احترام به خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

احترام به خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

احترام به خود در کل زندگی مهم و ضروری است، و این ضرورت،

زمانی که ما به دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) وارد می شویم،

از اهمیت بالاتری برخوردار است.

زمانی که حکم پیشکسوتی(بازنشستگی) را بعد از 30 سال خدمت

از طرف محل اشتغال به ما تحویل می شود، اکثر عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) متأسفانه این حکم را به معنای حکم تعلیق از همه امور

زندگی خود تلقی می نمایند و خود را گوشه نشین و عزلت نشین

می نمایند.

در صورتی که این حکم مدال باتجربگی و پیشکسوتی است

و به معنای آن است که مسئولیت ما سنگین تر شده و اگر

تا کنون تنها به محل کار رفته و وظیفه مدیریت و هدایت خانواده

را نیز به عهده داشتیم، الان وظیفه انتقال تجربه، تخصص و مهارت

خود به دیگران و نسل بعد را نیز به آن اضافه شده است.

پس باید برای انتقال تجربیات به دیگران، ارتباطات مؤثر را بدانیم

و یکی از اولین اصول ارتباطات مؤثر چیزی نیست،

جز احترام به دیگران.

و کسی که نتواند به خود احترام بگذارید، مطمئناً به دیگران نیز

احترام نخواهد گذاشت.

نتیجه می گیریم که فرد پیشکسوت(بازنشسته) در درجه اول

باید به خود احترام بگذارد تا بتواند به دیگران نیز احترام بگذارد.

پیشنهاد می شود، مقاله احساس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

را نیز مطالعه فرمائید.

احترام به خود به چه معناست؟

اِحتِرام احساسی مثبت از ارج نهادن و اعتنا به فرد یا شی‌ای است

که فرد احترام ‌گذارنده آن را سزاوار احترام می‌شمارد.

احترام به خود به معنای طرز فکر، افکار و احساس نسبت

به خود است.

روانپزشکان معتقدند احترام به خود، برمی گردد به ارزشی

که فرد برای خود قائل است. هرچقدر این ارزش قوی تر و

پخته تر باشد این احساس نیزدر سطح بالاتر و به طور

فراگیرتری شخصیت فرد را دربرمی گیرد. به این ترتیب آنچه

افراد از خودشان تعریف و تصور می کنند بر انگیزه ها، نگرش ها

و رفتارشان در سراسر زندگی تاثیر می گذارد.احساس احترام به

خود در سطح پایین معمولا با گروهی از مشکلات دیگر مثل

ضعف دانش و اطلاعات، عدم موفقیت در انجام وظایف،

ضعف در اتباطات خویشاوندی و دوستانه، خشونت و اختلالات

عاطفی مثل افسردگی همراه است.

مقاله زندگی کنیم با فقط زنده باشیم؟ را نیز مطالعه فرمائید.

چرا باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) به خودمان

احترام بگذاریم؟

احترام به خود یک اصله. وقتی فردی خودش رو دوست نداره،

به خودش حس خوبی نداره، به خودش احترام نمیذاره،

یا رفتاری میکنه که طرف مقابل رو به بی احترامی وادار می کنه،

چطور میتونه از دیگران توقع احترام داشته باشه؟

تنها زمانی دیگران به آدم احترام میذارن که خود فرد برای خودش

اهمیت و ارزش قائل باشد.

هیچ کس رو نباید بیشتر از خودتون داشته باشید. حتی کسی رو که

عاشقش هستید. وقتی دیگران رو بیشتر از خودتون دوست داشته باشید

یعنی اونها میتونند بهتون بی احترامی کنند و شما چون اونو بیشتر

از خودتون دوست دارید باید سکوت کنید.

و در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) فرد که با کوله باری از

تجربه و تخصص همراه است، باید مورد احترام اطرافیان و از

جمله خانواده باشد، و اگر این گنجینه نیروی انسانی نتواند به

خودش احترام بگذارد، مطمئناً دیگران نیز احترام گذاشتن به

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) طفره رفته و بی احترامی می نمایند

(متأسفانه نمونه بارز این اخلاق را می توانید به کرات در

جامعه شاهد باشید)

چطوری باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) به خودمان

احترام بگذاریم؟

در ذیل 8 روش برای اینکه به خودمان احترام بگذاریم آورده

شده است برگرفته از مقاله

How To Respect Yourself More است و

با انجام این موارد می توان احترام به خود را تضمین نمود:

8 راه برای رسیدن به احترام به خود

      

  1. به کمتر از آنچه دوست دارید رضایت ندهید.
    شما شایسته بهترین ها در زندگی هستید: از جمله بهترین
    احساس، بهترین لباس، بهترین زندگی و ….
  2. درباره خودتان بد صحبت نکنید. اجازه ندهید اشتباهات و
    ضعف های شما تعریف کنید که چه کسی هستید. نمی گویم،
    “من بازنده هستم، هیچ کس مرا دوست ندارد، خودم را نفرین
    می کنم”. شما به زودی به آنچه که می گویید ایمان می آورید.
    از سوی دیگر، اگر به خودتان بگویید «من یک شخص ارزشمند
    و احترام هستم»، شما آن را در مورد خودتان باور دارید.
    خودتان را از نقاط قوت خود و کیفیت هایی که برای ارائه به
    دیگران ارائه می دهید، یادآوری کنید.                                   
  3. اجازه ندهید که کسی شما را مجبور کند یا کاری را انجام دهید
    که نمیخواهید انجام دهید یا آن را فقط برای به دست آوردن
    تایید یا دوستی خود انجام دهید.
     یک سخن قدیمی وجود دارد
    که می گوید: “با خودتان، همیشه صادق باشید.”
  4. در هیچ شرایطی قوانین اخلاقی خود را نقض نکنید. همیشه
    افرادی وجود دارند که خود را با خودکفایی ضعیف تطبیق
    می دهند، زیرا آنها چیزهای بی توجهی را مرتکب شده یا
    قوانین اخلاقی خود را نقض کرده اند و از خودشان متنفر هستند.                                 
  5. احساسات خود را کنترل کنید. بخشی از احترام به خود،
    یادگیری نحوه اداره کردن احساسات شما بدون ایجاد مشکلات
    بیشتر برای خودتان است. هنگامی که ما خشم خود را از بین
    ببریم و به شیوه ای مخرب آسیب برسانیم، تنها باعث می شود
    که ما بعد از آن خجالت بکشیم، روابط را از بین ببریم و منجر
    به عزت نفس پایین شود.

  1.                                            
  2.  دانش خود را افزایش دهید آرزوها و منافع جدیدی برای خود
    ایجاد نمائید. سرگرمی های جدید پیدا کنید تا آنجا که ممکن است
    یاد بگیرید. یادگیری در مورد چیزهایی که در اطراف شما اتفاق
    می افتد، توانایی و درک ذهنی شما را گسترش می دهد و به شما
    هوشمندانه صحبت می کند تا به طیف وسیعی از افرادی که می بینید.
    همانطور که همه فرصت های مختلفی که این دنیا ارائه می دهیم
    کشف می کنیم، بیشتر درباره آنچه شما شخصا باید به مردم اطراف
    خود ارائه دهید، بیشتر بیاموزید.                                  
  3. با خدا ارتباط برقرار کنید. بدانید که خداوند شما را دوست دارد
    و به شما احترام می گذارد، پایه ای برای احترام به خودتان است.
    پس از همه، خدا همه چیز را در مورد ما می داند و هنوز هم
    ما را دوست دارد.

  1.                                                                          
  2. مسئولیت پذیر باشید. مسئولیت انجام کارهایی را که باید انجام
    دهید، شخصاً به عهده بگیرید.
    مثل: مراقبت از خودتان. دندان های خود را بشویید، موهای خود
    را شانه کنید، به سادگی لباس بگذارید، خوردن آنچه که برای شما
    خوب است، و نوشیدن آب. مهمتر از همه، مراقبت از خودتان،
    خواندن کتاب مقدس و دعا کردن است. فقط انجام آنچه شما می دانید
    درست است که انجام می دهید، احترام به خودتان را به سرعت
    افزایش می دهید – آیا انجام تکالیف، خواندن خانه ها و یا نشان دادن
    کار به موقع است؟

                     

در اینجا چند ایده سریع تر درباره ی احترام به خود آورده شده است:

1.به دیگران توجه کنید.


2. سریعاً به دیگران ببخشید.

3. برخورد مهربانه با همه کسانی که ملاقات می کنید داشته باشید.
این افراد هرگز احساس بدبختی نمی کنند.


4. اطرافیان را به انجام کارهای مثبت تشویق نمائید.


5. دروغ نگو هنگامی که شما به طور مستمر صداقت داشته باشید،
به خودتان هدیه یی ارزشمند از وجدان روشن می دهید.

6.تصمیمات خوب بگیرید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

نقدی بر مقاله جامعه، خانواده و حفظ کرامت پیشکسوتان(بازنشستگان)

نقدی بر مقاله جامعه، خانواده و حفظ کرامت پیشکسوتان(بازنشستگان)

بارها و بارها، قلم به دستان جامعه که دستی در قلم و رسانه ها دارند،

با درج مطالب و مقالاتی، قشرهائی از جامعه را از مردم جدا نموده و

کم کم آنان را قشرهائی معرفی می نمایند که به علت انجام موارد در

زمان هائی، منتظر هستند که مطالباتی را از مردم و جامعه داشته باشند.

و متأسفانه این بار، این قرعه به نام کسانی درآمده است که اینجانب

مدتهاست در خصوص سلامتی و کارآفرینی آنان افتخار خدمت داشتم.

و این قشر با احترام، قشر پیشکسوتان(بازنشستگان) عزیز می باشند.

امروز که داشتم به کانالهای موجود نگاهی می انداختم، توجه مرا

مقاله ای در یکی از کانال ها، به خود جلب نمود و آن مقاله

حفظ کرامت پیشکسوتان(بازنشستگان) گرامی است.

بر کسی پوشیده نیست که قشر عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)

که اوقاتی از بهترین اوقات خود را به کار و تلاش جهت این مرز

و بوم اختصاص داده اند و بعد از حداقل 30 سال به درجه پیشکسوتی

(بازنشستگی) نائل می شوند، نیاز به احترام و تکریم از طرف کلیه

افراد و مسئولین مربوطه دارد، لکن چیزی که در این مقاله، مورد

توجه بود، نوع نگرش و دید این مقاله به این گنجینه های گرانبهای

نیروی انسانی بود.

زیرا در این مقاله مسائلی را مطرح می نماید که از آن جمله می توان

از موارد ذیل نام برد:

در ابتدای مقاله، به این مقوله می پردازد که این دوره را همه افراد،

تجربه می نمایند و نیز ذکر شده که این دوره تفاوت های اساسی با

دوره جوانی دارد، و دیدی که نگارنده مقاله به آن دارد، تفاوت قائل

شدن در نیازها از جنبه پذیرش در جامعه و خانواده می باشد.

در همین ابتدا، تفاوت دیدگاهها نمایان می شود، زیرا ذکر شده

که همه افراد تجربه می نمایند، لکن اینجانب با افرادی مصاحبه

و مذاکره داشتم که بعد از 100 یا 110 سال هنوز خود را بازنشسته

فرض نمی کردند و همچنان مشغول کار و تلاش بودند و حتی بعضی

از همکاران ما، حتی از کلمه بازنشسته که به آن ها اطلاق شود،

فراری هستند. کسانی که حکم و ابلاغ بازنشستگی در دستان آنها

هست، لکن خود را بازنشسته فرض نمی کنند.

در قسمت دوم بخش اول، نیز پذیرش در جامعه و خانواده مطرح

شده، که قبول داریم که متأسفانه در بعضی از مکان ها، ارزش و

احترام این بزرگواران در نظر گرفته نمی شود اما این بی احترامی،

در کل جامعه رواج ندارد، و خانواده های متعدد و فراوانی وجود

دارند که همچنان به این عزیزان، با احترام و ادب رفتار می نمایند.

همچنین در این مقاله، چنان نگاشته شده است این عزیزان که سالیان

عمر با ارزش خود صرف خدمت نموده اند، در حال حاضر، با توجه

به بازنشستگی آنها، تنها مانده اند که مطالبات خود را از جامعه و

خانواده هایشان بستانند.

حال سوال این است که براستی چنین است؟

آیا این گران قیمتان که بیشترین زمان با ارزش خود را در خدمت

به اجتماع گذرانده اند، منتظر پرداخت بهای آن از طرف دیگران

هستند؟

در همین جا، یادم می آید در مکان هائی در موقع بله برون های

عروسی رسمی وجود دارد، به نام شیر بهاء و من همیشه این سئوال

برایم مطرح بود، که آیا مادران شیر به فرزندان خود میدهند که در

موقع مراسم عروسی، آن را از شوهران آینده آنان بگیرند.

و سئوال دیگر اینکه، خوب پول شیر مادران دختران پرداخت میشود،

اما پول شیر مادران پسران چطور؟

آیا آنان به پسران خود شیر نداده اند؟

و سئوال اساسی تر اینکه، با چه حساب و کتابی میتوان بر قطره قطره

این شیر، که از عمق وجود مادران به فرزندان داده شده، قیمت گذاشت؟

آیا میتوان بهائی برای این کالای گران قیمت گذارد؟

در همین جا، میتوان آن را به سالهای جوانی طی شده در جامعه تعمیم داد.

با چه چرتکه ای میتوان، این سالها را حساب و کتاب نمود و ارزش این

سالهای عمر، به چه میزان است؟

آیا این عزیزان، برای این خدمت نموده اند که بتوانند در زمانی که به

سنین پیشکسوتی(بازنشستگی) رسیدند، بهای آن را از جامعه بستانند؟

(البته لازم به ذکر میباشد که جامعه باید خود، قدردان این زحمات باشد

و زحمات این نور چشمان بر کسی پوشیده نمی باشد)

آیا این خردمندان، غیر از همان احترامی که در مقاله به آن دقیقاً ذکر

شده است، خواست دیگری از اجتماع و جامعه دارند؟

نگارنده که افتخار داشته است با تعداد بسیاری از این عزیزان مصاحبه

و مذاکره نماید، به این نتیجه رسیده است که تعداد زیادی از این با

تجربگان، منتظر چنین مسائلی نمی مانند و تنها محل خدمت خود را

تعویض می نمایند و در محل جدید نیز به مانند محل قبلی همچنان مشغول

کار و تلاش می شوند.

اگر همچنان این فرهنگ ادامه داشته باشد که به عزیزانی که پر از

تجربه و تخصص هستند، فرصت کافی داده شود و آنان با اندکی تغییرات

و آموزش های لازم بتوانند ماحصل سالها تلاش و خدمت خود را در

اختیار نسل های بعدی قرار دهند، آنگاه همگان شاهد رشد برق آسای

جامعه به سمت تعالی خواهند بود. لکن با این مطالب که بازنشستگان

منتظرند، بازنشستگان کوله باری از تجربه دارند، بازنشستگان از ما

چه می خواهند و نظائر چنین تلقین هایی، متأسفانه تعدادی به این مقالات

و مسائل توجه نموده و رسالت اصلی خود که انتقال تجربیات و تخصص

ومهارت خود به نسل های بعدی می باشد را یا فراموش می نمایند و یا

با سرعت بسیار پائین به این امر اقدام می نمایند.

جا دارد، از کلیه عزیزان وسروران قلم به دست، که زحمات بسیاری

را متقبل می گردند، در درجه اول قدردانی و سپس درخواست نمائیم که

کافی است که به عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) اجازه انتقال اطلاعات

داده شود. آنگاه همگان خواهند دید که این خردمندان به هیچ عنوان منتظر

نیستند که دیگران چیزی به آنان عطا نماید و خود با تلاش و کوششی که

سالها به آن مبادرت نمودند، در این راه قدم برداشته و عزت و احترام را

خود برای خود، کسب می نمایند.

لازم به ذکر می باشد که در بخش دوم این مقاله، بصورت خیلی خوب و

زیبا به نکاتی که باید جامعه و مسئولین برای عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)

رعایت نمایند، به خوبی اشاره شده است. امید که مسئولین مربوطه به این

نکات ارزشمند توجه لازم را مبذول و محیط را برای تعالی هر چه سریعتر

جامعه مهیا نمایند.

ولی بختیاری

مربی و مدرس مهارت های سلامتی و کارآفرینی

پیشکسوتان(بازنشستگان)

www.valibakhtyari.ir

vbakhtyari@gmail.com

فرهنگ احترام به بازنشستگان

فرهنگ احترام به بازنشستگان

بر اساس آمار بدست آمده در حال حاضر(1395)، حدود 3.5 میلیون

نفر از سیستم تأمین اجتماعی، بازنشسته شده اند، و با

احتساب بقیه نفرات عضو در صندوقهای بازنشستگی دیگر، این

تعداد به حدود 5 میلیون نفر می رسد. و مشخص است که

دولت و ادارات برای اینکه این نفرات به سن بازنشستگی

برسند، تا چه میزان بها پرداخته است و بدنبال آن، چه میزان

تلاش از طرف همین قشر با افتخار، در طی بهترین سالهای

عمر، صورت گرفته است تا کارها به نحو احسن اجرا گردد.

حال که بعد از سالها این نفرات به افتخار بازنشستگی نائل

شده اند، متأسفانه اجتماع، و ادارات مربوطه، آن احترام و

جایگاهی که باید به این قشر با عظمت داده شود، را فراموش

نموده است. در صورتی که در کشورهای دیگر، بازنشسته از

زمان بازنشسته شدن، علاوه بر مزایائی که به او تعلق میگیرد،

احترام ویژه ای نیز در بین مردم به آنها تخصیص داده میشود.

بدین شکل است که در زمانی که فرد به بازنشستگی نائل

میشود، جشن باشکوهی، به افتخار وی ترتیب داده میشود.

احترام به بازنشستگان چیست

احترام به بازنشسته، یعنی اینکه احترام به کسی گذاشته

شود، که بهترین سالهای عمر خود را برای اجرای وظائف خود،

در طبق اخلاق گذاشته و به جامعه، دولت و محل کار، تقدیم

داشته است. حال تمام نفرات استفاده کننده از موهبتهای آماده

شده توسط این عزیزان، باید به شکل ویژه ای برای این پیش

قراولان خدمت احترام قائل باشند.

چرا باید به بازنشستگان احترام گذاشت

حتماً بارها برای شما که این متن را می خوانید نیز پیش آمده

است که از وقت و زندگی خود را برای افراد بخصوصی، زمانهائی

را اختصاص داده و کارهائی را برای آنان انجام داده اید، و البته

بعد از انجام این کار، حداقل اگر انتظار تشکر و قدردانی از طرف

مقابل نداشته باشید، دیگر انتظار برخورد بد و نامناسب را نیز

نخواهید داشت. درست است؟

دقیقاً به همین دلیل است که باید به کسانی که قبل از ما برای

ما کاشتند و ما در حال استفاده از ماحصل زحمات آنان هستیم،

احترام گذاشته و قدر این زحمات را بدانیم و اگر از آنها تقدیر و

تشکر به عمل نمی آوریم، حداقل به دیده اضافه در اجتماع نیز

به آنان ننگریم.

دزدان مادر بزرگ

چندین سال پیش، سریالی را در تلویزیون در یکی از شبکه ها

پخش می نمود، که فکر میکنم، نام آن سریال، دزدان مادر بزرگ

بود، و جریان از این قرار بود که چند جوان با همدستی یکدیگر،

یک مادربزرگ را که به صورت تنها، در یک خانه ویلائی زندگی

میکرد، را ربودند و زمانی که این مادربزرگ متوجه شد که بجای

سوار شدن در ماشین های آژانس، سوار ماشین ربایندگان خود

شده است، در ابتدا ناراحت شده و غش نمود. اما بعد توانست

بر خود تسلط یابد، و بدون اینکه مشکلی برای این جوانان بوجود

آورد، در همان اویل سعی در کمک و یاری به آنان نمود، بطوری

که آنها را از بلایای مختلف، به سلامت گذراند.

و القصه اینکه این مادر بزرگ مهربان، علاوه بر اینکه توانست بر

قلبهای این جوانان رسوخ نموده و بجای آدمهای زمخت و

نامیمون، به آنان به دیده جوانان درد کشیده و مشکل دار، نگاه

نمود و توانست کم کم در زندگی تک تک آنها وارد شده و شروع

به حل مسائل آنها نمود. و آن جوانان نیز در نهایت زمانی که

دیدند بجای اینکه آن ها این مادر بزرگ را گروگان بگیرند، در اصل

این مادر بزرگ است که آنها را به گروگان گرفته است.

شاید، فوراً به نگارنده این ایراد را بگیرید که این ماجرا، واقعی

نیست، بله من هم قبول دارم، لکن این قصه اکثر بازنشستگان و

کسانی است که سالهای متمادی تجربه را به همراه خود دارند،

هر چند که تلویزیون در نشان دادن ارزشها و قدرتهای این مادر

بزرگ غلو نمود، لکن نگارنده بر این اعتقاد است که این مسائل،

نه تنها غلو نشده است، بلکه با مشاهدات انجام شده و شواهد

در دست، نیز همخوانی دارد، زیرا که در مصاحبه ای که با یک

مادر بزرگ یکصد ساله انجام دادم، متوجه این مورد شدم که

ایشان علاوه بر اینکه دادگاه حل اختلاف خانواده نیز می باشند،

خود به تنهائی یک دانشگاه سیار روانشناسی و تربیت می باشد.

پس به خوبی میتوان متوجه شد که اگر چند صد فیلم و سریال

در خصوص قهرمانهای دیگر ساخته می شود، و یکی در خصوص

ارزشهای درونی بازنشستگان و سالخوردگان تهیه می شود،

خالی از لطف نباشد که ادعا نمائیم این یکی، برابری میکند با

اکثریت قریب به اتفاق آن فیلم و سریال های دیگر، زیرا که در

این فیلم و سریال ها، نهاد درونی و تجربه های گرانمایه این

عزیزان را به رویت مردم می رساند.

قدر دانستن از بازنشستگان

این قدر دانستن، تنها اکتفا به اختصاص یک روز یا یک هفته

جهت این زحمتکشان و گنجهای فراموش شده نیروی انسانی

کفایت نمی کند، بلکه به نظر نگارنده که سعی در ایجاد نهضتی

جهت تکریم این فداکاران دارد، باید هر روز و هر لحظه این

احترام، در وجود تک تک مردم، نهادینه گردد، زیرا در جامعه ای

که به بزرگان و پیشکسوتان خود احترام گذاشته شود، آن جامعه

از هر خطر و گزندی مصون و در امان خواهد ماند.

محبوبیت بازنشستگان

محبوبیت تنها اختصاص به قهرمانان و کسانی دارد که بهترین

لحظات عمر خود را برای اعتلای وطن و انجام وظائف خود، صرف

نموده است. و محبوبیت بازنشستگان چیزی نیست جز،

تجربیاتی که در خلال کار و تلاش صادقانه و بدور از هر گونه

مشکل انجام شده است. لذا این محبوبیت بازنشستگان گرامی

را باید پاس داشت و به آن احترام گذاشت. باشد که این

محبوبیت و احترام در تک تک سلولهای جامعه، رسوخ نموده و

ارزش و جایگاه این والا مقامان، شناخته و احترام گذاشته شود.

به امید روزی که احترام به بازنشستگان و سالمندان، در جامعه

ما نهادینه گردد.