آیا بازنشستگی، سقوط به دره افسردگی است؟

آیا بازنشستگی، سقوط به دره افسردگی است؟

با مسئول امور بازنشستگی اداره که صحبت می کردم، ایشان اظهار

می داشت که حدود 10 سال در این شغل مشغول خدمت است، و

همه ساله تعدادی از افراد بدلیل اتمام زمان اشتغال پیشکسوت

(بازنشسته) می شوند، و ایشان که فردی منظم و خوب است، بخاطر

اینکه استرس این حکم پائین بیاید، معمولاً از یکسال جلوتر، چند وقت

یکبار، علائم را به فردی که در شرف پیشکسوتی(بازنشستگی) است،

میرساند. علیرغم این علائم، ایشان اظهار می داشتند تنها 1% از

افرادی که حکم ابلاغ پیشکسوتی(بازنشستگی) به ایشان تحویل

می شد، از این وضعیت شاد و خندان بودند و بقیه، مثل اینکه یک

سطل پر از آب یخی بر روی سر آنان ریخته شود، در لاک خود

فرو رفته و اظهار ناراحتی خود را به خوبی نشان می دهند.

براستی چرا این گونه است، در صورتی که در کشورهای دیگر،

فرد با گرفتن این حکم، جشن بزرگی برای خود بر پا می نماید،

زیرا که توسط سیستم، امکانات فراوانی برای آنان تعبیه شده است

و فرد با گرفتن این حکم، اجازه استفاده از این امکانات را دریافت

می دارد.

حالا باید از آن 99% پرسید، که چرا دریافت این حکم چنین

سنگین و ناراحت کننده است؟

و آن 1% منتظر چه اتفاقی بودند، که با گرفتن حکم، اظهار

خوشحالی می نمودند؟

آیا براستی این حکم  پیشکسوتی(بازنشستگی) است که ما را دچار

چنین دگرگونی می سازد، یا عملکرد ما در طول زمان اشتغال و

عدم برنامه ریزی برای چنین روزی سبب این دگرگونی شده است؟

آیا برای اینکه به این دره سقوط نکنیم، راهی وجود دارد؟

ما در این مقاله بر آنیم که به این دگرگونی نظری بیفکنیم و آن

را مورد بررسی قرار دهیم.

دره افسردگی چیست؟

دره به شکاف ما بین دو کوه گفته می شود که فاصله بین دو کوه

را پر می نماید.

و مشخص است که دره افسردگی بعلت اینکه افرادی که وارد این

فضا می شوند، به سختی می توانند خود را با شرایط منطبق نمایند،

این لقب به این وضعیت از طرف بعضی نفرات، اختصاص یافته

است.

یکی از کارشناسان جامعه شناس در این باره گفته است که شخص

به محض ورود به این دوران، بعلت مسائل اقتصادی، مسکن،

جسمی و … دچار افسردگی شده و به دره افسردگی سقوط می نماید.

آیا به واقع چنین دره ای وجود دارد؟

دره افسردگی، یا همان افسردگی خودمان، وضعیتی است که

شخص بعلت های گوناگون وقتی که شرایط بر وفق مراد نباشد،

وارد آن شده و در برخی مواقع، امکان عبور از آن مهیا نیست.

حال اگر وارد این دره شویم، چطور. آیا واقعا امکان عبور از این

دره وجود ندارد.

چرا باید از دره افسردگی دور حذر نمائیم؟

همانطور که خودتان می دانید، پیشگیری همیشه بهتر و کم هزینه تر

از درمان است. اگر ما بتوانیم به طرق های مختلف، به دره

افسردگی وارد نشویم، یا طوری مسیر خود را تعیین نمائیم، که این

دره در  حاشیه راه ما قرار گیرد، به مراتب از کسانی که در سر

راه خود، به این دره وارد می شوند و بعضی از افراد حاضر نیستند

از این دره خارج شوند، زندگی راحت تر و شاد و با نشاط تری

را تجربه می نمایند.

پس تا می توانیم باید سعی کنیم که داخل این دره نشویم، چون

همانگونه که در مقالات قبل و کتاب “الهی پیر شی” عنوان نمودم،

افسردگی کلید ورود بیماری های به بدن است، و اگر کسی وارد

افسردگی گردد، باقی بیماری ها هم فضا را مساعد دیده و به این

بدن وارد می شود. لذا عقل سلیم حکم می کند که تا می توانیم

جلوی ورود بیماری ها را به بدن بگیرم و در مرحله اول باید از

ورود خودمان به دره افسردگی جلوگیری نمائیم.

حال چگونه باید این کار انجام گردد.

چطوری می توان شادی و نشاط را به دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) دعوت نمود؟

کافی است که در ابتدا این دره مخوف را شناسائی نموده و با

راه کارهای ارائه شده در کتاب و مقالات اینجانب که در سایت

هست، مراجعه نمائید.

اهم موضوعات آن عبارت است از: توکل بر خدا داشتن و ایمان

و اعتقاد به ذات احدیت، میتواند ما را در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) از سقوط به این دره برحذر دارد.

ورزش کافی مناسب وضعیت فعلی خود داشته باشیم و تغذیه سالم

و مقوی و متناسب با وضعیت جسمی و روحی خود استفاده نمائیم.

از بیکاری در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) شدیداً خودداری نمائیم

و برای خود کاری متناسب با وضعیت خود مهیا نموده و در صدد

انجام آن برآئیم.

در راستای غنی سازی اوقات فراغت خود، به بهترین شکل ممکن،

برآمده و از این زمان بدست آمده، استفاده لازم را ببریم. و تا حد

امکان در کارهای اجتماعی و فرهنگی عمومی، مشارکت داشته باشیم.

از بمب های انرژی، خنده و نوه استفاده مناسب و بهینه را ببریم و

در هر زمان، خنده را از لبان خود دور نسازیم.

امیدوارم از همین امروز سعی نمائید، که پایتان به دره افسردگی

باز نشود، یا اگر به این دره سقوط نمودید، بدانید که این هم بخشی

از راه است، و قرار نیست مقصد باشد، باید سریعاً از آن خارج

گردید تا لطمات جبران ناپذیری بر شما وارد نشود.

شاد و با نشاط و موفق باشید.

استفاده از تکنولوژی جدید در دوران پیشکسوتی ( بازنشستگی )

استفاده از تکنولوژی جدید در دوران پیشکسوتی ( بازنشستگی )

در نزدیکی منزل ما، یک مغازه کبابی وجود دارد، و صاحب

آن که مردی 95 ساله است، هر زمان که وارد آن مغازه

می شوم، با ایشان سر استفاده از دستگاه کارت خوان،

بحث داریم. زیرا که ایشان حاضر نمی شوند که یک

دستگاه کارت خوان در مغازه خود نصب نماید و همیشه

می گوید “هر کسی که کباب می خواهد باید پول نقد

بدهد و اصلاً حاضر نیستم یک دستگاه کارت خوان که

نمیدانم چطوری کار می کند در مغازه نصب کنم” و زمانی

که با ایشان شروع به گفتگو می کنم که دستگاه کارت

خوان به چه صورت کار می کند، باز هم حاضر نیست به

صحبت های نگارنده گوش دهد و می گوید “من با تکنولوژی

کاری ندارم”. و من هم به خاطر اینکه کمی تبسم بر لبانش

جاری بنشانم، به او میگویم پس لطف کنید و سوار خودرو

نشوید، زیرا که خودرو نیز یک تکنولوژی جدید است و باز

هم ایشان قبول نمیکند و می گوید که سوار شدن بر خودرو

را چاره ای ندارم، اما پول را چاره ای دارم و آن پول نقد است.

بالاخره بعد از چند سال، هنوز سر مسئله کارت خوان با

ایشان بحث داریم.

و من به این فکر رفتم که چرا جوانان قدیم، پیشکسوتان

(بازنشستگان) فعلی، حاضر نیستند که همراه با تکنولوژی

از آن استفاده نموده و پا به پای آن به جلو بروند.

در این مقاله قصد داریم به این قضیه نگاهی بیندازیم.

استفاده از تکنولوژی جدید چیست؟

ابتدا معنی تکنولوژی را بدست می آوریم و سپس به سراغ

استفاده از آن می رویم.

تکنولوژی (TECHNOLOGY) که یک لغت یونانی است از دو

قسمت TECHNO به معنی هنر و LOGIA به معنی علم و

دانش است، و معنی کلی آن تکنولوژی یا فناوری: شیوه و

شگرد ساخت و کاربرد ابزار، دستگاه‌ها، ماده‌ها و فرایندهایی

است که معضل های انسان را برطرف می کند به عبارتی،

تکنولوژی فعالیتی انسانی است و از همین رو کهن تر از

دانش و مهندسی است.

چرا استفاده از تکنولوژی جدید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) ضروری است؟

همزمان با گذر عمر، تکنولوژی نیز بواسطه پیشرفت علم،

به سرعت تغییر می یابد و دستگاه ها و ابزار جدید به بازار

آمده و هر دستگاه مشخص است که از دستگاه های قبل

به مراتب پیشرفته تر و کارآئی بیشتر دارد.

به عنوان مثال، در زمان قدیم، لباس شوئی نیز وجود داشته،

لکن در حال حاضر، لباس شوئی ها، با تکنولوژی جدیدتر،

سرعت بالاتر، مصرف انرژی پائین تر، شستشوی بهتر،

برنامه های بیشتر، حجم بالاتر و مقاوم تر در معرض استفاده

می باشند.

اگر ما نخواهیم استفاده از این ماشین لباس شوئی را

آموزش ببینیم و در موقع لازم از آن استفاده نمائیم، باید

هزینه های مترتب بر آن، از قبیل، مصرف برق بالاتر و در

نتیجه قیمت بالاتر برای برق، مدت زمان بیشتر برای

شستشو، و باز قیمت برق بالاتر، مصرف بیشتر مواد

شوینده، و در نتیجه مصرف بیشتر مواد شوینده و از همه

مهمتر، شستشوی بدتر از دستگاه های جدید را باید

شاهد باشیم.

در برخی از موارد نیز مشاهده شده است که برای تعمیر

یک وسیله قدیمی، بعضی اوقات چندین برابر قیمت یک

دستگاه جدید را باید بپردازیم (البته در صورتی که قطعات

آن دستگاه یافت شود) تا آن دستگاه دوباره به کار خود

ادامه دهد، در غیر اینصورت، آن دستگاه را باید حداقل

بعنوان یکی از وسائل بی استفاده درمنزل نگهداری نمود.

در مواردی نیز، زمانی که فرزندان به مکانهای دور، یا

کشورهای دیگر سفر می کنند، بجای اینکه مرتب با تلفن

فقط جویای احوال آنان باشیم، می توانیم با استفاده از

تکنولوژی هرشب علاوه بر اطلاع از وضعیت روحی و

جسمی آنان، بصورت کاملاً زنده، آنان را نیز مشاهده نمائیم.

حال سئوال اینجاست، که چرا ما و عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) نباید از وسائل و امکانات جدید استفاده نمایند؟

شاید بعضی از پاسخ ها بدین شکل باشد:

  • 1- مگر چند سال دیگر عمر می کنیم که بخواهیم لوازم
  • خود را با تکنولوژی روز، پیش ببریم؟

خوب مشخص است که جواب این سئوال را اگر مقالات و

سایت اینجانب را پیگیری بفرمائید، بارها و بارها، در جای

جای، آن توضیح دادم و عرض داشتم که حداقل هدف

زندگی در این سایت و پیشکسوتانی که اینجانب افتخار

آشنائی با آنان و ارائه کتاب خودبه آنان را داشتم،

یکصد 100 سال در نظر گرفتیم، و خوب می دانید که با

یک حساب سرانگشتی می توان به فاصله تا این سن،

رسید که اگر حداقل بالای 5 سال باشد، باز هم بهینه

است که نسبت به تعویض وسائل قدیم خود با وسائل

جدید در صورت نیاز، اقدام نمائیم.

  • 2- نمی توانیم نوشته های روی راهنمای آن را مطالعه
  • و در نتیجه نمی توانیم عملکرد آن را به خوبی بدانیم؟

در این مورد نیز، اکثر راهنماهای دستگاههای فروخته شده

در ایران، بصورت فارسی نیز تهیه شده است که می توان

از نسخه فارسی آن استفاده نمود، و اگر به زبان های دیگر

نیز باشد، در همان محل خرید، می توان نحوه استفاده از

آن دستگاه را از فروشنده یا درموقع نصب و راه اندازی، از

نصاب آن وسیله آموخت و نسبت به استفاده مناسب از آن

اقدام نمود.

  • 3- این دستگاه ها دیگر به درد ما نمی خورد و ما
  • می توانیم بدون این دستگاه ها نیز ادامه زندگی
  • داشته باشیم؟

جواب این سوال نیز بدین شکل است که چرا ما از خودرو

استفاده می کنیم، غیر از این است که سرعت ما را در

رسیدن به اهداف افزایش داده و سهولت را نصیب ما

می کند. و چه کسی لایق تر از پیشکسوتان که از این

سهولت و افزایش سرعت استفاده نمایند. پس بهینه

است که از دستگاه های ارائه شده جدید، استفاده لازم

در زمان پیشکسوتی(بازنشستگی) انجام شود.

  • 4- خرج های مهمتر از خرید تکنولوژی داریم تا به آن ها
  • بپردازیم، اگر پولی بدست آمد و نیاز نداشتیم، حتما از
  • تکنولوژی استفاده می نمائیم؟

در اینجا، سوال اصلی این است که چه کسی یا چه چیزی

از خود شما، برای شما مهم تر است، اگر می فرمائید

فرزندان که باز هم متأسفانه مجبورم با شما مخالفت کنم،

و عرض کنم، خیر، تنها کسی که برای شما مهم است،

تنها خود شما هستید. و اگر شما بتوانید همگان با پیشرفت

تکنولوژی، در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از آن

استفاده نمائید، می توانید خیلی سریعتر و سهل تر، از

مخارج کم نموده و اعتبار برای خرج های دیگر، تأمین نمائید.

چگونه استفاده از تکنولوژی جدید را در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) یاد بگیریم؟

همانگونه که در قسمت قبل توضیح داده شد، این آموزش

را می توان از کتابچه های راهنمای دستگاه ها استفاده نمود.

یا از فروشندگان در موقع خرید دستگاه این اطلاعات را به

دست آورد و استفاده نمود.

یا در موقع نصب و راه اندازی، از نصاب دستگاه، نحوه استفاده

و عملکرد دستگاه را سئوال نمود و از کارآئی آن اطلاع کسب

نمود.

یا در صورتی که هیچ یک از موارد فوق میسر نگشت، میتوان

بصورت مقطعی از فرزندان و اطرافیان سئوال و پس از چند بار

استفاده، عملکرد دستگاه را شناخته و خود نسبت به راهبری

آن اقدام نمائیم.

الان چه کار باید انجام بدهیم؟

حال با توجه به موارد فوق، از همین امروز، در صورت امکان،

شروع به استفاده از تکنولوژی روز نمائید، زیرا که هر چه از

این تکنولوژی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) استفاده

نمائیم. شادی و نشاط و سلامتی در زندگی افزایش یافته و

وقت بیشتری برای درکنار هم بودن با خانواده را می توان

شاهد بود.

ولی بختیاری

مربی و مدرس مهارتهای سلامتی و کارآفرینی پیشکسوتان(بازنشستگان)

WWW.VALIBAKHTYARI.IR

VBAKHTYARI@GMAIL.COM

احساس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

احساس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

در زمانی که بحث احساس در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) به میان می آید، کسانی که به این مرحله

از زندگی دست نیافته اند، در ذهن خود، عزیزان

بزرگسالانی را مجسم می نمایند که مشغول ایرادگیری،

یا گوشه ای خزیده و در خود مشغول بودن تصور

می شود در صورتی که این تصاویر همگی مربوط به

تصورات افراد است و در واقعیت وجود خارجی ندارد یا

اگر هم وجود داشته باشد، بصورت خیلی اندک و

انگشت شمار شاید به چشم آید.

امروز که بالاخره بعد از جابجا کردن برنامه ها، توانستم

خود را به نمایشگاه کتاب برسانم، بسیاری از

خردمندان(بازنشستگان) گرامی را دیدم که همپای

جوانان در غرفه های کتاب، در جستجوی مطالب مورد

نیاز خود بودند و چنان با شور و اشتیاق به این کار

مبادرت می ورزیدند که شاید کمتر جوانی را می دیدی

که به مانند آنان در جستجوی گمشده خود در بین کتابها

و غرفه ها به جستجو می پرداختند.

احساس چیست؟

 

احساس در لغت، به معنی دریافتن، آگاه‌شدن و در

چیزی با یکی از حواس و در روان‌شناسی، بازتاب ذهنی

تأثیرات مادی (فیزیکی) است که شالودهٔ همهٔ ادراکات

به شمار می‌رود.

این کلمه برای اولین بار در زبان انگلیسی برای توصیف

احساس فیزیکی لمس یا از طریق تجربه یا ادراک مورد

استفاده قرار گرفت. به طور کلی در لاتین احساس به

معنای احساس شنیدن و یا بوی است. در روانشناسی

این کلمه معمولاً برای آگاه ذهنی تجربه از احساسات

بکار می‌رود

و این احساس اگر در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

به وقوع بپیوندد، چاشنی تجربه و مهارت نیز به آن اضافه

شده، و احساس همراه با تجربه، می تواند بسیار

شیرین تر و زیباتر خود را نمایش دهد.

چرا احساس در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) بسیار مهم است؟

در یکی از کلاس هائی که شرکت داشتم، استاد در

بیاناتی فرمودند که زمان استراحت در بدن، به سه

مرحله تقسیم می شود، در مرحله اول که مشغول

کار هستیم، خستگی به ندرت ظاهر می شود، در

مرحله دوم بدن خسته می شود، لکن انگیزه ای اجازه

استراحت به بدن نمی دهد و بدن همچنان به فعالیت

و کار و تلاش خود ادامه می دهد. در مرحله سوم،

دیگر آن انگیزه هم توان یاری بدن را ندارد و بدن بالاجبار

باید استراحت نماید، در غیر اینصورت لطمات جبران

ناپذیری بر بدن وارد می شود.

حال در مرحله اول که همان دوران اشتغال است،

معمولاً بدن به ندرت خسته شده و جسم همچنان به

کار و تلاش خود ادامه می دهد(البته بگذریم کسانی

که از همان مرحله اول به افکار خود را به سمت مرحله

سوم برده و خود را خسته و نالان نشان می دهند).

در مرحله دوم، که مرحله اولیه پیشکسوتی

(بازنشستگی) است، اگر بدن، انگیزه لازم را نداشته

باشد، همزمان با دریافت ابلاغ بازنشستگی، بدن

احساس می کند که نیاز به استراحت دارد و اگر این

استراحت در این وضعیت به وجود آید، می تواند باقی

عمر را نیز تحت الشعاع خود قرار دهد و شاید دیگر

نتواند به کار و تلاش ادامه دهد. اما اگر بعد از ابلاغ

حکم، احساس و انگیزه لازم وجود داشته باشد، فرد

همچنان پرتلاش و قوی به راه خود ادامه می دهد و

فقط محل کار خود را تعویض می نماید. و این همان

کاری است که شاید برای بعضی از عزیزان باید انجام

می شد و تا کنون انجام نشده است. زیرا که نسل

جوان در این موقعیت نیازمند تجربیات و مهارت افراد

پیشسکوت(بازنشسته) است. و بهینه است که این

عزیزان بتوانند با آموزش مهارت ارتباط مؤثر، تجربه خود

را در اختیار نسل بعدی قرار دهند.

و در مرحله سوم نیز، که بدن نیاز به استراحت پیدا

می کند، بدن کافی است مدتی در استراحت به سر ببرد

تا بتواند دوباره انرژی و توان خود را بازیابد و به کار و

تلاش خود مجددا با شرایط جدید ادامه دهد.

چطوری احساس خوبی در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) داشته باشیم؟

شاید برای برخی از گنجینه های نیروی انسانی پیش

آمده باشد که با ورود به دنیای طلائی و زیبای دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) احساس خوبی در باره

خود یا زندگی نداشته باشید.

بخاطر اینکه احساس خوبی در این دوران طلائی و زیبا

داشته باشیم، باید به یکسری از نکات اشاره داشته

باشیم.

این نکات عبارتند از:

  • 1- توکل به خدا داشته باشید: در مرحله اول اگر ایمان
  • و توکل به خدا داشته باشید، می دانید که خدا هیچ
  • وقت برای بنده خود، موقعیت بد نمی خواهد، پس در
  • هر موقعیت سعی نمائید که به درس نهفته در آن
  • موقعیت را دریافته و شکرگزاری از خداوند را چند برابر
  • نمائید.
  •  
  • 2- صبر داشته باشید: اگر در هر اتفاق و رویدادی،
  • بجای اینکه خود را مضطرب نموده و به قفل بسته شده
  • نگاه کنید، به دری که قفل شده نگاه کنید و مقداری
  • صبر نمائید، احتمالاً موفقیت نیز در سایه صبر و تحمل
  • نصیب افراد خواهد شد.
  •  
  • 3- خود مراقبتی از افکار: همان گونه که خودتان به
  • خوبی آگاه هستید، مغز و فکر ما همیشه بدنبال بدترین
  • و مهلک ترین درسها از هر اتفاقی و رویدادی است،
  • پس ما باید مراقبت ویژه از افکارمان داشته باشیم و
  • اجازه منفی بافی و راه بیراهه رفتن به آن را ندهیم و
  • تا فکر منفی بر ذهن ما مبادرت ورزید، فوراٌ خود را
  • مشغول کار یا فعالیتی نمائیم و خود را از این افکار
  • رها سازیم.
  •  
  • 4- با خودتان دوست و رفیق باشید: شاید برای
  • شما هم پیش آمده باشد که در برخی از موارد، با
  • رفتارهائی که انجام می دهیم، بعضی از مسائل و
  • مشکلات را برای خود انتخاب نموده و بار مسئولیت
  • و نگرانی آن را به دوش می گیریم. باید قبول کنیم که
  • همگی حق اشتباه عمل کردن را داریم و در موقع
  • خطا و اشتباه عمل کردن، تنها کافی است که
  • مسئولیت آن را کاملاً پذیرا باشید و بجای اینکه مدام
  • یک اتفاق را در صد یا هزار یا میلیون ضرب نمائید و
  • بارها و بارها آن را مرور نمائید، خود را بخشیده و در
  • صدد دوستی بیشتر با خودتان برآئید.
  •  
  • 5- به توانائی خود ایمان داشته باشید: در هر
  • مسئله ای که اتفاق می افتد، به خودتان و توانائی
  • حل آن ایمان داشته باشید و مطمئن باشید که هر
  • مسئله ای با درایت و رهبری شما خیلی سریع و
  • فوری و با حداکثر بهره وری و سود برای شما حل
  • خواهد شد.
  •  
  • 6- قابلیتهای بدن خود قبول نمائید: شما در هر سن
  • و سالی که باشید، مطمئناً یکسری قابلیتها در وجود
  • شما وجود دارد و یکسری از اعمال و رفتار از توانائی
  • شما خارج است، لذا شناسائی قابلیتهای بدنتان و
  • نیز شناسائی نقطه ضعف هایتان می تواند شما را
  • در رسیدن به احساس خوب، یاری دهد.
  •  
  • 7- قدم زدن در محل های دلپذیر: قدم زدن در
  • زمان هائی که احساس خوبی نداشته باشید،
  • می تواند استرس و ناراحتی را در شما کاهش داده
  • و اثرات فوری و لذت بخشی برای شما داشته باشد
  • و در رسیدن به احساس خوب شما را یاری دهد.
  •  
  • 8- خواندن کتاب: در بعضی از افراد، کتاب خواندن
  • می تواند احساس خوبی به آنان بدهد، مخصوصاً
  • اگر کتاب هائی باشد که قبلا آنها را خوانده و چنین
  • احساسی را تجربه نموده باشند.
  •  
  • 9- قابلیتهای بدن خود را قبول نمائید: شما در
  • هر سن و سالی که باشید، مطمئناً یکسری
  • قابلیت ها در وجود شما وجود دارد و یکسری از
  • اعمال و رفتار از توانائی شما خارج است، لذا
  • شناسائی قابلیتهای بدنتان و نیز شناسائی
  • نقطه ضعف هایتان می تواند شما را
  • در رسیدن به احساس خوب، یاری دهد.
  •  
  • 10- بخندید: سعی نمائید که حتی شده، به صورت
  • دروغین، بخندید، و جالب اینجاست که بدن، تفاوت
  • بین خنده دروغی و خنده واقعی را درک نکرده و به
  • ترشح هورمون های شادی اقدام نموده و همین کار
  • به ظاهر کم اهمیت می تواند احساس خوبی برای
  • شما در پی داشته باشد.

احساس خوب از چه زمانی شروع می شود؟

احساس خوب زمانی شروع می شود که احساس بد،

از وجود شما رخت ببندد، پس شما هر چه سریعتر

بتوانید احساس بد را از بدنتان بیرون نمائید، مسلماً

احساس خوب در این دوران می تواند راه گشای شما

باشد و اگر احساس خوب بر بدنتان جاری شود،

شما انگیزه لازم برای رسیدن به هر موفقیتی را

خواهید داشت.

پس دیگر لازم به توضیح اضافی نیست،

هر چه سریعتر دیو احساس بد را از خودتان دور، و احساس

خوب و دلنشین(سالم بودن، با تجربه بودن و ….) را

جایگزین آن نمائید و موفقیت های جدیدی برای خود

به وجود آورید.

ولی بختیاری

مربی و مدرس مهارت های سلامتی و کارآفرینی

پیشکسوتان(بازنشستگی)

WWW.VALIBAKHTYARI.IR

VBAKHTYARI@GMAIL.COM

ورزش در سنین بازنشستگی و فواید آن

ورزش در سنین بازنشستگی و فواید آن

تعداد کثیری از افرادی که سالیان سال، عمر با ارزش خود را در اداره و محل کار خود، صرف نموده­ اند، زمانی که به افتخار بازنشستگی نائل می­شوند. در ابتدا با سردرگمی، با مسئله روبرو گردیده و مدتی را با خود کلنجار میروند تا متوجه، وضعیت فعلی خود گردند. و پس از چند روز که با خود خلوت می نمایند، بالاخره با خود کنار آمده و چند روزی را در تعطیلات اجباری، بازنشستگی خوش می­گذرانند و آنگاه اگر برنامه­ ریزی لازم صورت نگیرد، افسردگی،  این ام الامراض به سراغ آنان خواهد رفت.

 اما تعدادی دیگر که خیلی فراتر فکر می­کنند، از قبل از بازنشسته شدن، برای خود، برنامه ریزی لازم را نموده و کولة مسافری خود را آماده می­نمایند، و در داخل این کوله، وسائل مورد نیاز برای این سفر طولانی مدت و پرمسئولیت را قرار می­دهند و با خیال راحت، این سفر خوب و جذاب را شروع می­نمایند.

یکی از بهترین، سودمندترین و با ارزش­ترین وسائلی که می­توان در این کوله قرار داد و برای آن برنامه­ ریزی­ نمود، ورزش و آمادگی جسمانی است.

بر اساس تعریفی که در دایره المعارف ذکر گردیده است، ورزش به تمامی گونه‌های فعالیت فیزیکی بدن گفته می‌شود که شرکت کنندگان آن می‌توانند به صورت منظم و سازمان یافته یا گاه به گاه در آن شرکت کنند و از آن برای بهبود تناسب اندامشان و یا فراهم آوردن سرگرمی و تفریح بهره ببرند.

البته مسلم است که ورزش این سرسخت ترین مبارز افسردگی در دوران بازنشستگی، تنها جهت داشتن تناسب اندام و سرگرمی انجام نمی­شود، بلکه وظیفه اصلی ورزش در این دوران، حفظ سلامتی روحی و جسمی بازنشستگان می باشد.

در اینجا لازم است بدانیم که چرا اینهمه بر روی ورزش سفارش و تأکید میگردد:

مشخص است که فلسفه وجودی ورزش را همگان می­دانیم، اما در اینجا دانستن صرف کفایت نمی­کند، و افراد کمی هستند که به دانسته­های خود، جامه عمل پوشانده و به ورزش روی می­آورند. و متأسفانه به همین خاطر است که شاهد هجوم خیل عظیم، این قشر خوب و زحمتکش به سوی درمانگاهها می­باشیم.

البته خالی از لطف نیست که یادی کنیم از همکار بازنشسته­ای که در زمان جوانی، عناوین قهرمانی ورزشی را با تلاش و کوشش، بدست آورد، و بخاطر همین فعالیت­های ورزشی(و البته اعتماد به نفس) که تا آخر عمر خود نیز دست از آن برنداشت، به راحتی تا سن 87 سالگی بدون مشکل و نیاز به فرد خاصی جهت انجام کارهای خود، به زندگی خوب و با نشاط خود، ادامه داد. در حالی که هم اکنون شاهد، از کارافتادگی و متأسفانه مشکلات خاص همکاران دیگر هستیم، که با ورزش رابطه خوبی نداشته و ندارند.

همه به این موضوع واقف هستیم که همزمان با افزایش سن، کم کم، ماهیچه های بدن تحلیل می رود، و اگر به این تحلیل رفتنها توجه کافی نشود، بدن با رخوت و تنبلی خو گرفته و به تدریج، امکان حرکت نیز از انسان سلب میگردد. و مشخص است که در این موقعیت، افسردگی که در بدن جا گرفته، پذیرائی بقیه بیماریها و امراض می­گردد.

و از آن به بعد است که دیگر، فقط باید منتظر عقد قرارداد صندوق های بازنشستگی و کانون های بازنشستگی با بیمه های تکمیلی درمان بود، تا بتوان از پس خرج های کمر شکن، درمان برآمد.

از قدیم نیز همیشه این ضرب المثل آویزه گوش­های ما بوده است که “پیشگیری، بهتر و کم هزینه­ تر از درمان است” لذا اگر کمی هوشیار باشیم، می­توانیم از چنین خرجهائی جلوگیری نموده و علاوه بر اینکه مبلغی را بابت درمان هزینه ننموده، بلکه می­توان با هزینه­ هائی به مراتب کمتر، از سلامتی و نشاط در این دوران بهره ببریم.

در مسافرتی که به یکی از بنادر جنوبی داشتم، بطور اتفاقی در کنار یک استاد تربیت بدنی قرار گرفتم که  مشغول تدریس در یکی از دانشگاههای کشور بود و همزمان نیز مشغول تحصیل در مقطع دکترای همین رشته بود. چیزی که خیلی برای من جذاب بود، اینکه ایشان با توجه به این مسئله که خودشان نیز دیسک کمر گرفته بود، با استفاده از ورزش موفق شده بود، علاوه بر اینکه دیسک کمر خود را بدون جراحی و استفاده از داروهای شیمیائی بهبود نماید، در همان زمان نیز به علم رفع نقایص و مشکلات اسکلتی بدن، بوسیله ورزش دست یافته یابد. و به نگارنده این امید را بخشید که می­توان بسیاری از مسائل و مشکلات اسکلتی بازنشستگان گرامی را که بر اثر عادات بد زندگی دچار آن گردیده­اند را با انجام حرکات ورزشی البته بصورت مداوم برطرف نمود.

این خبر خیلی خوبی، برای نگارنده بود، زیرا که مشغول تحقیق و تفحص در خصوص سلامتی و کارآفرینی این قشر خوب و زحمتکش و این گنجینه­ های با ارزش نیروی انسانی بودم.

ورزش به خودی خود، درمان کننده بسیاری از مسائل و مشکلات در زندگی است که اگر از دوران جوانی برای آن وقتی اختصاص یابد، بی نهایت میتواند مثمر ثمر باشد، لکن اگر در دوران بازنشستگی، نیز به آن مبادرت ورزیم، نیز از ورود بیماریهای جدید به بدن جلوگیری مینماید و داروی ضد افسردگی می باشد.

در نهایت درخواست می شود که در دوران بازنشستگی ورزش (این مبارز خستگی ناپذیر افسردگی) را جدی بگیرید

ولی بختیاری

مدرس و مشاور سلامتی و کارآفرینی بازنشستگان

واقعیت ها در دوران بازنشستگی

واقعیت ها در دوران بازنشستگی

در طول عمر خود، همیشه با یکسری از واقعیت ها ما روبرو

هستیم، این واقعیت ها می تواند، خوب یا بد، زشت یا زیبا

باشد. اینکه چطوری و چگونه با این واقعیت ها روبرو شده و

از آنها به چه صورت استفاده کنیم، در این مقاله در خصوص آن

بررسی می نمائیم.

واقعیت های موجود در دوران بازنشستگی چیست؟

واقعیت: آنچه در جهان به صورت عینی دیده می‌شود،واقعیت

نام دارد. برای مثال، اینکه درخت از جمله گیاهان است، برگ

درخت مو در تابستان سبز است و یا تنه درخت سرو به رنگ

قهوه‌ای است به مواردی واقعی اشاره دارند.

حال میپردازیم به واقعیت های موجود در دوران بازنشستگی

و آنها را لیست می نمائیم:

  • زمان کار کردن در اداره ای که مشغول بودیم، به اتمام رسیده است.
  •  
  • نسبت به دوران جوانی، بدن با کاهش قوا مواجه است
  • سالیان دراز، در کارهای مختلف، مشغول به کار بوده اید
  • قدرت خرج کردن، به نسبت سالیان اشتغال در بعضی موارد کاهش می یابد.
  •  
  • در صورت تأهل، احتمال زیاد، کلیه بچه ها، به سر زندگی            خود رفته اند.
  • احتمال اینکه یکی از زوج ها، به هر صورت، رفته باشد، وجود دارد.
  •  
  • ارزش ها در این دوران، با ارزش های سالیان قبل، کمی متفاوت یا بعضی از ارزش ها، بطور کلی، تغییر کرده اند.
  •  
  • میزان درآمد ها(حقوق)، احتمالاً پس از بازنشستگی، نصف یا یک سوم گردیده است.
  •  
  • امید به زندگی در حال حاضر، 75 سال برای آقایان است و برای خانمها، 85 سال است.
  •  

چرا واقعیت ها در دوران بازنشستگی مهم است؟

با برخی از عزیزان بازنشسته که مذاکره می نمودم، تعدادی

از آنها، این واقعیت ها را مثبت و برخی دیگر که متأسفانه

تعداد آنها نیز کم نبودند، این واقعیت ها را تا زمان مذاکره،

منفی می نگاشتند.

حال واقعاً این واقعیت ها، خوب هستند یا بد؟

این واقعیت ها، زشت هستند یا زیبا؟

تمام این قضاوت ها، بر میگردد به عینکی که بر چشم داریم

و به دیدی که به دنیا و این واقعیت ها، می نگریم.

برخی جدا شدن از کار، را به عنوان یک تهدید قلمداد نموده

و برخی دیگر، آنرا به عنوان یکی از بهترین فرصت های زندگی

خود تفسیر و به بهترین شکل ممکن از آن استفاده می کنند.

برخی، رفتن فرزندان به سر زندگی خود را یک تهدید و آغاز

تنهائی و بی کسی تفسیر و برخی دیگر، این واقعیت را

سرآغاز، شروع زندگی جدید و مجرّدی با همسر و دور بودن

از مسئولیت فرزندان قلمداد و از این فرصت در جهت رفتن به

مسافرت و ادامه تحصیل و شروع فعالیتهای اجتماعی

استفاده می نمایند.

برخی، کاهش قوای جسمی را تهدید قلمداد نموده و

تعدادی دیگر، این کاهش را اعلام بدن برای شروع کارهای

تقویتی و شروع ورزش و فعالیتهای بدنی، تفسیر نموده و

در جهت بهبود تغذیه و تناسب اندام و فعالیت های بدنی،

اقدام می نمایند.

برخی سالمند شدن را تهدید حساب نموده و از آن بیم دارند،

تعدادی دیگر، این سالیان را، سالیان پرتجربه گی و پختگی

محسوب کرده و از این دوران در جهت یاری رساندن به افراد

دیگر و کمک به نفر اتی که نیازمند کمک آنهاست، استفاده

می نمایند.

برخی نزدیک شدن به سالهای 75 و 85 که امید به زندگی

است، را تهدیدی برای از دنیا رفتن به حساب آورده و عده ای

با نگاه به پژوهش های تازه که امید به زندگی را در سال

1400 به 200 سال تخمین زده اند، امید خود را به زندگی

از دست نداده و سعی مینمایند از لحظه لحظه زندگی خود،

استفاده لازم را بنمایند.

چطور میتوان از این واقعیت ها برای شادی و نشاط

در دوران بازنشستگی استفاده کرد؟

همانگونه که توضیح داده شد، با نگاه مثبت به واقعیت ها

می توان علاوه بر اینکه زندگی شاد و با نشاط و همراه با

سلامتی و عشق را برای خودمان رقم میزنیم، می توان از

آن در جهت کمک و یاری به افراد و نفراتی که نیازمند کمک

هستند و درخواست می نمایند استفاده نمود.

در این دوران میتوان از برنامه های غنی سازی دوران

بازنشستگی استفاده نمود و بهترین سالهای عمر خود را

رقم زد و مفید ترین فرد در طول عمر خود باشیم.

و نیز می توان با پس انداز نمودن وجه دریافتی از محل کار

یا سرمایه های خود، اقدام به افزایش درآمد خود به صورتی

که حجم درآمد از زمان اشتغال نیز فراتر رود، اقدام نمود. این

همان کاری است که اکثر همکاران اینجانب پس از دریافت

پاداش بازنشستگی، نسبت به آن مبادرت می نمایند و

سالیان سال، با درآمد بالاتر و بدون ریسک زندگی خود را

میگذرانند.

همچنین می توان نسبت به آموزش تجربیات و مهارتهای

خود به نسل جوان اقدام و علاوه بر بالا بردن سطح مالی

خود، نسبت به بالا بردن سطح آگاهی عمومی جامعه

قدم برداشت.

در این دوران، با استفاده از ارتباطاتی که در زمان اشتغال

ایجاد نموده ایم، استفاده و در جهت اشتغال زائی و افزایش

درآمد خود از راهکارهای خلاقانه اقدام نمود.

حال چکار کنیم که در دوران بازنشستگی بتوانیم

شاد و بانشاط باشیم؟

براستی در این دوران بازنشستگی چه کار باید کرد که

علاوه بر شادی و نشاط، سلامتی و شادابی خود را نیز

حفظ نموده و آنرا به خود و نزدیکان خود هدیه نمائیم.

تنها کافی است که با دید مثبت به واقعیت ها نگریست و

از منفی بافی و افکار مزاحم دوری جست و در هر واقعیتی،

ابزار کمک به خود و دیگران را بیابیم.

و در دل هر واقعه ای، نکات مثبت و قابل کار، آن را کشف

نمود.

همانگونه که در قرآن بصورت خیلی واضح در سوره انشراح

آیه 5 آمده است.

فان مع العسر یسرا

یعنی در هر سختی، آسانی نیز وجود دارد.

پس در هر واقعیتی، آسانی و راه کارهای اجرائی استفاده

بهینه از آن واقعیت را یافته و استفاده نمائیم.

نتوانستن یا نخواستن در دوران بازنشستگی

نتوانستن یا نخواستن در دوران بازنشستگی

در یکی از روزها که در خیابان بودم برای رفتن به جائی، اقدام

به گرفتن تاکسی نمودم، وقتی که سوار تاکسی شدم، با

دیدن آتل گردن راننده و عصاهای او متوجه وضع غیر عادی

راننده شدم، و باز هم با دیدن چوبی در دستان که مانع بسته

شدن انگشتان و به هم چسبیدن آنها میگردد، تعجب من

چندین برابر شد. وقتی از ایشان موضوع را پرسیدم، متوجه

شدم که ایشان ضایعه نخاعی دارند، به شکلی که حتی

امکان استفاده از انگشتان دست را به درستی ندارند.

وقتی که زمان اتفاق را پرسیدم متوجه شدم که بیش از دهها

سال است که ایشان با همین شکل، مشغول گذران زندگی

است، همانجا به فکر رفتم که چگونه است، فردی که مشکل

ضایعه نخاعی دارد و گردن بسته، انگشتان دست مشکل دار،

پاها مشکل دار اما باز هم از پا نیافتاده و همچنان پرقدرت و

شاداب، به کار خود ادامه میدهد.

سپس به بعضی از دوستان بازنشسته که نگاه میکنم که بعد

از بازنشستگی، علیرغم داشتن اندامی سالم و همراه داشتن

کوله باری از تجربه، همچنان اعلام میدارند که کاری از دست

آنان بر نمیاید، و به خانه نشینی و پارک نشینی بسنده

می کنند. در این مقاله قصد داریم در خصوص نتوانستن در

دوران بازنشستگی یا به تعبیر درست تر، نخواستن در دوران

بازنشستگی نگاهی بیندازیم و مسائل را از این نظر بررسی

نمائیم.

نتوانستن چیست؟

نتوانستن که به مصدر منفی توانستن اشاره دارد، برعدم

قدرت و توانائی در انجام کاری دلالت دارد.

نخواستن چیست؟

نخواستن باز هم مصدر منفی خواستن است و رد کردن

است و بر عدم وجود اراده در انجام کاری دلالت دارد.

همانگونه که مشاهده میفرمائید این دو کلمه کاملاً با یکدیگر

متفاوت می باشند اما ما در بسیاری از مواقع، بجای واژه

نخواستن از کلمه نتوانستن استفاده می کنیم، زیرا که دیگر مسئولیتی بر عهده ما نمی گذارد و ما را از ادامه کار مبرا

می سازد.

چرا در دوران بازنشستگی ما نمیخواهیم؟

تعدادی از دوستان بازنشسته به محض اینکه حکم

بازنشستگی خود را دریافت می دارند، واقعا فکر می کنند

که این حکم، حکم بازنشستگی از کل دنیا، است و به این

فکر میکنند که چون توانائی خدمتی آنان به پایان رسیده

است، اداره مجبور به حذف آنان از سیستم گردیده است.

در صورتی که اصلاً چنین چیزی وجود ندارد، اگر کمی تحقیق

نمائید، شاید در گذشته، بازنشستگی را بر همین منوال قرار

داده بودند، لکن در حال حاضر، به این دلیل است که بعد از

30 سال، نفر جدید جایگزین و کارها توسط فرد جدید و جوانتر،

راهبری گردد و کارمندان سابق، همه در کارهای آموزشی و

سیستم های دیگر مشغول به خدمت گردند.

بارها با عزیزان بازنشسته مشغول صحبت بودم و از آنان

خواستم که حرکتی انجام دهند و شروع به اشتغال جدید

نمایند. قریب به اتفاق آنان، از کلمه نتوانستن استفاده

نمودند.

حال با توجه به داستان این راننده تاکسی، آیا شما واقعا

اعتقاد دارید که این عزیزان، واقعا نمی توانند، یا

نمی خواهند؟

چرا نمی خواهند، زیرا که با این جمله، تمام بار مسئولیتی

از گردن آنان برداشته شده و همه آنان را به دید آدم مسن

و سالمند نگاه کرده و کمتر کسی از آنان توقع دارد که

حرکتی انجام دهد و همین نگاه، سرمنشاء بسیاری از

مشکلات این قشر عزیز و این گنجینه های گرانبهای

نیروی انسانی است. زیرا اگر خود را به مانند همین راننده

تاکسی باور داشته باشند، می دانند که اگر خدا کمی

توانائی را از آنان به خاطر عدم استفاده از آن توانائی، از

آنان گرفته است.

(البته نگارنده به این جمله اعتقاد ندارد، زیرا در همین زمان،

صبحها که جهت ورزش به پارک نزدیک خانه می روم، استاد

ورزش، که فردی حدوداً 85 ساله است، هنوز به مانند یک

جوان، جست و خیر دارد، و کمتر کسی است که در حرکات

بتواند همپای او قدم بردارد یا در زمانی که مشغول شنا

است، کمتر کسی است که بتواند همپای او در آب شنا

نماید و خسته نشود، پس همانگونه که خودتان نیز متوجه

شده اید، این کمتر شدن توان، تنها در ذهن است، نه در

بدن) تجربه و دانائی را به آنان عطا نموده است، که میتوانند

با همین تجربه و دانائی که گنج پر ارزشی است، میتوانند

برای خود و اطرافیان شغل و درآمد ایجاد نمایند.

چطوری میتوان با نخواستن در دوران بازنشستگی

مقابله نمود؟

بهترین کار برای اینکه با نخواستن در دوران بازنشستگی

مقابله نمائیم آن است که هر موقع که فعل نتوانستن بر زبان

جاری شد، فوراً، این واژه را با واژه نخواستن تعویض و خود را

مقید نمائیم که تا حد ممکن آن کار خواسته شده یا به ذهن

مبادرت شده، را انجام دهید. آنگاه بعد از مدت کوتاهی متوجه

میشوید که دیگر ذهن نیز شرطی شده و به ندرت از کلمه

نتوانستن استفاده می نماید.

راههای رسیدن به خواستن در دوران بازنشستگی

چیست؟

به محض اینکه فعل نتوانستن از روی زبان کنار رفت، فعل

خواستن جایگزین آن میشود، و بدن و کائنات در جهت رسیدن

شما به اهدافتان کمکتان میکند. کافی است که هر روز یا

هر هفته برای خود، یک هدف قرار دهید، و خود را ملزم نمائید

که به آن هدف ظرف مدت مشخصی دست یابید.

 و به مجرد اینکه به اولین هدف دست یافتید، ذهن شما،

شما را تشویق به انجام و رسیدن به باقی اهداف می نماید،

و بدین سان شما، شادی و نشاط در دوران بازنشستگی را

که سزاوار آن هستید را تجربه خواهید نمود.

به امید روزی که در واژه بازنشستگی، هیچ ردپائی از واژه

از کار افتادگی وجود نداشته باشد.

مقاومت در برابر نکات مثبت در دوران بازنشستگی

مقاومت در برابر نکات مثبت در دوران بازنشستگی

در ماه گذشته که برای کاری به یکی از میادین رفته بودم، در آنجا با

تعدادی از بازنشستگان روبرو گردیدم که جهت بالابردن حقوق خود

توسط دولت، گردهمائی تشکیل داده بودند. به میان این عزیزان رفتم

و سعی نمودم که با آنان وارد مذاکره شده و کمی با آنها مصاحبه

نمایم و دلائل اینکه آنها نباید منتظر دیگران برای تغییر در زندگی خود

باشند، را مطرح می نمودم، اما مثل اینکه، آنان یا نمی خواستند

حرفهای من را بشنوند، یا نمی توانستند، در هر صورت، به محض

اینکه کمی در بحث، می ماندند، فوری صحنه را ترک میکردند و

حاضر به ادامه مصاحبه نبودند.

در آنجا به این فکر نمودم که چرا بعضی از این عزیزان، در مقابل نکات

مثبت یادآوری شده، چنین مقاومتی از خود نشان میدهند.

مقاومت در برابر نکات مثبت در دوران بازنشستگی چیست؟

مقاومت به معنی ایستادگی، پافشاری، استقامت و پایداری و این

در دوران بازنشستگی برابر است با اینکه چشم و گوش خود را بر

روی نکات مثبتی که در این دوران می تواند برای ما داشته باشد،

ببندیم و نخواهیم مطالب را بشنویم و ببینیم.

چرا در دوران بازنشستگی، مقاومت بازنشستگان زیاد است؟

در این دوران، که عملاً درآمدها کاهش یافته و فشار مضاعفی بر پیکر

این عزیزان وارد می شود، هر فرد بعد از بازنشستگی، مدتی را برای

احقاق حق خود و اضافه نمودن درآمد تلاش و کوشش می نماید،

لکن این تلاشها به دلیل اینکه بصورت فردی بوده است، معمولاً کاری

به جائی نمی برد و فرد پیگیر کننده مشخص است که بعد از مدتی

خسته و دیگر به فعالیتهای خود ادامه نمی دهد.

و به موازات این امر، نیز مدام از طرف مسئولین و کسانی که باید به

دغدغه و خواست این عزیزان توجه نمایند، مرتب وعده هائی داده

میشود و اکثر این وعده ها، فقط در حد همان وعده باقی می ماند،

این گنجینه های گرانبهای نیروی انسانی، کم کم، با فشاری که

تحمل می نمایند، دیگر به وعده های جدید و سخنان توجه ننموده و

به سختی قبول می نمایند که امکان دارد که وضعیت ایشان مجددا

اصلاح و این عزیزان، رنگ شادی و نشاط را در زندگی ببینند.

و از طرف دیگر، تعدادی از این عزیزان، بدلیل اینکه مرتب با ناملایمات

مواجه گردیده اند و با اعلام این ناملایمات، گوشهای بسیاری را در

اختیار خود گرفته اند و خود نیز به این وضعیت عادت نموده اند، حال

دیگر حاضر به تعویض و تغییر این وضعیت نمی باشند چون مغز نیز

چنین چیزی را از کسی نمی خواهد، همانگونه که خود نیز بر این امر

واقف هستید، کار مغز، حفظ حالت موجود است بخاطر اینکه حداقل

انرژی را مصرف نماید.

پس چه باید کرد، باید همچنان تا آخر عمر، چشم خود را به روی نکات

مثبت و … ببندیم و از کسی چیزی قبول نکنیم.

چگونه باید با این مقاومت، روبرو شده و در صدد رفع آن برآئیم؟

با اوضاع گفته شده، معلوم است که باید منتظر مهمان ناخوانده

افسردگی و بالنتیجه بقیه میهمانان ناخوانده دیگر نیز باشیم، لذا بهینه

است که کمر همت را محکم بسته و سعی در تغییر اوضاع خود

نمائیم. زیرا تا مسئولیت زندگی خود را بر عهده نگیرید، هیچ چیزی

در زندگی شما عوض نخواهد شد. و بهترین زمان تعویض افکار و تغییر

در روش زندگی همین لحظه است. پس معطل نشوید و این مقاومت

را با افکار مثبت در هم شکنید.

در مرحله دوم، کافی است که روزانه فقط کمی خوش بین تر از دیروز

باشید، به قول دوستان انجمن NA فقط برای امروز پاک باشید و افکار

منفی را به مغز خود راه ندهید، و نتیجه آنرا خیلی زود دریافت

خواهید نمود.

در صورت امکان، با دوستان مثبت اندیش و خلاق همراه شوید و با

آنان هم صحبت شوید، زیرا که آنان تنها نیمه خالی لیوان را ندیده و

نیمه پر لیوان را دیده و برای نیمه خالی نیز راه کارهای متفاوت نیز

ارائه خواهند نمود.

تنها کافی است که این مقاومت را با خواست خود، کنار بزنید، آنگاه

هوای تازه و خلاقیت های درونی وجودتان شروع به خودنمائی نموده

و وضعیت زندگی را خیلی سریع تغییر خواهند داد.

دید مثبت در دوران بازنشستگی را از همین الان شروع کنید.

حال که با روش حذف مقاومت در برابر نکات مثبت دوران

بازنشستگی، آشنا گردیدید، بهینه است که از همین الان چند

تا از عادات منفی خود و دوستان منفی خود را یادداشت نموده و

سعی در کناره گیری از این عزیزان و این افکار نمائید.

لباس پوشیدن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) باید به چه صورتی باشد؟

لباس پوشیدن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) باید به چه صورتی باشد؟

یکی از مسائلی که همواره برای نگارنده سوال ایجاد

می نمود این است که چرا بعضی از عزیزان بازنشسته،

با ورود به دوران بازنشستگی، دست از خود شسته و دیگر

نه تنها به لباس پوشیدن خود توجه نمی کنند، بلکه بیشتر

از آن نیز به خود نیز بی توجه هستند.

در صورتی که لباس پوشیدن در دوران بازنشستگی، خود

تابع قوانین و مقرراتی است و با توجه به تغییر وضعیت بدن،

نیاز بدن به لباس نیز تغییر یافته و لباسهای متفاوتی نیز باید

تهیه و استفاده نمایند.

در بررسی هائی که بعمل آمد، دستاوردهائی بدست آمد

که عزیزان و دوستان دیگری نیز به این امر پرداخته اند، از

آن جمله:

دکتر فرید فدائی (روانپزشک) از دید اینکه وظیفه لباس

چیست به این مقوله نگریسته و چهار عامل مؤثر بر پوشاک

در این دوران را از جمله: محافظت در برابر آب و هوا، پوشش

بدن و مسائل اخلاقی، تزیین و جلب توجه و نمایش شغل یا

درجه اجتماعی را بیان نموده اند و در مقاله ای که ارائه

نموده اند و اعلام داشتند که تولید کنندگان پوشاک به

خواست و نیازهای این قشر از عزیزان توجه نمی کنند، در

حالی که از اهمیت پوشاک مناسب برای بازنشستگان

کاسته نمی شود.

و مشخصاتی برای لباس بازنشستگان مطرح نمودند که از

آن جمله می توان به آزاد بودن لباس جهت اجازه تهویه به

پوست برای جلوگیری از بیماری های پوستی در آینده،

اشاره داشتند و نیز این مطلب را فرمودند که پوشاک، نقش

عمده ای در سلامت روانی و جسمی فرد میتواند ایفا کند.

و نیز آقای دکتر علی باغبانیان (روانپزشک) نیز هشت شرط

برای پوشاک بازنشستگان مطرح نمودند که از آن جمله

می توان به :

  • 1- مناسب با فصل باشد.
  • 2- شاد باشد
  • 3- تنوع داشته باشد
  • 4- پوشیده باشد
  • 5- طبیعی باشد
  • 6- بدون اجبار باشد
  • 7- بدون استفاده از شوینده های قوی باشد
  • 8- بدون وسواس باشد

که میتوان برای هر یک از موارد فوق، نکاتی را نیز مطرح

نمود.

دکتر باریک بین نیز با بیان اینکه معمولا آنها پوست حساس

و خشکی دارند. به طور طبیعی، پوست بدن انسان‌ها با

افزایش سن خشک‌تر می‌شود و به مراقبت‌های بیشتری

هم نیاز دارد استفاده نادرست از شوینده‌های بدن، لیف و

کیسه حمام نامناسب برای نظافت پوست را مطرح نمودند.

همچنین ایشان استفاده از لباس های نخی را در همه فصول

پیشنهاد دادند و گفتند که در فصل های پاییز و زمستان زیر

لباس های گرم و پشمی، حتما از لباس های نخی استفاده

نمایند.

و نیز اعلام داشتند پوست افراد بازنشسته مانند پوست

بچه ها به مراقبت خاصی نیاز دارد، لذا لازم است مدام چرب

و از آن مراقبت به عمل آید.

نحوه لباس پوشیدن در دوران بازنشستگی چگونه

است؟

اگر کمی به اطراف خود نگاهی بیندازید، خواهید دید، افرادی

که به سن بازنشستگی رسیده و به این دوران طلائی قدم

گذاشته اند تعداد از آنها دیگر میل و رغبتی به زندگی نداشته

و با پوشیدن لباسهای نامناسب با سن و موقعیت و وضعیت

خود، بارها این مطلب را به گوش همگان می رسانند و

می خواهند که دیگران نیز این مطلب را به خوبی درک نمایند.

اما برای چه؟؟؟

در صورتی که محققان به این نتیجه رسیده اند نوع لباس

سالمندان می تواند روی سلامت فرد سالمند و اطرافیانش,

تاثیر بسزایی داشته باشد.

چرا نحوه لباس پوشیدن در دوران بازنشستگی مهم

است؟

 

بدلیل اینکه نحوه لباس پوشیدن در دوران بازنشستگی

بصورت مستقیم بر بر روی روحیه افراد در این دوران تأثیر

دارد، از اینرو نحوه لباس پوشیدن میتواند ضامن شادی و

نشاط یا بر خلاف آن غمگینی و کسالت فرد بازنشسته را

به همراه داشته باشد.

بنابر این پوشیدن لباس های رنگ روشن، باعث شادی و

نشاط می شود

پوشیدن لباس های تیره، باعث غمگینی و استرس

می گردد.

پوشیدن لباس های مندرس، نشاندهنده این است که

دیگر امید به زندگی وجود ندارد.

نوع پوشش می تواند امید به زندگی را در افراد بالا برده و

شادی و نشاط به زندگی برگرداند، این شادی و نشاط

می تواند تغییرات بزرگی را در زندگی به همراه داشته باشد.

از اینرو پوشش و نحوه لباس پوشیدن، حتی اگر فرد دچار

بیماری یا افسردگی شدید است میتواند روحیه فرد را

متلاطم نموده و او را به سمت آرامش و بهبود هدایت نماید.

چطوری باید در دوران بازنشستگی لباس بپوشیم؟

شاد بودن رنگ لباس یکی از مهمترین مواردی است که در

این دوران باید مد نظر قرار گیرد، زیرا اثر مستقیمی بر روی

روحیه این عزیزان می گذارد. از جمله اینکه لباس های تیره،

باعث مکدر شدن روحیه بازنشستگان، و پیراهن های ساده

یا راه راه و چهار خانه با ترکیب رنگ های روشن(برای آقایان)

و لباس های طرح دار یا گلدار که زمنیه روشن دارند(برای

خانم ها) می تواند در افزایش روحیه این گنجینه های گرانبهای

نیروی انسانی نقش مؤثری ایفا نماید.

تنوع در پوشش و لباس نیز در این دوران، باعث می شود

که بازنشستگان عزیز، روحیه بهتری در طول روز داشته

باشند.

در تهیه لباس باید جنسی را انتخاب کنید که به راحتی با

ماشین لباسشویی قابل شستشو باشد و لباس‌هایی را که

روی آن توصیه شده فقط با دست شسته شود انتخاب نکنید.

شما باید سایزتان را بجای گفتن سایز لباس، با پرو کردن لباس

پیدا کنید.

لباس‌هایی که کمر تنگی دارند یا فقط دکمه دارند، می‌تواند

در ناحیه شکم برای بازنشستگان مشکل ایجاد کند یا حتی

به معده فشار بیاورد. می‌توانید نیم سایز از سایز حقیقی‌تان

بزرگ‌تر انتخاب کنید که لباس آزادتر در بدنتان قرار بگیرد.

خیلی از بازنشستگان نسبت به چروک گردنشان حساسیت

دارند چون چین‌های این ناحیه معمولا سن را بیشتر نشان

می‌دهد. پیشنهاد ما استفاده از دستمال گردن‌های رنگی و

شاد است که هم پوششی برای گردن است و هم شیک

است.

بازوها ناحیه بعدی است که خیلی شل می‌شوند و شاید در

لباس‌هایی که آستین ندارند خودشان را خیلی نشان بدهند

در نتیجه لباس‌هایی که آستینشان بازو را بپوشانند خیلی

بهتر است.

انتخاب شلوار مناسب برای بازنشستگان واقعا دشوار است؛

مثلا شلوارهای جین گزینه راحتی نیستند اما اگر جین

پارچه‌ای انتخاب کنید، هم سبک است، هم سنتان را کمتر

نشان می‌دهد. شلوارهای تنگ و استرچ هم برای این دوره

از زندگی‌تان انتخاب نکنید. بعد از شلوارجین، شلوارهای

پارچه‌ای کتان هم به عزیزان بازنشسته پیشنهاد می‌شود.

قد شلوار هم یکی از نکته‌های مهم برای بهتر دیده شدن

شماست که هر چه قدرتر بلندتر باشد پاهای شما را

کشیده‌تر نشان می‌دهد اما مهم‌ترین نکته در انتخاب شلوار

قسمت فاق آن است که باید در آن احساس راحتی کنید

تنگ و گشاد بودنش باعث دردسرتان می‌شود.

خانم های عزیز بازنشسته چطوری باید در دوران

بازنشستگی لباس بپوشند؟

تعدادی از عزیزان بازنشسته در زمانی که با آنان مذاکره

میکردم، از اینکه همسران آنان به محض ورود به دوران

بازنشستگی، دیگر حس و حال جوانی خود را از دست

داده و به پوشش و لباس خود بی توجه هستند، اظهار

ناراحتی می کردند و از نگارنده درخواست می نمودند که

در صورت امکان در این خصوص نیز مطالبی ذکر نمایم.

این خانم های گرانقدر باید توجه داشته باشند که لباس

بصورت کلی تا چه حد می تواند بر روی روحیه عزیزان در

دوران بازنشسته ای تأثیر مستقیم و مثبت و منفی بگذارد،

پس نوع پوشش و رنگ آن می تواند روحیه خانواده را

بصورت معجزه آسائی بالا ببرد. و از طرفی با توجه به اینکه

هر خانم، می بایست برای همسر خود، خود را بیالاید و

مرتب و آرایش نماید، لذا درخواست می گردد این عزیزان،

همچنان سال های جوانی خود، خود را برای همسران خود،

تازه و شاداب نگه دارند.

در ذیل مواردی که خانم های عزیز در دوران بازنشستگی

می بایست علاوه بر موارد فوق الذکر که در قسمت قبلی

مطرح شد، بر روی آنان تمرکز داشته باشند، ارائه می گردد:

لباس به‌خصوص برای خانم‌های بازنشسته، نقش مهمی در

نشان دادن تصویری مثبت از خود دارد.

لباس‌هایی که از کش به جای زیپ استفاده شده یا تعداد

دکمه‌هایش کم است، تهیه نمائید.

لباس‌های دوتکه‌ مثل بلوز و دامن یا کت و شلوار اندامتان را

متناسب‌تر نشان می‌دهد تا پیراهن‌های یکسره. معمولا کمر

لباس یک مشکل رایج لباس‌های خانم های بازنشسته است.

بهترین مدل دامن برای گروه بازنشستگان دامنی است که قد

آن بین زانو و مچ پایشان باشد. مدل پلیسه به خاطر چین‌های

زیادش مناسب خانم های بازنشسته است و در نهایت سعی

کنید دامنی انتخاب کنید که کمربند نداشته باشد.

مهم‌ترین نکته برای انتخاب کفش این است که در آن احساس

راحتی کنید و مطمئن باشید پایتان در آن نمی‌لغزد که احتمال

افتادن با آن وجود نداشته باشد. کفشی را انتخاب کنید که

بند نداشته باشد‌. به‌خصوص بازنشستگانی که بیماری آرتریت

دارند. کفش‌های پاشنه‌دار برای خانم‌های بازنشسته توصیه

نمی‌شود. از بهترین گزینه برای هر دو گروه است.

توصیه نهائی:

توصیه نهائی این است که هم اکنون نسبت به بازبینی لباس

های خود اقدام نموده و هر یک از آنها که خصوصیت بالا را

نداشته از چرخه پوشش خود حذف، و بجای آن لباس های

مناسب ذکر شده را جایگزین نمائید و باور نمائید که تنها با

تغییر پوشش می توانید مقدار قابل توجهی، شادی و نشاط

روانه خانه و خانواده خود نمائید.

و مثل بقیه بازنشستگان، ثابت کنید که سن تنها یک عدد

است و هیچوقت نمی تواند در زندگی اثر بگذارد.

موفق و پیروز باشید.

کمک کردن به خود در دوران بازنشستگی

کمک کردن به خود در دوران بازنشستگی

در زمان اشتغال هر روز سر یک ساعت مشخص بیدار شده و مثل

همیشه، بعد از آماده شدن و صرف صبحانه به سوی محل کار عزیمت

می نمائیم. حال بعد از سالیان دراز که به سن بازنشستگی

رسیده ایم، به ناگهان با یک برگه ابلاغ بازنشستگی، در شوک وارد

شده و مثل اینکه یک سطل آب یخ بر روی سرمان سرازیر می شود.

و پس از این واقعه است که دیگر، عنان زندگی از کف خارج میشود و

بعد از خانه نشینی، دیگر هیچ رمقی برای ادامه زندگی و حتی در

بعضی از مواقع، ادامه نفس کشیدن وجود ندارد.

در برخی از موارد، با فرد بازنشسته که مذاکره می کردم، و به ایشان

نحوه گذراندن این دوران را مطرح می نمودم، بعضی از این عزیزان،

متأسفانه دیگر نمی خواستند کاری انجام دهند و تمام توجیه آنها این

بود که ما دیگر کار خود را انجام داده ایم و مشخص است که اگر

همین روال در پیش گرفته شود، فرد بازنشسته، که از کار فارغ شده،

بمرور از زندگی نیز فارغ می شود. اما چه شده که فردی که آنچنان

هر روز به صورت مرتب مشغول کار و تلاش بود، به یکباره و فقط با یک

برگه، چنین تغییرات عظیمی در زندگی و ساختار او صورت می گیرد.

مگر همین فرد نبود که موفقیتهای بیشماری در محل کار، برای خود و

دیگران رقم زده بود؟

مگر همین فرد نبود که تلاشهایش، باعث بهبود بهره وری در محل کار

و زندگی خود شده بود؟

مگر همین فرد نبود که اهداف و برنامه های محل کار توسط ایشان

تعیین و پیگیری می گردید؟

و دهها، مگر و اما و چرا

اما براستی چه شده است که فرد بازنشسته دیگر حاضر نیست به

خودش نیز کمک نماید تا زندگی شاد و با نشاطی داشته باشد. ما

در این مقاله بر آنیم که به این بحث نظری بیفکنیم.

پس با ما همراه باشید.

کمک به خود چیست؟

در ابتدا باید تعریفی از کمک به خود داشته باشیم:

انسان معصوم متولد می شود اما راهش از همان لحظه های اول

منحرف می شود و دوباره باید خودش را خلق بکند – انسان تنها

موجودی است که بعد از تولدش باید خودش را خلق کند و اگر موفق

به این کار شد دست به هر کاری بزند مبارک است – زیرا خودجوش

است نورش را از خودش می گیرد و هر عمل خودجوشی کیفیت دارد.

پس بنابر این هیچکس جز خود فرد نمی تواند خودش را دوباره خلق

کند. بدین دلیل است که هیچ فردی نمی تواند به دیگری تا خودش

نخواهد کمک کند.

چرا باید به خودمان در دوران بازنشستگی کمک کنیم؟

در دوران بازنشستگی، نیز بعضی از عزیزان، فکر می کنند که با

بحرانی روبرو گردیده و در بعضی از مواقع کلاً با زندگی وداع می کنند

و اکثراً خانه نشینی یا پارک نشینی را برمی گزینند. این انتخاب ها،

می تواند شروع یک دور تسلسل باطل را به همراه داشته باشد. زیرا

که هر چه خانه نشینی ادامه دار باشد و شما نخواهید که از

تخصص ها و توانائیهایتان استفاده نمائید، به همان نسبت نیز از

تخصص ها و توانائیها و بالنتیجه، اعتماد به نفس و سلامتی تان نیز

کاهش می یابد.

پس بهتر است که هر چه سریعتر، یک سد مقاوم در برابر این دور

تسلسل ایجاد کرده و خود را مجدداً خلق نمائیم و به خودمان کمک

کنیم که زندگی جدید و پر ازنشاط و شادابی همراه با سلامتی

داشته باشیم.

چطوری به خودمان در دوران بازنشستگی کمک کنیم؟

اقدامات بیشماری را می توان ذکر نمود، در اینجا به چند مورد از آنها

اشاره می نمائیم:

  • – اول باورکنید که در این جهان تنها نیستید و معبودی که شما را
  • آفریده، شما را تنها نگذاشته و همچنان دستان شما، را گرفته
  • است، لکن این شما هستید که با افکارتان، جلوی حس گرفتن
  • دستان خود توسط معبود را نادیده گرفته اید.
  • – شما باید به چیزهائی که دارید، بیش از چیزهائی که ندارید،
  • فکر کنید.
  • – شکر گزار نعمتهایی باشید که خداوند به شما عطا نموده است.
  • – اتفاقات در گذشته، هیچ ربطی به اتفاقات در آینده ندارد، مگر
  • آنکه شما آنها را به هم متصل نمائید.
  • – روبرو شدن با مشکلات، باعث رشد و پیشرفت دو چندان میشود.
  • – به هر مسئله ای به اندازه همان مسئله اهمیت بدهید، نه بیشتر
  • – اجازه دهید، مشکلات و مسائل در پیش روی شما، قدم بزنند،
  • وارد آنها نشوید.
  • – تجربه شکست، می تواند پیروزی آینده را برای شما رقم بزند.
  • – شما با تجربه ای که دارید، می توانید با انواع مشکلات روبرو
  • شده و آنها را حل نمائید.
  • – شما می توانید احساسات مختلف(غم و شادی) را برای مدتی
  • کوتاه تجربه کنید
  • – شما همان فردی بودید که تا کنون، موفقیتهای بسیاری
  • داشته اید، این موفقیتها می تواند تکرار گردد.
  • – همه چیز می گذرد، پس این نیز می گذرد.
  • – خود را از هم نشینی با افراد منفی برحذر دارید.
  • – خود را مقید کنید که با افراد مثبت ارتباط داشته باشید.
  • – خنده بر هر درد بی درمان دواست.
  • – تصمیمات مهم زندگی را خودتان بگیرید.
  • – خشمگین شدن، تنها شما را نابود می کند نه علت خشم را.
  • – به کودک درونی اجازه رشد و بازی دهید.
  • – اتفاقات، اتفاقی رخ نمی دهند، هر کدام برای خود حکمتی دارند.
  • – تغییرات به صورت جزئی رخ میدهند
  • – نیاز شما به افراد، تنها در افکار شماست، نه در اعمال شما
  • – از مقایسه خود با دیگران اجتناب و با خود مسابقه بگذارید.
  • – از واژگان مثبت استفاده کنید، تا راه حلها، به شما گفته شود.
  • – زندگی مجموعه ای از انتخاب های شماست، پس نگاه کنید
  • که چه چیز را انتخاب می کنید.

حال چه اقدامی انجام دهیم؟

اگر نمی خواهید با عینک مثبت اندیشی به مسائل نگاه کنید، کافی

است، حداقل با عینک بدون شیشه در دوران بازنشستگی به مسائل

نگاه کنید تا مسائل را به همان شکل که هستند بیابید و در جهت

حل آن ها قدم بردارید.

پس همین الان شروع به تغییر نگرش و کمک به خود در این دوران

بازنشستگی نمائید. و آنگاه فواید این کمک کردن را سریعاً دریافت

می نمائید.

فشار روانی و تأثیر آن بر تشدید یا ایجاد بیماری جسمی

فشار روانی و تأثیر آن بر تشدید یا ایجاد بیماری جسمی

شاید برای شما نیز پیش آمده باشد که گاهی اوقات، در سر کار

یا مواقع دیگر، با بوجود آمدن یک فشار یا شوک ناگهانی، بیماری

جسمی در وجودتان ظاهر یا بیماری قبلی به شکلی جدید خود

نمائی کرده و شما را کلافه نماید.  علت اين امر فشار و

استرس ناگهاني احساسي است كه موجب مي‌شود آدرنالين

باعث متوقف شدن فعاليت قلب و در نهايت ايست قلبي شده و

ضعف شديد‌ ماهيچه قلب را در پي دارد.
اما خبر خوب اين است كه اين حالت معمولا قابل درمان است

و به ندرت موجب آسيب دايمي قلب مي‌شود. اما در هر حال

اين محققان توصيه مي‌كنند كه در صورت احتمال داشتن

احساس حمله قلبي فقط جهت اطمينان بايد فورا با پزشك

مشورت كنيد.

فشار روانی چیست؟

بر اساس تعریفی که سایت ویکی پدیا از فشار روانی دارد،

فشار روانی، تـَنیدگی یا اِستـِرس در روان‌شناسی به معنی

فشار و نیرو است و هر محرکی که در انسان ایجاد تنش کند،

استرس زا یا عامل تنیدگی نامیده می‌شود. استرس یک فشار

روانی و احساسی بیش از حد تحمل فرد است. درواقع استرس

زمانی ایجاد می‌شود که ما نتوانیم با فشارهای کوچک کنار

بیاییم. استرس در افراد مختلف متفاوت است، ممکن است

عاملی برای فردی ایجاد استرس کند ولی در فرد دیگر، به هیچ

عنوان استرس ایجاد نکند.

فشار روانی به زبان ساده می توان گفت: پاره‌پاره شدن بدن بر

اثر فشارهای وارده بر بدن .

و فشار روانی بر اثر استرس بوجود می آید و علائم استرس

تفکر نگران کننده، شامل اضطراب، مشکلات خواب، عرق کردن،

از بین رفتن اشتها و مشکل در تمرکز حافظه است.

تأثیر فشار روانی بر بیماری جسمی

فشار رواني منشاء بسياري از بيماريها شناخته شده است.

پژوهشگران استراليايي ارتباط ميان فشار رواني با ابتلا به انواع

بيماريها از سرماخوردگي تا سرطان را به طور علمي اثبات

كردند. محققان موسسه گاروان در سيدني دريافتند هورمونی

به نام “نروپپتید وای” كه به هنگام فشار رواني در بدن ترشح

مي‌شود دستگاه ايمني بدن را تحليل برده و انسان را بيمار

مي‌كند.
تاكنون در مورد ارتباط ميان مغز و دستگاه ايمني بدن شواهد

اتفاقي ارايه شده است، اما اكنون اين ارتباط به اثبات رسيده

است.

به هنگام فشار رواني مقادير زيادي از اين هورمون از اعصاب آزاد

مي‌شود كه وارد جريان خون شده و از فعاليت سلولهايي در

دستگاه ايمني كه بدنبال كشف و نابودي ميكربها هستند

جلوگيري مي‌كند.
اينكه فشار رواني بيماريزاست ديگر خيال نيست بلكه واقعيتي

است كه بايد با اهميت دانسته شود. اين هورمون آسيب پذيري

فرد را در هنگام ابتلا به سرماخوردگي يا آنفلوانزا افزايش

مي‌دهد.
فشارهاي‎‎ عصبي‎ افزايش‎ توليد موادي در بدن‎ را موجب‎ مي

‎ شود كـه‎ بـر عـملـكـرد سيستم‎ ايمني‎‎ بدن‎ آسيب‎ مي رساند.

در بيماريهاي روان تني همچون افسردگي، اضطراب، وسواس و

جنون، خطر ابتلا به عواملي نظير سردرد، زخم معده، آسم،

کهير، سکته قلبي و فشار خون افزايش مي‌يابد.

فشار روانی یکی از عوامل مهم دخیل در بیماری قلبی،

سرطان، مشکلات ریوی، محرومیت‌های ناشی از سوانح،

سیروزکبدی و خودکشی است. فشار روانی به طور اخص در

ضعف دستگاه ایمنی، بیماری قلبی عروقی و سرطان،

نقش مهمی ایفا می‌کند.

کار دستگاه ایمنی، تشخیص مواد خارجی مثلاً باکتری‌ها،

ویروس‌ها و تومورها و نابودکردن آنها است. این دستگاه از

بیلیون‌ها گلبول سفید دستگاه لنفاوی تشکیل شده‌است. تعداد

گلبول‌های سفید و کارآیی آنها در کشتن ویروس‌ها و

باکتری‌های خارجی با میزان فشار روانی رابطه دارد. به عنوان

مثال، وقتی کسی در مرحله هشدار یا فرسودگی است،

دستگاه ایمنی او خوب کار نمی‌کند. در این دو مرحله، احتمال

تکثیر و بیماری‌زا شدن ویروس‌ها و باکتری‌ها بیشتر می‌شود.

چرا فشار روانی  می تواند بر بیماری جسمی در بازنشستگی تأثیر بگذارد؟

فشار رواني طولاني مغز را كوچك مي‌كند

فشارهاي رواني طولاني مدت نه تنها مهارتهاي تفكر و حافظه را

زايل مي‌سازد بلكه مغز را نيز كوچك مي‌كند. زندگي تحت فشار

رواني شديد نه تنها براي سلامت بدن بلكه براي مغز و قواي

دماغي نيز زيان آور است.

محققان در مطالعه جديدي تاثير تنش درازمدت و تغييرات

هورمون استرس كورتيزول را بر عملكرد مغز بررسي كردند.

مطالعات قبلي حاكي از تاثير فشار رواني بر سلامت قلب و

عروق از طريق افزايش سطح خوني هورمون‌هاي استرس مانند

كورتيزول در بدن است. مطالعات بسياري از نقش مخرب تنش بر

سلامت جسمي، فشار خون، و سلامت قلبي عروقي و غيره

خبر مي‌دهند. در اين مطالعه تاثير بالا بودن مزمن هورمون

كورتيزول بر عملكرد مغز افراد مسن، جوان و كودك بررسي شد.

محققان در اين تحقيق دريافتند با افزايش سطح كورتيزول در

خون افراد مسن ناحيه‌اي از مغز به نام هيپوكامپ كه مسئول

يادگيري و حافظه است كوچك مي‌شود. در اولين مطالعه ميزان

هورمون كورتيزول در گروهي از افراد مسن در طول سه تا شش

سال اندازه‌گيري شد. نتايج اين مطالعه نشان داد بالا بودن

هورمون كورتيزول به طور مزمن حافظه را تخريب مي‌كند. به

علاوه اندازه هيپوكامپ در اين افراد تا ‪ ۱۴درصد كم مي‌شود.

اين مطالعه به روشني تاثير منفي تنش‌هاي دراز مدت را بر مغز

و قواي دماغي نشان مي‌دهد. به اين ترتيب مي‌توان تنوع

حافظه و عملكرد ذهني افراد بازنشسته را توجيه كرد. بررسي

تاثير تنش بر مغز افراد جوان نشان داد حتي افزايش موقتي و

كوتاه مدت كورتيزول بر توانايي تفكر و حافظه كودكان تاثير منفي

مي‌گذارد. در نهايت مطالعه كودكان و نوجوانان از طبقات متفاوت

اجتماعي اقتصادي نشان داد ميزان هورمون كورتيزول با پايين

آمدن طبقه اقتصادي اجتماعي افزايش مي‌يابد. به عبارتي

متوسط هورمون كورتيزول خون اين افراد بيشتر است. تنش

مهمترين عامل تغيير عملكرد مغز است. انسان در هر سن و از

هر طبقه اجتماعي اقتصادي كه هست به تنش حساس است.

چطوری با فشار روانی مقابله کنیم و شادی و نشاط و

سلامتی را برای خود به ارمغان بیاوریم؟

نظر به اینکه در دوران بازنشستگی، بدن تا حدودی، بخاطر

افسردگی آمادگی دریافت بیماریها را دارد بنابر این باید به هر

صورتی که شده، مقابل فشار روانی ایستادگی نمود، و جهت

اینکار در ابتدا باید مقدار فشار روانی را ارزیابی نمود، و این

ارزیابی در دو مرحله انجام می شود:

ارزیابی اولیه و ارزیابی ثانویه.

ارزیابی اولیه، اشخاص، وقایع را از لحاظ مضربودن، تهدید بودن یا چالش‌ بودن بررسی می‌کنند. چنانچه شخص عامل فشار

روانی  را به جای تهدید در نظرگرفتن آن، چالشی قابل رفع در

نظرگیرد، راهکار خوبی را برای کم‌کردن فشار روانی برگزیده

است. این راهبرد با ویژگی (سرسختی) که عاملی شخصیتی

است همسو است.  برای مثال دو دانشجو را در نظر بگیریم که

هردو در امتحان میان ترم روان شناسی تک گرفته اند،

دانشجوی الف با دیدن نمره ی تک خودش خشکش می زند و

بقیه ترم را تهدید می بیند. ولی دانشجوی ب با این خبر به هم

نمی ریزد و تهدید رد شدن در امتحانات بعدی وجودش را نمی

گیرد. او نمره ی خود را چالشی می بیند که می تواند بر آن

غابه کند.

ارزیابی ثانویه:در ارزیابی ثانویه آدم ها امکانات و منابع خود را

می سنجند و این را در نظر میگیرند که آیا می توانند با واقعه ی

مورد نظر به نحو مناسبی کنار بیایند یاخیر .این ارزیابی به این

دلیل ثانویه است که هم بعد از ارزیابی اولیه است صورت می

گیرد و هم به این بستگی دارد که واقعه را چقدر مضر، تهدید یا

چالش بدانیم. به عنوان مثال، دانشجوی الف ممکن است

امکانات و توانایی‌های خوبی برای کنار آمدن با نمره پایین

امتحان میان‌ترم خودش داشته باشد ولی چون آن را مضر و

تهدید ارزیابی میکند لذا ممکن است نتواند از امکانات و

توانایی‌هایش خوب استفاده کند. اما دانشجوی ب ممکن است

این را در نظر بگیرد که برای بهبود نمره‌اش در نیمه دوم ترم چه

امکانات و تواناهایی دارد؛ امکانات و توانایی‌هایی مثل جویا شدن

نظر استاد در مورد راه و رسم بهتر درس خواندن در طول ترم،

تنظیم برنامه مدیریت زمان با هدف افزودن ساعات درس‌خواندن

و پرس‌وجو در مورد راهبردهای درسی دانشجویان زرنگ.

راهبردهای کنار آمدن با فشار روانی:

علاوه بر فرضیه‌ی آسیب پذیری وقوع بیماری که آستانه خاص

هر فرد را برای تحمل فشار روانی  (هنگام رویارویی

باورویدادهای منفی زندگی) مطرح می کند، آنچه مهم است

تدابیری است که فرد برای کنار آمدن با فشار روانی اتخاذ

می‌کند که یا مؤثر است و یا بی تأثیر. کنار آمدن مؤثر یعنی اداره

کردن شرایط شاق و طاقت‌فرسا ، تلاش برای حل مشکلات

زندگی و غلبه کردن بر فشار روانی یا کم‌کردن فشار روانی، به

عبارت دیگر روبرو شدن مستقیم با مشکلات خود وتلاش برای

حل کردن آنها است. به رفتارهایی که اعضاء بدن در مقابل

فشارهای روانی نشان می‌دهند می توان به‌عنوان رفتارهای

کنار آمدن از آنها نام برد.چنانکه رفتار کنار آمدن بدن بتواند عامل

فشار را کم کند(و واکنش تمام عیار نشانگان سازگاری کلی

GAS را از بین ببرد یا مدت آن‌را کوتاه کند بدون  آن‌که صدمه‌ای

جدی به اعضاء بدن برسد) رفتار فائق آمدن مؤثر نامیده

می‌شود، ولی اگر کنار آمدن نتواند به‌صورت مشخصی از شدت

نشانگان سازگاری کلی GAS بکاهد، واکنش اخطار ادامه

می‌یابد و حتی ممکن است از مرحله‌ی مقاومت گذشته و تا

مرحله‌ی «فرسودگی» پیشرفت کند و شخص را در برابر

بیماری‌های جسمی و روانی سخت آسیب‌پذیر نماید.

علائم فشار روانی بطور کلی به سه دسته تقسیم می شوند:

الف- نشانه های روانی: شامل افسردگی ،اضطراب،احساس

ناکامی،انزوا و بیزاری.

ب- نشانه های جسمی شامل: اختلال در سوخت وساز بدن ،

تغییر ضربان قلب و فشار خون، ناراحتی های معده ای- روده

ای،انواع آلرژی ها، اختلال در خواب و……است.

ج -نشانه های رفتاری:مانند غیبت از کار یا ترک شغل، مصرف

زیاد مشروبات الکلی، میل به سیگار یا دارو، پرخوری یا بی

اشتهایی، رفتارهای ستیزه جویانه یامشکلات بین فردی است.

روش‌های کنار آمدن غیر مؤثر با فشار روانی:

در کنار آمدن هیجان مدار افراد به کمک برخی از مکانیسم‌های

دفاعی از چیزی اجتناب می‌ورزند . اتفاقات رخ داده را توجیه یا

انکار می‌کنند ، آن‌ها را به شوخی می‌گیرند. برای مثال برخی از

دانشجویان ، از رفتن به کلاس مشکل‌ساز پرهیز می کنند و

احتمالاً خواهند گفت کلاس مهمی نیست. همچنین منکر

مشکل داشتن با آن کلاس می‌شوند ، با دوستانش به آن

می‌خندند ، یا ادعا می‌کنند که مشکلشان در آن کلاس رفع

شده است. ولی این نوع پاسخ دهی هیجانی لزوماً راه خوبی

برای رو‌به‌رو شدن با مشکلات نیست. در زیر برخی ازراهبردها

وروش‌های کنار آمدن غیر مؤثر با فشار روانی را که از آن بعنوان

کنار آمدن هیجان مدار یا روش‌های فائق آمدن غیر مؤثر بر

فشار روانی تعبیر می شود، می پردازیم:

1) سیگار کشیدن: فردی که یاد گرفته است هرگاه در شرایط

پر فشاری قرار گیرد عصبانیت و ناآرامی خود را بوسیله سیگار

کشیدن برطرف کند ، درست است که به بهبود موقتی دست

می‌یابد ولی از طریق وارد شدن نیکوتین به ریه‌ها از قدرت کیفی

آن‌ها کاسته شده و نه تنها این ماده فشار روانی را بدون تغییر

باقی می‌گذارد بلکه واکنش فشار کوچک مربوط به خود را نیز

به‌وجود می‌آورد.

 

2) مصرف الکل: الکل سست کننده اعصاب مرکزی

است،وقتی که به اندازه‌ی کافی مصرف شود نوعی نشاط

به‌وجود می‌آورد و ایجاد احساس بهبود موقت می‌کند و مانع

پرداختن و توجه شخص به منابع فشار واقعی و مشکلاتش

می‌شود ، ولی به نوبه خود با بوجود آوردن واکنش اخطار

فیزیولوژیکی می‌تواند بسان منابع اضافی فشار روانی وارد عمل

شود.

3) مشغول داشتن خود یا کار بیش از اندازه یا فعالیت فوق‌العاده: برخی افراد برای پرهیز از مشکلات و فرار از فشار

روحی از مکانیزم غیر مؤثر «خود مشغول داشتن» بعنوان رفتاری

فائق شونده استفاده می‌کنند. کار مفید و پرثمر یا تفریح

نشاط‌آور می‌تواند یک روش مقرون به‌صرفه و سالم در برابر فشار

روانی باشد. ولی فعالیت‌های وقت‌گیر یا فعالیت توأم با بی‌میلی

مانند شوهری که برای پرهیز از مناقشات خانوادگی هر شب تا

دیر وقت به کار و فعالیت می‌پردازد ، نه تنها فشار روانی را

تخفیف یا از بین نمی‌برد بلکه خود بعنوان منبع افزاینده و بوجود

آورنده فشار روانی عمل می‌کند.

4) پرخوری: کسانی که آموخته‌اند به هنگام فشار روانی به

تغذیه و خوراک روی آورند توانسته‌اند با پرخوری احساس

بهبودی موقت به‌وجود آورند ، زیرا معده پر با احساس آرامش و

تن آرامی قرین است و مانند یک داروی مسکن موقتی

ناخوشایندی‌ها را موقتاً می‌زداید

اما از سوی دیگر با آثار جنبی فیزیولوژیکی و روانی و وزن اضافی

که حاصل می‌شود سبب بد کار کردن اعضاء و بیماری شده و

نیز ممکن است بر قضاوت شخصی فرد تأثیر بگذارد و احساس

گناه و ناتوانی را در فرد بوجود آورد.

5) انکار بیماری: انکار بیماری و یا تلاش ننمودن در جهت

کاهش شدت بیماری در مراحل اولیه بیماری از دیگر روش‌های

غیر مؤثر فائق آمدن بر فشار روانی است که عمومیت دارد و

باعث ایجاد بیماری و آسیب‌پذیری در فرد می‌شود.

6)رفتارهای برگشتی: برگشت به شیوه‌های ناپخته در

برخورد با رفتارهای روانشناختی مانند گریه کردن و کج خلقی را

می‌توان به فراوانی در بیماران جسمی مشاهده نمود که از دیگر

اشکال رفتارهای غیر مؤثر فائق آمدن بشمار می‌رود.

7)افسردگی: علائم افسردگی ممکن است به شکل غمگین

بودن خود را نشان دهد و یا رفتارهایی از قبیل گریه کردن و یا

کناره‌گیری را در فرد بوجود آورد که بعنوان شیوه دیگری از

رفتارهای مواجهه و فائق آمدن غیر مؤثر در جهت سازگاری با

واکنش‌های روانی عمل می‌کند.

روش‌های کنار آمدن مشکل مدار یا روش‌های فائق آمدن مؤثر بر فشار روانی:

 برای کنار آمدن موفقیت آمیز با فشار روانی برخی ازراهبردها

وروش‌های کنار آمدن موفقیت‌آمیز وجود دارند که می توان برای

کنار آمدن مؤثرتر بجای یک راهبرد از چند راهبرد استفاده کرد.

اینک در زیر چند مورد از راهبردها و روش‌های کنار آمدن

موفقیت‌آمیزبا فشار روانی را بطوراختصار شرح می دهیم:

 1) داشتن هیجانات مثبت: تحقیقات در زمینه سلامتی

نشان می دهد هیجانات مثبت هم با سالم کارکردن دستگاه

قلبی عروقی و هم با دستگاه ایمنی رابطه دارند.

در یک بررسی معلوم شد پس از آن که زنان سالم کالج، فیلم

بامزه و شادی را تماشا می‌کردند، میزان فشار روانی آنان

کاهش و پس از دیدن فیلم غمناک، این میزان بصورت قابل

توجهی افزایش یافت.

بین میزان استفاده از شوخی به عنوان راهبردی برای کنار آمدن

با فشار روانی هم رابطه مثبتی برقرار است. در تحقیقی،

محققان با افزایش وقایع خوشایند می‌توانستند بالاتر بودن میزان

پاسخ دستگاه ایمنی در روزهای بعد را پیش‌بینی کنند. محققان

همچنین فهیمده‌اند که وقتی مردم حالات هیجانی مثبت خود را

باز می‌یابند یا آن را حفظ می‌کنند، در زیر فشار روانی، کمتر

مریض می‌شوند و کمتر از خدمات پزشکی استفاده می‌کنند.

خُلق نیز برنظر مردم درباره این که چقدر می‌توانند رفتارهای

سلامتی‌زا انجام بدهند، تأثیر می‌گذارد. برای مثال، در تحقیقی،

آدم‌های شاد بیشتر احتمال داشت رفتارهای سلامتی‌زا انجام

بدهند و اعتقاد راسخ‌تری به این نکته داشتند که این رفتارها،

بیماری آنها را کمتر می‌کنند.

هیجانات مثبت در دفع بیماری‌ها و حفظ سلامتی مؤثرند کار

اصلی هیجانات مثبت، افزایش توانایی مقابله با مشکلات است.

در مطالعه‌ای، کسانی که هیجانات مثبت‌تری (مثلاً شاد)

داشتند، برای کنار آمدن با فشار روانی راهبردهای بیشتری

داشتند تا کسانی که هیجانات منفی (مثلاً غم) بیشتری

داشتند. برای مثال، کسانی که هیجانات مثبت داشتند، بیش از

کسانی که هیجانات منفی داشتند، برای کنار آمدن با مشکل

راه پیدا می‌کردند و بیش از آنها خودشان را عقب می‌کشیدند

و دقیق‌تر به مشکل فکر می‌کردند

2)مثبت‌اندیشی (نجوای درونی مثبت): شواهدی وجود

دارد که نشان می‌دهند مثبت‌اندیشی به افزایش سلامتی

انسان‌ها کمک می‌کند. مطالعه‌ای نشان داده‌است که مردان و

زنان سالمندی که نگاه مثبتی به زندگی دارند کمتر از مردان و

زنان سالمندی که نگاهی منفی به زندگی دارند، ‌دچار حمله

قلبی می‌شوند. تأثیر مثبت‌اندیشی می‌تواند تأثیر بلندمدت

باشد. یک بررسی نشان می‌داد مادرانی که نگاه مثبتی به

زندگی داشتند عمر طولانی‌تری کرده بودند تا مادرانی که

نگاه‌شان خنثی‌تر بود. البته ممکن است نگرش‌های مثبت،

خودشان محصول سلامتی باشند. همچنین ممکن است، ،

اتخاذ نگرش مثبت‌تر، به سلامتی آدم‌ها کمک کند.

3)خوش‌بینی و مثبت اندیشی;خلق خوب ، پردازش اطلاعات

را مؤثرتر می‌کند ، از ما موجودات نوعدوست‌تری می‌سازد و

عزت نفس‌مان را زیاد می‌کند. خوش‌بینی این احساس را در ما

ایجاد می‌کند که بر محیط اطراف‌مان کنترل داریم. بهترین راه

غلبه بر بدبینی مزمن ، شناخت درمانی (یکی از روش‌های روان

درمانی) است. در شناخت درمانی مراجع را تشویق می‌کنند

مثبت بیندیشد و به افکار منفی خودش خوش‌بینانه بنگرد تا

خودش را کمتر سرزنش کند و تعمیم‌های منفی کمتری بدهد.با

بازسازی شناختی یا اصلاح افکار ، عقاید و باورهایی که

مشکلات را تداوم می‌بخشند می‌توان به مردم کمک کرد تا

مثبت‌تر و خوش‌بینانه‌تر فکر کنند. این کار با تغییر نجوای درونی

(یا همان گفتگوهای درونی بی صدا) و با برنامه‌ریزی و حل

مسائل انجام می‌شود. نجوای درونی مثبت چنان اطمینان

خاطری به ما می‌دهد که امکان حداکثر استفاده از قریحه را

فراهم می‌آورد.

تهيه داروهايي براي مقابله با تاثير اين هورمون سالها به طول

خواهد انجاميد به همين خاطر بهترين راه حل براي افراد مقابله

با فشار رواني است.

بهترين كار اين است كه با تغيير سبك زندگي ، انجام ورزشهايي

مانند يوگا و تمدد اعصاب فشار رواني را از زندگي خود خارج

كنيم.

4)خنده واقعا درمان مناسبی است

تماشای یک فیلم کمدی مانند قدم زدن در پارک برای سلامت

قلب مفید است. در یک مطالعه کوچک با شرکت 20 فرد جوان

سالم ، محققان دریافتند جریان خون این افراد طی تماشای

فیلم کمدی که باعث خنده آنها می شود بهبود می یابد. درواقع

افزایش مناسب جریان خون مشابه با همان چیزی بود که پس از

انجام ورزشهای آئروبیک مشاهده می شود.
به گفته سرپرستاین تحقیق دکتر مایکل میلر البته این بدان

معنی نیست که خنده جایگزین ورزش شود. بلکه یک حالت بهتر

تماشای فیلم خنده دار در حین دوچرخه زدن است.

علت این تاثیر دقیقا مشخص نیست اما احتمالا با اثر هورمون

های استرس بر بر عملکرد عروق خونی مقابله می کند. بعلاوه

خنده می تواند بدن را به تولید اکسید نیتریک وادارد. این ماده

شیمیایی به اتساع و گشاد شدن عروق کمک می کند.

5)خواب خوب از شدت فشار روانی و نیز سردردهاي ميگرني

بكاهد، آنه كالهون، استاديار نورولوژي در دانشكده طب دانشگاه

نورت كارولينا در اين زمينه بر روي بيش از 100 زن مبتلا به

ميگرن مطالعه كرده و دريافته است كساني كه بهتر مي‌خوابند

تعداد دفعات بروز سردردهاي آنها كاسته مي‌شود.

اين تحقيقات نشان داد: زناني كه عادات خواب خود را بهبود

مي‌دهند تعداد دفعات سردردهاي آنها تا 20 درصد و شدت درد

نيز تا 40 درصد كاهش مي‌يابد.

هم اکنون سعی کنید با دادن آرامش به خود از یکی از طرق

بالا، فشار روانی را کاهش داده و زندگی آرام، شاد و با نشاطی

را برای خود و خانواده رقم بزنید.