زندگی جویبار خاطره هاست. تلخ و شیرین زندگی زیباست.

زندگی جویبار خاطره هاست. تلخ و شیرین زندگی زیباست.

در زندگی روزهائی وجود دارد که خاطره های آن همیشه در ذهن

جاودانه باقی می ماند، خاطره ها همیشه شاد نیستند، گاهی تلخ هستند.

اما تا این خاطره های تلخ نباشند، آن خاطره های شیرین، شیرینی

خودشان را نشان نمی دهند، و آن خاطره های تلخ نیز روزگاری،

تنها فقط یک خاطره خواهند ماند، یا با حسرت یا با تجربه، در هر

صورت، تنها به صورت یک خاطره خودنمائی می کنند.

و این خاطره ها همانند یک جویبار که همیشه در حال گذران است و

همیشه آبهای جدید، می آیند و در گذر هستند، این خاطرات نیز مرتب

ایجاد و در حافظه طبقه بندی و جایگزاری می گردد.

حال از این همه خاطره چه استفاده ای می توان نمود؟

آیا این خاطرات می توانند، در زندگی و مخصوصاً دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) مهم باشد؟

خاطرات تلخ، چه اهمیتی دارد که یادآوری شود، و رنج ما را در

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بیشتر و بیشتر نماید؟

اینها همه سئوالاتی است که در خصوص خاطره ها، می توانیم از

خودمان بپرسیم، ما در این مقاله بر آنیم که به این بحث، نظری بیفکنیم.

پس با ما همراه شوید.

خاطره چیست؟

خاطره یعنی: روایت مجموعه ای از رویدادها و سرگذشت های

متعلق به یک شخص یا یک دوره بخصوص، وقتی به آنها که در

 زمان های گذشته رخ داده، فکر می کنیم، یعنی اینکه اون رخداد،

یکی از خاطرات ما شده و بخشی از ذهن ما را اشغال نموده است.

این خاطره ها، همانگونه که ذکر شد، می تواند خاطرات خوب و

گاهی اوقات خاطرات سخت و دردآورد باشد، گاهی اوقات شیرین

و گاهی اوقات تلخ و زهر آلود هست که حتی با یادآوری آن، لرزه

بر اندام ما می افتد.

چرا خاطره ها می توانند برای دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مهم باشد؟

خاطره ها بدین دلیل برای دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) می تواند

خوب و سودمند باشد که همین خاطرات است که منبع تجربه و

تخصص و مهارت های ما را به خود اختصاص می دهد.

همین خاطرات تلخ و شیرین است که می تواند، توانائی های ما

را در خاطرات شیرین یادآوری نماید و تجربه های اندوخته شده

در خاطرات تلخ را به ما یادآوری نماید.

این خاطراتی که مرتب در ذهن ما مرور می گردد، و پیشنهاد

می گردد، در صورتی که خاطرات شیرین است، حتماً با همکاران

و دوستان هم رده خود این خاطرات را مرور نمائید، از آن دست،

خاطراتی است که می تواند، کل سلولهای شما را به آن زمان، انتقال

داده و عملکرد آنها را به آن سالها ببرد، و حتی ذوق و شادی که از

آن خاطره در ذهن شما نقش می بندد، می توانید در همین لحظه

مجدداٌ لمس وحس نمائید.

بخاطر همین مسئله است که زمانی که گروهی از پیشکسوتان

(بازنشستگان) را که به شهری که مثل 40 سال پیش آماده شده

بود، منتقل نمودند، اکثراً به همان زمانها، کوچ نمودند و حتی جالب

توجه اینکه، تعدادی از آن ها مجدداً به خواستگاری همسران خود

رفته بودند.

بدن و سلولهای آن، متوجه ساختگی بودن آن نمی شوند،

فقط کافی است که خود را به آن زمان ها منتقل نموده و حس و حال

و هوای آن زمان را برای خود تداعی نمائید، آنگاه تمام شرایط آن

زمان گذشته را در زمان حال، حس خواهید نمود.

پیشنهادی که می توان داد اینکه درملاقاتهائی که با دوستان خود

دارید، تا می توانید از خاطرات خوش و خوب گذشته که برایتان

پیش آمده، گفته و خود را در آن زمان ها، حس و لمس نمائید.

چطوری می توان خاطره ها را در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) جاودانه و شاد ساخت؟

آن تعدادی از خاطره ها که همیشه در ذهن می مانند، به خودی خود،

جاودانه هستند، اما چطوری می توان، خاطرات را بصورت خاطرات

شیرین و شاد، در ذهنمان مجدداً طبقه بندی و ضبط نمائیم؟

در بیشتر مقالات و کتب، همیشه اینگونه آورده شده است که سعی

کنید، خاطرات بد و تلخ را از زندگی خود بیرون بریزید.

به چند دلیل این امکان پذیر نیست؟

1-     امکان حذف خاطره بد و تلخ وجود ندارد، امکان دارد

زمانی بتوانیم آن را محو نمائیم، اما مجدداً با برخورد با شئی، یا چیز

و یا فردی که در آن خاطره بوده، مجدداً تمام خاطرات تلخ بازآوری

شده و تمام لحظات مجدداً یادآوری خواهد شد.

2-     خاطرات تلخ و شیرین مکمل یکدیگر هستند، شما هیچوقت

نمی توانید، خاطرات شیرین داشته باشید، مگر اینکه چند تا خاطرات

تلخ نیز داشته باشید. مانند شب و روز، تا شب نباشد، شما روز را

تشخیص نخواهید داد و بالعکس، همانگونه که در قطب ها که 6 ماه،

6 ماه، شب و روز است، تفاوت شب و روز از هم تشخیص داده

نمی شود.

3-     خاطرات تلخ را تنها می توان جایگزین نمود.

بهمین خاطر به شما توصیه می کنیم که سعی نمائید در درجه اول،

نسبت به جایگزینی آن با یک خاطره خوب و شاد، اقدام نمائید.

در مرحله دوم، سعی نمائید، از آن خاطره تلخ، تجربه و نکته ای

که توانسته شما را یک قدم در مسیر زندگی به جلو ببرد، یا تجربۀ

گرانبها برای شما داشته است در آن بیابید و بر روی آن، تمرکز

نمائید.

در صورتی که از دو مرحله قبلی نتوانستید، خاطرات تلخ را کمی

تلطیف نمائید، در مرحله بعدی، خاطرات تلخ خود را یادآوری نمائید

و سعی نمائید، قصه جدیدی برای خود بسیازید، و بدانید که شما

کارگردان زندگی خود هستید، پس لطفاً سناریوی آن خاطره را برداشته

و اجرای جدیدی برای خود داشته باشید(البته در ذهن خود) آنگاه

خاطرات شما، تبدیل به خاطرات جاودانه و شادی خواهد شد که

همیشه می توانید به آن ببالید.

از کدام خاطره ها باید شروع نمائیم؟

در زمان تعریف در کنار همکاران و دوستان، حتماً از خاطرات بسیار

شیرین که هم برای شما شیرین بوده و هم خاطره خوبی برای

همکاران شما نیز داشته، شروع نمائید و بدانید که اگر بتوانید،

ذره ای شادی به این گنجینه های نیروی انسانی ببخشید، آنان در مقابل

دهها برابر شادی، نثارتان می کند، و حتی اگر این کار هم انجام نشد،

حداقل حس خوبی نصیب شما خواهد نمود.

در زمانی که میخواهید نسبت به تغییر خاطرات تلخ، اقدام نمائید، از

خاطرات تلخی شروع نمائید، که کمتر به شما آسیب رسانده است، و

زمانی که موفق به تغییر آن شدید، مرحله به مرحله به خاطرات

تلخ تر روی آورید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود، پیشنهاد می شود آن را به دوستان

خود نیز هدیه نمائید.

با تشکر

 سایت گنجینه نیروی انسانی

در ژاپن شکستگی ها را با طلا ترمیم می کنند

در ژاپن شکستگی ها را با طلا ترمیم می کنند

آیا می دانستید، که در ژاپن اشیاء شکسته را با طلا تعمیر می نمایند

و رد شکستگی ها به عنوان تاریخچه ای منحصر به فرد از آن میماند

که به زیبائیش افزوده می شود.

در هنر ژاپنی کینتسوگی آمده است که آن ها اشیای شکسته را از

طریق پر کردن خطوط بین قطعات با ماده ای شامل پودر طلا تعمیر

می کنند تا بر شکستگی ها تأکید کرده باشند، چرا که آن ها خسارت

و رنج را بخشی گران قدر از تاریخچه یک چیز می بینند که آن را

زیباتر می کند.

این مطلب برایم بسیار جالب آمد زیرا که در ژاپن که مردمش بدون

دلیل و منطق چیزی را قبول نمی کنند؟ چرا تا بدین حد، از اشیاء

شکسته و قدیمی نگهداری می نمایند.

خوب لابد می پرسید که این مسئله چه ربطی به مسائل عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) دارد؟

ربط آن در این است که مردم ژاپن برای وسائل و منابع قیمتی خود ارزش

و احترام قائل هستند و در جهت حفظ و نگهداری آن اقدام های متفاوتی

انجام داده اند، حال چرا ما به پیشکسوتان(بازنشسته های) نیروی انسانی

که مهم ترین و با ارزش ترین منابع ما می باشند، چنین حفظ و نگهداری

در حد مقام و منزلت آنان صورت نمی گیرد؟

من در این مقاله سعی دارم، ربط آنها را مورد بحث و بررسی قرار

دهم.

ترمیم شکستگی چیست؟

شکست، یعنی ایجاد هر نوع خلل در یکپارچگی هر چیز، این

ضایعه اگر در استخوان باشد، به شکستگی استخوان لقب می گیرد

و در شکستگی های دیگر، نیز آن شی یا جسم، مورد ضایعه قرار

می گیرد.

و ترمیم آن به معنای آن است که بتوان این خلل را به صورتی رفع نمود

که حداقل نشانه را از آن ضایعه داشته باشد.

چرا ترمیم شکستگی ها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

بسیار مهم است؟

مردم ژاپن مردمی هستند که بر روی هر مسئله ای تحقیق نموده و پس

از بررسی و رسیدن به نتایج، بر روی آن عمل می نمایند و این عمل

آنها، به ما این درس را می دهد که می بایست از منابع، لوازم، تجهیزات

خود که به ظاهر سن و سالی از آنها می گذرد، به خوبی نگهداری و در

جهت ترمیم مواردی که با اختلال روبرو می گردند، با بهترین ابزار و

لوازم اقدام نمود.

و مهم ترین منابع ما در حال حاضر در کشور، نیروی انسانی است،

و پیشکسوتان(بازنشستگان) نیروی انسانی، نیز بعنوان گرانبهاترین منابع

موجود ما به حساب می آیند. به خاطر همین اصل بر ما و مسئولین

مربوطه است، که بتوانیم قدر و منزلت این گنجینه های گهر بار نیروی

انسانی را دریابیم، زیرا که هر یک از آنها، سراسر مهر و وفا، تجربه و

تخصص می باشند و ملتی پایدار و پیروز است که بتواند از تجربیات

گذشته، برای رسم مسیر آینده به خوبی استفاده نماید.

و اگر برای هر یک از این عزیزان در جسمشان، مسئله ای به وجود

بیاید و کوچکترین خللی برایشان ایجاد شد، بلافاصله با مواردی گرانبها،

بتوانیم این خلل ها را ترمیم و روحیه و جسم آنها را مجددا بازسازی

نمائیم. و از این خردمندان روزگار به خوبی نگهداری و سپاسگزاری

نمائیم.

و متأسفانه اگر برای این عزیزان، ترمیم انجام نشود، شکستگی ها

می تواند به کلیه اعضاء و جوارح آنها خسارت جبران ناپذیری وارد

نموده و مشخص است در آن صورت زندگی برای این گنجینه های

نیروی انسانی تا چه حد می تواند زجر آور گردد.

چطور باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)، شکستگی ها را با

طلا پر کنیم؟

در بعضی از اداره ها و صندوق های بازنشستگی و نیز در برخی از نواحی

شهرداری که اینجانب سعادت آشنائی با آنها را در مدت تحقیق داشته ام،

خوشبختانه، قدم های خوب و سودمندی برای این گرانقیمتان بر داشته

شده است، لکن بعلت اینکه مسائل مختلف و متعددی در سر راه این

عزیزان قرار دارد، لذا باید اقدامات بیشتری در جهت رفع مسائل روحی

و جسمی آنان انجام گردد.

لازم به ذکر می باشد که در بعضی از مواقع، می توان از خود این

عزیزان برای خودشان سود برد و از خدماتی که توسط برخی از این

دوستان گرامی، ارائه می شود جهت بقیه پیشکسوتان(بازنشستگان)

استفاده نمود.

پر کردن شکستگی ها، از چه زمانی باید آغاز گردد؟

این مسئله دقیقا از زمانی باید شروع شود که آسیب شروع شده و اگر

بتوانیم قبل از وقوع حادثه و خلل، پیش بینی نموده و جلوی رخداد آن

خلل را بگیریم که به مراتب سودمند خواهد بود.

پس ترمیم شکستگی بلافاصله با ایجاد خلل، آغاز و در جهت ترمیم

آن، از مواد و تجهیزات و امکانات با ارزش بالا برای گنجینه های

گرانبهای نیروی انسانی، باید استفاده نمود تا حداقل بتوان، گوشه ای

از زحمات این گران قیمت های نیروی انسانی را پوشش داد.

ولی بختیاری

مربی و مدرس مهارتهای سلامتی و کارآفرینی

پیشکسوتان(بازنشستگان)

www.valibakhtyari.ir

vbakhtyari@gmail.com

پاسپورت ورود به دوره جوانی

پاسپورت ورود به دوره جوانی

یکی از آرزوهایی که از دوران کودکی داشتم، همراه بودن با بچه ها بود، زیرا بچه­ ها، در زمان حال زندگی میکنند. در لحظه شاد هستند. چیزی از کینه و بغض و … نمی­دانند. زمانی که با آنها باشیم اگر مثل آنها فکر کنیم و مثل آنها عمل نمائیم، غمهای دنیا، بی ارزش گردیده و سبک بار می­شویم.

بودن با نوه، برای هر پدر بزرگ و مادر بزرگی جزء آرزوهای دیرینه­اش است، زیرا که نوه(مغز بادام) بر اساس گفته های پدربزرگ ها و مادربزرگ ها، از فرزند(بادام) شیرین تر هستند. و می­تواند همدم، سنگ صبور و دوستدار شما باشد، هیچ پدر بزرگ و مادر بزرگی نیست که با دیدن نوه، لبخند بر لبانش جاری نشود، در مسافرتی که چند روز پیش به یکی از شهرهای شمالی داشتم، با یکی از دوستانم به شهرشان رفتم تا یکی از اقوامش که سن بالا داشتند را ملاقات نمایم. پس از رسیدن به منزل پدری، فرزند دوستم، به تنهائی وارد خانه پدربزرگ خود شد،  زمانی که به در خانه رسید و مادر بزرگ و پدربزرگش را صدا کرد، مادر بزرگ که داخل خانه بود، و صدای او را شنید، دیگر سر از پا نمی شناخت و شتابان به سمت نوه خود حرکت کرد تا هر چه سریعتر، نوه خود را در آغوش بگیرد.

این است قدرت نوه، که می تواند، یکی از بهترین و قشنگترین و بی آلایش ترین پاسپورت­ها برای ورود شما به دوره جوانی اتان باشد، زیرا که با بودن با آنها، شما همواره شاد و سرحال هستید.

بودن با نوه ها:

زمانی که نوه ها پا به عرصه وجود می گذارند، شیرینی زندگی چندین برابر گردیده و دیدن نوه ها و بودن با آن ها نه تنها، انرژی انسان را چندین برابر نموده، بلکه امید به زندگی را نیز افزایش می­دهد. این بودن با نوه ­ها را میتوان در چند بخش تقسیم بندی نمود:

 

 مفید بودن با نوه ها:

زمانی که فرزندان به سن بلوغ میرسند، هر یک به سر زندگی خود رفته، و عملاً مادر و پدر را تنها میگذارند،  پدر و مادر اگر نتوانند برای خود مشغولیاتی داشته باشند، کم کم، این تنهائی بر آنها اثر گذاشته و آنها را افسرده و غمگین می­سازد، حال اگر نوه­ هائی پا به عرصه وجود بگذارند، بسیاری از مسائل حل می­گردد، زیرا که بودن با نوه­ ها میتواند حس مفید بودن را در انسان، زنده نماید و با آنان دمی را بیرون از این دنیای هزار رنگ، بگذراند.

رفیق بودن با نوه ها:

نوه ها، گاهی اوقات با والدین خود، مشکل دار می­شوند، حال اگر این نوه­ ها، بر اساس غرایز خود به سمت پدر بزرگ و مادربزرگ کشیده شوند، بهترین فرصت برای یاری آنها و رفاقت با آنان می­باشد.

خوب می­دانید که زمانی که فرزندان کم کم بزرگ میشوند، زمانی فرا می­رسد که دیگر حرف والدین را گوش نمی­ کنند و تنها حرف رفیق برایشان وحی منزل می­گردد، پس چه خوب است که در این بازی برد برد، که هر دو طرف سود میبرند، وارد شوید که هم بازنشستگان از نوه­ ها، سود می­برند، و هم نوه ­ها می­توانند از داشتن رفقائی که خوبی آنان را از ته دل بخواهند به خود ببالند، به شرطی که تنها، بدگوئی پدر و مادر برای آنها نباشد. زیرا که هر چند که والدین بد باشند، لکن هیچ فرزندی تاب حرف زدن پشت سر والدینش را ندارد. پس توصیه می گردد که رفقائی بدون بدگوئی باشید و تنها به موارد مثبت نظر بیفکنید.

کمک به نوه ها:

نوه شما مانند فرزند شما، در دوران کودکی و حتی بزرگسالی، بعلت اینکه شما برایش عزیز هستید، مسائل و مشکلاتی دارد. گاهی اوقات والدین آنها، به حرفشان و خواسته ­هایشان توجه نمی­کنند و آنها ناچار به سمت شما می­آیند، در این موارد اگر شما بتوانید که گره­ای از گره­های در هم پیچیده آنان را با تجارب گرانبهای خود باز نمائید، با چندین قدم به سمت انس بیشتر با نوه­ هایتان و نیز کمک به فرزندان خود گام برداشته­ اید.

داستان گوئی برای نوه ها:

نوه­ های شما، یکی از بهترین شنوندگان داستان­های شما هستند، و همیشه برای شنیدن داستان­های خوب و جذاب از طرف شما، لحظه شماری می­کنند، این فرصت بسیار گرانبهائی است که با گفتن داستان­های خود علاوه بر یادآوری خاطرات خوب گذشته، در قبال داستان، آنان را از مسائل و خطرات سر راه نیز آگاه نموده و به قول ما اساتید، با دادن پیام­های مخفی در طول داستان، بطور غیر مستقیم آنها را نصیحت نمائید، زیرا که هیچ کس دوست ندارد، بصورت رسمی مورد نصیحت و اندرز قرار گیرد.

شکرگزاری بخاطر نوه ها:

بودن نوه ها در کنار شما، بدان معنا است که انشااله فرزندان شما در قید حیات هستند، یا اگر در قید حیات نیستند، خدا این لطف را به شما نموده است که یادگاری از فرزندان شما بر جای بماند، و مورد دوم نیز آنکه اگر نوه ها، در کنار شما هستند، یعنی اینکه آنقدر شما برای آنها عزیز هستید که آنها لحظات با شما بودن را بر لحظات دیگر عمرشان ترجیح می­دهند، پس پیشنهاد می­گردد که برای هر دو مورد شکرگزاری مخصوص به خود را داشته باشید. و هر چقدر که شکرگزاری بیشتر انجام گردد، بطور قطع، نعمتها افزایش خواهد یافت.

پرستاری از نوه ها:

با تنی چند از همکاران بازنشسته که مذاکره می­کردم، اعلام داشتند که اکثر روزها به دلیل اینکه، فرزندان آنها کارمند هستند، بچه هایشان را در نزد، آنان گذاشته و خودشان به سر کار می­روند. در همان موقع به این فکر افتادم که آیا این عمل صحیح می­باشد یا خیر?

صحیح از این جهت که خوب با نگهداری از نوه­ ها، علاوه بر سود بردن از اینکه آنان در کنار شما هستند، و شادی و نشاط را برای شما به همراه می­آورند، و از آن جهت که مثل همیشه، باز کمک یار، فرزندانتان هستید، بسیار خوب و شایسته است، لکن اگر این کمک کردن و پرستاری، شما را از بقیه کارهای مربوط به خودتان دور نگهدارد و به واسطه این نگهداری نتوانید به علائق و خواسته­ های خود برسید، کاری ناپسند است، زیرا که در هر صورت شما اول باید به علائق خود برسید.

احتمالاً نیز الان دارید بر من خرده میگیرید که خوب، علاقه من بودن با نوه­ هایم است.

بله میدانم که بودن با نوه ها، بسیار خوب و شادی بخش است، و خود نیز بارها در همین بخش این عمل را پیشنهاد نموده ام، لکن در هر کاری باید تعادل برقرار گردد و از افراط و تفریط خودداری گردد. اگر شما نتوانید به کارهای دیگر مورد علاقه خود برسید، مسلماً در چند وقت بعد که دیگر بچه­ ها بزرگتر شده و خودشان برای خود، مشغولیاتی فراهم می­نمایند، شما مجدداً، طعم تنهائی را خواهید چشید، آزموده را آزمودن خطاست. پس لطفا، در نگهداری نوه ­ها، اعتدال را حفظ نمائید.

بردن نوه ها به پارک

ما برای با نشاط بودن در دوران بازنشستگی، باید به بهترین نحو از این زمان(بودن با نوه ها) بهره ببریم و به یاد بچگی مان، همراه با نوه ها، این دوران را سپری کنیم.

بازنشسته می­تواند از این دوران استفاده کرده و مانند گذشته به فرزندان خود، با بردن نوه­ها به پارک(البته نه همیشه) کمک نماید. چند ساعتی را با نوه­ها، که چیزی از کینه و بغض و نیرنگ نمی­دانند، گذرانده و مدتی را شاد در کنار این معصومان به خوشی بگذرانید.