جوان بودن قلب در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

جوان بودن قلب در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

جوان بودن قلب را بارها در جای جای اجتماع شنیده اید که

فلانی درسته که سنش بالا رفته، اما قلبش جوان است و هنوز

پرتلاش و کوشا.

و این مطلب را نه تنها در خیلی مکانها می توانید بشنوید، بلکه در

میان خانواده ها نیز این بیان، مصطلح است و به راحتی می توان

این ادبیات را در خانواده ها و اطرافیان یافت.

از اینرو در این مقاله بر آن شدیم که در این خصوص به بحث و

بررسی بپردازیم.

 حتماً شنیده‌اید که سن شناسنامه‌ای فقط یک عدد است.

تحقیقات نشان می‌دهد که سرعت پیر شدن افراد با یکدیگر تفاوت

بسیار زیادی دارد و روند پیری در سنین متفاوت و با سرعت متفاوت

آغاز می‌شود.

محققان می‌گویند به همین خاطر دو مفهوم سلامت و پیری را نباید

با هم اشتباه گرفت و روند پیری می‌تواند روند سالمی باشد و

جوانی را هم نباید مترادف با سلامتی کامل دانست.

محققان توصیه می‌کنند که هیچ‌کس به سن شناسنامه‌ای خود تکیه نکند

و به فکر سن واقعی خود باشد.

یافتن روش‌هایی برای کاستن از سرعت پیری می تواند به

درمان بیماری‌ها کمک کند.

پیشنهاد می شود مقاله طول عمر انسان را

مطالعه فرمائید.

جوان بودن قلب، به چه معناست؟

جوان بودن قلب را می توان به شادی، نشاط، سلامتی و

بسیاری موارد دیگر مرتبط دانست و میزان پیری یا جوان

بودن قلب را از شاخص های بالا اندازه گیری می نمایند.

چه بسیار افرادی که با وجود داشتن سن پائین، دارای قلب های

بسیار پیر و فرسوده هستند و چه بسیار افرادی که علیرغم بالا

بودن عدد سن، از قلب های جوان، پرشور و نشاط و شاد و پر

انرژی برخوردار هستند و خوشبختانه علیرغم انکار بسیاری از

افراد، چنین افرادی در جامعه کم نیستند، حداقل می توان گفت

که این افراد در همکاران پیشکسوت(بازنشسته) ما بسیار هستند.

چرا جوان بودن قلب در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم تر

از بالا رفتن عدد سن می باشد؟

قلب که تلمبه اصلی بدن نام دارد و کار خون رسانی به کلیه اعضاء

و جوارح را در دستور کار خود دارد، در زمانی که سرحال و

شاداب است، بدون وقفه و ناراحتی به کار خود ادامه می دهد لکن،

در زمانی که این عضو حیاتی، دچار فرسودگی و آسیب و ناراحتی

می شود، با کاهش عملکرد و در مواقعی با توقف عملکرد بعضی

از اجزاء خود روبرو می گردد.

به همین دلیل است که در بدو ورود به هر مطب، اولین عضوی

که توسط پزشک مورد معاینه قرار می گیرد، قلب این عضو اصلی

بدن می باشد.

حال تصور نمائید که این عضو، همیشه سرحال و شاداب باشد،

مشخص است که خون رسانی به درستی به کلیه اعضاء و جوارح

انجام شده و در نتیجه خون رسانی، اکسیژن رسانی، انرژی دهی،

غذا رسانی به تک تک سلول ها به درستی و در سر موقع خود

انجام می گردد.

و متأسفانه اگر در غیر این صورت تصور نمائید، یعنی زمانی که

این عضو به علل های مختلف، از عملکرد پائینی برخوردار باشد،

خون رسانی با کندی مواجه شده، و اکثر اعضاء و جوارح انسان،

با کمبود اکسیژن، ویتامین و مواد غذائی مواجه می شوند. و چنانچه

این عملکرد ضعیف ادامه یابد، منجر به سکته و مرگ می گردد.

چطور می توان قلب را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) جوان

نگاه داشت؟

البته در بسیاری از مقالات در خصوص جوان نگاه داشتن قلب به تغذیه

سالم، ورزش و وزن مناسب اشاره داشتند، هر چند که این موارد مهم

می باشد، اما به قول یکی از دوستان، تنها افکار و مغز می تواند قلب

را جوان نگاه دارد.

کار زیادی نیاز نیست انجام دهید، تنها کافی است که مثل خود قلب،

تنها برای جائی که وظیفه تعیین شده است، خدمات ارائه گردد.

این بدان معناست که قلب هیچ موقع برای عضو بیرونی خون رسانی

انجام نمی دهد و در همه موارد، ابتدا به مغز و سپس به بقیه اعضاء

بدن خدمات خود را ارائه می نماید.

ما نیز اگر از قلب یاد بگیریم و انرژی خود را تنها در دادن انگیزه و

شادی و نشاط به بدن خود صرف نمائیم، به مراتب بهتر و بیشتر می توانیم

این قلب را جوان نگاه داشته و در نتیجه، بدن خود را نیز در بهترین

شرایط ممکن، حفظ و نگهداری نمائیم.

چرا مقاله قدر داشته هایمان را بدانیم را مطالعه

نمی نمائید؟

کلام آخر              

پس از دادن انرژی به خود، مشخص است که دیگر خود تبدیل به

منبع اصلی انرژی می شوید و به اطراف خود نیز این انرژی ساطع

خواهد شد. و همگان می توانند از این انرژی بهینه، سود ببرند.

شما با انتخاب های خود- که می توانند بهترین انتخاب هر فرد باشد-

می توانید شرایط ایده آل را برای خود مهیا نموده و از این شرایط

بهترین استفاده را بنمائید.

لکن اگر بر حسب انتخاب های غلط شرایط ناگواری را تا کنون برای

خود رقم زده اید، هر چند سخت است، ما غیر ممکن نیست، و

می توانید از هم اکنون شروع به تغییر سبک زندگی و تغییر

انتخاب های خود بنمائید و شرایط را به بهترین شرایط ممکن تغییر دهید.

البته لازم به ذکر می باشد که هیچ تغییری یک شبه و یکدفعه انجام

نمی شود، بلکه ممارست و مداومت لازم در این امر ضروری و

حیاتی می باشد.

پس اگر انتخاب های نامناسب برای خود رقم زده اید، از هم اکنون

می توانید نسبت به تغییر انتخاب های خود اقدام، و سبک زندگی

خود را دچار تغییر و تحول نمائید.

    

                       

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

تیروئید و کمبود ویتامین ها

تیروئید و کمبود ویتامین ها موضوع بحث این مقاله است

چون در مقاله قبلی در خصوص

اینکه تیروئید چیست و گواتر چیست،

مطالبی را بیان نمودیم. حال می بایست به این مطلب

مهم و اساسی بپردازیم. 

تیروئید و کمبود ویتامین ها به هم مرتبط اند. کمبود ویتامین ها

مانع از تولید تیروئید می شود و تیروئید ناکافی موجب ناتوانی

بدن در استفاده صحیح از ویتامین ها می گردد. گاهی کمبود

ویتامین ها موجب هیپروئیدیسم اولیه و هم ثانویه یم شود.

تیروئید و کمبود ویتامین A

غده تیروئید ارتباطی قوی و خاص با ویتامین A دارد. از یک سو

اگر تیروئید شما کارآئی کمی دارد نمی تواند مواد را به ویتامین

مناسب تبدیل کند و مواد در بدن ذخیره می شود.

برخی افراد مبتلا به هیپوتیروئیدیسم ممکن است کمی زردی در

روی پوست خود احساس کنند که نشان دهنده این است که مواد

مصرفی غذاها یا مکمل های روزانه در بدنشان ذخیره شده و به

چیزی تبدیل نمی شود.

کمبود ویتامین A موجب کاهش توانائی تیروئید در جذب ید

می شود. تحقیقات انجام شده توسط دانشمندان دانمارکی از جمله

بی.پالودان نشان داده اند که تنها بعد از دو هفته کمبود شدید

ویتامین A، ترشح تیروئید در خوک ها به 40 تا 50%  کاهش

یافت. یعنی اگر ید در برنامه غذائی خود داشته باشید باز هم کمبود

ویتامین A تیروئید شما را وادار می کند که میزان کم TH تولید

کنید و منجر به هیپوتیروئیدیسم می شود.

تیروئید ناسالم همه چرخه ها را به هم می ریزد. اگر تیروئید شما

نتواند مواد را به ویتامین A تبدیل کند، نه هیپوفیز، نه خود تیروئید،

ویتامین A لازم برای انجام کارهای خود را نخواهد داشت و در

نتیجه تیروئید شما نیز نخواهد توانست به بدن شما کمک کند تا

ویتامین TSH برای بدن را تأمین کند.

تیروئید و کمبود ویتامین B

این ویتامین کلید کار مناسب تیروئیداند. کاهش در ویتامین B2

کارائی اندام های جنسی را پائین می آورد و از ترشح

هورمون های لازم توسط تیروئید و آدرنال جلوگیری می کند.

ویتامین B3 (نیاسین) نه تنها برای تولید TH لازم است بلکه برای

تنفس و متابولیسم پروتئین ها، کربو هیدرات ها و چربی ها نیز

لازم است. ما نمی دانیم که آیا ویتامین B6 (پریدوکسین)  نیز

برای تیروئید لازم است یا خیر؟ ولی می دانیم که با میزان کم و

ناکافی آن، میزان TH نیز کاهش می یابد.

از سوی دیگر خود TH برای بدنتان لازم است تا ویتامین B12

(سیانوکوبالامین) را مصرف کند. کمبود شدید B12 می تواند

منجر به کم خونی، مشکلات روانی، مشکلات عصبی، دردهای

انتهای اعصاب، التهاب نورن ها، و یا بورسیت شود. همه این

علائم ممکن است با فرآیند طبیعی سالمندی اشتباه شود. از آنجائی

که بدن نمی تواند B12 تولید کند، باید آن را به صورت مکمل های

ویتامین در غذای روزانه مصرف نماید. اما بدون میزان کافی TH

در بدن این ویتامین حیاتی نیز جذب نمی شود.

تیروئید و کمبود ویتامین C

ویتامین C مکمل کلیدی برای این است که تولید TH امکان پذیر

شود و کمبود این ویتامین می تواند موجب مشکلاتی در ترشح

TH شود. خوک هندی نیز مثل انسان ها ویتامین C  در بدن خود

تولید نمی کند. خوکچه های آزمایشگاهی را از ویتامین C محروم

کردند و دیدند که عروق خونی غده تیروئید آنها شروع به

خون ریزی کرد  این وضعیت به همراه بیماری اسکوروی رو

به بدخیمی نهاد.

کمبود بلند مدت ویتامین C موجب بیماری می شود و آن بیماری

است که سلول های غده تیروئیدی زیاد شده، میزان زیادی TH

ترشح می کنند و موجب هایپروئیدیسم می شود.

غده هیپوفیز بایستی تولید TH را تنظیم کند و با مشاهده میزان

آن شروع یا توقف ترشح را اعلام کند میزان ناکافی ویتامین C

موجب تداخل عملکرد هیپوفیز می شود. از سوی دیگر، همین که

به این خوکچه ها ویتامین C کافی داده شد تمام مشکلات تیروئیدی

آنها ناپدید شد.

پس استفاده از ویتامین C می تواند هم به تیروئید شما کمک کند

و هم به بدنتان تا بتواند سایر عملکردهای خود را به خوبی انجام

دهد.

تیروئید و کمبود ویتامین E

کمبود این ویتامین بر تولید TH اثر می گذارد. و مشکلاتی بروز

میکند از جمله تقسیم سریع سلول هایخاصی از تیروئید و تولدی

ناکافی TSHدر غده هیپوفیز را شامل می شود.

هورمون تیروئید چگونه با سالمندی مبارزه میکند؟

علائم هایپوتیروئیدیسم شبیه بسیاری از مشکلاتی است که افراد در

زمان سالمندی با آن مواجه می شوند. مشکلات ذهنی مانند بیماری

آلزایمر خود را نشان می دهند همچنین سایر مشکلات تحلیل برنده

مغزی به علت میزان کم TH ایجاد می شود. در واقع

هایپوتیروئیدیسم ممکن است مسئول بسیاری از فراموشی های

قابل درمان باشد و نیز این مشکل با مشکلات شناختی در سالمندان

مرتبط است.

بدون TH کافی، قلب شما با سرعت کمتری پمپاژ انجام می دهد و

خون کمتری را به اندام ها می فرستد و در نتیجه غذای ناکافی و

اکسیژن کمتری نیز به سلول ها و مخصوصاً مغز می برد. بسیاری

از بیماران دریافته اند که مشکلات حافظه، گیجی، عدم تمرکز و

علائم مشابه زمانی که میزان TH آنها به حد نرمال می رسد بهتر

می شوند.

افسردگی ممکن است حاصل تغییراتی باشد که به علت سالمندی

ایجاد می شود اما هیپوتیروئیدیسم نیز می تواند موجب واکنش های

عاطفی از جمله کاهش انرژی شود و موجب جلوگیری از ایجاد

تغییرات مثبت گردد.

گریه، رفتار غیر اجتماعی، ترس ها، فراموشی، اضطراب و

حس گیجی ممکن است نتیجه هیپوتیروئیدیسم باشد و یا نتیجه

هیپوگلیسمی(کمبود قند) باشد. بسیاری از افرادی که از این

مشکلات رنج می برند با استفاده از TH دچار تغییرات سریع

در خلق و میزان انرژی خود می شوند.

دیابت:

میزان مناسب TH برای این که بدن بتواند میزان قند خون خود

را تنظیم کند لازم است. بنابر این هیپوتیروئیدیسم می تواند منجر

به دیابت شود، مخصوصاً نوع دو(وضعیتی که بدن در تنظیم

قند خون خود دچار مشکلات بسیاری می شود). تیروئید به ما

اجازه می دهد که گلوکز را به انرژی تبدیل کنیم.

اضافه وزن:

TH متابولیسم بدن را کنترل می کند بنابر این اگر میزان TH

بسیار پائین باشد، شما نیز برای کاهش وزن خود دچار مشکل

خواهید شد. و به راحتی اضافه وزن پیدا خواهید کرد.

پیشنهاد می شود، مقاله راه های پیشگیری از

آلزایمر را نیز مطالعه فرمائید. 

بیماری قلبی

میزان کم تیروئید موجب افزایش میزان کلسترول می شود و در

نتیجه خطر بیماری قلبی و عروقی را افزایش می دهد و در واقع

افزایش کلسترول علامت اصلی هایپرتیروئیدیسم است و مطالعات

نیز نشان داده اند که تیروئید می تواند کلسترول و تری کلیسرید

را کم کند.

سرطان

تعدادی از مطالعات نشان داده اند که هایپوتیروئیدیسم با خطر

سرطان رابطه دارد. دکتر جی جی سی اسپنسر از بیمارستان

فرانهی بریستول دریافت که در نواحی کمربند گواتر که شیوع

گواتر در آنها به علت کمبود ید در رژیم غذائی زیاد است،

میزان سرطان بالاتر می باشد.

تشخیص مشکل تیروئید:

دکتر استفان لانگر در مقاله اش گزارش می دهد که

حدود 40% جمعیت دچار کمبود هورمون تیروئیدی هستند.

بسیاری از هیپوتیروئیدیسم در تست های آزمایشگاهی تشخیص

داده نمی شوند ولی راه ساده ای برای کشف این که آیا شما

این مشکل را دارید یا خیر، وجود دارد.

         

تست درجه حرارت بازال بارنز به شما کمک می نماید:

1-    قبل از این که شب به خواب بروید یک درجه حرارت دهانی

یا زیربغلی را تکان داده و در کنار تخت خود قرار دهید.

2-    همین که روز بعد از خواب بیدار شدید، 10 دقیقه قبل از

بلند شدن درجه را در دهان یا زیربغل خود قرار دهید.

3-    درجه حرارت را یادداشت کنید، درجه حرارت زیر بغل به

طور طبیعی 36.4 تا 36.7 سانتیگراد می باشد.

اگر درجه حرارت شما در دو روز متوالی کمتر از آن است، تا

حدی دچار مشکل هایپوتیروئیدیسم هستید.

در صورتیکه تست خانگی به شما اعلام نمود که دچار

هایپوتیوئیدیسم هستید، بایستی به پزشک مراجعه نمائید.

برای آشنائی با مسائل دیگر تیروئید و کمبود ویتامین ها

و راه های بر طرف نمودن آن، در مقالات آینده با ما باشید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

تیروئید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تیروئید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

 

از این به بعد و تا چند مقاله آینده، با توجه به اهمیتی که شناخت

هورمون ها، ویتامین ها، اسیدهای آمینه و مواد معدنی در سلامتی 

انسان ها، بخصوص زندگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

دارد بر آن شدیم که خلاصه ای از کتاب ویتامین ها، اسیدهای

آمینه و مواد معدنی برای طول عمر بیشتر که نوشته دکتر

رابرت گلدمن و دکتر رونالد کلانز است و ترجمه دکتر

سیف ا… اسدی می باشد، را قسمت به قسمت جهت اطلاع

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) ارائه نمائیم. و آن را  مورد

بحث و بررسی قرار دهیم.

فصل اول کتاب هورمون تنظیم کننده: یا همان هورمون

تیروئید است.

زندگی یعنی تغییر یافتن و عوض شدن به صورت تدریجی اما

این تغییر در زندگی تداوم دارد. از زمان خردسالی تا دوران

پیری، انسان را همراهی می کند. پیری آخرین مرحله از این

تداوم است که در آن اتفاقات زیادی می افتد و مهارت های

ذهنی، عاطفی، جسمی و شخصیتی فرد را تحت تأثیر قرار

می دهد.

در فرآیند پیری و سالمندی شیوه سازگاری فرد با عوامل گوناگون

از اهمیت به سزائی برخوردار است زیرا زمینه سلامت جسمی و

بهداشت روانی فرد را فراهم می کند و موجب افزایش طول عمر

و بالا رفتن میزان عملکرد و بهره وری می شود.

بنابر این رسیدن به سازگاری صحیح و مناسب با عوامل متفاوت

می تواند شما را در زمینه فرآیند ضد پیری یاری رساند.

در جامعه امروزی کند شدن عملکردهای فیزیکی یا ذهنی به

عنوان پروسه طبیعی سالمندی مورد قبول است. تا این که این

وضعیت به عنوان بیماری یا موقعیتی باشد که نیاز به درمان با

تغذیه، هورمون ها، ورزش، تغییر وضعیت زندگی داشته باشد.

احتمالاً یکی از کم رنگ ترین ماسک های(چهره های)

سالمندی هایپوتیروئیدیسم است یعنی تولید ناکافی یا جذب ناکافی

تیروئید که به متابولیسم اجازه نخواهد داد به اندازه قبل کار کند.

تیروئید چیست؟

تیروئید غده ای کوچک و شبیه به پروانه است که در گردن و

بالای نای و درست زیر حلق قرار گرفته است. علی رغم

کوچک بودن این غده فعالیت های بسیار زیادی دارد. تیروئید

بر فرآیند متابولیسم اثر مستقیم می گذارد و این کار را با آزاد

کردن هورمون های خاصی انجام می دهد که متابولیسم، دما و

ضربان قلب بدن را تنظیم میکنند. اگر تیروئید کار نکند شما نیز

از کار می افتید.

موارد زیر برخی از علائم نارسائی تیروئید است که به نام

هایپوتیروئیدیسم نیز نامیده می شود بسیاری از آنها به نظر شما

شاید خستگی ها و بی حالی هائی باشد که با افزایش سن نیز دیده

می شود.

–        خستگی، کمبود کلی انرژی، حرکت آرام

–        ضعف

–        حساسیت به سرما، ویروس ها و بیماری های مزمن تنفسی

–        تنفس سنگین و سخت

–        گرفتگی های عضلانی

–        کبودی

–        درد کمر مداوم

–        گیجی ذهن و حافظه ضعیف

–        عدم ثبات عاطفی، گریه، تغییر خلق، افسردگی، عصبانیت

ناگهانی و نگران بودن

–        پوست خشک، خشن یا چرم مانند، رنگ پریده

–        سردرد

–        موهای زبر و یا ریزش مو

–        ناخن های شکننده

–        کاهش اشتها

–        مفاصل سفت شده و آرتریت متوسط

–        کاهش علاقه جنسی و انرژی

–        تنگ شدن شریان ها با چربی و پلاک هائی که موجب

مشکلات قلبی عروقی می شود

–        کاهش انقباض پذیری قلبی، عدم پمپاژ خون کافی توسط

قلب که موجب خون رسانی ناکافی مخصوصاً به مغز می شود.

شناخت و تشخیص هایپوتیروئیدیسم در سالمندان بسیار مهم است.

در مطالعه ای نشان داده شد که در جمعیتی از سالمندان در سن

60 سال به بالا، 9/5% دچار مشکل هایپوتیروئیدیسم بودند. در

مطالعه ای دیگر که در سال 1993 در مجله غدد شناسی و

متابولیسم منتشر شد کاهش واضحی در فعالیت تیروئید دیده شد.

همچنین میزان های کمی از پادتن های ضد تیروئیدی در خون

افراد سالمند(افرادی که بالای 100 سال سن دارند) دیده شد.

علی رغم این کاهش در سالمندان، هایپوتیروئیدیسم مشکلی است

که بعد از 60 سالگی بسیار به آن بی توجهی می شود. در واقع

این علائم تنها در 25% افراد سالمند دیده می شود

.

برخی مطالعات نشان می دهد که 15% افراد بالای 60 سال

دچار هیپوتیروئیدیسم پنهان هستند که در واقع همه اسیران

هیپوتیروئیدیسم هستند. علائم آنها بسیار کم یا بسیار ضعیف تر

از آن است که تشخیص صحیح داده شود بنابراین آنها بدون

تشخیص صحیح و درمان همچنان رنج می کشند.

بدن شما چگونه هورمون تیروئید تولید می کند؟

برای این مطمئن شوید تمام تیروئیدی که بدن شما لازم دارد را

تولید می کند، بهتر است بفهمید که بدن شما چگونه آن

را می سازد.

تمام این فرآیند از هیپوتالاموس آغاز می شود، ترموستات بدن،

که تمام فعالیت های هورمونی را تنظیم می کند. زمانی که

هیپوتالاموس حس می کند که میزان خونی TH کاهش یافته است،

زنجیره ای از فعالیت ها را به حرکت در می آورد که موجب

ترشح هورمون آزاد کننده تیروئید(TRH)  می شود.

TRH، غده هیپوفیز را تحریک می کند، هورمون تحریک

کننده تیروئید، TSH  را آزاد می کند در انتها TSH به غده تیروئید

می گوید که به کار بیافتد و این غده TH را ترشح می کند. زمانی

که سطح TH به میزان بالائی رسید که برای کارآئی بدن مناسب

است، غده هیپوفیز ترشح TSH را متوقف می کند و این فرآیند

تا زمانی که مجدداً هیپوتالاموس احساس کند که زمان شروع

مجدد است ادامه دارد.

دو راه برای این که هورمون تیروئید برای بدن کافی نباشد

وجود دارد، یکی زمانی است که خود تیروئید، در ترشح این

هورمون مشکل دارد. مثل کمبود ید، تومور و یا سایر مشکلات

تیروئید و ممکن است منجر به این شود که این غده به طور

مناسب فعالیت نکند و دستورات حاصل از هیپوتالاموس یا

هیپوفیز اجرا نشود به این نوع نارسائی هیپوتیروئیدیسم

اولیه می گویند.

راه دیگر آن است که میزان TH در صورتی که هیپوتالاموس یا

هیپوفیز کارآئی لازم را نداشته باشند، ایجاد می شود. و به

هیپوتیروئیدیسم ثانویه معروف است. خود تیروئید نیاز به ید دارد

تا کار کند کاهش ید موجب کاهش تیروئید نیز می شود. به این

وضعیت گواتر اطلاق می شود به صورتی که غده تیروئید در

جلوی گردن باد کرده و کاملاً مشهود می گردد.

شما تنها نیاز به میزان بسیار کمی ید دارید. دوز 

روزانه 100 میکروگرم برای زنان و 120 میکروگرم

برای مردان کافی است.

بسیاری از افراد از نمک یددار یا غذای دریائی آن را

به دست می آورند.

بسیاری از افراد فکر می کنند که اگر گواتر ندارند، پس غده

تیروئید آنها به خوبی کار میکند. متأسفانه این طور نیست ید

کافی از گواتر پیش گیری می کند ولی برای تولید کافی و

مناسب TH کافی نیست.

ادامه بحث را در مقالات بعدی دنبال نمائید.

در صورتی که این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

پرتگاه های زندگی خود را به سکوی پرش تبدیل نمائید

پرتگاه های زندگی خود را به سکوی پرش تبدیل نمائید

انسان هیچ وقت کامل نیست، و همیشه در وجود هر کسی یک مسئله

ومشکلی وجود دارد، لکن نحوه برخورد با این مسأله است که

می تواند مشخص کند که آیا شما فرد موفقی هستید یا خیر؟

مثلاً یکی از اساتیدی که من در پیش ایشان درس می خواندم، بینی

ایشان کمی بزرگتر از حد معمول بود، لکن استاد بزرگوار من،

بجای اینکه از این مسئله، بشدت ناراحت باشد، و نگران این مسئله

باشد که در همه کلاسها، بخاطر این نقیصه مورد تمسخر واقع

گردد، خودشان به محض شروع سخنرانی به هر شکل ممکن،

کاری می کردند که اگر کسی هم متوجه این مسئله نشده به این

نقض وی، آشنا و آن هنگام بود، که استاد گرامی من، از همین

نقیصه بقول ما اساتید برای یخ شکنی و ارتباط بیشتر با مخاطبانش

استفاده می نمود و همین نقیصه بهترین حربه او برای ارتباط

مؤثر وی با شاگردان و مخاطبانش می شد.

یا در داستان دیگری، یکی از هم کلاسیهای من، که در کنکور

کارشناسی ارشد، با رتبه 50 در یکی از رشته های دانشگاه

تهران پذیرفته شده بود، و کتاب خود را نوشته و به عنوان مربی

و مدرس علوم و فنون مذاکره توانستند مطرح شوند. و این ها

همه در حالی بود که در کشور ما، حتی یک سیم کارت نیز به

نام این عزیز نمی توانست باشد، و این دوست من، با داشتن این

برچسب، توانست به این موفقیتها دست یابد، و آن برچسب این

بود، که این رفیق خوب و عزیز من، اهل کشور افعانستان است.

و داستان دیگری که شاید بسیاری از افراد از آن با خبر هستند،

آقای نیک وی آچیچ است که با وجودی که فاقد دست و پا می باشد،

در حال حاضر، از بهترین و انگیزشی ترین سخنرانان و مدیر

سازمان غیرانتفاعی زندگی بی‌حدومرز است، و ایشان بوسیله

همین نقیصه خودشان توانستند بجای فکر کردن به آنها، از فکر

و زبان خود استفاده نمایند، و توانست برای دیگران مفید باشد. و

سالیانه، افراد بسیار زیادی هستند که به سخنان وی گوش می دهند.

یکی دیگر از اساتید عزیزم در کلاس تعریف می نمودند که با یکی

از اساتید به یکی از کشورهای غربی مسافرت نمودند و قرار بود

که در آن کشور، با تلویزیون آن کشور، مصاحبه داشته باشند، و

گفتند که در موقعی که در فرودگاه منتظر ورود ساک ها بودیم،

ناگهان وسائل داخل ساک ایشان، از جمله لباسها زیر ایشان، قبل

از ساک داخل ریل ساکها قرار گرفت، و ایشان بجای اینکه مثل

ما، شرمنده و ناراحت بشوند که چرا لباسهایشان، از ساک بیرون

ریخته، تک تک آنها را از روی ریل برمی داشت و آنها را رو

به جمعیت می گرفت و همراه با آنها، به این اتفاق می خندید. و

وقتی از او در باره این اتفاق سئوال شد، ایشان گفته بودند که همه

به این اتفاق می خندند و خود من نیز بعداً به این اتفاق می خندم،

پس چرا در آن زمان که بهترین زمان است، نخندم و اوقات خوش

خودم را خراب کنم. بخاطر همین از همین اتفاق، به بهترین شکل

ممکن استفاده نمودند.

حال این همه داستان برای چیست؟

و چه ارتباطی این داستان ها و نقل قول ها، با دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) دارد؟

ما در این مقاله، بر آن هستیم که به مسائل پیش رو گنجینه های

گهر بار نیروی انسانی، که برای بعضی از افراد، ناگوار است،

نگاه بیندازیم و آن را مورد بررسی قرار دهیم.

پرتگاه زندگی چیست؟

پرتگاه در لغت به صخره‌هایی اطلاق می‌شود که دارای سطح با

شیب زیاد مرتفع و یا عمیق باشد.

و پرتگاه زندگی، به پرتگاه هائی گفته می شود که در زندگی بر

سر راه انسان قرار می گیرد، و بعضی از افراد از این پرتگاه ها،

برای کایت سواری و پرش از ارتفاع و … استفاده می نمایند و

لذت و شادی را برای خودشان به ارمغان می آورند و عده ای دیگر،

تنها به پرتگاه نگاه می کنند، یا از آن پائین نخواهند آمد. یا فقط

خودشان را بدون حفاظ و نگهدارنده به پائین پرتاب می کنند، و

نتیجه آن، تنها، خرد شدن استخوانهای بدن می باشد.

چرا باید از پرتگاه های زندگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

استفاده نمائیم؟

             

 

همان گونه که در مثالهای بالا اشاره شد، این پرتگاه ها در سر راه

هر انسان و مسلماً در سر راه، هر پیشکسوت(بازنشسته) وجود دارد.

و چیزی که بسیار مهم است، خود پرتگاه نیست، بلکه نگاه ما به

این پرتگاه می باشد.

یکی از افرادی که به اعتیاد مبتلا بود، دارای دو فرزند پسر بود،

و این فرد را نهایتاً از توی جوی های خیابان در حالی که مشغول

تزریق مواد به خودش بود، پیدا نمودند که در همان حال، از دنیا

رفته بود، و چون هیچ مالی در دنیا نداشت، شهرداری نهایتاً او را

در یکی از قبرستان ها دفن نمود.

اما بعد از چندین سال، یکی از پسران وی، که دقیقاً راه پدر را در

پیش گرفته بود، مشاهده شد، و وقتی که از او در خصوص وضعیت

وی سئوال شد که چرا به این مسیر رفته، اعلام داشت، که همه

الگو او، پدرش بوده است و چون چنان الگوئی داشته، این راه،

تنها راه پیش روی او بود.

این در حالی است که در همان سال، زمانی که به دیدن یکی از

بزرگترین پزشکان در یکی از مجلل ترین قصرها، رفتند، فردی

را مشاهده نمودند که به موفقیت های بیشماری رسیده بود، وقتی

از او در خصوص زندگی و انگیزه های موفقیت او سئوال شد،

او نیز مانند برادر خود، الگوی خود را پدر خود معرفی نمود.

بله هر دو، برادر و فرزندان همان معتاد بودند، لکن یکی دقیقاً

جا پای پدر خود گذاشته و به همان مسیر رفت. اما دیگری، از

مسیر پدر، درس متفاوتی گرفته بود، و راه خود را دقیقاً مخالف

آن قرار داده بود، و به موفقیتهای چشمگیری رسید.

اگر ما نتوانیم از پرتگاه هائی که در سر راه ما قرار دارد، سکوی

پرتاب درست نکنیم، مجبور هستیم که به ته پرتگاه، سقوط نمائیم

و یک زندگی فلاکت بار داشته باشیم. اما اگر انتخاب نمائیم که از

لحظه لحظه زندگی مان لذت ببریم، حتماً از این پرتگاه، بعنوان

سکو، استفاده می نمائیم و موفقیت های چشمگیری را برای خود

رقم خواهیم زد.

چطوری پرتگاه های زندگی را به سکوی پرش تبدیل نمائیم؟

در درجه اول، نحوه نگاه به این پرتگاه ها بسیار مهم است، و

اینکه بتوانیم به این مسائل نه بعنوان پرتگاه، بلکه بعنوان جائی

که قرار است برای ما فواید بیشماری را رقم بزند نگاه کنیم.

آنگاه از خود سئوال نمائیم که چگونه می توانیم از این موقعیتی

که شاید برای برخی افراد، پرتگاه هست، بهترین و بهینه ترین،

موقعیت را ایجاد نمائیم.

سپس جواب ها خود به خود به ذهن ما خواهد رسید و تنها کافی

است که راه حل ها را بررسی و بهترین آنها را انتخاب و اجرا

نمائیم.

آنگاه، از پیشکسوتی(بازنشستگی) بجای اینکه فکرکنیم، مسن

شدیم، فکر می کنیم که با تجربه شدیم و می بایست که این

مهارت ها را به نسل بعدی منتقل نمائیم.

آنگاه، از پیشکسوتی(بازنشستگی) بجای اینکه، فقط در خانه نشسته

و منتظر بیماری ها باشیم، متوجه می شویم که باید ورزش نمائیم و

سلامتی کامل خود را به دست خواهیم آورد.

و …. خیلی از مسائل دیگر، که میتوانیم بجای اینکه از پرتگاه،

استفاده نمائیم، از سکوی پرتاب استفاده نمائیم.

امید است که این مقاله، مورد استفاده واقع شده باشد.

در صورتی که این مقاله برای شما مفید بود، آن را به عزیزان

خود، هدیه نمائید.

برای جلوگیری از آلزایمر چه کار باید کرد؟

برای جلوگیری از آلزایمر چه کار باید کرد؟

در یکی از سخنرانی های تد، خانمی به نام لیسا گنووا در مطالبی،

وضعیت بوجود آمدن بیماری آلزایمر و راههای جلوگیری از آن

را تشریح نمود. چون دیدم که این سخنرانی می تواند در جهت

جلوگیری از بیماری به عزیزان کمک شایانی نماید، لذا متن

سخنرانی ایشان را بصورت دقیق در ذیل آورده شده است.

متن ذیل، قسمت اول سخنان ایشان است که بیان نمودند.

چند نفر از افراد حاضر در اینجا می خواهند که بالای 80 سال

عمر کنند؟

خوب

به نظر من، همه ما این انتظار را از زندگی با عمر زیاد رو داریم.

بیائید به آینده برویم،  به آینده شما.

فرض کنیم که همه ما 85 ساله هستیم.

همه در دو حالت دیده می شوید.

یکی از شما، ممکن است دچار بیماری آلزایمر باشد.

همینطوره

شاید شما فکر کنید که “خوب این فرد من نیستم.”

درسته در  غیر اینصورت شما پرستار خواهید بود.

پس از برخی جهات، مثل اینکه این بیماری وحشتناک بر همه ما

اثری خواهد گذاشت.

قسمتی از ترس از آلزایمر از این نشأت می گیرد،  که حس می کنیم

کاری در موردش نمی توانیم بکنیم.

با وجود دهه ها تحقیق ما هنوز روش درمانی و شفابخشی برای

معالجه این نداریم.

پس اگر به اندازه کافی خوشبخت باشیم که تا این حد عمر کنیم،

آلزایمر بخشی از سرنوشت مغز ما خواهد بود.

اما شاید اینطور هم نشود.

چطور می شود اگر من به شما بگم که میتوانیم این آمار بیماری

رو تغییر بدیم.

دقیقاً بتوانیم سرنوشت مغزمان را تغییر دهیم.

حتی بدون نیاز به پیشرفت در روش های درمانی؟

بگذارید با نگاه به آن چیزی که اکنون ما از سازگار عصب شناسی

آلزایمر میدانیم شروع کنیم.

این تصویری از محل اتصال دو نورون است.

نقطه اتصال که با دایره قرمز مشخص شده، سیناپس نامیده می شود.

سیناپس جائی است که پیام رسان های عصبی منتشر می شوند.

اینجا جائی است که سیگنال های عصبی منتقل و ارتباط برقرار

می شود.

جائی که ما از طریق آن می اندیشیم، احساس می کنیم، می بینیم،

می شنویم، آرزو می کنیم، و به یاد می آوریم.

سیناپس جائی است که آلزایمر از آن نشأت می گیرد.

بیایید بر روی سیناپس متمرکز شویم و به انیمیشینی از رویدادهائی

که به وقوع می پیوندد نگاهی بیندازیم.

در طول عملیات تبادل داده، علاوه بر انتشار پیام رسان های عصبی

همچون گلوتامیک در محل سیناپس، نورون ها همچنین پپتید کوچکی

به نام آمولوئید بتا منتشر میکنند.

در حالت عادی، آمولوئید بتا توسط میکروگلیا پاکسازی می شود.

که سلول های سرایدار مغزمان هستند.

در حالی که هنوز هم منشأ مولکولی آلزایمر مورد بحث است.

اغلب عصب شناسان بر این باورند که بیماری از زمانی آغاز

می شود که آمولئید بتا شروع به تجمع می کنند.

از طریق انتشار بیش از حد یا اختلال در پاک سازی آن ها،

و سیناپس ها شروع به انباشته شدن با آمولئید بتا می کنند.

وقتی این اتفاق روی می دهد، در کار سیناپس اختلالی روی می دهد

و ماده متراکم چسبنده ای بنام پلاک آمولئید ساخته می شود.

چند نفر از افراد حاضر زیر 40 سال سن یا بیشتر دارند؟

شما از حالا ترس برای پذیرشش دارید.

این مرحله اولیه در رویدادن بیماری، یعنی حضور تراکم پلاک های

آمولئید، هم اکنون نیز در مغزتان یافته می شوند.

تنها راه برای فهمیدن این پلاک ها، انجام اسکن ترموگرافی پت است.

شما در این مرحله، شاد و غافل هستید.

شما هیچ نوع از اختلال در حافظه، زبان و ادراک ندارید. البته هنوز.

ما معتقدیم حداقل 15 تا 20 سال طول می کشد تا تراکم پلاک های

آمولوئید به نقطه اوج شان برسند.

سپس آنها شروع به آبشار مولکولی می کنند که باعث وقوع

علائم اولیه بیماری می شود.

قبل از نقطه اوج، شما خطاهائی همچون این در حافظه تان

خواهید داشت:

“چرا من به این اتاق آمده ام؟”

یا “اوه.. نام او چی بود؟”

یا “کجا کلیدهایم را گذاشته ام؟”

خب، قبل از این که دوباره همه تان بترسید، چون میدانم که نصف

شما حداقل در شبانه روز گذشته یکی از جملات را با خود  گفته اید.

این ها همه از انواع فراموشی های معمولی هستند.

در حقیقت، من دلیل خواهم آورد که این مثال ها، حتی ممکن است

حافظه شما را با خود درگیر نکند.

زیرا شما در لحظه اول اهمیت نمی دهید که کجا کلیدهایتان را گذاشتید.

بعد از نقطه اوج،

اختلالاتی در حافظه، زبان و ادراک مشخص می شوند.

در نهایت به جای پیدا کردن کلیدهایتان در جیب کت تان، یا در

میز پشت در، شما آنها را در یخچال پیدا می کنید.

یا آنها را در وضعیتی پیدا می کنید که با خود می گوئید ” این ها

برای چیست؟”

خب چه اتفاقی روی میدهد وقتی که تراکم پلاک های آمولوئید به

نقطه اوج می رسند؟

سلول های نظافتچی میکروگلیا شروع به فعالیت شدید می کنند.

و مواد شیمیائی انتشار می کنندن که باعث التهاب و آسیب سلولی

می گردد.

و مواد شیمیائی انتشار می یابند که باعث التهاب و آسیب سلولی

می گردد.

معقتدیم اینکار شاید باعث پاکسازی سیناپس ها به وسیله خودشان

می گردد.

پروتئین حیاتی پیام رسان عصبی به نام تائو شروع به فرافسفریلاسیون

شدن می کنند.

و خود را با درهم پیچیدن به چیزی به نام تانگل تبدیل می کنند.

که این ماده نورون ها را از درون از کار می اندازد.

در آلزایمر متوسط، ما حجم زیادی از التهابات و تانگل ها و

جنگی تمام عیار در سیناپس و مرگ سلولی داریم.

پس اگر شما محققی هستید که سعی در درمان این بیماری دارد،

در کدام مرحله شما وارد عمل می شوید؟

اکثر محققان با اطمینان خاطر می گویند که این راه حل ساده را

باید پیش گرفت:

پلاک های آمولوئید را از رسیدن به آن نقطه اوج باز دارید.

به این معنی که اکتشافات داروئی بصورت متمرکز دنبال ساخت

ترکیبی است که از تراکم پلاک های آمولوئید مانع شده و آن ها

را حذف یا کاهش می دهد.

بنابر این روش درمانی برای آلزایمر بسیار شبیه به درمان های

پیشگیرانه خواهد بود.

ما قرصی را خواهیم خورد تا از رسیدن به نقطه اوج مانع شویم،

قبل از اینکه آبشار مولکولی آغاز شود.

قبل از اینکه شروع به گذاشتن کلیدهایمان در یخچال بکنیم.

ما معقتدیم تا الان، این جوابی است برای شکست در این نوع داروها،

در آزمایش های بالینی شان ، نه بخاطر ضعف علمی، بلکه افراد

در این آزمایش ها به نقطه اوج رسیده اند و دارای علائم بیماری اند.

برای درمان خیلی دیر شده است.

به پلاک های آمولوئید همچون کبریتی روشن نگاه کنید.

در نقطه اوج، کبریت شروع به آتش کشیدن جنگ می کند.

هنگامی که جنگل در آتش می سوزد، دیگر فوت کردن کبریت

فایده ای نخواهد داشت.

باید قبل از اینکه کبریت آتش را به جنگل دهد، اینکار را می کردید.

حتی قبل از اینکه محققان این را بفهمند.

این اطلاعات واقعاً برای ما اخبار خوبی است.

زیرا معلوم شده است روشی که ما زندگی می کنیم در تجمع این

پلاک های آمولوئید تأثیر گذار است.

پس راهکارهائی برای جلوگیری از رسیدن به نقطه اوج وجود دارند

که ما می توانیم انجام بدهیم.

ریسک آلزایمر را همانند الاکلنگی متصور می شویم.

ما عوامل ریسک دار را در یک بازو می گذاریم، وقتی بازو به

زمین می رسد شما دارای نشان های بیماری و تشخیص داده شده

به آلزایمر هستید.

ادامه صحبت ها، در قسمت بعدی فردا در سایت قرار خواهد گرفت.

در صورتی که این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود هدیه نمائید.


برای جلوگیری از آلزایمر چه کار باید کرد؟  قسمت دوم

 

در مقاله قبلی، با

قسمت اول برای جلوگیری از آلزایمر چه کار باید کرد، آشنا شدیم.

اکنون قسمت دوم یکی از سخنرانی های تد که توسط خانم

لیسا گنووا ارائه شده است، ارائه می گردد:

فرض می کنیم شما پنجاه ساله هستید.

شما دیگر فردی جوان نیستید.

شما در طول سن تان مقادیری از پلاک های آمولوئید را جمع کرده اید.

شما مقداری به نقطه اوج نزدیک هستید.

بیائید به دی ان ای تان نگاهی بیندازیم

ما تمامی ژن هایمان را از مادر و پدرمان به ارث برده ایم.

بعضی از این ژن ها، ریسک را افزایش و برخی کاهش می دهند.

اگر شما مانند نقش آلیس در فیلم “هنوز آلیس” هستید.

شما یک جهش ژنتیکی را به ارث برده اید که میتواند سریعاً

آمولوئید بتا تولید بکند.

و این عامل به تنهائی می تواند باعث بروز آلزایمر شود.

اما برای اغلب ما ژن هائی که ارث برده ایم، فقط مقداری ریسک را

افزایش داده است.

به عنوان مثال، APOE4 گونه ای از ژن است که باعث افزایش

آمولوئید می شود.

اما شما می توانید نمونه هائی از ژن APOE4 را از مادر و پدرتان

به ارث داشته باشید.

و هرگز دچار آلزایمر نشوید.

به این معنی که برای اغلب ما، مولکول دی ان ای به تنهائی باعث آلزایمر

گرفتن یا نگرفتن مان نمی باشد.

پس چه چیزی باعث آن می شود؟

ما کاری در باره پیرشدن مان و یا ژن هائی که به ارث برده ایم

نمی توانیم بکنیم.

بنابراین، ما نمی توانیم سرنوشت مغزمان را تغییر بدهیم.

در مورد خوابیدن چطور؟

در خواب های عمیق با امواج آهسته، سلول های گلیال مان مایع

مغزی نخاعی را در سرتاسر مغز شستشو می دهند،

یعنی باقی مانده های متابولیک در سیناپس هایمان که در طول بیداری

جمع شده اند را پاکسازی می کنند.

خواب عمیق همانند یک نیروی پاکسازی برای مغزمان است،

اما چه اتفاقی میافتد اگر شما خودتان را از خواب محروم بکنید؟

اکثر محققان بر این باورند که کم خوابی شاید عملاً یک پیش نشانی

از آلزایمر باشد.

یک شب محرومیت از خواب باعث افزایش آمولوئید بتا می شود.

و خود این تجمع آمولوئید باعث اختلال در خواب می شود، که باعث

افزایش بیشتر این تجمع آمولوئیدها میگردد.

پس ما این حلقه بازخوردی بر روی هم تأثیر گذار را خواهیم داشت.

که به شتاب دادن تجمع تا رسیدن به نقطه اوج ادامه خواهند داد.

دیگر چه(عاملی تأثیر میگذارد)؟

سلامتی قلبی و عروقی، فشار خون بالا، دیابت، چاقی، سیگار، کلسترول بالا،

همه آنها در افزایش ریسک آلزایمر مؤثر دیده شده اند.

برخی از کالبد شکافی ها نشان داده اند که هشتاد درصد از افراد با

آلزایمر، همچنین دارای بیماری های قلبی و عروقی بوده اند.

تمرینات هوازی نشان داده اند که در کاهش میزان آمولوئید بتا در

نمونه های حیوانی مؤثر واقع شده اند.

بنابر این، سلامت قلبی، سبک زندگی مدیترانه ای و تغذیه میتوانند در

جهت عکس آلزایمر عمل بکنند.

بنابر این، کارهای بسیاری برای جلوگیری یا به تأخیر انداختن شروع

آلزایمر وجود دارد.

بگذارید در نظر بگیریم همه این موارد را انجام دادید.

در نظر بگیریم شما 65 ساله اید.

و در خانواده شما سابقه آلزایمر وجود داشته، پس شما مستعد به ارث بردن

یک یا دو ژن که میتواند باعث شدت گرفتن روند آلزایمر شود، را دارید.

برای سال ها شب زنده دار بودید.

عاشق گوشت قرمز هستید.

و شما دوندگی ندارید جز اینکه کسی دنبالتان بکند.

متصور شوید که پلاک های آمولوئید شما به نقطه اوج رسیده اند.

بازوی مقیاس الاکلنگتان به زمین خورد.

به نقطه انتشار آبشاری مولکول ها رسیدید.

که آتش را به جنگل می کشاند.

که باعث التهاب، و تولید تانگل ها، و مرگ سلول های عصبی شد.

شما باید هم اکنون دارای علائم آلزایمر باشید.

شما در پیداکردن کلمات و کلیدها و بیادآوری آن چیزی که من در ابتدای

سخنرانی گفتم، دچار مشکل شده اید.

اما امکان دارد اینطور نباشد.

یک کار دیگری نیز برای محافظت خود از ظهور علائم آلزایمر وجود دارد.

اگر حتی شما دارای علائم عمیقی از آلزایمر در مغزتان داشته باشید.

باید در حیطه انعطاف پذیری عصبی و مقاومت ادراکی مغز کاری انجام داد.

به یاد داشته باشید، تجربه داشتن آلزایمر تماماً نتیجه از دست دادن سیناپس ها است.

یک مغز متوسط بیش از صد تریلیون سیناپس دارد، که بسیار شگفت انگیزه،

ما هنوز باید بر روی آنها کار کنیم.

و این یک عدد ثابتی نیست.

در طول عمرمان، در فرآیندی به نام انعطاف پذیری عصبی سیناپس ها

دچار افزایش یا کاهش می شوند.

هر لحظه که چیزی جدید فرا می گیریم، ما در حال ساخت و تقویت ارتباطات

عصبی و سیناپس های جدیدی هستیم.

در مطالعه بر روی راهبه های زن، 678 راهبه، تماماً بالای 75 سال، وقتی

که مطالعات آغاز شد، که برای بیش از دو دهه طول کشید.

آنها به طور منظم بررسی های فیزیکی و آزمایش های ادراکی را تنظیم

کردند، و وقتی مردند، تمام افراد مغزشان برای تشریح اهدا شد.

در برخی از این مغزها، محققان چیزی شگفت انگیز یافتند.

علیرغم وجود پلاک ها و تانگل ها و انقباض مغزی، چیزی به نظر

می رسد در مورد آلزایمر محقق شد، راهبه های متعلق به این مغزها،

هیچ اثری از داشتن بیماری آلزایمر در طول حیاتشان نداشتند.

چطور ممکن است؟

ما معتقدیم، بدلیل اینکه این راهبه ها از یک سطح مقاومت ادراکی بالائی

برخوردار بودند، میشود گفت که آنها سیناپس های عملیاتی زیادی داشتند.

کسانی که سال های زیادی، آموزش رسمی دارند، مهارت بالائی در ادبیات

دارند، کسانی که در فعالیت های منظم و متداول روانی هستند، تمامی آنان

مقاومت ادراکی بالائی دارند.

آنها مسیرهای فراوان و ذخیره های برای ارتباطات عصبی دارند.

پس حتی اگر آنها بیماری چون آلزایمر داشته باشند

با وجود از دست دادن برخی از سیناپس هایشان، آنها هنوز مسیرهای

پشتیبان زیادی را دارند.

این باعث می شود آنها احساس فراموشی چیزی را نکنند.

یک مثال ساده شده را متصور می شویم.

بگوئیم که شما فقط یک چیز در مورد موضوعی می دانید،

مثلاً در مورد من متصور شویم.

شما می دانید که لیسا گنووا کتاب “هنوز آلیس” را نوشته است.

این تنها چیزی است که راجب من می دانید.

شما فقط یک ارتباط عصبی را دارید، که فقط یک سیناپس دارد.

فرض کنید شما آلزایمر دارید،

یعنی شما پلاک ها، تانگل ها و التهاب ها را دارید.

و میکروگلیا آن سیناپس را تخریب کرده است.

و اکنون کسی از شما می پرسد:

“نویسنده هنوز آلیس کیست؟”

شما به یاد ندارید.

به خاطر اینکه آن سیناپس از بین رفته است.

شما مرا برای همیشه فراموش می کنید.

چه می شد اگر شما در مورد من اطلاعات زیادی داشتید؟

مثلاً شما چهار چیز راجب من می دانستید.

اکنون فرض کنیم شما آلزایمر دارید و سه تا از آن سیناپس ها دچار آسیب شده و یا از بین رفته اند.

شما هنوز میانبری برای عبور از آلزایمر دارید.

هنوز می توانید به اسم من برسید.

پس ما هنوز می توانیم در مقابله با آلزایمر از طریق بکارگیری ارتباط های

آسیب ندیده انعطاف پذیر باشیم.

ما این ارتباطات میانبر یعنی مقاومت ادراکی خود را با یادگیری چیزهای

جدیدی می سازیم.

در حالت ایده آل، می خواهیم این چیزهای جدید تا حد ممکن با معنی باشند،

حاوی بینش، معنا، تداعی کننده ودارای احساس باشند.

پس این از طریق حل کردن جدول بدست نمی آید.

نمی خواهید که اطلاعاتی که اکنون داشته اید را بازیابی کنید.

زیرا این مثل گردش در خیابان های آشنای گذشته تان است.

گشت و گذار در همسایگی هایی است که هم اکنون با آن ها آشنا هستید.

شما باید راه های جدیدی بسازید.

ساختن ذهنی مقاوم در برابر آلزایمر به این معنی است که یک زبان جدید

یاد بگیرید،

دوستان جدیدی پیدا کنید،

کتابی بخوانید،

یا به یک سخنرانی برجسته گوش بدهید.

و با وجود این اگر روزی علائم آلزایمر در شما پیدا شد،

سه درسی است که من از مادربزرگم و افراد زیادی که با این بیماری

زندگی می کنند، آموخته ام.

تشخیص، به معنای این نیست که شما فردا خواهید مرد.

از زندگی لذت ببرید.

شما حافظه عاطفی تان را از دست نخواهید داد.

شما هنوز قادر به درک عشق و لذت هستید.

شاید شما چیزی که من پنج دقیقه پیش گفتم، بیاد نداشته باشید،

اما شما احساسی که با من داشتید را به یاد خواهید داشت.

و شما بیش از آن چیزی هستید که می توانید به یاد بیاورید.

ممنون

در صورتیکه این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

بخشش در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

بخشش در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

بخشش در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) می تواند مشخص کننده

این باشد که تا چه میزان از زندگی خود در این دوران لذت

می بریم یا خیر.

با سختی، خودش را به قسمت بیمه اداره رساند و پس از اینکه

نسخه های بیمه را که برای دریافت هزینه های آن با خود آورده

بود، به مسئول مربوطه ارائه کرد و تأئیدیه آن را گرفت، تازه یک

نفس راحتی کشید و به محض اینکه سر خود را بازگرداند،

نگاهش به  اینجانب که به فاصله چندمتری از ایشان قرار داشتم،

افتاد و سپس شروع به گفتگو با اینجانب نمود.

مرتب از فردی که در زمان اشتغالش برایش دردسر ایجاد نموده

بود داد، سخن برآورد. و مدام از وی می گفت و مسائلی که

بر سرش آمده بود.

داستانی در خصوص بخشش         

یاد یک داستانی افتادم که در کتابها خوانده بودم.

دو راهبه که یکی مسن تر و دیگری جوان بودند در مسیری

می رفتند، در طی مسیر خود به رودخانه ای رسیدند و در زمانی

که قصد داشتند از آن رودخانه عبور نمایند، مشاهده نمودند که

خانمی نیز می خواهد از رودخانه رد شود، لکن به علت عمق

آب از این کار امتناع می کند.

راهب مسن تر که پاچه های شلوار خود را بالا زده بود، به سمت

زن رفت و او را در پشت خود گرفت و با هم از رودخانه گذر

کردند. و در آنطرف رودخانه، آن زن را به زمین گذاشته و خود

را مرتب نموده و آماده حرکت به سمت مسیر خود شد.

راهب جوان تر که این مسئله را دید، او هم از رودخانه رد شد،

و او هم به همراه راهب مسن تر، به مسیر ادامه داد. در طول

مسیر تمام مدت، فکر راهب جوان بسیار درگیر موارد بود و

نهایتاً در انتهای مسیر که بسیار هم از رودخانه دور بود،

طاقتش طاق شد و از راهب مسن پرسید.

استاد، آیا تماس با یک جنس مخالف، جایز است؟ راهب مسن تر

پرسید چطور؟ و راهب جوان مسأله عبور از رودخانه را

مطرح نمود.

راهب مسن، به راهب جوان گفت: پسرجان، من آن زن را در

کنار رودخانه زمین گذاشتم و آمدم، تو چرا اینهمه راه، او

را زمین نگذاشتی؟

حال مَثَل ما و این عزیز است، که بعد از اینکه سالیان سال،

از بازنشسته شدن او گذشته است، هنوز کینه ای که در سالهای

اشتغال، در دل خود داشت، هنوز با خود همراه دارد و حاضر به

زمین گذاری آن نشده است، و مشخص است که نتیجه این حمل،

این مهمان ناهمخوان، چیزی غیر از تحمل درد و رنج های

فراوان و عدم آسایش خود و دیگران نیست.

ما در این مقاله بر آنیم که به این مقوله نظری بیفکنیم.

پس با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله روزه کلامی را نیز

مطالعه فرمائید.

بخشش چیست؟

بخشش تصمیم برای رها کردن خشم و افکار انتقام‌جویی است

و باعث روابط سالم تر، کاهش استرس و اضطراب و افسردگی

و سلامت روانی و معنوی می شود.

چرا باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بخشش داشته

باشیم؟

بخشیدن، فراموش کردن و ازخودگذشتگی نیست و با تحمل کردن

افرادی که ما را رنجانده اند فرق دارد.

 شما مجبور نیستید دیگران را ببخشید ولی هنگامی که بدانید اگر

از اشتباهات دیگران بگذرید و به آنها نچسبید، چقدر آرامش

بیشتری دارید، هرگز کینه توزی، خشم و قهر را انتخاب نمی کنید.

فراموش نکنید که بخشیدن نشانه عزت نفس بالای شماست.

بخشیدن، فراموش کردن و رها شدن از احساسات شدیدی است

که به حوادث گذشته مربوط می شود. وقتی نمی توانیم دیگران را

ببخشیم، خود را فردی فراموش شده، مأیوس و ناتوان می دانیم.

در واقع ما نمی توانیم منکر اشتباهات خود شویم؛ اما می توانیم

رفتار خود را تغییر دهیم تا شرایط مطلوب تر و آینده بهتری را

به خود نوید دهیم.

در واقع بخشش، آمادگی برای رهایی از رنج های گذشته و

تصمیمی است برای پایان دادن به مشکلاتی که از گذشته با خود

داریم. البته در بخشی از وجود ما این باور وجود دارد که

می توانیم آرامش فکرمان را با پیروی از نفرت، خشم و رنج به

دست آوریم و همواره حساب و کتاب های عادی داشته باشیم و

دچار حالاتی مانند کینه، نفرت و خشم شویم. بدین ترتیب

نمی توانیم آرامش داشته باشیم. بخشش می تواند ما را از زندانی

که با ترس و غضب در ذهن خود ساخته و بر خود تحمیل

کرده ایم رها کند

پیشنهاد می شود، مقاله کمک کردن به خود

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز

مطالعه فرمائید.

چطوری باید دیگران را ببخشیم؟

بخشیدن می‏تواند به هزار و یک علت روی سلامت روان آدم

تاثیر مثبت داشته باشد که بعضی از این علت‏ها اینها هستند:

۱. کینه، اتلاف انرژی و درگیری ذهن بیشتر است.
۲. بخشش، یک پایان خوب برای هر اتفاقی است.
۳. با بخشش از بیماری‏های روان تنی دور می مانیم.

بایدها و نبایدهای گذشت کردن را بشناسید:

مثل خیلی دیگر از رفتارها گذشت کردن، بایدها و نبایدهای

خودش را دارد که کم توجهی کردن به آنها، این رفتار پسندیده

را با شکست مواجه می کند و در نتیجه حال شما را بدتر از

قبل می کند.

بایدهای گذشت:

– باید گذشت را آزادانه انتخاب کنید نه اینکه به صرف آموزه ها
و یا فشارهای دیگران، خودتان را به نوعی مجبور به انجام آن ببینید.

– برای کامل شدن فرایند گذشت، باید صبور  باشید و به صورت
آهسته و پیوسته روی خودتان کار کنید.

– در گذشت، باید تمرکزتان فقط روی خودتان و بهتر کردن

حالتان باشد. شما نمی توانید فرد دیگر را هر چقدر هم که

مقصر باشد تغییر بدهید.

نبایدهای گذشت:

– گذشت را نباید به معنای آشتی بدانید. آشتی کردن مرحله بعدی

گذشت است و لازم است قبل از اینکه بخواهید با فرد مقصر

آشتی کنید، فرایند گذشت را در خودتان کامل کرده باشید.

– گذشت را نباید به معنای فراموش کردن اتفاقات پیش آمده بدانید.

واقعیت این است که اتفاقات زندگی، اتفاق افتاده اند و نمی توانند

فراموش شوند. کاری که گذشت می کند این است که بار هیجانی

ماجرا را می گیرد و باعث می شود که شما دیگر از بابت یادآوری

آن اتفاق حالتان بد نشود نه اینکه آن ماجرا را به کلی از ذهن تان

پاک بکند.

– نباید به خاطر گذشت، منتی بر سر کسی گذاشت. همانطور که

گفته شد گذشت، انتخاب خودتان بوده است، شما برای بهتر کردن

حال خودتان آن را انتخاب کرده اید و کسی شما را مجبور به آن

نکرده است.

بخشش را از کجا شروع نمائیم؟

برای شروع بخشش، ما آن را به گام های مختلفی تقسیم نموده ایم

که امیدوارم بتواند در رسیدن به آرامش فکری و بخشش افراد،

کمک شایانی به عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) نماید.

گام اول : احساسات منفی را انکار نکنید!
گام دوم : دو دو تا چهار تا کنید! و سود و زیانهای بخشیدن و

عدم بخشش را با خود مرور کنید، و بدانید که کدام ارزشمندتر

است.
گام سوم : حق قصاص و بخشش داشتن و نهایتاً بخشش را

انتخاب نمودن، می تواند برای هر فردی لذت بخش باشد.
گام چهارم : به محدودیت‏های او فکر کنید
گام پنجم : خوبی‏ها را هم ببینید
گام ششم : تصمیم بگیرید که ذهن خود را از هر خشم و نفرتی

پاک سازید و بخشش داشته باشد.
گام هفتم : بخشیدن را در عمل نشان دهید!
                 

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

آیا رویدادها به میل و علاقه ما در دوران پیشکسوتی (بازنشستگی) به وقوع خواهند پیوست؟

آیا رویدادها به میل و علاقه ما در دوران پیشکسوتی (بازنشستگی) به وقوع خواهند پیوست؟

یکی از همکاران بسیار خوب و عزیز ما که در اداره مرتب از

زمین و زمان، گله و شکایت دارد، چند روزی مرا به فکر فرو

برده بود که چگونه است که این بنده خدا، مرتب برایش مشکل

ایجاد می شود و همیشه بیماری ها و حوادث بر سر راه ایشان

قرار دارد. زیرا که همیشه در گیر بیماری های اسکلتی و

داخلی خود و عزیزان خود می باشد.

تا اینکه در سر یک مسأله ای، وقتی که نوبت ارائه مدارک ایشان

جهت گرفتن مزایائی شد، عکس العمل ایشان برای ارائه مدارک،

جواب سئوالات مرا به خوبی داد و به چشم خویش دیدم کم کاری

ایشان در ارائه مدارک، آنهم به صرف اینکه خودش را از قبل

بازنده و رد شده آن مسأله می دانست و از ارائه مدارک به دلیل

اینکه امکان قبول اینجانب نمی باشد، سر باز زد. و از

بزرگترین حق خود، گذشت.

         

خوب آیا واقعاً سیستم مقصر است که ایشان به حق خود نرسیده

است؟

سیستم مزایا و امکانات، از کجا باید متوجه گردد ایشان مدرکی

را که میتواند نشاندهنده محق بودن ایشان برای آن امتیاز باشد

را در دست دارد؟

تا زمانی که مدرک ارائه نگردد، آیا ایرادی بر سیستم وارد

است؟

سپس به این نتیجه رسیدم که

“از ماست که بر ماست”.

هر چه که ما بکاریم، همان را درو خواهیم نمود.

     

هیچ موقع امکان ندارد که فردی جو بکارد و انتظار داشته باشد که

گندم درو نماید.

و آنگاه به عملکرد دیگر همکاران و اقوام و خویشان خود نیز

نگریستم، آنان که همیشه خوش بین بوده و خود را برای اتفاقات

خوب آماده می نمودند و همیشه در هر حادثه ای، درس های آن

را برای خود در نظر می گرفتند و در هر حال، احساس خود را

خوب نگه می داشتند. در همه حال، زندگی خوب و شاد، و

اتفاقات خوب و مثبتی را برای خود رقم می زدند.

ما در این مقاله سعی داریم اتفاقات و ارتباط آن با میل و علاقه را

مورد بحث و بررسی قرار دهیم.

پس با ما همراه باشید.

میل و علاقه چیست؟

میل و علاقه در لغت به معنی خواستن ، ارزو داشتن ، آرزو

کردن، خواستاربودن آمده است.

و هر چیزی که ما بخواهیم و به آن سمت گرایش داشته باشیم،

حاصل میل و علاقه ما است.

چرا میل و علاقه ما می تواند بر رویدادهای ما در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) تأثیر بگذارد؟

همانگونه که عرض شد، این میل و علاقه ما است که رویدادها

را به سمت ما هدایت می نماید.

بقول استاد ما،

“هیچ اتفاقی اتفاقی اتفاق نمی افتد و همه اتفاقها، تابع نظم خاصی

هستند”.

همه اتفاق ها پیرو درخواست ما از کائنات و جهان هستی رخ

خواهند داد. حال این ما هستیم که به جهان هستی سفارش

می دهیم.

جهان هستی مانند یک رستوران سلف سرویس می باشد که همه

امکانات و وسائل در آن قرار دارد، تنها لازم است که سفارش

آن ها را صادر نمائیم و سه مرحله جذب، یعنی توجه، درخواست

و دریافت را رعایت نمائیم.

در مرحله اول، توجه که همان میل و علاقه ما است، کافی است

که ما به چیزی که می خواهیم توجه نمائیم. و به صورت مثبت

نیز باید این عمل انجام شود. مثلاً “من بیماری را نمی خواهم”،

کائنات “نمی خواهم” را متوجه نمی شود و معنی “من بیماری

را می خواهم” را دریافت خواهد داشت و شما را به سمت بیماری

سوق خواهد داد و اتفاقاتی در سر راه شما قرار می گیرد که شما

به بیماری دچار خواهید شد.

 

برندگان به این دلیل برنده هستند، چون از اول خودشان را برنده

دیده اند، و زمانی که اعلام برنده شدنشان به آنها اعلام می شود،

اکثراً ذوق زده نمی شوند، زیرا که از ابتدا خود را برنده

می انگاشتند، و بازنده ها نیز به همچنین، کسی که همیشه خود

را بازنده می داند، همیشه در همه جا، بازنده می باشد و

این قانون است.

چطوری می توان میل و علاقه خود را در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) به سمت موفقیت هدایت نمود؟

تا اینجا متوجه گردیدیم که اتفاقات را ما به سمت خود هدایت

می نمائیم و اگر می خواهیم که اتفاقات خوبی برای ما رقم بخورد،

باید تمرکز، توجه، میل و علاقه خود را به سمتی که دوست

داریم و به صلاح ما می باشد، هدایت نمائیم.

هیچ قانون و دستورالعمل خاصی هم در این بین وجود ندارد.

بارها و بارها، عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) را مشاهده نموده ام

و این قانون مکرراً برای من تداعی شده است. کسانی که از ابتدا،

همیشه خوش بین بودند و همیشه شادی و نشاط و سلامتی را برای

خودشان خواسته اند و همیشه میل و علاقه اشان به سمت عشق و

محبت و دوست داشتن بوده است، اکثراً در این سن نیز، همچنان

خدا رو شکر، سرپا و قبراق و سرحال و خندان و شاد هستند و

زمانی که حتی به میان شاغلین قدم رنجه می نمایند، شادی و نشاط

خودشان را به همگان ارزانی می دارند. و در مقابل نیز عزیزانی

را مشاهده می نمایم که در زمان اشتغال، همیشه از زمین و زمان

گله و شکایت داشتند و به ندرت بعضی از آنها را می بینید، که

همچنان سلامت و شاد باشند، و متأسفانه اکثر آن ها در حال

مبارزه با بیماری و مشکل بزرگی می باشند.

به نظر شما آیا اینها همه اتفاقی است؟

       

به فرمایش استاد صاحبی:

زندگی فعلی ما حاصل انتخاب های گذشته ما است، اگر ما

می خواهیم زندگی بهتری را تجربه نمائیم، باید انتخاب های

متفاوتی داشته باشیم.

در صورتی که این مقاله برای شما مفید بود، آن را به عزیزان خود هدیه نمائید.

افسردگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)  

افسردگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

افسردگی در دوران پیشکسوتی را میتوان از بیماری های شایع

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) دانست،

به همین خاطر در این مقاله آن را مورد بحث و بررسی قرار

می دهیم و در مقاله بعدی، راه های مقابله با این بیماری را با

هم مرور خواهیم نمود.

با گرفتن حکم پیشکسوتی(بازنشستگی) و به دلیل اینکه هنوز باور

ندارد که بعد از 30 سال باید محل کار خود را ترک نماید، لذا د

ر کمال بهت و تعجب مراحل تسویه حساب را که خود یک

هفت خوان درست و حسابی است را طی نموده و پس از آن

به سمت خانه روان می شود.

تعدادی از همکاران اینجانب متأسفانه به محض پیشکسوت

(بازنشسته) شدن بعد از یک تا سه ماه، بدلیل عدم قبول شرایط

جدید از طرف فرد، دچار ایست قلبی و به دیار باقی شتافتند.

و عده ای دیگر نیز بعد از چند ماه ابتدا به بیماری افسردگی

دچار، و سپس بوسیله همین بیماری، انواع و اقسام بیماری ها

را به سمت خود جذب نمودند و پس از چند سال که آنها را

ملاقات می نمائیم، مثل اینکه ده ها سال از پیشکسوت

(بازنشسته) شدن آنها گذشته است؟

حال سئوال این است، که چرا بعضی از عزیزان با این مقوله

به راحتی برخورد نموده و آن را با آغوش باز می پذیرند؟

اما تعدادی دیگر، با تمام وجود به محل کار خود چسبیده و به

زور باید آنها را از محیط کار جدا نمود و پس از آن نیز، با

عدم قبول شرایط و محیط جدید، هم برای خود و هم برای

اطرافیان و خانواده خود، ایجاد زحمت و مشکل می نمایند.

چرا فردی که هم اکنون تازه به مقام پیشکسوتی رسیده است و

باید بزرگ خانواده و فامیل گردد و آنها را هدایت و رهبری نماید،

خود از قبول مسئولیت جدید، ترس دارد و نمی تواند موقعیت

جدید را قبول نماید؟

پس با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله انرژی در دوران

            
پیشکسوتی(بازنشستگی) را مطالعه نمائید.

افسردگی چیست؟

افسردگی یک بیماری روانی‌ است که باعث احساس غم

و ناراحتی مداوم و از دست‌دادن علاقه می‌شود.

اکثر افراد بعضی از مواقع احساس نارحتی، افسردگی و غم

می‌نمایند، احساس افسرده و غمگین بودن واکنشی طبیعی بدن

به مشکلات زندگی و از دست‌دادن چیزها و کسانی که به آنها

علاقه داریم، می‌‌باشد.

اما زمانیکه این احساس غم و اندوه شدید، بی‌امیدی، بی‌چارگی

و بی‌ارزشی بیشتر از چند روز یا چند هفته طول بکشد، شما

دچار بیماری افسردگی شده‌اید.

و این بیماری در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) با ورود به

محیط جدید و موقعیت جدید، رنگ و بوی جدید نیز به خود

گرفته در صورتی که نتوانیم آن را مهار نمائیم، به صورت

خیلی جدی، رخ نازیبای خود را به ما نمایش می دهد.

  پیشنهاد می شود، مقاله نقطه سر خط را

نیز مطالعه فرمائید.  

چرا افسردگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از

اهمیت ویژه ای برخوردار است؟

از زمانی که در خصوص موارد گنجینه های نیروی انسانی

به تحقیق و بررسی مشغول شدم، همیشه در مطالعات و

بررسی ها به این نکته اساسی مواجه می شدم که کلید ورود

بیماری ها به بدن عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) افسردگی

است.

و اگر عزیزی، آنقدر خود را با محیط جدید و افکار جدید

بصورت منفی مواجه نماید، افسردگی، اولین بازخورد این تغییر

رفتار در نفرات می باشد.

بارها و بارها با همکاران قدیمی مواجه شدم و همیشه این

تحقیق در مورد همه این عزیزان به اثبات رسیده است:

فردی که خوش بین بوده و شرایط را خیلی زود قبول می نماید

و موقعیت جدید را برای خود مطلوب می نمود، در زمان

پیشکسوتی(بازنشستگی) نیز خیلی سریع خود را با نبودن

در محل کار قبلی و احتمالاً ورود به محیط کار جدید و یا

موقعیت های جدید دیگر منطبق ساخته و شادی و نشاط

خود را مجدداً آغاز می نمایند.

لکن عزیزانی که به سختی محیط کار را ترک می نمایند،

در موقع دیدار مجدد، معمولاً اکثریت قریب به اتفاق آنها

برای تحویل نسخه های بیماری خود به محل کار مراجعه

می نمایند و ای کاش، فقط برای تحویل نسخه بود، برای

معرفی به بیمارستان و مراکز درمانی نیز دلیل بعدی این

پیشکسوتان غافل از خود، می باشد.

اگر مقاله کیف های خود را زمین بگذارید،

را تا کنون نخوانده اید، می توانید آن را از

اینجا مطالعه نمائید.

علائم افسردگی چیست؟

علائم متفاوتی برای افسردگی اعلام گردیده است، لکن یک

سری علائم است که اکثریت بر روی آن علائم، تجمیع نظر

دارند، اگر شما یا هر فرد نزدیک به شما، دچار این علائم

بود، حتماً جهت رفع آن ها اقدامات لازم را بعمل آورید:

این علائم به شرح ذیل می باشد:

–       داشتن افکار منفی:

o     ممکن است احساس کنید که مانند باری بر دوش دیگران

است و دائماً به فکر مرگ باشید.

–       خستگی مفرط:

o     اخیراً انرژی خود را به سرعت از دست داده و دیگر

نمی توانید مانند قبل به فعالیت های خود ادامه دهید.

–       کاهش وزن:

o     ممکن است به تازگی دچار کاهش وزن شده و تمایلی

به خوردن غذا از خود نشان ندهید.

–       ترک سرگرمی:

o     ممکن است از سرگرمی هائی که قبلاً شما را خوشحال

میکرده، سر باز زنید و نسبت به آنها دیگر تمایلی نداشته باشید.

–       مشکلات خواب:

o     ممکن است شب نتوانید بخوابید یا اینکه طی روز

نمی توانید حتی یک لحظه بیدار بمانید. در هر دو صورت،

نداشتن خواب کافی و یا خوابیدن بیش از حد می تواند

علائم افسردگی باشد.

–       ناراحتی:

o     ممکن است بی دلیل غمگین بوده و شاید روزها گریه کنید.

–       افزایش مصرف قرص های آرام بخش:

o     ممکن است مصرف قرص های آرام بخش و دخانیات

تمایل بیشتری نشان دهید.

–       گوشه نشینی:

o     ممکن است علیرغم شخصیت صمیمی و جمع دوستی

که همیشه داشته اید، بیشتر به تنهائی و گوشه نشینی تمایل

نشان دهید.

اگر این موارد را درخود می بینید به خودتان کمک کنید که

مهم ترین راه نیز همین است.

انشاله در مقاله بعدی، حتماً به راههای پیشگیری از افسردگی

خواهیم پرداخت، با ما همراه باشید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود هدیه نمائید.        

امیدوارم که مقاله افسردگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

قسمت اول را مطالعه نموده باشید.

              

        

حال که متوجه شدیم افسردگی چیست، به راههای مبارزه

و مقابله با این بیماری می پردازیم.

چطور افسردگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را

            

درمان نمائیم؟

برای درمان این بیماری روشهای دارویی و درمانهای

غیر دارویی نظیر ورزش,تغییر روش کار وزندگی و…

وجود دارد.

لکن نگارنده در وضعیت های حاد و بحرانی پیشنهاد می نماید

که به سراغ مراجعه به پزشک و استفاده از روشهای داروئی بروید.

به قول استاد سلیمی، می فرمود: بدن ما، خود یک کارخانه

تولید دارو است، فقط باید بدانیم به چه وسیله ای داروهائی لازم

را تهیه و در دسترس داشته باشیم.

اصول اصلی مقابله با افسردگی:           

به خاطر همین اصل، موارد ذیل را به اختصار بیان می نمائیم:

–       مهربان بودن با خود: اگر مقاله انرژی را مطالعه نموده
باشید، متوجه خواهید شد که با افسردگی، انرژی خود را به
پائین ترین حد خود می رسانید و در صورتی که انرژی شما
کاهش یابد، مغز  از انجام فعالیت هائی که تا کنون انجام
می داده اید، جلوگیری می نماید.

–       تعیین هدف های کوچکتر: برای خود هدف های دشوار
در نظر نگیرید و کارهای مهم را به مراحل کوچک تر تقسیم
کنید. و آنچه را که در توان دارید انجام دهید.

–       عدم سرزنش خود: به هیچ عنوان خود را به خاطر
اینکه نمی توانید پیشرفت بیشتری داشته باشید، سرزنش ننمائید.
و از به وجود آوردن تغییرات بزرگ در زندگی خود، پرهیز
نمائید، زیرا اکنون زمان این کارها نیست. یادتان باشد که
افسردگی، قضاوت شما را مختل می کند.

–       شناسائی موقعیت ها و رفتارهای استرس زا: سعی کنید
موقعیت ها یا رفتارهایی را که بیشترین استرس را به وجود
می آورند، شناسایی کنید و برای اجتناب از این موقعیت ها یا
تغییر دادن این رفتارها به دنبال راه های ویژه ای باشید. مثلاً
اگر می دانید که همیشه به سر کار یا قرارهای مهم  دیر
می رسید و این کار، استرس قابل توجهی ایجاد می کند،
محتاطانه تصمیم بگیرید تا بتوانید زودتر از وقت تعیین شده،
به سر کار یا قرارها برسید.

                      

            

–       ورزش منظم: یکی از اصولی که خیلی سریع می تواند
بر روی افسردگی اثر مستقیم بگذارد، ورزش است. سی دقیقه
تمرین و نرمش بدنی برای حداقل سه روز در هفته می تواند در
عرض چند هفته، حال شما را بسیار بهبود بخشد. تمرین بدنی
از استرس می کاهد، تنش های ماهیچه ای را از بین می برد و
اغلب، روحیه شما را تقویت می کند. پزشکان بر این باورند که
ورزش، گردش خون را بهبود می بخشد و ذخیره اکسیژن مغز
را افزایش می دهد. به علاوه، ورزش، باعث آزاد شدن مواد
شیمیایی به نام اندروفین ها و آنکفالین ها می شود، که داروی
ضد افسردگی طبیعی هستند.

–       منظم باشید: یک روش منظم متناسب با خود پیدا کنید
و تا آن جا که می توانید به آن پایبند باشید. هر روز، سر ساعت
معین بیدار شوید و سر ساعت معین، غذا بخورید و شب، زود
به رخت خواب بروید تا خواب شبانه خوبی داشته باشید.


بسیاری از کسانی که بیماری افسردگی بویژه افسردگی دو
قطبی دارند وقتی به اندازه کافی نمی خوابند حالشان بدتر
می شود. پیروی از یک روش منظم می تواند ساعت زیستی
(طبیعی) شما را که اغلب به هنگام افسردگی مختل می شود،
دوباره منظم کند.

طبیعت هر فردی متفاوت از دیگری است و قوای بدنی او
طوری طراحی شده است که در زمان خاصّی خسته و در
زمان خاصّی گرسنه می شود و حتّی آمادگی ذهنی او برای
مطالعه و تفریح هم محدود به اوقات خاصّی از شبانه روز است.
این برنامه طبیعی را ساعت زیستی (بیولوژیک) می نامند که
باید آن را شناخت و خود را با آن تنظیم نمود.

–       جمع آوری اطلاعات: هرچه راجع به افسردگی، اطلاعات
بیشتری به دست آورید، کنترل آن نیز راحت تر خواهد بود.
اطلاعات موجب می شود که بیماری، کمتر مرموز و ترسناک
به نظر برسد.

–       خودداری از مصرف مواد مخدر: مصرف مواد مخدر
مانند سیگار و سایر مواد و مشروبات، نه تنها افسردگی شما را
کاهش نمی دهند، بلکه مدت زمان درمانتان را نیز افزایش می دهند.

–       آگاهی کامل از افکار خود: وقتی افسرده هستید به افکار
خود توجه کنید، بدون آن که در مورد آنها قضاوت کنید یا در
مورد صحّت آنها نگران باشید. آیا شما به طور دائم، خود را
دست کم می گیرید؟ راجع به اشتباهتان با ناراحتی صحبت
می کنید؟ یا تصوّر می کنید که مصیبت و گرفتاری در کمین
شماست؟ آگاه شدن از این گونه افکار می تواند از میزان تحریف
فکر (که به طور کلی، حاصل افسردگی است) بکاهد.

–       ارتباط با دیگران: در زمان افسردگی، احتمالاً هرگونه
تماس با دیگران را به عمدْ قطع می کنید. اگر برای مدت
طولانی ای تنها باشید و با مشکلات خود، مشغله ذهنی داشته
باشید، ناراحتی شما تداوم خواهد یافت. در کنار دیگران بودن،
توجه شما را از افسردگی منحرف می کند. برای انجام دادن
کارهای لذت بخش حتما از افراد دیگر نیز دعوت کنید. رفتن
دسته جمعی به سینما، تئاتر، ورزشگاه، کنسرت موسیقی، شنا،
سوارکاری و… لذت بیشتری به شما می دهد. ارتباط با اعضای
خانواده و دوستان صمیمی به عنوان گروه های حمایتگر که
شما را درک می کنند، تأثیر به سزایی بر درمان افسردگی
می گذارد.

–       فرصت به خود: افسردگی، بیماری سختی است که
یک شبه خوب نمی شود. یادتان باشد که بهبود یافتن افسردگی
قاعده است نه استثنا . به خود اطمینان بدهید که بهبود در راه است.

–       رفتن به مجتمع آموزشگاه معلولان: تعدادی از
مجتمع های آموزشی معلولان جسمی و حرکتی هستند که به
نظر نگارنده، می تواند، داروی اورژانسی برای کلیه کسانی
باشد که احساس می کنند در زندگی به آخر خط رسیده اند و
تمام مسیرها برای آنها مسدود شده است.

با رفتن به این مکان های مقدس، می توان افرادی را یافت

که فعل نتوانستن، را به توانستن و نگذاشتن را به انجام دادن

معنی کرده اند.

                             پیشنهاد می شود، مقاله آلزایمر و راههای مقابله با آن را نیز مطالعه فرمائید

توصیه هایی به اطرافیان

همانگونه که در خصوص بیماران آلزایمری نیاز است که

اطرافیان، نیز مراقبت های خاصی را مدنظر قرار دهند،

در این جا نیز لازم است، توصیه هائی به اطرافیان فرد

افسرده ارائه شود:

الف ـ فرد را برای درخواست کمک تشویق کنید.

ب ـ فراهم آوردن حمایت عاطفی (ابراز محبّت، درک،

صبوری، تشویق و قوّت قلب دادن).

ج ـ مراقبت از خود و خانواده: زندگی با یک فرد افسرده،

دشوار است. احتمال دارد عضو بیمار خانواده، حرف های

نیش دار و ناراحت کننده ای بزند و از شما انتظارات بیش

از حد داشته باشد. لذا عصبانی نشوید و تحمّل کنید.

د ـ تشویق به بستری شدن بیمار در صورت احتیاج به

بستری شدن.

به امید آن روز که تمام اختلالات روانی، مخصوصاً در

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) درمان شوند و انسان های

کره زمین، شاد، با نشاط و با صمیمیّت در کنار هم زندگی کنند.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

ارتباط با دیگران در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

ارتباط با دیگران در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

چهارمین سطح ارتباطات – ارتباط با دیگران در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) چیست؟

 کیفیت ارتباط انسان با خودش

کیفیت ارتباط انسان با محیط

کیفیت ارتباط انسان باخدا

بیانگر کیفیت ارتباط انسان با دیگران است.

شما بیشتر در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) با چه کسانی در

ارتباط هستید؟

مخاطب های شما چه ویژگی هائی دارید؟

مخاطب شما چه نیازهائی دارند؟

با چه روشی شما با دیگران ارتباط برقرار می کنید؟

خواسته های خود را چگونه بیان می کنید؟

چقدر می توانید جواب خواسته های خود را پیش بینی کنید؟

اینها سئوالاتی است که هر فردی باید در هنگامی که میخواهد

بحث ارتباط با دیگران را بررسی نماید، باید به آن پاسخ دهد.

ما در این مقاله بر آنیم که در خصوص ارتباط با دیگران در

دوران پیشکسوتی (بازنشستگی) مطالبی را مطرح نمائیم.

اهمیت ارتباط مؤثر در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

 

ارتباط مؤثر یعنی بزرگترین دارائی یک فرد در عصر جدید و در

دوران پیشکسوتی (بازنشستگی)

ارتباط مؤثر در انسان پتانسیل در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

ایجاد می کند.

ارتباط مؤثر در انسان دروازه های جدید را در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) باز می کند

ارتباط مؤثر به انسان فرصت دیدن و دیده شدن در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) می دهد.

باید ببینید و دیده شوید.

ارتباط چیست؟

 

ارتباط پدیده ای است که طی آن اطلاعات منتقل می گردد. و از

5 جزء اصلی  تشکیل شده است:

–        فرستنده

–        گیرنده

–        راه ارتباطی

–        پیغام

–        معنی

هدف ارتباط چیست؟

هدف اصلی هر ارتباط انتقال صحیح و کامل معنی است.

معنی نه یک مفهوم بیرونی، بلکه یک مفهوم درونی است که در

ذهن افراد جای دارد.

یک مجموعه واحد اطلاعاتی می تواند در ذهن افراد مختلف، معانی

مختلف داشته باشد.

یک فرد معمولاً چگونه ارتباط برقرار می کند؟

هر فرد معمولاً از طریق:

نوشتن 8%

خواندن 16%

صحبت کردن 33%

گوش کردن 43%

با دیگران ارتباط برقرار میکند و همانگونه که مشاهده می فرمائید،

گوش دادن حرفه ای، مهمترین مهارت یک ارتباط است.

عوامل مؤثر در انتقال اطلاعات چیست؟

محتوای کلام 7% یعنی 7% معنی پیام از ادراک و تفسیر کلمات

انتقال داده می شود.

لحن و طنین کلام 38% یعنی 38% معنی پیام از ادراک چگونگی

بیان کلمات انتقال داده می شود.

زبان غیر کلامی 55% و حدود 55% معنی پیام از ادراک

رفتارهای غیر کلامی حاصل می شود.

تفاوت انسان ها در ارتباطات چیست؟

یکسری از افراد بصری هستند، یعنی باید حتماً چیزی را مشاهده

نمایند تا معنی آن را درک نمایند.

یکسری از افراد سمعی هستند، یعنی باید صدای آن چیز یا صوتی

را بشنوند تا بتوانند معنی آن را درک نمایند.

یکسری از افراد نیز لمسی هستند، یعنی حتماً باید جنس یا آن شئی

را لمس نمایند تا بتوانند پیام آن را درک نمایند.

و یکسری از افراد ترکیبی از سه گروه فوق هستند، لکن در هر

صورت، یکی از خصوصیات فوق در وی، قوی تر می باشد و آن

خصوصیت خودنمائی می کند.

کلیدهای مدرن ارتباط مؤثر چیست؟

 

یکسری اصول و تکنیک هائی هست که در ارتباط مؤثر مهم هستند و

آنها به شرح زیر می باشند:

–        ارتباطات را با خواستن و اعلام نیاز شروع نکنید

–        ارتباطات را با انتقاد شروع نکنید

–        در صورت نیاز به نقد، حتما آنرا مثل ساندویج، استفاده نمائید

و آن انتقاد را در داخل خصوصیت مفید دیگری به وی عرضه نمائید

–        همیشه چیزی برای تقدیم کردن داشته باشید(ایده خوب،

پیشنهاد خوب، یک هدیه خوب و …)

–        همیشه اول حس خوب ایجاد کنید و بعد ارتباط را شروع کنید.

–        ارتباطات را شما مدیریت کنید و طرف مقابل را در شرایطی

قرار دهید که واکنش و پاسخی را نشان دهد که شما می خواهید

در شروع کار هیچ کس دوست ندارد چیزی بدهد.

ارتباط مؤثر یعنی چه چیزی را ببینی؟

ارتباط مؤثر یعنی چه چیزی را نبینی؟

ارتباط مؤثر یعنی چه چیزی را بشنوی؟

ارتباط مؤثر یعنی چه چیزی را نشنوی؟

باید بدانیم، بعضی چیزها را نباید ببینیم.

باید بدانیم، بعضی چیزها را نباید بشنویم و …

نتیجه ارتباط خیلی مهم تر از ارتباط است.

در پایان باید به این سئوال اساسی و مهم پاسخ دهید که :

نتیجه ارتباط برای شما و دیگران چه بوده است؟

–        احساس خوب

–        جذب خوب

–        نتیجه خوب

–        اثر خوب

–        یا برعکس!!!!

اگر این مقاله برای شما مفید بود

آن را به دیگر عزیزان خود، هدیه نمائید.

25 راه کار برای رفع استرس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

25 راه کار برای رفع استرس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

رفع استرس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) یکی از

مهم ترین مسائلی است که باید به آن پرداخته شود، زیرا که

اثر استرس در طولانی مدت می تواند لطمات جبران ناپذیری

بر افراد و بخصوص پیشکسوتان (بازنشستگان) وارد نماید.

امروز مشغول صحبت با یکی از دوستان بودم که متوجه

شدم فشار بسیار زیادی از فوت نوه اش بر او وارد شده

است، به گونه ای که امکان هر گونه عملی از طرف او و

دخترش، خارج از ذهن نبود.

آن موقع در این فکر رفتم که این مسئله که یک مسئله کاملاً

طبیعی است که برای این دوست ما اتفاق افتاده است(البته

لازم به ذکر میباشد همانگونه که قبلا نیز در مقالات 

متعدد بیان نمودم، این مسئله نیز بر اثر عملکرد

نامطلوب آنها بوجود آمده است- لکن در اینجا دنبال مقصر

نمی گردیم، تنها به دنبال راه کارهای برطرف نمودن استرس

هستیم)، اگر برای یکی از پیشکسوتان(بازنشستگان) پیشامد

نماید، چگونه باید با آن مواجه گردند و راه های بر طرف

نمودن این استرس ناگهانی چیست؟

چون بر اساس قانون 90-10 ، تنها ده درصد از مسائل زندگی

بر اساس موارد ناخواسته بوجود می آیند و نود درصد دیگر،

رفتارهائی است که ما در قبال آن ده درصد از خود بروز

میدهیم.

مثلاً بازتاب همین رفتار دوست ما در برابر از دست رفتن نوه،

که بر اساس همین قانون ده درصد موارد است، به 90%

رفتارهائی بر می گردد که این دوست ما در مقابل 10% انجام

میدهد و چه بسا، با انجام رفتارهائی فشار را چندین برابر

افزایش دهد، یا با درایت، فشار استرس را چندین برابر کاهش دهد.

مقاله شادی با لذت تندرستی را نیز مطالعه فرمائید

استرس چیست؟

استرس ذاتاً چیزی منفی نیست. عبارت استرس به هر وضعیتی

خواه جسمی و خواه عاطفی یا هر دو اتلاق می شود که نیاز به

پاسخ بدنی بیشتر از حد معمول دارد.

تغییری کوچک در دما که به بدن برسد نیز استرس به شمار

می آید زیرا نیاز به تغییراتی در فعالیت های بدنی دارد تا دما

را افزایش یا کاهش دهد.

استرس در زمانی منفی می شود که پاسخ ما به آن منفی شود.

اگر واکنش شما به یک معامله بزرگ تجاری مطلوب نباشد و

تنها یک اضطراب کشنده را در شما ایجاد کند، مسلماً بدنتان با

سردرد و یا از درد معده به آن پاسخ می دهد و سیستم ایمنی تان

نیز ضعیف تر می شود.

اگر کار روزانه شما نیاز به صدها بگومگو و جر و بحث را

در شما ایجاد می کند، در واقع شما استرس منفی را ایجاد

می کنید که طوری متفاوت بر بدنتان اثر می گذارد بدون آن

که مهارت شما در مقابله با استرس را در نظر بگیرید.

 پیشنهاد می شود مقاله قدر داشته هایمان را بدانیم را

مطالعه نمائید

علل بوجود آمدن استرس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

چیست؟

علل اصلی که می توان برای استرس در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) نام برد و آنها را لیست نمود، به شرح ذیل است:

·      هر تغییر جدیدی در زندگی خصوصا تغییر در شیوه

زندگی و یا محل زندگی

·      وضعیت اقتصادی دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

·      نگهداری از همسر بیمار

·      مرگ اقوام، نزدیکان ،افراد مورد علاقه ودوستان صمیمی

·      کاهش توانایی ها و قوای جسمانی و وجود بیماریهای

مزمن وناتوان کننده

·      نگرانی در خصوص طرد شدگی ویا زندگی در

سرای سالمندان

·      نگرانی در خصوص زندگی مستقل و ترس از تنها شدن

چرا مقابله با استرس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مهم است؟

استرس در طولانی مدت نیروی دفاعی بدن را از بین می‌برد

و به علت اینکه پیشکسوتان(بازنشستگان) خود دچار ضعف

قوای جسمانی می باشند(البته این نظر نگارنده نمی باشد،

لکن تعداد از عزیزان گنجینه نیروی انسانی به این عقیده

هستند) در مقابل بیماری‌های روانی و استرس‌های مجدد

روانی، عاطفی کاملاً آسیب‌پذیر می‌شوند.

چگونه باید با استرس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مبارزه نمود؟

ماهيت اغلب عوامل استرس‌زاي دوره پیشکسوتی(بازنشستگی)

برگشت‌ناپذير است. از اين رو، اغلب پیشکسوتان(بازنشستگان)

سعي مي‌کنند با کنار کشيدن خود از موقعيت‌هايي که نمي‌توانند

آن را تغيير دهند، از خود محافظت کنند.

به همين دليل بسياري تصور مي‌کنند که پیشکسوتی(بازنشستگی)

افراد را از لحاظ هيجاني بي‌تفاوت يا کرخت مي‌کند، در حالي

که آنچه به واقع رخ داده، به کارگيري نوعي مکانيسم مقابله‌اي

است.

راه کارهای مقابله با استرس:             

راه کارهای ذیل جهت مقابله با استرس های بد در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) میتواند کمک کنند، که در حالی

که سن تقویمی بالا باشد، سن بدنی کمتر شود و زندگی

طولانی تر همراه با شادی، نشاط و سلامتی داشته باشید.

1-   در صورت مجرد بودن، حتما ازدواج نمائید: مطالعات

نشان می دهد که افراد متأهل از افراد مجرد سالم تر هستند

در واقع تا 50% کمتر در خطر بیماری، حوادث و مرگ

هستند.

2-   چرت کوتاه: در طول روز 20 تا 30 دقیقه چرت زدن

بسیار مناسب است، زیرا در این زمان متابولیسم بدن در

کمترین حد خود می باشد.

3-   هیچ وقت فکر نکنید که علت موفقیت و یا شکست

فرزندانتان نتیجه مستقیم اعمال شماست: در صورت عدم

قبول کودکانمان برای آنچه هستند نه تنها استرس زیادی

را بر شما تحمیل می کند بلکه برای تمام خانواده باری

سنگین خواهد بود.

4-   پربارتر نمودن زمان بودن با فرزندان: روابط اجتماعی

نه تنها لذت بخشند، بلکه برای سلامت روانی مناسبند.

زمانی که منابع درونی ما تمام می شوند و کاهش می یابند،

آنگاه داشتن دوستانی که موجب کاهش نگرانی ها و مشکلات

شما شوند بسیار لازم و ضروری است.

5-   از طریق مذهبی یا مدیتیشن به روحانیت نزدیک

شوید: افرادی که در گروه های مذهبی و یا روحی شرکت

می کنند اغلب از سه کاهنده قوی استرس بهره می گیرند.

بخشش، امید و درک

6-   یک حیوان خانگی نگه دارید: مطالعات گوناگون نشان

داده اند که افرادی که دارای حیوان خانگی هستند نه تنها

طولانی تر زندگی می کنند بلکه شادتر نیز هستند و زندگی

پربارتری نیز دارند. حیوانات خانگی مانند دوست انسان

می تواند همراهی مناسب باشد و نزدیکی و آرامش را به

هر کسی ارائه کنند.

7-   یک فعالیت و یا سرگرمی جدید را شروع کنید: اگر

واقعاً از انجام کاری لذت ببرید، استرس به خودی خود از

بین خواهد رفت.

8-   از تکنیک های مدیریت زمان استفاده کنید: برنامه

روزانه و یا فهرست کارهائی که باید انجام دهید ممکن است

آنقدر پربار نباشد ولی می تواند استرس را تسکین دهد.

با فهرست کردن هر آنچه که می خواهیم به آن برسیم ما

خطر انجام چندین کار به طور همزمان را کم می کنیم و در

نتیجه استرس کمتری هم از نظر  جسمی و هم روانی بر ما

وارد می شود.

ادامه راه حل ها را در مقاله بعدی ارائه خواهد شد.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

همانگونه که در قسمت اول 25 راه کار برای رفع استرس

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) عنوان گردید، راه کارهای

رفع استرس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را باید در این

دوران اجرائی نمود تا بتوان از میزان استرس و تأثیرات آن

بر بدن جلوگیری نمائیم.

در اینجا، به قسمت دوم مقاله نیز ارائه می گردد:

پس با ما همراه باشید.

9-   برای رفع استرس، محیط خود را آزمایش کنید:

اگر منبع استرس شما از جای زندگیتان است به عنوان مثال،

یک شهر بزرگ، شما بهتر است به محیطی آرام تر و

ساکت تر نقل مکان نمایید. اما در صورتی که جابجائی و

نقل مکان ممکن نیست می توانید روابط نزدیک تری را با

همسایه هایتان برقرار کنید تا به کمک آنها محیط ساکت تر

و آرام تری فراهم کنید.

 

10-   خارج از چارچوب فکر کنید:

گاهی تنها با عوض کردن طرز فکرمان در مورد چیزی،

می توانیم به سادگی استرس را از زندگی مان خارج کنیم.

برای مثال از رفتن به سر کارتان شروع کنید. هر طوری

که می خواهد باشد قطار، هواپیما و یا ماشین. آن را فرصتی

برای آسایش، آماده کردن و یا تمرکز بنگارید تا این که آن

را به فرصتی برای خشمگین شدن مبدل نمائید.

11-   به دقت به امور مالی خود رسیدگی کنید:

پول بدون توجه به این که بسیار زیاد باشد یا بسیار کم،

می تواند مبدل به مشکل روحی برای ما گردد. محتاط و

باهوش باشید. سعی کنید بدانید که شما ارزش و مقام یک

انسان را دارید. مهمتر این که کیفیت زندگی شما بسته به

میزان دارائی شما نیست زیرا که گاهی دارائیها باری سنگین

می شوند و بسیاری از افراد ثروتمند خود را بَرده اموالشان

می دانند.

12-   هنر مدیتیشن و آرام سازی را بیاموزید:

مطالعات نشان می دهند افرادی که زمانی را به این گونه

فعالیت ها اختصاص می دهند فشار خون پائین تری دارند

و خطر بیماری قلبی نیز در آن ها کاهش می یابد.

13-   لبخند بزنید:

دانشمندان دریافته اند که ارتباطی بین عضلات صورتی

که در زمان خندیدن استفاده می شود و منطقه ای در مغز

که مواد شیمیائی و عصبی احساس خوب و خوب بودن را

آزاد می کند، وجود دارد.

    

                             

14-   ارتباطات واضح برقرار کنید:

با بهبود بخشیدن به مهارت های ارتباطی تان شما نه تنها

می توانید استرس را کاهش دهید بلکه از عصبانیت ترس و

خشم غیر ضروری خواهید کاست. گفتن و یا ارسال علائم

مختلف و مختلط برای اعصاب فواید زیادی در بردارد و نه

تنها باید ارتباط خوبی را برقرار کرد بلکه باید شنونده خوبی

نیز بود.

15-   تحرک داشته باشید: ورزش زیاد نه تنها اضطراب تان

را کاهش خواهد داد بلکه احساس افسردگی و اعتماد به نفس

پائین را نیز از بین می برد. این کار یکی از عوامل مهم کاهش

دهنده استرس می باشد.

                       

                 

16-   رژیم غذائی تان را عوض کنید: شاید چند کیلو اضافه

وزنتان بر استرس داخلی یا خارجی تان می افزاید. تغییر سالم

رژیم غذائی به شما کمک می کند تا با نشاط تر و شاداب تر

باشید و انرژی بیشتر داشته باشید و در کل شادتر نیز باشید.

17-   مصرف الکل را قطع کنید:

بسیاری از افراد، الکل را راهی برای فرار از استرس می دانند

ولی الکل هیچگاه استرس را کم نمی کند. مصرف الکل بیشتر

از دو اونس در روز، موجب افزایش فشار خون، افزایش

عصبانیت، آسیب به سلول های مغزی و در انتها افزایش

میزان استرس می شود.

مقاله تبدیل موانع به فرصت را نیز مطالعه فرمائید    

18- به فنجان دوم، نه بگوئید:

کافئین یکی از تحریک کننده ترین موادی است که بدنتان

می تواند استفاده کند. با جایگزینی نوشیدنی بدون کافئین به

جای یک فنجان قهوه در روز، شما آرام تر خواهید بود و

عصبانیت و استرس مربوطه به قهوه نیز از بین خواهد رفت.

19- سیگار را ترک کنید:

با ترک سیگار وضعیت سلامتی تان بسیار بهتر خواهد شد و

شما زندگی طولانی تری نیز خواهید داشت. افرادی که سیگار

را ترک می کنند خواهند دید که وضعیت ریوی آن ها در چند

روز بهتر خواهد شد، خطر بیماری عروق قلبی در عرض

یک سال کاهش می یابد و خطر سرطان در عرض سه سال

کمتر می شود.

              

                     

20- مثبت اندیشی داشته باشید:

ممکن است نخواهید یک مثبت اندیش مطلق باشید ولی حداقل

سعی کنید که از بدبینی فاصله بگیرید. برای کنترل حداکثر

استرس سعی کنید از هر دو نوع اندکی را در خود داشته باشید

به طوری که هیچ یک فراتر از دیگری نرود و غالب نگردد.

تفکر منفی می تواند سال هائی از زندگی سالمتان را از

شما بگیرد.

21- به اشتباهات و یا تقصیرات گذشته فکر نکنید:

زندگی در گذشته ها تنها احساساتی از گناه و پشیمانی در

بر دارد. اگر می خواهید اشتباهات گذشته را به خاطر آورید،

سعی کنید از آن ها نتایج مثبتی به دست آورید. زندگی یک

درس است گاهی حوادث منفی بهترین درس های زندگی را

به ما می دهند.

22- سعی کنید اظهار نظرهای مثبتی داشته باشید:

از نقطه نظر خودتان صحبت کنید و سعی کنید به دیگران

بفهمانید که منظور واقعی شما چیست؟

23- یاد بگیرید عصبانیت خود را به طور مثبت و

محترمانه ای نشان دهید:

داد و فریاد نکنید و رفتار خشنی نداشته باشید.

عصبانیت مثبت به ما کمک می کند تا استرس را به قدرت

تبدیل کنیم. عصبانیت مخرب از سوی دیگر زمانی که به

سمت خودمان معطوف شود منجر به سکته، فشارخون بالا

و بیماری قلبی می شود.

                   

               

24- در مورد خودتان احساس خوبی داشته باشید:

احساس اعتماد به نفس پائین را به استرس تبدیل نکنید بلکه

آن ها را به قدرت تبدیل نمائید هر کسی دچار مشکلات و

شکست هائی در زندگی می شود و عامل کلیدی کاهش استرس

این است که اجازه ندهید این شکست ها، موجب عقب نشینی

شما شوند.

25- تحت معاینه کامل و منظم پزشکی قرار بگیرید:

نه تنها این معاینات کمک میکند که شما اطمینان پزشک

را نیز برای تأئید سلامتی تان داشته باشید، بلکه روشی

واجب و ضروری است تا از تبدیل مشکلات کوچک به

بیماری های جدی جسمی جلوگیری کنید. معاینه سالانه شما

بایستی کامل و دقیق باشد. به تشخیص زود هنگام سرطان،

بیماری قلبی، دیابت، سکته و مشکلات متابولیک توجه کنید.

امیدوارم با بکار گیری راه کاری فوق، بتوانید بر استرس های

بد غلبه نموده و دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) شاد، بانشاط

و سلامتی را برای خود و خانواده خود رقم بزنید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.