🌞بازنشستگان عزیز، لطفاً خبر بد پخش نکنید! مغزتان به اندازه کافی کار کرده😄

🔹 مقدمه: وقتی گروه واتساپی شبیه شبکه خبر می‌شود!

بیایید صادق باشیم؛ در دوران بازنشستگی، بعضی از ما دیگر کمتر درگیر جلسات، گزارش‌ها، یا ارباب‌رجوعیم. اما ظاهراً هنوز روحیه «فعالیت و مسئولیت» را داریم! نتیجه؟ حالا به جای اداره، دفتر خبرگزاری خانگی تأسیس کرده‌ایم! 😄

صبح‌ها قبل از اینکه چای‌مان دم بکشد، موبایل‌مان جوش آورده:

«شنیدی فلان چیز گرون شد؟»،
«می‌گن فلان ویروس جدید اومده!»،
«فلانی رفت بیمارستان… معلوم نیست چی شده!»

و در چشم به هم زدنی، خبر به سه گروه دیگر هم فوروارد می‌شود.

اینجاست که باید بپرسیم:
آیا واقعاً باخبر بودن یعنی با اضطراب زندگی کردن؟
آیا ما بازنشستگان، با این‌همه تجربه، باید پیام‌رسانِ استرس باشیم یا پخش‌کننده‌ی آرامش؟

بیایید ماجرا را از اول باز کنیم، با لبخند، منطق و چای تازه‌دم.


🔸 ۱. خب، این مسئله چی است دقیقاً؟

مسئله خیلی ساده است ولی ریشه‌دار:
بازنشستگان زیادی، ناخواسته درگیر «پخش و تکرار خبرهای منفی» شده‌اند.
از اخبار سیاسی و اقتصادی گرفته تا شایعات پزشکی و اجتماعی — و در این میان، حتی نمی‌دانند این رفتار چقدر روی روح و روان خودشان و اطرافیان‌شان اثر می‌گذارد.

شاید در ظاهر، فقط یک پیام است؛ اما در واقع، هر خبر منفی مثل یک دانه‌ی استرس است که در ذهن کاشته می‌شود و تا شب، شاخه و برگ می‌دهد!
آن‌وقت ما تعجب می‌کنیم که چرا دل‌مان بی‌دلیل می‌گیرد، خواب‌مان نمی‌برد، یا از کوچک‌ترین مسئله ناراحت می‌شویم.


🔸 ۲. چرا این اتفاق می‌افتد؟ (بررسی ریشه‌ها با چاشنی طنز و علم)

🟢 الف) مغز ما بیکار مانده!

در دوران کاری، ذهن ما مثل یک دستگاه پرسرعت بود؛ هر لحظه مشغول تصمیم‌گیری، گزارش، تماس و حل مشکل.
حالا بازنشسته شده‌ایم، اما مغز هنوز در حالت «فعال» است. دنبال سوژه می‌گردد تا خودش را مشغول کند.
وقتی کاری برایش نداریم، به اولین خبر عجیب می‌چسبد!

به قول یکی از دوستان بازنشسته:

«مغزم این‌قدر بیکار شده که اگه دو تا گربه تو کوچه دعوا کنن، تا عصر تحلیلش می‌کنم که احتمالاً بحث‌شون سر گرونی ماهی بوده!» 😄


🟢 ب) حس مفید بودن

خیلی از بازنشستگان دوست دارند هنوز اثرگذار باشند، و این عالی است. اما گاهی اثرگذاری را اشتباه تعریف می‌کنند.
می‌خواهند مراقب خانواده و دوستان باشند، پس فکر می‌کنند اگر خبرهای خطرناک یا هشداردهنده بفرستند، خدمت کرده‌اند.
اما یادمان رفته: گاهی سکوت و آرامش، مفیدترین خدمت است.


🟢 ج) عادت قدیمی به نگرانی

سال‌ها زندگی در فضای کار، بحران، یا نگرانی، ذهن ما را به حالت «آماده‌باش» عادت داده.
وقتی خبری بد نیست، مغز خودش دنبال چیزی می‌گردد تا نگران شود!
مثل راننده‌ای که بعد از بازنشستگی هم، پایش ناخودآگاه روی پدال ترمز است — چون فکر می‌کند جاده هنوز پر از خطر است.


🟢 د) نبود گفت‌وگوی شاد

در بعضی جمع‌ها، تنها سوژه مشترک، همین خبرهای تلخ است.
می‌خواهیم حرفی بزنیم، ولی نه از عشق و امید، بلکه از گرانی و بیماری.
چون فکر می‌کنیم اگر از شادی حرف بزنیم، کسی ما را جدی نمی‌گیرد!
یکی از بازنشستگان بانمک می‌گفت:

«من یه بار گفتم از زندگی‌ام راضیم، فوراً گفتن حتماً چیزی ازت پنهون می‌کنن!» 😄


🔸 ۳. چطور این مسئله را درک کنیم؟ (نگاه از درون ذهن بازنشسته)

بیایید برای چند لحظه خودمان را جای یک بازنشسته بگذاریم.
سال‌ها کار کرده، بچه‌ها بزرگ شده‌اند، خانه ساکت‌تر شده، دوستان قدیمی کمتر تماس می‌گیرند.
در این میان، گوشی موبایل تنها پل ارتباط با دنیاست.

او در یک گروه پیام‌گیر نشسته، که هر نوتیفیکیشن یعنی: «یکی یاد من بود».
حالا فرقی نمی‌کند پیام چی باشد؛ حتی اگر خبر بد باشد، حس زنده بودن می‌دهد.

از دید روان‌شناسی، هر خبر باعث ترشح دو ماده در مغز می‌شود: دوپامین (هیجان) و کورتیزول (استرس).
وقتی فرد مدام در معرض خبرهای منفی است، مغزش یاد می‌گیرد استرس را به عنوان «نشانه زنده بودن» بپذیرد.
در نتیجه، بدون اینکه بداند، به اضطراب مزمن عادت می‌کند.

پس اگر کسی هر روز خبر بد پخش می‌کند، دشمن شادی نیست؛ قربانی عادت‌های مغزش است.


🔸 ۴. چطور می‌توان این چرخه را شکست؟ (نسخه درمانی با لبخند 😄)

حالا که شناختیم مغز چه می‌خواهد و چرا خبر بد پخش می‌کند، وقت آن است کمی مهربانی و طنز به خودمان هدیه دهیم.

🌿 ۱. اعلام بازنشستگی خبری کنید

به‌طور رسمی بگویید:

«از امروز من بازنشسته پخش خبرهای منفی هستم!»
و به جایش مدیرعامل «خبرهای خوب زندگی» شوید.

هر روز سعی کنید یک خبر مثبت بسازید، هرچند کوچک:

  • گل کاشتی؟ خبرش را بده.
  • با نوه‌ات خندیدی؟ بنویس!
  • با دوست قدیمی تماس گرفتی؟ گزارش بده، ولی با شوخی!

طنز یعنی پادزهر اضطراب. وقتی می‌خندیم، مغز نمی‌تواند هم‌زمان استرس تولید کند!


🌿 ۲. به‌جای فوروارد، فکرم کن

قبل از فرستادن هر پیام، سه سؤال از خود بپرس:
۱. این خبر منفی است یا مثبت؟
۲. مفید است یا فقط اضطراب‌زاست؟
۳. اگر کسی این را از من بگیرد، حالش بهتر می‌شود یا بدتر؟

اگر پاسخ آخری «بدتر» بود، فوراً حذف کن!
به قول یکی از بازنشستگان:

«از وقتی هر خبری رو با وجدانم چک می‌کنم، وجدانم داره اضافه‌کار می‌گیره!» 😂


🌿 ۳. ذهن خودت را تغذیه کن، نه آلوده

اخبار مثبت، شوخی، موسیقی، مستند طبیعت یا کتاب طنز بخوان.
به جای شبکه‌های استرس‌زا، کانال‌های امیدساز را دنبال کن.

به خودت بگو:

«من بازنشسته‌ام، نه بازمانده! هنوز می‌تونم انتخاب کنم چه چیزی وارد ذهنم بشه.»


🌿 ۴. مهارت «گفت‌وگوی سالم» یاد بگیر

به جای صحبت درباره‌ی شایعه‌ها، از خاطرات خنده‌دار قدیم حرف بزن.
از موفقیت‌های کوچک روزمره تعریف کن.
مثلاً بگو:

«من امروز با همسرم دعوا نکردم؛ احساس می‌کنم دارم به سمت عرفان پیش می‌رم!» 😆

این شوخی‌ها، هم فضا را سبک می‌کند، هم پیوند عاطفی می‌سازد.


🌿 ۵. گروه‌سازی مثبت

در هر جمعی همیشه چند نفر منفی‌نگر هستند. به‌جای بحث، فضا را عوض کنید.
مثلاً اگر کسی گفت:

«وضع خیلی بده!»
بگویید:
«آره، ولی خوشبختانه شوخی هنوز گرون نشده!» 😂

یا اگر کسی خبر غم‌انگیز داد، بلافاصله با خاطره بامزه پاسخ دهید تا تعادل روانی برگردد.


🌿 ۶. تمرین «دیجیتال دی‌توکس»

روزانه فقط دو زمان مشخص برای دیدن پیام‌ها تعیین کنید (مثلاً صبح بعد از صبحانه و عصر بعد از چای).
باقی روز را صرف فعالیت‌های واقعی کنید: پیاده‌روی، باغچه، کتاب‌خوانی، دیدن دوستان.

حتی می‌توانید با نوه‌ها مسابقه بگذارید:
«هرکس کمتر گوشی دست بگیره، برنده‌س!»
جایزه؟ لبخند و آرامش.


🌿 ۷. به دیگران هم یاد بده

بازنشستگان الگوی جامعه‌اند. وقتی شما خنده و آرامش را تمرین کنید، جوان‌ترها یاد می‌گیرند چگونه در میان طوفان خبرها، آرام بمانند.

شما تجربه‌دارترین قشر جامعه‌اید؛ حالا وقت آن است که تجربه را با مهربانی منتقل کنید، نه با استرس.


🔸 ۵. جمع‌بندی: بازنشستگی یعنی هنرِ ساده‌زیستن و شیرین‌خندیدن

بیایید از خود بپرسیم:
آیا واقعاً وظیفه‌ی ماست که نگهبانِ اخبار بد باشیم؟
یا شاید وظیفه‌ی ما این است که بعد از سال‌ها کار، یاد بدهیم چطور در دل طوفان، آرام زندگی کنیم؟

بازنشستگی یعنی:

  • رها شدن از دویدن‌های بی‌پایان،
  • دیدن زیبایی‌های کوچک،
  • و یاد گرفتن اینکه دنیا همیشه به اندازه نگاه ما خوب یا بد است.

بیایید نسخه‌ی جدیدی از «بازنشسته‌ی ایرانی» بنویسیم:
بازنشسته‌ای که وقتی گوشی‌اش را باز می‌کند، بوی لبخند می‌آید، نه لرزش اضطراب.


🌺 چند پیشنهاد نهایی برای زندگی آرام‌تر (در قالب طنزِ جدی):

  1. هر خبر بدی را که دیدی، ده تا چیز خوب یادداشت کن.
    مثلاً اگر خواندی «هوا آلوده است»، بنویس: «خوشبختانه من هنوز ریه دارم!» 😄
  2. به‌جای ارسال استرس، استکان بفرست!
    یعنی عکس چای، گل، آسمان یا نوه‌ات را بفرست.
  3. خودت را جدی نگیر.
    دنیا همین‌طور هم به اندازه کافی جدی است.
  4. به شایعه لبخند بزن، نه واکنش.
    چون اگر قرار بود هر شایعه درست باشد، تا حالا همه‌مان سه بار ورشکست، پنج بار مرده و دوباره زنده شده بودیم! 😄
  5. به دیگران یاد بده خبر خوب بسازند.
    مثلاً بگویید: «فلان دوست‌مان امروز لبخند زد!» همین خودش تیتر یک است!

پایان‌بندی: بازنشستگی یعنی رئیس حالِ خوب بودن!

بازنشستگی قرار نیست توقف باشد؛ یعنی شروعِ زندگی انتخابی.
از این‌جا به بعد، ما رئیس خودمانیم، مدیر زمان‌مان، و کارمندِ بخش لبخند!

بیایید به‌جای پخش خبر بد،
خبر خوب خودمان را پخش کنیم:

«من هنوز هستم، نفس می‌کشم، می‌خندم، یاد می‌گیرم و دوست دارم زندگی کنم!»

به قول یکی از بازنشستگان شوخ‌طبع:

«من هر روز صبح که بیدار می‌شم، به خودم می‌گم: خدا رو شکر هنوز عضو گروه بازنشستگان زنده‌ها هستم!» 😄


💚 نتیجه نهایی:
بازنشستگان اگر بخواهند، می‌توانند سفیران شادی باشند — نه فقط برای نسل خود، بلکه برای جامعه‌ای که از خنده‌ی آنان امید می‌گیرد.
هر پیام شما، می‌تواند یا یک استرس تازه باشد… یا یک لبخند تازه.
انتخاب با شماست 🌷

مفهوم شخصی از خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

مفهوم شخصی از خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

مفهوم شخصی را میتوان بدین صورت توضیح داد

که به هر یک از عزیزان پیشکسوت که نظاره می کنید،

هر یک خصوصیت و شخصیت خاص خود را دارد و هر

یک بنا به مفهومی که از خود دارد، با ظاهرهای متفاوت،

افکار و رفتارهای متفاوت در جامعه هویدا می شوند.

حال این ظاهر شدن ها، چرا با یکدیگر تفاوت دارد،

موضوع این مقاله است.

با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود مقاله مهربان بودن با خود در

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

را نیز مطالعه فرمائید.

مفهوم شخصی چیست؟

مفهوم شخصی از خود، همان چیزی است که شما در

مورد خودتان به آن معتقد هستید و هر آن چیزی که شما

در مورد خودتان به آن باور داشته باشید، دقیقاً شخصیت

و روحیات شما را می سازد و شما همان چیز خواهید شد.

این مفهوم هم می تواند به صورت مثبت و هم به صورت

منفی در وجود شما به کار گرفته شود.

این شما هستید که انتخاب می کنید، کدامیک از این

دو مفهوم برای شما کاربرد داشته باشد.

چرا مفهوم شخصی در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) مهم است؟

مفهموم شخصی از آن جهت در کل زندگی و چه بسا

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از اهمیت بی شماری

برخوردار است، زیرا که می تواند منش، شخصیت، موفقیت

و کلاً جسم و روح شما را بسازد.

شما دقیقاً همان چیزی می شوید که باور دارید.

اگر باور دارید که جسم تان نحیف شده است و دارید

روزهای آخر زندگی خود را سپری می نمائید، دقیقاً

جسم نیز آماده اجرای فرامین دریافتی از ذهن و مغز

شما می باشد و بدین صورت، شما را بسیار نحیف و

نزار و اندامهای شما را ضعیف و ناکارآمد می نماید و

چه بسا، آلزایمر را نیز به سوی شما فرا بخواند.

مقاله سن تنها یک عدد است. را از دست ندهید.

اما اگر باور داشته باشید که سن تنها یک عدد است

و نمی تواند شما را مغلوب خود سازد و شما همچنان

در اریکه قدرت و شوکت قرار داشته و کلیه موفقیت ها

را می توانید کلید بزنید، جسم همانند مرحله قبل، فقط

آماده اجرای فرامین شما است، و نمی تواند درست یا

غلط آن را ارزیابی نماید، ولی به درستی شرایطی را

فراهم می آورد که شما بتوانید همان قدرت و شوکت

سنین جوانی را در سنین بالا نیز تجربه کرده و

موفقیت های گوناگون و تعجب برانگیز برای دیگران

(چون برای خود شما، این امر بدیهی بوده است)

را بدست آورید.

باز هم این انتخاب شماست، باور جسم نحیف و ناکارآمد،

یا باور جسم قوی و کارآمد؟

چگونه می توان مفهوم شخصی خوب و زیبائی

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از خود داشت؟

حال که به اهمیت مفهوم شخصی در زندگی و بخصوص

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) واقف شدیم، باید

خود مفهوم شخصی متفاوتی از آنچه در قبل داشتیم،

ساخته و آن را مجدداً بازسازی نمائیم.

حال بازسازی این مفهموم شخصی به چه صورت

می تواند باشد؟

  • نسبت به تجربة چیزهائی که پیش از این به هر طریقی
  • شما را محدود می کردند، دید بازی داشته باشید. این
  • جمله را به خاطر بسپارید: من هیچ گونه محدودیت و
  • مرزی برای چیزهائی که می خواهم انجام دهم ندارم،
  • از همین حالا از آنها استقبال می کنم.
  • اجازه دهید که خودتان از آن واقعیت غیر فیزیکی وجودتان
  • آگاه شود. فکرتان را به سراغ فرشتگان و صاحبان و مالکان
  • این کائنات ببرید. شما می دانید که می توانید به راهنمائی
  • کسانی که پیش از این زندگی کرده اند، دسترسی داشته
  • باشید. وقت خود را صرف مراقبه کنید تا از این طریق به
  • حسّ پرواز در سطوح بالاتر شعور و آگاهی دست یابید.
  • هر زمان که دچار ناراحتی و نگرانی و غم و اندوه می شوید،
  • سعی کنید به پشت سر گذاشتن احساساتتان فکر کنید و
  • این افکار ناخوشایند را کنار بگذارید.
  • به جای آنکه به سراغ جریان بی پایان افکار خود بروید و
  • یکی را انتخاب کنید، این کار را تا جائی ادامه دهید که
  • فکری را که احساس خوبی در شما پدید می آورد، انتخاب
  • کنید. مدت زمانی طول نمی کشد که خودتان را به خاطر
  • افکار خوشایندی که در ذهن خلق کرده بودید، سرزنش می کنید.   

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

  •  آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.
ماشین رفتار در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

ماشین رفتار در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

تمام کارهائی که انجام می دهیم رفتار ماست و وقتی

سن ما از 50 می گذرد، و به اصطلاح بعضی از افراد این

جامعه، به سمت پیری سوق پیدا می کنیم، به گفته

بعضی از همان افراد، قوای جسمی تحلیل می رود و

تمام افکار و ذهن عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) را

مشغول تحلیل قوا می نماید و این در حالی است که

تحلیل قوا، خود از محل دیگری برای این کار دستور

می گیرد.

اینکه ما تا چه حد میتوانیم در تحلیل قوای خود دخیل

باشیم، مقوله ای است که می خواهیم در این مقاله

به آن بپردازیم.

پس با ما همراه باشید.

پیشنهاد می کنم، مقاله احترام به خود در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.

ماشین رفتار چیست؟

ویلیام گلسر از روانشناسان برجسته، تعریفی از رفتار

دارد که در حدی با تعریف عمومی متعارف از رفتار فاصله دارد.

گلاسر ترجیح می‌دهد برای ایجاد تمایز با معنای متعارف،

آن را «Total Behavior» یا رفتار کلی بنامد.

او برای اینکه تصویری را که از «رفتار» در ذهن دارد،

شفاف‌تر کند از استعاره‌ای به نام «ماشین رفتار»

استفاده می‌کند.

او معتقد است کلیه کارهائی که ما انجام می دهیم از

رفتار های ما سرمنشاء می گیرد و این رفتارهای ماست

که زندگی ما را رقم می زند

و در خصوص رفتار، استعاره ماشین رفتار را بیان می نماید.

همانگونه که ماشین برای رفتن به جلو بوسیله چهار چرخ

حرکت می کند، ماشین رفتار ما نیز از چهار چرخ، استفاده

کامل می نماید.

دو چرخ جلو، که هدایت ماشین را در دست دارند، افکار و

اعمال ما هستند، و دو چرخ عقب که پیرو دو چرخ جلو هستند،

احساسات و فیزیولوژیک بدن ما هستند.

ماشین رفتار در نظریه انتخاب ویلیام گلاسر

گلاسر رفتار را شامل چهار بخش می‌داند که هر یک

از آنها یکی از چهار چرخ ماشین رفتار را تشکیل می‌دهند:

– فکر (تحلیل کردن، استدلال کردن، خیال‌پردازی و …)

– عمل (راه رفتن، خندیدن، فریاد زدن، حرف زدن)

– فیزیولوژی (عرق ریختن، لرزش بدن، سردرد و …)

– احساس (غم، شادی، ناامیدی و …)

ما معمولاً رفتار را با عمل یکسان فرض می‌کنیم و آن را

محدود به عمل می‌دانیم. به عنوان مثال می‌گوییم:

«چون افسرده بودم، مدتی جواب تلفن دوستانم را ندادم».

انگار که افسردگی خارج از انتخاب و اختیار من بوده و حالا

که در این شرایط قرار داشته‌ام، رفتاری که از خودم نشان

دادم، قطع موقت ارتباط با دوستان بوده است.

اما گلاسر «افسرده بودن» را هم مانند «قطع کردن ارتباط»

بخشی از رفتار می‌داند. شاید اگر گلاسر می‌خواست گرامر

و زبان خاص خودش را انتخاب کند، می‌گفت:

تصمیم گرفتم افسردگی کنم و ارتباطم را با دیگران قطع کنم!

کمی به تصویر بالا نگاه کنید. در ماشین رفتار هم مانند هر

ماشین دیگری، چرخ‌های جلو عموماً همراستا هستند و

نمی‌توانند اختلاف زاویه زیادی با هم داشته باشند. چرخ‌های

عقب‌ هم موازی هم هستند و در انتخاب مسیر حرکت، تابع

چرخ‌های جلو خواهند بود.

این برخلاف نگاه عادی ما به رفتار است. ما معمولاً فیزیولوژی

و احساس را مستقل از رفتار می‌دانیم و حتی خیلی وقت‌ها

منشاء رفتار می‌دانیم.

مقاله احساس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

را از دست ندهید.

راننده ماشین رفتار ما در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) کیست؟

همانطور که در تعریف ماشین رفتار بیان شد، دو چرخ جلو

که توسط فرمان ماشین هدایت می شود و هدایتگر آن کسی

جز خود ما نیستیم، می تواند ماشین را به هر جهت که

دوست دارد هدایت نماید.

و دو چرخ عقب که احساسات ما و فیزیولوژیک بدن ما هستند،

از دو چرخ جلو تبعیت می کنند و همراستا با آنها و هم سرعت

با آنها حرکت می نمایند.

چرا توجه به ماشین رفتار در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) مهم است؟

ما در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) باید به دو چرخ جلو،

که هدایت گر دو چرخ عقب ماشین رفتار ما می باشد،

به خوبی احاطه داشته و آنها را هدایت نمائیم.

اگر ما به درستی دو چرخ جلو که همان افکار و اعمال ما

می باشند، با هدایت آنها به سمت خوبی ها، مهربانیها،

فراوان ها و مسائل مثبت می توانیم احساسات و فیزیولوژیک

بدن را نیز بدنبال آنها بکشانیم و در جهت شادی، نشاط و

سلامتی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) رهنمون سازیم.

چرخ های جلو است که تغییرات فیزیولوژیک و احساسی ما

را رقم می زند یعنی چرخ های عقب دنباله روی تغییرات و

مسیری است که چرخ های جلو رقم می زند. کسی که اضطراب

دارد یا درد قفسه سینه ی عصبی دارد یک فکر منفی و یک

عمل مشخص را انجام داده است.

پرداختن به چرخ های عقب با دارو و درمان نمی تواند

چرخ های جلو را درست کند!

چگونه می توان ماشین رفتار را در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) کنترل نمود؟

همه ی تلاش های ما یک رفتار و معطوف به یک هدف است

و هر رفتاری برای ارضای نیازهای ماست.

ما پنج نیاز ژنتیک (فطری) داریم ۱. نیاز به بقا (پول و امنیت)

۲. نیاز به عشق و تعلق خاطر داشتن، نیاز به پیوند انسانی

داشتن (دوست داشته شدن و دوست داشتن)

۳. نیاز به پیشرفت یا نیاز به قدرت

۴. نیاز به خود مختاری، آزادی

۵. نیاز به تفریح و لذت

اگر با رفتاری که می کنیم نیازمان را تامین کنیم به شادکامی

خواهیم رسید. همیشه ارضای یکی از این نیاز ها سخت تر

از دیگرِ آنان است و آن “احساس تعلق” است.

شرایط اقتصادی سیاسی اجتماعی در زندگی ما تاثیر گذارند

اما تعیین‌کننده ماییم. اگر بتوانیم روابط خوب و معنادار ایجاد کنیم

زندگی رضایت مند و شادمانی خواهیم داشت.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

راهی برای شادی وجود ندارد، شادی خود راه است

راهی برای شادی وجود ندارد، شادی خود راه است

زمانی که فرد پیشکسوتی(بازنشسته ای) را مشاهده

می نمائید، اکثریت افراد با چهره های غم انگیز و گرفته

روبرو می شوید، و این باور را در ذهن دیگران تقویت

می نماید که پیشکسوتی(بازنشستگی) پایان

شادی هاست و دیگر هیچ فردی بعد از پیشکسوتی

(بازنشستگی) رنگ شادی را نخواهد دید.

آیا براستی شما نیز با چنین جملاتی موافق هستید؟

آیا تا کنون پیشکسوت(بازنشسته) شاد و سرحالی را

مشاهده ننموده اید؟

آیا پیشکسوتی(بازنشستگی) با غم و ناراحتی، همراه است؟

بهتر است این نکته را بدانید که مهمترین عامل بازدارنده

داشتن یک احساس خوب، این است که اگر لیوانی تا

نیمه‌پر است، شما همه محتویات آن را خالی کنید.

حالا تصورکنید همه چیز خوب است اما شما کمی احساس

کسالت می‌کنید و بلافاصله آن قدر به این فکر و احساس

بها می‌دهید که احساس بیماری شما قوی‌تر می‌شود و

شما بایستی مدتی را در بستر بگذرانید.

بعد از این مرحله شما نسبت به فرزند، خانه و همسرتان

غفلت می‌کنید و این سرآغاز نداشتن احساس شادی

است. به شما یادآوری می‌کنیم که برای شاد بودن نیاز به

یک روحیه خوب دارید. در‌حقیقت برای شاد بودن نیازی

نیست که خیلی تغییر کنید؛ بلکه برای اینکه هر روز

احساس بهتری داشته باشید راه‌های جالبی وجود دارد.

چرا راهی برای شادی وجود ندارد؟

این سئوال دقیقاً برابر با آن است که شما به دنبال

راهی برای رسیدن به جاده باشید، در صورتی که

جاده، خود راهی است برای رسیدن به مقصدی.

بر همین اساس، راهی به سمت شادی نیست،

بلکه شادی خود راه است، برای رسیدن به یک

احساس خوب و با صفا.

شادی راهی است برای رسیدن به سلامتی.

شادی راهی است برای رسیدن به نشاط.

شادی راهی است برای داشتن انگیزه های فراوان

برای رسیدن به اهداف گوناگون.

پیشنهاد می شود، مقاله شادی با لذت تندرستی

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز

مطالعه نمائید.

شاد بودن، نیاز اصلی در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) است.

اگر ما بتوانیم به همانند، تعدادی از عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) که همواره شاد هستند و نمونه های

آن را در مقاله “آرامش در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) چیست؟” آورده شده است،

بتوانیم شادی را همراه با خود همیشه داشته

باشیم، به مانند آن گنجینه نیروی انسانی،

می توانیم سلامتی را نیز با خود داشته باشیم.

داشتن شادی، می تواند بر روی ترشح هورمون های

موجود در بدن تأثیر گذاشته و هورمون های مفید و

سلامت زا را افزایش داده و از ترشح هورمون های

بیماری زا، جلوگیری می نماید.

یکی از خصوصیات بدن این است که ما می توانیم به

صورت مصنوعی نیز احساس شادی را به وجود آورده و

بدن با ترشح هورمون های مخصوص شادی، شادی و

نشاط را به بدن هدیه می نماید. و همانند تمام لحظاتی

که از ته دل می خندیدید، و بدن کاملاً ریلکش و آرام

می شد، بدن احساس راحتی و آرامش می نماید.

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) شاد باشیم؟

بر خلاف بسیاری از مواردی که در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) نیاز به پرداخت هزینه می باشد،

شادی را می توان با حداقل هزینه در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) برای خود به ارمغان آورد.

و آن چیزی نیست، جز داشتن لبخند و احساس

شادی در زندگی.

البته با چند راه کار بسیار ساده می توان این شادی

را چندین برابر نمود.

از آن جمله می توان به :

  • برای خود وقت مناسب اختصاص دهید

همان گونه که باتری هر نوع وسیله ای به شارژ

مجدد نیاز دارد، ما انسان ها، مخصوصاً در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) که نیروی جسمی،

بر اساس باورهای غلط، کاهش می یابد، نیاز به

استراحت و فعالیت هایی داریم که انرژی مان را

تامین کند. در این زمینه به پیاده روی، ورزش،

حمام آب گرم و … بپردازید.

  • تا می توانید، در طبیعت گردش نمائید.

در هر فصل و هوایی اعم از بارانی، آفتابی یا برفی،

سعی کنید با طبیعت ارتباط برقرار کنید. این کار را

می توانید با پیاده روی در طبیعت یا نوشیدن چای در

حیاط منزل محقق کنید. این کار حتی اگر کوتاه مدت

باشد باعث افزایش احساس نشاط و انرژی در شما

می شود.

  • از هر موقعیتی برای گرفتن جشن موفقیت
  • خود استفاده نمائید.

گاهی مشغله های کاری اجازه نمی دهد که از کسب

موفقیت لذت ببرید اما باید از موفقیت های خود هر چند

کوچک لذت برده و برای خود جشن بگیرید.

  • نظافت منزل را جدی بگیرید.

با نظافت منزل و خالی کردن سطل آشغال احساس

سبکی پیدا می کنید.

  • استفاده از وسائل نقلیه عمومی یا خودروی
    دوستان برای رفتن به مسافرت و تفریح

به جای این که از خودروی شخصی برای رفتن به محل

گردش، یا تفریح استفاده کنید با همکاران قرار بگذارید

تا از خودروی یک نفر استفاده کنید و یا با وسایل نقلیه

عمومی به محل کار بروید.

  • استفاده از پول نقد برای پرداخت ها

همراه داشتن کمی پول نقد در هنگام خرید به شما

کمک می کند که حساب شده پول خرج کنید. بنابراین

بعضی مواقع قبل از خرید، پولی را که نیاز دارید به

همراه داشته باشید این امر مانع از پول خرج کردن

غیرضروری شمامی شود.

  • مسافرت را جدی بگیرید.

برای مسافرت کردن پس انداز کنید نتایج بررسی ها

نشان می دهد، مسافرت به مدت ۲ هفته برای رفع

خستگی ضروری است. سعی کنید این تعطیلات را در

فضای آزاد و طبیعت بگذرانید تا خطر حمله بیماری قلبی

عروقی کاهش پیدا کند.

  • لباس ها را در هوای آزاد آویزان کنید

آویزان کردن لباس ها در هوای آزاد باعث می شود

رطوبت لباس ها کاملا خشک شود و میکروب ها از

بین برود.

  • زمان صرف غذا، وسایل الکترونیکی را قطع کنید

هنگام صرف غذا به صورت دسته جمعی، از اعضای

خانواده بخواهید تلفن ها را خاموش کنند.

  • یک هدف مالی را روی کاغذ بنویسید

یک هدف مالی را مشخص کنید و به صورت نوشته

آن را تایید کنید به عنوان مثال، «پرداختن وام به پایان

رسیده»، این تاییدیه را روی یخچال بچسبانید تا همیشه

جلوی چشم شما باشد. این کار به شما کمک می کند

تا در آینده این امر را به واقعیت تبدیل کنید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

تأثیر دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بر روی بانوان

تأثیر دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بر روی بانوان

تأثیر مسائل دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بر روی بانوان رو باید جدی گرفت.
با گرفتن ابلاغ پیشکسوتی(بازنشستگی) لبخندی بر روی لبانش نقش بست و با خود گفت که چه خوب شد، بالاخره می توانم به منزل رفته و فقط کارهای منزل را انجام دهم.
اولین روز بعد از پیشکسوتی(بازنشستگی) با شور و شوق فراوان از خواب بیدار شده و از اینکه دیگر مجبور به رفتن به سر کار نیست، و می تواند در خانه بماند و کارها را با طیب خاطر و با فرصت لازم انجام دهد بسیار مسرور و خوشحال است.
این شور و شوق، تا یک ماه ادامه یافته و همگان این شور و شعف را در این بانوی پیشکسوت(بازنشسته) به خوبی می بییند.
لکن این شور و شوق حداکثر تا 3 ماه ادامه یافته و پس از آن، این بانو، کم کم گمشده هائی در زندگی خود می یابد و در زندگی خود دائماً به دنبال آنها می گردد.
ما در این مقاله می خواهیم به این مقوله بپردازیم،
با ما همراه باشید
پیشنهاد می شود، مقاله “تغییر در پیشکسوتی(بازنشستگی)” را نیز مطالعه فرمائید.

پیشسکسوتی(بازنشستگی) در بانوان چیست؟
زمانی که بانوئی به افتخار پیشکسوتی(بازنشستگی) نائل می شود، به این خیال است که می تواند به کارهای منزل را با طیب خاطر انجام دهد، بسیار شاد و خندان است.

تفاوت پیشکسوتی(بازنشستگی) در بانوان با پیشکسوتی(بازنشستگی) در آقایان چیست؟
ابلاغ حکم پیشکسوتی(بازنشستگی) در بانوان، مشابه با آقایان می باشد، با این تفاوت که شاید بانوان با سابقه کمتر موفق به کسب عنوان پیشکسوت(بازنشسته) خواهند شد.
یک تفاوت اصلی مابین این دو حکم وجود دارد و آن این است که آقایان در زمان اشتغال تنها در محل کار مشغول به کار هستند و زمانی که به منزل میرسند، اکثراً زمان استراحت آنها فرا می رسد.
لکن بانوان در زمان اشتغال هم در محل کار، مشغول به خدمت میباشند و هم زمانی که به منزل می رسند، شغل دوم آنها شروع گردیده و وظیفه راهبری خانه را نیز به عهده داشته و مشغول رتق و فتق امور در خانه می گردند.

پیشنهاد می شود، مقاله “دنبال مروارید درون خود باشید” را نیز مطالعه فرمائید.

چرا پیشکسوتی(بازنشستگی) در بانوان را باید جدی گرفت؟
زمانی که بانوان موفق به دریافت ابلاغ پیشکسوتی(بازنشستگی) می شوند، عملاً از یک کار، فارغ گردیده و به منزل مراجعه و تمام اوقات خود را در منزل به سر می برند، و از طرفی به علت اینکه در این دوران، بعضاً فرزندان نیز رشد یافته و بعضی از آنها نیز زندگی جدید خود را آغاز نموده اند، لذا کار در منزل نیز به مانند سالهای قبل نمی باشد و از حجم کمتری برخوردار می باشد.
برای بانوئی که در زمان اشتغال، عملاً کار دو نفر را همزمان با هم انجام می دهد، شاید در اوایل کار، ساده و خوب نمایش داده شود، لکن در ماه های بعد، از کاهش حجم کار خود، گله و شکایت نموده و بر روی عملکرد روحی و جسمی فرد اثر مستقیم می گذارد.
و اگر این بانوان نتوانند، برای خود مشغولیت جدید و فعالیت جدید تعریف نمایند، این عملکرد می تواند بر روان فرد اثر گذاشته، افسردگی و دل مردگی را نصیب این عزیزان نماید.

چطوری اثرات مخرب دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) در بانوان را کاهش داد؟
برای اینکه بتوانیم آثار مخرب دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را کاهش دهیم پیشنهادات ذیل ارائه می گردد:
1- نقاط قوت و ضعف خود را بشناسید:
قبل از هر کاری باید نقاط قوت و ضعف خود را یافته و تا می توانید توجه خود را به نقاط مثبت خود معطوف داشته و تا می توانید سعی نمائید نقاط ضعف خود را نادیده یا کاهش دهیدد.

2- هدف داشته باشید:
اگر بتوانید برای خود هدفهای جدید و چالش برانگیزی در هر زمان داشته باشید، می توانید زندگی جدیدی را تجربه و همیشه انگیزه و شوق جدیدی برای زندگی خود داشته باشید.
پس لطفاً همین الان دست به کار شده و اهداف جدید خود را یادداشت نمائید.

3- برنامه برای اجرای هدف:
برای اینکه بتوانید به اهداف خود دست یابید، تنها نوشتن اهداف کارساز نیست، و باید یک برنامه اجرائی برای هر هدف داشته و تعبیه نمائید. که بوسیله این برنامه به راحتی با گام های مشخص بتوانید به اهداف خود دست یابید.

مقاله اقدامات اجرائی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را از دست ندهید.

4- پاداش بعد از رسیدن به هدف:
در هر زمان و پس از رسیدن به هر هدفی، برای خود پاداش های شخصی در نظر گرفته و حتماً برای خود جایزه تعیین کنید، تا بتوانید همچنان به موفقیت های خود ادامه دهید.

5- دور همی :
در مصاحبه با تعدادی از عزیزان، متوجه این موضوع شدم که بعضاً بعد از دوران اشتغال، تعدادی از بانوان با داشتن برنامه دورهمی ماهانه با تنی چند از همکاران، توانسته اند، روحیه شاد خود را همچنان حفظ نمایند.

6- دوری از افکار منفی:
همگی ما، با افراد سیگاری سر و کار داشته و داریم و تقریباً قریب به اتفاق همه، به این عزیزان تذکر داده ایم که دست از سیگار کشیدن بردارند، لکن به این مسئله توجه نداریم که سیگار کشیدن، تنها 5 تا 7 سال از عمر افراد می کاهد، لکن افکار منفی، به خودی خود، می تواند حداقل 10 سال از عمر هر فردی را کاهش دهد.
لذا باید از ورود این افکار به ذهن خود جلوگیری نمائیم.

7- ورزش و تغذیه
در این دوران با ارزش، باید توجه ویژه و خاصی به ورزش و تغذیه خود داشته باشید، نگارنده در کارگاه های خود همیشه با عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) ای برخورد داشته که قبل از ورود اینجانب به محل اشتغال، به افتخار بازنشستگی نائل شده اند، لکن با انجام ورزش و توجه به تغذیه مناسب، همچنان سرحال و شاداب هستند.

امید است که این مطالب توانسته باشد، مسائل ناخوشایند در این دوران را برای بانوان گرامی، به مسائل خوشایند و دوران طلائی تبدیل نماید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،
آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

به زور می توان با او همکلام شد

به زور می توان با او همکلام شد

به زور می توان با او همکلام شد، زیرا که هر سری که سعی می کنم

با او سر صحبت را باز نمایم، مدام از کمبودها، مشکلات و مسائل

بوجود آمده در زندگی فعلی خود داد سخن به میان می آورد.

البته این قصه تعداد از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) نیز هست،

زیرا که در دورانی قرار گرفته اند که به زعم خود، همه چیز رو

به افول است.

اما آیا براستی شما نیز با این طرز تفکر موافق هستید؟

آیا بعد از پیشکسوتی(بازنشستگی) همه چیزها، به مانند حقوق و

درآمد، رو به افول است و کاری از ما بر نمی آید؟

آیا تنها باید به کمبودها و مسائل موجود در زندگی نگاه افکند؟

ما در این مقاله بر آنیم که تا جائی که ممکن است به سئوالات بالا،

پاسخ گفته و به این موضوع، نگاه جدیدی داشته باشیم.

با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله الماس ابدی است. را نیز مطالعه فرمائید.

چرا یادآوری مجدد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم است؟

همه ما در زندگی موقعیتهائی داشتیم که به خوبی با مسائل و

مشکلات آن، مواجه و مسائل آن را به طرز شگفت انگیزی

حل نموده و برای خود موفقیت هائی نموده ایم.

اما چه می شود که در زمانهائی اصلاً به این موفقیت ها،

و حل مسائل توجه نمی نمائیم و تنها به نیمه خالی لیوان توجه

کرده و از اینکه قبلاً هم این نیمه خالی وجود داشته، لکن با

درایت و عملکرد ما، از نیمه پر لیوان استفاده لازم و بهینه

را بردیم، هیچ یادی نمی کنیم.

خودتان دیگر به خوبی می توانید به نگارنده حق بدهید که شما

نیز به همین صورت از خود و توانائیهایتان، بی خبر بوده و

یا اینکه خود را بی خبر نشان می دهید.

اما این وضعیت را تا چه زمانی می توانید ادامه دهید، آیا دیگر

نمی خواهید از زندگی خود، هر چند به قول شما کوتاه( لکن به

نظر نویسنده، هیچ زمانی کوتاه نیست و همیشه عمرهای طولانی

وجود دارد) استفاده کرد؟ آیا نمی توان از زندگی لذت برد و

استفاده خوب و مناسب نمود؟

خود نیز کاملاً به این امر واقف هستید که چنین نیست و جواب

سئوال بالا، دقیقا منفی است و هر فردی در هر سنی و هر

موقعیتی می تواند دوباره زندگی خود را بازسازی نموده و بر

مسائل و مشکلات فعلی خود پیروز گردد.

تنها راه این است که پیروزی ها و بردهای خودمان در زندگی

را مجدداً یادآوری نمائیم.

با این یادآوری، انرژی شما بصورت اتوماتیک بالا رفته، و درست

مثل زمانی که آن پیروزی و افتخارات را کسب می نمودید،

بدن شروع به ترشح هورمون های شادی و نشاط نموده و بدن

همان حس را مجدداً دریافت می دارد.

پس یک سئوال اساسی:

چرا ما خود را از داشتن چنین حسی محروم می نمائیم؟

مقاله شانس یا خوش شانسی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

را حتماً مطالعه نمائید.

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

یادآوری مجدد داشت؟

این بخش را در دو مرحله انجام می دهیم:

مرحله اول اینکه ابتدا به داشته های فعلی خود نظری افکنده

و آنها را لیست می نمائیم، از قبیل اینکه:

  • می توانیم نفس بکشیم، در حالی که همین الان، خیلی افراد آرزوی این را دارند که بتوانند بدون دستگاه و بصورت اتوماتیک، خودشان نفس بکشند.
  •  
  • چشمانی داریم که هنوز توانائی دیدن دارند، شاید برای بعضی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) این دیدن با عینک باشد، و این در حالی است که هم اکنون افرادی هستند که آرزوی دیدن دارند، اما متأسفانه این نعمت را در بر ندارند.
  •  
  • گوشهائی داریم که به راحتی می شنوند، هر چند که شاید برای بعضی از گنجینه های نیروی انسانی، کمی سنگین شده باشد، اما باز می توانیم بشنویم، و اینها در حالی است که تعدادی از افراد هستند که از این نعمت محروم هستند.
  •  
  • هنوز توانی داریم که این جسم را جابجا کند، هر چند که باز شاید بخاطر افکار و رفتارهایمان، این توان کاهش یافته باشد، و امیدوارم بتوانیم با آموزشهای این سایت، این توانائی مجدداً به عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) بازگردد.
  •  
  • و بسیاری از مسائل و نعمت های دیگر که هم اکنون اگر درست به آن ها نگاه کنیم، هنوز داریم از این نعمت ها استفاده می کنیم، هر چند که تا زمانی که دچار مشکل نشویم، متوجه نمی شویم که چه فواید و خوبی هائی برای ما داشت.
  •  

در مرحله بعدی:

عکس ها و لوازمی که از موقعیت هایی که توانسته برای ما

افتخار کسب کند، را در معرض دید خود قرار میدهیم.

هر زمانی که احساس کردیم که دیگر هیچ امیدی برایمان

نمانده است و کمبودها و مسائل، خیلی زیاد درگیرمان ساخت،

با نگاه کردن به این عکس ها و لوازم می توانیم مجدداً آن

خاطرات و راه حل ها را به خاطر آورده و از انرژی های

آن زمان، در زمان فعلی سود برده و از احساس خوبی که

نصیبمان می نماید، به طرز فوق العاده ای استفاده نمائیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

بانوان و تأثیرات دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

بانوان و تأثیرات دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تأثیر مسائل دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بر روی بانوان رو باید جدی گرفت.

با گرفتن ابلاغ پیشکسوتی(بازنشستگی) لبخندی بر روی لبانش نقش بست

و با خود گفت که چه خوب شد، بالاخره می توانم به منزل رفته و فقط کارهای

منزل را انجام دهم.

اولین روز بعد از پیشکسوتی(بازنشستگی) با شور و شوق فراوان از خواب بیدار شده و

از اینکه دیگر مجبور به رفتن به سر کار نیست، و می تواند در خانه بماند و کارها را با طیب خاطر

و با فرصت لازم انجام دهد بسیار مسرور و خوشحال است.

این شور و شوق، تا یک ماه ادامه یافته و همگان این شور و شعف را در این بانوی

پیشکسوت(بازنشسته) به خوبی می بییند.

لکن این شور و شوق حداکثر تا 3 ماه ادامه یافته و پس از آن، این بانو، کم کم

گمشده هائی در زندگی خود می یابد و در زندگی خود دائماً به دنبال آنها می گردد.

ما در این مقاله می خواهیم به این مقوله بپردازیم،

با ما همراه باشید

پیشنهاد می شود، مقاله “تغییر در پیشکسوتی(بازنشستگی)” را نیز مطالعه فرمائید.

پیشسکسوتی(بازنشستگی) در بانوان چیست؟

زمانی که بانوئی به افتخار پیشکسوتی(بازنشستگی) نائل می شود، به این خیال است

که می تواند به کارهای منزل را با طیب خاطر انجام دهد، بسیار شاد و خندان است.

تفاوت پیشکسوتی(بازنشستگی) در بانوان با

پیشکسوتی(بازنشستگی) در آقایان چیست؟

ابلاغ حکم پیشکسوتی(بازنشستگی) در بانوان، مشابه با آقایان می باشد، با این تفاوت

که شاید بانوان با سابقه کمتر موفق به کسب عنوان پیشکسوت(بازنشسته) خواهند شد.

یک تفاوت اصلی مابین این دو حکم وجود دارد و آن این است که آقایان در زمان اشتغال تنها در

محل کار مشغول به کار هستند و زمانی که به منزل میرسند، اکثراً زمان استراحت آنها فرا می رسد.

لکن بانوان در زمان اشتغال هم در محل کار، مشغول به خدمت میباشند و هم زمانی که به

منزل می رسند، شغل دوم آنها شروع گردیده و وظیفه راهبری خانه را نیز به عهده داشته و

مشغول رتق و فتق امور در خانه می گردند.

پیشنهاد می شود، مقاله “دنبال مروارید درون خود باشید” را نیز مطالعه فرمائید.

چرا پیشکسوتی(بازنشستگی) در بانوان را باید جدی گرفت؟

زمانی که بانوان موفق به دریافت ابلاغ پیشکسوتی(بازنشستگی) می شوند، عملاً از یک کار،

فارغ گردیده و به منزل مراجعه و تمام اوقات خود را در منزل به سر می برند، و از طرفی به علت اینکه

در این دوران، بعضاً فرزندان نیز رشد یافته و بعضی از آنها نیز زندگی جدید خود را آغاز نموده اند،

لذا کار در منزل نیز به مانند سالهای قبل نمی باشد و از حجم کمتری برخوردار می باشد.

برای بانوئی که در زمان اشتغال، عملاً کار دو نفر را همزمان با هم انجام می دهد، شاید در اوایل کار،

ساده و خوب نمایش داده شود، لکن در ماه های بعد، از کاهش حجم کار خود، گله و شکایت نموده و

بر روی عملکرد روحی و جسمی فرد اثر مستقیم می گذارد.

و اگر این بانوان نتوانند، برای خود مشغولیت جدید و فعالیت جدید تعریف نمایند، این عملکرد می تواند

بر روان فرد اثر گذاشته، افسردگی و دل مردگی را نصیب این عزیزان نماید.

چطوری اثرات مخرب دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) در

بانوان را کاهش داد؟

برای اینکه بتوانیم آثار مخرب دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را کاهش دهیم پیشنهادات ذیل

ارائه می گردد:

  • نقاط قوت و ضعف خود را بشناسید:

قبل از هر کاری باید نقاط قوت و ضعف خود را یافته و تا می توانید توجه خود را به نقاط مثبت خود

معطوف داشته و تا می توانید سعی نمائید نقاط ضعف خود را نادیده یا کاهش دهیدد.

  • هدف داشته باشید:

اگر بتوانید برای خود هدفهای جدید و چالش برانگیزی در هر زمان داشته باشید،

می توانید زندگی جدیدی را تجربه و همیشه انگیزه و شوق جدیدی برای زندگی خود داشته باشید.

پس لطفاً همین الان دست به کار شده و اهداف جدید خود را یادداشت نمائید.

  • برنامه برای اجرای هدف:

برای اینکه بتوانید به اهداف خود دست یابید، تنها نوشتن اهداف کارساز نیست،

و باید یک برنامه اجرائی برای هر هدف داشته و تعبیه نمائید. که بوسیله این برنامه

به راحتی با گام های مشخص بتوانید به اهداف خود دست یابید.

مقاله اقدامات اجرائی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را از دست ندهید.

  • پاداش بعد از رسیدن به هدف:

در هر زمان و پس از رسیدن به هر هدفی، برای خود پاداش های شخصی در نظر گرفته

و حتماً برای خود جایزه تعیین کنید، تا بتوانید همچنان به موفقیت های خود ادامه دهید.

  • دور همی :

در مصاحبه با تعدادی از عزیزان، متوجه این موضوع شدم که بعضاً بعد از دوران اشتغال،

تعدادی از بانوان با داشتن برنامه دورهمی ماهانه با تنی چند از همکاران، توانسته اند،

روحیه شاد خود را همچنان حفظ نمایند.

  • دوری از افکار منفی:

همگی ما، با افراد سیگاری سر و کار داشته و داریم و تقریباً قریب به اتفاق همه،

به این عزیزان تذکر داده ایم که دست از سیگار کشیدن بردارند، لکن به این مسئله توجه نداریم

که سیگار کشیدن، تنها 5 تا 7 سال از عمر افراد می کاهد، لکن افکار منفی، به خودی خود،

می تواند حداقل 10 سال از عمر هر فردی را کاهش دهد.

لذا باید از ورود این افکار به ذهن خود جلوگیری نمائیم.

  • ورزش و تغذیه

در این دوران با ارزش، باید توجه ویژه و خاصی به ورزش و تغذیه خود داشته باشید،

نگارنده در کارگاه های خود همیشه با عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) ای برخورد داشته که قبل

از ورود اینجانب به محل اشتغال، به افتخار بازنشستگی نائل شده اند، لکن با انجام ورزش و

توجه به تغذیه مناسب، همچنان سرحال و شاداب هستند.

امید است که این مطالب توانسته باشد، مسائل ناخوشایند در این دوران را برای بانوان گرامی،

به مسائل خوشایند و دوران طلائی تبدیل نماید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

ویروس ذهنی در دوران پیشکسوتی (بازنشستگی) دیگه چه جونوری است؟

ویروس ذهنی در دوران پیشکسوتی (بازنشستگی) دیگه چه جونوری است؟

تا کنون هر چی که از ویروس شنیدیم، مربوط به ویروس های

بیماری زا در بدن می باشد که بر جسم تأثیر می گذارد.

اما این ویروس ذهنی دیگه چه چیزی است که ما باید حتی در

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) نیز مراقب آن باشیم؟

در این مقاله سعی داریم ویروس ذهنی را شناخته، اهمیت و

مبارزه با آن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را بیان نمائیم.

با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود مقاله بزن پس کله سختی ها

را مطالعه فرمائید

ویروس ذهنی چیست؟

ویروس‌ها از باکتری‌ها بسیار کوچکتر هستند و اغلب با

میکروسکوپ الکترونی قابل مشاهده‌اند.

ویروس ذهنی هر چیز، عادت که به فرد استرس بدهد و

حس منفی دراو بوجود بیاورد و در نهایت آرامشش را بر هم بزند.

به این لیست نگاه کنید، آیا این موارد به نظر آشنا نیستند؟

  1. تو دیگر پیر شدی!
  2. تو دیگر توانائی نداری!
  3. تو دیگر آفتاب لب بوم هستی!
  4. تو دیگر قادر نیستی از خودت نیز مراقب کنی!
  5. کاری از تو بر نمی آید!
  6. تو دیگر نمی توانی کاری انجام دهی!
  7. تو در خانه زیادی هستی!
  8. تو خیلی کند شدی!
  9. تو دیگر نمی توانی ورزشی انجام دهی!
  10. پیر که شوی خریدار نداری!
  11. پیر که شوی مسبب دعواهای فرزندانت میشوی!
  12. پیر که شوی همه میگویند رفتنی ست چه امروز چه فردا!
  13. پیر که شوی میان بستگانت پاس کاری میشوی!
  14. پیر که شوی کابوس خانه ی سالمندان پایان ندارد!
  15. پیر که شوی دیگر عاشق نخواهی بود!
  16. همه اش حرف است که عشق اگر واقعی باشد پیر و جوان ندارد
    باور کن پیر که شوی نایِ عاشقی کردن نداری!

و دهها و صدها جمله دیگر.

آیا این جملات را حداقل چند بار نشنیده اید!

چه توسط خودتان گفته شده باشد، و چه توسط افراد دیگر.

بارها و بارها این جملات را از اطرافیان پیشکسوتان(بازنشستگان)

خود شنیده ام که می خواستند آن جملات را به باور گنجینه های

نیروی انسانی بدل نمایند.

آیا راهی برای مبارزه با این افکار، گفتار و عادات وجود دارد؟

چرا شناخت ویروس ذهنی و مقابله با آن در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم است؟

ویروس های ذهنی به فرد پیشکسوت(بازنشسته) استرس وارد

می نماید و به فردی که در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) باید

پر از احساس مثبت باشد، حس منفی منتقل می نماید.

و در نهایت آرامش گنجینه های نیروی انسانی را از بین می برد

و فرد را دچار تشویش و نگرانی می نماید.

ویروس های ذهنی، انرژی انسان را به درجات پائین تنزل

می دهند و موجب افسردگی در فرد پیشکسوت(بازنشسته) می گردد.

ویروس های ذهنی، افکار ما را بیمار می کند و باعث ایجاد

عادت های منفی می شود.

بد نیست که بدانید که :

با 1000 تومان یا کمتر می توان یک عادت بد ساخت.

لکن با 1،000،000 یا بالاتر باید یک عادت خوب ساخت.

ویروس های ذهنی، حس منفی را در فرد بالا می برد.

ویروس ذهنی، انواع عادت های مخرب منفی را ایجاد می کند.

مغزی که ویروسی می شود، ما را به ته دره می برد.

پس تا می توانیم نباید اجازه دهیم، هیچ ویروسی به مغز و ذهن

ما وارد گردد.

 پیشنهاد می شود مقاله 25 راه کار برای رفع استرس را

نیز مطالعه فرمائید.

چطوری می توان با ویروس ذهنی در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) مقابله نمود؟

حال باید بدانیم که با چه راه کارهائی می توان از ورود

ویروس های ذهنی به بدن جلوگیری نمود.

  • سطح انرژی مثبت ذهنی: اجازه نفوذ به ویروس های ذهنی نمی دهد.

یک سیب بخورید، چای سبز بنوشید، شروع به قدم زدن در بیرون

خانه نمائید، به یکی از دوستانتان زنگ بزنید، از پله بالا بروید.

  • احساس مثبت: قاتل ویروس های ذهنی است.

برای حس خوب، باید گالری احساس داشته باشید:

گالری احساس می تواند شامل حداقل 100 مورد باشد که پیشنهاد

می شود همین الان شروع به نوشتن این احساس ها نمائید، از جمله

می توان به زنده بودن، مفید بودن، کمک به انسان ها برای درک

توانمندی و …. اشاره نمود.

بقول استاد دکتر علیرضا سلیمی:

احساس خوب، یک تعهد است برای زنده ماندن.

انسانها بی نهایت هستند.

  • تمرکز مثبت: تضعیف کننده ویروس های ذهنی است.

تمرکز مثبت، همانگونه که یک برنامه نویس در موقع کدنویسی

کاملاً بر روی نوشته ها و داده های خود متمرکز است، شما نیز

باید همیشه خود را برای تمرکز مثبت بر روی هر فرد یا هر

چیز آماده نمائید.

بهترین زمان برای اینکه خود را آماده تمرکز مثبت بر روی

برنامه هایتان نمائید، صبح بعد از بیدار شدن می باشد.

  • تحرک و تلاش: یکی دیگر از نابود کننده های ویروس های
    ذهنی هستند.

تحرک و تلاش در هر سن و هر موقعیت و هر زمانی، غوغا می کند.

هر موقع دیدی حالت بد است: 

فوراً یک لیوان آب گرم + یک سرقاشق عسل داخل آب بریزید

و بخورید، سپس شروع به دویدن نمائید، تا عرق کنید

بعد از نیم ساعت، اتوماتیک افکار منفی بیرون رفته و

جسم مجدداً شارژ می شود.

لازم به ذکر است که انسانی که ذاتش حرکت است،

خودش خودش را شارژ می کند.

  • نیت مثبت: یکی دیگر از نگهبانان ذهن، نیت مثبت می باشد که
    اجازه رشد به ویروس ذهنی نمی دهد.

هر کاری را با نیت مثبت انجام دهید، و آن گاه نتایج آن را به
خوبی مشاهده نمائید.

  • توکل و امداد از خدا: فرصت خودنمائی به ویروس های ذهنی
    نمی دهد.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

هفت گام برای ارتباط خوب با خانواده در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

هفت گام برای ارتباط خوب با خانواده در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

اگر مقاله ارتباط با خانواده در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را

مطالعه نموده باشید، از اهمیت ارتباط با خانواده در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) با اطلاع شدیم، اینکه چگونه باید این

ارتباط خوب و سازنده را برقرار نمود، خود یکی از مسائلی

است که هر یک از افراد گنجینه نیروی انسانی باید به آن آگاه باشند:

كسب اين مهارت مهم و ضروري در زندگي اجتماعي خيلي

مشكل نيست. فقط بايد بخواهيد و تمرين كنيد.

در اين نوشتار ما به هفت گام اساسي براي يادگيري اين

مهارت اشاره مي كنيم.

مقاله ارتباط با خود در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) را از دست ندهید.

گام اول: گوش دادن:

 درحالي كه به نظر مي‌رسد گوش دادن به ديگران بسيار ساده است،

اما اگر شنونده فن گوش دادن را نتواند به درستي به ‌كار ببندد

ارتباط دچار مشكل مي شود.

 به خاطر داشته باشيد تا زماني كه شما به جاي تمركز و دقت در

سخنان ديگران به افكار دروني خود گوش مي دهيد، قادر نخواهيد

بود شنونده خوبي باشيد.

گام دوم: صريح و صادق بودن:

 صراحت و صادق بودن فرايندي است كه در ارتباطات انساني به

شكل نامحسوس اما بسيار موثر نقش بازي مي كند.

تاكيد ميشود اين فرآيند قابل ديدن يا شنيدن نمي باشد.

بلكه دو طرف درگير ارتباط، آن را حس مي كنند.

اگر ارتباطي فاقد صراحت و صداقت باشد، بدون شك، يا قطع

خواهد شد و يا به شكل مخدوش، مبهم و ناسالم ادامه مي يابد.

اگر نتوانيم يا نخواهيم منظور خود را با صراحت بيان نماييم

طرف مقابل به اشتباه مي افتد و به حدس و گمان متوسل مي شود

و از واقعيت دور مي گردد.

گام سوم: همدلي و همدردي

 اغلب ما زماني كه با يكديگر ارتباط برقرار مي كنيم همواره افكار،

آرزوها ، تمايلات، نگرانيها و ترسهاي خود را آشكار مي سازيم.

بدين جهت نياز داريم كه ديگران اولا” درك درستي از ما داشته باشند

و ثانيا” با ما در زمينه نگرانيها، ترسها و مشكلاتمان همدلي و

همدردي كنند. همدردي تلاشي است براي درك و فهم نيازي ذهني

طرف مقابل. براي همدلي بايد بتوانيم خود را جاي ديگران بگذاريم

و از دريچه چشم آنها نگاه و احساس كنيم. در همدلي شما مي توانيد

سخن طرف مقابل را تكرار كنيد تا بداند كه شما منظور او را دريافته ايد.

گام چهارم: حفظ آرامش و احترام به طرف مقابل

 ما اغلب در ارتباطات خود با ديگران درصدد ارزيابي آنها برمي آييم

و گاه فكر مي كنيم يا بايد نظرات و احساسات آنها را رد كنيم و يا به

نوعي (مستقيم و غيرمستقيم) نظرات و احساسات خودمات را به آنها

تحميل نماييم. ارتباطاتي كه بر پايه اين روش شكل مي گيرد

غالبا” تداوم نمي يابد و هر دو طرف درگير در ارتباط را دچار

مشكل مي سازد.

در نظر گرفتن اين نكته كه اغلب مردم مانند ما فكر نمي كنند،

احساس نمي كنند و به روش خود به دنيا نگاه مي كنند بسيار اساسي است.

گام پنجم: مخالفت نمودن به شيوه مناسب

 اگر بتوانيم بپذيريم كه ديگران مانند ما نيستند آن وقت مي توانيم

به شيوه مناسب با نظرات و عقايد آنها كه به نظر ما صحيح نيستند

مخالفت كنيم.

به عبارت ديگر بدون بحث و جدل مخرب كه غالبا” همراه با بلند

كردن صدا، داد و فرياد، خشم و غضب است مي توانيم به نتيجه

مناسب دست يابيم. يكي از مناسب‌ترين شيوه‌ها براي مخالفت كردن

با نظرات و عقايد ديگران روش خلع سلاح است. در اين روش،

فرد در سخنان طرف مقابل حقيقتي را پيدا مي كند (حتي اگر با

مجموعه سخنان او موافق نيست) و سپس در مقام موافقت و تاييد

آن حرف مي زند.. اين روش بر طرف مقابل تاثير آرام بخش

عجيبي مي گذارد.

ممكن است روش خلع سلاح را نپذيرد ولي جدل، بي فايده و

هميشه بي سرانجام است، با اين شيوه در واقع شما پيروز از

بحث خارج مي شويد و طرف مقابل نيز احساس پيروزي مي كند

و با آمادگي بيشتري به حرفهاي شما گوش مي دهد.

گام ششم: خودشناسي و افزايش آگاهي

 شناسايي دنياي ذهني ديگران، همدلي و همدردي كردن با آنها و

يا به نتيجه رسيدن بحثهاي ما با ديگران نيازمند خوشناسي و تلاشي

براي افزايش اطلاعات و آگاهيهاي خود جهت شناسايي ديگران و

محيط زندگي است.

آگاهي از نقاط قوت و ضعف، ترسها، اميال،‌ آرزوها و نيازهاي خود

و پذيرش صادقانه آنها، كمك مي كند ويژگيها و وخصوصيات ديگران

را واقع بينانه‌تر ببينيم و آنها را بپذيريم.

در خودشناسي پاسخ دادن به سئوالاتي نظير پرسشهاي زيركمك كننده است:

-دوست دارم دوستان و افرادي كه با آنها ارتباط نزديك دارم چه ويژگيهايي

داشته باشند؟

-آيا مي توانم رابطه صميمانه و بدون قيد و شرط را با ديگران برقرار نمايم؟

-از درگير شدن در يك رابطه دوستانه چقدر لذت ميبرم؟

-ميزان تعهد من در ارتباطات اجتماعي چقدر است؟

-در مواقع ضروري چقدر مي توانم به دوستانم كمك كنم؟

-آيا در دوستي و ارتباط با ديگران پيش قدم مي شوم؟

-زماني كه مسئله يا مشكلي در ارتباط با ديگران پيدا مي كنم چگونه عمل مي كنم؟

-آيا انتظارات من از ديگران واقع بينانه است؟

 بايد به خاطر داشت خوشناسي و افزايش آگاهي مستلزم صرف وقت،

صبوري و تلاشي در جهت تغيير ويژگيهاي منفي خود است.

علاوه بر عوامل فوق كمك گرفتن از افراد متخصص نظير روانشناسان

و مشاوران نيز ضروري است.

گام هفتم: شناسايي افكار تحريف شده

 اكثر ما در ارتباط با ديگران در چارچوب افكار خود و احساسات از

پيش تعيين شده و كليشه‌اي خود رفتار مي كنيم. در بسياري از اين افكار،

تصوير صحيحي از واقعيتها موجود نمي باشد. بدين معني كه ما در

فرآيند پردازش اطلاعاتي كه نسبت به ديگران داريم دستخوش خطاي

شناختي مي شويم. براي روشن‌تر شدن مطلب مثالي بيان مي كنيم:

آيا تاكنون براي شما پيش آمده است كه سايه يك شيء مثل يك تكه

چوب باريك و بلند يا ريسماني را روي ديوار به شكل مار ببينيد؟

مطمئنا” همه ما در طول زندگي بارها تجربياتي از اين دست داشته‌ايم

به اين قبيل تجربيات در علم روانشناسي احساس و ادراك، (خطاي حسي)

گفته ميشود.

سيستم شناختي ما نيز بعضاً دچار خطا و تحريف ميشود.

اين خطاها را روانشناسان شناختي (تحريف شناختي يا خطاي شناختي)

مي نامند. تحريفهاي شناختي مثل آينه و يا دوربيني هستند كه اشكال

را به همان گونه كه هستند بازنمايي نمي‌كنند، بلكه شكلهاي عجيب

و غريب و نادرستي را نشان مي دهند.

تحريفهاي شناختي در ارتباطات انساني مشكلات فراواني ايجاد مي‌كنند،

لذا بايد آنها را شناخت و در جهت تصحيح آنها گام برداشت.

در اينجا به برخي از مهمترين تحريفهاي شناختي همراه با مثال

اشاره مي كنيم.

مثال: يكي از همكلاسي‌ها را در دانشكده مي‌بينيد و سلام مي كنيد،

اما او جواب سلام شما را نمي دهد و بي تفاوت از كنار شما مي گذرد.

در اين حادثه: ذهني كه دچار تحريف و خطاي شناختي است،

امكان دارد به يكي از شيوه‌هاي زير اين رفتار را تعبير و تفسير نمايد.

-او چقدر خودخواه و مغرور شده است (پيش داوري)

-حتما” من كاري كرده‌ام (شخصي سازي)

-هميشه ديگران را ناديده مي گيرد (تعميم مبالغه آميز)

-رابطه‌ام را بايد با او قطع كنم (نتيجه گيري و يا تصميم گيري شتابزده)

همانطور كه مي بينيد، هر كدام از شيوه‌هاي مذكور به نوعي منجر

به قطع يا مخدوش شدن ارتباط ما با ديگران ميشود، در حالي كه شايد

مسئله اساسي، عدم توان ما در پردازش اطلاعات صحيح و مبتني بر

واقعيت باشد، كه باعث بوجود آمدن اين مسئله شده است.

بايد به خاطر داشت زير بناي تحريفهاي شناختي باورهاي غيرمنطقي

است. براي شناسايي اين دسته باورها و مبارزه با تحريفهاي شناختي

علاوه بر آگاهي، كمك گرفتن از افراد متخصص نظير روانشناسان

بسيار كمك كننده است.

سعي مي كنيم اين گامها را به خاطر بسپاريم، آنها را به كار بنديم تا

بتوانيم روابط اجتماعي موثر و مستحكم تري با ديگران برقرار كنيم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

هدف در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

هدف در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

                                      

هر چند که مقاله داشتن هدف در دوران پیشکسوتی را قبلاً نوشته

بودم، لکن بدلیل اهمیت آن در این مقاله به هدف با دید دیگری می نگریم.

              

 با تعدادی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) که مشغول صحبت

بودم، آنها همیشه دم از ناامیدی زده و دیگر زندگی را برای

خودشان تمام شده می دانستند.

یا عزیزانی که ملاقات می نمودم که در سنین 60 سالگی، خود

را کاملاً ناامید نشان داده و کلاً از خود دست شسته بودند.

سئوال این است که در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) دیگر

هیچ چیز ارزش تلاش و استقامت را ندارد.

هیچ چیز دیگری در این دنیا وجود ندارد که عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) بخواهند به آن برسند؟

در این مقاله می خواهیم به این مطلب بپردازیم، با ما همراه باشید

هدف در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

در یک تعریف ، هدف وضعیتی است که می‌خواهیم در آینده داشته

باشیم. اگر خود نتوانیم وضعیت ‌مان را در آینده تعیین کنیم،‌ ناچار

محیط پیرامون‌ مان ، وضعیت را به ما تحمیل می‌کند.

آنچه که محیط بر ما حکم می‌کند چه بسا با ما سازگاری نداشته باشد.

پس چه بهتر که خود ، هدف مطلوب‌مان را معلوم کنیم و به سمتش

در حرکت باشیم.

هر چند ارزش ها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) با دوران

اشتغال و جوانی، کاملاً متفاوت است و در نتیجه هدف نیز در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) با هدف در دوران اشتغال و جوانی، متفاوت

خواهد بود، اما این دلیل بر آن نمی شود که فرد به محض رسیدن به

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) دیگر برای خود هدف نداشته باشد.

فردی که برای خود و آینده خود هدف ندارد، مشخص است که امیدی

نیز به زنده بودن و سلامتی ندارد و همین ناامیدی است که می تواند

سلامتی فرد را در معرض خطر قرار دهد و فرد را سریعاً دچار

بیماری نماید.

درجه اول، افسردگی را به فرد منتقل کرده و پس از افسردگی،

بیماری های دیگر امان را از فرد می گیرد.

    

آقای کیم وو چونگ در کتاب سنگفرش هر خیابان از طلاست نوشته

است که ایشان برای رونق دادن به کسب و کار خود، به سراغ

کارخانه های در معرض ورشکستگی میرفته و آن کارخانه ها را

خریداری می نمود. و بجای اینکه شمارش معکوس برای پایان یافتن

زمان آن کارخانه بگذارید، شمارش معکوس برای راه اندازی مجدد

آن می گذاشته و آن کارخانه را با رفع مسائل و معایبش، راه اندازی

می نموده است.

بدین سان بوده است که چنین افرادی، کشور کره را که همزمان با

کشور ما که پیکان را تولید نمود، آنها نیز دوو را تولید نمودند، به

یک قطب صنعتی تبدیل نمودند.

حال می بایست در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) به جای اینکه خود

را برای رفتن آماده نمائیم، خود را برای شادی، نشاط و سلامتی مهیا

کرده و زندگی خوبی برای خود برنامه ریزی نمائیم.

چرا باید دردوران پیشکسوتی(بازنشستگی) برای خودمان هدف

داشته باشیم؟

با بررسی هائی که انجام داده ام، گنجینه های نیروی انسانی را دیده ام

که برای خود و چندین سال آینده خود نیز برنامه ریزی نموده و اهداف

خود را نیز مکتوب نموده اند و مشخص است که این افراد، به هیچ

عنوان زندگی را برای خود تمام شده فرض نمی نمایند.

اگر فردی برای خود هدف داشته باشد، یعنی اینکه امید به این دارد

که به آن هدف با انجام اقداماتی عملی برسد. و همین امید می تواند

سلامتی جسمی و روحی آنان را تأمین نماید.

لکن در چند روز گذشته، با افرادی مواجه شدم که متأسفانه دنیا را

برای خود تمام شده حساب می نمودند و در تمام مدت، تنها مرگ

را از خدای خود می خواستند و کوچکترین فکری برای اینکه شاید

بتوانند دوباره سلامتی کامل خود را به دست بیاورند و مجدداً زندگی

خود را از سر بگیرند نداشتند.

این نتیجه نداشتن هدف در زندگی است، زیرا کسی که هدف دارد،

دیگر زمانی برای فکر کردن به رفتن و غصه خوردن و بیمار شدن

ندارد و چون وقت ندارد، مسلماً توجه به این مسائل نیز نمی نماید و

چون توجه ندارد، این مسائل به این فرد که رسیده، راه خود را کج

نموده و از مسیر دیگر به راه خود ادامه می دهند وفرد را برای

رسیدن به اهدافش رها می نمایند.

حال از شما می پرسم: کدام یک از افراد فوق مورد پسند شما هستند؟

گروه اول که برای چند سال آینده خود هدف و برنامه دارند و

همیشه سالم و شاداب هستند

یا گروه دوم که در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) خود را پایان

یافته محاسبه نموده و آماده رفتن می شوند؟

مقاله بزن پس کله سختی ها را نیز مطالعه نمائید.

چگونه هدفهای واقعی برای خود در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) داشته باشیم؟

           

همانگونه که در کتاب الهی پیر شی عنوان نموده ام و هم در مقاله

داشتن هدف در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بیان کردم، هدف

واقعی باید سه شرط اساسی داشته باشد:

          – ملموس باشد

           – خودمان باور داشته باشیم

           – دارای زمان باشد.

اهداف می تواند در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) با توجه به

تغییر ارزش ها، به گونه ای دیگر تعریف گردد.

مانند: شرکت در مراسم عروسی نوه ها، رفتن به مسافرت های

دور، رفتن به مسافرت های زیارتی، بودن با نوه ها و راهنمائی

آنان، ارائه مشاوره به دیگران و …

بهر صورت هیچ فردی در هیچ زمانی نباید بدون هدف باشد،

زیرا نداشتن هدف مساوی است با نداشتن امید و مساوی است با

نداشتن انگیزه و تمام اینها سرمنشاء ورود افسردگی(منبع اصلی

تمام بیماری ها) به بدن می باشد.

و اگر به تمام اهداف خود رسیدید، مجدداً دست به کار شده و

اهداف جدید و چالشی تری برای خود تعریف و برنامه ریزی نمائید.

امیدوارم که با انجام توصیه های بالا، بتوانیم زندگی شاد، با نشاط

و سلامتی را برای خود و اطرافیان خود به همراه داشته باشیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.