🌞بازنشستگان عزیز، لطفاً خبر بد پخش نکنید! مغزتان به اندازه کافی کار کرده😄

🔹 مقدمه: وقتی گروه واتساپی شبیه شبکه خبر می‌شود!

بیایید صادق باشیم؛ در دوران بازنشستگی، بعضی از ما دیگر کمتر درگیر جلسات، گزارش‌ها، یا ارباب‌رجوعیم. اما ظاهراً هنوز روحیه «فعالیت و مسئولیت» را داریم! نتیجه؟ حالا به جای اداره، دفتر خبرگزاری خانگی تأسیس کرده‌ایم! 😄

صبح‌ها قبل از اینکه چای‌مان دم بکشد، موبایل‌مان جوش آورده:

«شنیدی فلان چیز گرون شد؟»،
«می‌گن فلان ویروس جدید اومده!»،
«فلانی رفت بیمارستان… معلوم نیست چی شده!»

و در چشم به هم زدنی، خبر به سه گروه دیگر هم فوروارد می‌شود.

اینجاست که باید بپرسیم:
آیا واقعاً باخبر بودن یعنی با اضطراب زندگی کردن؟
آیا ما بازنشستگان، با این‌همه تجربه، باید پیام‌رسانِ استرس باشیم یا پخش‌کننده‌ی آرامش؟

بیایید ماجرا را از اول باز کنیم، با لبخند، منطق و چای تازه‌دم.


🔸 ۱. خب، این مسئله چی است دقیقاً؟

مسئله خیلی ساده است ولی ریشه‌دار:
بازنشستگان زیادی، ناخواسته درگیر «پخش و تکرار خبرهای منفی» شده‌اند.
از اخبار سیاسی و اقتصادی گرفته تا شایعات پزشکی و اجتماعی — و در این میان، حتی نمی‌دانند این رفتار چقدر روی روح و روان خودشان و اطرافیان‌شان اثر می‌گذارد.

شاید در ظاهر، فقط یک پیام است؛ اما در واقع، هر خبر منفی مثل یک دانه‌ی استرس است که در ذهن کاشته می‌شود و تا شب، شاخه و برگ می‌دهد!
آن‌وقت ما تعجب می‌کنیم که چرا دل‌مان بی‌دلیل می‌گیرد، خواب‌مان نمی‌برد، یا از کوچک‌ترین مسئله ناراحت می‌شویم.


🔸 ۲. چرا این اتفاق می‌افتد؟ (بررسی ریشه‌ها با چاشنی طنز و علم)

🟢 الف) مغز ما بیکار مانده!

در دوران کاری، ذهن ما مثل یک دستگاه پرسرعت بود؛ هر لحظه مشغول تصمیم‌گیری، گزارش، تماس و حل مشکل.
حالا بازنشسته شده‌ایم، اما مغز هنوز در حالت «فعال» است. دنبال سوژه می‌گردد تا خودش را مشغول کند.
وقتی کاری برایش نداریم، به اولین خبر عجیب می‌چسبد!

به قول یکی از دوستان بازنشسته:

«مغزم این‌قدر بیکار شده که اگه دو تا گربه تو کوچه دعوا کنن، تا عصر تحلیلش می‌کنم که احتمالاً بحث‌شون سر گرونی ماهی بوده!» 😄


🟢 ب) حس مفید بودن

خیلی از بازنشستگان دوست دارند هنوز اثرگذار باشند، و این عالی است. اما گاهی اثرگذاری را اشتباه تعریف می‌کنند.
می‌خواهند مراقب خانواده و دوستان باشند، پس فکر می‌کنند اگر خبرهای خطرناک یا هشداردهنده بفرستند، خدمت کرده‌اند.
اما یادمان رفته: گاهی سکوت و آرامش، مفیدترین خدمت است.


🟢 ج) عادت قدیمی به نگرانی

سال‌ها زندگی در فضای کار، بحران، یا نگرانی، ذهن ما را به حالت «آماده‌باش» عادت داده.
وقتی خبری بد نیست، مغز خودش دنبال چیزی می‌گردد تا نگران شود!
مثل راننده‌ای که بعد از بازنشستگی هم، پایش ناخودآگاه روی پدال ترمز است — چون فکر می‌کند جاده هنوز پر از خطر است.


🟢 د) نبود گفت‌وگوی شاد

در بعضی جمع‌ها، تنها سوژه مشترک، همین خبرهای تلخ است.
می‌خواهیم حرفی بزنیم، ولی نه از عشق و امید، بلکه از گرانی و بیماری.
چون فکر می‌کنیم اگر از شادی حرف بزنیم، کسی ما را جدی نمی‌گیرد!
یکی از بازنشستگان بانمک می‌گفت:

«من یه بار گفتم از زندگی‌ام راضیم، فوراً گفتن حتماً چیزی ازت پنهون می‌کنن!» 😄


🔸 ۳. چطور این مسئله را درک کنیم؟ (نگاه از درون ذهن بازنشسته)

بیایید برای چند لحظه خودمان را جای یک بازنشسته بگذاریم.
سال‌ها کار کرده، بچه‌ها بزرگ شده‌اند، خانه ساکت‌تر شده، دوستان قدیمی کمتر تماس می‌گیرند.
در این میان، گوشی موبایل تنها پل ارتباط با دنیاست.

او در یک گروه پیام‌گیر نشسته، که هر نوتیفیکیشن یعنی: «یکی یاد من بود».
حالا فرقی نمی‌کند پیام چی باشد؛ حتی اگر خبر بد باشد، حس زنده بودن می‌دهد.

از دید روان‌شناسی، هر خبر باعث ترشح دو ماده در مغز می‌شود: دوپامین (هیجان) و کورتیزول (استرس).
وقتی فرد مدام در معرض خبرهای منفی است، مغزش یاد می‌گیرد استرس را به عنوان «نشانه زنده بودن» بپذیرد.
در نتیجه، بدون اینکه بداند، به اضطراب مزمن عادت می‌کند.

پس اگر کسی هر روز خبر بد پخش می‌کند، دشمن شادی نیست؛ قربانی عادت‌های مغزش است.


🔸 ۴. چطور می‌توان این چرخه را شکست؟ (نسخه درمانی با لبخند 😄)

حالا که شناختیم مغز چه می‌خواهد و چرا خبر بد پخش می‌کند، وقت آن است کمی مهربانی و طنز به خودمان هدیه دهیم.

🌿 ۱. اعلام بازنشستگی خبری کنید

به‌طور رسمی بگویید:

«از امروز من بازنشسته پخش خبرهای منفی هستم!»
و به جایش مدیرعامل «خبرهای خوب زندگی» شوید.

هر روز سعی کنید یک خبر مثبت بسازید، هرچند کوچک:

  • گل کاشتی؟ خبرش را بده.
  • با نوه‌ات خندیدی؟ بنویس!
  • با دوست قدیمی تماس گرفتی؟ گزارش بده، ولی با شوخی!

طنز یعنی پادزهر اضطراب. وقتی می‌خندیم، مغز نمی‌تواند هم‌زمان استرس تولید کند!


🌿 ۲. به‌جای فوروارد، فکرم کن

قبل از فرستادن هر پیام، سه سؤال از خود بپرس:
۱. این خبر منفی است یا مثبت؟
۲. مفید است یا فقط اضطراب‌زاست؟
۳. اگر کسی این را از من بگیرد، حالش بهتر می‌شود یا بدتر؟

اگر پاسخ آخری «بدتر» بود، فوراً حذف کن!
به قول یکی از بازنشستگان:

«از وقتی هر خبری رو با وجدانم چک می‌کنم، وجدانم داره اضافه‌کار می‌گیره!» 😂


🌿 ۳. ذهن خودت را تغذیه کن، نه آلوده

اخبار مثبت، شوخی، موسیقی، مستند طبیعت یا کتاب طنز بخوان.
به جای شبکه‌های استرس‌زا، کانال‌های امیدساز را دنبال کن.

به خودت بگو:

«من بازنشسته‌ام، نه بازمانده! هنوز می‌تونم انتخاب کنم چه چیزی وارد ذهنم بشه.»


🌿 ۴. مهارت «گفت‌وگوی سالم» یاد بگیر

به جای صحبت درباره‌ی شایعه‌ها، از خاطرات خنده‌دار قدیم حرف بزن.
از موفقیت‌های کوچک روزمره تعریف کن.
مثلاً بگو:

«من امروز با همسرم دعوا نکردم؛ احساس می‌کنم دارم به سمت عرفان پیش می‌رم!» 😆

این شوخی‌ها، هم فضا را سبک می‌کند، هم پیوند عاطفی می‌سازد.


🌿 ۵. گروه‌سازی مثبت

در هر جمعی همیشه چند نفر منفی‌نگر هستند. به‌جای بحث، فضا را عوض کنید.
مثلاً اگر کسی گفت:

«وضع خیلی بده!»
بگویید:
«آره، ولی خوشبختانه شوخی هنوز گرون نشده!» 😂

یا اگر کسی خبر غم‌انگیز داد، بلافاصله با خاطره بامزه پاسخ دهید تا تعادل روانی برگردد.


🌿 ۶. تمرین «دیجیتال دی‌توکس»

روزانه فقط دو زمان مشخص برای دیدن پیام‌ها تعیین کنید (مثلاً صبح بعد از صبحانه و عصر بعد از چای).
باقی روز را صرف فعالیت‌های واقعی کنید: پیاده‌روی، باغچه، کتاب‌خوانی، دیدن دوستان.

حتی می‌توانید با نوه‌ها مسابقه بگذارید:
«هرکس کمتر گوشی دست بگیره، برنده‌س!»
جایزه؟ لبخند و آرامش.


🌿 ۷. به دیگران هم یاد بده

بازنشستگان الگوی جامعه‌اند. وقتی شما خنده و آرامش را تمرین کنید، جوان‌ترها یاد می‌گیرند چگونه در میان طوفان خبرها، آرام بمانند.

شما تجربه‌دارترین قشر جامعه‌اید؛ حالا وقت آن است که تجربه را با مهربانی منتقل کنید، نه با استرس.


🔸 ۵. جمع‌بندی: بازنشستگی یعنی هنرِ ساده‌زیستن و شیرین‌خندیدن

بیایید از خود بپرسیم:
آیا واقعاً وظیفه‌ی ماست که نگهبانِ اخبار بد باشیم؟
یا شاید وظیفه‌ی ما این است که بعد از سال‌ها کار، یاد بدهیم چطور در دل طوفان، آرام زندگی کنیم؟

بازنشستگی یعنی:

  • رها شدن از دویدن‌های بی‌پایان،
  • دیدن زیبایی‌های کوچک،
  • و یاد گرفتن اینکه دنیا همیشه به اندازه نگاه ما خوب یا بد است.

بیایید نسخه‌ی جدیدی از «بازنشسته‌ی ایرانی» بنویسیم:
بازنشسته‌ای که وقتی گوشی‌اش را باز می‌کند، بوی لبخند می‌آید، نه لرزش اضطراب.


🌺 چند پیشنهاد نهایی برای زندگی آرام‌تر (در قالب طنزِ جدی):

  1. هر خبر بدی را که دیدی، ده تا چیز خوب یادداشت کن.
    مثلاً اگر خواندی «هوا آلوده است»، بنویس: «خوشبختانه من هنوز ریه دارم!» 😄
  2. به‌جای ارسال استرس، استکان بفرست!
    یعنی عکس چای، گل، آسمان یا نوه‌ات را بفرست.
  3. خودت را جدی نگیر.
    دنیا همین‌طور هم به اندازه کافی جدی است.
  4. به شایعه لبخند بزن، نه واکنش.
    چون اگر قرار بود هر شایعه درست باشد، تا حالا همه‌مان سه بار ورشکست، پنج بار مرده و دوباره زنده شده بودیم! 😄
  5. به دیگران یاد بده خبر خوب بسازند.
    مثلاً بگویید: «فلان دوست‌مان امروز لبخند زد!» همین خودش تیتر یک است!

پایان‌بندی: بازنشستگی یعنی رئیس حالِ خوب بودن!

بازنشستگی قرار نیست توقف باشد؛ یعنی شروعِ زندگی انتخابی.
از این‌جا به بعد، ما رئیس خودمانیم، مدیر زمان‌مان، و کارمندِ بخش لبخند!

بیایید به‌جای پخش خبر بد،
خبر خوب خودمان را پخش کنیم:

«من هنوز هستم، نفس می‌کشم، می‌خندم، یاد می‌گیرم و دوست دارم زندگی کنم!»

به قول یکی از بازنشستگان شوخ‌طبع:

«من هر روز صبح که بیدار می‌شم، به خودم می‌گم: خدا رو شکر هنوز عضو گروه بازنشستگان زنده‌ها هستم!» 😄


💚 نتیجه نهایی:
بازنشستگان اگر بخواهند، می‌توانند سفیران شادی باشند — نه فقط برای نسل خود، بلکه برای جامعه‌ای که از خنده‌ی آنان امید می‌گیرد.
هر پیام شما، می‌تواند یا یک استرس تازه باشد… یا یک لبخند تازه.
انتخاب با شماست 🌷

پایان بازنشستگی

آیا بازنشستگی به معنای پایان تمام، می‌شود؟


آیا بازنشستگی به معنای پایان تمام، می‌شود؟

وقتی صحبت از بازنشستگی می‌شود، اغلب مردم به این فکر می‌کنند که حالا می‌توانند هر روز را در تخت خواب بگذرانند و در حین تماشای سریال‌های قدیمی، کیک بخورند. حالا این تصویر خیلی خوشایند به نظر می‌رسد، اما باید به شما بگویم که بازنشستگی همیشه هم به این راحتی‌ها نیست.

یکی از بزرگترین چالش‌ها این است که ناگهان زمان زیادی در اختیار دارید. شما که تا دیروز خودتان را با کار و پروژه‌ها مشغول کرده بودید، حالا باید با زمان بی‌پایانی که در دست دارید چه کنید؟ شاید به خود بگویید: «خوب، امروز می‌روم سراغ یک هابی جدید!» اما واقعیت این است که پیدا کردن هابی که به اندازه یک کار تمام‌وقت شما را مشغول کند، کمی سخت است. شما به سادگی نمی‌توانید از بازنشستگی فرار کنید. این مثل فرار از کاری است که همیشه در ذهن‌تان بود، اما حالا دیگر نمی‌دانید چطور باید از آن لذت ببرید.


چالش‌های بازنشستگان: وقتی شما از دور می‌زنید، اما هنوز از داخل پر انرژی هستید!

همین طور که وارد دنیای جدید می‌شوید، مشکلات جدیدی هم شروع به ظهور می‌کنند. یکی از بزرگترین مسائلی که بازنشستگان با آن روبرو هستند، احساس بی‌هدفی است. شما سال‌ها زندگی خود را صرف کار کرده‌اید، اما حالا احساس می‌کنید که به یک موجود بی‌هدف تبدیل شده‌اید که فقط در خانه می‌چرخد و به دنبال چیزی برای انجام دادن می‌گردد. پس چطور باید از این وضعیت خارج شویم؟

در این جاست که برخی از روش‌های نوآورانه به کار می‌آیند. مثلاً یوگا! بله، شاید شما تا پیش از این هرگز فکر نمی‌کردید که زمانی از عمرتان برای تمرینات یوگا بگذارید، اما اکنون وقت مناسبی است. نه تنها این کار بدن شما را سالم نگه می‌دارد، بلکه به شما این امکان را می‌دهد که ذهن‌تان را آرام کنید.


پایان کار یا شروع یک ماجراجویی؟

اگر به بازنشستگی به چشم «پایان کار» نگاه کنید، خب شاید کمی غمگین شوید. اما اگر به آن به چشم یک «آغاز جدید» نگاه کنید، می‌توانید زندگی پر از ماجراجویی، هیجان و کشف‌های جدید داشته باشید. چرا که شما اکنون وقت دارید به تمام علاقه‌مندی‌های قدیمی‌تان رسیدگی کنید و حتی شاید هابی‌های جدید پیدا کنید که قبلاً هیچ‌وقت به آن‌ها فکر نکرده بودید.

حالا شاید بپرسید: «خب، اما چطور می‌توانم این تغییرات را در زندگی خود ایجاد کنم؟» اول از همه، به خودتان زمان بدهید. همه‌چیز در زندگی به زمان نیاز دارد. شاید در ابتدا، کمی احساس کنید که زندگی شما هیچ‌گونه هیجان یا چالشی ندارد، اما به محض اینکه متوجه شوید فرصت‌هایی که در اختیار دارید چقدر بیشتر از قبل هستند، احتمالاً به سمت کارهایی می‌روید که همیشه دوست داشتید انجام دهید.


چگونه می‌توان بازنشستگان را فعال و شاداب نگه داشت؟

حالا که کمی از این دنیا به ظاهر آرام اما پر از تغییرات و چالش‌ها برای شما صحبت کردیم، بیایید بگوییم چطور می‌توانیم به بازنشستگان کمک کنیم که هم از لحاظ جسمی و هم از لحاظ روحی شاداب بمانند. یک سوال کلیشه‌ای، اما خیلی مهم: چگونه بازنشستگان را از اینجا به آنجا ببریم تا همیشه در حال حرکت باشند؟

اول از همه، ورزش! بله، درست خواندید. فعالیت بدنی می‌تواند یکی از بهترین داروها برای ذهن و جسم باشد. حالا نیازی نیست که شما برای دوی ماراتن آماده شوید! شاید همین که هر روز ۳۰ دقیقه پیاده‌روی کنید، یا یوگا انجام دهید، برای حفظ سلامتی‌تان کافی باشد. البته، اگر دوست دارید، می‌توانید به کلاس‌های مختلف ورزشی بپیوندید و حتی در یک تیم ورزشی شروع به فعالیت کنید.

همچنین، هیچ چیزی بهتر از سرگرمی‌های اجتماعی نمی‌تواند شما را از تنهایی و افسردگی دور کند. مشارکت در انجمن‌ها و گروه‌های اجتماعی یا حتی راه‌اندازی گروهی برای فعالیت‌های مشترک می‌تواند بسیار مفید باشد.


نتیجه‌گیری: بازنشستگی، یک تعطیلات شگفت‌انگیز یا چالش جدید؟

در نهایت، باید بگویم که بازنشستگی تنها یک مرحله جدید در زندگی است، نه پایان آن. به همین دلیل، برای اینکه از این مرحله نهایت لذت را ببرید، باید به آن با یک ذهن باز و مثبت نگاه کنید. فعالیت‌های جدید، ورزش، ارتباطات اجتماعی، و البته کمی استراحت، همه این‌ها می‌توانند به شما کمک کنند که نه‌تنها شاداب بمانید، بلکه از زندگی خود لذت ببرید. یاد بگیرید که چطور به زندگی جدید خود خوشامد بگویید و آن را به بهترین شکل ممکن تجربه کنید. چرا که بازنشستگی، بهترین فرصتی است که می‌توانید از آن برای یادگیری، رشد و تجربه چیزهای جدید استفاده کنید.


امیدوارم این مقاله و تصاویر همراه آن به شما کمک کنند تا با دیدگاهی مثبت‌تر به بازنشستگی نگاه کنید!

هفته تکریم بازنشستگان و سالمندان

باز هم سالی گذشت و 9 مهرماه یا اول اکتبر، روز جهانی تکریم بازنشستگان و سالمندان فرا رسید. به مناسبت این روز که خوشبختانه، چند سالی است، هفته نکوداشت بازنشسته و سالمند نیز داریم، همایش ها و سمینارها و وبینارها، آغاز بکار نموده و یک هفته، رسانه ها، و 18 دستگاه مسئولی که متولی این امر هستند، به این موضوع پرداخته و از راهکارها و مواردی که در این خصوص می توان، انجام داد، سخن به میان می آورند، و دم از تکریم بازنشسته و سالمند زده و موارد متعددی در خصوص این تکریم، بیان می نمایند.

اما بعد از یک هفته، مجدداً فقط زمانه میماند و یک بازنشسته و مسائل و مشکلات مربوط به آن و یک عده قلیل که همیشه دغدغه این عزیزان را داشته و در فرآیندهای اجرائی جهت این تکریم ها، کاملاً دست تنها باقی مانده و قوانین به کمک و مدد آنها نمی آید و اینها امیدوار به آن هستند که مجدداً اول اکتبری بیاید و تکریم بازنشستگان و سالمندان دوباره جزو، مسائل روز جامعه گردد، تا از آن طریق بتوانند، کمی در خصوص این عزیزان، برای جامعه مواردی را بیان نمایند.

آیا براستی با قرار دادن، هفته ای برای این عزیزان و گنجینه های نیروی انسانی که عمر خود را در راه اعتلای وطن و خدمت به میهن عزیز خودشان، گذاشته اند، کافی است؟

تنها در همین هفته است که همگان به کرامت این عزیزان واقف می شوند و پس از آن، مجددا این قشر عظیم و زحمت کش، به فراموشی سپرده شده و مسائل و مشکلاتشان، برای خودشان باقی می ماند.

حالا باید چکار کرد؟

همانگونه که بارها و بارها، اعلام شده، عزیزان بازنشسته باید بتوانند خودشان بار مسئولیت زندگی خود را به دوش گرفته و مسائل و مشکلات خودش را با درایت خاصی که در طول دوران اشتغال، داشته اند، مرتفع نماید. و امیدی به این روزها و هفته هایی که در سال یکبار اتفاق می افتد، برای حل مشکلاتشان توسط مسئولین نداشته باشند.

ما هم بد ندیدیم، که در همین زمانی که فضا مهیا است، ما نیز اقدامات انجام شده، جهت این عزیزان را در ذیل، بیان نمائیم، بلکه بتوانیم گوشه ای از زحمات این عزیزان را جبران نمائیم.

تا کنون چه کارهایی انجام شده است:

مجموعه گنجینه نیروی انسانی، به عنوان یک عضوی از این جامعه، که جهت خدمت رسانی به گنجینه های نیروی انسانی، بوجود آمده است، اقدام به انجام موارد ذیل نموده است:

تألیف کتاب لذت زندگی در وقت اضافه:

نگارنده در همان اوایل که شروع به تحقیق و تفحص در این خصوص نمودم و بر روی این موضوع تحقیق نمودم که چرا، تعدادی از افراد، حتی در سنین بالا، به راحتی تمام مسائل زندگی خود را برطرف نموده و مشکلات و مسائل زندگی خود را رفع کرده و حتی در رفع موانع زندگی دیگران نیز، از هیچ گونه اقدامی دریغ نمی کنند.

لکن برخی دیگر، در سنین بعد از 50 سالگی، مسائل و مشکلات زیاد دوران بازنشستگی، توان آنها را گرفته و اجازه نمی دهد که بتواند مسائل خود را برطرف نماید و حتی در برخی موارد مشاهده گردیده که برای انجام کارهای روزمره خود نیز، محتاج همراهی و یاری دیگران هستند.

برای همین به دنبال این موضوع رفتم و در این خصوص شروع به تحقیق نمودم و اختلاف های بین این دو فرد را تا حدودی یافتم و در اولین کتاب که به صورت الکترونیکی و رایگان در دسترس همگان قرار گرفت به نام لذت زندگی در وقت اضافه، به رشته تحریر در آوردم.

و آن را در اختیار همه عزیزان پیشکسوت و بازنشسته قرار دادم. و در این خصوص، کلاسها و سمینارهایی برگزار نمودم تا بتوانم نتایج تحقیقات خود را به سمع اکثریت، عزیزان بازنشسته برسانم و به آنها این مطلب را آموزش دهم که می توانند با یکسری راهکارهای ساده و اجرایی، زندگی خود را تغییر دهند. و بهبود بخشند.

تألیف کتاب، الهی پیر شی:

و پس از شرکت در کلاسها، در زمانی که به دنبال رفع این موارد رفتم، با دستیابی به نفرات و موارد بیشتر، کم کم، راه بر من نیز هموارتر شد و مسائل بیشتری بر سر راهم روشن شد، و راه کارهای جدید و سهل الوصول تر و افرادی که می توانستند به این قشر خوب و زحمت کش، کمک نمایند، به سمتم آمده و دست یاری دادند و هر کدام، یک قسمت از کار را گرفته و غیر از نگارنده که در خصوص انگیزه دادن به گنجینه های نیروی انسانی، به فعالیت پرداخت، گروه دیگر، به دنبال ایجاد کار و کسب برای آن عزیزانی که نیاز به درآمد جدید داشتند، بودند و با ارائه راه کارهایی جهت کسب و کارهای خانگی، این مهم را به انجام رساندند.

فرد دیگری که در این خصوص به به کمک ما آمد و شروع به فعالیت نمود، فردی بود که با دارا بودن دکترای تغذیه، در خصوص درمان این عزیزان اقدام نمود و این عزیزان که هر کدام، به واسطه بالا رفتن سن و افکار متأسفانه خیلی معیوب و خراب در جامعه، منتظر ورود دردها و مشکلات در بدن خود بودند، به بیماری های مختلفی دچار شده بودند، تنها با ارائه راه کارهای تغذیه ای، این مشکلات را برطرف تا فرد بازنشسته، مجددا بتواند، طعم شیرین سلامتی را مجددا، دریابد.

و فرد آخر، یک فردی است که با دارا بودن مدرک دکترا، در خصوص بحث های گردشگری و نشاط عزیزان بازنشسته و پیشکسوت، تورهای تفریحی، زیارتی و سیاحتی برگزار می نماید و بدین وسیله، عزیزان بازنشسته را از محیط غم آلود، زندگی یکنواخت خود، خارج می نماید.

و وقتی که خیالم از این بابت راحت شد، و با تجربه ای که از نوشتن کتاب لذت زندگی در وقت اضافه داشتم، کتاب الهی پیر شی، را تألیف و چاپ نمودم

 

تألیف کتاب، الفبای بازنشستگی:

پس از نوشتن کتاب الهی پیر شی، و برگزاری جلسات جهت بازنشستگان گرامی، به فکر این افتادم که چرا این موانع را از زمان اشتغال، رفع ننموده و اجازه دهیم که به دوران بازنشستگی وارد شده و آنگاه، شروع به رفع مسائل و مشکلات نمائیم. آنگاه بود که بر روی افرادی که می خواستند بازنشسته گردند، تمرکز نموده و راهکارهایی برای آن عزیزانی که چند سال بعد، به این جرگه وارد می شدند، در کتابی به نام الفبای بازنشستگی گردآوردی و به این عزیزان، تقدیم نمودم.

در این کتاب، راهکارهایی برای عزیزانی که نزدیک به دوران بازنشستگی هستند، ارائه شده است که بتوانند، با سرمایه گذاری که انجام می دهند، از لحاظ جسمی، روحی و اقتصادی، خود را برای ورود به این دوران پر فراز و نشیب، آماده نمایند.

تألیف کتاب، صیانت از جان:

از طرف دیگر، عزیزانی بودند که دیگر خود را کاملاً بازنشسته می دانند و حدوداً از سنین 75 به بالا، دیگر توانائی انجام بسیاری از مسائل خود را ندارند و از دید جامعه، سالمند نامیده می شوند. سالمند فردی است که برای انجام موارد خود، نیاز به فرد دیگری دارد.

و این بسیار متفاوت است، زیرا که نگارنده با مصاحبه های فراوانی که با عزیزان پیشکسوت داشتم، افراد بالای 110 سال را نیز دیدم که هنوز نمی توان به آنها، لقب سالمند داد، و متأسفانه، بعضی از عزیزان را نیز یافتم که در سنین 60 تا 65 سال، دقیقاً لقب سالمند به آنها تعلق می گیرد و نیاز به افرادی دارند که از آنها مراقبت و حفاظت نمایند.

و جهت این عزیزان و یا بهتر بگویم، برای نگهدارندگان این عزیزان، که با خصوصیات این افراد آشنا باشند و بتوانند به صورت صحیح از آنها نگهداری نمایند و بتوانند در خصوص بعضی از بیماریها، پیشگیری نمایند، مواردی را گردآوردی و در کتابی به نام صیانت از جان، به این عزیزان تقدیم نمودم.

در این کتاب، راهکارهایی برای نگهداری صحیح از عزیزان سالمند و کهنسال، آورده شده است، که فرد پرستار، بتواند بدون اینکه به خودش و فرد سالمند صدمه بزند، از عهده این کار پر مسئولیت، به شایستگی برآید.

تألیف کتاب، لبخند ماندگار:

پس از تألیف کتاب صیانت از جان، و با دیدن افرادی که دقیقاً همان مسائل را دارند و با خود فکر کردم که اگر این افراد، با همین افکار و روحیات بخواهند وارد دوران بازنشستگی گردند، با بحرانها مطمئناً روبرو خواهند شد، لذا بر آن شدم که این راهکارها را به نوعی برای کلیه افراد جامعه، بومی سازی نموده به صورتی که همه بتوانند از آن استفاده نمایند، و این مسائل  اعم از تغییر باورها و نگاه جدید به داشته ها، بزرگترین تأثیر را در نحوه رفتار و سبک زندگی افراد دارد. لذا مجدداً مواردی را جمع آوری و در کتابی به نام لبخند ماندگار به کلیه عزیزان هم میهنم، تقدیم نمودم.

و امیدوار بودم که با این کتاب، بتوانم قدمی در جهت بهتر نمودم محیط زندگی خود و اطرافیانم بردارم.

تألیف کتاب، تا زنده ای، نمیر:

در مصاحبه هایی که با برخی از عزیزان بازنشسته در طول سالیان قبل و پس از نگارش کتاب الهی پیر شی داشتم، باز مواردی را یافتم که شاید در کتاب اول به آن اشاره داشتم لکن، برای عزیزان بازنشسته، باید آن موارد به صورت کامل و واضح، مجدداً بیان گردد تا بلکه بتوان انگیزه آنها، را کمی بهبود بخشید. به همین جهت، کتابی با عنوان تا زنده ای نمیر، مجددا به رشته تحریر درآورده و به عزیزانی که نمی خواهند قبل از مرگ، بمیرند، تقدیم نمودم. این کتاب مخصوص افرادی است که می خواهند تا قبل از مردن، همچنان تلاش کنند و نمی خواهند که از کوشش و تلاش بازبایستند.

این کتاب مخصوص افرادی است که می خواهند، مسئولیت زندگی خود را در دست گرفته و اجازه دخالت به دیگران نمی دهد.

تألیف کتاب، یک دقیقه تا شهادت:

و یکی از آرزوهای اینجانب که از زمانی که وارد این حوزه گشتم، بوجود آمد، این بود که بلکه بتوانم با راهکارهایی عزیزان بازنشسته و این گنجینه های نیروی انسانی را مجاب نمایم که با نوشتن کتاب یا جزوه ای، تجارب، مهارت و تخصص خود را به نسل های بعد، منتقل نمایند و از این راه، علاوه بر انتقال تجارب، کسب درآمدی نیز برای فرد بازنشسته، بدنبال داشته باشد. لذا بر آن شدم که ابتدا خودم، در این راه قدم برداشته و حداقل خاطرات دوران دفاع مقدس خود را به رشته تحریر درآورم. و کتابی با عنوان، یک دقیقه تا شهادت، را تألیف و ارائه نمودم. و امیدوارم که بزودی، بتوانم کل خاطرات دوران اشتغال خود را نیز به رشته تحریر درآورم.

 

حال باید چکار کرد:

همانگونه که بارها بیان نمودم، بهینه است که عزیزان بازنشسته، بدون اینکه منتظر فردی یا دستگاهی باشند که بخواهد مسائل و مشکلات این عزیزان را برطرف نماید، شروع به فعالیت و تلاش جهت بهبود وضعیت زندگی خود نمایند.

باز هم برای چندمین بار، اعلام می نمایم که من نافی حقوقی که به واسطه عملکرد سالیان سال، عزیزان بازنشسته در ادارات و سازمانها، دارند و دولت و صندوق های بازنشستگی، به صورتی باید این خدمات را جبران نمایند، نیستم و بر این عقیده استوارم که این اقدامات، باید به موازات کارهایی که بازنشستگان، برای رفع مسائل خود انجام می دهند، پیگیری گردد.

برای همین منظور پیشنهادات ذیل مطرح می گردد:

انتقال تجارب در دوران بازنشستگی:

با توجه به مهارت و تخصصی که هر یک از عزیزان گنجینه های نیروی انسانی، به دست آورده اند، بهینه است که این تجارب، بوسیله کتاب یا جزوه، یا هر طریق دیگری، به نسل های بعدی، انتقال یابد. و این کار به راحت ترین روش، قابل انجام است.

هر یک از عزیزان بازنشسته، که تمایل به اینکار دارند، می توانند با هماهنگی که با دفتر مؤسسه گنجینه نیروی انسانی، به عمل می آورند، در این راه قدم بردارند.

تغییر در باورها در دوران بازنشستگی:

یکی از مسائلی که عزیزان بازنشسته را به میزان زیادی تحت تأثیر قرار می دهد، باورهای غلط و رایج در جامعه است، که اعتقاد به آن دارند که سن که از 50 سال میگذرد، باید منتظر ورود انواع و اقسام بیماریها به داخل بدن باشیم، در صورتی که بنا بر تحقیقاتی که به شخصه انجام داده ام و نمونه های بسیاری که هم اکنون نیز بصورت حی و حاضر هستند، می توان، سالیان سال، زندگی کرد، بدون اینکه ناراحتی، یا بیماری گریبانگیر فرد شود.

پس در مرحله بعدی، باید در باورهای خود، تجدید نظر نموده و باورهای جدید و زندگی ساز، برای خود بسازیم.

نگاه جدید به داشته ها در دوران بازنشستگی :

بحث دیگری که در این زمینه وجود دارد، تکریم بازنشستگان، نسبت به خودشان است، و این تکریم حاصل نمی شود، مگر آنکه بدانند، در حال حاضر، چه داشته هایی دارند و چه مطالبی را باید برای آن شکرگزاری نمایند.

اگر بدانند که در هر لحظه ای، داشته های، آنها بسیار بیشتر از نداشته هایشان هست، دیگر، ناامیدی را رها نموده و به خودشان، احترام و ارج می نهند.

تغذیه در دوران بازنشستگی :

یکی دیگر از کارهایی که برای تکریم خودمان می توانیم، انجام دهیم، مراقبت از جسم، بوسیله تغذیه سالم است، اگر ما بتوانیم بوسیله تغذیه، جسممان را سالم نگه داریم، دیگر بیماریها، جرأت نزدیک شدن به جسم ما را ندارد.

ورزش در دوران بازنشستگی :

ورزش در سنین بازنشستگی و فواید آن
ورزش در سنین بازنشستگی و فواید آن

مشخص است که ورزش تا چه میزان می تواند، نشاط و شادابی را به زندگی ما برگرداند، و باز در تحقیقی که انجام دادم افرادی که مرتباً اقدام به ورزش می نمایند و روزانه، حرکات ورزشی دارند، بسیار بیشتر از افرادی که در خانه و بی تحرک هستند، امید به زندگی دارند و آرزوها و اهدافشان، فقط و فقط مربوط به خودشان است.

باشگاه های بازنشستگی:

یکی دیگر از کارهایی که عزیزان بازنشسته می توانند انجام دهند، و این نکته را نیز آقای دکتر صلواتی از اساتید این حوزه در همایشی که به همین منظور(تکریم از بازنشستگان) برگزار شده بود، به آن اشاره نمودند، باشگاه های بازنشستگی است، که عزیزان بازنشسته، با جمع شدن با هم، می توانند تشکلهایی را شکل داده و باشگاه هایی ایجاد نموده که در آن بتوانند، هم قطارهای خود را در آنجا دیده و با آنها به گفت و گو بپردازند.

دلیلی برای زندگی در دوران بازنشستگی :

متأسفانه در دنیای امروز، بیشتر انسان ها، به جای اینکه، به دنبال دلیلی برای زندگی باشند، بیشتر به دنبال آن هستند که دلیلی برای رفتن پیدا کرده و از این دنیا، بار ببندند، در صورتی که بهینه است، که با نگاهی به داشته هایمان، و عزیزانمان، دلیل هایی برای زندگی خود پیدا نموده و انگیزه و امید به زندگی خود را بالا ببریم.

احساس مفید بودن در دوران بازنشستگی :

اگر هر بازنشسته ای، به جای اینکه در خانه بنشیند و منتظر دیگران باشد تا به وضعیت آنها رسیدگی نماید، خود دست به کار شده و کار مفیدی هم برای خود و هم برای دیگران انجام دهد، می تواند شادی، و سلامتی و نشاط را با هم به دست آورده و فرد مفیدی برای خود و جامعه باشد.

استفاده از فناوری دیجیتال در دوران بازنشستگی :

شعار امسال (سال 1400) هفته تکریم بازنشستگان، بهره مندی عادلانه همه سنین از فناوری دیجیتال است، پس پیشنهاد می گردد که کار با فناوری های دیجیتال را فرا بگیریم تا در این زمان، بتوانیم از مواهب این فناوری استفاده لازم را ببریم.

یا اگر نمی خواهیم کل این فناوری را بیاموزیم که برای هیچ کسی، این امر شدنی نیست، حداقل به آموزش گوشی های هوشمند رو آورده و کار با این گوشی ها را فرا گرفته تا بتوانیم با عزیزانمان در هر کجای دنیا که هستند، ارتباط صوتی و تصویری پیدا نموده و بتوانیم از اتفاقات دنیای پیرامونمان بوسیله آن با اطلاع گردیم.

امیدواریم بتوانید با این راه کارها، به جای اینکه منتظر اقدام، از طرف 18 دستگاه متولی امر بازنشستگان وسالمندان باشیم، خود دست به کار شده و علاوه بر احقاق حقوق خود، با انجام اقدامات کوچک و متوالی، خود نسبت به تغییر وضعیت زندگی خود در این دوران اقدام نماییم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود، لطفا آن را به دیگر عزیزان خود نیز پیشنهاد دهید.

با تشکر

یادآوری مجدد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

یادآوری مجدد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

به زور می توان با او همکلام شد، زیرا که هر سری که سعی می کنم

با او سر صحبت را باز نمایم، مدام از کمبودها، مشکلات و مسائل

بوجود آمده در زندگی فعلی خود داد سخن به میان می آورد.

البته این قصه تعداد از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) نیز هست،

زیرا که در دورانی قرار گرفته اند که به زعم خود، همه چیز رو

به افول است.

اما آیا براستی شما نیز با این طرز تفکر موافق هستید؟

آیا بعد از پیشکسوتی(بازنشستگی) همه چیزها، به مانند حقوق و

درآمد، رو به افول است و کاری از ما بر نمی آید؟

آیا تنها باید به کمبودها و مسائل موجود در زندگی نگاه افکند؟

ما در این مقاله بر آنیم که تا جائی که ممکن است به سئوالات بالا،

پاسخ گفته و به این موضوع، نگاه جدیدی داشته باشیم.

با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله الماس ابدی است. را نیز مطالعه فرمائید.

چرا یادآوری مجدد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم است؟

همه ما در زندگی موقعیتهائی داشتیم که به خوبی با مسائل و

مشکلات آن، مواجه و مسائل آن را به طرز شگفت انگیزی

حل نموده و برای خود موفقیت هائی نموده ایم.

اما چه می شود که در زمانهائی اصلاً به این موفقیت ها،

و حل مسائل توجه نمی نمائیم و تنها به نیمه خالی لیوان توجه

کرده و از اینکه قبلاً هم این نیمه خالی وجود داشته، لکن با

درایت و عملکرد ما، از نیمه پر لیوان استفاده لازم و بهینه

را بردیم، هیچ یادی نمی کنیم.

خودتان دیگر به خوبی می توانید به نگارنده حق بدهید که شما

نیز به همین صورت از خود و توانائیهایتان، بی خبر بوده و

یا اینکه خود را بی خبر نشان می دهید.

اما این وضعیت را تا چه زمانی می توانید ادامه دهید، آیا دیگر

نمی خواهید از زندگی خود، هر چند به قول شما کوتاه( لکن به

نظر نویسنده، هیچ زمانی کوتاه نیست و همیشه عمرهای طولانی

وجود دارد) استفاده کرد؟ آیا نمی توان از زندگی لذت برد و

استفاده خوب و مناسب نمود؟

خود نیز کاملاً به این امر واقف هستید که چنین نیست و جواب

سئوال بالا، دقیقا منفی است و هر فردی در هر سنی و هر

موقعیتی می تواند دوباره زندگی خود را بازسازی نموده و بر

مسائل و مشکلات فعلی خود پیروز گردد.

تنها راه این است که پیروزی ها و بردهای خودمان در زندگی

را مجدداً یادآوری نمائیم.

با این یادآوری، انرژی شما بصورت اتوماتیک بالا رفته، و درست

مثل زمانی که آن پیروزی و افتخارات را کسب می نمودید،

بدن شروع به ترشح هورمون های شادی و نشاط نموده و بدن

همان حس را مجدداً دریافت می دارد.

پس یک سئوال اساسی:

چرا ما خود را از داشتن چنین حسی محروم می نمائیم؟

مقاله شانس یا خوش شانسی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

را حتماً مطالعه نمائید.

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

یادآوری مجدد داشت؟

این بخش را در دو مرحله انجام می دهیم:

مرحله اول اینکه ابتدا به داشته های فعلی خود نظری افکنده

و آنها را لیست می نمائیم، از قبیل اینکه:

  • می توانیم نفس بکشیم، در حالی که همین الان، خیلی افراد آرزوی این را دارند که بتوانند بدون دستگاه و بصورت اتوماتیک، خودشان نفس بکشند.
  •                 
  • چشمانی داریم که هنوز توانائی دیدن دارند، شاید برای بعضی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) این دیدن با عینک باشد، و این در حالی است که هم اکنون افرادی هستند که آرزوی دیدن دارند، اما متأسفانه این نعمت را در بر ندارند.
  •  
  • گوشهائی داریم که به راحتی می شنوند، هر چند که شاید برای بعضی از گنجینه های نیروی انسانی، کمی سنگین شده باشد، اما باز می توانیم بشنویم، و اینها در حالی است که تعدادی از افراد هستند که از این نعمت محروم هستند.
  •  
  • هنوز توانی داریم که این جسم را جابجا کند، هر چند که باز شاید بخاطر افکار و رفتارهایمان، این توان کاهش یافته باشد، و امیدوارم بتوانیم با آموزشهای این سایت، این توانائی مجدداً به عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) بازگردد.
  •  
  • و بسیاری از مسائل و نعمت های دیگر که هم اکنون اگر درست به آن ها نگاه کنیم، هنوز داریم از این نعمت ها استفاده می کنیم، هر چند که تا زمانی که دچار مشکل نشویم، متوجه نمی شویم که چه فواید و خوبی هائی برای ما داشت.
  •  

در مرحله بعدی:

عکس ها و لوازمی که از موقعیت هایی که توانسته برای ما

افتخار کسب کند، را در معرض دید خود قرار میدهیم.

هر زمانی که احساس کردیم که دیگر هیچ امیدی برایمان

نمانده است و کمبودها و مسائل، خیلی زیاد درگیرمان ساخت،

با نگاه کردن به این عکس ها و لوازم می توانیم مجدداً آن

خاطرات و راه حل ها را به خاطر آورده و از انرژی های

آن زمان، در زمان فعلی سود برده و از احساس خوبی که

نصیبمان می نماید، به طرز فوق العاده ای استفاده نمائیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

راهی برای شادی وجود ندارد، شادی خود راه است

راهی برای شادی وجود ندارد، شادی خود راه است

زمانی که فرد پیشکسوتی(بازنشسته ای) را مشاهده

می نمائید، اکثریت افراد با چهره های غم انگیز و گرفته

روبرو می شوید، و این باور را در ذهن دیگران تقویت

می نماید که پیشکسوتی(بازنشستگی) پایان

شادی هاست و دیگر هیچ فردی بعد از پیشکسوتی

(بازنشستگی) رنگ شادی را نخواهد دید.

آیا براستی شما نیز با چنین جملاتی موافق هستید؟

آیا تا کنون پیشکسوت(بازنشسته) شاد و سرحالی را

مشاهده ننموده اید؟

آیا پیشکسوتی(بازنشستگی) با غم و ناراحتی، همراه است؟

بهتر است این نکته را بدانید که مهمترین عامل بازدارنده

داشتن یک احساس خوب، این است که اگر لیوانی تا

نیمه‌پر است، شما همه محتویات آن را خالی کنید.

حالا تصورکنید همه چیز خوب است اما شما کمی احساس

کسالت می‌کنید و بلافاصله آن قدر به این فکر و احساس

بها می‌دهید که احساس بیماری شما قوی‌تر می‌شود و

شما بایستی مدتی را در بستر بگذرانید.

بعد از این مرحله شما نسبت به فرزند، خانه و همسرتان

غفلت می‌کنید و این سرآغاز نداشتن احساس شادی

است. به شما یادآوری می‌کنیم که برای شاد بودن نیاز به

یک روحیه خوب دارید. در‌حقیقت برای شاد بودن نیازی

نیست که خیلی تغییر کنید؛ بلکه برای اینکه هر روز

احساس بهتری داشته باشید راه‌های جالبی وجود دارد.

چرا راهی برای شادی وجود ندارد؟

این سئوال دقیقاً برابر با آن است که شما به دنبال

راهی برای رسیدن به جاده باشید، در صورتی که

جاده، خود راهی است برای رسیدن به مقصدی.

بر همین اساس، راهی به سمت شادی نیست،

بلکه شادی خود راه است، برای رسیدن به یک

احساس خوب و با صفا.

شادی راهی است برای رسیدن به سلامتی.

شادی راهی است برای رسیدن به نشاط.

شادی راهی است برای داشتن انگیزه های فراوان

برای رسیدن به اهداف گوناگون.

پیشنهاد می شود، مقاله شادی با لذت تندرستی

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز

مطالعه نمائید.

شاد بودن، نیاز اصلی در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) است.

اگر ما بتوانیم به همانند، تعدادی از عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) که همواره شاد هستند و نمونه های

آن را در مقاله “آرامش در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) چیست؟” آورده شده است،

بتوانیم شادی را همراه با خود همیشه داشته

باشیم، به مانند آن گنجینه نیروی انسانی،

می توانیم سلامتی را نیز با خود داشته باشیم.

داشتن شادی، می تواند بر روی ترشح هورمون های

موجود در بدن تأثیر گذاشته و هورمون های مفید و

سلامت زا را افزایش داده و از ترشح هورمون های

بیماری زا، جلوگیری می نماید.

یکی از خصوصیات بدن این است که ما می توانیم به

صورت مصنوعی نیز احساس شادی را به وجود آورده و

بدن با ترشح هورمون های مخصوص شادی، شادی و

نشاط را به بدن هدیه می نماید. و همانند تمام لحظاتی

که از ته دل می خندیدید، و بدن کاملاً ریلکش و آرام

می شد، بدن احساس راحتی و آرامش می نماید.

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) شاد باشیم؟

بر خلاف بسیاری از مواردی که در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) نیاز به پرداخت هزینه می باشد،

شادی را می توان با حداقل هزینه در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) برای خود به ارمغان آورد.

و آن چیزی نیست، جز داشتن لبخند و احساس

شادی در زندگی.

البته با چند راه کار بسیار ساده می توان این شادی

را چندین برابر نمود.

از آن جمله می توان به :

  • برای خود وقت مناسب اختصاص دهید

همان گونه که باتری هر نوع وسیله ای به شارژ

مجدد نیاز دارد، ما انسان ها، مخصوصاً در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) که نیروی جسمی،

بر اساس باورهای غلط، کاهش می یابد، نیاز به

استراحت و فعالیت هایی داریم که انرژی مان را

تامین کند. در این زمینه به پیاده روی، ورزش،

حمام آب گرم و … بپردازید.

  • تا می توانید، در طبیعت گردش نمائید.

در هر فصل و هوایی اعم از بارانی، آفتابی یا برفی،

سعی کنید با طبیعت ارتباط برقرار کنید. این کار را

می توانید با پیاده روی در طبیعت یا نوشیدن چای در

حیاط منزل محقق کنید. این کار حتی اگر کوتاه مدت

باشد باعث افزایش احساس نشاط و انرژی در شما

می شود.

  • از هر موقعیتی برای گرفتن جشن موفقیت
  • خود استفاده نمائید.

گاهی مشغله های کاری اجازه نمی دهد که از کسب

موفقیت لذت ببرید اما باید از موفقیت های خود هر چند

کوچک لذت برده و برای خود جشن بگیرید.

  • نظافت منزل را جدی بگیرید.

با نظافت منزل و خالی کردن سطل آشغال احساس

سبکی پیدا می کنید.

  • استفاده از وسائل نقلیه عمومی یا خودروی
    دوستان برای رفتن به مسافرت و تفریح

به جای این که از خودروی شخصی برای رفتن به محل

گردش، یا تفریح استفاده کنید با همکاران قرار بگذارید

تا از خودروی یک نفر استفاده کنید و یا با وسایل نقلیه

عمومی به محل کار بروید.

  • استفاده از پول نقد برای پرداخت ها

همراه داشتن کمی پول نقد در هنگام خرید به شما

کمک می کند که حساب شده پول خرج کنید. بنابراین

بعضی مواقع قبل از خرید، پولی را که نیاز دارید به

همراه داشته باشید این امر مانع از پول خرج کردن

غیرضروری شمامی شود.

  • مسافرت را جدی بگیرید.

برای مسافرت کردن پس انداز کنید نتایج بررسی ها

نشان می دهد، مسافرت به مدت ۲ هفته برای رفع

خستگی ضروری است. سعی کنید این تعطیلات را در

فضای آزاد و طبیعت بگذرانید تا خطر حمله بیماری قلبی

عروقی کاهش پیدا کند.

  • لباس ها را در هوای آزاد آویزان کنید

آویزان کردن لباس ها در هوای آزاد باعث می شود

رطوبت لباس ها کاملا خشک شود و میکروب ها از

بین برود.

  • زمان صرف غذا، وسایل الکترونیکی را قطع کنید

هنگام صرف غذا به صورت دسته جمعی، از اعضای

خانواده بخواهید تلفن ها را خاموش کنند.

  • یک هدف مالی را روی کاغذ بنویسید

یک هدف مالی را مشخص کنید و به صورت نوشته

آن را تایید کنید به عنوان مثال، «پرداختن وام به پایان

رسیده»، این تاییدیه را روی یخچال بچسبانید تا همیشه

جلوی چشم شما باشد. این کار به شما کمک می کند

تا در آینده این امر را به واقعیت تبدیل کنید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

به زور می توان با او همکلام شد

به زور می توان با او همکلام شد

به زور می توان با او همکلام شد، زیرا که هر سری که سعی می کنم

با او سر صحبت را باز نمایم، مدام از کمبودها، مشکلات و مسائل

بوجود آمده در زندگی فعلی خود داد سخن به میان می آورد.

البته این قصه تعداد از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) نیز هست،

زیرا که در دورانی قرار گرفته اند که به زعم خود، همه چیز رو

به افول است.

اما آیا براستی شما نیز با این طرز تفکر موافق هستید؟

آیا بعد از پیشکسوتی(بازنشستگی) همه چیزها، به مانند حقوق و

درآمد، رو به افول است و کاری از ما بر نمی آید؟

آیا تنها باید به کمبودها و مسائل موجود در زندگی نگاه افکند؟

ما در این مقاله بر آنیم که تا جائی که ممکن است به سئوالات بالا،

پاسخ گفته و به این موضوع، نگاه جدیدی داشته باشیم.

با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله الماس ابدی است. را نیز مطالعه فرمائید.

چرا یادآوری مجدد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم است؟

همه ما در زندگی موقعیتهائی داشتیم که به خوبی با مسائل و

مشکلات آن، مواجه و مسائل آن را به طرز شگفت انگیزی

حل نموده و برای خود موفقیت هائی نموده ایم.

اما چه می شود که در زمانهائی اصلاً به این موفقیت ها،

و حل مسائل توجه نمی نمائیم و تنها به نیمه خالی لیوان توجه

کرده و از اینکه قبلاً هم این نیمه خالی وجود داشته، لکن با

درایت و عملکرد ما، از نیمه پر لیوان استفاده لازم و بهینه

را بردیم، هیچ یادی نمی کنیم.

خودتان دیگر به خوبی می توانید به نگارنده حق بدهید که شما

نیز به همین صورت از خود و توانائیهایتان، بی خبر بوده و

یا اینکه خود را بی خبر نشان می دهید.

اما این وضعیت را تا چه زمانی می توانید ادامه دهید، آیا دیگر

نمی خواهید از زندگی خود، هر چند به قول شما کوتاه( لکن به

نظر نویسنده، هیچ زمانی کوتاه نیست و همیشه عمرهای طولانی

وجود دارد) استفاده کرد؟ آیا نمی توان از زندگی لذت برد و

استفاده خوب و مناسب نمود؟

خود نیز کاملاً به این امر واقف هستید که چنین نیست و جواب

سئوال بالا، دقیقا منفی است و هر فردی در هر سنی و هر

موقعیتی می تواند دوباره زندگی خود را بازسازی نموده و بر

مسائل و مشکلات فعلی خود پیروز گردد.

تنها راه این است که پیروزی ها و بردهای خودمان در زندگی

را مجدداً یادآوری نمائیم.

با این یادآوری، انرژی شما بصورت اتوماتیک بالا رفته، و درست

مثل زمانی که آن پیروزی و افتخارات را کسب می نمودید،

بدن شروع به ترشح هورمون های شادی و نشاط نموده و بدن

همان حس را مجدداً دریافت می دارد.

پس یک سئوال اساسی:

چرا ما خود را از داشتن چنین حسی محروم می نمائیم؟

مقاله شانس یا خوش شانسی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

را حتماً مطالعه نمائید.

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

یادآوری مجدد داشت؟

این بخش را در دو مرحله انجام می دهیم:

مرحله اول اینکه ابتدا به داشته های فعلی خود نظری افکنده

و آنها را لیست می نمائیم، از قبیل اینکه:

  • می توانیم نفس بکشیم، در حالی که همین الان، خیلی افراد آرزوی این را دارند که بتوانند بدون دستگاه و بصورت اتوماتیک، خودشان نفس بکشند.
  •  
  • چشمانی داریم که هنوز توانائی دیدن دارند، شاید برای بعضی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) این دیدن با عینک باشد، و این در حالی است که هم اکنون افرادی هستند که آرزوی دیدن دارند، اما متأسفانه این نعمت را در بر ندارند.
  •  
  • گوشهائی داریم که به راحتی می شنوند، هر چند که شاید برای بعضی از گنجینه های نیروی انسانی، کمی سنگین شده باشد، اما باز می توانیم بشنویم، و اینها در حالی است که تعدادی از افراد هستند که از این نعمت محروم هستند.
  •  
  • هنوز توانی داریم که این جسم را جابجا کند، هر چند که باز شاید بخاطر افکار و رفتارهایمان، این توان کاهش یافته باشد، و امیدوارم بتوانیم با آموزشهای این سایت، این توانائی مجدداً به عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) بازگردد.
  •  
  • و بسیاری از مسائل و نعمت های دیگر که هم اکنون اگر درست به آن ها نگاه کنیم، هنوز داریم از این نعمت ها استفاده می کنیم، هر چند که تا زمانی که دچار مشکل نشویم، متوجه نمی شویم که چه فواید و خوبی هائی برای ما داشت.
  •  

در مرحله بعدی:

عکس ها و لوازمی که از موقعیت هایی که توانسته برای ما

افتخار کسب کند، را در معرض دید خود قرار میدهیم.

هر زمانی که احساس کردیم که دیگر هیچ امیدی برایمان

نمانده است و کمبودها و مسائل، خیلی زیاد درگیرمان ساخت،

با نگاه کردن به این عکس ها و لوازم می توانیم مجدداً آن

خاطرات و راه حل ها را به خاطر آورده و از انرژی های

آن زمان، در زمان فعلی سود برده و از احساس خوبی که

نصیبمان می نماید، به طرز فوق العاده ای استفاده نمائیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

حواس پنج گانه در دوران پیشکسوتی(بازنشسته)

حواس پنج گانه در دوران پیشکسوتی(بازنشسته)

جستجو برای دانش در همه چیزهایی است که شما انجام می دهید،

ببینید، و تجربه کنید. آگاهی از حواس شما – لمس، بوییدن، طعم،

دیدن و شنیدن – و استفاده از آنها به صورت آگاهانه، زندگی ذهنی

بیشتری را ایجاد می کند.

به همین دلیل است که حساسیت و جنسیت، که به شدت بر پنج حس

حساس است، اجزای مهم هستند. آگاهی از بدن شما و نفوذ به خودتان

می تواند درس های نفیس را به شما آموزش دهد.

حواس بینائی، لامسه، بویائی، چشائی و شنوائی در اندیشه ما نیست،

و همه به صورت واقعی وجود دارند.

ما بر آنها تکیه می کنیم و خبر بد اینکه خیلی کم از عملکرد آنها با

اطلاع بوده و نحوه کار با این حواس را می دانیم.

بنابر این در این مقاله به استفاده صحیح از حواس پنج گانه در

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) می پردازیم.

با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود مقاله نقطه سر خط را نیز

مطالعه فرمائید.              

حواس پنج گانه چیست؟

حس و حواس پنج گانه در ویکی پدیا بدین شرح آمده است:

حس گنجایش فیزیولوژیک یک موجود زنده برای ادراک است.

حواس برای بقای انسان ضروری اند و ما را قادر میکند تا به وجود

محرک ها پی ببریم و با تنظیم مداوم شرایط بدن در پاسخ به تغییرات

محیطی نظم و هماهنگی بدن حفظ شود

حواس پنجگانه

در انسان، پنج حس وجود دارد:

بینایی:

بینایی حسی است که از طریق چشم درک می‌گردد و در آن چشم انسان

قدرت تفکیک طیف‌های مرئی را همانند یک دستگاه طیف‌بینی دارد.

              

چشایی:

چشایی با زبان مورد ادراک قرار می‌گیرد و سازوکار آن اثر یک

ماده شیمیایی بر بافت‌های سطح زبان است.

بساوایی:

پوست عامل حس بساوایی یا لامسه است که با تغییر دما یا فشار

یا تماس قابل فهم است.

شنوایی:

گوش‌ها از طریق تغییر بسامد امواج صوتی قادر به شناسایی

حس شنوایی هستند.

بویایی:

بویایی که یکی از پیچیده‌ترین مکانیسم‌های ادراک حسی را دارد

از طریق بینی قابل درک است. بینی مانند زبان اثر یک گاز شیمیایی

را می‌فهمد.

چرا باید از حواس پنج گانه در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

به خوبی استفاده نمود؟

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که خیلی از عزیزان گنجینه

نیروی انسانی، بسیاری از لذت ها و خوشی ها را از خود محروم

ساخته اند، استفاده از حواس پنج گانه می تواند موجب شادی،

نشاط و سلامتی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) گردد.

باید عزیزان گنجینه های نیروی انسانی، در این دوران که به

مراتب از زمان اشتغال، وقت و فرصت بیشتری دارند، می توانند

از هر یک از حواس خود، بهینه تر استفاده نمایند.

به همین منظور باید کاملاً مشخص نمائید که :

چقدر از این حواس استفاده می کنید؟

چگونه از این حواس استفاده می کنید؟

و استفاده از این حواس چه نتایجی برای شما به همراه دارد؟

چطوری باید از حواس شش گانه در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) استفاده مطلوب نمود؟

در این جا این سئوالات مطرح می شود که:

چه چیزی می بینید؟

چه چیزی می شنوید؟

چه بوئی حس می کنید؟

چه سطحی را لمس می کنید؟

چه طعمی می چشید؟

چه حسی تجربه می کنید؟

بدین منظور باید به مناظر طبیعی با دقت بیشتری توجه نمایند.

محققین به این نتیجه رسیده اند که قبل از تناول هر خوراکی، در

صورتی که به دقت به آن خوراکی نگاه کنید و چند دقیقه ای وقت

بیشتر برای دیدن آن ها نمائید و نیز بوی مواد غذائی را به خوبی

درک نموده و نیز با مواد غذائی هماهنگی بیشتری انجام دهید،

آن مواد غذائی در موقع جویده شدن و بلعیده شدن، می تواند چندین

برابر زمان های معمولی برای بدن شما مفید واقع گردد.

زیرا که این بار نه تنها با خوردن، بلکه با چشیدن، بویائی، بینائی،

لامسه توانسته اید با آن ماده غذائی ارتباط صحیح و خوبی برقرار

نمائید

و بدن آماده استفاده بهینه از این مواد غذائی برای بالا بردن انرژی

در بدن شما، و در نتیجه بالا بردن شادی، نشاط و سلامتی شما گردد.

بهینه است که به مقاله داستان گوئی در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.   

استفاده مطلوب از حواس پنج گانه در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) به چه معناست؟

همانگونه که در بند قبلی بیان شد، نحوه استفاده از حواس پنج گانه

می تواند در بالا بردن انرژی بدن، نقش مهمی بازی نماید.

لذا از این به بعد، باید مراقب باشید که آیا چیزی که دارید می بینید،

می شنوید، می بویید، لمس می کنید، می خورید، یا حس می کنید،

حالتان را بد می کند یا خیر؟

آیا چیزی که می بینید، یا می شنوید، یا می بوئید، یا لمس میکنید،

یا می خورید یا حس می کنید، برای شما فایده دارد؟

در نهایت باید به این نکته توجه داشته باشید که استفاده از هر یک

از حواس باید برای شما، نتیجه سازنده به همراه داشته باشد، در

غیر اینصورت به صورت بهینه از آن استفاده ننموده اید.

امیدوارم این مقاله برای شما مفید باشد،

در اینصورت آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

تجمع در مقابل ندیدن خود، در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تجمع در مقابل ندیدن خود، در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تجمع مقابل مجلس شورای اسلامی نیز انجام شد.

امروز هم مثل سنوات، عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) با هماهنگی

قبلی جلوی مجلس شورای اسلامی تجمع نموده و درخواست احقاق

حقوق خود را نمودند.

اینکه تا چه حد این عمل صحیح است، خیلی به این مقاله و نگارنده

مربوط نمی شود، لکن آن چیزی که مرا مجبور به نوشتن این مقاله

نمود، این بود که چرا ما عملکرد دیگران در مورد خودمان را به دقت

می نگریم، اما عملکرد خودمان در مورد خود را نادیده می انگاریم و

هیچ موقع تقاضای برگزاری تجمع و راهپیمائی بر علیه ندیدن خود

را ننموده ایم.

در این مقاله می خواهیم این موضوع را مورد بحث و بررسی قرار دهیم.

با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود مقاله ارتباط با خود را مطالعه فرمائید.

خود را ندیدن به چه معناست؟

خود را ندیدن یعنی اینکه دولت، صندوق، کانون، افراد، دیگران و …

همه را ببینید، اما عملکرد خودمان در خصوص خودمان را نایده بگیرم

و اینکه چطوری از خودمان دفاع کنیم و چطوری ارتباط درستی با

خودمان برقرار کنیم؟

زمانی که با انگشت دیگران را خطاب قرار می دهیم و آنها را عامل

تمام رفتارهای انجام شده با ما قلمداد می کنیم، غافل از این هستیم که

با سه انگشت دیگر، خودمان را هدف قرار میدهیم.

زیرا که اگر دیگران حداقل یک برابر در خصوص وضعیت معیشتی،

سلامتی و … ما مقصر هستند، سه برابر خودمان در خصوص موارد

فوق مسئول هستیم و می بایست در این باره تصمیمات اساسی و کاربردی

گرفته و به اجرا درآوریم.

چرا دیدن خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بسیار مهم است؟

تا زمانی که قبول نکنیم که مسئول اتفاقات فعلی ما خودمان هستیم،

هیچ تغییری در وضعیت معیشتی، سلامتی، بیمه و درآمد ایجاد

نخواهد شد.

پس در درجه اول باید خودمان را بشناسیم و خود را ببینیم.

اگر بتوانیم خود را درست ببینیم و مهارت، تخصص، توانائی و عملکرد

خودمان را باور داشته و همچنان بدانیم تا خودمان قدم برنداریم، هیچ فرد

یا گروهی، نیز نمی توانند برای وضعیت زندگی ما کاری انجام دهند.

(هر چند که عزیزان برنامه هائی جهت تغییر وضعیت زندگی گنجینه های

نیروی انسانی دارند)

اگر بدانیم که کلیه اعضاء و جوارح ما برای یک سن سه رقمی ساخته

شده است و اگر هم در حال حاضر مشکل و مسئله ای در خصوص

سلامتی وجود دارد، ما می توانیم بوسیله تغذیه صحیح و انجام حرکات

ورزشی مناسب، مجدداً سلامتی و شادابی و نشاط خود را باز یابیم.

مقاله قدر داشته ها را بدانیم را از دست ندهید.

چطوری می توان خود را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) دید؟

ابتدا باید باور کنیم خودمان مسئول زندگی خود هستیم و این خود ما هستیم

که باید تغییرات اساسی و جدی در زندگی خود ایجاد نمائیم.

پس از اینکه باور کردیم که مسئول زندگی خودمان هستیم، آنگاه با

توکل بر خدا و تهیه برنامه های کوتاه مدت و بلند مدت، نسبت به اجرای

آن اقدام نمائیم.

ما بسیاری از مهارت هایمان را با آموختن ارتباط مؤثر می توانیم به

خوبی به دیگران و نسل بعدی، انتقال دهیم، به صورتی که آنها با طیب

خاطر به سخنان گنجینه های نیروی انسانی گوش فرا دهند و با دریافت

این مهارت ها بتوانند دنیا را برای خودشان و دیگران زیباتر نمایند.

و نیز می توان با ثبت تخصص ها و مهارت های دریافتی، بصورت

نوشته، فیلم و صوت آنها را جاودان نمود و به دیگران نیز انتقال داد.

اقدامک:

هم اکنون با قبول مسئولیت زندگی خود، تصمیم جدی برای تغییر آن گرفته

و در جهت اجرای آن قدمهای اساسی و پایدار بردارید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

پیشکسوتان(بازنشستگان) را باید در سختی ها شناخت

پیشکسوتان(بازنشستگان) را باید در سختی ها شناخت

از قدیم گفته اند، فرد را اگر می خواهی بشناسی، با او به سفر برو.

و هر فرد را در مسافرت می توانی بشناسی، اما در خصوص

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) این عزیزان را می توانید در

مواجه با سختی ها بشناسید، و عملکرد آنان را دریابید.

گنجینه های نیروی انسانی، کسانی هستند که در مواجه با

سختی ها، با اتکاء به تجربیات و سوابق ارزنده خود، همچون

ناخدای کارکشته کشتی که می تواند کشتی را در طوفان های

سهمگین از دریا و اقیانوس عبور داده و به سلامت به ساحل

برساند، می تواند بحران ها را مدیریت نموده و به خوبی آن را

هدایت کرده و همگان را به سلامت از این وضعیت خلاص نماید.

پیشنهاد می شود، مقاله بزن پس کله سختی ها 

را نیز مطالعه نمائید.

پیشکسوتان(بازنشستگان) چه زمان هائی خود را نمایان می نمایند.

شاید بر اساس عرف جاری، پیشکسوتان(بازنشستگان) در

عملکرد به نظر کمی کندتر عمل نمایند، لکن تحقیقات نشان

داده است که گنجینه های نیروی انسانی، خیلی دقیق تر و بهتر

کارها را به انجام می رسانند، شاید کمی آهسته تر، اما بهینه تر

انجام می شود.

پس باید به عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) اعتماد کامل داشت

و بدانیم که تجربیات و مهارت های این گرانمایگان، می تواند

تضمین کننده طی شدن مسیر بصورت بهینه می باشد.

چرا پیشکسوتان(بازنشستگان) را باید شناخت؟

تا زمانی که نتوانیم تجربیات و مهارت و تخصص عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) را به درستی دریابیم، نمی توانیم از

این عزیزان توقع داشته باشیم که آنها بتوانند در مواقع

مورد نیاز، مسائل و مشکلات ما را با درایت حل و فصل نمایند.

چگونه می توان پیشکسوتان(بازنشستگان) را در دوران های

سخت، شناخت؟

با صحبت با عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) و یا خواندن مقالات

و یا احتمالاً کتابهای منتشره توسط آنان می توان به گنج های

درون این گنجینه های نیروی انسانی دست یافت.

البته تعدادی از این عزیزان، شاید هیچ یک از موارد بالا را

نداشته باشند، اما این هنر ماست که بتوانیم با همراهی با

گنجینه های نیروی انسانی، پی به تجربه و مهارت این عزیزان ببریم.

و در زمانی که از وجود چنین گوهرهائی با اطلاع شدیم،

باید با کمال احترام، در زمان های مورد نیاز از وجود

گهربارشان استفاده نمائیم. و بدانیم که وجود این عزیزان نه

تنها در سختی ها و مشکلات برای ما لازم و ضروری می باشد،

بلکه در تمام موارد، ما می بایست، از این گرانمایگان، تکریم

لازم را به عمل آوریم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

بجای بیمارستان به بهبودستان برویم:

بجای بیمارستان به بهبودستان برویم:

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بهینه است که بجای رفتن به بیمارستان

به بهبودستان برویم.


و بجای اینکه از داروهای شیمیائی و … استفاده نمائیم،

از داروهای ذاتی داخل بدن خود استفاده نمائیم.

شاید این جملات برای شما، بسیار جای تعجب داشته باشد،

لکن از زمانی که در این حوزه وارد شدم، بسیاری از

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) را یافتم که نیاز به بیمارستان

نداشتند، بلکه تنها نیاز به بهبودستان دارند و باید خود را

بازسازی روحی نمایند تا بتوانند مجدداً به زندگی خود بازگردند.

پیشنهاد می شود، مقاله جوان بودن قلب در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) را نیز مطالعه نمائید.

بیمارستان چیست؟


بیمارستان در لغت نامه دهخدا به شکل ذیل تعریف شده است:

خانه وعمارتی که سلاطین در بعضی شهرها بسازند و بیماران

را آنجا طبیب دیوانی معالجت نماید و آن را بیمارسان و مارستان نیز گویند.

بهبودستان چیست؟


بهبودستان را با توجه به معنی بیمارستان می توان خانه و عمارتی

نامید که افراد در آنجا، بجای استفاده از داروهای شیمیائی و ..

از تکنیک های مخصوص استفاده نموده و خود را مجدداً بازسازی

می نمایند و سلامتی و شادابی خود را باز می یابند.

مقاله قایق زندگی را نرم و سبک به جلو برانیم را نیز مطالعه نمائید.

چرا بهبودستان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم است؟


 همه کادر پزشکی اعتقاد دارند، که هر داروی شیمیائی،

اثرات غیر نیز دارد.

          
با استفاده از هر داروی شیمیائی، شاید یک گوشه از بدن، یا بیماری

مخصوص به آن مرتفع گردد، لکن مشخصاً به نواحی دیگر بدن،

آسیب و زیان می رساند.

                 
به همین خاطر است که پیشنهاد این است که بجای اینکه تا گوشه ای

از بدن، دچار درد میگردد، به بیمارستان و پزشک مراجعه نمائید،

بهینه است که از داروهای ذاتی در داخل بدن، با استفاده از تحرک و

تغییر روحیه استفاده نمائیم و اجازه ندهیم که داروهای غیر داخل بدن گردد.

خبر خوش در خصوص بهبودستان.


حدود سه هفته پیش با پدری مواجه شدم که با عصا، و به کمک

اطرافیان اقدام به حرکت می کرد و زمانی که از وی جویای

احوالش شدم، اعلام نمودند که چند تا از پزشکان، دیسک کمر

او را تشخیص و به او پیشنهاد عمل جراحی را نمودند.

           
بعد از حدود 45 دقیقه صحبت با ایشان و اهداء کتاب الهی پیر شی،

به این پدر گرامی، ایشان قول دادند که کتاب را مطالعه و در جهت

سلامتی خود گام بردارند.

             
جالب اینکه در شب گذشته که از اقوام ایشان جویای حالشان بودم،

متوجه شدم که از همان شب، تصمیم جدی برای تغییر سبک زندگی

خود گرفته است و از فردای همان روز، اقدام به رفتن به استخر و

آب درمانی نموده است.

               
و اعلام داشتند که در حال حاضر علاوه بر اینکه عصای خود را

کنار گذاشته است، بلکه درد کمر ایشان نیز به مراتب بهتر گردیده است.

           
البته این خبر باعث خوشحالی بیش از حد من شد، که یک گنجینه

نیروی انسانی دیگر، نیز مجدداً به زندگی بازگشته و می توان از

تجارب و اندیشه های این عزیز پیشکسوت(بازنشسته) استفاده لازم

را ببریم.

چگونه می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) به بهبودی

دست یافت؟

بهبودی فرد، زمانی که به پزشک مراجعه می نمایند، بیشتر جنبه

روانی دارد، تا جنبه های شیمیائی، زیرا تا فرد، دارو را بعنوان

درمان کننده قبول ننماید، هیچ درمانی نمی تواند، بر اوضاع جسم

مسلط گردد.

                  
ما در همین جا، می خواهیم از همین شیوه برای بهبودی استفاده نمائیم.

           
به قول استاد علیرضا سلیمی، که فرمودند بدن انسان، خود یک

کارخانه تولید داروی شبانه روزی است، کافی است دقیقاً مثل زمانی

که نیاز به داروی فیزیکی داریم، آدرس داروخانه های شبانه روزی

و داروخانه های اطراف محل سکونت را به خوبی در ذهن خود نگاه

میداریم، همانگونه در زمان بیماری و نیاز، بدانیم چگونه و از چه

قسمتی، داروی مورد نیاز خود را تأمین نمائیم.

            
کافی است در زمان بیماری، و نیاز به داروی داخلی، فقط شروع

به تحرک و فعالیت نمائیم، تا بدن خود بصورت اتوماتیک، اقدام

به تولید و ارائه داروی مورد نیاز بدن نماید.

              
بله به همین سادگی امکان پذیر است، کافی است که بخواهیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

         
آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.