در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) سن تنها یک عدد است.

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) سن تنها یک عدد است.

سن تنها یک عدد است، این را نه اینکه تنها من بگویم،

بلکه بسیاری از افرادی که حتی تا سنین بالا هم اجازه

خطاب کردن آنها، به نام پیرمرد، یا کهنسال را نمی دهند

و هنوز هم هم پای بسیاری از جوانان در میدان های

مختلف، خود نمائی می نمایند، با تمام وجود فریاد می زنند.

با تعدادی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) که ملاقات

می نمایم و در کلاس ها شرکت می نمایند، زمانی که از

وضعیت جسمی و روحی آنها پرسش می شود، با بیان اینکه

دیگر سن آنها بالا رفته و باید مرتب منتظر مسائل و

بیماری های مختلف باشند، اعلام می نمایند که بسیاری از

بیماری ها به سر وقت آنها رفته و آنها را درگیر خودشان

نموده است.

چه تفاوتی است مابین آنهائی که حتی با سنین بالا، هنوز

هم بدون اینکه از عدد سن خودشان واهمه داشته باشند و

آن را نمادی برای افسردگی، بیماری و یا … بدانند، از

آن تنها به عنوان یک عدد نشان دهنده سالهای عمر خود

یاد می نمایند و کسانی که این عدد، را بارها و بارها در

ذهن خود مرور نموده و با افزایش هر یک رقم بر آن،

خود را برای دریافت بیماری های بیشتر و افسردگی بیشتر

آماده می نمایند؟

ما در این مقاله در این خصوص بحث و بررسی می نمائیم.

پیشنهاد می شود مقاله طول عمر انسان چقدر

است را نیز مطالعه نمائید.

سن ملاک سلامتی و شادابی نیست؟

بله سن تنها شاخص سلامتی و شادابی نیست، چه بسیار

افرادی که در سنین نوجوانی، جوانی و میان سالی دچار

انواع و اقسام بیماری ها و مسائل و مشکلات گردیدند و

چه بسیار گنجینه های نیروی انسانی که علیرغم بالا رفتن

عدد سن آنها، همچنان به فعالیت و کار تلاش خود بی وقفه

ادامه می دهند که از آن جمله می توان به :

–       استاد ورزش محله ما(استاد شیرازی) که هم اکنون
با داشتن حداقل 85 سال، هنوز هم بسیاری از جوانان
نمی توانند همپای او دور پارک بدوند و یا در استخر
همراه او شنا نمایند.

           

–       پدر بزرگواری که در حال حاضر با داشتن
حداقل 110 سال، هنوز هم برای رفتن به شکار، به
دنبال گرفتن مجوزهای مربوطه از مراجع مربوطه می باشد.

 

–       مادر بزرگواری که با داشتن عدد 100 در
آلبوم سن خود، هنوز هم درخواست اجاره سالنی جهت

خیاطی و آموزش این هنر به دیگر جوانان جویای کار دارد.

–       یا پدری دیگر که با وجود داشتن 90 سال، هنوز

کیلومترها پیاده روی میکند، علیرغم اینکه بر اساس گفته

خودش، دکتر بعد از 90 سال، او را 40 روز خانه نشین

 کرده بود.

 

–       آقای حسن مرادي نقاش ۸۱ ساله محله پيروزي اين
روزها مشغول توضيح آثارش به هم‌محله‌اي‌هايي است
كه براي تماشاي نقاشي‌هايش به سراي محله مراجعه
مي‌كنند. با شور و شوقي كه از سن و سالش بعيد به نظر
مي‌رسد پا به پاي جوان‌ها پاي تابلو‌ها مي‌آيد و با صبر و
حوصله توضيح مي‌دهد که براي كشيدن و طبيعت‌سازي از
منظره به نقش كشيده در ميان قاب‌ها از چه موادي استفاده
كرده است.

–      همچنین مربی تیم فوتبال پرسپولیس آقای برانکو

ایوانکوویچ که به تازگی تولد 63 سالگی خود را جشن

گرفته است، هنوز هم به خوبی در زمین فوتبال به میدان

می رود.

و از نمونه های خارجی نیز به موارد ذیل اشاره نمود

هر چند که مشت نمونه خروار است:

–       کازیوشی میورا مهاجم نامدار فوتبال ژاپن در

حالی که تولد پنجاه سالگی اش را به تازگی جشن گرفته

بود در بازی تیم های یوکوهاما و ماتسوما یاماگا به میدان

رفت.  فصل گذشته در حالی که ۴۹ سال و سه ماه و

۲۴ روز سن داشت مقابل گیفو گلزنی کرد و دوباره

رکورد خود در این زمینه را بهبود بخشید.

 

–       فیلیپ دوماس ۶۰ ساله شانسی برای رسیدن به

آرزوی دیرینه اش ، مدلینگ دارد؟؟ کسی شانس زیادی

برای او قائل نبود اما فیلیپ ، مدیر بازنشسته یکی از

سازمان های سینمایی فرانسه نشان داد که هیچگاه برای

رسیدن به آرزوی خود دیر نیست.

                

–       همچنین خواهر مدونا بودر که مردم به او لقب

“راهبه آهنین” را داده اند. او اولین بار در سن 52

سالگی در رقابت های ورزش های سه گانه شرکت کرد

و از آن زمان تاکنون در بیش از 340 رقابت شرکت

کرده است و  در سن 86 سالگی، او هنوز هم در این

رقابت های بزرگ شرکت می کند و به این زودی نیز

قصد پیشکسوتی(بازنشستگی)ندارد.

 

چرا سن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) نباید مد نظر

قرار گیرد؟

این انتخاب شماست که در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

که می توانید زندگی خوب، شاد و بانشاطی را با بودن در

کنار خانواده با همراه داشتن حداقل 30 سال سابقه کار و

تلاش و مهارت و تخصص، به بهترین روزهای عمر خود

تبدیل نمود، را به روزگاری تبدیل نمائید که مدام چشمان

خود را به عدد سن خود معطوف نموده و روزها را یکی

پس از دیگری شمرده و هر روز نیز با بالا رفتن این عدد،

و بر اساس یک سری از گفته های غلط دیگران، منتظر

دریافت انواع و اقسام بیماری، افسردگی و تنهائی و … باشند.

به نظر شما، کدام یک بهینه تر است؟

شاد و با نشاط بودن بدون توجه به رقم سن؟

یا توجه کامل و تمام به عدد سن، که متأسفانه روز به روز

نیز بر این رقم افزوده می گردد؟

بهر حال این انتخاب شماست که چگونه و با چه شیوه ای

این دوران را بگذرانید.

هر چند که شاید این ارقام برای تعداد از عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) عدد بزرگی جلوه نماید، لکن

برای اینجانب و بسیاری از افرادی که در این زمینه

مشغول تحقیق هستیم، به هیچ عنوان اعداد دو رقمی

برای سن، اعداد بزرگی نیستند.

و با توجه به یافته های علمی جدید، حداقل این عدد

تا سال 2000 می تواند به عدد 100 برسد.

چطوری می توان عدد سن را در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) نادیده گرفت؟

بارها در این خصوص بحث و تبادل نظر انجام شده است.

بسیاری از کارهائی که در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

می توان انجام داد و به شادی، نشاط و سلامتی بیشتر دست

یافت را در کتاب “الهی پیر شی” جمع بندی و ارائه نموده ام.

امیدوارم که بتوانم فرهنگی را که در آن سن تنها یک عدد

بیش نباشد را در بین عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) نهادینه

نمایم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

داستان گوئی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

داستان گوئی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

داستان گوئی یکی از علائقی است که از کودکی در وجود

همگان به رایگان قرار داده شده است و همگی این علائقه

را تا پایان عمر همراه خود دارند.

             

این علاقه حتی تا بزرگسالی و کهنسالی نیز ادامه دارد.

حال که این علاقه در وجود ما نهادینه است، چرا از همین

ابزار برای بالا بردن انرژی و انگیزه خود، در جهت

مطلوب شایسته استفاده ننمائیم؟

چرا نباید از کوچکترین چیزها، برای شادی، نشاط و

سلامتی خود در همه عمر، و بخصوص در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) استفاده نمائیم؟

خیلی از مسائلی که می توانیم به صورت خیلی راحت برای

شادی و نشاط خود استفاده نمائیم، نیاز به هیچ گونه مبلغ،

هزینه و یا کلاس و جمعی ندارد، کافی است، که دو نفر گرد

هم جمع شوند و از همین داستان گوئی بسیار ساده

استفاده نمایند.

به همین خاطر بر این شدم که در این مقاله نگاهی به آن

بیندازیم و داستان گوئی را مورد بحث و بررسی قرار دهیم.

پیشنهاد می شود مقاله زندگی جویبار

خاطره هاست را نیز مطالعه نمائید.

داستان گوئی چیست؟

داستان گوئی، ابزاری برای انتقال فرهنگ شفاهی و ایجاد

ارتباط کلامی و غیرکلامی موثر بین افراد مختلف می باشد.

داستان به نوشته ای گفته می شود که در آن، نویسنده فکر

اصلی خود را در قالب حکایتی به خواننده ارائه دهد؛ خواه

این داستان کاملاً جنبه ی تخیلی و غیرواقعی داشته باشد و

خواه واقعیات زندگی در آن با رنگ و روغن تخیل و پرداخت

نویسنده، آرایش دیده باشد.

داستان و داستان گوئی، موضوعی آشنا برای همه در همه

جوامع است. انسان ها در سفر و حضر، در غم و شادی،

در تنهایی و  جمع و حتی در گیر و دار جنگ ها و

بحران های زندگی با داستان همراه و مایوس بوده اند؛

به همین علت، داستان را هم زاد انسان و زمان شکل گیری

نخستین داستان ها را روزهای آغازین زندگی انسان

در زمین، می دانند.

چرا مقاله سطح انرژی در دوران پیشکسوتی

را مطالعه نمی نمائید. 

در کتاب های آسمانی با شیوه ای خاص،‌داستان هایی برای

عبرت،‌ تذکر، هدایت و انذار مطرح شده است؛ تورات ،

انجیل و قرآن سرشار از داستان هایی هستند از انبیا، اقوام

و تمدن هایی که آمده اند و رفته اند و زندگی آن ها چراغ

راه دیگر انسان ها شده است.

چرا داستان گوئی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم است؟

هنر باستانی داستان گوئی شفاهی این ارزش را دارد که

برای یادگیری آن تلاش شود. زیرا هم برای گوینده و هم

شنونده لذت آفرین است

داستان گوئی شامل گوش کردن، تصور کردن، اهمیت

قائل شدن، قضاوت کردن، خواندن، مناسب سازی، خلق

کردن و مشاهده کردن و به خاطر سپردن و برنامه ریزی است.

داستان گویی دارای سه ارزش مهم است:

داستان گوئی از روی میل و علاقه، تصویرهای ذهنی

و تجسم فکری را جهت می دهد و به تخیل داستان گو

و شنونده دامن می زند.

داستان گوئی به بزرگسالان فرصت می دهد پای کودکان

را به میدان تجربه های ادبی بکشانند بی آن که پایبند به

کتاب باشند.

داستان گوئی، در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) این

فرصت را که به مسائلی غیر از مسائل درگیرتوجه نمائیم،

بوجود می آورد.


داستان گوئی، مخصوصاً از دوران جوانی، اشتغال، انگیزه،

نشاط و شادابی را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بالا

می برد و موجب ترشح هورمون های شادی آور گردیده و

وضعیت جسمی و روحی عزیزان گنجینه نیروی انسانی

را به مراتب بهبود می بخشد.

چه داستانهائی مفید است؟

با بیان موارد بالا، شاید همگان به این نتیجه برسند که

خوب، پس ما مجاز هستیم هر داستانی را نقل مجالس

نمائیم و شروع به تعریف از آنها نمائیم.

مثل: داستان خفاش شب

داستان قتل های زنجیره ای و ….

خیر، به هیچ عنوان قصد و نیت ما از گفتن داستان،

چنین داستان هائی نبوده و نیست.

با داستان های بالا، نه تنها حال ما خوب نمی شود که

مشخص است، حال ما را به مراتب بدتر و خراب تر

می نماید.

لذا مقصود ما از داستان گوئی، صرفاً داستان های انگیزشی

و داستان هائی است که می تواند بر روحیه ما اثر مثبت بگذارد.

پس اتوماتیک وار، داستان های منفی و جنائی، از سری

داستان های ما، جدا می شود.

چطور داستان گوئی نمائیم؟

داستان گوئی، مراحلی دارد که آن مراحل به شرح ذیل می باشد:

–       صحنه پردازی

باید صحنه ای که در آن، داستان اتفاق افتاده است،

را کاملاً توصیف نمائید:

–       چه زمانی

باید زمان وقوع اتفاق و داستان را دقیقاً اعلام نمود.

–       چه جائی

محل وقوع اتفاق را نیز بصورت خیلی دقیق باید ذکر نمود.

–       توصیف محل

توصیف محل باید بصورتی باشد که فرض نمائید،

برای فردی که نابینا است، توضیح می دهید و کاملاً

باید فضای آن محل را به تصویر بکشید.

–       معرفی شخصیت ها

پس از آن به سراغ معرفی شخصیت ها میرسد که

باید دانه به دانه و یکی یکی، شخصیت ها را

معرفی نمائید.

–       کشمکش و درگیری

سپس نوبت به بیان اتفاق و حادثه رخ داده شده

می رسد که باید با شرح دقیق، اتفاق رخ داده شده

را بصورت تفصیلی بیان نمائید.

–       تغییر دنیا

در پایان نیز، نتیجه و دستاوردی که می خواهید

از این داستان در ذهن مخاطب جاگیرد، را به

صورت کامل و شفاف بیان می نمائید.

امیدوارم که بتوانید با گفتن داستان خوب و مفید به یکدیگر،

سهمی در شادی، نشاط و سلامتی خود و اطرافیان خود

داشته باشید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

متمرکز نشدن بر روی دردها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

متمرکز نشدن بر روی دردها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که بعضی از افراد آن را دوران

“روبرو شدن با دردها” می دانند، دورانی است که بعد از دوران

اشتغال، در صورتی که برای خود برنامه ریزی مناسب و سبک

زندگی خوبی نداشته باشیم، به دلیل بالارفتن سن، بدن نیروی خود

را از دست میدهد و مسائل و مشکلاتی در سر راه قرار می گیرد و

فرد بجای اینکه به فکر راه حل برای این مسائل بیفتد، به خود مسائل

و مشکلات بیشتر تمرکز نموده و بیماری افسردگی که منبع کلیه

بیماری های دیگر است را به راحتی وارد بدن می نماید.

و مشخص است به محض دریافت افسردگی، بقیه بیماری ها و دردها

نیز به سمت بدن هجوم می آورند. حال این فرد است که می بایست

انتخاب نماید که آیا می خواهد تنها بر روی دردها و امراض متمرکز

شده و به غیر از این ها چیز دیگری در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

نبیند، یا اینکه تنها به این دردها و امراض به عنوان مسئله ای نگاه مینماید

و در صدد حل آنها بر می آید.

ما در اینجا قصد داریم به تمرکز شدن بر روی مسائل نگاه جدیدی

داشته باشیم.

متمرکز شدن چیست؟

متمرکز شدن یعنی اینکه تمام افکار و ذهن خود را بر روی چیزی

قفل نموده و همه جا به همه شکل آن چیز را ببینیم.

متمرکز شدن هم میتواند بوسیله نگاه کردن به شی یا چیز اتفاق بیفتد

یا می تواند به وسیله فکر کردن به شی یا چیز اتفاق بیفتد.

حال سئوال این است که متمرکز شدن خوب است یا خیر؟

آیا ما نباید بر روی مسائل و چیزها متمرکز شویم؟

اگر به زندگی افراد موفق نیز نگاه کنید و زندگی آنان را بررسی

نمائید، می توانید رمز موفقیت آنها را نیز در متمرکز شدن بر روی

هدفشان بیابید.

متمرکز شدن می تواند خوب یا بد باشد، متمرکز شدن بر روی هدف

در افراد موفق آنها را به اهداف خود رسانده و آنها را موفق

می سازد. اما چرا همین متمرکز شدن در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) میتواند بد باشد.

بعلت این است که در این دوران، اکثر افراد بر روی دردها و

امراض تمرکز دارند و تمرکز خود را بر روی مسائل خوب و

زیبای این دوران برداشته و به مسائل منفی برده اند.

چرا متمرکز شدن بر روی دردها، در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) خوب نیست؟

همان گونه که شرح داده شد، تمرکز به خودی خود خوب یا بد نیست، آن

چیزی که به آن توجه شده است، می تواند مشخص نماید که این متمرکز

شدن خوب است یا بد؟

در این دوران که بعلت سبک ناصحیح می تواند با دردها و امراضی به

همراه باشد، اگر بر روی این دردها و امراض تمرکز نمائیم، بر اساس

قانون جذب(همان قانونی که افراد موفق را به اهدافشان می رساند) دردها

و امراض بیشتری را به سمت ما جلب نموده و در نهایت خوشی و

سلامتی را نابود می سازد.

و در این دوران که دورانی است که بیشترین نیاز بدن به سلامتی حس

می شود، می بایست از لحظه لحظه سلامتی خود استفاده نمائیم و از

هر چه که این نعمت را از ما زائل می سازد، دوری گزینیم. لذا بهینه

است که اگر می خواهیم متمرکز شویم، متمرکز بر روی درد و رنج

نباشیم، و متمرکز بر روی رفع آنها و سلامتی گردیم.

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بجای تمرکز

بر روی درد بر روی مسائل دیگر تمرکز نمود؟

ذهن ما، به صورت اتوماتیک مایل است که تمرکز ما را بر روی مسائل

و اتفاقات ناگوار بکشاند تا آنکه بر روی مسائل و اتفاقات خوب متمرکز

گردد. لذا این ما هستیم که باید مشخص کنیم که ذهن ما بر روی چه

مسائل و چیزهائی متمرکز گردد.

روش های متعددی برای ایجاد تمرکز مثبت وجود دارد، وجه مشترک

همه آنها، نیاز به تمرین است «تمرین» یعنی تکرار یک عمل بارها و

بارها. همان طور که اگر بخواهیم بدن خود را قوی و متناسب نمائیم

لازم است که فعالیت فیزیکی را به طور منظم تمرین و تکرار کنیم، باید

ذهن خود را نیز تمرین دهیم.

ایجاد حالت‌های جدید ذهنی از راه تمرکز

تمرکز راهی برای کنار آمدن با حالت‌های ذهنی است، پس منطقی

است اگر برای ایجاد تغییری مثبت از روشی ذهنی استفاده کنیم. ممکن

است برای تغییر وضعیت ذهنی خود روش‌های فیزیکی را هم به کار

ببریم. نشستن به حالت‌های مختلف در یوگا نمونه ای از روش‌ فیزیکی

هست. اینها به تنهایی تمرکز محسوب نمی‌شوند. این گونه روش‌های

فیزیکی شاید کمک کنند تا وضعیت ذهنی خاصی به وجود آید، اما

تمرکز فعالیتی است که فقط با ذهن سر و کار دارد. البته می‌توان در

حین یوگا هم تمرکز کرد. اما فعالیت جسمی و فعالیت ذهنی دو چیز

متفاوت‌اند: یکی با جسم سروکار دارد و دیگری با ذهن.

آرام کردن ذهن

یک روش دیگر تمرکز آرام کردن ذهن است به طوری که به یک

حالت ذهنی طبیعی‌تر برسیم. در این مورد نکته بسیار مهمی وجود

دارد که باید درک کنیم: وقتی می‌کوشیم ذهن را آرام کنیم، هدف این

نیست که ذهنی تهی داشته باشیم، مثل این که رادیو را خاموش ‌کنیم.

هدف ما به هیچ‌وجه این نیست. اگر این طور بود می‌شد به جای

آرام کردن ذهن به خواب رفت. هدف این است که تمام حالت‌های

آزاردهنده ذهن را آرام کنیم احساسات خاصی می‌توانند آزاردهنده

باشند از جمله زمانی که مضطرب، نگران یا وحشت‌زده هستیم. ما

باید تمام چنین احساسات ناراحت‌ کننده‌ را آرام کنیم.

حال باید چه کاری انجام داد؟

از همین لحظه شروع به تغییر دادن تمرکز خود از تمرکز بر روی

درد، به تمرکز بر روی تجربه و سلامتی و مهارت خود اقدام نمائید.

هر چه بیشتر بر روی سلامتی و تجربه اتان متمرکز شوید، سلامتی

بیشتری به سمت شما خواهد آمد و راه های رفع درد و رنج به شما

آموخته خواهد شد.

روابط اجتماعی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

روابط اجتماعی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

در دنیائی که روابط اجتماعی در سلامتی روح و روان، حرف اول

را میزند، عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) باید این مهارت خود را به

مراتب تقویت نمایند زیرا که اگر چه در این دوران، ارتباط بین همکاران

با وجود فاصله ها و مسائل خانواده ها بسیار کم می شود، روابط

اجتماعی در جامعه بوسیله پیشکسوتان(بازنشستگان) می تواند، یک

سری از مسائل و مشکلات را برطرف نماید.

پژوهشی در دانشگاه هاروارد انجام شده که از سال 1930 آغاز شده

و تا کنون نیز ادامه دارد. با این پژوهش به این نتیجه رسیده اند که

روابط فردی و اجتماعی از جمله عوامل حیاتی در سالم ماندن و شاد

زیستن می باشد.

از آغاز این پژوهش که حدود 75 سال از آن می گذرد، 724 نفر در

دو گروه، یک گروه دانشجویان پسر دانشگاه هاروارد و گروه دیگر

پسران فقیر و محروم بوستون بودند مورد مطالعه قرار گرفتند. تعدادی

از این افراد در حال حاضر زنده و در دهه ی 90 عمر خود به سر

می برند، و این پژوهش همچنان بر روی فرزندان آنان در حال انجام

است.

 در این پژوهش که کاملاً بر روی نفرات مورد بررسی نظارت کامل

وجود داشت، و مرتب از نحوه زندگی و وضعیت سلامتی و پرونده

پزشکی آنان گزارش های متنوع تهیه می شد، نتایجی بدست آمد که

بهت همگان را به دنبال داشت. و آن این بود که ثروت، موفقیت یا

وضعیت جسمانی یک فرد در 50 سالگی همان عواملی نیستند که

موجب تداوم سلامتی و شادمانی در دهه ی 80 زندگی شوند، بلکه

میزان رضایت افراد از روابط اجتماعی، نقش تعیین کننده دارد. و

مشخص شده است که افرادی که روابط بهتری با خانواده، دوستان و

به طور کلی افراد جامعه دارند، آدم های شادتر و سالم تری هستند

که طول عمر بیشتری نیز خواهند داشت.

مثال دیگری که قدرت روابط فردی و اجتماعی را در افزایش سلامتی

و طول عمر نشان می‌دهد، پژوهشی است که با عنوان اثر رُزِتو

(Roseto effect) شناخته می‌شود. رزتو شهر کوچکی واقع در

شمال‌ شرقی پنسیلوانیا است. در دهه‌ی ۱۹۶۰ میلادی، یک پزشک

محلی متوجه شد آمار ابتلا به بیماری‌های قلبی در این منطقه به طرز

شگفت‌انگیزی کمتر از شهرهای اطراف است. این در حالی بود که

ساکنان این شهر به کشیدن سیگار، مصرف نوشیدنی‌های الکلی،

گوشت قرمز، سوسیس و کالباس و پنیر فراوان عادت داشتند. همچنین

این افراد در معرض گازهای سمی و غبار ناشی از معادن سنگ بودند.

همه‌ی اینها دقیقا همان چیزهایی است که برای سلامتی مضر دانسته

می‌شوند.

در عوض، مردم این شهر پشتِ هم بودند و از یکدیگر حمایت می‌کردند.

در این شهر خبری از جرم و جنایت نبود. مردم وعده‌های غذایی را

بهانه‌ می‌کردند تا دور هم جمع شوند و خوش بگذرانند. همه‌ی مردم این

شهر اخلاقِ کاری داشتند و برای یک هدف مشترک تلاش می‌کردند:

اینکه زندگی بهتری را برای فرزندان‌شان فراهم کنند. نتیجه این شد که

فرزندان‌شان بیشتر و بیشتر به موفقیت‌های مادی معمول رسیدند، اما

لزوما وضع زندگی‌شان بهتر نشد. نسل جدید مثل پدر و مادرهای‌شان پشت

هم نبودند و به تدریج، آمار ابتلا به بیماری‌های قلبی و مرگ زودرس در

رزتو به پای شهرهای اطراف رسید

ساکنان رزتو مهاجران ایتالیایی بودند. به نظر می‌رسد سبک زندگی

و پشت هم بودن ساکنان این شهر نقش تعیین‌کننده‌ای در عدم ابتلای

آنها به بیماری‌های مزمن داشته و این دقیقا همان سبک زندگی

مدیترانه‌ای است. رژیم غذایی مدیترانه‌ای یکی از سالم‌ترین رژیم‌های

غذایی در سراسر جهان است.

چرا روابط اجتماعی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم است؟

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که به گفته برخی، عضلات و

ماهیچه ها به سمت نقصان پیش می رود، و فرد از لحاظ روحی

دچار مشکلات می گردد، داشتن روابط اجتماعی مخصوصاً با افراد

هم سن و سال خود، بسیار در سلامتی و شادی و نشاط فرد، نقش

بسزائی بازی می کند و با بررسی کوتاهی بر روی عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) کاملاً مشخص است که گنجینه های بازنشسته ای که

ملاقاتهای دوره ای و برنامه های مستمر جهت ملاقات یکدیگر دارند،

از لحاظ سلامتی، شادی و نشاط و انجام کارهای روزمره، از افرادی

که برای روابط اجتماعی خود، اهمیتی قائل نیستند، در سطح قابل

قبول تری می باشند.

چطوری در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) روابط اجتماعی خوب

داشته باشیم؟

با چند راهکار ساده و قابل انجام، میتوان روابط اجتماعی را در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) تقویت و در نتیجه، سلامتی، شادی و نشاط را

برای خود و خانواده به همراه داشت. لیست اقدامات قابل انجام جهت

داشتن روابط اجتماعی خوب در ذیل آمده است:

  • – روابط خود را با خانواده و دوستان مستحکم کنید.
  •  
  • – از همین که هستید راضی باشید و با غریبه ها طوری رفتار کنید
  •  
  • که انگار دوستان شما هستند
  •  
  • – به مدت 30 روز، هر روز با 3 غریبه حرف بزنید
  •  
  • – وقتي در حال تقويت روابط اجتماعي هستيد سعي كنيد صادق و
  •  
  • بي ريا عمل كنيد.
  •  
  • – يكي از مهمترين تمرين هاي خود سازي تمرين «شنونده خوبي
  •  
  • بودن» است.
  •  
  • – با صداي بلند بخنديد و زندگي را خيلي جدي نگيريد.
  •  
  • – قسمتي بزرگي از خودسازي دوست داشتن خود است.
  •  
  • – شخصيت خود را پرورش دهيد.
  •  
  • – وقتي در حال كار براي خودسازي هستيد به خود اطمينان
  •  
  • داشته باشيد.
  •  
  • – يكي از نمودهاي خودسازي كنترل خويشتن است.
  •  
  • – روابط خود را تقويت كنيد.
    سایت گنجینه نیروی انسانی
  •  
تغییر نام "بازنشسته" به "پیشکسوت"

تغییر نام “بازنشسته” به “پیشکسوت”

از زمانی که در خصوص عزیزانی که یک عمر زندگی خود را در

ادارات و سازمان ها و ارگان ها، گذرانده و پس از حداقل 30 سال،

به افتخار بازنشستگی نائل می گردیدند، مشغول تحقیق و فعالیت گردیدم،

همیشه این سئوال برایم بود که چرا به این قشر خوب و پرتلاش، بعد

از یک عمر کار و تلاش، لقب بازنشسته تعلق می گیرد.

آیا تا حالا نشسته بودند که حالا دوباره می خواهند بنشینند؟

یا در این دوران باید بروند و با زن بنشینند؟ و اگر خانم بودند، باید

مردنشسته بشوند؟

یا بازِ نشسته می شوند؟ پرنده قوی هیکل و شکاری بازِ ی که بعد از

مدتها به زمین نشسته و در حال استراحت می باشد؟

تمام این تعاریف باعث نشد که انرژی منفی و بار منفی که از شنیدن

این کلمه برایم تداعی می شد، کم شده و بتوانم با این کلمه، کنار آیم.

لذا شروع به گردش و تحقیق در خصوص تغییر این نام و یافتن

کلمه ای که درخور این قشر عظیم و پر تلاش باشد، گشتم.

خوشبختانه، خدمتگزاران پرتلاش صندوق بازنشستگی کل کشور،

قبلاً تحقیقاتی در این خصوص داشتند و به کلماتی از قبیل،

“پیشکسوت”، “خردمند” رسیده بودند. و نگارنده نیز بعد از

مدتی، به این نتیجه رسیدم که کلمه پیشکسوت، می تواند هم بار

کار و تلاش چندین ساله را به همراه داشته باشد و هم بار

معنائی تجربه و مهارت و تخصص را به همراه خود دارد.

لذا بر آن شدم که دیگر بجای کلمه بازنشسته، از کلمه پیشکسوت،

که شاخص این گنجینه های گهربار نیروی انسانی است، استفاده

نمایم. و به دلیل اینکه هنوز این کلمه، در جامعه جا نیافتاده است،

مانند کسانی که نامشان را تعویض می نمایند و تا مدتی، اسم قبلی

خود را در پرانتز همراه نام جدید می آورند، نگارنده نیز در کلیه

مقالات و نوشته های خود، سعی در بکار بردن این کلمه

پیشکسوت(بازنشسته) نمود.

پیشکسوت کیست؟

پیشکسوت در ویکی پدیا، به معنی این آمده است که : به هر کس

که در کاری سابقه و تجربه زیادی داشته باشد اطلاق می‌شود.

بدین سان به شکل سنتی افزایش سن افراد شاغل در کاری به دلیل

تجربه بیشتر پیشکسوتان آن حرفه و یا رسته ورزشی محسوب

می‌شود.

دقیقاً بر اساس تعریفی که آمده است، افراد باتجربه پرتلاش ادارات،

در کارشان سابقه دار و تجربه کافی دارند. و این می تواند، بر تلاش

و تجربه فراوان آنان صحه گذاشته و آنان را همیشه استوار و پایدار

نشان دهد.

چرا تغییر نام از بازنشسته به پیشکسوت ضروری است؟

در زمان های کودکی، هر موقع که می خواستیم کسی را مسخره نمائیم،

شروع به تحقیر آنان می نمودیم، و آنان را با القاب تنبل، بی عرضه

و … صدا می نمودیم. حال در زمانی که به سن پیشکسوتی می رسیم،

بجای اینکه از لقبی که شایسته باشد استفاده نمائیم، از کلمه بازنشسته

استفاده می شود که بار منفی بالائی دارد.

و زمانی که به فردی مرتب این کلمه گفته شود، مثل تعدادی از عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) در ذهنشان این امر مشتبه می گردد که تا کنون

نیز نشسته بودند و الان مجدداً فقط برای گرفتن ابلاغ حکم، از جای خود

برای مدتی کوتاه بلند شده و مجدداً در جائی دیگر می نشینند.

همانگونه که برای رسیدن به موفقیت، ابتدا باید نسبت به اصلاح واژگان

خود اقدام نمائیم، پس باید برای تغییر در شرایط و روحیه و فرهنگ

گنجینه های نیروی انسانی، لازم است که ابتدا، از لقب خوب و پسندیده

پیشکسوت بجای لقب دارای بار منفی “بازنشسته” استفاده نمائیم تا قدم

به قدم، نسبت به اصلاح و تغییر وضعیت این خوبان روزگار، پیش

برویم.

چطوری باید این تغییر نام به صورت یک فرهنگ درآید؟

زمانی که به کانون های بازنشستگی و صندوق های بازنشستگی سر

میزنم و جویای احوال این عزیزان می شوم، بعضی از آنها از بکار

بردن کلمه پیشکسوت بجای بازنشسته توسط اینجانب دچار تعجب

می گردند و برخی از این عزیزان نیز مطابق مواردی که متأسفانه

برای تعدادی از پیشکسوتان(بازنشستگان) وجود دارد و در همه چیز،

بجای اینکه موارد مثبت آن را درک نمایند، از یافتن موارد منفی در

آن استفاده نموده و از نگارنده جویای سّرِ این کلمه می شوند و

می پرسند، آیا می خواهم با تعویض نام آنان را بفریبم و بقول معروف

“کاسه ای زیر نیم کاسه است یا خیر”؟

اما براستی چیست که چنین افکار منفی را در ذهن این پرتلاشان

دیروز و زحمتکشان فعلی پر رنگ نموده است؟

امید است که با تعویض این نام و همراهی کلیه عزیزان و خدمتگزاران،

بتوانیم خیلی سریع این تغییر را سراسری نمائیم و بار مثبت آن را به

این گنجینه های نیروی انسانی اهدا نمائیم و خوشحالی و نشاط

پیشکسوتان(بازنشستگان) را شاهد باشیم.

ولی بختیاری

مربی و مدرس مهارتهای سلامتی و کارآفرینی

پیشکسوتان(بازنشستگان)

گنجینه نیروی انسانی

VBAKHTYARI@GMAIL.COM

پاسپورت ورود به دوره جوانی

پاسپورت ورود به دوره جوانی

یکی از آرزوهایی که از دوران کودکی داشتم، همراه بودن با بچه ها بود، زیرا بچه­ ها، در زمان حال زندگی میکنند. در لحظه شاد هستند. چیزی از کینه و بغض و … نمی­دانند. زمانی که با آنها باشیم اگر مثل آنها فکر کنیم و مثل آنها عمل نمائیم، غمهای دنیا، بی ارزش گردیده و سبک بار می­شویم.

بودن با نوه، برای هر پدر بزرگ و مادر بزرگی جزء آرزوهای دیرینه­اش است، زیرا که نوه(مغز بادام) بر اساس گفته های پدربزرگ ها و مادربزرگ ها، از فرزند(بادام) شیرین تر هستند. و می­تواند همدم، سنگ صبور و دوستدار شما باشد، هیچ پدر بزرگ و مادر بزرگی نیست که با دیدن نوه، لبخند بر لبانش جاری نشود، در مسافرتی که چند روز پیش به یکی از شهرهای شمالی داشتم، با یکی از دوستانم به شهرشان رفتم تا یکی از اقوامش که سن بالا داشتند را ملاقات نمایم. پس از رسیدن به منزل پدری، فرزند دوستم، به تنهائی وارد خانه پدربزرگ خود شد،  زمانی که به در خانه رسید و مادر بزرگ و پدربزرگش را صدا کرد، مادر بزرگ که داخل خانه بود، و صدای او را شنید، دیگر سر از پا نمی شناخت و شتابان به سمت نوه خود حرکت کرد تا هر چه سریعتر، نوه خود را در آغوش بگیرد.

این است قدرت نوه، که می تواند، یکی از بهترین و قشنگترین و بی آلایش ترین پاسپورت­ها برای ورود شما به دوره جوانی اتان باشد، زیرا که با بودن با آنها، شما همواره شاد و سرحال هستید.

بودن با نوه ها:

زمانی که نوه ها پا به عرصه وجود می گذارند، شیرینی زندگی چندین برابر گردیده و دیدن نوه ها و بودن با آن ها نه تنها، انرژی انسان را چندین برابر نموده، بلکه امید به زندگی را نیز افزایش می­دهد. این بودن با نوه ­ها را میتوان در چند بخش تقسیم بندی نمود:

 

 مفید بودن با نوه ها:

زمانی که فرزندان به سن بلوغ میرسند، هر یک به سر زندگی خود رفته، و عملاً مادر و پدر را تنها میگذارند،  پدر و مادر اگر نتوانند برای خود مشغولیاتی داشته باشند، کم کم، این تنهائی بر آنها اثر گذاشته و آنها را افسرده و غمگین می­سازد، حال اگر نوه­ هائی پا به عرصه وجود بگذارند، بسیاری از مسائل حل می­گردد، زیرا که بودن با نوه­ ها میتواند حس مفید بودن را در انسان، زنده نماید و با آنان دمی را بیرون از این دنیای هزار رنگ، بگذراند.

رفیق بودن با نوه ها:

نوه ها، گاهی اوقات با والدین خود، مشکل دار می­شوند، حال اگر این نوه­ ها، بر اساس غرایز خود به سمت پدر بزرگ و مادربزرگ کشیده شوند، بهترین فرصت برای یاری آنها و رفاقت با آنان می­باشد.

خوب می­دانید که زمانی که فرزندان کم کم بزرگ میشوند، زمانی فرا می­رسد که دیگر حرف والدین را گوش نمی­ کنند و تنها حرف رفیق برایشان وحی منزل می­گردد، پس چه خوب است که در این بازی برد برد، که هر دو طرف سود میبرند، وارد شوید که هم بازنشستگان از نوه­ ها، سود می­برند، و هم نوه ­ها می­توانند از داشتن رفقائی که خوبی آنان را از ته دل بخواهند به خود ببالند، به شرطی که تنها، بدگوئی پدر و مادر برای آنها نباشد. زیرا که هر چند که والدین بد باشند، لکن هیچ فرزندی تاب حرف زدن پشت سر والدینش را ندارد. پس توصیه می گردد که رفقائی بدون بدگوئی باشید و تنها به موارد مثبت نظر بیفکنید.

کمک به نوه ها:

نوه شما مانند فرزند شما، در دوران کودکی و حتی بزرگسالی، بعلت اینکه شما برایش عزیز هستید، مسائل و مشکلاتی دارد. گاهی اوقات والدین آنها، به حرفشان و خواسته ­هایشان توجه نمی­کنند و آنها ناچار به سمت شما می­آیند، در این موارد اگر شما بتوانید که گره­ای از گره­های در هم پیچیده آنان را با تجارب گرانبهای خود باز نمائید، با چندین قدم به سمت انس بیشتر با نوه­ هایتان و نیز کمک به فرزندان خود گام برداشته­ اید.

داستان گوئی برای نوه ها:

نوه­ های شما، یکی از بهترین شنوندگان داستان­های شما هستند، و همیشه برای شنیدن داستان­های خوب و جذاب از طرف شما، لحظه شماری می­کنند، این فرصت بسیار گرانبهائی است که با گفتن داستان­های خود علاوه بر یادآوری خاطرات خوب گذشته، در قبال داستان، آنان را از مسائل و خطرات سر راه نیز آگاه نموده و به قول ما اساتید، با دادن پیام­های مخفی در طول داستان، بطور غیر مستقیم آنها را نصیحت نمائید، زیرا که هیچ کس دوست ندارد، بصورت رسمی مورد نصیحت و اندرز قرار گیرد.

شکرگزاری بخاطر نوه ها:

بودن نوه ها در کنار شما، بدان معنا است که انشااله فرزندان شما در قید حیات هستند، یا اگر در قید حیات نیستند، خدا این لطف را به شما نموده است که یادگاری از فرزندان شما بر جای بماند، و مورد دوم نیز آنکه اگر نوه ها، در کنار شما هستند، یعنی اینکه آنقدر شما برای آنها عزیز هستید که آنها لحظات با شما بودن را بر لحظات دیگر عمرشان ترجیح می­دهند، پس پیشنهاد می­گردد که برای هر دو مورد شکرگزاری مخصوص به خود را داشته باشید. و هر چقدر که شکرگزاری بیشتر انجام گردد، بطور قطع، نعمتها افزایش خواهد یافت.

پرستاری از نوه ها:

با تنی چند از همکاران بازنشسته که مذاکره می­کردم، اعلام داشتند که اکثر روزها به دلیل اینکه، فرزندان آنها کارمند هستند، بچه هایشان را در نزد، آنان گذاشته و خودشان به سر کار می­روند. در همان موقع به این فکر افتادم که آیا این عمل صحیح می­باشد یا خیر?

صحیح از این جهت که خوب با نگهداری از نوه­ ها، علاوه بر سود بردن از اینکه آنان در کنار شما هستند، و شادی و نشاط را برای شما به همراه می­آورند، و از آن جهت که مثل همیشه، باز کمک یار، فرزندانتان هستید، بسیار خوب و شایسته است، لکن اگر این کمک کردن و پرستاری، شما را از بقیه کارهای مربوط به خودتان دور نگهدارد و به واسطه این نگهداری نتوانید به علائق و خواسته­ های خود برسید، کاری ناپسند است، زیرا که در هر صورت شما اول باید به علائق خود برسید.

احتمالاً نیز الان دارید بر من خرده میگیرید که خوب، علاقه من بودن با نوه­ هایم است.

بله میدانم که بودن با نوه ها، بسیار خوب و شادی بخش است، و خود نیز بارها در همین بخش این عمل را پیشنهاد نموده ام، لکن در هر کاری باید تعادل برقرار گردد و از افراط و تفریط خودداری گردد. اگر شما نتوانید به کارهای دیگر مورد علاقه خود برسید، مسلماً در چند وقت بعد که دیگر بچه­ ها بزرگتر شده و خودشان برای خود، مشغولیاتی فراهم می­نمایند، شما مجدداً، طعم تنهائی را خواهید چشید، آزموده را آزمودن خطاست. پس لطفا، در نگهداری نوه ­ها، اعتدال را حفظ نمائید.

بردن نوه ها به پارک

ما برای با نشاط بودن در دوران بازنشستگی، باید به بهترین نحو از این زمان(بودن با نوه ها) بهره ببریم و به یاد بچگی مان، همراه با نوه ها، این دوران را سپری کنیم.

بازنشسته می­تواند از این دوران استفاده کرده و مانند گذشته به فرزندان خود، با بردن نوه­ها به پارک(البته نه همیشه) کمک نماید. چند ساعتی را با نوه­ها، که چیزی از کینه و بغض و نیرنگ نمی­دانند، گذرانده و مدتی را شاد در کنار این معصومان به خوشی بگذرانید.