مسئول زندگی در دوران بازنشستگی کیست؟

مسئول زندگی در دوران بازنشستگی کیست؟

تعدادی از دوستان بازنشسته که از اداره ما بازنشسته شده اند،

گاهی اوقات در جلسات متفاوتی که برای کارهای متفرقه برگزار

میگردد شرکت می نمایند و این فرصت بسیار خوبی است که بعد

از مدتها، بتوانیم این عزیزان بازنشسته را ببینیم و یادی کنیم از دوران

خوشی که با این گنجینه ها، در اداره داشتیم و خاطرات خوب همراه

با آنان را در پروژه ها، مأموریت ها، و گزارش ها مرور کنیم و دمی

چند را با خوبی و نشاط همراه سازیم.

لکن بعد از مدتی که با ایشان صحبت به میان می آید، متأسفانه

حاضر نیستند که بپذیرند هر آنچه که الان در زندگی آنان است،

نتیجه انتخاب آنهاست که انجام داده اند و هیچکس نمی تواند غیر

از خودشان مسئول زندگی خودشان چه در دوران اشتغال و چه در

دوران بازنشستگی که تجربه و مهارت نیز چاشنی داشته های، هر

یک شده است، بپذیرد.

بنابر این در اینجا بر آنیم که به این مقوله نظری بیفکنیم و مزایا و

مضرات آن را بررسی نمائیم.

آیا دیگران مسئول زندگی ما در دوران بازنشستگی هستند؟

تعدادی از دوستان بازنشسته که از اداره ما بازنشسته شده اند،

گاهی اوقات در جلسات متفاوتی که برای کارهای متفرقه برگزار

میگردد شرکت می نمایند و این فرصت بسیار خوبی است که بعد از

مدتها، بتوانیم این عزیزان بازنشسته را ببینیم و یادی کنیم از دوران

خوشی که با این گنجینه ها، در اداره داشتیم و خاطرات خوب همراه

با آنان را در پروژه ها، مأموریت ها، و گزارش ها مرور کنیم و دمی چند

را با خوبی و نشاط همراه سازیم.

لکن بعد از مدتی که با ایشان صحبت به میان می آید، متأسفانه

حاضر نیستند که بپذیرند هر آنچه که الان در زندگی آنان است، نتیجه

انتخاب آنهاست که انجام داده اند و هیچکس نمی تواند غیر از

خودشان مسئول زندگی خودشان چه در دوران اشتغال و چه در

دوران بازنشستگی که تجربه و مهارت نیز چاشنی داشته های، هر

یک شده است، بپذیرد.

بنابر این در اینجا بر آنیم که به این مقوله نظری بیفکنیم و مزایا و

مضرات آن را بررسی نمائیم.

آیا دیگران مسئول زندگی ما در دوران بازنشستگی هستند؟

 

در ابتدا باید ببینم مسئولیت چیست: مسئولیت به معنای ضمانت و

تعهد است. مسئولیت چیزی با کسی بودن، یعنی به گردن او، در

عهده او، در ضمان و پایبندی او بودن است بنابر این هر گاه انسان

متعهد به انجام کاری می‌شود در حقیقت مسئولیت انجام آن کار را

پذیرفته است.

این واژه در عرف عام به مفهوم تصمیم‌گیری مناسب است كه فرد در

چارچوب هنجارهای اجتماعی و انتظاراتی كه معمولاً از او می‌رود،

دست به انتخابی بزند و این انتخاب سبب ایجاد روابط انسانی مثبت،

افزایش ایمنی، موفقیت و آسایش خاطر شود. پاسخ مؤثر هم

پاسخی است كه فرد را قادر می‌سازد تا به هدف‌هایی كه باعث

تقویت عزّت نفسش می‌شوند، دست یابد.

حال در مقابل زندگی ما چه کسی مسئول است، آیا فردی را

می شناسید که در زندگی ما، بیش از خودمان مسئول باشد، هر

کسی مسئول زندگی خویش است و ما چه بخواهیم و چه نخواهیم

نمی توانیم از زیر بار این مسئولیت شانه خالی کنیم، شاید بتوانیم

به کرات، مثل گذشته، با توجیه کردن کلیه کارها و انتخاب های

خود، پدر، مادر، مدیر، دوست، دولت، اجتماع، وضعیت اقتصادی

و …. را مقصر جلوه دهیم.

اما بیائید یکبار هم که شده، کلاه خود را وجدان قرار دهید و به این

سئوال اساسی پاسخ دهید، براستی مسئول زندگی هر فرد کیست؟

مسلم است که کسی غیر از خود ما، مسئول زندگی ما نیست.

چرا باید مسئولیت زندگی خودمان را در دوران بازنشستگی

بپذیریم؟

برای اینکه این سئوال بی نهایت مهم و حیاتی است، که تا زمانی

که قبول نکنیم مسئول خود ما هستیم، نمی توانیم چیزی را تغییر

دهیم.

۹۹ درصد همۀ شکست‌ها از کسانی ناشی می‌شود که عادت دارند

عذر و بهانه بیاورند.     جرج واشنگتن

تا کنون بارها و بارها، شکست و اشتباه در زندگی ما بوجود آمده و

هر سری با توجیه اینکه مسئول این اتفاق، و مسئول این رفتار من

نیستم، میخواهیم که مسئولیتها را به گردن شخص دیگری بیندازیم.

اما تا کی؟

یکی از آشنایان ما است که در این کار مهارت بخصوصی دارد، و هر

کاری را که انجام میدهد متوجه شخص دیگر یا شئ دیگر می کند.

مثلاً وقتی که حتی لیوان از دستش به زمین می افتد و می شکند،

حاضر نیست بگوید من لیوان را محکم نگرفتم و لیوان از دستش به

زمین افتاد و شکست، می گوید: لیوان افتاد و شکست و همیشه

افعالش به صورت مجهول است، و براستی کسی نمی داند که

بالاخره مسئول این افتادن لیوان کیست. شاید خود لیوان مسئول

شکستن خودش باشد، شاید؟؟؟

پس مثل کسی که خود را به خواب زده و تا زمانی که نخواهد از

خواب بیدار نمی شود، در این مورد نیز تا کسی مسئولیت زندگی

خودش را نپذیرد، نمی تواند، تغییرات لازم برای بهبود زندگی خود

را انجام و در نتیجه زندگی او همچنان بجای پیشرفت، پسرفت

می نماید.

در زمان بازنشستگی، این به عهده گرفتن مسئولیت، همراه با تجربه

نیز می گردد و تجربیات متفاوت حتی اگر تلخ نیز باشد، حاصل

انتخاب های خودمان در آن زمان است، بنابر این لطفا همین الان

با گرفتن مسئولیت زندگی خود، در جهت اصلاح وضعیت خود در این

دوران که شدیداً نیازمند همراهی خودتان بجای توجیه هستید،

قدمی بردارید.

چگونه باید مسئولیت زندگی خودمان را در دوران بازنشستگی

به عهده بگیریم؟

اما چطور می توانیم یک بار برای همیشه مسئولیت زندگی خود را

در دوران بازنشستگی به طور کامل بر عهده بگیریم؟

۱- تصمیم

همه چیز با یک تصمیم قاطع برای پذیرش این تعهد و مسئولیت آغاز

می شود. به نظر ساده می رسد، اما در واقعیت درصد بسیار کوچکی

از افراد هستند که واقعاً تصمیم می گیرند مسئولیت زندگی خود را

بر عهده بگیرند. اکثر افراد دوباره به طرز تفکر کهنه ی خود باز

می گردند و این حقیقت را از نظر دور می دارند که راننده ی این

اتومبیل کسی جز خودشان نیست.

برای چیزهایی که تحت کنترل خودتان هستند به دیگران نگاه نکنید.

ایده ی ساده ای است، اما به هیچ وجه آسان نیست. از اینجا به

بعد، قاطعانه تصمیم بگیرید اجازه ندهید هیچ اتفاق یا هیچ کسی در

رسیدن شما به خواسته هایتان نقشی تعیین کننده تر از خودتان

داشته باشد.

۲– خاتمه متهم کردن دیگران

بخش بزرگی از افراد در شرایط و موقعیت های گوناگون، لااقل گاهی

برای کنار گذاشتن این عادت مخرب با دشواری مواجه می شوند.

همانگونه که پیش تر اشاره شد، ساده ترین کار ممکن متهم کردن

طرف مقابل یک رابطه هنگام متزلزل شدن پایه های آن است و به

راحتی می توان دولت را مقصر اصلی وضعیت بد مالی خود دانست.

اما دور انداختن هر نوع توجیه و در پیش گرفتن مسئولیت پذیری

حقیقی در تمام حوزه های زندگی اهمیتی حیاتی دارد. هیچ کس

با درگیر شدن در بازی مقصر دانستن دیگران نمی تواند کنترل

زندگی اش را به طور کامل در دست بگیرد.

۳– عهد کردن با خود

کاری که اثرگذاری فوق العاده زیادی دارد این است که روی یک

برگه ی مخصوص، به صورت کتبی به خودتان متعهد شوید که در

تک تک لحظه های زندگی تان مسئولیت کوچکترین مسائل را نیز

بر عهده بگیرید و به هیچ وجه تقصیر هیچ چیز را به گردن دیگران

نیاندازید. این تعهدنامه ی کتبی می تواند به همین سادگی باشد:

«من، ……….…..، در تاریخ ………… متعهد می شوم مسئولیت

تمام جنبه های زندگی ام را به طور کامل، بر عهده گرفته و از زیر

بار مسئولیت آن شانه خالی نکنم».

با ثبت این تعهدنامه اولین قدم را برای گام نهادن در مسیر موفقیت

برداشته اید.

از الان شروع کنید.

حال که به خودتان نیز تعهد دادید، از همین الان شروع کنید و

مسائل را که در دوران بازنشستگی با آن دست و پنجه نرم

می نمائید را در درجه اول شناسائی وسپس بوسیله حل مسائل،

آنرا یکبار برای همیشه حل نموده و زندگی زیبا و بانشاطی را برای

خود که سزاوار آن هستید در دوران بازنشستگی بسازید.

موفق و پایدار باشید.

لباس پوشیدن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) باید به چه صورتی باشد؟

لباس پوشیدن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) باید به چه صورتی باشد؟

یکی از مسائلی که همواره برای نگارنده سوال ایجاد

می نمود این است که چرا بعضی از عزیزان بازنشسته،

با ورود به دوران بازنشستگی، دست از خود شسته و دیگر

نه تنها به لباس پوشیدن خود توجه نمی کنند، بلکه بیشتر

از آن نیز به خود نیز بی توجه هستند.

در صورتی که لباس پوشیدن در دوران بازنشستگی، خود

تابع قوانین و مقرراتی است و با توجه به تغییر وضعیت بدن،

نیاز بدن به لباس نیز تغییر یافته و لباسهای متفاوتی نیز باید

تهیه و استفاده نمایند.

در بررسی هائی که بعمل آمد، دستاوردهائی بدست آمد

که عزیزان و دوستان دیگری نیز به این امر پرداخته اند، از

آن جمله:

دکتر فرید فدائی (روانپزشک) از دید اینکه وظیفه لباس

چیست به این مقوله نگریسته و چهار عامل مؤثر بر پوشاک

در این دوران را از جمله: محافظت در برابر آب و هوا، پوشش

بدن و مسائل اخلاقی، تزیین و جلب توجه و نمایش شغل یا

درجه اجتماعی را بیان نموده اند و در مقاله ای که ارائه

نموده اند و اعلام داشتند که تولید کنندگان پوشاک به

خواست و نیازهای این قشر از عزیزان توجه نمی کنند، در

حالی که از اهمیت پوشاک مناسب برای بازنشستگان

کاسته نمی شود.

و مشخصاتی برای لباس بازنشستگان مطرح نمودند که از

آن جمله می توان به آزاد بودن لباس جهت اجازه تهویه به

پوست برای جلوگیری از بیماری های پوستی در آینده،

اشاره داشتند و نیز این مطلب را فرمودند که پوشاک، نقش

عمده ای در سلامت روانی و جسمی فرد میتواند ایفا کند.

و نیز آقای دکتر علی باغبانیان (روانپزشک) نیز هشت شرط

برای پوشاک بازنشستگان مطرح نمودند که از آن جمله

می توان به :

  • 1- مناسب با فصل باشد.
  • 2- شاد باشد
  • 3- تنوع داشته باشد
  • 4- پوشیده باشد
  • 5- طبیعی باشد
  • 6- بدون اجبار باشد
  • 7- بدون استفاده از شوینده های قوی باشد
  • 8- بدون وسواس باشد

که میتوان برای هر یک از موارد فوق، نکاتی را نیز مطرح

نمود.

دکتر باریک بین نیز با بیان اینکه معمولا آنها پوست حساس

و خشکی دارند. به طور طبیعی، پوست بدن انسان‌ها با

افزایش سن خشک‌تر می‌شود و به مراقبت‌های بیشتری

هم نیاز دارد استفاده نادرست از شوینده‌های بدن، لیف و

کیسه حمام نامناسب برای نظافت پوست را مطرح نمودند.

همچنین ایشان استفاده از لباس های نخی را در همه فصول

پیشنهاد دادند و گفتند که در فصل های پاییز و زمستان زیر

لباس های گرم و پشمی، حتما از لباس های نخی استفاده

نمایند.

و نیز اعلام داشتند پوست افراد بازنشسته مانند پوست

بچه ها به مراقبت خاصی نیاز دارد، لذا لازم است مدام چرب

و از آن مراقبت به عمل آید.

نحوه لباس پوشیدن در دوران بازنشستگی چگونه

است؟

اگر کمی به اطراف خود نگاهی بیندازید، خواهید دید، افرادی

که به سن بازنشستگی رسیده و به این دوران طلائی قدم

گذاشته اند تعداد از آنها دیگر میل و رغبتی به زندگی نداشته

و با پوشیدن لباسهای نامناسب با سن و موقعیت و وضعیت

خود، بارها این مطلب را به گوش همگان می رسانند و

می خواهند که دیگران نیز این مطلب را به خوبی درک نمایند.

اما برای چه؟؟؟

در صورتی که محققان به این نتیجه رسیده اند نوع لباس

سالمندان می تواند روی سلامت فرد سالمند و اطرافیانش,

تاثیر بسزایی داشته باشد.

چرا نحوه لباس پوشیدن در دوران بازنشستگی مهم

است؟

 

بدلیل اینکه نحوه لباس پوشیدن در دوران بازنشستگی

بصورت مستقیم بر بر روی روحیه افراد در این دوران تأثیر

دارد، از اینرو نحوه لباس پوشیدن میتواند ضامن شادی و

نشاط یا بر خلاف آن غمگینی و کسالت فرد بازنشسته را

به همراه داشته باشد.

بنابر این پوشیدن لباس های رنگ روشن، باعث شادی و

نشاط می شود

پوشیدن لباس های تیره، باعث غمگینی و استرس

می گردد.

پوشیدن لباس های مندرس، نشاندهنده این است که

دیگر امید به زندگی وجود ندارد.

نوع پوشش می تواند امید به زندگی را در افراد بالا برده و

شادی و نشاط به زندگی برگرداند، این شادی و نشاط

می تواند تغییرات بزرگی را در زندگی به همراه داشته باشد.

از اینرو پوشش و نحوه لباس پوشیدن، حتی اگر فرد دچار

بیماری یا افسردگی شدید است میتواند روحیه فرد را

متلاطم نموده و او را به سمت آرامش و بهبود هدایت نماید.

چطوری باید در دوران بازنشستگی لباس بپوشیم؟

شاد بودن رنگ لباس یکی از مهمترین مواردی است که در

این دوران باید مد نظر قرار گیرد، زیرا اثر مستقیمی بر روی

روحیه این عزیزان می گذارد. از جمله اینکه لباس های تیره،

باعث مکدر شدن روحیه بازنشستگان، و پیراهن های ساده

یا راه راه و چهار خانه با ترکیب رنگ های روشن(برای آقایان)

و لباس های طرح دار یا گلدار که زمنیه روشن دارند(برای

خانم ها) می تواند در افزایش روحیه این گنجینه های گرانبهای

نیروی انسانی نقش مؤثری ایفا نماید.

تنوع در پوشش و لباس نیز در این دوران، باعث می شود

که بازنشستگان عزیز، روحیه بهتری در طول روز داشته

باشند.

در تهیه لباس باید جنسی را انتخاب کنید که به راحتی با

ماشین لباسشویی قابل شستشو باشد و لباس‌هایی را که

روی آن توصیه شده فقط با دست شسته شود انتخاب نکنید.

شما باید سایزتان را بجای گفتن سایز لباس، با پرو کردن لباس

پیدا کنید.

لباس‌هایی که کمر تنگی دارند یا فقط دکمه دارند، می‌تواند

در ناحیه شکم برای بازنشستگان مشکل ایجاد کند یا حتی

به معده فشار بیاورد. می‌توانید نیم سایز از سایز حقیقی‌تان

بزرگ‌تر انتخاب کنید که لباس آزادتر در بدنتان قرار بگیرد.

خیلی از بازنشستگان نسبت به چروک گردنشان حساسیت

دارند چون چین‌های این ناحیه معمولا سن را بیشتر نشان

می‌دهد. پیشنهاد ما استفاده از دستمال گردن‌های رنگی و

شاد است که هم پوششی برای گردن است و هم شیک

است.

بازوها ناحیه بعدی است که خیلی شل می‌شوند و شاید در

لباس‌هایی که آستین ندارند خودشان را خیلی نشان بدهند

در نتیجه لباس‌هایی که آستینشان بازو را بپوشانند خیلی

بهتر است.

انتخاب شلوار مناسب برای بازنشستگان واقعا دشوار است؛

مثلا شلوارهای جین گزینه راحتی نیستند اما اگر جین

پارچه‌ای انتخاب کنید، هم سبک است، هم سنتان را کمتر

نشان می‌دهد. شلوارهای تنگ و استرچ هم برای این دوره

از زندگی‌تان انتخاب نکنید. بعد از شلوارجین، شلوارهای

پارچه‌ای کتان هم به عزیزان بازنشسته پیشنهاد می‌شود.

قد شلوار هم یکی از نکته‌های مهم برای بهتر دیده شدن

شماست که هر چه قدرتر بلندتر باشد پاهای شما را

کشیده‌تر نشان می‌دهد اما مهم‌ترین نکته در انتخاب شلوار

قسمت فاق آن است که باید در آن احساس راحتی کنید

تنگ و گشاد بودنش باعث دردسرتان می‌شود.

خانم های عزیز بازنشسته چطوری باید در دوران

بازنشستگی لباس بپوشند؟

تعدادی از عزیزان بازنشسته در زمانی که با آنان مذاکره

میکردم، از اینکه همسران آنان به محض ورود به دوران

بازنشستگی، دیگر حس و حال جوانی خود را از دست

داده و به پوشش و لباس خود بی توجه هستند، اظهار

ناراحتی می کردند و از نگارنده درخواست می نمودند که

در صورت امکان در این خصوص نیز مطالبی ذکر نمایم.

این خانم های گرانقدر باید توجه داشته باشند که لباس

بصورت کلی تا چه حد می تواند بر روی روحیه عزیزان در

دوران بازنشسته ای تأثیر مستقیم و مثبت و منفی بگذارد،

پس نوع پوشش و رنگ آن می تواند روحیه خانواده را

بصورت معجزه آسائی بالا ببرد. و از طرفی با توجه به اینکه

هر خانم، می بایست برای همسر خود، خود را بیالاید و

مرتب و آرایش نماید، لذا درخواست می گردد این عزیزان،

همچنان سال های جوانی خود، خود را برای همسران خود،

تازه و شاداب نگه دارند.

در ذیل مواردی که خانم های عزیز در دوران بازنشستگی

می بایست علاوه بر موارد فوق الذکر که در قسمت قبلی

مطرح شد، بر روی آنان تمرکز داشته باشند، ارائه می گردد:

لباس به‌خصوص برای خانم‌های بازنشسته، نقش مهمی در

نشان دادن تصویری مثبت از خود دارد.

لباس‌هایی که از کش به جای زیپ استفاده شده یا تعداد

دکمه‌هایش کم است، تهیه نمائید.

لباس‌های دوتکه‌ مثل بلوز و دامن یا کت و شلوار اندامتان را

متناسب‌تر نشان می‌دهد تا پیراهن‌های یکسره. معمولا کمر

لباس یک مشکل رایج لباس‌های خانم های بازنشسته است.

بهترین مدل دامن برای گروه بازنشستگان دامنی است که قد

آن بین زانو و مچ پایشان باشد. مدل پلیسه به خاطر چین‌های

زیادش مناسب خانم های بازنشسته است و در نهایت سعی

کنید دامنی انتخاب کنید که کمربند نداشته باشد.

مهم‌ترین نکته برای انتخاب کفش این است که در آن احساس

راحتی کنید و مطمئن باشید پایتان در آن نمی‌لغزد که احتمال

افتادن با آن وجود نداشته باشد. کفشی را انتخاب کنید که

بند نداشته باشد‌. به‌خصوص بازنشستگانی که بیماری آرتریت

دارند. کفش‌های پاشنه‌دار برای خانم‌های بازنشسته توصیه

نمی‌شود. از بهترین گزینه برای هر دو گروه است.

توصیه نهائی:

توصیه نهائی این است که هم اکنون نسبت به بازبینی لباس

های خود اقدام نموده و هر یک از آنها که خصوصیت بالا را

نداشته از چرخه پوشش خود حذف، و بجای آن لباس های

مناسب ذکر شده را جایگزین نمائید و باور نمائید که تنها با

تغییر پوشش می توانید مقدار قابل توجهی، شادی و نشاط

روانه خانه و خانواده خود نمائید.

و مثل بقیه بازنشستگان، ثابت کنید که سن تنها یک عدد

است و هیچوقت نمی تواند در زندگی اثر بگذارد.

موفق و پیروز باشید.

کوله خود را پر کنید

کوله خود را پر کنید

تا حالا به مسافرت رفته اید؟

آیا موقع رفتن به مسافرت، کوله یا ساکی با خودتان همراه داشته اید؟

اگر این مسافرت چند روزه باشد، چطور؟

حتماً با خودتان میگوئید این دیگر کیست؟ مگر میشود کسی به مسافرت نرفته باشد و نداند که باید همراه خود ساک به همراه داشته باشد یا خیر و اینکه اگر مدت و مکان مسافرت طولانی­تر و دورتر باشد، دیگر بجای ساک از چمدان استفاده می­شود.

در زمانی که فردی میخواهد به مسافرت برود، با سه حالت روبروست:

  1. نفراتی هستند که چون همیشه در مأموریت و مسافرت هستند، همیشه آماده مسافرتند و چمدانشان آماده است، تنها کافی است که آن ساک و چمدان را برداشته و با خود همراه نمایند، زیرا از قبل، همه چیز را تهیه و در ساک قرار داده اند.
  2. گروه دوم، نفراتی هستند که از مشخص شدن زمان مسافرت، ساک یا چمدانی آماده میگذارند و کم­کم، وسائل لازم و مورد نیاز خود را در آن ساک یا چمدان قرار می دهند.
  3. عده ای دیگر، بدون آماده نمودن وسایل، به سفر میروند و خودتان میتوانید حدس بزنید که اگر این مسافرت چند روزه باشد، چه مسائل و مشکلاتی گریبانگیر این فرد، خواهد شد.

حتماً تا حالا با خودتان گفته اید که چرا این سئوالها پرسیده می شود و چرا ما باید به این سئوالها پاسخ دهیم. چند دقیقه دیگر تحمل نمائید، تا جواب تمام سئوالهایتان را متوجه شوید.

مثل اینکه همین دیروز بود که من وارد سازمان گشتم، آن موقع جوانی 22 ساله بودم، و با شروع به کار در سازمان، خیلی خوشحال و مسرور از شروع به کار در یک اداره دولتی بودم. وقتی به همکارانی که در حال بازنشسته شدن بودم، روبرو میگشتم، به آنها با تعجب میگفتم، شما مدت 30 سال در این اداره خدمت نمودید، خودش یک عمر می شود، و آنها نیز به من میگفتند بله، و در این مدت، چه روزگارانی را پشت سر گذاشته ایم.

حال حدود 30 سال از آن موقع گذشته است و مسئول بازنشستگی سازمان، اعلام نموده است که عنقریب بازنشسته خواهم شد. ناگهان، یاد آن روزگار و صحبتهائی که بین نگارنده و همکاران قدیمی تر رد و بدل شده بود، افتادم و متوجه شدم که باید به یک سفر طول و دراز وارد گردم.

سپس با خود اندیشیدیم برای این سفر چه وسائلی آماده نموده ام. آیا وسائلی آماده نموده ام که در این سفر، همه وسائل لازم را داشته باشم، یا اینکه وسائلم ناقص است و در طول سفر باید دست به دامان دیگران جهت برطرف نمودن نیازهایم گردم.

این مسافرت(بازنشستگی) بسیار نزدیک است:

مسلماً شما نیز به آینه­های اتومبیل نگاه افکنده­اید که روی آن نوشته است، “اجسام از آنچه که در آینه می­بینید به شما نزدیکتر است”

و این جمله در این موضوع نیز کاملاً آشکار و مشخص است، یعنی بازنشستگی از آنچه که فکر می­کنید و در ذهن خود می­پندارید، به شما نزدیکتر است. اگر در پذیرفتن این جمله شک دارید، می توانید این را از دیگر بازنشستگان نیز پرسیدید، یا چرا راه دور بروید، می توانید نگاهی به گذران عمر خود نمائید که چه مدت طول کشید تا شما از دبستان به این اداره پا نهادید؟ آیا خیلی سریع نگذشت؟

این مسافرت چه مدت طول میکشد؟

در حال حاضر، سن بازنشستگی در دهه پنجم عمر می باشد، یعنی بین 50 تا 60 سالگی است(البته کمتر از این سن و بیشتر از این سن نیز می باشد، لکن اکثریت قریب به اتفاق نفراتی که بازنشسته می گردند، در این سن قرار دارند) .

البته لازم به ذکر می باشد که همانگونه که خودتان مستحضر می­باشید، در زمان بازنشستگی، حقوق به مقدار قابل ملاحظه­ای کاهش و جسم، فرسوده­تر می­گردد و از لحاظ حوصله و حواس پنج گانه نیز با تحلیل قوا روبرو می­شویم. و مسلم است که در آن زمان، تعداد افراد خانواده، بیشتر و سطح توقعات از بزرگان فامیل، بالاتر می­رود.

حال به نوبت به امید به زندگی میرسد، امید به زندگی چه میزان است؟ در حال حاضر و در این خصوص، نظرات متفاوت است، لکن آن مطلبی را که بدست آورده­ام، امید به زندگی در آقایان 75 و در خانمها 77 سال است.

در بررسیهائی که به عمل آوردم، در یکی از مقالات، آمده است که در سال 1400 با توجه به پیشرفت علم و تکنولوژی و درمان بسیاری از بیماریها، و ریشه کن شدن، اکثریت قریب به اتفاق بیماریها از جمله سرطان، امید به زندگی را 200 سال تخمین و برآورد نموده­اند.

با توجه به مصاحبه­هائی که اینجانب با تعدادی از دوستان عزیزم و بازنشستگان گرامی داشتم ، بر اساس افکار آنها، کمی بدبینانه به این رقم نگاه میکنم و رقم 100 سالگی را برای امید به زندگی در سال 1400 قرار میدهم. (امیدوارم از طرف دوستان مورد عتاب قرار نگیرم که چرا یکدفعه اینهمه سال تخفیف دادم؟)

با یک حساب سرانگشتی، اگر سن بازنشستگی را 60 سال در نظر بگیرم تا 100 سال، یک مسافرت 40 ساله در پیش رویمان است. و اگر 50 سال در نظر بگیرم، دقیقاً نیمی از عمر را می بایست پس از بازنشستگی، انشاله به سلامتی بگذرانیم.

بزرگترین سؤال این است، آیا خود را برای بازنشستگی آماده نموده­ایم؟

شاید شما نیز به مانند نگارنده عقیده دارید که تا بازنشسته شدن زمان زیادی مانده است، دیگران بازنشسته می­شدند و اینجانب تنها نظاره­گر بوده و تنها در مراسم­های تودیع آنها حاضر می­شدم. و با خود میگفتم، هنوز زمان باقی است. تا امسال که موعد بازنشستگی خودم نیز رسید و بالاخره این شاهین بر روی شانه­های نگارنده نیز قرار گرفت. بر اساس ضرب المثلی، “دیر و زود داره، اما سوخت و سوز نداره.”

اگر از گروه اول مسافرها(همیشه مسافر) باشید و از قبل برای این موقعیت خود را آماده نموده باشد که باید به شما تبریک گفت.

اگر از گروه دوم هستید، پیشنهاد اینجانب این است که از همین الان، شروع به آماده نمودن ساک و چمدان مسافرت طولانی مدت بازنشستگی نمائید. زیرا که هر چه این ساک پرتر و وسائل بهتر و بیشتری درون آن قرار داده باشید، در آن دوران بهتر و راحت­تر می­توانید زندگی را بگذارنید. و زندگی دوم خود را به زندگی با نشاط و شادابی، همراه با تجربه های گرانقیمت تبدیل نمائید.

برای پر کردن این ساک، اولین قدم، داشتن هدف است، همین الان، بر روی یک کاغذ، حداقل سه هدف اصلی در زمان بازنشستگی خود را بنویسید و خود را مقید نمائید که خود را برای رسیدن به آن هدفها، آماده نمائید.

و اولین و مهمترین وسیله­ای که باید در این ساک قرار داد شود، به نظر نگارنده، سلامتی است، پس باید بدنبال راه کارهائی برای نگهداری این نعمت خدادادی باشیم.

در خاتمه، امیدوارم زمانی بیاید که اعلام زمان بازنشستگی از طرف مسئول بازنشستگی، علاوه بر نداشتن غم و اندوه برای شاغلین، شادی و نشاط فراوان آن را به همراه داشته باشد. (بخاطر داشتن و تکمیل این ساک مسافرتی با وسائل مورد لزوم)

کودک درونِ دوران بازنشستگی

کودک درونِ دوران بازنشستگی

(چگونه در بازنشستگی شاد باشیم)

روزی که قرار است نامه ابلاغ بازنشستگی، به دستمان برسد، کمی دلشوره داریم. کارشناس بازنشستگی، (که قبل از این، از ما اجازه گرفته بود تا نامه ابلاغ بازنشستگی را بنویسد.) این نامه را به دست ما می­رساند. از آنزمان، دیگر خودمان را در جرگه، بازنشستگان قلمداد نموده و کم­کم، شادی و نشاط نیز از زندگی رخت می­بندد. کاملاً جدی شده و فکر می­کنیم که دیگر باید با کلیه دوستان، آشنایان، ارتباطات، حتی برای بعضی(زندگی) وداع نموده و دیگر رنگ و روی آنها را نخواهیم دید.

این چه دیدی است که ما بعد از بازنشسته شدن، خندیدن دیگر برایمان جزء خاطرات می­شود. چگونه است موجودی که در درون ما قرار دارد، با دریافت نامه ابلاغ بازنشستگی، فوراً به گوشه­ای گزیده و جای امنی برای خودش دست و پا می­نماید تا بلکه بتواند، روزی او هم در آسایش باشد.

آن موجود چیزی نیست، جز کودک درون ما، که همواره از کودکی در ناخودآگاه ما همراهمان بوده و متأسفانه وقتی که پا به سن بزرگسالی میگذاریم، با این توجیه که دیگر از ما گذشته، امکان عرض اندام به این موجود، دوست داشتنی نمی­دهیم. اما یادمان رفته است که این موجود دوست داشتنی، همان کسی است که شادیها و لبخندها، اشکها و غمها را برای ما به ارمغان آورده و تمام شیرین کاریهای ما، بدست همین موجود دوست داشتنی رقم میخورد. حال چه شده است که این کودک، مظلوم و دوست داشتنی، باید به گوشه­ای بخزد. آیا وقت بیدارکردن و بودن با آن فرا نرسیده است. کمی به پشت سر خود  و زندگی خودمان نگاه بیندازیم، چه مسائلی ما را به خودش درگیر نموده است. آیا این واقعاً همان زندگی بوده که در زمانی که مقرر شده بود، بازنشسته شویم، برای خودمان در افکارمان رقم میزدیم. یا اینکه با ورود به این دوران، و روبرو شدن با بعضی از مسائل، و متأسفانه با کم شدن درآمد و …. وضعیتمان به هم ریخته و دیگر این موجود عزیز پا به عرصه وجود نمی گذارد.

اما بیائیم کمی با خودمان مهربان­تر باشیم. آیا زمان آن نرسیده که دیگر این موجود را به بازی بگیریم؟ اینهمه جدی بودن در زندگی فکر نمی­کنیم، کافی باشد؟ آیا زمان خنده و شادی ما نرسیده است؟ ما فکر می­کنیم که باید تمام مشکلات زندگی و دنیا را یک تنه حل نمائیم؟

بیائیم با خودمان کمی صادقتر باشیم. از امروز با خودمان قرار بگذاریم که کودک درونمان را نیز به بازی بگیریم.

آنگاه بر رفتارها و روحیات خود قبل از به بازی گرفتن و میدان دادن به این موجود زبل و دوست داشتنی، و بعد از آن را بررسی و تصمیم گیری نمائیم که باید این موجود در بیرون باقی بماند، یا دوباره باید به گوشه عزلت فرستاده شده و در همانجا بماند.

ما که در زمان جوانی عاشق بازی و شادی و سبک سر بودیم. همان کسی که ما آن را با شخصی بالغ، جدی و دارای رفتار تکلیف گرا جایگزین کردیم. کودک درون ما گم شده یا فراموش شده اما هنوز هم در ناخودآگاهمان ساکن است.

کسی که می داند چگونه بازی کند و خوش بگذراند و به ما کمک می­کند تا خستگی را از خود دور کرده و استرس را در زندگی خود کنترل کنیم. شخصی که اگر آسان بگیریم، جدی بودن خود را رها می­کنیم، بر ترس­مان غلبه خواهیم کرد و انعطاف پذیری و تغییر را در زندگی خود می­پذیریم.

می توانیم او را به عنوان یک بزرگسال در نظر بگیریم. شخصی در درونمان که برای انجام کارهایش نیازمند حمایت و تشویق از طریق ابزارهای متفاوت است. از این طریق می­توانیم زندگی جدید و سالمی داشته و فرصتی برای رشد شخصی بیابیم.

کودک درون چیست؟

شاید تا الان به خودتان گفته­اید که این موجود چیست که اینهمه در رابطه با آن مطلب نوشته شده است. آن موجود چیزی نیست جز کودک درون. که در درون همه انسانها وجود دارد. و شادی، نشاط، غم و گریه را به همه هدیه میدهد.

این کودک همان بچه ای است که دوست دارد تربیت شود، مورد توجه و مراقبت قرار گیرد و او را دوست داشته باشید.

این کودک که در دو نوع ظهور می نماید، یکی در کودک درون طبیعی، و دیگری کودک درون سازگار. لکن ما بعد از مدتی که با کودک درون طبیعی هستیم، به این کودک امر و نهی نموده و نهایتاً کودک درون سازگار را که با کارهای ما سازگاری دارد، را سرجایش می نشانیم.

این کودک درون سازگار، دیگر هیچ شیطنت و بازیگوشی ندارد، هیچ احساسی ندارد، تنها سازگار با اوامری است که ما صادر می­کنیم. که این اوامر نیز بعد از بزرگسالی، دیگر رنگ و بوی شادی و نشاط کمتر در آن دیده می­شود.

آیا کودک دورنم الان بیدار است یا خیر؟

در اینجا باید نگاهی به خودمان بیندازیم، ببینیم که آیا هم اکنون شاد هستیم یا خیر؟ آیا مطالب جالب و خنده دار دیگران، ما را می­خنداند، یا خیر؟ آیا از بودن با بچه­ها، لذت میبریم یا خیر؟

همه این سئوالات و سئوالات دیگر میتواند به شما این مطلب را یادآوری نماید که کودک درون شما، بیدار است یا خیر، البته یکسری تست­هائی هم در اینترنت وجود دارد که میتوانید از آن تستها نیز به این امر پی ببرید، لکن همه آنها، نهایتاً به یک جا ختم می­شود و آن اینکه این کودک هم اکنون در وجود شما بیدار است و همچنان به وظایف ذاتی خود عمل می­نماید، یا با رفتارهای ما، او به گوشه­ای خزیده و خواب خوشی را برای خودش دارد. و مسلماً این خبر خوشی برای ما، که هم اکنون نیاز به اظهار وجود این دردانه داریم، نخواهد بود. لذا پیشنهاد می­شود اگر کلاهتان را قاضی نموده­اید و به این نتیجه رسیده­اید که این کودک را به خوابگاه فرستاده­اید، هم اکنون با روشهایی که ذکر می­نمایم، سعی در بیدار نمودن آن نموده و وجود او را در زندگی خود، به عینه ببینید.

چگونه از کودک درون استفاده نمایم.

کافی است نقابهای فعلی را بیرون بیندازید و اجازه بیدار شدن و عرض اندام به این کودک بدهید، تا زندگیتان را به دست بگیرد.

به نظر شما، چه اشکالی دارد که الان با همین سن و سال، به میان بچه ها برویم، و با آنها سرسره بازی کنیم، یا همراه با آنان تاب بازی نمائیم یا اگر وضعیت جسمی­مان اجازه بدهد، بدنبال یکدیگر بدویم.

چه اشکالی دارد، که مواقعی که نیاز داریم، غمگین بشویم، گریه کنیم، داد بزنیم و فریاد بزنیم؟

از زمانی که کارمند شدم، همش در آرزوی این بودم که وقتم را میان بچه ها بگذرانم، چرا که آنها در لحظه زندگی می­کردند، قهرشان، تنها چند دقیقه بیشتر طول نمی­کشید، واقعاً از ته دل می­خندیدند، همدیگر را وحشتناکانه، دوست داشتند. به همدیگر، وسایلشان را می­بخشیدند. در یک لحظه، دعوا می­کردند و در لحظه بعد، با هم بازی می­کردند.

چند وقت است که از ته دل نخندیدید؟ چند وقت است که زمانهائی را که دوست داشتید، گریه کنید، بعلت اینکه درست نیست، گریه نکردید و بغض خود را فرود بردید؟ بیائید کمی با این کودک، مهربانتر باشیم.

همین مهربانی و همین شور و نشاط میتواند برای ما ارمغان سلامتی و شادابی را به همراه داشته باشد.

کودک درون چه سودی برای من دارد؟

بهتر نیست بجای اینکه مدام این سئوالات و سئوالات دیگری که اکثراً، دید منفی را به ما دیکته می نماید، را کنار گذاشته و یکبار هم که شده، به حرفهای گفته شده، عمل نمائید و آثار آن را در زندگی خود مشاهده نمائید؟

 

چگونه کودک دورنم را بیدار نمایم

به نظر نگارنده، کافی است که کمی حس کودکی را در خودمان زنده نمائیم و کارهائی را که سالها در آرزوی انجام آن هستیم، را انجام دهیم و به جست و خیزهای قدیممان(البته اگر وضعیت جسمی اجازه دهد) ادامه دهیم.

لکن به طرقی میتوان این کودک را اگر خواب باشد را بیدار نمود که از آن جمله می­توان به موارد ذیل اشاره نمود:

سعی کنید خود را در شرایط نا آشنا قرار دهید و با آن محیط کاملاً همراه شوید.

سعی کنید بجای یادگیری بهره­ورانه، یادگیری ماجراجویانه را در پیش بگیرید

سعی کنید عادت­های خلاقانه داشته باشید.

به زیباییهای اطراف بنگرید و با آنها خوش باشید.

سعی کنید زمانی را از وقتتان را به کودکان اختصاص دهید و با آنها وقت بگذرانید.

سعی کنید هر روز یک کار را با تمرکز کامل انجام دهید.

سعی کنید هر روز یک کار را تنها و تنها برای اینکه دوست دارید، انجام دهید.

نکات مثبت هر شخص یا هر کاری را یادداشت نمائید.

کارهائی برای بودن با کودک درون

کار خاصی مد نظر نمی باشد، همین که اجازه بدهید که او بیدار شده و فعالیت نماید، این کودک خوب و بازیگوش، و خلاق، زندگی شما را در دست میگیرد و شما را شاد و با نشاط میسازد.

کل ماجرا، همین بود، بودن و ماندن همراه با کودک درون.

کنش و واکنش در دوران بازنشستگی چیست؟

کنش و واکنش در دوران بازنشستگی چیست؟

همیشه در این فکر بودم که چگونه است که در خانواده ها،

به بعضی از عزیزان بازنشسته، آن طور که بایسته و شایسته

ارزش و احترام آنان است، رفتار نمی شود و متأسفانه در

پاره ای از مواقع، بجای احترام، حتی مورد حتک حرمت قرار

می گیرند.

در زمانی که بدنبال این رفتار در خانواده ها و کتاب ها گشتم،

به مواردی دست یافتم که در ذیل خدمتتان اعلام می نمایم:

در بعضی از اوقات، فرد بازنشسته با توجه به اعمال و

رفتارهایی که در خانواده و با اطرافیان انجام میدهد، با

عکس العمل و واکنش گاهی اوقات شدید و گاهی اوقات

متوسط مواجه می شوند و چون دیگر آن احترام ها از بین

رفته است، دیگر اطرافیان ارزش و احترامی برای فرد

بازنشسته قائل نیستند.

بنابر این چه باید کرد. چرا هم ما بازنشستگان و هم اطرافیان

نمی توانیم هم دیگر را تحمل، کنش و واکنش منفی یکدیگر

را خنثی نمائیم و زندگی شاد و با نشاطی را برای خود و

خانواده مهیا نمائیم.

از این رو بر آن شدم که در این مقاله به این رفتار بپردازم و

آن را از منظر علمی و اسلامی بنگرم.

کنش و واکنش یا همان عمل و عکس العمل در دوران بازنشستگی چیست و چه فرقی با بقیه موارد دارد؟

کنش و واکنش یا همان عمل و عکس العمل همان رفتار و

حرکاتی است که یک فرد انجام میدهد و در نتیجه برابر قانون

عکس العمل یا واکنشی، تقریبا مطابق با آن و در جهت مخالف

با آن انجام می شود.

قانون عمل وعکس العمل ،  یکی از قوانین جهان فیزیکی

ماست ، اما در سطوح بالا تر هم مصداق دارد ، یعنی  نه

تنها در سطح عواطف و ذهن واعمال ما ایجاد عکس العمل

می کنند ،  بلکه گفتار و افکار ما نیز عکس العملی مساوی

و مخالف آن تولید می کنند . یعنی به سوی خود ما باز

می گردند. شاید به همین خاطر زرتشت توصیه به پندار نیک،

گفتار نیک و کردار نیک می کرد .

عمل همان کار، کردار و فعل می­باشد و در اصطلاح  به حرکتی

دارای تأثیر مفید که با هدف­گیری آگاهانه به وجود می­آید، اعم

از این­که به طور مستقیم به انجام دهنده مستند باشد، یا  تابع

هدف شخص دیگری باشد و اعم از آن­که خوب باشد یا بد؛ که

خوب و بد بودن آن به­وسیله­ی قرینه معلوم می­شود و

عکس­العمل به معنای پیامد­­و­ بازتاب­عمل، همان نتیجه، انعکاس

و واکنش می­باشد و در اصطلاح، پیامدها، نتایج، آثار و عوارضی

که پس از عمل رخ می­دهد و به­طور طبیعی با آن نیز رابطه­ی

مستقیمی دارد؛ هرچند که درک مستقیم یا غیر مستقیم بودن

این رابطه، مطلق و یکسان نبوده، برای افراد گوناگون نسبی و

متفاوت است.

و از این نظر در دوران بازنشستگی حائز اهمیت و مهم است،

زیرا که این قانون می تواند ارزش و احترام افراد و بخصوص

عزیزان بازنشسته را از بین ببرد و موجبات اذیت و آزار آنان را

در خانواده و اجتماع فراهم نماید.

برابر قانون سوم نیوتن، هر عملی، عکس العملی دارد، برابر

با آن و درجهت مخالف آن.

و در جهانی که زندگی میکنیم اعمال و حرکات نیز از این قانون

مستثنی نیستند و کوچکترین عمل هر فرد بازتابی در این عالم

دارد چرا که این جهان ، جهانی واحد و یکپارچه است و هر

جزئی از آن مرتبط با جزء دیگر است . زندگی هر موجودی در

این عالم بر زندگی موجودات دیگر تأثیر داشته حتی افتادن

برگ زردی از درختی در یک جنگل انبوه بر سیستم زندگی تمام موجودات این عالم اثر خواهد گذاشت

هیچ گریزی از عکس العمل اعمالمان نیست . عکس العمل هر

عملی به کننده ی آن بر می گردد حتی اگر سالها بگذرد و

کیلومتر ها از آنجا دور شده باشیم باز هم نتیجه ی اعمال و

افکارمان به سوی ما باز خواهد گشت .

خداوند سبحان برای گردش کار آفرینش و نظم و انضباط

بخشیدن به امور هستی سنت ها و قوانینی قرار داده است

که خلقت بر این اساس سامان یافته و اداره می شود.

اندیشه ها، گفتارها و کارهای انسان نیز براساس این قانون

الهی دارای عکس العمل های مناسب است.

علی علیه السلام در حکمت 204 نهج البلاغه می فرمایند :

  اگر به کسی نیکی کردی و او حق شناسی نکرد ،

تو را به کار نیک بی میل نگرداند ، که به جای او از تو

کسی حق شناسی خواهد کرد که تو به او هیچ نیکی

نکرده ایی و تو بیش از آن مقدار که کافر نعمت حق تو

را ضایع کرده است ، از ناحیه بیگانه بهره مند خواهی

شد . خداوند نیکوکاران را دوست می دارد .

چگونه میتوان کنش و واکنش مناسبی در زمان

مناسب داشت؟

برای این منظور باید یکسری از موارد را بپذیریم، و بعنوان

قوانین خاص برای خودمان مد نظر قرار دهیم: از آن جمله

می توان به :

اولین مسئله و مهمترین آن این است که مراقب اعمال و رفتار

خود در این دوران باشیم. و حداکثر کوشش خود را به عمل

آوریم که تفاوت بین نسل ها و زمان ها را به خوبی دریافته و

آنها را قبول کنیم.

زیرا که اگر بدانیم که نیازها در زمان حال، با زمان نوجوانی و

جوانی و حتی بچه دار شدن، ما متفاوت است و هر فردی با

توجه به افکار خود، نسبت به تربیت فرزندان خود، اقدام

می نماید، دیگر در کار تربیت نوه های خود و فرزندان دیگر،

دخالت نمی کنیم.

اگر بدانیم که در این سن، کمی توقع از خودمان و اطرافیان

بالاتر رفته است، و باید در زمانی که چیزی از اطرافیان

درخواست می کنیم به حد ظرفیت آنان باشد، حداکثر تلاش

خود را به عمل می آوریم که توقع خودمان را از دیگران کمی

پائین آورده و درخواست های خود را بیان نمائیم. (گذران عمر

ما، تقصیر اطرافیان و فرزندان ما نمی باشد، بلکه این روزگار

است که مدام در حرکت است، پس هزینه پیر شدن و

بی حوصله شدن ما را اطرافیان نباید بپردازند.)

اگر قبول کنیم که در این سن کمی زود رنج تر از قبل

می شویم، و حداکثر کوشش خود را به عمل آوریم که دیگران

را ببخشیم، نه به خاطر اینکه آنان لایق بخشیدن هستند

(شاید هم باشند و ما بیخود ناراحت شدیم) بلکه خود ما نیاز

به آرامش داریم.

اگر قبول کنیم که دیگران نیز مشغول زندگی خود هستند و

ما باید تا حد امکان، مسیر زندگی خود را خودمان بپیمائیم و

در حداقل موارد از دیگران کمک و یاری بگیریم، مسلماً این

قبول کردن میتواند، درخواست های ما از دیگران و اطرافیان را

به شدت کاهش داده و از طرف دیگر، توانائی خود را در جهت

حل مسائل و انجام راه حل های بهینه دو چندان نماید.

اگر قبول کنیم که فرزندان ما بزرگ شده و هر کدام برای خود

پدر یا مادر یا فرد بزرگسالی شده اند که خود می توانند مسیر

زندگی خود را بیابند، دیگر با آنان سر مسائل کوچک و پیش پا

افتاده درگیر نشده و اجازه میدهیم که بدور از هر گونه کنترلی،

شادی و نشاط در خانواده تسری یابد.

در حال حاضر چه کارهائی باید انجام دهیم؟

از همین الان شروع کنیم به قبول شرایطی که در اختیار ما

نیست و باید آن ها را بپذیریم که با این پذیرفتن ها، می توانیم

علاوه بر اینکه احترام و ارزش خود را همچنان پا بر جا نگه

داریم، شادی و نشاط و از همه مهم تر، سلامتی را به

خودمان و خانواده هدیه نمائیم و از مزایای آن بهره ببریم.

فقط باید بدانیم که هر کنشی، واکنشی دارد، مطابق با

خودش و در جهت مخالف آن

موفق باشید

کمک کردن به خود در دوران بازنشستگی

کمک کردن به خود در دوران بازنشستگی

در زمان اشتغال هر روز سر یک ساعت مشخص بیدار شده و مثل

همیشه، بعد از آماده شدن و صرف صبحانه به سوی محل کار عزیمت

می نمائیم. حال بعد از سالیان دراز که به سن بازنشستگی

رسیده ایم، به ناگهان با یک برگه ابلاغ بازنشستگی، در شوک وارد

شده و مثل اینکه یک سطل آب یخ بر روی سرمان سرازیر می شود.

و پس از این واقعه است که دیگر، عنان زندگی از کف خارج میشود و

بعد از خانه نشینی، دیگر هیچ رمقی برای ادامه زندگی و حتی در

بعضی از مواقع، ادامه نفس کشیدن وجود ندارد.

در برخی از موارد، با فرد بازنشسته که مذاکره می کردم، و به ایشان

نحوه گذراندن این دوران را مطرح می نمودم، بعضی از این عزیزان،

متأسفانه دیگر نمی خواستند کاری انجام دهند و تمام توجیه آنها این

بود که ما دیگر کار خود را انجام داده ایم و مشخص است که اگر

همین روال در پیش گرفته شود، فرد بازنشسته، که از کار فارغ شده،

بمرور از زندگی نیز فارغ می شود. اما چه شده که فردی که آنچنان

هر روز به صورت مرتب مشغول کار و تلاش بود، به یکباره و فقط با یک

برگه، چنین تغییرات عظیمی در زندگی و ساختار او صورت می گیرد.

مگر همین فرد نبود که موفقیتهای بیشماری در محل کار، برای خود و

دیگران رقم زده بود؟

مگر همین فرد نبود که تلاشهایش، باعث بهبود بهره وری در محل کار

و زندگی خود شده بود؟

مگر همین فرد نبود که اهداف و برنامه های محل کار توسط ایشان

تعیین و پیگیری می گردید؟

و دهها، مگر و اما و چرا

اما براستی چه شده است که فرد بازنشسته دیگر حاضر نیست به

خودش نیز کمک نماید تا زندگی شاد و با نشاطی داشته باشد. ما

در این مقاله بر آنیم که به این بحث نظری بیفکنیم.

پس با ما همراه باشید.

کمک به خود چیست؟

در ابتدا باید تعریفی از کمک به خود داشته باشیم:

انسان معصوم متولد می شود اما راهش از همان لحظه های اول

منحرف می شود و دوباره باید خودش را خلق بکند – انسان تنها

موجودی است که بعد از تولدش باید خودش را خلق کند و اگر موفق

به این کار شد دست به هر کاری بزند مبارک است – زیرا خودجوش

است نورش را از خودش می گیرد و هر عمل خودجوشی کیفیت دارد.

پس بنابر این هیچکس جز خود فرد نمی تواند خودش را دوباره خلق

کند. بدین دلیل است که هیچ فردی نمی تواند به دیگری تا خودش

نخواهد کمک کند.

چرا باید به خودمان در دوران بازنشستگی کمک کنیم؟

در دوران بازنشستگی، نیز بعضی از عزیزان، فکر می کنند که با

بحرانی روبرو گردیده و در بعضی از مواقع کلاً با زندگی وداع می کنند

و اکثراً خانه نشینی یا پارک نشینی را برمی گزینند. این انتخاب ها،

می تواند شروع یک دور تسلسل باطل را به همراه داشته باشد. زیرا

که هر چه خانه نشینی ادامه دار باشد و شما نخواهید که از

تخصص ها و توانائیهایتان استفاده نمائید، به همان نسبت نیز از

تخصص ها و توانائیها و بالنتیجه، اعتماد به نفس و سلامتی تان نیز

کاهش می یابد.

پس بهتر است که هر چه سریعتر، یک سد مقاوم در برابر این دور

تسلسل ایجاد کرده و خود را مجدداً خلق نمائیم و به خودمان کمک

کنیم که زندگی جدید و پر ازنشاط و شادابی همراه با سلامتی

داشته باشیم.

چطوری به خودمان در دوران بازنشستگی کمک کنیم؟

اقدامات بیشماری را می توان ذکر نمود، در اینجا به چند مورد از آنها

اشاره می نمائیم:

  • – اول باورکنید که در این جهان تنها نیستید و معبودی که شما را
  • آفریده، شما را تنها نگذاشته و همچنان دستان شما، را گرفته
  • است، لکن این شما هستید که با افکارتان، جلوی حس گرفتن
  • دستان خود توسط معبود را نادیده گرفته اید.
  • – شما باید به چیزهائی که دارید، بیش از چیزهائی که ندارید،
  • فکر کنید.
  • – شکر گزار نعمتهایی باشید که خداوند به شما عطا نموده است.
  • – اتفاقات در گذشته، هیچ ربطی به اتفاقات در آینده ندارد، مگر
  • آنکه شما آنها را به هم متصل نمائید.
  • – روبرو شدن با مشکلات، باعث رشد و پیشرفت دو چندان میشود.
  • – به هر مسئله ای به اندازه همان مسئله اهمیت بدهید، نه بیشتر
  • – اجازه دهید، مشکلات و مسائل در پیش روی شما، قدم بزنند،
  • وارد آنها نشوید.
  • – تجربه شکست، می تواند پیروزی آینده را برای شما رقم بزند.
  • – شما با تجربه ای که دارید، می توانید با انواع مشکلات روبرو
  • شده و آنها را حل نمائید.
  • – شما می توانید احساسات مختلف(غم و شادی) را برای مدتی
  • کوتاه تجربه کنید
  • – شما همان فردی بودید که تا کنون، موفقیتهای بسیاری
  • داشته اید، این موفقیتها می تواند تکرار گردد.
  • – همه چیز می گذرد، پس این نیز می گذرد.
  • – خود را از هم نشینی با افراد منفی برحذر دارید.
  • – خود را مقید کنید که با افراد مثبت ارتباط داشته باشید.
  • – خنده بر هر درد بی درمان دواست.
  • – تصمیمات مهم زندگی را خودتان بگیرید.
  • – خشمگین شدن، تنها شما را نابود می کند نه علت خشم را.
  • – به کودک درونی اجازه رشد و بازی دهید.
  • – اتفاقات، اتفاقی رخ نمی دهند، هر کدام برای خود حکمتی دارند.
  • – تغییرات به صورت جزئی رخ میدهند
  • – نیاز شما به افراد، تنها در افکار شماست، نه در اعمال شما
  • – از مقایسه خود با دیگران اجتناب و با خود مسابقه بگذارید.
  • – از واژگان مثبت استفاده کنید، تا راه حلها، به شما گفته شود.
  • – زندگی مجموعه ای از انتخاب های شماست، پس نگاه کنید
  • که چه چیز را انتخاب می کنید.

حال چه اقدامی انجام دهیم؟

اگر نمی خواهید با عینک مثبت اندیشی به مسائل نگاه کنید، کافی

است، حداقل با عینک بدون شیشه در دوران بازنشستگی به مسائل

نگاه کنید تا مسائل را به همان شکل که هستند بیابید و در جهت

حل آن ها قدم بردارید.

پس همین الان شروع به تغییر نگرش و کمک به خود در این دوران

بازنشستگی نمائید. و آنگاه فواید این کمک کردن را سریعاً دریافت

می نمائید.

کرم ابریشم در دوران بازنشستگی چیست؟

کرم ابریشم در دوران بازنشستگی چیست؟

اگر در بین همکاران و دوستان بازنشسته خود جستجو

نمائید، عزیزان بازنشسته ای را خواهید یافت که در کنجی

خزیده اند و کاملاً از اطرافیان خود دوری می جویند و تک و

تنها به فکر فرو رفته اند.

 آیا شما نیز تا کنون با چنین گنجینه های فراموش

شده ای، ملاقات داشته اید؟

آیا می دانید که آنان در خلوت خود، به چه چیزهائی

می اندیشند؟

آیا می دانید که چگونه باید از رفتن این خوبان به داخل

پیله، جلوگیری نمود و زندگی خوب و شادی را برای خود

و اطرافیان رقم زد؟

اینها مسائلی است که در این مقاله قصد داریم به آنها

بنگریم و تا حد ممکن، راه کارهای مقابله با این افکار و

این اعمال را بیابیم.

کرم ابریشم در دوران بازنشستگی به چه معناست؟

کرم ابریشم، یک کرم است که در دو مرحله، به پروانه ای

تبدیل می گردد. و برای انسان از آن جهت مفید است که

از این کرم، نه برای پروانه شدن و پریدن آن، بلکه برای

تهیه ابریشم، استفاده می شود. البته لازم به ذکر میباشد

که برای انسان خود کرم، مفید نمی باشد بلکه تارهای تنیده

شده که خود ابریشم است، ارزش و فایده دارد و بعد از چند

روز، کرمها را بوسیله قرار دادن در آفتاب و انداختن در آب

جوش می کشند و ابریشم پیله ها را مورد استفاده قرار

می دهند،

چرا نباید در دوران بازنشستگی به شکل کرم ابریشم

بشویم؟

حال بعضی از عزیزان بازنشسته را مشاهده می نمائیم که

به علل مختلف، از جمله: احساس تنهائی، ترد شدن از

طرف جامعه، احساس عدم مفید بودن، احساس اضافه

بودن و … به گوشه ای خزیده و سر در لاک خود فرو میبرند

و اگر کرم می بودند تا کنون مقداری زیادی تار در دور خود

می تنیدند. لکن در این مورد، بجای پیله ها، خود فرد

بازنشسته به درد اطرافیان و اجتماع می خورد. و باید طی

اعمالی حساب شده به این فرد بازنشسته، که جزء

گنجینه های گهر بار تلقی شده، کمک نمائیم که از این

لاک بیرون آمده و به دامن پر از مهر و صفای اطرافیان و

اجتماع، بر گردد.

اگر این حالت در لاک بودن توسط عزیزان بازنشسته ادامه

یابد، منجر به بروز بیماری افسردگی گردیده و این فرد، بسیار

مستعد دریافت باقی بیماریها اعم از ساده و صعب العلاج

می باشد. پس باید هم ما و هم خود فرد بازنشسته از بروز

خطر جلوگیری نموده و شادی و نشاط و امید را به این فرد

و خانواده ایشان بازگردانیم.

چگونه باید فرد بازنشسته را از پیله در دوران

بازنشستگی جدا سازیم؟

در ابتدا می بایست، مشخص نمائیم که فرد به چه عنوان

سر در لاک فرو برده و حاضر نیست با احدی صحبت نماید

و همیشه در کنجی نشسته و به اعمال گذشته و ترس

از آینده مشغول می باشد.

  • در ادامه، دیدن این افراد و سرمایه های گرانبهای نیروی
  • انسانی است که باید این افراد توسط اطرافیان به خوبی
  • دیده شوند(دیده شدن به این معنا نیست که با دلسوزی،
  • اقدام به انجام وظائف و مسئولیتهای آنان نمائیم، بلکه
  • آنان نیازمند محبت از طرف اطرافیان هستند، همان
  • محبتی که زمانی که اطرافیان، نیازمند این محبتها بودند،
  • این افراد از ابراز آن، کوتاههی نکرده و همه را در طَبَق
  • اخلاق می گذاشتند).
  • در مرحله بعدی، باید شنونده حرفهای سراسر پرمعنی
  • آنان شویم. زیرا که این عزیزان بخاطر اینکه سالیان زیادی
  • را در شغلها و محلهای مختلف مشغول فعالیت بوده اند،
  • از تجربه و مهارتهای بسیار بالائی برخوردار می باشند،
  • که به نظر نگارنده، برای شنیدن این تجربیات، باید
  • هزینه های هنگفتی پرداخت نمود و باید ممنون بود که
  • این تجربیات را به رایگان در اختیار ما قرار می دهند.
  • در ادامه اعمال، اگر مسائل یا مشکلاتی دارند، چه از
  • نظر جسمی و چه از نظر روحی، این مسائل و مشکلات
  • را بپذیریم و به آنان کمک نمائیم که این مسائل را رفع
  • نمایند. یا اگر امکان رفع در کوتاه مدت وجود نداشت،
  • حداقل آثار مخرب آن را کمتر نمائیم(مانند بی اختیاری
  • ادرار و …)
  • در مرحله بعد، اگر نیاز به همدم و هم صحبت دارند،
  • حتماً در فکر یک همدم یا همصحبت برای این عزیزان
  • باشیم، زیرا که انسان اجتماعی است و نیازمند ارتباط
  • با دیگران، و در این سن، نیازمند صحبت با کسی که
  • بتواند آنان را درک نماید.
  • یکی دیگر از موارد، اگر این عزیزان، دارای نوه می باشند،
  • بهینه است که اقداماتی بعمل آید که حداکثر دیدار و
  • ملاقات مابین بازنشستگان و نوه های آنان برگزار گردد.
  • زیرا که در هر ملاقات، انرژی هائی که هر دو طرف
  • می توانند از یکدیگر کسب نمایند، بسیار زیاد و قابل
  • ذکر می باشد.

  • راههای دیگر را خودتان با توجه به موقعیتها و افراد
  • می توانید با خلاقیت و تجربه خود، بدست آورید.

راههای عملی فوری برای برگرداندن به شادی و

نشاط در دوران بازنشستگی چیست؟

مطلب خیلی مهمی که در این خصوص وجود دارد، تنها

دانستن موارد بالا نیست، بلکه لازم است از هم اکنون

اقدام نمائید و اگر عزیزی سر در گریبان خود فرو برده، یا

مستعد کناره گیری از جمع می باشد، با اقدامات لازم فوق

یا هر اقدامی که بصورت خلاقانه و تجربه بدست آورده اید،

کاری کنید که این عزیزان دیده شده و احساس مفید بودن

و مثبت بودن همانند سالهای اشتغال خود داشته باشند.

مطمئن باشید، اگر این عزیزان، شادی و نشاط را در زندگی

مجدداً تجربه نمایند، این احساس می تواند در کل خانواده

پخش و همگان از آن بهره مند گردند.

فعال بودن در بازنشستگی و دوری از بیماریها

فعال بودن در بازنشستگی و دوری از بیماریها

در هنگامی که فرد به درجه بازنشستگی میرسد، تعدادی از

نفرات، بازنشستگی را با استراحت مطلق اشتباه گرفته و خود

را کاملاً در خانه زندانی و شروع به استراحت کامل و بی حد و

حساب می نمایند و با توجه به اینکه، همچون یارانه، مقرر است

دیگر ماهانه، یک مقدار پول ماهانه، بصورت مداوم به دستشان

برسد، دیگر هیچ نیازی به کارکردن نمی بینند.

این یکی از بزرگترین مسائلی است که تعدادی از بازنشستگان

گرامی، با آن مواجه هستند، اما در این مورد نیز، هزینه های

ناپیدای دیگر وجود دارد، که متأسفانه تا کنون به حساب نیامده

است، وآن هزینه، هزینه استهلاک می باشد، هزینه استهلاک

که در موقع کار کردن، به وسائل و تجهیزات تعلق می گیرد، در

انسان کاملاً بر عکس میباشد و در صورت عدم کارکرد از هر یک

از اعضاء و جوارح، این هزینه به صورت تصاعدی بالا رفته و در

درجات بالا، فعالیت کامل آن عضو را عملاً غیر ممکن می سازد.

پس عقل سلیم حکم می کند که بعد از دریافت بازنشستگی،

بتوانیم برای خود برنامه ریزی مناسب داشته باشیم  وبتوانیم از

این موقعیت بدست آمده برای رسیدن به هدفهای جدید و بهینه،

استفاده لازم را بنمائیم.

هزینه های عدم فعال بودن در دوران بازنشستگی

همانگونه که در قسمت قبل اعلام شد، جهت فعال نبودن در

زمان بازنشستگی، باید هزینه ­هائی را پرداخت نمود که از آن

جمله می­ توان به عدم کارکرد بعضی از اعضاء و جوارح اشاره

نمود، مثلاً در صورت عدم استفاده از عقل و ذهن، بیماری آلزایمر

از اولین هزینه هائی است که باید دریافت نمود، و همچنین عدم

استفاده از عضلات بدن، نیز بیماریها و مسائل و مشکلات را به

سمت بدن، راهنمائی و هدایت می نماید.

در این خصوص می توان به یکی از اقوام اینجانب اشاره نمود که

متأسفانه به علت عدم استفاده از پای خود، بعد از جراحی، تا

آخر عمر نتوانست آن پا را صاف نماید و بصورت چهارزانو، تمام

باقیمانده عمر خود را سپری نمود و بچه های این بنده خدا،

مجبور بودند برای جابجائی ایشان، تنها در خانه، ایشان را بغل

کرده و جابجا نمایند.

مزایای فعال بودن در دوران بازنشستگی

حال که به هزینه های عدم فعال بودن، اشاره شد، لازم است

که مزایای فعال بودن در زمان بازنشستگی را نیز ذکر نمود. و آن

چیزی نیست غیر از سلامتی و شادابی، اگر به اطراف خود

نظری بیفکنید، نفرات بسیاری را خواهید  دید که پس از

بازنشستگی، تنها تعویض مکان خدمت انجام داده، یا به دنبال

علائق خود رفته و خدمت جدید و یا کار جدیدی را شروع نموده

اند، یا اگر از نظر مالی، کاملاً مستقل هستند، نیز به کارهای

عام المنفعه، و خیریه پرداخته و علاوه بر اینکه نام خود را در

لیست خیرین و نیکوکاران زمان ثبت و ضبط نموده اند، سلامتی و

شادابی و نشاط را نیز برای خود به ارمغان آورده اند.

خوب در زمانی که سلامتی و شادابی در زندگی روی خود را

نشان دهد، مطمئناً مشکلات دیگر در آن زندگی جائی برای خود

نمائی نداشته و به ناچار، محل را تخلیه می نمایند و نمیتوانند

مانع خوش بودن آن بازنشسته را فراهم نماید.

مقایسه بازنشسته فعال با بازنشسته غیر فعال

مطمئناً شما نیز مانند نگاره، افراد مختلفی را در هر دو گروه

بازنشسته(فعال و غیر فعال) مشاهده نمودید، مثلاً بازنشسته

ای که در سنین 90 سالگی نیز همانند جوانان مشغول کار و

تلاش و فعالیت هستند و بازنشستگان 60 تا 70 ساله که

متأسفانه باید توسط نزدیکان خود، جابجا شده و تنها نظاره گر،

گذران عمر خود باشند.

شما واقعاً کدامیک را انتخاب می کنید، بازنشسته جوان 90

ساله یا بازنشسته پیر 60 ساله؟ این انتخاب خود شماست که

کدامیک از این دو عزیز را برای الگوبرداری خود انتخاب میکنید.

 

مسلم است حال که مشغول مطالعه این مقاله هستید، مطمئناً

بازنشسته پیر 60 ساله را به هیچ وجه انتخاب نخواهید نمود،

زیرا به دنبال شادی و نشاط در زندگی هستید که این سایت را

انتخاب نمودید، پس لطفاً از همین الان، یک ورق و یک خودکار به

دست گرفته و برنامه آینده خود را برای داشتن زندگی خوب و

سراسر سالم و شاداب و با نشاط، بنویسید. زیرا همانگونه که

می دانید، قدرتی که در نوشتن است، در مسائل دیگر یافت

نمی شود.

موارد قابل برنامه ریزی جهت فعال بودن در زمان بازنشستگی

در کتاب الهی پیر شی، و نیز مقالات متعدد نوشته شده توسط

اینجانب، بارها به مسائل مختلف جهت برنامه ریزی برای فعالیت

در دوران بازنشستگی، اشاراتی شده است. و در اینجا مجدداً

بعضی از مواردی که میتوان برای دوران بازنشستگی خود،

برنامه ریزی نمود، را مجدداً یادآوری می نمایم.

اولین مسئله ای که باید جهت فعال بودن، برای آن برنامه ریزی

انجام شود، ورزش می باشد، که اگر در ابتدای صبح نیز باشد،

بمراتب اثرگذاری آن بیشتر و بیشتر میگردد.

دومین مسئله ای که فعال بودن را با نشاط تر می نماید، بحث

درآمد است، باید در این دوران، به سراغ فعالیتهائی رفت که

افزایش درآمد ما را نیز در پی داشته باشد، زیرا که بحثهای

اقتصادی از بهترین انگیزاننده ترین مباحث است و می تواند،

همیشه انگیزه لازم را برای فعال بودن در دوران بازنشستگی به

ما بدهد.

سومین مسئله، بحث اشتغال است، چه بتوانیم با سرمایه

گذاری های مختلف، درآمد خود را افزایش دهیم و چه بخاطر

مسائل مختلف، نتوانیم، در هر صورت، باید خود را مقید نمائیم

که مبحث اشتغالی برای خود ایجاد نمائیم که بتواند اشتغال ما

را تضمین نماید.

 البته لازم به ذکر می باشد که منظور ما، کار کردن از ابتدای

صبح تا نیمه شب نمی باشد، زیرا که با افزایش سن، بعضی

افراد(که نگارنده مخالف این افکار می باشد)، فکر می کنند که

توان خود را از دست داده اند، و دیگر توانائی کار کردن ندارند، در

صورتی که با مصاحبه ای که پیرمردی 110 ساله داشتم، ایشان

همچنان مشغول انجام فعالیتهای خود بود، و بدون نیاز به کمک

کسی، کارهای مربوط به زندگی خودش را انجام میداد. پس هر

گونه فکر کنی، بدن نیز در همان راستا با شما همگام خواهد

شد.

چگونه می توان این فعالیتها را هدفمند نمود.

یکی از اصول اولیه برنامه ریزی آن است که برای خود هدف

داشته باشیم، اگر در برنامه ریزی اولیه خود، اهداف خود را در

نظر داشته و آنها را نوشته باشیم، برنامه ریزی به مراتب می

تواند مسیر ما را در رسیدن به فعالیت هدفمند هموارتر نموده و

ما را خیلی سریعتر از آنچه که فکر می کنیم، به سلامتی و

شادابی و نشاط برساند.

پس از همین الان شروع به برنامه ریزی نموده و از نیمه دوم عمر

خود(بازنشستگی) بهترین استفاده را ببریم، زیرا که این نعمتی

است که خدا، به ما اعطا نموده است.

فشار روانی و تأثیر آن بر تشدید یا ایجاد بیماری جسمی

فشار روانی و تأثیر آن بر تشدید یا ایجاد بیماری جسمی

شاید برای شما نیز پیش آمده باشد که گاهی اوقات، در سر کار

یا مواقع دیگر، با بوجود آمدن یک فشار یا شوک ناگهانی، بیماری

جسمی در وجودتان ظاهر یا بیماری قبلی به شکلی جدید خود

نمائی کرده و شما را کلافه نماید.  علت اين امر فشار و

استرس ناگهاني احساسي است كه موجب مي‌شود آدرنالين

باعث متوقف شدن فعاليت قلب و در نهايت ايست قلبي شده و

ضعف شديد‌ ماهيچه قلب را در پي دارد.
اما خبر خوب اين است كه اين حالت معمولا قابل درمان است

و به ندرت موجب آسيب دايمي قلب مي‌شود. اما در هر حال

اين محققان توصيه مي‌كنند كه در صورت احتمال داشتن

احساس حمله قلبي فقط جهت اطمينان بايد فورا با پزشك

مشورت كنيد.

فشار روانی چیست؟

بر اساس تعریفی که سایت ویکی پدیا از فشار روانی دارد،

فشار روانی، تـَنیدگی یا اِستـِرس در روان‌شناسی به معنی

فشار و نیرو است و هر محرکی که در انسان ایجاد تنش کند،

استرس زا یا عامل تنیدگی نامیده می‌شود. استرس یک فشار

روانی و احساسی بیش از حد تحمل فرد است. درواقع استرس

زمانی ایجاد می‌شود که ما نتوانیم با فشارهای کوچک کنار

بیاییم. استرس در افراد مختلف متفاوت است، ممکن است

عاملی برای فردی ایجاد استرس کند ولی در فرد دیگر، به هیچ

عنوان استرس ایجاد نکند.

فشار روانی به زبان ساده می توان گفت: پاره‌پاره شدن بدن بر

اثر فشارهای وارده بر بدن .

و فشار روانی بر اثر استرس بوجود می آید و علائم استرس

تفکر نگران کننده، شامل اضطراب، مشکلات خواب، عرق کردن،

از بین رفتن اشتها و مشکل در تمرکز حافظه است.

تأثیر فشار روانی بر بیماری جسمی

فشار رواني منشاء بسياري از بيماريها شناخته شده است.

پژوهشگران استراليايي ارتباط ميان فشار رواني با ابتلا به انواع

بيماريها از سرماخوردگي تا سرطان را به طور علمي اثبات

كردند. محققان موسسه گاروان در سيدني دريافتند هورمونی

به نام “نروپپتید وای” كه به هنگام فشار رواني در بدن ترشح

مي‌شود دستگاه ايمني بدن را تحليل برده و انسان را بيمار

مي‌كند.
تاكنون در مورد ارتباط ميان مغز و دستگاه ايمني بدن شواهد

اتفاقي ارايه شده است، اما اكنون اين ارتباط به اثبات رسيده

است.

به هنگام فشار رواني مقادير زيادي از اين هورمون از اعصاب آزاد

مي‌شود كه وارد جريان خون شده و از فعاليت سلولهايي در

دستگاه ايمني كه بدنبال كشف و نابودي ميكربها هستند

جلوگيري مي‌كند.
اينكه فشار رواني بيماريزاست ديگر خيال نيست بلكه واقعيتي

است كه بايد با اهميت دانسته شود. اين هورمون آسيب پذيري

فرد را در هنگام ابتلا به سرماخوردگي يا آنفلوانزا افزايش

مي‌دهد.
فشارهاي‎‎ عصبي‎ افزايش‎ توليد موادي در بدن‎ را موجب‎ مي

‎ شود كـه‎ بـر عـملـكـرد سيستم‎ ايمني‎‎ بدن‎ آسيب‎ مي رساند.

در بيماريهاي روان تني همچون افسردگي، اضطراب، وسواس و

جنون، خطر ابتلا به عواملي نظير سردرد، زخم معده، آسم،

کهير، سکته قلبي و فشار خون افزايش مي‌يابد.

فشار روانی یکی از عوامل مهم دخیل در بیماری قلبی،

سرطان، مشکلات ریوی، محرومیت‌های ناشی از سوانح،

سیروزکبدی و خودکشی است. فشار روانی به طور اخص در

ضعف دستگاه ایمنی، بیماری قلبی عروقی و سرطان،

نقش مهمی ایفا می‌کند.

کار دستگاه ایمنی، تشخیص مواد خارجی مثلاً باکتری‌ها،

ویروس‌ها و تومورها و نابودکردن آنها است. این دستگاه از

بیلیون‌ها گلبول سفید دستگاه لنفاوی تشکیل شده‌است. تعداد

گلبول‌های سفید و کارآیی آنها در کشتن ویروس‌ها و

باکتری‌های خارجی با میزان فشار روانی رابطه دارد. به عنوان

مثال، وقتی کسی در مرحله هشدار یا فرسودگی است،

دستگاه ایمنی او خوب کار نمی‌کند. در این دو مرحله، احتمال

تکثیر و بیماری‌زا شدن ویروس‌ها و باکتری‌ها بیشتر می‌شود.

چرا فشار روانی  می تواند بر بیماری جسمی در بازنشستگی تأثیر بگذارد؟

فشار رواني طولاني مغز را كوچك مي‌كند

فشارهاي رواني طولاني مدت نه تنها مهارتهاي تفكر و حافظه را

زايل مي‌سازد بلكه مغز را نيز كوچك مي‌كند. زندگي تحت فشار

رواني شديد نه تنها براي سلامت بدن بلكه براي مغز و قواي

دماغي نيز زيان آور است.

محققان در مطالعه جديدي تاثير تنش درازمدت و تغييرات

هورمون استرس كورتيزول را بر عملكرد مغز بررسي كردند.

مطالعات قبلي حاكي از تاثير فشار رواني بر سلامت قلب و

عروق از طريق افزايش سطح خوني هورمون‌هاي استرس مانند

كورتيزول در بدن است. مطالعات بسياري از نقش مخرب تنش بر

سلامت جسمي، فشار خون، و سلامت قلبي عروقي و غيره

خبر مي‌دهند. در اين مطالعه تاثير بالا بودن مزمن هورمون

كورتيزول بر عملكرد مغز افراد مسن، جوان و كودك بررسي شد.

محققان در اين تحقيق دريافتند با افزايش سطح كورتيزول در

خون افراد مسن ناحيه‌اي از مغز به نام هيپوكامپ كه مسئول

يادگيري و حافظه است كوچك مي‌شود. در اولين مطالعه ميزان

هورمون كورتيزول در گروهي از افراد مسن در طول سه تا شش

سال اندازه‌گيري شد. نتايج اين مطالعه نشان داد بالا بودن

هورمون كورتيزول به طور مزمن حافظه را تخريب مي‌كند. به

علاوه اندازه هيپوكامپ در اين افراد تا ‪ ۱۴درصد كم مي‌شود.

اين مطالعه به روشني تاثير منفي تنش‌هاي دراز مدت را بر مغز

و قواي دماغي نشان مي‌دهد. به اين ترتيب مي‌توان تنوع

حافظه و عملكرد ذهني افراد بازنشسته را توجيه كرد. بررسي

تاثير تنش بر مغز افراد جوان نشان داد حتي افزايش موقتي و

كوتاه مدت كورتيزول بر توانايي تفكر و حافظه كودكان تاثير منفي

مي‌گذارد. در نهايت مطالعه كودكان و نوجوانان از طبقات متفاوت

اجتماعي اقتصادي نشان داد ميزان هورمون كورتيزول با پايين

آمدن طبقه اقتصادي اجتماعي افزايش مي‌يابد. به عبارتي

متوسط هورمون كورتيزول خون اين افراد بيشتر است. تنش

مهمترين عامل تغيير عملكرد مغز است. انسان در هر سن و از

هر طبقه اجتماعي اقتصادي كه هست به تنش حساس است.

چطوری با فشار روانی مقابله کنیم و شادی و نشاط و

سلامتی را برای خود به ارمغان بیاوریم؟

نظر به اینکه در دوران بازنشستگی، بدن تا حدودی، بخاطر

افسردگی آمادگی دریافت بیماریها را دارد بنابر این باید به هر

صورتی که شده، مقابل فشار روانی ایستادگی نمود، و جهت

اینکار در ابتدا باید مقدار فشار روانی را ارزیابی نمود، و این

ارزیابی در دو مرحله انجام می شود:

ارزیابی اولیه و ارزیابی ثانویه.

ارزیابی اولیه، اشخاص، وقایع را از لحاظ مضربودن، تهدید بودن یا چالش‌ بودن بررسی می‌کنند. چنانچه شخص عامل فشار

روانی  را به جای تهدید در نظرگرفتن آن، چالشی قابل رفع در

نظرگیرد، راهکار خوبی را برای کم‌کردن فشار روانی برگزیده

است. این راهبرد با ویژگی (سرسختی) که عاملی شخصیتی

است همسو است.  برای مثال دو دانشجو را در نظر بگیریم که

هردو در امتحان میان ترم روان شناسی تک گرفته اند،

دانشجوی الف با دیدن نمره ی تک خودش خشکش می زند و

بقیه ترم را تهدید می بیند. ولی دانشجوی ب با این خبر به هم

نمی ریزد و تهدید رد شدن در امتحانات بعدی وجودش را نمی

گیرد. او نمره ی خود را چالشی می بیند که می تواند بر آن

غابه کند.

ارزیابی ثانویه:در ارزیابی ثانویه آدم ها امکانات و منابع خود را

می سنجند و این را در نظر میگیرند که آیا می توانند با واقعه ی

مورد نظر به نحو مناسبی کنار بیایند یاخیر .این ارزیابی به این

دلیل ثانویه است که هم بعد از ارزیابی اولیه است صورت می

گیرد و هم به این بستگی دارد که واقعه را چقدر مضر، تهدید یا

چالش بدانیم. به عنوان مثال، دانشجوی الف ممکن است

امکانات و توانایی‌های خوبی برای کنار آمدن با نمره پایین

امتحان میان‌ترم خودش داشته باشد ولی چون آن را مضر و

تهدید ارزیابی میکند لذا ممکن است نتواند از امکانات و

توانایی‌هایش خوب استفاده کند. اما دانشجوی ب ممکن است

این را در نظر بگیرد که برای بهبود نمره‌اش در نیمه دوم ترم چه

امکانات و تواناهایی دارد؛ امکانات و توانایی‌هایی مثل جویا شدن

نظر استاد در مورد راه و رسم بهتر درس خواندن در طول ترم،

تنظیم برنامه مدیریت زمان با هدف افزودن ساعات درس‌خواندن

و پرس‌وجو در مورد راهبردهای درسی دانشجویان زرنگ.

راهبردهای کنار آمدن با فشار روانی:

علاوه بر فرضیه‌ی آسیب پذیری وقوع بیماری که آستانه خاص

هر فرد را برای تحمل فشار روانی  (هنگام رویارویی

باورویدادهای منفی زندگی) مطرح می کند، آنچه مهم است

تدابیری است که فرد برای کنار آمدن با فشار روانی اتخاذ

می‌کند که یا مؤثر است و یا بی تأثیر. کنار آمدن مؤثر یعنی اداره

کردن شرایط شاق و طاقت‌فرسا ، تلاش برای حل مشکلات

زندگی و غلبه کردن بر فشار روانی یا کم‌کردن فشار روانی، به

عبارت دیگر روبرو شدن مستقیم با مشکلات خود وتلاش برای

حل کردن آنها است. به رفتارهایی که اعضاء بدن در مقابل

فشارهای روانی نشان می‌دهند می توان به‌عنوان رفتارهای

کنار آمدن از آنها نام برد.چنانکه رفتار کنار آمدن بدن بتواند عامل

فشار را کم کند(و واکنش تمام عیار نشانگان سازگاری کلی

GAS را از بین ببرد یا مدت آن‌را کوتاه کند بدون  آن‌که صدمه‌ای

جدی به اعضاء بدن برسد) رفتار فائق آمدن مؤثر نامیده

می‌شود، ولی اگر کنار آمدن نتواند به‌صورت مشخصی از شدت

نشانگان سازگاری کلی GAS بکاهد، واکنش اخطار ادامه

می‌یابد و حتی ممکن است از مرحله‌ی مقاومت گذشته و تا

مرحله‌ی «فرسودگی» پیشرفت کند و شخص را در برابر

بیماری‌های جسمی و روانی سخت آسیب‌پذیر نماید.

علائم فشار روانی بطور کلی به سه دسته تقسیم می شوند:

الف- نشانه های روانی: شامل افسردگی ،اضطراب،احساس

ناکامی،انزوا و بیزاری.

ب- نشانه های جسمی شامل: اختلال در سوخت وساز بدن ،

تغییر ضربان قلب و فشار خون، ناراحتی های معده ای- روده

ای،انواع آلرژی ها، اختلال در خواب و……است.

ج -نشانه های رفتاری:مانند غیبت از کار یا ترک شغل، مصرف

زیاد مشروبات الکلی، میل به سیگار یا دارو، پرخوری یا بی

اشتهایی، رفتارهای ستیزه جویانه یامشکلات بین فردی است.

روش‌های کنار آمدن غیر مؤثر با فشار روانی:

در کنار آمدن هیجان مدار افراد به کمک برخی از مکانیسم‌های

دفاعی از چیزی اجتناب می‌ورزند . اتفاقات رخ داده را توجیه یا

انکار می‌کنند ، آن‌ها را به شوخی می‌گیرند. برای مثال برخی از

دانشجویان ، از رفتن به کلاس مشکل‌ساز پرهیز می کنند و

احتمالاً خواهند گفت کلاس مهمی نیست. همچنین منکر

مشکل داشتن با آن کلاس می‌شوند ، با دوستانش به آن

می‌خندند ، یا ادعا می‌کنند که مشکلشان در آن کلاس رفع

شده است. ولی این نوع پاسخ دهی هیجانی لزوماً راه خوبی

برای رو‌به‌رو شدن با مشکلات نیست. در زیر برخی ازراهبردها

وروش‌های کنار آمدن غیر مؤثر با فشار روانی را که از آن بعنوان

کنار آمدن هیجان مدار یا روش‌های فائق آمدن غیر مؤثر بر

فشار روانی تعبیر می شود، می پردازیم:

1) سیگار کشیدن: فردی که یاد گرفته است هرگاه در شرایط

پر فشاری قرار گیرد عصبانیت و ناآرامی خود را بوسیله سیگار

کشیدن برطرف کند ، درست است که به بهبود موقتی دست

می‌یابد ولی از طریق وارد شدن نیکوتین به ریه‌ها از قدرت کیفی

آن‌ها کاسته شده و نه تنها این ماده فشار روانی را بدون تغییر

باقی می‌گذارد بلکه واکنش فشار کوچک مربوط به خود را نیز

به‌وجود می‌آورد.

 

2) مصرف الکل: الکل سست کننده اعصاب مرکزی

است،وقتی که به اندازه‌ی کافی مصرف شود نوعی نشاط

به‌وجود می‌آورد و ایجاد احساس بهبود موقت می‌کند و مانع

پرداختن و توجه شخص به منابع فشار واقعی و مشکلاتش

می‌شود ، ولی به نوبه خود با بوجود آوردن واکنش اخطار

فیزیولوژیکی می‌تواند بسان منابع اضافی فشار روانی وارد عمل

شود.

3) مشغول داشتن خود یا کار بیش از اندازه یا فعالیت فوق‌العاده: برخی افراد برای پرهیز از مشکلات و فرار از فشار

روحی از مکانیزم غیر مؤثر «خود مشغول داشتن» بعنوان رفتاری

فائق شونده استفاده می‌کنند. کار مفید و پرثمر یا تفریح

نشاط‌آور می‌تواند یک روش مقرون به‌صرفه و سالم در برابر فشار

روانی باشد. ولی فعالیت‌های وقت‌گیر یا فعالیت توأم با بی‌میلی

مانند شوهری که برای پرهیز از مناقشات خانوادگی هر شب تا

دیر وقت به کار و فعالیت می‌پردازد ، نه تنها فشار روانی را

تخفیف یا از بین نمی‌برد بلکه خود بعنوان منبع افزاینده و بوجود

آورنده فشار روانی عمل می‌کند.

4) پرخوری: کسانی که آموخته‌اند به هنگام فشار روانی به

تغذیه و خوراک روی آورند توانسته‌اند با پرخوری احساس

بهبودی موقت به‌وجود آورند ، زیرا معده پر با احساس آرامش و

تن آرامی قرین است و مانند یک داروی مسکن موقتی

ناخوشایندی‌ها را موقتاً می‌زداید

اما از سوی دیگر با آثار جنبی فیزیولوژیکی و روانی و وزن اضافی

که حاصل می‌شود سبب بد کار کردن اعضاء و بیماری شده و

نیز ممکن است بر قضاوت شخصی فرد تأثیر بگذارد و احساس

گناه و ناتوانی را در فرد بوجود آورد.

5) انکار بیماری: انکار بیماری و یا تلاش ننمودن در جهت

کاهش شدت بیماری در مراحل اولیه بیماری از دیگر روش‌های

غیر مؤثر فائق آمدن بر فشار روانی است که عمومیت دارد و

باعث ایجاد بیماری و آسیب‌پذیری در فرد می‌شود.

6)رفتارهای برگشتی: برگشت به شیوه‌های ناپخته در

برخورد با رفتارهای روانشناختی مانند گریه کردن و کج خلقی را

می‌توان به فراوانی در بیماران جسمی مشاهده نمود که از دیگر

اشکال رفتارهای غیر مؤثر فائق آمدن بشمار می‌رود.

7)افسردگی: علائم افسردگی ممکن است به شکل غمگین

بودن خود را نشان دهد و یا رفتارهایی از قبیل گریه کردن و یا

کناره‌گیری را در فرد بوجود آورد که بعنوان شیوه دیگری از

رفتارهای مواجهه و فائق آمدن غیر مؤثر در جهت سازگاری با

واکنش‌های روانی عمل می‌کند.

روش‌های کنار آمدن مشکل مدار یا روش‌های فائق آمدن مؤثر بر فشار روانی:

 برای کنار آمدن موفقیت آمیز با فشار روانی برخی ازراهبردها

وروش‌های کنار آمدن موفقیت‌آمیز وجود دارند که می توان برای

کنار آمدن مؤثرتر بجای یک راهبرد از چند راهبرد استفاده کرد.

اینک در زیر چند مورد از راهبردها و روش‌های کنار آمدن

موفقیت‌آمیزبا فشار روانی را بطوراختصار شرح می دهیم:

 1) داشتن هیجانات مثبت: تحقیقات در زمینه سلامتی

نشان می دهد هیجانات مثبت هم با سالم کارکردن دستگاه

قلبی عروقی و هم با دستگاه ایمنی رابطه دارند.

در یک بررسی معلوم شد پس از آن که زنان سالم کالج، فیلم

بامزه و شادی را تماشا می‌کردند، میزان فشار روانی آنان

کاهش و پس از دیدن فیلم غمناک، این میزان بصورت قابل

توجهی افزایش یافت.

بین میزان استفاده از شوخی به عنوان راهبردی برای کنار آمدن

با فشار روانی هم رابطه مثبتی برقرار است. در تحقیقی،

محققان با افزایش وقایع خوشایند می‌توانستند بالاتر بودن میزان

پاسخ دستگاه ایمنی در روزهای بعد را پیش‌بینی کنند. محققان

همچنین فهیمده‌اند که وقتی مردم حالات هیجانی مثبت خود را

باز می‌یابند یا آن را حفظ می‌کنند، در زیر فشار روانی، کمتر

مریض می‌شوند و کمتر از خدمات پزشکی استفاده می‌کنند.

خُلق نیز برنظر مردم درباره این که چقدر می‌توانند رفتارهای

سلامتی‌زا انجام بدهند، تأثیر می‌گذارد. برای مثال، در تحقیقی،

آدم‌های شاد بیشتر احتمال داشت رفتارهای سلامتی‌زا انجام

بدهند و اعتقاد راسخ‌تری به این نکته داشتند که این رفتارها،

بیماری آنها را کمتر می‌کنند.

هیجانات مثبت در دفع بیماری‌ها و حفظ سلامتی مؤثرند کار

اصلی هیجانات مثبت، افزایش توانایی مقابله با مشکلات است.

در مطالعه‌ای، کسانی که هیجانات مثبت‌تری (مثلاً شاد)

داشتند، برای کنار آمدن با فشار روانی راهبردهای بیشتری

داشتند تا کسانی که هیجانات منفی (مثلاً غم) بیشتری

داشتند. برای مثال، کسانی که هیجانات مثبت داشتند، بیش از

کسانی که هیجانات منفی داشتند، برای کنار آمدن با مشکل

راه پیدا می‌کردند و بیش از آنها خودشان را عقب می‌کشیدند

و دقیق‌تر به مشکل فکر می‌کردند

2)مثبت‌اندیشی (نجوای درونی مثبت): شواهدی وجود

دارد که نشان می‌دهند مثبت‌اندیشی به افزایش سلامتی

انسان‌ها کمک می‌کند. مطالعه‌ای نشان داده‌است که مردان و

زنان سالمندی که نگاه مثبتی به زندگی دارند کمتر از مردان و

زنان سالمندی که نگاهی منفی به زندگی دارند، ‌دچار حمله

قلبی می‌شوند. تأثیر مثبت‌اندیشی می‌تواند تأثیر بلندمدت

باشد. یک بررسی نشان می‌داد مادرانی که نگاه مثبتی به

زندگی داشتند عمر طولانی‌تری کرده بودند تا مادرانی که

نگاه‌شان خنثی‌تر بود. البته ممکن است نگرش‌های مثبت،

خودشان محصول سلامتی باشند. همچنین ممکن است، ،

اتخاذ نگرش مثبت‌تر، به سلامتی آدم‌ها کمک کند.

3)خوش‌بینی و مثبت اندیشی;خلق خوب ، پردازش اطلاعات

را مؤثرتر می‌کند ، از ما موجودات نوعدوست‌تری می‌سازد و

عزت نفس‌مان را زیاد می‌کند. خوش‌بینی این احساس را در ما

ایجاد می‌کند که بر محیط اطراف‌مان کنترل داریم. بهترین راه

غلبه بر بدبینی مزمن ، شناخت درمانی (یکی از روش‌های روان

درمانی) است. در شناخت درمانی مراجع را تشویق می‌کنند

مثبت بیندیشد و به افکار منفی خودش خوش‌بینانه بنگرد تا

خودش را کمتر سرزنش کند و تعمیم‌های منفی کمتری بدهد.با

بازسازی شناختی یا اصلاح افکار ، عقاید و باورهایی که

مشکلات را تداوم می‌بخشند می‌توان به مردم کمک کرد تا

مثبت‌تر و خوش‌بینانه‌تر فکر کنند. این کار با تغییر نجوای درونی

(یا همان گفتگوهای درونی بی صدا) و با برنامه‌ریزی و حل

مسائل انجام می‌شود. نجوای درونی مثبت چنان اطمینان

خاطری به ما می‌دهد که امکان حداکثر استفاده از قریحه را

فراهم می‌آورد.

تهيه داروهايي براي مقابله با تاثير اين هورمون سالها به طول

خواهد انجاميد به همين خاطر بهترين راه حل براي افراد مقابله

با فشار رواني است.

بهترين كار اين است كه با تغيير سبك زندگي ، انجام ورزشهايي

مانند يوگا و تمدد اعصاب فشار رواني را از زندگي خود خارج

كنيم.

4)خنده واقعا درمان مناسبی است

تماشای یک فیلم کمدی مانند قدم زدن در پارک برای سلامت

قلب مفید است. در یک مطالعه کوچک با شرکت 20 فرد جوان

سالم ، محققان دریافتند جریان خون این افراد طی تماشای

فیلم کمدی که باعث خنده آنها می شود بهبود می یابد. درواقع

افزایش مناسب جریان خون مشابه با همان چیزی بود که پس از

انجام ورزشهای آئروبیک مشاهده می شود.
به گفته سرپرستاین تحقیق دکتر مایکل میلر البته این بدان

معنی نیست که خنده جایگزین ورزش شود. بلکه یک حالت بهتر

تماشای فیلم خنده دار در حین دوچرخه زدن است.

علت این تاثیر دقیقا مشخص نیست اما احتمالا با اثر هورمون

های استرس بر بر عملکرد عروق خونی مقابله می کند. بعلاوه

خنده می تواند بدن را به تولید اکسید نیتریک وادارد. این ماده

شیمیایی به اتساع و گشاد شدن عروق کمک می کند.

5)خواب خوب از شدت فشار روانی و نیز سردردهاي ميگرني

بكاهد، آنه كالهون، استاديار نورولوژي در دانشكده طب دانشگاه

نورت كارولينا در اين زمينه بر روي بيش از 100 زن مبتلا به

ميگرن مطالعه كرده و دريافته است كساني كه بهتر مي‌خوابند

تعداد دفعات بروز سردردهاي آنها كاسته مي‌شود.

اين تحقيقات نشان داد: زناني كه عادات خواب خود را بهبود

مي‌دهند تعداد دفعات سردردهاي آنها تا 20 درصد و شدت درد

نيز تا 40 درصد كاهش مي‌يابد.

هم اکنون سعی کنید با دادن آرامش به خود از یکی از طرق

بالا، فشار روانی را کاهش داده و زندگی آرام، شاد و با نشاطی

را برای خود و خانواده رقم بزنید.

فرهنگ احترام به بازنشستگان

فرهنگ احترام به بازنشستگان

بر اساس آمار بدست آمده در حال حاضر(1395)، حدود 3.5 میلیون

نفر از سیستم تأمین اجتماعی، بازنشسته شده اند، و با

احتساب بقیه نفرات عضو در صندوقهای بازنشستگی دیگر، این

تعداد به حدود 5 میلیون نفر می رسد. و مشخص است که

دولت و ادارات برای اینکه این نفرات به سن بازنشستگی

برسند، تا چه میزان بها پرداخته است و بدنبال آن، چه میزان

تلاش از طرف همین قشر با افتخار، در طی بهترین سالهای

عمر، صورت گرفته است تا کارها به نحو احسن اجرا گردد.

حال که بعد از سالها این نفرات به افتخار بازنشستگی نائل

شده اند، متأسفانه اجتماع، و ادارات مربوطه، آن احترام و

جایگاهی که باید به این قشر با عظمت داده شود، را فراموش

نموده است. در صورتی که در کشورهای دیگر، بازنشسته از

زمان بازنشسته شدن، علاوه بر مزایائی که به او تعلق میگیرد،

احترام ویژه ای نیز در بین مردم به آنها تخصیص داده میشود.

بدین شکل است که در زمانی که فرد به بازنشستگی نائل

میشود، جشن باشکوهی، به افتخار وی ترتیب داده میشود.

احترام به بازنشستگان چیست

احترام به بازنشسته، یعنی اینکه احترام به کسی گذاشته

شود، که بهترین سالهای عمر خود را برای اجرای وظائف خود،

در طبق اخلاق گذاشته و به جامعه، دولت و محل کار، تقدیم

داشته است. حال تمام نفرات استفاده کننده از موهبتهای آماده

شده توسط این عزیزان، باید به شکل ویژه ای برای این پیش

قراولان خدمت احترام قائل باشند.

چرا باید به بازنشستگان احترام گذاشت

حتماً بارها برای شما که این متن را می خوانید نیز پیش آمده

است که از وقت و زندگی خود را برای افراد بخصوصی، زمانهائی

را اختصاص داده و کارهائی را برای آنان انجام داده اید، و البته

بعد از انجام این کار، حداقل اگر انتظار تشکر و قدردانی از طرف

مقابل نداشته باشید، دیگر انتظار برخورد بد و نامناسب را نیز

نخواهید داشت. درست است؟

دقیقاً به همین دلیل است که باید به کسانی که قبل از ما برای

ما کاشتند و ما در حال استفاده از ماحصل زحمات آنان هستیم،

احترام گذاشته و قدر این زحمات را بدانیم و اگر از آنها تقدیر و

تشکر به عمل نمی آوریم، حداقل به دیده اضافه در اجتماع نیز

به آنان ننگریم.

دزدان مادر بزرگ

چندین سال پیش، سریالی را در تلویزیون در یکی از شبکه ها

پخش می نمود، که فکر میکنم، نام آن سریال، دزدان مادر بزرگ

بود، و جریان از این قرار بود که چند جوان با همدستی یکدیگر،

یک مادربزرگ را که به صورت تنها، در یک خانه ویلائی زندگی

میکرد، را ربودند و زمانی که این مادربزرگ متوجه شد که بجای

سوار شدن در ماشین های آژانس، سوار ماشین ربایندگان خود

شده است، در ابتدا ناراحت شده و غش نمود. اما بعد توانست

بر خود تسلط یابد، و بدون اینکه مشکلی برای این جوانان بوجود

آورد، در همان اویل سعی در کمک و یاری به آنان نمود، بطوری

که آنها را از بلایای مختلف، به سلامت گذراند.

و القصه اینکه این مادر بزرگ مهربان، علاوه بر اینکه توانست بر

قلبهای این جوانان رسوخ نموده و بجای آدمهای زمخت و

نامیمون، به آنان به دیده جوانان درد کشیده و مشکل دار، نگاه

نمود و توانست کم کم در زندگی تک تک آنها وارد شده و شروع

به حل مسائل آنها نمود. و آن جوانان نیز در نهایت زمانی که

دیدند بجای اینکه آن ها این مادر بزرگ را گروگان بگیرند، در اصل

این مادر بزرگ است که آنها را به گروگان گرفته است.

شاید، فوراً به نگارنده این ایراد را بگیرید که این ماجرا، واقعی

نیست، بله من هم قبول دارم، لکن این قصه اکثر بازنشستگان و

کسانی است که سالهای متمادی تجربه را به همراه خود دارند،

هر چند که تلویزیون در نشان دادن ارزشها و قدرتهای این مادر

بزرگ غلو نمود، لکن نگارنده بر این اعتقاد است که این مسائل،

نه تنها غلو نشده است، بلکه با مشاهدات انجام شده و شواهد

در دست، نیز همخوانی دارد، زیرا که در مصاحبه ای که با یک

مادر بزرگ یکصد ساله انجام دادم، متوجه این مورد شدم که

ایشان علاوه بر اینکه دادگاه حل اختلاف خانواده نیز می باشند،

خود به تنهائی یک دانشگاه سیار روانشناسی و تربیت می باشد.

پس به خوبی میتوان متوجه شد که اگر چند صد فیلم و سریال

در خصوص قهرمانهای دیگر ساخته می شود، و یکی در خصوص

ارزشهای درونی بازنشستگان و سالخوردگان تهیه می شود،

خالی از لطف نباشد که ادعا نمائیم این یکی، برابری میکند با

اکثریت قریب به اتفاق آن فیلم و سریال های دیگر، زیرا که در

این فیلم و سریال ها، نهاد درونی و تجربه های گرانمایه این

عزیزان را به رویت مردم می رساند.

قدر دانستن از بازنشستگان

این قدر دانستن، تنها اکتفا به اختصاص یک روز یا یک هفته

جهت این زحمتکشان و گنجهای فراموش شده نیروی انسانی

کفایت نمی کند، بلکه به نظر نگارنده که سعی در ایجاد نهضتی

جهت تکریم این فداکاران دارد، باید هر روز و هر لحظه این

احترام، در وجود تک تک مردم، نهادینه گردد، زیرا در جامعه ای

که به بزرگان و پیشکسوتان خود احترام گذاشته شود، آن جامعه

از هر خطر و گزندی مصون و در امان خواهد ماند.

محبوبیت بازنشستگان

محبوبیت تنها اختصاص به قهرمانان و کسانی دارد که بهترین

لحظات عمر خود را برای اعتلای وطن و انجام وظائف خود، صرف

نموده است. و محبوبیت بازنشستگان چیزی نیست جز،

تجربیاتی که در خلال کار و تلاش صادقانه و بدور از هر گونه

مشکل انجام شده است. لذا این محبوبیت بازنشستگان گرامی

را باید پاس داشت و به آن احترام گذاشت. باشد که این

محبوبیت و احترام در تک تک سلولهای جامعه، رسوخ نموده و

ارزش و جایگاه این والا مقامان، شناخته و احترام گذاشته شود.

به امید روزی که احترام به بازنشستگان و سالمندان، در جامعه

ما نهادینه گردد.