مدت زمان لازم برای برگشتن از حال بد به حال خوب در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)؟

مدت زمان لازم برای برگشتن از حال بد به حال خوب در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)؟

چند روز پیش به علتی، حال بد به سراغم آمد، و کسی که

باید خودش سراسر حال خوب باشد، متأسفانه در یک شرایط

نامتعادل قرار گرفت.

شخصی که باید کاملاً پر انرژی باشد تا بتواند به

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) یاری برساند تا آنها نیز

حال خوب را تجربه و به دیگر گنجینه های نیروی انسانی

هدیه نمایند. کم انرژی شده و در بعضی از مواقع حتی

بی انرژی شده بود.

یکی از دوستان که چند وقتی است دچار افسردگی گردیده

و مرتب بوسیله انواع قرص ها، سرپا است، نگارنده را به

سخره گرفته بود و میگفت که کسی که مدام دم از حال

خوب میزد، حال خودش دچار حال بد گردیده و هر لحظه

امکان گرفتار شدن در دام افسردگی دارد.

اما این دوست عزیز فراموش نموده بود، که نگارنده

آموزش های متفاوتی را گذرانده بود و این مطلب را به

خوبی آموزش دیده که هر اتفاقی یک تاریخ مصرف دارد،

و باید برای هر اتفاق بدی، تاریخ مصرفی مشخص نموده تا

آن اتفاق بیش از این، نتواند زندگی ما را دچار تلاطم و

نگرانی نماید.

به همین خاطر، در همان روز، تاریخ مصرف آن اتفاق را

تا ظهر مشخص نمودم و بدیهی است که بعد از ظهر، دیگر

آن اتفاق، تنها یک تجربه در ذهن بود.

 بهتر است مقاله لذت بردن از فرصت های کوچک

را نیز مطالعه نمائید.

برگشت از حال بد به حال خوب چیست؟

برگشت از حال بد به حال خوب، یعنی مدت زمانی که نیاز

است تا حال یک فرد که به هر دلیلی، دچار احوال ناراحت

کننده و بد شده است، مجدداً به حال خوب برگردد.

این مدت زمان، مشخصاً نباید زیاد طولانی شود، بدلیل اینکه

هر چه زمان حال بد، طولانی تر شود، اتفاقات ناگوارتر نیز

خارج از انتظار نخواهد بود.

چرا مدت زمان برگشتن از حال بد به حال خوب، در

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از اهمیت برخوردار است؟

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که فرد یک عمر

سابقه کار و تلاش دارد و مهارت و تخصص های ویژه ای

نیز به دست آورده است، لازم است که زمانی را به استراحت

بگذراند.

لذا داشتن حال خوب در این دوران، بسیار حائز اهمیت است

و در صورتی که حال فرد به هر دلیل، و وجود هر اتفاق به

حال بد تبدیل گردد، فرد باید مدت زمان خاصی را با توجه به

روحیه و سابقه خود، مشخص نماید تا این حال تغییر یابد.

 پیشنهاد می شود، مقاله افسردگی در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) را نیز مطالعه نمائید

چطوری می توان مدت زمان برگشت از حال بد به حال

خوب را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) کوتاه نمود؟

همانگونه که در قسمت قبل ذکر گردید، ما نمی توانیم نسبت

به اتفاقات و وقایع اطراف خود، بی تفاوت باشیم و به هیچ

عنوان هیچ فردی، چنین توصیه ای به شما نخواهد نمود، لکن

مسئله ای که در اینجا مطرح است این است که حال بد بوجود

آمده باید تاریخ مصرف داشته باشد و این حال بد، نباید مدت

زمان طولانی در وجود فرد، جا خوش نماید.

لذا بلافاصله باید تاریخ مصرفی برای حال بد مشخص نموده

و خود را مقید نمائید که بعد از آن تاریخ، دیگر حال بدی

وجود نداشته باشد.

اگر بتوانید این تاریخ مصرف را بصورت جدی برای خود

مشخص نمائید، دیگر هیچ حال بد و اتفاق ناگواری نخواهد

توانست مدت زمان طولانی، زندگی شما را مخصوصاً در

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که نیازمند آرامش و آسایش

هستید را تحت الشعاع قرار دهد.

            

و پس از آن می توانید با شادی، نشاط و سلامتی، زندگی

خود را ادامه دهید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

لذت بردن از فرصت های کوچک در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

لذت بردن از فرصت های کوچک در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

لذت بردن از فرصت های کوچک، شاید برایمان واضح

نبوده و سنگین باشد و معنای آن به خوبی برایمان روشن نباشد.

همانگونه که امروز در اداره یکی از دوستان خوش ذوق،

درخواست نمود که یک بنر جهت ورود یکی از همکاران

که به مأموریت خارج از کشور رفته بود، تهیه نمائیم.

در ابتدا من هم شاید مثل شما، جا خوردم و به خود گفتم،

خیلی از افراد به مسافرت های گوناگون می روند و بر

می گردند و تا کنون سابقه نداشته که غیر از مسافرت های

مذهبی، برای مسافرت های غیر مذهبی و خارج از کشور،

برای کسی برنامه استقبال ورود داشته باشیم.

اما بعد از مدتی که خوب به این مسئله فکر کردم، به این

نکته پی بردم که ما شاید مدتها برای سالگرد فوت،

سالگردهای اتفاقات بد، آمدن یک سری از مناسبت های

مذهبی ناراحت کننده، روز شماری می نمائیم و باز هم

آماده برگزاری آن مراسم و اتفاقات ناگوار می شویم.

پیش خود فکر کردم، چه می شد که به جای اینکه برای

فرصت های بزرگ و ناراحت کننده خود را آماده نمائیم،

چرا خود را برای فرصت های کوچک شادی آور مهیا

و آماده نسازیم.

چرا نباید از این فرصت های کوچک خدادادی، استفاده

لازم را ببریم.

آیا مقاله فرصت ها مثل ابر سریع می گذرند

را مطالعه نموده اید؟       

فرصت های کوچک چیست؟

کلیه فرصت ها و موقعیت های کوچک و بسیار کوچکی که

ما می توانیم به مناسبت آنها، شاد باشیم، خوشحالی کنیم،

جشن و سرور به پا کنیم و ….

شاید برای ما که تا کنون همیشه منتظر فرصت های غول پیکر

و بسیار بزرگ برای تغییر بوده ایم، این مطلب کمی غیر

معمول به نظر آید. لکن تا زمانی که به قول یکی از اساتید

تغییر، تغییر را از مسائل کوچک و از تغییرات کوچک شروع

نکنیم، تغییرات رخ نمی دهد.

پیشنهاد می شود، مقاله تبدیل موانع به فرصت را نیز مطالعه نمائید.

چرا فرصت های کوچک در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مهم است؟

در مدتی که مشغول تحقیق در خصوص مسائل عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) بودم، با موارد متعددی روبرو گردیدم

و از آن جمله می توان به آسایشگاه هفت باغ مهربانی واقع

در زنجان مواجه شدم.

این آسایشگاه، به مناسبت های مختلف، در ایجاد شادی و

نشاط برای گنجینه های نیروی انسانی که در آن جا، اقامت

دارند، سنگ تمام گذاشته و موارد مختلفی را برایشان

ایجاد می نماید.

شاید در زمانی که برف، روی زمین را می پوشاند، ما تنها به

اینکه خودمان را بیشتر بپوشانیم و سعی در خروج کمتر از

منزل بخاطر سرمای بیرون می نمائیم. اما این خدمتگزاران

خوب این آسایشگاه در همان زمان، اقدام به بیرون آوردن این

عزیزان پیشکسوت نموده و از آنان خواستند که یک آدم برفی

درست نمایند.

و خبر جالب اینکه با درست کردن این آدم برفی و گرفتن عکس

و انداختن آن عکس در شبکه های اجتماعی، خانواده یکی از

پدربزرگ ها، که بیش از یک سال بود از ایشان خبری نداشتند

و بارها به دنبال او بودند، با دیدن عکس آنها در رسانه های

اجتماعی، ایشان را شناخته و به سراغ ایشان می روند و قبل

از عید موفق می شوند که ایشان را به آغوش پر مهر

خانواده برگردانند.

حال اگر این ذوق و سلیقه در ذهن گردانندگان این آسایشگاه

نبود، هنوز این پدربزرگ در میان باقی پدربزرگ ها مشغول

به گذران زندگی بود و از خانواده خویش نیز بی خبر بودند.

پیشنهاد می شود، مقاله زندگی سرشار

از درس است را نیز مطالعه نمائید.

چطوری از فرصت های کوچک در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) استفاده لازم را ببریم؟

بهترین عملکرد، همین عملکردی بود که همکار خوش ذوق و

خوش سلیقه ما در پی آن بود و آن چیزی نبود جز، استفاده از

فرصت های بسیار کوچک و خیلی زودگذر، مثل آماده شدن

برای استقبال از همکارمان که به سفر خارج از کشور رفته بود.

بله در زندگی ما نیز چنین اتفاقاتی بی شمار رخ می دهد.

کافی است که کمی سلیقه و ذوق به خرج داده و این

فرصت ها به خوبی شکار نمائیم.

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که متأسفانه باز تعدادی

از همکاران سابق ما، دوران آماده شدن برای رفتن آن را به

غلط نام گذاری نمودند و هر پیشامد و اتفاقی را در راستای

همان نام گذاری می بینند، باید عینک خود را تعویض نموده

و به جای دیدن اتفاقات برای رفتن، به دیدن اتفاقات برای

ماندن و شاد و با نشاط بودن و سلامتی کامل رفت.

به جای اینکه از لحظات، لحظات مرگباری بسازیم،

بهتر است، آن لحظات را به لحظات زندگی سازی تبدیل

نمائیم که بتوانیم، زندگی خوب و شادی را تجربه نمائیم.

                  

یا به گفته آقای کیم وو چونگ، نویسنده کتاب سنگ فرش

هر خیابان از طلاست، در هر شرایطی، به جای اینکه

مثل بقیه، شمارش معکوس برای تعطیلی کارخانه داشته

باشیم، شمارش معکوس برای راه اندازی مجدد کارخانه ها

را در برنامه خود قرار دهیم.

بنابر این لازم است از هر فرصت کوچکی برای ایجاد

شادی و نشاط استفاده نمائیم

مانند: بیدار شدن هر روز از خواب

دیدن همکاران در هر روز سرکار

آمدن همکاران از مسافرت های داخل و خارج از کشور

دیدن اقوام

مناسبت های تولد، جشن ها، و شادی های اجتماعی،

فردی و گروهی

و ….

در هر صورت، اتفاقات بالا، همه انجام می شود، اما از

این به بعد، نحوه نگاه ما، و استفاده از این اتفاقات در جهت

شاد بودن و با نشاط شدن در محل کار، خانه و مخصوصاً

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) می تواند، زندگی ما را

دچار تحول و تغییر نماید.

       

امیدوارم همه با هم بتوانیم این فرهنگ استفاده از فرصت های

کوچک برای شادی و خوش بودن را اولاً در میان خودمان و

سپس در جامعه نهادینه نمائیم تا حداقل قدمی کوچک در بهتر

نمودن دنیا برای خود و اطرافیان برداشته باشیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

کیف های خود را زمین بگذارید

کیف های خود را زمین بگذارید

کیف های خود را زمین بگذارید، داستانش بر میگردد به

سمیناری که در آن حضور داشتم.

کیف های خود را زمین بگذارید

استاد از افرادی که در سر کلاس بودند، خواست که

کیف های خود را روی دست  بگیرند و در همان حال

نیز به صحبتهای ایشان گوش دهیم.

بعد از مدتی، دستها که تحمل این وزن را نداشت، کم کم خسته

شده و صداها از گوشه و کنار سالن به گوش میرسید و کم کم،

به حدی رسید که همه کیف ها را روی زمین گذاشتند.

آنگاه استاد رو به جمعیت نمود و گفت، شما که تحمل نگه داشتن

یک کیف کوچک را ندارید، چرا اینهمه خاطره های بد و

حفظیات الکی را در داخل ذهن خود نگه داشته اید و ذهن خود

را مشغول کرده و آن را خسته می نمائید؟

پس همین الان این کیف ها را زمین بگذارید.

           

سپس با بیان خاطره ای از یکی از دوستان خود پرداخت و گفت

که به یکی از دوستانش که همیشه یک کیف همراه خود داشته

بود، گفت که داخل این کیف چیست، و شخص مورد نظر پاسخ

داد که وسایل مورد نیازش داخل آن کیف قرار دارد.

اما کنجکاوی اجازه نداد که آن شخص را همانجا به حال خود

رها کرده و از او خواسته شد که وسائلش را  نیز نشان دهد.

بعد از خالی کردن کیف، ناگاه، آن شخص چشمش به یک

سررسید مربوط به سه سال قبلش افتاد و کاملاً متعجب شد.

و اعتراف کرد که خبر از این سررسید نداشته و نمیداند که

چرا در طول این مدت آن را به همراه داشته است.

سپس استاد با بیان اینکه بسیاری از اطلاعات هست که ما

همراهمان داریم، لکن هیچ استفاده ای از آن نمی کنیم و تنها

حمل کننده آن اطلاعات هستیم، از ما خواست که در نگه داری

این اطلاعات تجدید نظر نمائیم.

آنگاه من به دنبال این مطلب بودم که اگر ما بتوانیم در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) بسیاری از خاطرات ناخشنود و بیهوده

و نیز حفظیاتی که به هیچ دردی از ما نمیخورد را کنار بگذاریم،

تا چه میزان می توانیم این حافظه گرانقیمت را آزاد نموده و از

این حافظه در جهت ایجاد ایده و انگیزه برای ادامه زندگی خود،

با شادی و نشاط استفاده نمائیم.

پیشنهاد می شود مقاله

زندگی جویبار خاطره هاست

را مطالعه فرمائید            

کیف به چه معنائی است؟

کیف هائی که در این مقاله به آن اشاره میشود، نه آن کیف هائی

که ما وسائل داخل آن قرار میدهیم، بلکه کیف هائی از وسائل

بیهوده و تاریخ مصرف گذشته و نیز وسائلی است که مثل

سلاح، اگر همراهمان باشد، نه تنها باعث سنگین شدن کیف

ما می شود، بلکه مسئولیت بسیار سنگینی نیز به همراه دارد.

 

وسائل بیهوده و تاریخ مصرف گذشته، خاطرات بد و بیهوده ای

است که مرتب ما در گذشته ناامیدکننده و مأیوس کننده نگه

می دارد. و ما باید هر چه سریعتر از شر این وسائل بیهوده و

تاریخ گذشته که تنها برای ما بار اضافه به همراه دارد و باعث

خسته شدن ذهن و روح ما می شود، خلاص شده و برای وسائل

دیگر مورد نیاز و نیز ایجاد ایده و انگیزه لازم ، فضا را باز

نمائیم.

پیشنهاد می شود  مقاله

متمرکز شدن بر روی دردها را مطالعه فرمائید.     

چرا باید کیف ها را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) به

زمین بگذاریم؟

             

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که عده ای تنها به مرور

خاطرات گذشته منفی می پردازند، اگر ما نتوانیم این خاطرات

دست و پا گیر و خسته کننده ذهن و روح را به کناری بگذاریم

و از دست آنها خلاص نشویم، جائی در ذهن برای بیادآوری

خاطرات خوب و لذت بخش و نیز ایجاد ایده و انگیزه برای

ادامه زندگی وجود ندارد.

به همین خاطر است که اکثر

عزیزان گنجینه نیروی انسانی، که متأسفانه همیشه با عینک

قرمز به وقایع گذشته و خاطرات خود می نگرند، در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) با بیماریهای مختلف دست و پنجه

نرم می نمایند و هر گونه کمک و درخواستی را جهت یاری

رساندن به آن ها به جهت اینکه فضائی برای دیدن نیت های

خوب دیگر عزیزانی که برای آنها خیر و صلاح می خواهند

ندارند، این درخواستها را نیز رد می نمایند.

چطوری کیف ها را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

زمین بگذاریم؟

          

تنها کافی است که در مرحله اول، اجازه فعالیت به خاطرات

خوب گذشته بدهیم و اگر بتوانیم خاطرات خوب را به یاد آوریم

و سراغ خاطرات منفی و بد گذشته نرویم، کم کم، آن ها به

دست فراموشی سپرده خواهند شد و از داخل کیف های ما

خارج خواهند شد.

و در مرحله بعدی به محض خالی شدن ذهن و امکان فعالیت

جدید ذهن، با ایجاد سئوال های انگیزشی، سعی در بهبود

عملکرد خود و عملکرد ذهن نمائیم.

این سئوالات انگیزشی همیشه با چطور یا چگونه ساخته می شوند

و مشخص است که در زمانی که به این سئوالات پاسخ داده شود،

وضعیت و ذهن ما دچار تغییر می شود.

سئوالات باید به گونه ای باشد که از چرا استفاده نشود.

در صورتی که پاسخ آن مشخص شد، آن پاسخ بتواند در زندگی

و وضعیت ما و در جامعه تغییراتی مثبت ایجاد نماید.

و در مرحله نهائی، از ورود اطلاعات اضافه(بیهوده، تاریخ

مصرف گذشته، و الکی) به داخل ذهن خودداری نمائیم تا

ذهن بتواند، به ایجاد ایده و انگیزه جهت شادابی و نشاط

زندگی بپردازد.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود هدیه نمائید.

قدر داشته ها را بدانیم

قدر داشته ها را بدانیم

تا کنون شده که مشکلی برایمان بوجود بیاید و ندانیم که چطوری

میتوان آن مشکل را حل نمود، و ناخودآگاه، سریعاً ذهن به سمت این

می رود که من توانائی ندارم، من نمی توانم، نمی شود، نمی گذارند

و انواع و اقسام این بهانه ها؟؟؟؟

خالی از لطف نیست که گزارش بازدیدی که اینجانب به اتفاق، پرسنل

مجموعه گنجینه نیروی انسانی، از مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر داشتیم،

را مطالعه فرمائید.

    

پیشنهاد می شود مقاله روزه کلامی در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را مطالعه فرمائید

گزارش بازدید از مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر

              

قصه از آنجا آغاز شد که با هماهنگی با یکی از همکاران، بازدیدی

از مجتمع آموزشی نیکوکاری رعد الغدیر داشتم. در آنجا با افرادی

مواجه شدم که فعل نتوانستن را به توانستن، فعل نخواستن را به

خواستن، فعل نمی گذارند، را به انجام می دهم تعبیر نمودند.

شاید شما نیز با افرادی آشنا شده باشید که جامعه آنها را به اشتباه،

افراد معلول، اما به قول خودشان، افراد توان یاب خطاب می نمایند،

و توانائی جسمی و حرکتی نداشته باشند، و شاید هم برای این افراد

دلتان سوخته و به درد آمده باشد.

              

اما لازم است به آگاهی شما برسانم، در مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر،

شاید افراد، کمی در توانائی جسمی و حرکتی خود، دچار نقص باشند،

اما ایمان و توکلی که به خدا و خودشان دارند، باعث شده است که تمام

موانع موجود بر سر راه را کنار زده و همچون یک فرد عادی، در زندگی

کار و تلاش نمایند و حتی بعضی از این عزیزان، از محل اشتغال خود،

منبع درآمدی برای خانواده خود می باشند.

         

این مقاله در پاسخ به تعدادی ازعزیزان پیشکسوت(بازنشسته) هست

که همیشه دم از ویژگی های خاص این دوران! و کم شدن توان جسمانی و

نبود امکانات و نشدن کارها حکایت دارند.

در مؤسسه مذکور، این عزیزان توان یاب با کوشش و تلاش خود ثابت

کردند که در صورتی که بخواهیم، هر کاری شدنی است.

پیشنهاد می شود، مقاله فعال بودن در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را مطالعه فرمائید.

مصاحبه های انجام شده با مسئولین مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر:

در مصاحبه ای که با آقای مهندس سلطانزاده، مدیر عامل مؤسسه

نیکوکاری رعد الغدیر برگزار شد، ایشان به تشریح موارد و موانعی که

بر سر راه داشتند پرداختند و اینکه در حال حاضر با آموزش بیش

از 25000 نفر از عزیزان توان یاب توانسته اند، برای حداقل تا کنون

700 تا 800 نفر از این عزیزان را که آمارشان در مؤسسه موجود

می باشد اشتغال ایجاد نمایند. البته تعدادی دیگر نیز وجود دارند که شاید

در منزل به خود اشتغالی مشغول می باشند که آمارشان در مؤسسه موجود

نمی باشد.

              

ایشان اعلام داشتند که چه مسائلی بر سر راه خود داشتند و به چه صورتی

توانسته اند این مسائل را یکی یکی حل نموده و به هدف خود که همان

توانمند سازی کلیه عزیزان توان یاب است، نزدیک گردند.

سپس سرکار خانم فراهانی مدیر روابط عمومی این مجموعه سراسر

تلاش و کوشش، که خود نیز از آموزش دیدگان این مرکز بودند، شروع

به معرفی کل مؤسسه و اقدامات انجام شده توسط این قشر نیکوکار نمودند.

           

هر چه بیشتر از معرفی این مؤسسه می گذشت، گروه بازدید کننده، با

تعجب بیشتر و تحسین بیشتری موارد را پیگیری می نمودند.

کافی است، خود نیز بازدیدی از این مؤسسه داشته باشید، تا بر تک تک

کلمات این مقاله، مهر تأئید بگذارید.

قدر داشته ها، و کارآفرینی و اشتغال:

آیا عزیزان پیشکوست(بازنشسته) هم می توانند برای خود کارآفرینی و

اشتغال ایجاد نمایند؟

این سئوالی است که تعدادی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) بارها و

بارها، از نگارنده پرسیدند، و می گفتند که شما کار ایجاد نمائید و آنگاه،

ما مثل سابق بر سر آن کار رفته و باقی عمر خود را نیز در آنجا به فعالیت

می پردازیم.

                       

وقتی که این بزرگواران توان یاب، با داشتن نواقصی در بدن خود، و با

تلاش و کوشش و توکل و امید به خدا و اتکا به نیروی خود، توانسته اند

راههای دشوار و ناهموار ترقی و پیشرفت را طی نمایند، چرا عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) که هر کدام حداقل تجربه ای 30 ساله در خدمت

به میهن و کشور خود در کارنامه خود دارند، نتوانند از پتانسیل های

موجود در بدنه خود و دیگر همراهان و همکاران خود استفاده نمایند.

–        آموزش در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی):

چیزی که برای من خیلی باعث تعجب و حیرت گردید، این بود که اکثر

عزیزانی که در آنجا مشغول تدریس بودند و همچنین افراد شاغل در این

مؤسسه، اکثراً از خود عزیزان توان یاب بودند که پس از آموزش های

لازم، خود مسئول تدریس و گرداندن این مؤسسه شده بودند. و چه خوب

نیز این وظیفه را انجام می دادند، چون خود نیز از موانع و مسائل و

مشکلات سر راه، به خوبی آگاه بودند.

              

در همانجا، به این فکر بودم، اگر این عزیزانی که چنین با شور و شوق،

توانسته بودند موانع بسیار مشکل و سخت را از سر راه بردارند و این

مسیر ناهموار را هم برای خود و هم برای دیگر هموطنان مشابه نیز

هموار سازند، چرا گنجینه های نیروی انسانی که خود دارای تخصص های

فراوان در طول خدمت خود بوده اند، نتوانند، به کمک هم کاران و

همسالان خود رفته و این مسیر را برای خود و دیگر عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) هموار نمایند؟

                

آیا براستی امکان آموزش عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) به دیگر

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) وجود ندارد؟

مسلم است که جواب مثبت است، فقط باید یک همت و یک نهضت عمومی

آغاز گردد و عزیزانی شروع به شکستن مرزهای نتوانستن و نخواستن

در این قشر بسیار محبوب و عزیز گردند. همانگونه که مؤسسه نیکوکاری

رعد الغدیر، خواسته و توانسته است، با دست خالی، اهداف بزرگی را نشانه

رفته و اکثر آنها را به ثمر رسانده است.

–        اشتغال:

مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر که توانسته است تا کنون بیش

از 25000 هزار توان بخش را از سال 80 و با حداقل امکانات

آموزش دهد، توانسته است در بخش اشتغال کارهای بسیار انجام دهد

و هم اکنون حداقل 700 نفر تحت نظر این مؤسسه مشغول به کار

می باشند که در کارهای تولیدی، خیاطی، خطاطی، منبت کاری، نقاشی

و مرکز پیام و .. فعالیت می نمایند.

این باعث افتخار است که چنین انسانهای خیری، جهت کمک به دیگران و

هم نوعان خود، کمر همت را بسته و علاوه بر اشتغال این عزیزان، نیز

درخواست همکاری و ارائه خدمات به دیگر افراد جامعه را نمودند، زیرا

بر اساس آمارهای موجود، از هر 10 خانواده، یک خانواده از افراد

توان یاب در خانواده خود نگهداری می نمایند و این مؤسسه درخواست

ارائه خدمات به این افراد را  نیز داشتند.

                  

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) نیز می توانند با تکمیل فرمهای مربوطه در

همین سایت، و ارائه علائق، سلائق و مهارت های خود، نسبت به کمک به

خود و دیگر همکاران و گنجینه های نیروی انسانی اقدام شایسته مبذول دارند.

حال باید چکار انجام داد؟

زمانی که عزیزان مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر با حداقل امکانات در

سال 80 با دو اطاق شروع به کار نمود و هم اکنون بعنوان یک مؤسسه

مردم نهاد پروانه فعالیت دارد، و در بعضی از شهرها نیز مراکزی مشابه

ایجاد نموده و توانسته اند این موارد را در شهرهای مختلف نیز توسعه

دهند. توانسته اند، دیگر عزیزان نیز که مشکلات جسمی و حرکتی

کمتری دارند نیز می توانند.

            

حال که این مؤسسه پرتلاش و فداکار توانسته است، کانونها و

صندوق های بازنشستگی نیز می توانند این مسیر را طی نمایند، زیرا

این عزیزان محدودیت های حرکتی جسمی داشتند و توانستند این

محدودیت ها را رفع نمایند، اما اکثر عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)

محدودیت های ذهنی برای خودشان متصور می باشند نه محدودیت های

حرکتی، زیرا با انجام ندادن حرکت، آن حرکت برایمان دشوار می شود،

تا زمانی که نخواهیم این محدودیت های ذهنی را از پیش روی خود

برداریم، نخواهیم توانست محدودیت های جسمی خود را رفع نمائیم.

پس امید است، با یک نهضت خواستن و توانستن در قشر محبوب

پیشکسوت(بازنشسته)، یک حرکت بزرگ و یک موج بسیار عظیم

ایجاد نمود و دست در دست یکدیگر، توان و نیروی بازرفته را بازیابیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود پیشنهاد می شود،

 آن را به عزیزان خود هدیه نمائید.

طول عمر انسان چقدر است؟

طول عمر انسان چقدر است؟

شما فکر می کنید طول عمر انسان تا چه میزان است؟

آیا شما نیز فکر می کنید که با پیشکسوت(بازنشسته)

شدن بلافاصله طول عمرتان پایان می پذیرد؟

و هزاران سئوال دیگر

ما در این مقاله بر آنیم که به سئوال فوق و بسیاری از

سئوالات دیگر که در ذهن شما جای گرفته، تا حد امکان و

بر اساس داده های موجود، مورد بحث و بررسی قرار دهیم.

 پیشنهاد می شود مقاله سطح انرژی در دوران

پیشکسوتی را مطالعه فرمائید.              

طول عمر انسان چه میزان است؟

روز گذشته با یکی از همکارن بازنشسته که ملاقات داشتم،

ایشان بسیار گرفته و افسرده بودند و زمانی که علت را

جویا شدم، مانند بسیاری دیگر از عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) صحبت از پایان عمر خود مینمود و اینکه دیگر

به پایان خط رسیده و در حال حاضر شدن برای رفتن از

این دیار فانی هستند.

اینها همه در حال بود که زمانی که از ایشان میزان سن

را پرسیدم در کمال ناباوری، به من عدد 66 سال را اعلام

داشتند.

و طوری این جملات را بیان می نمود که من باور کردم

ایشان از نزد خداوند متعال آمده اند و ایشان زمان رفتن

را برایشان تشریح نموده اند.

آیا براستی چنین است؟

آیا براستی سن 66 سال یعنی رسیدن به پایان عمر حاضر.

چرا، عزیزان گنجینه نیروی انسانی، چنین اعداد برایشان بزرگ

می نماید.

 پیشنهاد می شود مقاله نقطه سر خط را نیز

مطالعه فرمائید          

متوسط طول عمر انسان یا امید به زندگی در حال

حاضر چه میزان است؟

بر اساس تحقیقاتی که در سال 1395انجام گرفته است،

امید به زندگی برای مردان 75 سال و برای خانم ها 78 سال

می باشد.

اگر همین اعداد را نیز باور داشته باشیم، از سن این

دوست عزیزمان تا 75 سالگی، حداقل 9 سال دیگر

باقیمانده است.

باز هم اگر فرض را بر این قرار دهیم که ایشان از جانب

خدای متعال، دستور رفتن خود را دریافت داشته اند و به

فرض دیگر در سن 75 سالگی این جهان را وداع خواهند

نمود، دو راه در پیش رو دارند:

  1. اینکه مانند اکنون، زانوی غم بغل گرفته و با افسردگی و
    ناراحتی، فقط ثانیه ها را شمرده و منتظر زمان رفتن
    باشند.
    البته خود میدانید که زمانی که نمیخواهید زمان بگذرد،
    زمان خیلی سریعتر از آنچه در فکر شماست، به پیشروی
    خود ادامه میدهد. 
  2. اینکه برای همین زمان باقیمانده حداقل 9 سال خود،
    برنامه ریزی داشته باشد و برای تک تک لحظات و
    ثانیه های آن، برنامه خاص شادی و نشاط را برای خود
    و خانواده خود رقم بزند. بر اساس برخی از تحقیقات
    جدید، ثابت شده است که امید به زندگی تا سال 1400
    بخاطر پیشرفت های تکنولوژی و استفاده بهینه تر از
    منابع و امکانات، به 200 سال میرسد.البته شاید بعضی
    از دوستان بر من خرده بگیرند و این رقم را بسیار بالا
    بدانند، لکن نگارنده زمانی که متوجه این موضوع گردید. اینها انتخاب های شما، تا بدین جا می باشد. اما :
    زیرا که این زمان به هر صورت در حال گذران است،
    پس چه خوب است که به جای اینکه منتظر زمان رفتن
    باشیم، به فکر استفاده از زمان های فعلی باشیم. 

پیشنهاد می شود مقاله قدر داشته هایمان را بدانیم
را بدانید                

تحقیقات در خصوص طول عمر انسان در اطراف خود:

ابتدا به سراغ افرادی رفتم که سن 80 سالگی را گذرانده اند.
که مثل زمانی که شما به دنبال یک ماشین هستید، مانند آن
ماشین در خیابانها به فور یافت می شود، این بار نیز چنین
شد و سیل عظیم افراد بالای 80 سال جلوی راه قرار گرفتند
و با خود محاسبه نمودم که اگر بخواهم راز ماندگاری این
افراد را بیابم، سالها باید با آن ها مصاحبه نمایم.

لذا به دنبال افراد بالا 90 سال رفتم، و باز هم مانند سری
قبل، البته نه در حد آن، با تعداد زیادی از افراد در این سن
نیز مواجه شدم.

لذا باز درجه انتخاب خود را 10 سال دیگر افزایش داده
و به سراغ افراد 100 ساله رفتم و با آنان مصاحبه نمودم،
افرادی که در همین شهر و همین دوره زندگی می کنند
و با همین اوضاع اقتصادی و معیشتی و هزاران هزار
بهانه و توجیه که دیگر عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)
برای پائین افتادن انرژی خود بیان می نمایند، مشغول
زندگی خود، البته با شادی، نشاط و سلامتی کامل هستند.

سپس سرمست از این همه بررسی، مجدداً درجه را 10 سال
دیگر نیز بالا برده و با افراد 110 ساله مصاحبه نمودم.

البته لازم به ذکر می باشد که تعداد این افراد، شاید نسبت
به سایر سنین کمتر باشد، اما باز هم این افراد وجود دارند
و باز هم در همین دوره و با همین امکانات و همین اقتصاد
مشغول زندگی هستند.


پدر 110 ساله ای که با ایشان صحبت نمودم، یک شکارچی
قهار بود، که بدنبال گرفتن مجوز شکار بود تا بلکه باز بتواند،
مانند سابق، شکار خود را دنبال نماید.

سپس در سال 1395 در آمارگیری نفوس و مسکن دولت،
با فردی 135 ساله در کردستان مواجه شدم که باز هم با
شادی و نشاط زندگی را می گذراند.


حالا من از شما سئوال مینمایم، آیا باز سن 66 سال، با
توجه به مثالهای واقعی فوق، باز هم عدد زیادی است؟

پیشنهاد می شود مقاله یادآوری خاطرات بد را

مطالعه فرمائید

چرا دانستن میزان طول عمر برای پیشکسوتان

(بازنشستگان) مهم است؟

همه مسلماً جواب سئوال بند قبل را منفی می دانند
زیرا با وجود چنین افرادی، دیگردم زدن از رفتن در سنین
پائین، بسیار قابل توجه و کسل کننده است.

البته هر فردی می تواند این ادعا را بنماید، حتی با جوانی

30 ساله مواجه شدم که خود را فردی 170 ساله میدانست
و قصد داشت که در همان شب، خود را به انتهای عمر
خود نزدیک نماید. لکن با صحبتهای نگارنده، و کمی توجه
به داشته هایش، از این امر منصرف گردید.

چرا بعضی از افراد دوست دارند که خود را تمام شده بدانند؟

با بررسی که انجام شد، نگارنده به این نتیجه رسید که این
افراد، از قبول مسئولیت زندگی خود طفره می روند و
نمی خواهند مسئولیت کامل زندگی خود را به دوش
بگیرند و دیگر تمایلی به تغییر شرایط روحی و جسمی
خود ندارند.

و مدام در پاسخ به سئوالات، از تمام شدن عمر خود
می گویند.

و اینها همه در حالی است که باز با توجه به تحقیقات
انجام شده، تمام اعضاء و جوارح انسان برای سنین سه
رقمی تعبیه و آماده شده اند، مگر اینکه خود این طول
عمر را نخواهید.


دقیقاً مثل خودروئی است که سازنده آن را برای حداقل
5 سال تضمین می نمایند و حداقل 30 سال می تواند
در خیابانها، تردد نماید، اما باز هم این انتخاب شماست
که این خودرو را در همان سال اول، به دره انداخته و آن
را از سود رساندن به خود، باز دارید.

چطوری میتوان طول عمر را افزایش داد؟

حالا با توجه به مطالب بالا، چطوری میتوان طول عمر را
افزایش داد.

در درجه اول: قبول مسئولیت زندگی توسط خود فرد.
مشخص است، فرد خواب رفته را میتوان بیدار نمود،
اما فردی که خود را به خواب زده است را نمی توان
بیدار نمود.

در مرحله دوم، امید به خدا و توکل به ذات احدیت،
و استعانت از او برای تغییر در سبک زندگی خود برای
رسیدن به شادی و نشاط و سلامتی در طول عمر خود.

در مراحل بعدی، خنده، اشتغال، سرمایه گذاری و دیگر
مطالبی که می توانید در کتاب الهی پیرشی آن مطالب
را مطالعه و به مرحله اجرا درآورید.



امید که این مطالب مورد استفاده واقع گردد و هیچ
فرد پیشکسوت(بازنشسته) دیگر برای خود و زمان رفتن
خود، تعیین تکلیف ننماید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،
آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

شکرگزاری و سپاسگزاری در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

شکرگزاری و سپاسگزاری در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

با یکی از عزیزان پیشکسوت که به گفتگو مشغول بودم، او اکثر

صحبتهایش در خصوص مسائل و مشکلات دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) بود و بیان می نمود که هنوز به این دوران

نرسیدی که ببینی که چقدر مسائل ریز و درست سر راهت قرار

میگیرد که دیگر حتی نمی توانی به خودت فکر کنی، چه برسد

به اینکه به فکر دیگران و گره گشائی از کار آنان و ورزش و

تفریح باشی.

شاید شما خواننده محترم نیز به مانند این عزیز، چنین افکاری

داشته باشید؟

آیا براستی هیچ چیزی در دوران پیشکسوتی (بازنشستگی) وجود

ندارد که بتوان برای آن شکرگزاری و سپاسگزاری نمود؟

آیا مسائل و مشکلات بوجود آمده در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) اجازه فکر کردن به خودمان را نمی دهد؟

و هزاران سئوال دیگر، که در هنگام گفتگو با آن پیشکسوت

(بازنشسته) در ذهن من جای گرفته بود، و می خواستم که جواب

آنها را دریابم.

در این مقاله بر آنم که پاسخ این سوالات و شکرگزاری و

سپاسگزاری در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را مورد بررسی

قرار دهیم.

سپاسگزاری چیست؟

سپاسگزاری در لغت، به معنای شکرگزاری؛ تشکر است.

و همچنین در آیه 7 سوره ابراهیم قرآن كريم مي‌فرمايد :

لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ

اگر شكرگزار باشيد نعمت را بر شما مي افزاييم و

اگر كفران كنيد عذاب من دردناك است .

از تقابل دو واژه‌ي «شكر» و «كفر» در اين آيه مي‌توان معناي

شكر را برداشت نمود. كفر به معني پوشاندن است و كافر كسي

است كه حقيقتي هويدا و واقعيتي آشكار را انكار مي‌كند .پس

معناي شكر – كه مقابل كفر است – عبارت خواهد بود از:

اظهار ، آشكار كردن و كتمان ننمودن . و شكر نعمت در واقع

همان اظهار نعمت است .

چرا باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) شکرگزار و

سپاسگزار باشیم؟

طی تحقیقاتی که بر روی کسانی که تحت عمل قلب قرارگرفته اند،

انجام گرفت، مشخص شد افرادی که سپاس گزاری را به عنوان

یک فریضه دینی انجام می دادند، تا حدود یک سال بعد از عمل

بسیار کمتر از دیگر افراد دچار درد و مشکلات ناشی از پیوند

شدند و احساس خیلی بهتری نیز داشتند.

همچنین در تحقیق دیگری که دردانشگاه کنتاکی آمریکا انجام شد،

مشخص شد که اکثر افراد هشتاد سال به بالا که از شادابی و

سرزندگی بسیار خوبی برخوردارند و ظاهر جوانتری نسبت به

همسالان خود دارند ،افرادی شکرگزار و سپاسگزار بوده اند.

این تحقیقات نشان داده است که تشکر کردن، شادی و عواطف

مثبتی که در پی آن احساس می شود، می تواند تا ۷ سال بر

طول عمر فرد بیفزاید

اما اگر بدانیم که افراد سپاسگزار بیش از سایرین شاد؛ سرزنده،

خوشبین و امیدوار هستند و از رضایت فردی بیشتری در زندگی

برخوردارند شاید کمتر به دلیل تراشی و توجیه سپاسگزاری ها

بپردازیم

همچنین در این تحقیقات مشخص شده است که سپاسگزاری در

تعدیل تأ ثیرات ناشی از هیجانات منفی مثل حس رنجش، کینه،

انتقام، حرص و طمع بسیار موثر است و با ایجاد پایداری و

مقاومت در موانع و مشکلات نقش حمایت کننده دارد، زیرا

عواطف مثبت را درشخص بالا می برد.

برای چه چیزهائی باید شکرگزار و سپاسگزار باشیم؟

براستی چیزی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) وجود ندارد

که بابت آن بخواهیم سپاسگزار و شکرگزار باشیم؟

زمانی که به دور و بر خودمان بنگریم، و سری به آمار بزنیم،

خواهیم دید که خیلی چیزهائی که الان داریم و خودمان نمی بینیم،

مورد درخواست خیلی از افراد دیگر است.

ما در حال حاضر، مالک خیلی از دارائیهائی هستیم که تعداد بسیار

زیادی، فاقد آن دارائی هستند و درجهت کسب آن دارائی، حاضر

هستند که فعالیت های بسیار زیادی داشته باشند و مبالغ فراوانی

نیز هزینه نمایند.

از آن جمله می توان به حس بینائی اشاره داشت، که بسیاری از

عزیزانی که هم اکنون از نعمت بینائی برخوردار نیستند و

بی نهایت از عدم وجود بینائی رنج می برند، حاضر هستند که

مبالغ بالائی برای بدست آوردن آن هزینه نمایند.

حس شنوائی یکی دیگر از آن نعماتی است که ما داریم و چون

براحتی برای ما کار می کند، از آن بی بهره هستیم، که در بعضی

از گنجینه های نیروی انسانی، با ازدیاد سن، این حس، کم کم از

دست می رود و آنگاه به سمعک و دیگر تجهیزات برای شنیدن،

آن فعالیتی که در طول عمر، هیچگاه به آن فکر نمی کردند،

متوسل می گردند.

و هر یک از حس های شش گانه که داریم، نیز به همین شکل

می باشد و در خصوص هر یک می توان ساعتها مطلب نوشت

و گفت.

نعمت هائی که در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) فقط به دلیل

رسیدن به این دوران، وجود دارد که می توان برای آن سپاسگزار

و شکر گزار بود، از قرار ذیل می باشد:

  • تجربه که به علت سالیان سال، کار و تلاش در ادارات و
  • سازمان ها و محل های کار، کسب نمودیم و این تجربه را
  • خیلی از افرادی که حتی با مدارج بالا تحصیل نموده اند،
  • فاقد آن می باشند.
  •  
  • تخصصی که به علت، گذراندن سالیان سال، کار در محل کار،
  • بدست آوردید، و بسیاری از افراد حاضر هستند برای استفاده از
  • این تخصص، بهای بالائی را بپردازند.
  •  
  • خیلی از عزیزان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)، نوه هائی
  • دارند که زندگی را برای آنان شاد و با نشاط می نماید و هیچ
  • یک حاضر نیستند، این لذت را با چیزی عوض نمایند.
  •  
  • دوستان خوبی که در دوران اشتغال، تمام امتحانات ممکن را
  • از سر گذرانده و هم اکنون، می توان به آنها اعتماد داشت و
  • لحظات خوب و با نشاطی را برای خود فراهم نمود.
  •  
  • رسیدن به این سن، زیرا بسیارند، کسانی که هنوز به سن
  • پیشکسوتی(بازنشستگی) نرسیده، چوب خطشان پر شده، و
  • از دار دنیا، می روند.
  •  

و … خیلی از مسائل دیگر که اگر بخواهیم، می توانیم، باز هم

ساعتها بنویسیم، فقط کافی است که به خودمان و داشته هایمان

درست بنگریم.

چطوری باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) شکرگزار

باشیم؟

در ابتدا لازم است که به داشته هایمان نگاه جدیدی داشته باشیم و

به آنها طوری که نگاه کنیم که شاید تا لحظات دیگر، آن را از

دست می دهید. چطوری از آن سپاسگزاری و شکرگزاری

می نمائید؟

سپس حال شکرگزاری را در خود بوجود بیاورید

و با خلوص نیت از خدای مهربان شکرگزاری نمائید.

بجای غصه بابت نداشته ها، بخاطر داشته ها، شکر گزار باشید

و بدانید، نداشته ها و داشته ها، در کنار هم زیباست.

سعی نمائید که بصورت احساسی به هر چیزی نگاه نموده و

موارد سپاسگزاری و شکر گزاری را در آن یافته و شروع

به سپاسگزاری نمائید.

یک دفتر شکر گزاری داشته باشید. هر روز پنج چیز جدیدی

که از آنها شکرگزار بودید را در دفتر یادداشت کنید. شاید در

ابتدا راحت باشد، اما رفته رفته می بینید که باید بیشتر به

اطراف دقت کنید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود، آن را به دیگر عزیزان

نیز هدیه نمائید.

شادی با لذت تندرستی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

شادی با لذت تندرستی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

شادی با لذت تندرستی چیزی است که بسیاری از ما و عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) به آن نیاز داریم.

امروز روز آخر ماه مبارک رمضان است، و فردا عید سعید فطر

است و همگان شاد و شادمان از یک ماه روزه داری و اطاعت

خداوند متعال هستند. با خود گفتم چه خوب است که شادی را

همراه با تندرستی داشته باشیم و از هر دو لذت ببریم.

بنابر این در این مقاله بر روی داشتن شادی، با لذت تندرستی

پرداخته و آن را مورد بحث و بررسی قرار می دهیم.

لذت تندرستی چیست؟

لذت تندرستی یعنی لذت بردن از سالم بودن و احساس سلامتی

کردن. آنچه می خورید، اِسترس (اضطراب)، خواب، سیگار

کشیدن، مشروبات الکلی و مواد مخدر از عواملی هستند که

بر تندرستی شما تاثیر می گذارند.

تندرستی شما به رضایت از خود، خوش بودن شما با اطرافیان

و اینکه احساس کنید زندگی تان دارای ارزش و مفهوم است،

بستگی دارد.

آیا تا کنون مقاله سطح انرژی در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را مطالعه نموده اید؟

چرا لذت تندرستی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) برای

ما مهم است؟

تندرستی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از آن جهت مهم

است که در این دوران بر خلاف عقیده بسیاری از گنجینه های

نیروی انسانی، کارهای بسیاری برای انجام دادن وجود دارد

و اطرافیان و از جمله خانواده نیاز دارند که از وجود سراپا

تجربه عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) استفاده نموده و از تخصص

و مهارت هایش در کارهای روزانه و حل مسائل استفاده نمایند.

حال اگر این فرد(پیشکسوت(بازنشسته)) با قبول بیماری

افسردگی، بیماری های دیگر را با آغوش باز پذیرفته باشد و

بدن خود را در معرض هجوم بیماری ها قرار داده باشد، مطمئناً

اطرافیان بجای اینکه از وجود گهربارشان استفاده لازم را ببرند،

مدام باید به فکر تعویض پزشکان و بیمارستان های مختلف باشند

تا بتوانند راه چاره ای برای رفع این بیماری ها که با آغوش باز

از طرف فرد بیمار به سمتش هجوم برده اند، چاره ای بیندیشند.

اما اگر فرد پیشکسوت(بازنشسته) خود مراقب وضعیت جسمانی

و روحی خود باشد و با انجام راه کارهای ذکر شده در کتاب

“الهی پیر شی” و نیز راه کارهای اجرائی دیگر، از جسم و روح

خود به خوبی محافظت نموده باشد و در این دوران، تندرست،

شاداب و نیرومند باشد، علاوه بر اینکه نقطه اتکاء بسیاری از

خانواده خود می باشد، می تواند برای خود نیز لذت شادی، نشاط

همراه با سلامتی را به خوبی تجربه نماید و از نعمت های بیکران

روزگار استفاده نماید.

عزیزان گنجینه نیروی انسانی که در این دوران لذت تندرستی را

به خوبی حس می نمایند، خانواده ای همراه و صمیمی با خود

داشته و لذت بودن در جمع را به اطرافیان خود نیز هدیه

می نمایند.

 پیشنهاد می شود برای اینکه ادامه مقاله برایتان بهتر

درک شود، مقاله مسئولیت زندگی در دوران پیشکسوتی

را مطالعه نمائید.

چگونه می توان لذت تندرستی را همراه با شادی در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را تجربه نمود؟

در اینجا با دو دسته از عزیزان روبرو هستیم. دسته اول،

عزیزانی هستند که در همین دوران نیز لذت تندرستی را

به خوبی درک نموده و هم اکنون نیز از این لذت کاملاً

بهره مند هستند و شما که در حال مطالعه این مقاله می باشید

به خوبی می توانید آن لذت را به همراه حس خوبی که این

پیشکسوتان(بازنشستگان) دارند را درک نمائید.

برای این دسته از عزیزان فقط توصیه می شود که با همین

سبک زندگی و با همین روحیه، ادامه زندگی خود را برای

رسیدن به مرز 120 سالگی که در تحقیقات برای میانگین

عمر در سالهای آینده در نظر گرفته شده است، آماده نمایند.

اما برای دسته دوم از گنجینه های نیروی انسانی که متأسفانه

اکثراً خود را فراموش نموده اند و در حال حاضر با انواع و

اقسام بیماری ها دست و پنجه نرم می نمایند، توصیه های

ذیل مطرح می گردد:

مهمترین مسئله ای که اینجا وجود دارد این است که مسئولیت

کل زندگی و وضعیت خود را قبول نمائیم و بدانیم که چنین

وضعیتی توسط هیچ فرد، یا هیچ گروه و هیچ محیطی به ما

تحمیل نشده است، بلکه این شرایط نتیجه انتخاب های خود

ما می باشد.

مشخص است که در زمانی که دانشجوئی درس نمی خواند،

مسلماً نمی تواند نمره بالا و قبولی در آن درس را انتظار

داشته باشد، به همین شکل است، کسی که سبک زندگی

نامناسب داشته است، نیز نمی تواند انتظار داشته باشد که

در سنین بالا، با مسائل و بیماری های مختلف دست به

گریبان نباشد.

پیشنهاد می شود مقاله کیف های خود را زمین بگذارید.                

راه کارهای استفاده از لذت تندرستی در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی):

پیشنهاد اول این است که بپذیریم که تمام شرایط را، خود ما

انتخاب و به زندگی خود وارد نموده ایم.

بعد از قبول مسئولیت، باید به خودمان تعهد بدهیم که در زمانی

مشخص و واقعی، این شرایط را به بهترین شکل ممکن تغییر

می دهیم.

سپس شروع به تغییر سبک زندگی خود نمائیم. این تغییر سبک

زندگی می تواند:

ورزش: حداقل نیم ساعت در هر روز و  حداقل سه روز

در هفته.

تغذیه مناسب: نسبت به تغذیه و مواد غذائی که استفاده

می نمائیم، مطالعه بیشتر نموده و از استفاده از موادی که

طبیعی نیستند و برای بدن ما مفید نیستند، خودداری نمائیم.

             

جلوگیری از ورود افکار منفی: از ورود افکار منفی به ذهن،

شدیداً خودداری نمائیم، و در هر مسئله و اتفاقی، حتماً به دنبال

موارد مثبت آن و مزایائی که آن اتفاق و مسئله برای ما دارد،

متمرکز شویم.

             

عطوفت با اطرافیان: با اطرافیان خود مهربان باشیم و همه را

به همان صورتی که هستند قبول نمائیم و سعی در عوض

نمودن آنها ننمائیم.

خارج نمودن کینه از ذهن و بدن: کینه ها را کلاً از بدن

خارج نمائیم و اجازه ندهیم، هیچ گونه

کدورت و ناراحتی در وجود ما جا خوش نماید.

لذت بردن از همه چیز: سعی نمائید از کلیه چیزهای اطراف

خود، و محیط پیرامونی، انسان های اطراف، لذت ببرید و

حس خوبی نسبت به همه آنان داشته باشید.

امید است که با انجام موارد بسیار ساده بالا، بتوانید شادی همراه

با لذت تندرستی را به خوبی حس نمائید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

سومین سطح ارتباطات – ارتباط با خدا

سومین سطح ارتباطات – ارتباط با خدا

امروز به سومین سطح از ارتباطات می رسیم و آن ارتباط با خدا می باشد.

کیفیت ارتباط انسان با خودش و

کیفیت ارتباط انسان با محیط

بیانگر کیفیت ارتباط انسان با خداست.

اگر کسی نتوانسته باشد، با خودش ارتباط درست و خوبی

برقرار نماید و نتوانسته باشد، از نعمتهای خدادادی، و نیز

حواس پنج گانه خود، به خوبی استفاده نماید، احتمالاً در

مورد ارتباط با خدا نیز دچار مسائل و مشکلات متعددی

می باشد.

ارتباط با خدا در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

ارتباط با خدا، یعنی اینکه چگونه خدا را در زندگی خود باور

داریم؟

ارتباط با خدا، یعنی اینکه چقدر خدا در زندگی ما نقش دارد، و

رفتارهای ما، چقدر با درخواست های خدا از ما، مطابقت دارد؟

ارتباط با خدا، یعنی اینکه ما چطوری از خدا بابت نعمتهائی که به

ما عطا نموده است، تشکر و قدردانی می نمائیم؟

کافی است که یکی از نعمتهائی که در حال حاضر، بدون

هیچ گونه مسئله ای از آن استفاده می کنیم، کمی مشکل دار و

ناقص بشود، آنگاه متوجه می شویم که آن نعمت که تا کنون

به فور در دسترس ما بوده و ما به راحتی از آن استفاده

می نمودیم، چقدر در زندگی ما نقش دارد. و این خدائی که

تمام این نعمتها را بدون چشم داشت، در اختیار ما قرار داده

است، چقدر ارزش و بها دارد.

و آیا چنین خدائی، که میداند هر چیزی در کجا قرار داشته

باشد، لایق پرستش و لایق ارتباط خوب نیست؟

چرا ارتباط با خدا در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم

است؟

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) اگر ما بخواهیم ارتباط خوبی

با خدا داشته باشیم، باید نحوه ارتباط با خودمان و نحوه ارتباط 

با محیط اطراف بوسیله حواس پنج گانه خود را بهبود بخشیم،

آنگاه، می توانیم ارتباط با خدا را بسیار بهبود بخشیم.

حال ما چگونه با خودمان ارتباط برقرار می کنیم که این بحث

دو مقاله قبل ما بود. و اینکه چگونه ما بوسیله حواس خود، با

محیط خود ارتباط برقرار می کنیم، کیفیت ارتباط ما با خدا را

بیان می نماید.

       

اگر ما بتوانیم در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) ارتباط خوبی با

خدا برقرار نمائیم، مسلماً بر روی آرامش ما تأثیر اصلی را دارد

و نیز در صورتی که آرامش داشته باشیم، استرس از وجود ما

رخت بر می بندد و در صورتی که استرس از وجود ما رخت

بر بندد، افسردگی این منبع اصلی تمام بیماریها، اجازه ورود به

بدن را از دست میدهد و شما می توانید، زندگی شاد و با نشاط و

همراه با سلامتی و شادابی را تجربه نمائید.

اگر ما بتوانیم در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) با خدای مهربان

و متعال، و خالق خود، ارتباط خوبی برقرار نمائیم، آنگاه است که

دیگر نگران بسیاری از مسائل و مشکلات خود نخواهیم بود، و

میدانیم اگر خدای متعال، برای ما اتفاقی را مقدر نموده باشد، آن

اتفاق مطمئناً در زندگی ما نقش مثبت و خوبی را بازی خواهد

نمود.

چطور میتوان ارتباط با خدا را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

بهینه نمود؟

 

همانگونه که در بندهای قبل ذکر شد، برای ارتباط با خدای

مهربان در درجه اول نیاز است که ما ارتباط با خودمان، را

به بهترین شکل ممکن شکل دهیم و پس از اینکه رابطه خوبی

با خودمان برقرار نمودیم، آنگاه باید بوسیله حواس پنج گانه

خود، ارتباط خوب و لذت بخشی را با محیط خود برقرار نمائیم.

در صورتی که هر دو ارتباط قبلی، با موفقیت همراه باشد،

می توان امیدوار بود، که کیفیت ارتباط با خدا نیز به بهترین

شکل ممکن ایجاد گردد و کافی است که این ارتباط با خدا به

صورت خوب و درست، برقرار گردد.

    

آنگاه آرامش کافی که مستلزم، یک زندگی خوب و سالم است،

وارد زندگی ما می شود.

نمونه مثال فوق را می توان، در علمای هر دینی مشاهده نمود،

کسانی که پس از ایجاد ارتباط با خود و ارتباط با محیط،

توانسته اند، رابطه ای خوب با معبود خود و با خدای خود

برقرار نمایند، و مشاهده می نمائید، که بقول معروف، توپ

هم توان تکان دادن آنها را نخواهد داشت، زیرا که آنها به

منبع لایتناهی وصل شده اند که هیچکس یاری رویاروئی

با آن نمی باشد.

شما بارها و بارها مشاهده نموده اید که زمانی که در کودکی،

مشکلی برای شما بوجود آمده است، فوری به مادر یا پدر خود

مراجعه و آنها با علم و آگاهی بیشتری که نسبت به آن مسأله

داشتند، به راحتی آن مسأله را رفع نمودند و شما با افتخار، از

برنده شدن در آن مسأله، اظهار شادی  و نشاط می نمودید.

حال خدائی که دانش و آگاهی او فوق تصور دانش و آگاهی پدر و

مادر است و نیز خالق کل جهان است، مسلماً می تواند، تکیه گاه

بسیار خوب و مناسبی برای ما دردوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

باشد. در زمانی که ما نیاز داریم، کسی غیر از صندوق های

بازنشستگی، ادارات و سازمانها، مسائل و مشکلات ما را حل 

نماید، کسی وجود دارد که تمام راه حل ها، پیش اوست، تنها کافی

است که ارتباط خوبی با او برقرار نمائیم، آنگاه بازخوردهای آن

را به خوبی مشاهده خواهیم نمود.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به عزیزان خود هدیه نمائید.

سطح انرژی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

سطح انرژی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

سطح انرژی در دوران پیشکسوتی را با داستان یک اتفاق در روز

جاری، خدمت شما عزیزان تشریح خواهم نمود.

           

امروز در محل اداره با یکی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) روبرو شدم

که سالیانی بود، موفق به دیدار ایشان نشده بودم، بخاطر همین خیلی خوشحال

شدم که ایشان را ملاقات نمودم، و بعد از احوال پرسی، مشاهده نمودم که

خیلی نسبت به سن مسن تر و پیرتر نشان میداد.

وقتی که علت را جویا شدم، و چند جمله ای از وضع روزگار و وضع کار

و معیشت صحبت نمود، و با بیان اینکه الان بعد از 32 سال کار در اداره،

همچنان حدود 12 سال است که در محل های دیگر، نیز به شغل کارمندی

مشغول است، متوجه پائین بودن انرژی ذهنی ایشان شدم.

به این علت، بر آن شدم که سطح انرژی را در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) مورد بررسی قرار دهم.

پیشنهاد می شود مقاله کیف های خود را زمین بگذارید

را نیز مطالعه فرمائید.              

سطح انرژی چیست؟

سطح انرژی به زبان خیلی ساده، میزان توان و نیروئی است که فرد در

بدن خود ذخیره می نماید و برای انجام کارها و فعالیت ها از آن استفاده

می نماید.

این کارها و فعالیت ها، می تواند کارها و فعالیت های جسمی و فیزیکی باشد

و نیز می تواند کارها و فعالیت های ذهنی باشد.

بقول استاد گرامی، جناب دکتر سلیمی، زمانی که سطح انرژی در بدن پائین

بیاید، بدن بیمار می شود و زمانی که سطح انرژی در مغز پائین بیاید، فرد

دچار افسردگی می شود.

پیشنهاد می گردد، مقاله نقطه سر خط را نیز مطالعه

فرمائید        

چرا بالا بردن سطح انرژی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بسیار

مهم است؟

با توجه به تحقیقات علمی که ارائه گردید، با کم شدن سطح انرژی در بدن،

جسم توانائی دریافت انواع و اقسام ویروس ها و میکروب ها را دارد و در

مقابل بیماری، تقریباً خلع سلاح می شود و بیماری به راحتی در بدن رسوخ

نموده و فرد را دچار ناراحتی و آزار می نماید.

از طرفی چنانچه انرژی مغزی پائین بیاید، افسردگی که منبع اصلی و

حامی تمام عیار، انواع بیماری است، نیز اظهار وجود نموده و سرو کله اش

در زندگی که قرار بود، با شادی و نشاط و سلامتی همراه باشد، پیدا شده و

خود نمائی های خاص خود را به نمایش می گذارد.

زمانی که انرژی مغز پائین می آید:

  • ضعف ها و بدی ها بیشتر دیده می شود
  • حسادت و کینه بیشتر می شود
  • عصبانیت و خشم بیشتر می شود
  • سکون و تنبلی بیشتر می شود.
  • ناراحتی و نارضایتی بیشتر می شود
  • بدبینی و منفی نگری بیشتر می شود
  • مسیرهای عصبی از بین رفته و مغز راکد می شود.

اما اگر انژی مغز را بالا ببریم:

  • قوت ها و خوبی ها بیشتر دیده می شود
  • تحسین و قدردانی بیشتر می شود.
  • آرامش و گذشت بیشتر می شود.
  • تلاشم و تحرک بیشتر می شود
  • رضایت و شکرگزاری بیشتر می شود
  • خوش بینی و مثبت نگری بیشتر می شود
  • دریافت ایده ها و راه کارهای عالی تر می شود

همان گونه که مشاهده می فرمائید در صورتی که انرژی پائین می آید

همه چیزها بد می شود و

زمانی که انرژی ها بالا می رود، همه چیز خوب می شود.

پس باید با کم شدن انرژی چه در مغز و چه در بدن، مبارزه نموده

و مدام در جهت افزایش انرژی ذهنی و جسمی خود، فعالیت نمائیم.

تا بتوانیم شادی، نشاط، سلامتی و راحتی را در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) شاهد باشیم.

اگر تا کنون ویدئو صفحه تجربه بازنشستگان را مشاهده

ننموده اید، پیشنهاد می گردد، این صفحه را ببینید.              

چگونه می توان سطح انرژی را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

بالا برد، و بالا نگه داشت؟

از طرق ذیل می توان سطح انرژی را در بدن بالا برد:

  1. خواب خوب(عمیق)
  2. خوردن آب (جوشیده ولرم)
  3. عادت به تنفس خوب برای تأمین اکسیژن
  4. تغذیه خوب(استفاده از مواد خوب و مفید)
  5. عادت به یادگیری و تحرک
  6. پرسش های مفید
  7. ذهن خود را خسته نکنیم

امید که با انجام موارد بالا، همیشه میزان انرژی بدن و مغز خود را در

سطح بالا نگه دارید و شادی و نشاط و سلامتی را به خود و خانواده در

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) هدیه نمائید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود، آن را به عزیزان خود هدیه نمائید.

سپاسگزاری از افراد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

سپاسگزاری از افراد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

سپاسگزاری از افراد را که یکی از اصول مهم ارتباط با

دیگران است، در این مقاله مورد بررسی قرار دهیم.

                        
سالها پیش، در اداره ای مشغول به کار بودم که مدیر آن بخش،

به هیچ وجه، از پرسنل تحت سرپرستی خود، تشکر و قدردانی

نمی نمود و همیشه به دنبال آن بود که خطا و اشکالی در کار و

اقدامات انجام شده بیابد و آنگاه شروع به برشمردن آن نکات نماید

و به شما ثابت نماید که اشتباه نمودید. در یکی از موارد که به

هیچ وجه نتوانست اشتباه و ایرادی از کار بگیرد، باز هم چیزی

نگفت، و بعد از ارائه آن به مقامات بالاتر، تنها به ارجاع آن به

اینجانب اقدام نمود.

              
وقتی که از او در رابطه با اینکه چرا هیچ چیزی بر روی این کار

نگاشته نشده است، اعلام نمود که بدون اشکال بوده است.

و زمانی که اینجانب از عدم سپاسگزاری وی در خصوص این کار

که کاملاً بی نقص بود، سئوال نمودم، اعلام داشت که این اخلاق

اوست که از هیچ فردی سپاسگزاری ننماید.

           
آن زمان این سئوال برایم بوجود آمد چرا بعضی از افراد، این

خصیصه خوب انسانی را در وجود خود، به کلی نابود نموده اند؟

پیشنهاد می شود مقاله سپاسگزاری در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را مطالعه فرمائید.

سپاسگزاری از افراد چیست؟

تقدیر و تشکر از دیگران به خاطر انجام اقداماتشان برایتان

را شامل می شود.

بقول یکی از مقالات، سپاسگزاری از افراد می تواند یک برگه

اوراق قرضه است که می تواند در زمانهای دیگر خیلی سریع

نقد گردد.

سپاسگزاری از افراد به شیوه ای اطلاق می شود که در آن

شخص از فرد یا افرادی که او را مورد لطف قرار داده اند

به صورت کلامی، غیر کلامی و یا هر دو روش سپاسگزاری

نماید.

چرا سپاسگزاری از افراد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مهم است؟


سپاسگزاری در کل زندگی بسیار مهم است، و می تواند آرامش

و آسایش را برای ما مخصوصاً در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

به همراه خواهد داشت.

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) ارتباط با دیگران و ارتباطات

متقابل لازمه آرامش داشتن یک زندگی خوب و متعادل می باشد.

       
اگر در این دوران ارتباط خوبی با دیگر عزیزان و اطرافیان

نداشته باشیم، نمی توانیم انتظار زندگی خوب، شاد و با نشاطی

را برای خود متصور باشیم.

     
ما در صورتی می توانیم چنین زندگی را داشته باشیم که بتوانیم

تمرکز مثبت اطرافیان را به خود جلب نمائیم. و داشتن تمرکز

اطرافیان، غیر از سپاسگزاری از آنها، شاید کمی مشکل به نظر

برسد.

            
با سپاسگزاری از زحمات و محبت های دیگران، آنان را متوجه

می نمائیم که تلاش های آنان بیهوده صورت نگرفته است و ما قدر

تلاش های آنان را میدانیم.

             
سپاسگزاری از الطاف دیگران موجب تقویت رفتار آنان گردیده

و به این معنا که اگر کسی در قبال ما لطفی انجام داد، تشکر و

سپاسگزاری از عمل او موجب می شود که این لطف را در

مواقع دیگر نیز ادامه دهد.

        
با سپاسگزاری از دیگران در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

می توانیم، خستگی زحمات و کوششی که دیگران برای ما در

این دوران پر فراز و نشیب برای ما انجام داده اند از تن آنها

خارج نمائیم.

         
سپاسگزاری از دیگران در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)،

ارتباط خوب و احترام بخش اطرافیان را به همراه خواهد داشت.

بسیاری از افرادی که نتوانند از دیگران سپاسگزاری نمایند،

به راحتی نمی توانند در منازل خود، زندگی شاید و آرامبخش

را داشته باشند.

پیشنهاد می شود مقاله پیشکسوتی(بازنشستگی)، سقوط به دره افسردگی؟ را مطالعه فرمائید.

چگونه از افراد دیگر سپاسگزاری نمائیم؟

با انجام موارد ذیل می توانیم تشکر و سپاسگزاری خود را از

افراد را جاودانه نمائیم.

1- سپاسگزاری باید بلافاصله پس از لطف دیگران نسبت به ما

انجام گیرد، در غیر انیصورت اثر و خاصیت خود را از دست

خواهد داد.

               
2- برای دوستان‌تان ارزش قائل شوید، چراکه آنها به وجودتان

مفهوم می‌بخشند و هنگام سختی به دادتان می‌رسند.

        
3- وقتی کسی کاری برایتان انجام می‌دهد، از او سپاسگزاری کنید

و به او بگویید کارش چقدر برایتان ارزش داشته است.

            
4- تا آنجا که می‌توانید برای کسی که به شما محبت کرده است

کاری حتی کوچک انجام دهید.

            
5- به آنها بگویید می‌توانند در صورت نیاز روی کمک شما

حساب کنند.

         
6- گاهی تنها زدن لبخندی ساده می‌تواند عمیق‌ترین قدردانی‌تان

را نشان دهد.

           
7- هرگز کلامی که افکار منفی را تقویت می‌کند، بر زبان نرانید.

       
8- وقتی اتفاق خوشایندی برایتان پیش می‌آید، دیگران را هم در

شادی خود سهیم کنید و به این وسیله قدردان و شاکر باشید.

       
9- به خانواده و دوستان‌تان توجه نشان دهید و به این وسیله از

آنها و مواردی که باعث می‌شود شما احساس شادی و خوشبختی

کنید، سپاسگزاری کنید.

            
10- حتی اگر همسر یا یکی از اعضای خانواده‌تان کار کوچکی

برایتان انجام داد، حتما از او سپاسگزاری کنید و قدردانی‌تان را

به زبان آورید.

       
11- بخشندگی و کمک به دیگران از روش‌هایی است که

می‌توانید قدردانی‌تان به جامعه را نشان بدهید.

پیشنهاد می شود مقاله ارتباط با دیگران در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را مطالعه فرمائید.

مهمترین فردی که باید از او سپاسگزاری نمائیم، کیست؟

همانگونه که در مقاله ارتباط با خود و ارتباط با خدا مطرح

نمودیم، کسی که از همه در زندگی مهم ترین فرد است، خود

فرد می باشد زیرا تا زمانی که از خودمان تشکر و قدردانی

ننمائیم، نمی توانیم از دیگران نیز تشکر و قدردانی نمائیم.

            
پس در درجه اول، سپاسگزاری از خودمان بسیار مهم است.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود هدیه نمائید.