بازنشستگی، استفاده بهینه نمود.

فواید خنده:

در موقع خندیدن، حداقل 15 عضله بدن، منقبض می گردد و خود

یک ورزش است که به همراه حرکات لب و شانه ها، یک فعالیت

گروهی در بدن را شامل می شود. همچنین در این فعالیت،

کنترل عضلات بدن از دست خارج میگردد و بدن شل شده و

همین احساس آرامش را مخصوصاً در بازنشستگان که شدیداً

به این آرامش نیازمندند را به همراه دارد

از دیگر مزایای خنده در دوران بازنشستگی میتوان به زیبا تر

شدن چهره، و بهبود روابط اجتماعی اشاره داشت و همین

خنده ایجاد صمیمیت در بین دوستان و اطرافیان می گردد که

یکی از مواردی است که اکثر دوستان بازنشسته از آن گله و

شکایت داشتند و با کمی خنده، این مسئله نیز به خوبی حل

می گردد.

ضمناً کسانی که همواره لبخند بر روی لبان خود دارند و

میخندند، کمتر احساس درد می نمایند و بسیاری از بیماری

های جسمی و روانی، با خنده درمان می شود. همچنین بهبود

عملکرد قلب را نیز به همراه دارد که در دوران بازنشستگی، این

بهبود عملکرد، یکی از بهترین هدیه ها است که میتوان بدون

هزینه و بدون عوارض جانبی، هر فرد بازنشسته براحتی میتواند

آنرا دریافت و استفاده نماید.

خنده در دوران بازنشستگی، باعث رفع خستگی و ریکاوری

روحی و جسمی که مورد نیاز بازنشستگان است، می شود در

صورتی که حزن و اندوه در دوران بازنشستگی، به خودی خود،

کارآئی مغز پائین می آید.

همچنین اثر خنده ناشی از نشاط و روحیه مثبت، بسیار بیشتر

از خنده ناشی از قلقلک است. پس باید در دوران بازنشستگی،

سعی نمائیم که همیشه نشاط و شادابی خویش را حفظ

نموده تا بتوانیم به همراه آن، سلامتی خود را نیز تضمین نمائیم.

مهم ترین کارآئی خنده، ایجاد سلامتی در کل بدن است، چرا

که پس از خنده، آرامش و سبکی که در کل بدن، به رایگان

توسط خنده اهدا می شود، می تواند کلیه اعضاء و جوارح و

سلولهای بدن را شامل شده و شادی و نشاط و سلامتی را در

دوران بازنشستگی به همراه داشته باشد.

خنده باعث تقویت سیستم دفاعی بدن می شود و درمان

بیماری هایی که ریشه روان تنی دارد را در زمان بازنشستگی

بخوبی انجام میدهد.

از دیگر مزایا نیز میتوان به بهبود صدا و تبدیل صدا به صدای

دلنشین تر، اشاره داشت، و باید این نکته را در نظر  داشت که

در زمان مکالمه تلفنی، فرد مخاطب براحتی و بدون اینکه حتی

شما را ببیند، لبخند شما را درک می نماید.

راهکارهای رسیدن به خنده:

با نگاهی به اطراف خود در جامعه، متوجه این مسأله میشویم

که اکثر اطرافیان، ناراحتی را با خود یدک می کشند، و در چنین

محیطی اقدام به خنده، شاید کمی در بعضی شرایط و برای

بازنشستگان، سخت تر باشد، لکن اگر بدانیم که این خنده

چطوری سلامتی ما را به ما بر می گرداند و تضمین می نماید،

سعی می نمائیم که “م” را از کلمه “مشکلات”، برداشته و آنرا

به شکلات تبدیل کرده و حلاوت و شیرینی شکلات را در دهان و

ذهنمان، و شادی و نشاط را تجربه نمائیم.

اگر در گذشته، خطاها، اشتباهات و هر اتفاقی برای ما افتاده

است، و ما را نگران می کند، به آنها فکر نکرده و تنها به آینده و

اتفاقات خوشایند آن تمرکز کرده و بخندیم.

پس حالا که می دانیم که خنده در دوران بازنشستگی، چه

مزایائی برای ما در پی دارد، دیگر تأخیر جایز نمی باشد و به

کلیه اتفاقات و ماجراها، چه خوب و چه بد، باید بخندیم.

یک مثل معروف از قدیم داشتیم که “بخند تا دنیا به روت بخنده”،

نیز بیانگر همین مسئله است که در صورتی که بخندید، دنیا

روی خوش خود را به شما نشان می دهد و اگر نخندید، دنیا

روی بد خود را به شما نشان میدهد.

یکی از مهم ترین مسائلی که باید در خصوص خنده به آن توجه

نمائیم که همیشه سعی نمائیم که “با هم بخندیم، نه به هم”.

زیرا که خندیدن به هم، باعث کدورت، و دشمن خنده می شود.

و در زمانهائی که ناراحت هستید، خود را مجبور نمائید که بیخود

هم که شده بخندید، زیرا که بدن متوجه مصنوعی بودن خنده

نمی شود و هورمون اندروفین را ترشح و با افزایش این هورمون

در خون، آرامش به بدن بازگشته و ناراحتی از وجود ما رخت بر می بندد.

حالا چطوری و به چه وسیله ای بخندیم:

به هر حالت و شرایطی و موقعیتی بخندید.

فیلم ها و سریال های کمدی در تلویزیون و سینما و رسانه های

تصویری.

جوک ها و طنزهای موجود در فضاهای مجازی و حقیقی .

به اتفاقاتی که در زمانهای آینده، موجب خنده شما و اطرافیان

می شود، از هم اکنون بخندید.

به شادی هایتان و اتفاقات خوشایند در زندگی فکر کرده، و

بخندید.

همراهی با دوستان خوش مشرب و خندان و شوخ و خندیدن با آنها.

بجای گله و شکایت، سعی کنید فقط بخندید.

سعی کنید بیشتر بخندید تا سلامتی شما، افزایش یابد.

اگر نمی خواهید بخندید، پس لبخند بزنید

لبخند بزنید تا دنیا نیز به شما لبخند بزند.

از اسیران جنگی یاد بگیرید که در هنگام اسارت، بدون اینکه

امیدی برای آزادی و نجات داشته باشند، همه مسائل را با خنده

و شادی پشت سر گذاشته و لذت زندگی همراه با خنده را

تجربه می نمایند.

مطالب جالب در خصوص خنده که شاید ندانیم:

آیا می دانید که نوزادان در رحم مادر نیز، می خندند و این خنده

در زمان تولد نیز ادامه داشته و تا دورانی که ما خودمان، را سرکوب ننمائیم، این خنده همراه ما بوده است.

آیا می دانید که خنده در بزرگسالان، تنها 1% کودکان است، و

این آماری وحشتناک است که ما آنرا نادیده می نگاریم و از این

نعمت خدادادی کمترین استفاده را در سلامتی که در زمان

بازنشستگی، بسیار حائز اهمیت است، می نمائیم.

آیا می دانید بطور میانگین، یک کودک حدود 300 بار در روز می

خندد اما یک بزرگسال تنها 17 بار در روز می خندد.

آیا می دانید در هندوستان، برای جدا کردن جامعه از مشکلات و

مسائل پیش روی، کلاسهای خنده درمانی ایجاد کرده و افراد در

آن شرکت کرده و بیخود می خندند و در آن لحظات، به هیچ

چیزی غیر از خنده فکر نمی کنند.

آیا می دانید که خنده مسری است، و اگر کسی در جمعی

بخندد، همه جمع شروع به خنده می نمایند.

آیا می دانید که خنده، در موقع راه رفتن، باعث می شود، قدمها

بلند تر و محکم تر برداشته شود.

آیا می دانید که خنده باعث می شود، از زندگی لذت بیشتری

ببرید و لحظات را شادتر زندگی کنید، آنهم بدون هزینه.

آیا می دانید با خندیدن، مشکلات جرأت نمی کنند در مقابل ما

بایستند و ما را مورد آزار دهند.

نتیجه:

حال که از مزایا و فواید خنده، مخصوصاً در دوران

بازنشستگی، آگاه شدید، پس بخندید.

تا می توانید بخندید تا شادی و سلامتی را به خودتان

هدیه دهید.

پاسپورت ورود به دوره جوانی

پاسپورت ورود به دوره جوانی

یکی از آرزوهایی که از دوران کودکی داشتم، همراه بودن با بچه ها بود، زیرا بچه­ ها، در زمان حال زندگی میکنند. در لحظه شاد هستند. چیزی از کینه و بغض و … نمی­دانند. زمانی که با آنها باشیم اگر مثل آنها فکر کنیم و مثل آنها عمل نمائیم، غمهای دنیا، بی ارزش گردیده و سبک بار می­شویم.

بودن با نوه، برای هر پدر بزرگ و مادر بزرگی جزء آرزوهای دیرینه­اش است، زیرا که نوه(مغز بادام) بر اساس گفته های پدربزرگ ها و مادربزرگ ها، از فرزند(بادام) شیرین تر هستند. و می­تواند همدم، سنگ صبور و دوستدار شما باشد، هیچ پدر بزرگ و مادر بزرگی نیست که با دیدن نوه، لبخند بر لبانش جاری نشود، در مسافرتی که چند روز پیش به یکی از شهرهای شمالی داشتم، با یکی از دوستانم به شهرشان رفتم تا یکی از اقوامش که سن بالا داشتند را ملاقات نمایم. پس از رسیدن به منزل پدری، فرزند دوستم، به تنهائی وارد خانه پدربزرگ خود شد،  زمانی که به در خانه رسید و مادر بزرگ و پدربزرگش را صدا کرد، مادر بزرگ که داخل خانه بود، و صدای او را شنید، دیگر سر از پا نمی شناخت و شتابان به سمت نوه خود حرکت کرد تا هر چه سریعتر، نوه خود را در آغوش بگیرد.

این است قدرت نوه، که می تواند، یکی از بهترین و قشنگترین و بی آلایش ترین پاسپورت­ها برای ورود شما به دوره جوانی اتان باشد، زیرا که با بودن با آنها، شما همواره شاد و سرحال هستید.

بودن با نوه ها:

زمانی که نوه ها پا به عرصه وجود می گذارند، شیرینی زندگی چندین برابر گردیده و دیدن نوه ها و بودن با آن ها نه تنها، انرژی انسان را چندین برابر نموده، بلکه امید به زندگی را نیز افزایش می­دهد. این بودن با نوه ­ها را میتوان در چند بخش تقسیم بندی نمود:

 

 مفید بودن با نوه ها:

زمانی که فرزندان به سن بلوغ میرسند، هر یک به سر زندگی خود رفته، و عملاً مادر و پدر را تنها میگذارند،  پدر و مادر اگر نتوانند برای خود مشغولیاتی داشته باشند، کم کم، این تنهائی بر آنها اثر گذاشته و آنها را افسرده و غمگین می­سازد، حال اگر نوه­ هائی پا به عرصه وجود بگذارند، بسیاری از مسائل حل می­گردد، زیرا که بودن با نوه­ ها میتواند حس مفید بودن را در انسان، زنده نماید و با آنان دمی را بیرون از این دنیای هزار رنگ، بگذراند.

رفیق بودن با نوه ها:

نوه ها، گاهی اوقات با والدین خود، مشکل دار می­شوند، حال اگر این نوه­ ها، بر اساس غرایز خود به سمت پدر بزرگ و مادربزرگ کشیده شوند، بهترین فرصت برای یاری آنها و رفاقت با آنان می­باشد.

خوب می­دانید که زمانی که فرزندان کم کم بزرگ میشوند، زمانی فرا می­رسد که دیگر حرف والدین را گوش نمی­ کنند و تنها حرف رفیق برایشان وحی منزل می­گردد، پس چه خوب است که در این بازی برد برد، که هر دو طرف سود میبرند، وارد شوید که هم بازنشستگان از نوه­ ها، سود می­برند، و هم نوه ­ها می­توانند از داشتن رفقائی که خوبی آنان را از ته دل بخواهند به خود ببالند، به شرطی که تنها، بدگوئی پدر و مادر برای آنها نباشد. زیرا که هر چند که والدین بد باشند، لکن هیچ فرزندی تاب حرف زدن پشت سر والدینش را ندارد. پس توصیه می گردد که رفقائی بدون بدگوئی باشید و تنها به موارد مثبت نظر بیفکنید.

کمک به نوه ها:

نوه شما مانند فرزند شما، در دوران کودکی و حتی بزرگسالی، بعلت اینکه شما برایش عزیز هستید، مسائل و مشکلاتی دارد. گاهی اوقات والدین آنها، به حرفشان و خواسته ­هایشان توجه نمی­کنند و آنها ناچار به سمت شما می­آیند، در این موارد اگر شما بتوانید که گره­ای از گره­های در هم پیچیده آنان را با تجارب گرانبهای خود باز نمائید، با چندین قدم به سمت انس بیشتر با نوه­ هایتان و نیز کمک به فرزندان خود گام برداشته­ اید.

داستان گوئی برای نوه ها:

نوه­ های شما، یکی از بهترین شنوندگان داستان­های شما هستند، و همیشه برای شنیدن داستان­های خوب و جذاب از طرف شما، لحظه شماری می­کنند، این فرصت بسیار گرانبهائی است که با گفتن داستان­های خود علاوه بر یادآوری خاطرات خوب گذشته، در قبال داستان، آنان را از مسائل و خطرات سر راه نیز آگاه نموده و به قول ما اساتید، با دادن پیام­های مخفی در طول داستان، بطور غیر مستقیم آنها را نصیحت نمائید، زیرا که هیچ کس دوست ندارد، بصورت رسمی مورد نصیحت و اندرز قرار گیرد.

شکرگزاری بخاطر نوه ها:

بودن نوه ها در کنار شما، بدان معنا است که انشااله فرزندان شما در قید حیات هستند، یا اگر در قید حیات نیستند، خدا این لطف را به شما نموده است که یادگاری از فرزندان شما بر جای بماند، و مورد دوم نیز آنکه اگر نوه ها، در کنار شما هستند، یعنی اینکه آنقدر شما برای آنها عزیز هستید که آنها لحظات با شما بودن را بر لحظات دیگر عمرشان ترجیح می­دهند، پس پیشنهاد می­گردد که برای هر دو مورد شکرگزاری مخصوص به خود را داشته باشید. و هر چقدر که شکرگزاری بیشتر انجام گردد، بطور قطع، نعمتها افزایش خواهد یافت.

پرستاری از نوه ها:

با تنی چند از همکاران بازنشسته که مذاکره می­کردم، اعلام داشتند که اکثر روزها به دلیل اینکه، فرزندان آنها کارمند هستند، بچه هایشان را در نزد، آنان گذاشته و خودشان به سر کار می­روند. در همان موقع به این فکر افتادم که آیا این عمل صحیح می­باشد یا خیر?

صحیح از این جهت که خوب با نگهداری از نوه­ ها، علاوه بر سود بردن از اینکه آنان در کنار شما هستند، و شادی و نشاط را برای شما به همراه می­آورند، و از آن جهت که مثل همیشه، باز کمک یار، فرزندانتان هستید، بسیار خوب و شایسته است، لکن اگر این کمک کردن و پرستاری، شما را از بقیه کارهای مربوط به خودتان دور نگهدارد و به واسطه این نگهداری نتوانید به علائق و خواسته­ های خود برسید، کاری ناپسند است، زیرا که در هر صورت شما اول باید به علائق خود برسید.

احتمالاً نیز الان دارید بر من خرده میگیرید که خوب، علاقه من بودن با نوه­ هایم است.

بله میدانم که بودن با نوه ها، بسیار خوب و شادی بخش است، و خود نیز بارها در همین بخش این عمل را پیشنهاد نموده ام، لکن در هر کاری باید تعادل برقرار گردد و از افراط و تفریط خودداری گردد. اگر شما نتوانید به کارهای دیگر مورد علاقه خود برسید، مسلماً در چند وقت بعد که دیگر بچه­ ها بزرگتر شده و خودشان برای خود، مشغولیاتی فراهم می­نمایند، شما مجدداً، طعم تنهائی را خواهید چشید، آزموده را آزمودن خطاست. پس لطفا، در نگهداری نوه ­ها، اعتدال را حفظ نمائید.

بردن نوه ها به پارک

ما برای با نشاط بودن در دوران بازنشستگی، باید به بهترین نحو از این زمان(بودن با نوه ها) بهره ببریم و به یاد بچگی مان، همراه با نوه ها، این دوران را سپری کنیم.

بازنشسته می­تواند از این دوران استفاده کرده و مانند گذشته به فرزندان خود، با بردن نوه­ها به پارک(البته نه همیشه) کمک نماید. چند ساعتی را با نوه­ها، که چیزی از کینه و بغض و نیرنگ نمی­دانند، گذرانده و مدتی را شاد در کنار این معصومان به خوشی بگذرانید.

اهمیت ورزش در دوران بازنشستگی و نکات قابل توجه

اهمیت ورزش در دوران بازنشستگی و نکات قابل توجه

همه به خوبی به این مطلب واقف هستیم که براي دوره ­هاي مختلف زندگي بر حسب سن، جنس و وضع سلامتی بدن، ورزشهای متفاوتی وجود دارد. مثلاً در جوانی باید عضلات را قوی و محکم کرد تا در سنین بالاتر به آسانی دچار رخوت و سستی نگردند و از سن بازنشستگی به بعد دیگر نباید در بند تحکیم عضلات و حفظ زیبائی اندام بود بلکه ورزش را باید به منظور حفظ سلامت و طول عمر انجام داد و باید سعی کرد هر قدر ممکن است پیری را به عقب انداخت و از عوارض آن جلوگیری نمود .

در زمان بازنشستگی، اشتها کم می‌شود و سوخت و ساز بدن کاهش می‌یابد پش لازم است تحرک بدن را بیشتر کنید. فعال بودن و تحرک کافی، مؤثرترین شیوه برای مقابله با پیری و ناتوانی است. وقتی عضلاتتان را بکار می‌گیرید در واقع از نرمی مفاصل و مقاومت استخوان‌هایتان مراقبت می‌کنید. تحرک، اشتها را باز می‌کند، هضم غذا را بهتر می‌کند و استرس را کاهش می‌دهد. تحرک احساس خوبی به شما می‌دهد. ورزش برای حفظ سلامت قلب، مغز و سایر اندامهای بدن لازم است و از ابتلا به بیماری‌های قلبی عروقی جلوگیری و از ابتلا به بیماری آلزایمر و ابتلا به سرطان‌ها نیز پیشگیری می‌کند.

انجام فعالیت جسمی منظم بعد از 50 سالگی برای مردان به اندازه ترک سیگار مفید است.به گزارش خبرگزاری فرانسه، بررسی پژوهشگران سوئدی که نتایج آن در وب‌سایت نشریه پزشکی بریتانیا منتشر شده است، نشان داده است که مردانی که پس از 50 سالگی ورزش را شروع کرده‌اند، پس از 10 سال به همان اندازه مردانی که همیشه ورزش می‌کرده‌اند، امید به زندگی (میانگین طول عمر) پیدا کرده‌اند.

ورزش و حرکت موجب عقب انداختن دوران پیری می باشد و بازنشستگانی که ورزش می­کنند از سلامتی و نشاط بیشتری برخوردار هستند. بنابراین یکی از مؤثرترین روش­های پیشگیری از اختلالات دوران بازنشستگی، ورزش و تربیت بدنی است. البته منظور از ورزش، تمرینات ورزشی خسته کننده نیست بلکه حرکات ملایمی است که برای بازنشستگان مناسب باشد.  شنای ملایم و پیاده روی، ورزش­های مناسبی برای این دوران است.

کسانی که سابقاً ورزشکار بودند، اغلب دچار یک اشتباه می‌شوند و آن این است که می‌خواهند ورزش را با همان ریتم و آهنگ سابق پی بگیرند. در حالی که ظرفیت­های بدن کاهش یافته و در این شرایط خطر سوانح قلبی یا محرک ها را نباید نادیده بگیرند. برای شروع  مجدد فعالیت های ورزشی، گذراندن یک دورۀ یادگیری جدید، انجام تمرین­های آموزشی و تعیین اهداف تدریجی، ضروری است. گاهی اوقات، بهتر است به سراغ ورزش­هایی برویم که تا به حال آنها را انجام نداده­ایم، تجربه­های جدید می‌توانند لذت بخش باشند.

در واقع، در دوران بازنشستگی، بدن شروع به تغییر می‌کند، چاقی ظاهر می‌شود و خطرات جدی سلامت فرد را تهدید می‌کند. و هیچ عجیب نیست که یک فرد بازنشسته برای شروع ورزش دچار آشفتگی و سردرگمی شود. چندین مورد ضروی وجود دارند که افراد بازنشسته که می‌خواهند ورزش را شروع کنند یا از سر بگیرند، باید آنها را رعایت نمایند، زیرا که در این دوران، بدن دیگر مقاومت سابق را در مقابل آسیب­های شدید ندارد. بنابراین، قبل از شروع فعالیت ورزشی، بهتر است که چند مورد احتیاطی را رعایت کنید:

  • توجه داشته باشید که کاملاً بدنتان را گرم کنید. نباید از خودتان توقع بیجا داشته باشید. در طول ورزش به درستی نفس بکشید و حرکات مناسب و درستی انجام دهید.
  • ورزش­های استقامتی به طور خاص با این سن و سال انطباق دارند. در واقع، در حدود سن بازنشستگی می‌توان فعالیت­هایی انجام داد که نیاز به حفظ همان حالت به مدت طولانی اما با فشار کمتر دارند. بنابراین باید ورزش­های استقامتی را به جای فعالیت های قدرتی در الویت قرار داد. برای مثال، دوی استقامت یا نیمه استقامت بهتر و مناسب تر از دوی سرعت است. به همین ترتیب، می‌توانید برای مثال بازی های چهار نفرۀ تنیس یا بدمینتون برای خودتان ترتیب دهید.
  • در این دوران، ورزش­های تیمی در الویت قرار دارند، همچنین ورزش­های انفرادی مانند شنا یا کوهنوردی نیز توصیه می‌شوند زیرا با انجام این ورزش­ها شما از یک چهارچوب فنی، توصیه و پشتیبانی، بهره مند خواهید شد.
  • یک دورۀ مقدماتی برای روی فرم آمدن ضروری است. ضمناً چند ماه رفت و آمد به یک سالن بدن سازی هم راه حل خوبی است. تمرینات فعال کنندۀ قلب (دوچرخه ثابت، پاروزن و دو ثابت) و عضله سازی را به تناوب انجام دهید. هدف از این کار، بیدار کردن و روی فرم آوردن تدریجی بدن است.
  • قابلیت و زمان لازم برای برگشتن به وضع طبیعی بعد از ورزش راهنمای خوبی برای تعیین مقدار و شدت ورزش در هر سنی است . برگشتن به وضع طبیعی بایستی سریع باشد .
  • درصورتی که ورزشکار ده دقیقه بعد از متوقف نمودن ورزش هنوز تنفس و ضربان قلبش به وضع عادی برنگشته باشد ویا تا روز بعد هنوز خستگی ادامه داشته باشد ، ورزش انجام شده بسیار شدید و یا طولانی بوده است و در مدت یا نوع آن باید تجدید نظر شود .

  • خانم ها بایستی ورزش­هائی را انتخاب کنند که تلاش بدنی ملایمی را داشته باشد و از انجام ورزش­های سنگین مانند وزنه برداری، بوکس و کشتی خودداری نمایند.
  • زمان ورزش کردن نیز باید طوری انتخاب گردد که در فعالیت قسمت­های مختلف بدن عوارض نامطلوب برجای نگذارد، مثلاً ورزش بلافاصله بعد از صرف غذا موجب اختلال در کار معده و سوء‌هاضمه می گردد .
  • ورزش باید در تمام عمر ، با توجه به سن، جنس و وضع جسمانی بدن به طور مداوم انجام گیرد مگر در مواردی که علائم واضح یک عیب عضوی در فرد وجود داشته باشد و طبق نظریه کمیسیون طبی کمیته ملی ورزش،‌ هر گونه فعالیت بدنی و ورزش به طور دائم و یا موقت غیرمجاز گردد .
  • همان قدر که تمرین بهداشتی و صحیح مفید است افراط در تمرین نیز به طور یقین مضر می­باشد که از عوارض نامطلوب آن خستگی و احساس درد در بدن­،‌ تغییرات در خلق و خوی و ناراحتی­های قلب و عروق، قابل ذکرند.

در نهایت درخواست می شود که در دوران بازنشستگی ورزش(بهترین داروی افسردگی) را جدی بگیرید

آمادگی جهت ورود به دوران بازنشستگی

آمادگی جهت ورود به دوران بازنشستگی

همیشه واژه بازنشستگی با حقوق های کذائی و وحشتناک، به عنوان یکی از مترسک های مستخدمین دولت به حساب آمده است و همگان براین اعتقاد دارند که باید نزدیک به این دوران شد و نهایتا برای آن برنامه ریزی نمود، لکن از نظر نگارنده، دوران بازنشستگی به مانند یک مسافرت می ماند که باید قبل از مسافرت، کوله و ساک مسافرتی خود را برای آن مهیا سازید.

حال اگر هر چه بیشتر وقت برای آماده سازی این کوله و ساک، در نظر بگیرید، مطمئنا وسایل بیشتر و بهتری را به همراه خود در این مسافرتی که حداقل نیمی از عمر شریف تان را باید در آن بگذرانید، به همراه دارید. و از دیگر سو، بازنشستگی به مانند یک مرحله است، که اگر برای آن سرمایه گذاری لازم انجام شود، میتواند به یکی از بهترین دوران های زندگی هر انسانی، تبدیل گردد، و اگر این سرمایه گذاری انجام نگردد، مسلماً میتواند مسائل و مشکلاتی را برای کسانی که بدون شناخت وارد این دوران گردد، داشته باشد. بنابر این در این مقاله بر آنیم که این مسائل و مشکلات و راهکارهای جلوگیری از این مسائل و مشکلات را شناسائی و تا حد امکان برطرف نمائیم.

آمادگی جهت بازنشستگی چیست؟

سلسله رفتارها و عملکرد هائی که بتواند ما را در دوران بازنشستگی، همراهی نموده و از ما در برابر مسائل و بیماریها و به قول بعضی از دوستان بازنشسته، مشکلات دوران بازنشستگی واکسینه نماید.

چرا باید برای دوران بازنشستگی مهیا بود؟

همانگونه که توضیح داده شد، امید به زندگی بر اساس تحقیقات جدید، برای سال 1400 حداقل 100 سال تخمین زده شده است و سن بازنشستگی حدوداً در دهه 50 عمر اتفاق میافتد، با یک حساب سر انگشتی مشخص می شود که حداقل نیمی از عمر گرانبها، در این دوران سپری میگردد و با توجه به اینکه در این دوران، باز هم به گفته بعضی از عزیزان بازنشسته، توان جسمی و مالی کاهش می یابد، لذا باید برای ورود به این دوران، آمادگی لازم را بدست آورد. همانگونه که در کودکی ما با زدن واکسن، خودمان را برای یک عمر زندگی بدون بیماری آماده می نمائیم، در این مرحله نیز با انجام یکسری فعالیتها و آموزش یکسری از مسائل، خود را برای ورود به این دوران (به قول بعضی از دوستان “مخوف”) آماده نمائیم.

لازم به ذکر است که در این دوران، اگر عملکردی نداشته باشیم، عملاً با ابلاغ حکم بازنشستگی، حقوق به نیم تا یک سوم کاهش می یابد. که تقریباً مصادف با اعطای مقام شامخ مادر بزرگ یا پدر بزرگ به افراد نیز می باشد، و انتظارات اقوام نیز به مراتب بالاتر می رود و آنان انتظار دارند که همانند بزرگی این القاب، بازنشسته گرامی نیز از خود بزرگی از نشان دهند و به قول یکی از مدیران اداره نگارنده، “بزرگی خرج دارد و باید خرج کرد”.

چطور باید برای بازنشسته شدن، آماده شد؟

این آماده شدن، باید طی حداکثر 30 سال که در محل کار مشغول به خدمت هستیم، انجام شود، شاید بعضی از افراد به این حرف من، ایراد بگیرند. که چرا 30 سال، اگر به خوبی با این دوران آشنا باشید، می دانید که هر چه بیشتر خود را برای این دوران آماده نمائید، در دوران بازنشستگی، از سلامتی و آسایش و رفاه بیشتری برخوردار خواهید بود. به همین خاطر است که صندوق بازنشستگی کل کشور، این فعالیتها را از سن 25 سالگی برای نفرات در نظر گرفته است.

چه کارهائی باید برای آماده شدن، انجام دهیم؟

برای آماده شدن برای دوران بازنشستگی، ابتدا باید جسم خود را برای آن دوران آماده و سرحال نگهدارید. زیرا جسم در سن جوانی، هر چقدر هم که فشار بر آن وارد گردد، هیچ آثاری از خود نشان نمی دهد. و اگر در دوران جوانی بیماری هم وارد بدن گردد، اجازه خود نمائی ندارد، و بیماری این خود نمائی را تا زمان بازنشستگی با خود به همراه می برد و در زمان خاص خودش، چنان خود نمائی میکند که هیچ موجودی چنین خود نمائی نکرده است.

بر اساس طرحی که صندوق بازنشستگی کل کشور برای افراد شاغل در نظر گرفته است، هر فرد در دوران اشتغال باید دوره های ذیل را بگذراند، تا نسبت به دوران بازنشستگی، آشنائی کامل به دست آورده و خود را برای ورود به این دوران، آماده نماید.

چه زیبا است حال که صندوق بازنشستگی چنین طرح خوب و زیبائی را ارائه نموده است، بقیه ادارات و سازمانها و نهادها، ضمن آموزش موارد لازم به پرسنل جهت انجام وظائف محوله، بدین امر نیز مبادرت ورزند، زیرا که هر چقدر مسائل و مشکلات بازنشستگان ادارات، کمتر باشد، تبعات این مسائل و مشکلات، کمتر گریبانگیر ادارات می گردد.

عنوان دوره های پیشنهادی صندوق بازنشستگی کل کشور جهت آموزش شاغلین برای ورود به دوران بازنشستگی

1- مشاوره پیش از بازنشستگی ،راهی میان بر برای سالمندی فعال

2- قوانین و مقررات بازنشستگی و چگونگی محاسبات مستمری

3- در مسیر بازنشستگی ،چالشهای زیستی ،مالی و اجتماعی

4- جوانب مثبت و منفی بازنشستگی

5- سرمایه گذاری اقتصادی و برنامه ریزی مالی بری دوران بازنشستگی

6- حفظ سلامت  و تناسب اندام در طول زندگی

7- بیماری های دوران سالمندی و راه های پیشگیری و مقابله با آن

8- اوقات فراغت در دوران بازنشستگی

9- روانشناسی بازنشستگی و سالمندی

10- تقویت قوای ذهنی  برای مقابله با آلزایمر و دمانس

11-کارآفرینی در دوران بازنشستگی

بازنشستگی

الماس درون بازنشستگان

الماس درون بازنشستگان

سالها دل طلب جام جم از ما می کرد،

آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد.

هر شخصی درون خود، دارای مشخصات و مزایایی است که ما به آن الماس درون می گوئیم

و این الماس در زمانی که فرد به درجه بازنشستگی نائل میشود، به مراتب درخشان تر و پرنورتر

از زمانهای دیگر نمایان می شود. لکن بعضی از دوستان متأسفانه نه تنها این تشعشع و نور را

نمی بینند یا به عبارتی نمی خواهند ببینند و تنها به الماس ها، کارها و توانائیهای دیگران چشم

دوخته و از توانائیها و مهارتهای خود غافل هستند. ما در این مقاله بر آنیم تا شاید گوشه کوچکی

از این اشیاء با ارزش موجود درون هر فرد را به شخص نشان دهیم.

 

شاید دوست داشته باشید، مقاله بازنشسته کیست را نیز بخوانید.

الماس چیست؟

الماس یکی از سنگ‌های قیمتی و یکی از آلوتروپ‌های کربن است که در فشارهای بالا پایدار است.

آلوتروپ دیگر کربن گرافیت نام دارد.

الماس در حالت پایدار دارای ساختار بلندروی (مکعبی) است. الماس ساختار منشوری نیز دارد که

این ساختار بصورت شبه‌پایدار در طبیعت به صورت کانی لونسدالنیت وجود دارد

الماس سنگی است با ظاهر درخشان و دلفریب كه به‌خاطر طرح، نقش، رنگ و ظاهر زیبایش بر

تمامی جواهرات ارجحیت دارد. و به اشکال مختلف و ظاهرهای متفاوت وجود دارد.

 

الماس درون بازنشستگان چیست؟

الماس درون 3

الماس درون 3

همانگونه که در قسمت قبل توضیح داده شد، الماس، که بر اثر فشار بالا به این درجه از ارزش

و قیمت می رسد، بر تمامی جواهرات ارجحیت دارد، روح و جسم انسان نیز در برابر مشکلات و

مسائل زندگی و در مقابل فشار، پایدار گردیده و گوهر وجودی خود را به یک شئی گرانقیمت تبدیل

می نماید، البته لازم به ذکر میباشد که تعدادی از عزیزان بازنشسته، متأسفانه خود را به خواب عمیق

زده اند و نمی خواهند از این خواب زمستانی و طولانی بیدار شده و این گوهر وجودی خود را دریابند،

لکن آنهائی که خیلی سریع و خوب به این شئی درون خود دست می یابند، نه تنها برای خود که برای

جامعه نیز بی نهایت مفید و مثمر ثمر خواهند بود و این قبیل افراد، با توجه به اینکه متوجه این موضوع

شده اند که این شی با ارزش درون خود، منحصر به فرد و نایاب می باشند به خوبی از این خصوصیت

استفاده نموده و در زمان بازنشستگی و زمانی که بعضی ها، آن را انتظار برای سفر آخرت تعبیر می نمایند،

بهترین سفرهای خود را آغاز و بهترین پیامدها را برای خود و دنیای پیرامون خود، مهیا و آماده می نمایند.

 

پیشنهاد می شود، مقاله 8 اصل موفقیت در دوران بازنشستگی  را نیز مطالعه فرمائید.

چطوری باید این الماس درون را کشف نمائیم؟

این الماس ها، که در درون هر فرد نهاده شده و البته درون افراد بازنشسته از نوع درخشان تر و پر ارزش تر،

مخفی گردیده است، باید توسط یک سری از اعمال و روشها و افکار آنها را کشف و در صدد استفاده از این

اشیاء گرانقیمت برآئیم.

در درجه اول، باید نسبت به شناسائی آن، آنهم فقط با نسخه خودمان، درک و کشف نمائیم.

این کشف ابتدا باید با بخشیدن تمام کسانی که در طول سالیان سال، متأسفانه از آنها زخم خورده یا دچار

مشکل و عذابی گردیده ایم، آغاز گردد و اگر این کار به خوبی انجام گردد، ذهن ما آزاد شده و بدنبال این کشف

بزرگ و عظیم می رود.

بخشش

بخشش دیگران

شاید در همین جا، بعضی از دوستان به من خرده بگیرند که چگونه فردی که ما را دچار فلان مشکل یا دچار

فلان بلا نموده است را ببخشیم، اما من در جواب این عزیزان دوست داشتنی عرض مینمایم که برای کشف

این الماس، باید ذهن کاملاً عاری از هر گونه نفرت و کینه باشد. و این آزادگی از قید کینه و نفرت، هدیه ای است

که شما به خودتان می دهید و لازم نیست که به آن نفرات این بخشش عنوان گردد. بلکه شما می بخشید نه

به این علت که آنهائی که به شما جفا نموده یا شما را دچار مشکلی نمود ه اند، مستوجب بخشیده شدن هستند،

خیر، بلکه چون ارزش شما بیشتر از آن است که نفرت و کینه در ذهن خود جای دهید.

پس همین الان تمام کینه و نفرتی که در ذهن دارید را به کناری انداخته و کلیه نفرات را ببخشید و این هدیه زیبا

را به خودتان و زندگی دوم خود(بازنشستگی) هدیه دهید.

در مرحله بعدی بعد از آزاد شدن از قید کینه و نفرت، به سراغ گوهر وجودی خود می روید و می بینید چه چیزی

در وجود شما نهاده شده که در دیگران وجود ندارد.

مثل اثر انگشت این شئی گرانبها برای هر شخص منحصر به فرد است و باید در جهت کشف آن و استفاده بهینه

از آن قدم برداشت.

 

به چه طریق از این الماس درون استفاده کنیم؟

 

در زمانی که نسبت به کشف این الماس ها اقدام نموده و متوجه شدیم که ما خصوصیاتی داریم که منحصر

به فرد است و تنها و تنها در وجود ما مخفی است، می توانیم از این الماس های نایاب و ارزشمند، با در اختیار

گذاشتن آن بصورت خدمت و کالا برای دیگران به صورت سودمند استفاده نموده و خود نیز از قِبَل دریافت حق الزحمه

ارائه آن، از مزایای آن بهره مند گردیدم.

البته لازم به ذکر است که ما هیچ وقت نمی خواهیم کمبودها و مسائل مبتلابه که عزیزان بازنشسته با آن

درگیر هستند را نادیده بگیرم، لکن اگر اجازه بدهید در این روزگار پرمشغله و پرهیاهو، کمی از این مسائل ذهن

خود را آسوده نموده تا بتوانیم گوهر وجودی خود را دریافته و به نحو احسن از آن استفاده لازم و کافی را بنماییم.

 

نتیجه الماس درون:

با توجه به اینکه هر یک از ما، دارای الماس های درخشنده و با ارزشی هستیم، دیگر لزومی ندارد که به دیگران

و الماس های آنها رشک ببریم، بلکه باید هر چه سریعتر در دوران بازنشستگی، از توانائیها و مهارتها و علائق خود

آگاه شده و نسبت به ارائه آن به دیگران و داشتن احساس لذت شادی و نشاط در وجودمان و در خانه هایمان،

از زندگی دوم(بازنشستگی) کمال استفاده و بهره را ببریم.

 

زندگی دیکته نیست که به ما گفته شود، زندگی انشایی است که باید آنرا تنها بنگاریم

الماس درون 5

الماس درون 5

 اگر این مقاله برای شما مفید بود

لطفاً آن را با دیگر عزیزان خود نیز به اشتراک بگذارید.

 

 

بازنشستگی

8 اصل موفقیت در دوران بازنشستگی

اصول موفقیت در دوران بازنشستگی

 

بازنشستگی، خود یک فلسفه اصلی در زندگی هر فرد شاغل است، زیرا خواه ناخواه به آن خواهد رسید، حال چگونگی گذران این دوران، بستگی به خود فرد دارد. در اینجا آن چه را که به نظر می رسد، هر فرد بازنشسته برای اداره دوره بازنشستگی موفق خود نیازمند است، را بازگو می نمائیم.

به طور کلی، مجموعه ای معین از جهان بینی ها و بینش هایی مورد نیاز است تا افراد بازنشسته بتوانند بر خلاف نقص ها، محدودیت ها و یا تهدیدهای فزاینده، تا هر زمانی که امکان دارد، مشتعل، بارور و از نظر اجتماعی فعال باقی بمانند.

در اینجا هشت اصل ارائه می شود که مفهوم موفقیت در دوران بازنشستگی را تعریف می کنند. برخی از این اصول از برخی دیگر مهم تر هستند. اما در مجموع آنچه را که کم و بیش برای همگان و نیز فراهم ساختن گسترده ای از موفقیات ضروری می باشند را در بر می گیرند.

برای دستیابی به موفقیت و حتی فراتر از آن می بایست با تلاش و به طور دقیق این اصول را در نظر گرفت. هر فرد بازنشسته ای با توجه به شرایط زندگی و نحوه سازگاری و کنار آمدن با شرایط و وضعیت موجود با فرد دیگر متفاوت بوده و بنابر این میزان موفقیت از فردی به فرد دیگر در نوسان است.

ما در ابتدا این اصول را فهرست کرده و سپس برخی از آن ها را با جزئیات بیشتر مورد بحث و بررسی قرار می دهیم. در واقع نتایج آنچه را که محققان، پژوهشگران و نظریه پردازان در باره بازنشستگی، در سال های اخیر بررسی نموده اند، را ارائه می دهیم. فهرست این اصول عبارتند از :

  • شفاف بودن در باره واقعیت های وضعیت موجود در باره خود
  • پذیرفتن این واقعیت ها و دیدن آن ها در بهترین وضعیت
  • توانائی سازگاری و کنار آمدن مؤثر با این واقعیت ها
  • دارا بودن توانائی بر جبران از دست داده ها و سایر کمبودها
  • جدیت و تلاش مستمر در یک فعالیت هدفمند
  • نگرش خردمندانه در باره آنچه که فرد به عهده خواهد داشت
  • حفظ پیوند و صمیمیت با همنوعان
  • حفظ حرمت و عزت نفس مثبت بر خلاف از دست داده ها و سایر کمبودها

 

اصول 1 و 2 موفقیت در دوران بازنشستگی:

شفاف بودن در باره واقعیت های وضع موجود در باره فرد و پذیرفتن این واقعیت ها و دیدن آن در بهترین وضعیت.

اصول بازنشستگی 11

همیشه بین اینکه فرد بخواهد واقعیت وضعیت خود را بداند و یا اینکه بخواهد آن را به نحو دلخواه و مطلوب ببیند یک تفاوت وجود دارد. اگر ما آنچه را که برای دیگران اتفاق می افتد را با اوضاع و احوال خود مقایسه کنیم، وضعیت همیشه بدتر خواهد بود.

ما نمی توانیم بسیاری از واقعیت های تلخی را که با آن مواجه می شویم را تغییر دهیم. بنابر این می بایست این توانائی را کسب کنیم تا با آن ها زندگی کرده و بهترین شرایط با وجود آن ها در زندگی خود داشته باشیم.

اگر وقایع را به طور صرف ناشی از تقدیر و ناچاری در نظر بگیریم، به تدریج دچار حالت یأس و افسردگی می شویم. حالت یأس و افسردگی، تلاش برای ساختن زندگی را از بین می برد. توانائی کسب روحیه بالا برای فائق آمدن با چالش ها و مشکلات زندگی همان سازگاری و کنار آمدن محسوب می شود. که این توانائی می تواند راهی را برای خلاصی و بهبود بخشیدن به شرایط پیش آمده را بیابد.

اصول بازنشستگی 3

دیده شده که افرادی که مستعد حالت یأس و افسردگی هستند، تمام وقایع زندگی خود را فاجعه تلقی می کنند، بر خلاف سایر افراد که در برابر چالش ها، صبر پیشه می کنند و یا با نگرشی مثبت حداکثر بهره برداری را از وقایع بد دارند، وضعیت را بدتر از چیزی که پیش آمده می بینند. بنابر این هم تمرکز به عین واقعیت و هم حفظ خونسردی و دارا بودن نگرش مثبت به طور برابر مهم و مؤثر هستند.

در اینجا به اصل دوم و توانائی مثبت اندیشی که اغلب دست کم گرفته می شود، اشاره می کنیم. شواهد زیادی وجود دارد که توانائی مثبت اندیشی را یک منبع نیرومند در انسان ها تلقی می کنند و بسیاری از روان شناسان با این موضوع موافق هستند. حال باید بدانیم که آیا می توان با این توانائی بر مشکلات فائق آمد یا خیر؟

ضرب المثلی وجود دارد که می گوید:”وقتی زمانه با تو نمی سازد، تو با زمانه بساز” این گویه بسیار رایجی است که باید با ناملایمات کنار آمد، اما در واقع گفتن این جمله خیلی آسان تر از عمل کردن به آن است. برای عمل کردن به این جمله می بایست تلاش و جدیت داشت و واقعیت این است که فقط عده کمی از ما لحظات بدون نا امیدی و رنج را سپری می کنیم. اما برای رسیدن به این جمله چیزی که اهمیت دارد ادامه و پیوستگی راه و توجه نکردن به لحظات بد است.

باید بتوانیم از کارکردها و بازده های مثبت لذت ببریم، گرچه زمانی که ناراحت و یا غمگین هستیم، این کار چندان آسان نیست. ما نمی توانیم همواره از ناراحتی ها و مشکلات خود با دیگران حرف بزنیم چرا که گاهی دیگران بنا به دلایلی نمی خواهند در این باره چیزی بشنوند. به طور معمول، آن ها نیز مشکلات و ناراحتی های خود را دارند.

اصول 3 و 4 موفقیت در دوران بازنشستگی:

توانائی کنارآمدن و سازگاری مؤثر با واقعیت ها و دارا بودن توانائی در جبران از دست داده ها و سایر کمبودها.

این دو اصل باید در کنار هم قرار بگیرند.

اصول بازنشستگی 6

اصل جبران، را بازنشستگان می توانند در فرانکلین دلانو روزولت، رئیس جمهور 4 متری در سال 1932 تا 1945 که قبل از جنگ جهانی دوم درگذشت، مشاهده کنند. تعدادی می دانند که او به فلج اطفال مبتلا بود و تا قبل از رئیس جمهور شدن، هرگز نمی توانست از پائین تنه بدنش استفاده کند. او مجبور بود که با کمک دیگران بالای سکو برود و با شور و حال زیاد در همایش های نامزدهای انتخابات با مردم و کنگره آمریکا سخنرانی کند.

نکته مهم این است که آن زمان جامعه مدنی احترام عمومی برقرار بود. مردم و مطبوعات، درک، شعور و احترام یکسان نسبت به یک مرد معلول داشتند و در سخت ترین شرایط روزهای کشور، چهار بار او را انتخاب کردند. او کسی بود که توانست با منزلت بالا، شور و شوق را در نقش رهبر یک کشور با هم ارائه کند. تا حدی که کاریکاتور او نیز با لبخند و سیگار برگی بر لب به تصویر کشیده می شد.

هم اکنون زمزمه هائی به گوش می رسد که مجسمه جدید روزولت در پارک یادبود واشنگتن دی سی می بایست او را در یک صندلی چرخ دار نشان دهد چرا که معلولیت- در واقع امروز عنوان معلول، یک واژه قدیمی است برای ناتوان بودن که امروزه منسوخ می باشد- معروف او را نمادین می سازد نه اینکه مجسمه ایستاده از او به نمایش گذاشته شود.

جالب اینجاست که به تصویر کشیدن معلولیت روزولت او را تحقیر خواهد کرد در حالی که به اعتقاد بسیاری از آمریکائیها، حقیقت درست بر عکس این است. از نظر دیدگاه مردم آمریکا، صندلی چرخدار نشانی از شجاعت، منزلت و تعهد بالای او است که او را نمادین می سازد. و به همگان می آموزد که چگونه یک فرد می تواند با وجود معلولیت جسمی به چنین موقعیت های چشمگیری برسد و بیماری و معلولیت جسمی خود را جبران کند،

حتی اگر با حمایت و بردباری و صبر دیگران گره خورده باشد. مخاطبان بازنشسته ممکن است با اندیشیدن به این مرد و آن دوران و گذشته ها غبطه بخورند.

شایسته بودن با اثربخش و مؤثر بودن به طور کامل همپوشانی دارند و هر دو توانائی نیز بر تفاوت های فردی و نیز قدرت مدیریت توقعات و تصمیم گیری آن ها نقش بسزائی دارند. حفظ روابط اجتماعی و شاغل بودن به کاری مثبت و سازنده و استفاده از مهارت های باقیمانده بازنشستگی در سازگاری و کنار آمدن با این دوران بسیار مؤثر هستند.

مهم تر اینکه هدف مطالعات و پژوهش ها در زمینه توانائی جبران، کشف این نکته است که کدام یک از اعمال سازگاری و کنار آمدن در نهایت به رضایت مندی از زندگی و بهزیستی و ایجاد هیجان مثبت می رسد.

 

اصل 5 موفقیت در دوران بازنشستگی:

جدیت و تلاش مستمر در یک فعالیت هدفمند

اصول بازنشستگی 9

در بعضی از اوقات، و بعضی از نفرات حالاتی رخ میدهد که بر اساس تشخیص علم روان شناختی و از لحاظ بالینی روان رنجوری وجود دارد. در این حالت، شرایطی به وجود می آید حتی افراد جوان نیز ناتوان می شوند. در واقع این حالت یکی از بدترین و مهلک ترین حالت هائی است که ذهن با آن درگیر می شود و به خصوص در بازنشستگان به نسبت جوان ترها شایع تر است. درمان روان رنجورهای وجودی، مشکل ترین، حالت های بالینی است و متخصصان مجرب آن هم به شرط همکاری مستمر مراجعان خود از عهده درمان برمی آیند. زیرا به طور معمول کسانیکه از این عارضه رنج می برند می بایست به نوعی فعالیت و علاقمندی نشان دهد، اما به نظر می رسدکه از انجام آن عاجز بوده و به اصطلاح از دنیا بریده اند و هیچ چیزی علاقه آنان را به خود جلب نمی کند.

به طور معمول این گونه افراد به سراغ روان پزشک دیگری می روند تا حداقل به خود نشان دهند که می خواهند در خود تغییرات را به وجود بیاورند اما رسیدن به این هدف یک امر درونی است و باید با انقلاب درونی و حقیقی همراه باشد و مراجعه به روان پزشک شرط کافی نیست.

برای ما چیزی غمگین تر از این نیست که یک بازنشسته به صورت بالقوه هنوز توانائی این را داشته باشد که در خانواده و جامعه نقش مثبتی ایفا کند اما نتواند در یک فعالیت هدفمند ظاهر شود.

البته فعالیت ها و تحرک ها می توانند هر چیزی باشند، حتی تلاش برای خلق کارهایی که تا کنون انجام نشده اند. در هر حال یک فعالیت و تلاش هدفمند نباید لزوماً یک امر تأثیرگذار و بزرگ باشد، بلکه باید این توانائی را داشته باشد که امید به زندگی و شوق زیستن را در بازنشسته پیدا کند و نگذارد که او با منزوی شدن و احساس تنهائی و فرو رفتن در خود، انتظار مرگ را بکشد.

این گونه کناره گیری بازنشسته، نمی تواند آن ها را به یک دوران بازنشستگی موفق هدایت نماید.

اصل 6 موفقیت در دوران بازنشستگی:

نگرشی خردمندانه در باره آنچه که فرد به عهده خواهد داشت.

اصول بازنشستگی 5

انتخاب مبتنی بر آگاهی و خرد، روشی است که فرد می تواند در زندگی خصوصی خود ایجاد کند. به عبارت روشن تر بازنشستگان نیاز دارند تا برای دستیابی به آرزوها و آرمان های ایده آل خود که شاید در گذشته نتوانسته به آن ها دست یابد، هم اکنون با توجه به سطح انرژی و وضعیت جسمانی و ذهنی به آن ها بپردازد. البته داشتن چنین توقعاتی از خود می بایست با در نظر گرفتن ذخایر خود حقیقی سالمند باشد. زیرا در این سن و سال درگیر شدن با فعالیت های اجتماعی زیاد و قبول تعهدات بیش از ظرفیت می تواند صدمات جبران ناپذیری به او وارد کند. انتخاب آگاهانه به بازنشسته کمک می کند تا از قبول تعهدات بیش از ظرفیت خود داری نماید.

اصل انتخاب مبتنی بر آگاهی، نه تنها به روابط خانوادگی و دوستان مربوط می شود، بلکه در تمامی کارکردهای زندگی سالمند تأثیرگذاری است. باید توجه داشت که با توجه به کاهش سطح انرژی و وجود برخی از بیماری ها و از دست دادن بنیه و توانائی در دوران سالمندی می بایست از برخی از جاه طلبی ها و آرمان های ایده آل و هر هدفی که برای آن تلاش می شود کمی تخفیف نیز در نظر گرفته شود تا بتوان به طور کامل و یا تا حدودی تعهدات انجام شوند. در اینجا باز هم عامل تفاوت های فردی خودنمائی می کند و هر فرد بازنشسته خود می بایست با توجه به شرایط جسمانی و روحی و همچنین اوضاع مالی و سبک و سلیقه خود، انتخاب و تصمیم گیری آگاهانه بگیرد.

اصل 7 موفقیت در دوران بازنشستگی:

حفظ پیوند و صمیمت با همنوعان.

اصول بازنشستگی 4

از پژوهش ها و مطالعات انجام شده، چنین نتیجه می شود که انزوای اجتماعی – از جمله از دست دادن پیوندهای اجتماعی، تجرد و داشتن روابط اجتماعی ناکافی- تأثیر منفی البته کمی ضعیف تر از واژه منفی بر مواردی چون سلامت، طول عمر و بهزیستی دارند.

البته مطالعات و پژوهش ها از دیدگاه جامعه شناسی شبکه اجتماعی، مشکلات و ضعف هائی دارد. زیرا اصطلاح شبکه اجتماعی فقط نشان دهنده این است که فرد در زندگی یک یا چندین پیوند اجتماعی دارد ولی آیا این پیوندها می توانند از لحاظ روان شناختی، منبع رضایت، خوشحالی و بهزیستی او باشند. یک فرد ممکن است تعداد زیادی از این پیوندهای اجتماعی را در زندگی خود داشته باشد و یا دوستان و آشنایان زیادی مراوده کنند ولی در عمل و به عنوان مثال در جمع فامیل و برخی از آشنایان از همدیگر نفرت داشته و احساس خوبی نسبت به هم نداشته باشند.

 

اصل 8 موفقیت در دوران بازنشستگی:

حفظ حرمت و عزت نفس مثبت بر خلاف از دست داده ها و سایر کمبودها.

اصول بازنشستگی 2

اصطلاح های مترادف و جایگزین حرمت نفس، عزت نفس، احترام به خود و اعتماد به نفس است. بعضی از پژوهشگرها از واژه چیرگی و فائق آمدن هم استفاده می کنند، که ما نسبت به آن چه که آنها مطرح کرده اند، نظر قطعی نداشته و دچار تردید هستیم. زیرا که نمی توان در زندگی بر همه مشکلات چیره شد و فائق آمد. بنابر این ترجیح می دهیم به جای چیره شدن و فائق آمدن واژه سازگاری و کنار آمدن را مطرح کنیم. در واقع اشاره ما بر مدیریت فشارهای روانی است که پذیرش واقعیت شرایط فرد و چگونگی کنار آمدن و سازگاری و زندگی در این شرایط را شامل می شود.

بدون شک بازنشستگی موفق بدون داشتن عزت نفس مثبت غیر ممکن است. در اینجا اشاره ما به احساس نکردن شرمساری از کمبودها و نقصان هائی است که در بیشتر مواقع ارزش سرزنش کردن را نداشته و برای به وقوع آمدن و پیشگیری و اجتناب از آنها در زندگی همه انسان ها ناتوان هستیم. دلیل دیگر مهم بودن عزت نفس برای بازنشسته این است که فردی که به توانائی خود در برابر تهدیدها و مسائل پیش آمد در زندگی اعتماد کمی دارد یعنی برای فعلیت بخشیدن به راه کارها و سازگاری و کنار آمدن با این مسائل، دچار مشکل خواهد شد از قبل تلاش خود را منجر به شکست خواهد داشت. دیده شده حتی زمانی که این افراد شایسته هستند باز تمایل دارند که شکست خورده ظاهر شوند و موفقیت خود را به حساب شانس می گذارند که این نوع برداشت از آن ها غیر دقیق است.

البته به وجود آوردن عزت نفس و اعتماد به نفس مثبت و خارج از درون فرد به هیچ عنوان کار آسانی نیست. طبق آن چه که تا کنون گفته شد، هر دروغ و ریاکاری در ایجاد عزت نفس و اعتماد به نفس دروغین اثر عکس و نامطلوبی را در فرد به وجود می آورد.

کودکان و همین طور بازنشستگان نیاز دارند که باور کنند که آنها به راستی به عنوان یک انسان با ارزش، مستحق احترام و منزلت دیگران هستند و نباید بدون اینکه نسبت به آنچه که قادر هستند انجام بدهند و باشند و یا قادر به انجام آن نیستند، فریب داده شوند.

بیشتر افراد بازنشسته با وجود اینکه می دانند، آن چیزی نیستند که زمانی می بایست می بودند، اما در این دوران از زندگی انتظار و توقع دارند که احترام و ملاحظه و رعایت احوال آنان در جامعه بشود. بازنشستگان و افراد ناتوان، انتظار دارند که دیگران با آنان برخورد مناسب داشته و منزلت آنان را حفظ کنند و خود را سزاوار احترام می دانند، حتی اگر در گذشته جزء افراد سرشناس نبوده باشند. تبعیض، بی تفاوتی و عدم احترام از دیگران به شدت بر روحیه آنان اثر می گذارد. این هدف با ارزش و مهم است اما روش افزایش عزت نفس و اعتماد به نفس در سالمندان و حتی کودکان یک امر پیچیده و نامطمئن است. از طرفی افزایش جمعیت بازنشستگان می طلبد که به این قشر از افراد جامعه، بر احترام و منزلت آن ها تأکید بیشتری شود. و از تصمیم گیران و مسئولان حکومتی خواست تا تدابیر و بودجه بیشتری را برای بهزیستی این قشر از جامعه در نظر بگیرند.

قسمتهائی از کتاب دوران سالمندی و کنار آمدن با آن، برگردان شعله آتشین

 

اگر این مقاله برای شما مفید بود، لطفاً آن را با دیگر عزیزان خود نیز به اشتراک بگذارید.

بازنشستگی

بازنشسته کیست؟

بازنشسته کیست؟

بازنشسته کیست 5

در یکی از راه پیمائی هائی که در اعتراض به وضعیت معیشتی توسط بازنشستگان گرامی، انجام شد،

با یکی از عزیزان بازنشسته، مشغول صحبت شدم.

ایشان در تعریف هائی که از بازنشستگی برایم داشت، از بازنشستگی به بازِ نشسته نیز نام برد.

در آن موقع من به این فکر رفتم که آیا واقعا بازنشستگان، بازِ نشسته هستند، یا به تعبیر گروهی دیگر با زن نشسته هستند یا …..

در این مقاله بر آن شدم که به این مقوله نگاهی بیندازیم.

پس با ما همراه باشید.

بازنشسته کیست؟

به فردی که بعد از چندین سال(حداکثر 30 تا 35 سال) که از اشتغال او می گذرد،

با درخواست خود، یا بر اساس قانون یا بعلت نقض جسمانی یا روحی، از کار منفک شده و حقوق ماهیانه دریافت می دارد،

بازنشسته گفته می شود.

بازِ نشسته چیست؟

بازنشسته کیست 7

به پرنده شکاری که از دیگر جانوران تغذیه می نماید و میان جثه نیز می باشد بازِ شکاری اطلاق میگردد.

چرا بازِ نشسته، تفسیر مناسبی است؟

باز شکاری همان گونه که در تعاریف داشتیم، خود به دنبال شکار رفته و تغذیه و قوت خود را بدون اتکا به

کسی یا چیزی، تهیه و صرف مینماید.

همان روز که آن عزیز بازنشسته این واژه را بیان نمود، من با خود فکر کردم که بعضی از این عزیزان که

چشم خود را به روی توانائیها و قابلیتهای خود بسته و تنها به کسانی چشم دوخته اند که بلکه آنها،

لطف نموده و به درآمد آنان اضافه نموده و باری از دوش آنها بردارند، می توان چنین لقبی را اختصاص داد.

البته ذکر این نکته را برای رفع سوء تفاهم، ضروری و لازم میدانم و آن اینکه، نگارنده به هیچ وجه،

نافی حق و حقوقی که به واسطه زحمات سالیانه که در محیط کار توسط این عزیزان کشیده شده

و هم اکنون باید توسط دولت، صندوق ها و کانون ها این حقوق نادیده شده، برآورده شود،

و اینکه برای احقاق حقوق خود باید دست به اقداماتی زد، نیستم، لکن بحث اصلی بر سر این است

که برای بهبود وضعیت زندگی خود در دوران بازنشستگی، پیگیری حق و حقوق لازم است، اما کافی نیست.

و این پیگیری ها، تنها یک قسمت از مطالبات را شامل می شود، و به نظر باید این بخش توسط گروهی

از میان خود بازنشستگان گرامی که بر مسائل حقوقی اشراف کامل دارند پیگیری کامل گردد.

و باقی مطالبات مربوط به شخص بازنشسته و توانائیها و تجارب و مهارتهایش می باشد.

در چند روز پیش با یکی دیگر از نفرات شاخص بازنشسته یکی از ادارات مشغول صحبت بودم،

ایشان تماماً به این که باید احقاق حق خود را بنمایند تمرکز داشت و از تمرکز بر روی توانائیهای خود

و دیگر عزیزان همراه خود غافل بود. در زمانی که به ایشان گفتم، شما کوله باری از تجربه و قابلیت به همراه دارید،

خود ایشان نیز بر این امر صحه گذاشت، لکن اعلام داشت که در حال حاضر کاری برای ایشان نیست که انجام دهد.

سئوال من این است که آیا برای بازِ شکاری، نیز حیوانات دیگر و شکار آماده می گذارند که جناب باز،

شما لطف کنید و تشریف بیاورید و مرا شکار و نوش جان کنید؟

یا اینکه خود پرنده شکاری، به پرواز درآمده و با چشمان تیزبین خود، شکار خود را یافته و آذوقه آن روز خود را رقم میزند.

حال اگر این باز، به مانند کبوترها، تنها بنشیند و به امید این باشد که دیگران برایش دانه ای بریزند و این پرنده،

تنها دانه های ریخته شده توسط دیگران را ببیند، دیگر شکاری که باب طبع خود باشد را نیافته و معلوم است

که بعد از مدتی باید برای آن باز، سوگواری نمود.

چطوری این بازِ نشسته، می تواند به پرواز درآید؟

بازنشسته کیست 7

حال اگر قبول کنیم که باز ها هم مانند بقیه پرنده ها، بعد از مدتی که پرواز کرده و شکار نمودند،

نیاز به استراحت دارند و باید استراحت کنند، باز هم زمان استراحت محدود است و این استراحت نباید به طول انجامد،

زیرا اگر این استراحت به طول انجامد، کم کم باز، مهارت پرواز خود را از دست داده و مجبور به زمین گیر شدن می شود

و دیگر نمی تواند آن حس پرواز و شکار را که با لذت و شور خاصی انجام میداد، انجام دهد.

مثال باز، نمونه بارز عزیزان بازنشسته، این گنجینه های گهربار نیروی انسانی است، شاید قبول کنیم که

این عزیزان بعد از چندین سال، کار و تلاش شبانه روزی، بالاخره نیاز به کمی استراحت دارند، لکن تنها نیاز

به “کمی” استراحت دارند و بلافاصله بعد از تازه شدن نفس باید بلافاصله شروع نمایند و منتظر نباشند که

فرد دیگری بر اساس خیلی از مصالح خود یا سازمان، درآمدی جدید برای این عزیزان تأمین نموده یا درآمد

فعلی ایشان را بهبود بخشند. و سابقه نشان داده است که تا کنون و با این همه پیگیری که (البته

کمی بهبود یافته است)جواب نداده است.

حال باید آزموده را چندین باره بیازمایند؟ آیا نباید بجای تکیه بر دیگران، تنها بر روی خود و توانائی های خود،

قابلیتهای خود، تجارب و مهارتهای گرانبها و ذیقیمت خود که در چندین سال، فعالیت خود، بدان دست یافته اند،

اتکا نموده و قدمی در جهت بهتر شدن زندگی خود، بردارند؟

اگر می گویند، نمی شود، میتوان با جستجوی مختصری، نمونه های بسیاری از جمله:

سرهنگ هارلند ساندرز(موسس مرغ سوخاری KFC) را نام برد.

بازنشسته کیست 3

و اگر میفرمائید این نمونه خارجی است، می بایست نمونه های داخلی که خدا رو شکر، تعدادشان کم نیست

را مثال بزنم، از جمله دکتر فریور از بازنشستگان سازمان بنادر و دریانوردی که بعد از بازنشستگی، تازه تحصیل

خود را در رشته روانشناسی، آغاز نمود و موفق به اخذ درجه دکترا در این رشته و کار و فعالیت نمود.

بازنشسته کیست 2

هر چه که جستجو کنید، نمونه های بیشتری از افرادی که اجازه ندادند، دانه های چند روزه، قوت یومیه

آنها را تأمین نماید، مشاهده می نمائید. کافی است فقط کمی جستجو کنید تا به صحت گفته های نگارنده، ایمان بیاورید.

حالا موقع عمل بازنشسته است.

نور، صدا، حرکت …………….

بازنشسته کیست 1

اگر به مطالب بالا باور داشتید، حال موقع عمل است، خیلی سریع، تصمیم گرفته و بر روی ایده های خود

مشغول کار و فعالیت شوید. و در جهت بهبود وضعیت زندگی خود، در دوران پر فراز و نشیب بازنشستگی، قدم بردارید.

با مطالعه راهکارهای ارائه شده در این سایت، گنجینه نیروی انسانی به آدرس www.GanjeEnsani.ir

یا سایتهای دیگر که راه های عملی برای انجام در دوران بازنشستگی را ارائه دادند میتوانید، آغاز نمائید

تنها کافی است که هر روز یک کار برای پیشرفت و یک کار برای تفریح خود انجام دهید تا بتوانید در مدت

بسیار کوتاهی، به صورت کاملاً فعال، سکان زندگی خود را مجدداً در دست گرفته و آنرا در دریاهای مختلف

هدایت و راهبری نمائید.

بازنشسته کیست 4

اگر این مقاله برای شما مفید بود، لطفاً آن را با دیگر عزیزان خود نیز، به اشتراک بگذارید.