کنترل علائم تندرستی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

کنترل علائم تندرستی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

کنترل علائم تندرستی به خاطر این است که بر اساس یک

مثل قدیمی، پیشگیری بهتر و کم هزینه تر از درمان است.

امروز در مراسمی، یکی از همکاران از مشخص شدن بیماری مادرش

در چند روز گذشته خبر داد و اینکه بیماری سرطان روده ایشان،

پیشرفت قابل ملاحظه ای داشته و علیرغم اینکه برای چهارشنبه

هفته آینده یعنی 5 روز دیگر، نوبت عمل گرفته بودند،

لکن نمی دانست که مادر ایشان می توانست به آن روز برسد یا خیر؟

در همانجا این سئوال برای من پیش آمد که چرا اینقدر دیر متوجه

ناراحتی مادرشان شده اند با وجودی که مرتباً از حال ایشان با

اطلاع بودند.

بخاطر همین اصل در این مقاله می خواهیم بر روی این مقوله

بحث و بررسی انجام دهیم.

پیشنهاد می شود مقاله  برای جلوگیری از

آلزایمر چکار باید کرد؟ را نیز مطالعه نمائید.

کنترل علائم تندرستی چیست؟

همانگونه که هر وسیله ای یک سری وسائل و تجهیزات بر روی خود

دارد که عملکرد سیستم را نشان میدهد و در موقع آسیب دیدگی،

معمولاً یک چراغ قرمز در آنها روشن می گردد که جهت تعمیر

آن تجهیز استفاده گردد.

و یا داشبورت خودرو که از علائم و تجهیزاتی که با عملکرد

سیستم در ارتباط می باشد پر شده است، که مثلاً سرعت،

دور موتور، دمای آب و … مربوط به موتور را نشان می دهد.

به همان صورت نیز در بدن انسان نیز یکسری از حسگرهای

اصلی وجود دارد که شما در زمان مراجعه به پزشک،

اولین کار پزشک آن است که این حسگرها را در صورت

نیاز تست و بررسی نماید.

این علائم، دقیقاً مرتبط با عملکرد سیستم اصلی بدن می باشد

و بالا و پائین رفتن درجه هر یک از آنها، می تواند گویای

تغییراتی در وضعیت بدن باشد.

پیشنهاد می شود مقاله تیروئید در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه نمائید.

چرا کنترل علائم تندرستی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

ضروری است؟

          

حال که متوجه شدیم کنترل علائم تندرستی چیست،

ضرورت آن را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بیان می نمائیم.

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) به علت کمبود تحرک و

افزایش استرس و نگرانی در بعضی از اوقات، منجر به

وقوع تغییراتی در عملکرد سیستم ایمنی بدن می گردد.

و اطلاع از این تغییرات و پیگیری این تغییرات می تواند در

سلامتی ما تأثیر بسزائی بگذارد. حال اگر این اطلاع و پیگیری،

هر چه سریعتر اتفاق بیفتد، می تواند منجر به رفع آن سریعتر و

با هزینه کمتر رخ دهد.

اکثر پزشکان بر این باور هستند که درمان سرطان کاملاً امکان

پذیر است، به شرطی که در همان اوایل کار، اطلاع حاصل شود.

لذا اطلاع از وضعیت بدن و سیستم ایمنی بدن و نحوه کارکرد آن

بوسیله حسگرهای خیلی دقیق و کارآمدی که بصورت خودکار در

بدن ما قرار داده شده است، میتواند در درمان و رفع استرس ما،

تأثیر بسزائی داشته باشد.

چگونه می توان علائم تندرستی را در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) کنترل نمود؟

هم اکنون که دانستیم چرا باید علائم تندرستی کنترل گردد.

به علائم تندرستی نگاهی می اندازیم .

لازم است که این علائم مرتباً، حداقل هر دو هفته یکبار کنترل

و تغییرات آن ثبت و ضبط گردد، در صورت تغییرات،

سریعاً جهت اطلاع از وضعیت تغییرات اقدامات لازم

صورت پذیرد.

علائم تندرستی عبارتند از:   

  • ضربان قلب: یکی از مهمترین علائم تندرستی که معمولاً
    نیز توسط پزشکان در هر مراجعه کنترل می گردد،
    ضربان قلب می باشد. بهینه است که کنترل ضربان قلب،
    صبح بعد از بیدار شدن انجام شود.
  • ریتم تنفس: تعداد تنفس در دقیقه یکی دیگر از کنترل های
    علائم تندرستی است. که برای هر سن متفاوت است.
  • فشار خون: یکی دیگر از علائم تندرستی است، که میزان
    آن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) شاید کمی بالاتر از
    حد معمول برود، بهر صورت تغییرات آن باید زیر نظر
    گرفته شود.
  • قند خون: که باید حداقل هر شش ماه یکبار کنترل و بررسی گردد.

             

  • دمای بدن: یکی از علائم حیاتی مهم، دمای بدن می باشد
    که در صورتی که فشار خون پائین آید، دما پائین آمده و
    در صورت بالا رفتن فشار خون، اتوماتیک دمای بدن نیز
    بالا می رود.
  • حبس تنفس: زمان حبس تنفس نیز یکی دیگر از علائم
    تندرستی است که باید مرتباً کنترل گردد.
  • شاخص توده بدن: که نسبت قد به وزن می باشد.
    و باید این نکته را یادآور شد که قد هر انسان در طول
    شبانه روز، بین 2 تا 3 سانتیمتر تغییر پیدا می کند.
    پس کنترل ها باید در یک ساعت مشخص از شبانه روز
    انجام گردد.
  • انعطاف بدن: یکی دیگر از شاخص ها تندرستی،
    انعطاف بدن می باشد، اینکه دستان تا کجا می تواند
    کش بیاید، یا تا چه میزان می توان کمر را خم نمود،
    یا تا چه میزان می توان زانوان را خم نمود، نیز
    می تواند بصورت مرتب توسط هر فرد کنترل گردد
    و با انجام حرکات ورزشی، روز بروز بر انعطاف بدن،
    افزود و در صورتی که انعطاف بدن در دوران
    پیشکسوتی(بازنشستگی) تحت کنترل باشد،
    از بسیاری از مسائل این دوران می تواند جلوگیری نمود.

                 

  • تعادل بدن: اینکه تا چه اندازه می توانید بر روی یک پا
    قرار گیرید، یا تا چه اندازه می توانید بر روی پنجه ها
    قرار گیرید، نیز یکی دیگر از علائم تندرستی است.

    این علامت را نیز می توان با انجام تمرینات ورزشی به
خوبی افزایش داد.

  • حالات بدن: انواع و اقسام حالات بدن، مثل ضعف،
    سستی و بی حالی مرتب باید تحت بررسی گردد
    چون این حالات همگی نشانه های عملکرد ناصحیح
    دستگاه اصلی بدن است.
  • آب بدن: این علامت را نیز می توان از رنگ و بوی ادرار
    کنترل نمود. زیرا بدن به مقدار زیادی آب در طول
    شبانه روز نیاز دارد، در صورت کمبود، این کمبود،
    به خوبی در رنگ و بوی ادرار خودنمائی خواهد نمود.

امیدوارم با کنترل علائم فوق، دیگر شاهد اتفاق هائی که برای

 همکار ما، رخ داده است، نباشیم.

و همیشه ما یک قدم از بیماری ها جلوتر باشیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

عشق باز بودن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

عشق باز بودن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

در یکی از برنامه های کوهنوردی با یکی از پیشکسوتان(بازنشستگان)

مواجه شدم و بعد از گپی که با ایشان داشتم، زمانی که میخواستم عکسی

از ایشان بگیرم، علت را پرسید.

وقتی به ایشان گفتم که عکس را برای کسانی می خواهم که فکر می کنند

پیشکسوتی(بازنشستگی) یعنی در خانه نشستن و هیچ اقدامی نکردن، 

این پیشکسوت(بازنشسته) کاملاً سرحال و قبراق، بعد از دادن اجازه عکس،

به من گفت، که این عکسها فایده ندارد، و فرد باید خودش عشق باز باشد.

گفت که فرد اول باید عشق باز خدا باشد، و سپس عشق باز طبیعت تا

بداند که سلامتی چیست و چطوری باید از این نعمت خدادادی، استفاده بهینه

و مطلوب را ببریم.

در این مقاله بر آنیم که بدانیم عشق باز بودن یعنی چه؟

چرا باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) عشق باز باشیم؟

و چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) عشق باز بود؟

با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله جوان بودن قلب را نیز مطالعه فرمائید.

معنای واقعی عشق:    

در پروازهای شوم 11 سپتامبر 2001 که همگی منجر به نابودی

سرنشینان آن شد، کارشناسان با بررسی مکالمات تلفنی آخر سرنشینان

بد اقبال آن پروازها که با اقوام خود صورت گرفته بود، به نتیجه جالب

و قابل تأملی دست یافتند.

مسافران در آن لحظات هراس، با افرادی تماس گرفتند که به راستی

عاشق شان بودند، تا دگر بار خاطرات عاشقانه شان را تجدید کرده و

واپسین واژه های عاشقانه را به یکدیگر تقدیم کنند.

موضوع هیچ یک از این مکالمات تلفنی پیرامون کارهای شرکت و

یا وضعیت سهام بورس و … نبود.

زیرا کلامی که مبتنی بر عشق و احساسات نباشد، به ذهن مسافرانی

که خود را در آستانه مرگ می دیدند هرگز خطور نمی کرد و در آن

لحظات پایانی، با ارزش ترین اولویت ذهنی آنان، همانا سپری کردن

واپسین دقایق زندگی شان با عشق و محبت بود.

عشق باز کیست؟

معنی عشق در ویکی پدیا عبارت است از عشق لذّتی مثبت است که

موضوع آن زیبایی است، همچنین احساسی عمیق، علاقه‌ای لطیف و

یا جاذبه‌ای شدید است که محدودیتی در موجودات و مفاهیم ندارد اما

محدودیت در فکر و عملکرد دارد و می‌تواند در حوزه‌هایی غیرقابل

تصور ظهور کند

همچنین برخی نشانه ها می تواند به شما اثبات کند که عاشق طرف

مقابل هستید و او هم به همان اندازه، شما را دوست دارد. نشانه های

عشق واقعی عبارتند از:

  • به سمت هم کشیده می شوید
  • با هم بودن خوش میگذرونید
  • همیشه برای هم حاضرید
  • منتظر موقعیت می مانید.
  • اعتماد به نفس دارید.

پندار و کرداری که در مسیر عشق حرکت نمی کند، مانع از رسیدن

ما به اصل وجودی مان باشد.

آگاه باشیم که همه ما از سرچشمه عشق خالص و ناب به این گیتی قدم

نهاده ایم. و باید بدانیم که چطوری می توان همچنان به آن سرچشمه

متصل بود، و عشق باز با خدا و طبیعت بود.

چرا باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) عشق باز باشیم؟

وقتی ما بتوانیم در دوران پییشکسوتی(بازنشستگی) عشق باز باشیم و

عشق باز خداوند متعال باشیم، دیگر هیچ طوفانی نمی تواند کوچکترین

خللی و ناراحتی به ما وارد نماید و زندگی سالم و با آسایش ما را لطمه دار

نماید و اگر بتوانیم عشق باز طبیعت باشیم، می توانیم از تک تک

نعمتهائی که خداوند برای رفاه و آسایش ما فراهم نموده استفاده نمائیم.

عشق باز طبیعت بودن، یعنی استفاده کامل و بهینه از تمام وجود خودمان.

استفاده کامل و بهینه از تمام فضائی که خداوند برای ما خلق نموده است.

استفاده کامل و بهینه و ارتباط با تمام افرادی که در اطراف ما وجود دارند.

مقاله ارتباط با خانواده در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را از دست ندهید.

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) عشق باز باشیم؟

این هم مثل بسیاری از موارد دیگر که به راحتی، لکن با تمرین و

استمرار می تواند ما را از یک فرد خواب آلود و ساکن، به یک

پیشکسوت(بازنشسته) مفید، سالم و با نشاط هدایت نماید، بسیار

ساده و روان می نماید.

همانگونه که در مقاله ارتباط با خود مطرح نمودم، ابتدا شما می باید،

ارتباط خوبی با خودتان که بیشترین مدت را با آن می گذرانید، داشته باشید.

در مرحله دوم، ارتباط با محیط است، که بتوانیم به درستی ارتباط خوب

و بهره وری با محیط اطراف داشته باشیم و از تک تک موارد در هر زمان

و هر موقعیتی در جهت بهینه نمودن زندگی خود استفاده نمائیم.

             

در مرحله سوم، ارتباط با خدای مهربان است، که می توانیم با بالابردن

معنویت خود، ارتباط خوبی با معبودمان که با خلق ما، خودش را تحسین

نموده است، داشته باشیم. وقتی بتوانیم ارتباط خوبی با معبود داشته باشیم،

استرس ها و ناراحتی ها که مبدأ پیدایش بسیاری از بیماریها می باشد،

از وجود ما خارج می گردد.

در مرحله چهارم نیز ارتباط خوبی با اطرافیان پیدا نمائیم تا بتوانیم با

ارتباطات قوی با اطرافیان زندگی، شاد، با نشاط و سلامتی را برای

خود و اطرافیان خود تهیه نمائیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

عدم تلاش در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

عدم تلاش در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

چند روز پیش در حال مطالعه داستان مرغان ماهیخوار بودم که

در مقاله مانع تغییر که توسط یکی از دوستان بسیار عزیزم جناب

آقای سید محمد غریبیان در سایت “باور تغییر” آورده شده بود.

و مشاهد نمودم که چه زیبا حال و هوای تعدادی از عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) را که مایل به تغییر نیستند را تشریح نموده است.

اما داستان مرغان ماهیخوار چه بود:

پیشنهاد می شود، مقاله تغییر در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

را نیز مطالعه فرمائید.

داستان عدم تلاش و مانع تغییر مرغان ماهیخوار:

می گویند  شهرداری شهر ساندی گو، با مشکلی برخورد کرده بود،

مشکل این بود که مرغان ماهیخوار در سواحل این شهر از شدت

گرسنگی می مردند، به گونه ای که با خطر انقراض مرغان ماهیخوار

روبرو بودند ، از پژوهشگران مختلف دعوت شد تا این معضل را

بررسی و حل کنند.

پژوهشگری علت را دریافت: علت این بود که در نزدیکی ساحل

این شهر کارخانه تولید فرآورده های دریایی بود که ضایعات خود

را در کنار ساحل رها می کرد، و مرغان ماهیخوار به خوردن

همان ضایعات ماهی عادت کرده بودند که حاضر و آماده در

اختیارشان قرار می گرفت و دیگر زحمتی برای شکار و صید ماهی

نمی کشیدند.

با انتقال کارخانه، آنها دیگر از استعداد خود که شکار ماهی حتی در

عمق یک صد متری دریا بود بهره نمی بردند، و هیچ تغییری در

خود برای صید ماهی ایجاد نمی کردند

همین عدم تلاش و عدم تغییر باعث شده بود که آنها از شدت گرسنگی

بمیرند و تمایل به عدم تغییر به عنوان مانع تغییر معنا پیدا کرد.

عدم تلاش چیست؟

عدم تلاش به معنای آن است که به چیزهائی که داری، و به ما

داده می شود، اکتفا نموده و هیچ گونه تلاش و کوششی برای

بهبود و تغییر وضعیت ننمائیم.

مقاله تبدیل موانع به فرصت در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

را از دست ندهید.

چرا عدم تلاش در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) ناپسند است؟

عدم تلاش همیشه مذموم و ناپسند است، لکن در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) از ناپسندی بیشتری برخوردار است، زیرا که در این

دوران زیبا، فرد خود را با حقوق پیشکسوتی(بازنشستگی) که از

صندوق های بازنشستگی دریافت می دارد، راضی می نماید و دیگر

باور دارد که بیش از آن حقوق دیگر حق او نیست و برای افزایش آن

و یا افزایش منابع درآمد هیچ اقدامی نمی نماید.

و یا تنها به برنامه های تهیه شده توسط کانون ها و صندوق های

بازنشستگی، بسنده نموده و برای خود هیچ گونه برنامه جدیدی،

برای گردش، تفریح، سلامتی، شادی و نشاط خود تهیه نمی نماید.

و یا متأسفانه در گوشه پارکها تنها روزگار می گذراند و منتظر است

که ببیند روزگار برای او چه اتفاقاتی را رقم می زند. و برای تغییر

وضعیت هیچ گونه اقدامی نمی نماید.

و اینها همه در حالی است که همین فرد در دوران اشتغال، با تلاش

و کوشش فراوان، افتخارات بسیاری برای خود و خانواده و محل

اشتغال به همراه آورده بود و هم اکنون تنها نظاره گر اتفاقات روزگار است.

در صورتی که این یک دور باطل است و با عدم تلاش و کوشش

گنجینه های نیروی انسانی، کم کم ماهیچه ها تحلیل رفته، قوای جسمانی

نیز به تبع آن کاهش می یابد و به مرور کاهش نیروی عقلی نیز آغاز

می شود و مجددا فرد را به عدم تلاش فرا می خواند و باز با عدم تلاش،

یکی یکی از نعمات خداوندی از ما گرفته خواهد شد.

وابستگی به جسم یکی دیگر از مقالاتی است که پیشنهاد می شود،

آن را مطالعه فرمائید.

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) برای

شادی، نشاط و سلامتی تلاش نمود؟

کافی است که اولاً ترفندهای مغز را که در مقاله دوست عزیزم،

به خوبی توضیح داده شده است، را کامل مطالعه و از ترفندهای

آن با اطلاع شویم و در صدد مقابله با این ترفندها برآئیم.

و با یک برنامه ریزی در تغییر در زندگی، و افزایش منابع درآمدی،

و نیز تغییر در سبک زندگی به سمت شادی، نشاط و سلامتی، زندگی

سراسر خوب و خوشی را برای خود و اطرافیان خود فراهم نمائیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

شانس یا خوش شانسی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

شانس یا خوش شانسی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

فلانی شانس بالائی دارد و همیشه همه چیز بر وفق

مرادش است.

فلانی مادرزاد، شانس به همراه داشت، و همه برایش

خدمت می کردند.

خدا بده شانس.

شما نیز مثل نگارنده، شاید از جملات بالا بسیار شنیده باشید،

و این معضل و مشکل نه تنها در عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)

وجود دارد، بلکه این مسئله در بسیاری از عزیزان شاغل و

غیر شاغل نیز فراوان دیده می شود.

این شانس و خوش شانسی چیست، که هر کسی آرزوی

داشتن آن را دارد.

ما در این مقاله بر آنیم که این مطلب را مورد بحث و بررسی

قرار دهیم.

با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله پیشکسوتی(بازنشستگی)

شانس است یا اجبار و خواست را نیز مطالعه نمائید.

شانس چیست؟

شانس بر اساس تعریفی که در ویکی پدیا آمده است،

عبارت است از: شانس همان اقبال یا بخت است؛

چه بد باشد یا خوب. آنچه به‌عنوان شانس رخ می‌دهد،

خارج از کنترل فرد است و بدون توجه به اراده، قصد،

یا نتیجۀ مورد نظر است.

خوش شانسی چیست؟

آوردن اقبال و بخت به سمت خود می باشد و این کاری

است که هر فردی که طالب آن است می تواند به آن

دست یابد.

تفاوت میان شانس و خوش شانسی چیست؟

شاید تا کنون شما نیز مثل نگارنده تفاوتی میان این دو کلمه

قائل نبودید، لکن در کتاب شانس نوشته الکس رویرا و

فرناندو تریاس دو به و ترجمه منیژه جلالی این دو کلمه

بسیار تفاوت دارند.

شانس زمانی که ارثیه ای یا قرعه کشی به فردی میرسد،

شانس به وی روی می کند اما یک خبر بد اینکه شانس

به هیچ وجه متکی به فرد نمی باشد و به همین دلیل زیاد

پایدار نمی ماند.

اما خوش شانسی به علت اینکه توسط خود فرد ایجاد

می گردد، کاملاً وابسته به فرد بوده و در اصل شانس

حقیقی، همین خوش شانسی است.

شما نیز بارها و بارها، افرادی را دیده اید که جوایز فراوانی

در قرعه کشی ها دریافت نموده اند یا بر اثر فوت اقوام

ارثیه های کلان به فرد رسیده است، لکن لذت داشتن آن

جوایز و ارثیه، دیری نپائید و بر اساس رفتارهای نامناسب فرد،

تقریباً نود درصد آدمهائی که در مسابقات بخت آزمائی برنده

شده و یا به ارثیه های کلانی دست یافته اند، در کمتر از

ده سال، یا ورشکسته شده و یا به جائی رسیده اند که در

ابتدا بوده اند.

مقاله تبدیل موانع به فرصت در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) را از دست ندهید.              

خوش شانسی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

چیست؟

خوش شانسی به آن معناست که شما کلیه موانع برای

رسیدن به موفقیت را در ابتدا شناسائی و نسبت به رفع

آنها، اقدام نمائید.

آنگاه متوجه می شوید که شانس ها، پی در پی، چگونه

درِ خانه شما را می کوبند.

به عبارت دیگر، خوش شانسی عبارت است از استفاده

از فرصت ها در زمان مناسب.

اگر بخواهیم می توانیم توافق کنیم که شانس وجود دارد،

ولی احتمال اینکه به سراغ ما بیاید بسیار کم است،

و هنگامی هم که بیاید، دوام نمی آورد.

به دیگر سخن، شانس می تواند به فرد رو کند، هر وقت

که فرد به دنبالش برود و خوش شانسی همان چیز خوب

و واقعی است که فرد به دست می آورد.

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

خوش شانس بود؟

خوش شانسی قوانینی دارد و تابعیت از این ق

وانین می تواند ما را به موفقیت و هدف مورد نظر

رهنمون سازد:

  1. شانس زمان طولانی دوام نمی آورد، زیرا به فرد بستگی
    ندارد، اما خوش شانسی را هر یک از افراد می توانند به
    وجود آورند و به همین دلیل برای همیشه می ماند.
                    
  2. بسیاری خواهان خوش شانسی هستند، ولی شماری
    اندک درصدد یافتن آن بر می آیند.
  3. اگر هم اکنون هیچ شانسی به شما رو نمی کند،
    شاید به این دلیل باشد که در شرایط همیشگی
    قرار داری، برای اینکه شانس به سراغت بیاید،
    باید شرایط جدید فراهم سازید.
                               
  4. فراهم کردن شرایط تازه برای خوش شانسی تنها
    به معنای جست و جوی منافع خود نیست، آماده
    ساختن شرایط برای کمک به دیگران بر احتمال
    رو کردن شانس می افزاید.
  1.  اگر ایجاد شرایط جدید را به تأخیر بیندازی، خوش شانسی
    هرگز به سراغت نخواهد آمد. فراهم ساختن شرایط تازه
    گاهی اوقات بسیار سخت است، اما همین امروز دست
    به کار شو.
                                                   
  2. گاهی اوقات، حتی در شرایط به ظاهر مناسب، شانس
    رو نمی کند، آن زمان در جزئیات کم اهمیت، شرایط به
    ظاهر غیر ضروری را که در واقع ضروری هستند،
    جست و جو کن.
  1.  برای کسانی که تنها به شانس اعتقاد دارند، فراهم
    ساختن شرایط بی معنی می نماید. آنانی که شرایط
    را فراهم می سازند، در بارۀ رسیدن شانس نگرانی ندارند.
  2. خوش شانسی فروشی نیست، به آنانی که شانس
    می فروشند، اعتماد نکنید.
  1. پس از آن که شرایط را فراهم کردید، صبور باشید، رها نکنید،
    به رسیدن شانس ایمان داشته باشید.
                                       
  2. فرا رسیدن خوش شانسی به فراهم ساختن شرایط برای
    فرصت بستگی دارد. اما فرصت، به شانس و تصادف ربطی
    ندارد، فرصت همیشه در کنار توست.

نکته اخلاقی اینکه :

پدید آمدن خوش شانسی تنها به فراهم ساختن شرایط بستگی دارد.

و از آنجا که رو کردن خوش شانسی تنها مستلزم فراهم

ساختن شرایط است، پس خوش شانسی، فقط به خودت

بستگی دارد. اگر همین فردا شروع کنی، می توانی

خوش شانس باشی.

داستان خوش شانسی، هر گز بر حسب تصادف به

هیچ کسی رو نمی کند.

عبارت آخر اینکه، شانس خوب مال بازیکن خوب است.

اگراین مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

زندگی کنیم یا فقط زنده باشیم در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)؟

زندگی کنیم یا فقط زنده باشیم در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)؟

این به چه معناست، و چرا زندگی کردن، مهم تر از زنده ماندن تنها است؟

در هفته گذشته با پدری ملاقات داشتم که بنا به گفته خودش تنها

67 سال از زندگی گهربار خود طی نموده بود، لکن با عصائی در

دست و قدی تقریباً خمیده با او روبرو شدم.

زمانی که در خصوص داشتن عصا از او سئوال نمودم، در جواب

دریافتم که ایشان دیسک کمر داشته و بنا به گفته چند تن از پزشکان

باید سریعتر برای عمل جراحی به بیمارستان میرفت و به همین جهت

بود که توانائی راه رفتن نیز از او گرفته شده بود و تنها به کمک عصا

و همراهی دیگر اطرافیان توانائی راه رفتن داشت.

پس از چند دقیقه ای مذاکره با ایشان و تقدیم یک عدد از کتاب

الهی پیر شی به این پدر بزرگوار، از ایشان قول گرفتم که به

زودی عصا را کنار بگذارد.

بقیه ماجرا را در بندهای دیگر به تفصیل بیان خواهم نمود.

پیشنهاد می شود مقاله جوان بودن قلب را

 مطالعه فرمائید.      

زندگی کردن و زنده بودن به چه معناست؟

زنده بودن یعنی نفس کشیدن. یعنی اکسیژن را داخل ریه‌ها بکشید و

دی‌اکسیدکربن را بیرون کنید. یعنی هوای تازه را داخل ریه‌ها آورده

و هوای مسموم را بیرون بفرستید. شاید این آسان‌ترین کار به نظرتان

برسد. آنقدر ساده که خیلی از ما فقط به همین کار تا آخر عمرمان

بسنده می‌کنیم، یعنی فقط نفس می‌کشیم.

زندگی کردن یعنی اجازه ندهیم ریتم زندگی، ما را تسلیم خود کند.

زندگی کردن یعنی هیچ لحظه‌ای را از دست ندهیم.

یعنی آنقدر جیغ بزنیم که به نفس‌نفس بیفتیم و آنقدر بخندیم که نفس مان

 بند بیاید. یعنی آنقدر گریه کنیم که دیگر نفسی برای مان باقی نماند.

یعنی حس کنیم که همه چیز در یک لحظه تمام خواهد شد و برای

آن آماده باشیم.

فرق بین زنده بودن و زندگی کردن:

زنده بودن یک وضعیت است، زندگی کردن یعنی گذر کردن

از همه وضعیت‌ها

زندگی کردن یعنی با نفس‌هایتان، با لحظاتتان چه می‌کنید.

یعنی چطور مسیر خودتان را می‌سازید.

زندگی کردن یعنی دوست داشتن فرزندانتان تا جایی که آسیب نبینید،

یعنی خرج کردن خوشبختی‌تان برای دیگران و گم کردن خودتان در

یک تکنوازی گیتار. یعنی نقاشی کشیدن تا جایی که دردهایتان را

فراموش کنید، رابطه‌جنسی با همسرتان برای فراموش کردن

شکستگی دلتان و لذت بردن از هر تکه کیک شکلاتی.

در داستان اول که برایتان نقل نمودم، آن پدر در آن لحظات تنها

زنده بود و متأسفانه با صحبت های اطرافیان که دیگر پیر شده است

و باید خودش را برای رفتن آماده نماید، واقعاً تنها زنده بود و

نفس می کشید و هر لحظه خودش را به مرگ نزدیکتر می دانست

لکن با صحبتهائی که با هم داشتیم، ایشان بلافاصله از همان شب

تصمیم خود را گرفت و از فردای آن روز، به اتفاق خواهر زاده

خود، طی 3 الی 4 روز و هر روز 2 سانس به استخر رفت و

تحت آب درمانی قرار گرفت، هر چند که بنا به گفته خودش، در

روز اول، فشار زیادی را متحمل شد، لکن این فشار او را از ادامه

مسیر غافل نکرد و ایشان همچنان با امید به پیش رفت به صورتی

که روز سه شنبه که ایشان را در محل دیگری ملاقات نمودم،

کاملاً بدون عصا و بدون کمک افراد دیگر، منتها کمی به آرامی

راه میرفت.

و نیز قول داد که در سری بعدی که همدیگر را می بینیم،

حتماً آمادگی پیاده روی با یکدیگر را داشته باشد.

چرا زندگی کردن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم تر

از تنها زنده بودن است؟

      

زنده بودن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) تنها و تنها،

همانگونه که بیان شد، نفس کشیدن و خوردن و خوابیدن و

انتظار لحظات مرگ را کشیدن، است.

و با توجه به جو منفی که در اجتماع ما وجود دارد که هر فردی

که عدد سنش به 60 به بالا برسد را پیر خطاب می نمایند و به او

القاء می نمایند که باید آماده رفتن باشد، زنده بودن تنها، مرحله ای

است بسیار وحشتناک که برای فرد، می تواند بی نهایت عذاب آور

باشد و او دیگر هیچ لذتی از زندگی خود نداشته باشد.

در صورتی که همانگونه که در مقالات قبلی بارها و بارها به آن

اشاره داشتیم، امید به زندگی، با توجه به پیشرفت های علمی و

تکنولوژیکی مرتب بالاتر رفته و انتظار سن های سه رقمی،

دور از واقعیت نیست و خیلی از افراد می توانند این سن ها را

به خوبی درک نمایند.

زندگی کردن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) نه تنها مهم است،

بلکه ضروری و لازم است، زیرا که تنها با زندگی کردن و

لذت بردن از همه جوانب زندگی می توان، زندگی خوبی را

برای خود رقم بزند.

همانگونه که آن پدر، همراه با شادی بوجود آمده در وجودش،

توانائی هائی را که داشت را مجدداً با تلاش خود، به زندگی

خود وارد نمود و زندگی جدیدی را آغاز نمود.

پیشنهاد می شود مقاله طول عمر انسان چقدر است؟       

چطوری در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بجای زنده بودن،

زندگی کنیم؟

            

زندگی مجموعه‌ای از لحظه‌هاست! چون پشت این لحظه، لحظه بعدی

و پشت اون لحظه بعدی و بعدی و …

پس، اگر می‌خواهید در كلیت بزرگ زندگی راضی باشید اول باید

تمرین كنید تا در لحظه راضی باشید.

“اگه كسی تصمیم بگیرد فقط در لحظه اكنون راضی باشد،

بعد، به لحظه بعدی كه رسید، باز در لحظه اكنون راضی باشد

و بعد به لحظه بعدی كه رسید باز …..

شرط رضایت این است كه در لحظه ابدی اكنون راضی و شاد باشید!!

15 روش برای استفاده بیشتر از زندگی در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی):

            

در زیر ۱۵ پیشنهاد ساده آورده‌ایم که کمکتان می‌کند استفاده بیشتری

از زندگیتان ببرید – زندگی را با تمام وجود تجربه کنید و از

آن لذت ببرید.

  • قدردان آدم‌ها و چیزهای خوب در زندگیتان باشید.
  • حرف‌های منفی دیگران را نادیده بگیرید.
  • کسانیکه اذیتتان کرده‌اند را ببخشید: اینکه دیگران را ببخشید به
  • این معنی نیست که باز به آنها اعتماد کنید. فقط نباید وقتتان را
  • برای متنفر شدن از کسانی که اذیتتان کرده‌اند تلف کنید چون
  • باید حسابی مشغول دوست داشتن کسانی باشید که دوستتان دارند.
  • همان کسی باشید که واقعاً هستید: اگر آنقدر خوش‌شانس باشید
  • که چیزی داشته باشید که شما را از دیگران متمایز کند، به
  • هیچ وجه آن را تغییر ندهید. خاص بودن با ارزش است.
  • در این دنیای دیوانه که سعی دارد شما را مثل بقیه کند،
  • جرات این را پیدا کنید که خودِ فوق‌العاده‌تان باشید.
  • به ندای درونیتان گوش دهید.
  • به استقبال تغییر بروید و از هرچه زندگی برایتان پیش
  • می‌آورد لذت ببرید.
  • روابط تان را هوشمندانه انتخاب کنید.
  • کسانی که دوستتان دارند را بشناسید.
  • خودتان را هم دوست داشته باشید.
  • کارهای بکنید که در آینده از خودتان متشکر باشید.
  • بخاطر همه مشکلاتی که ندارید، متشکر باشید.
  • برای تفریح کردن وقت کافی بگذارید.
  • از کوچک ترین چیزهای زندگی لذت ببرید.
  • این واقعیت را بپذیرید که گذشته امروز نیست.
  • زمانی که باید بگذرید: همیشه موضوع ترمیم چیزی که شکسته
  • است نیست. بعضی روابط و موقعیت‌ها قابل ترمیم نیستند.
  • اگر بخواهید به زور آنها را به هم بچسبانید، همه چیز فقط بدتر
  • خواهد شد. گاهی‌اوقات باید از نو شروع کنید و چیزی بهتر
  • بسازید. قدرت نه فقط در توانایی ادامه دادن بلکه در توانایی
  • شروع دوباره با لبخندی روی لب‌ و عشقی در دل پدیدار می‌شود.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به عزیزان خود هدیه نمائید.

روابط خانوادگی در جامعه پیری

روابط خانوادگی در جامعه پیری، از ترجمه مقاله ای به

نام Family Relationships in an Aging Society

است که امیدوارم مورد استفاده واقع گردد.

     

روابط خانوادگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) متأثر از روابط

هر یک از افراد در داخل خانواده می باشد.

پیری در قرن بیست و یکم

بر طبق آمار، ایالات متحده، تا سال 2050 میلادی، جمعیت

سالخورده کشور بیش از دو برابر به 88 میلیون نفر خواهد رسید،

و جمعیتی که بیش از 85 نفر می شوند، به چهار برابر 19

میلیون نفر خواهد رسید.

در حال حاضر، فلوریدا رتبه اول در ایالات متحده را در درصد

جمعیت دارد که ساکنان بالای 65 سال دارد. خانواده ها و جوامع

فلوراید، با مسائل زیادی در خصوص پیران مواجه می شوند.

برنامه پیری قرن بیست و یک دارای هشت موضوع است از قبیل:

  • بهداشت و مراقبت های پزشکی
  • روابط خانوادگی
  • نگرانی های اقتصادی
  • مراقبت از مراقبت
  • تغییرات صفحه اصلی
  • پیشکسوتی(بازنشستگی)
  • تغذیه و رژیم غذایی

معرفی

ما با موضوعات و مسائل جدید این سنین مواجه خواهیم شد.

در تاریخ آمریکا یا جهان هرگز جمعیت سالخوردگان نسبت به

جمعیت کودکان بالاتر نبوده است.

این نشریه اتفاقاتی را مطرح می نماید که در نتیجه این اتفاقات،

تعداد افراد مسن، از تعداد کودکان بیشتر می شود. همچنین به نقش

خانواده ها و روابط بین نسلی با جامعه پیری ما نگاه می کند.

برای مثال، چگونه نیروی کار کوچکتر با یک جامعه پیشکسوت

(بازنشسته) بزرگتر مقابله کند؟ نقش خانواده در مراقبت از بیش از

یک نسل از بزرگان چیست؟ خانواده های مدرن چگونه تصمیم می گیرند

منابع را با والدین سالخورده و والدینشان توزیع و به اشتراک بگذارند؟

نقش خانواده

اکثر ما تمام زندگی خود را در بستر خانواده زندگی می کنیم.

خانواده ما منابع مهم ما را برای کمک به ما به استقلال به عنوان

فرزند می آموزد و به عنوان بزرگسالان مسن تر باقی می ماند.

در طول زندگی ما تبادل کمک و پشتیبانی در خانواده بصورت مبادلات

انجام می شود. این مبادلات می تواند شامل مراقبت های جسمانی و

فیزیکی و همچنین حمایت مالی باشد.

به عنوان نیاز به حمایت افزایش می یابد خانواده برای افراد مسن اهمیت

بیشتری پیدا می کند. با این حال ما باید به یاد داشته باشیم که فرد سالخورده

و خانواده همه بخشی از یک جامعه بزرگتر است. جامعه بر منابع و

خدمات در دسترس برای افراد مسن و خانواده هایشان تأثیر می گذارد.

دو حالت، نسل و گروه، اغلب در بحث پیری استفاده می شود.

این اصطلاحات به توضیح جنبه های خانوادگی و اجتماعی پیری

کمک می کند.

ما از اصطلاح نسل برای درک تاثیر پیری بر خانواده استفاده می کنیم.

یک نسل یک گروه از افراد در همان مرحله در خط خانواده است.

در یک خانواده، کودکان، والدین، پدربزرگ و مادربزرگ و پدربزرگ

و مادربزرگ ها نسل های مختلف را نشان می دهند.

افرادی که در همان نسل هستند، معمولا نقش ها، مسئولیت ها و

انتظارات همان نسل را دارند. به عنوان مثال، کسانی که در نسل

“پدر و مادر” هستند مسئول افزایش فرزندان خود، مراقبت از

والدین و / یا پدربزرگ و مادربزرگ و مراقبت از مسئولیت های

شخصی خود. به همین دلیل است که آنها “نسل ساندویچ” نامیده می شوند.

اعضای خانواده های نسل های مختلف اغلب ایده های متفاوت در

مورد زندگی در خانواده دارند و آن چه باید باشد. ما وقتی از جامعه

صحبت می کنیم که به جای خانواده صحبت می کنیم، از همجواری

استفاده می کنیم. جامعه گروهی را تعریف می کند که در همان زمان

در تاریخ یکسان متولد شده اند.

افرادی که در یک گروه همگروه بودند،

تقریبا در همان زمان متولد شدند، بدین معنی که در طول زمان و تاریخ

با هم زندگی کرده اند. آنها ممکن است تجربیات مشترک و اغلب

باورهای مشترک را به اشتراک بگذارند.

به عنوان مثال،

“کودک بومر” (متولد بین سالهای 1946 و 1964) یک گروه است.

آنها سال های “خانواده سنتی” (مانند مادر، پدر و فرزندان) و دوران

ویتنام را تجربه کردند.

گروهی که در اوایل قرن نوزدهم متولد شده بود،

دو جنگ جهانی و همچنین رکود بزرگ را به اشتراک گذاشت.

داشتن این تجربیات مشترک، انتظارات گروهی پیری را شکل می دهد.

درگیری های بین گروه ها زمانی اتفاق می افتد که افراد از گروه های

مختلف نتوانند تفاوت های تجربیات خود را تشخیص دهند.

تغییرات در ساختار خانواده:

در دهه 1900، خانواده های ایالات متحده معمولا فرزندان زیادی داشتند.

همچنین، پدربزرگ و مادربزرگ معمولا قبل از نوه هایشان به بزرگسالی

رفته اند. این به این معنی است که ساختار خانواده مانند یک هرم با تعداد

زیادی از کودکان و والدین و پدربزرگ و مادربزرگ بسیار کم است.

با این حال، در قرن 20، مدل خانواده بیشتر شبیه یک مستطیل یکطرفه است.

نسل های دیگر در همان زمان در همان زمان زنده هستند. خانواده ها فرزندان

کمتری دارند، اما پدربزرگ و مادربزرگ و پدربزرگ و مادربزرگ بزرگتر

زندگی می کنند.

تا سال 2030 بمب ها پدربزرگ و مادربزرگ خواهند بود.

این به این معنی است که بالای هرم کاملا گسترده خواهد بود

و والدین و کودکان کمتری خواهند داشت.

 

درک تاثیر این تغییرات برای خانواده ها و جامعه اهمیت دارد.

اعضای بیشتری در نسل های قدیمی ممکن است به خانواده ها کمک

کنند تا فرزندان را افزایش دهند. اما اعضای قدیمی ممکن است نیاز

به مراقبت و پشتیبانی داشته باشند. سیاستگذاران باید این تغییرات را

در نظر بگیرند که برای مدارس و مراقبت های بهداشتی برنامه ریزی

می کنند.

روابط بین نسلی

همه ما تصویر ایده آل از خانواده را که اغلب به وسیله رسانه های

تصویری نشان داده می شود دیده ایم. در تلویزیون، اعضای خانواده

به ندرت استدلال می کنند. و هنگامی که آنها انجام می دهند، مشکلات

پیش از پایان برنامه حل می شوند. در زندگی واقعی، اعضای خانواده

اغلب مخالف هستند گاهی اوقات ممکن است تصمیم بگیرند خانواده

را به طور کامل ترک کنند. اغلب اختلاف نظرها بین افراد نسل های

مختلف است.

روابط میان فرزندان و والدین آنها، والدین و پدربزرگ ها و

مادربزرگها، یا کودکان و پدربزرگ و مادربزرگشان، روابط بین

نسلی نامیده می شود.

نسل ها در خانواده های مختلف متفاوتند. برخی از آنها به لحاظ

احساسی نزدیک هستند، در حالی که دیگران به لحاظ احساسی دور

هستند. بعضی از خانواده ها زمان زیادی را صرف می کنند،

در حالی که بعضی دیگر به ندرت یکدیگر را می بینند.

محققان به سه بعد تعاملات بین نسلی نگاه می کنند تا خانواده ها

را بهتر درک کنند: 1) نزدیکی عاطفی، 2) فراوانی تماس،

3) حمایت اجتماعی.

با استفاده از این سه بعد، پنج نوع روابط بین نسلی در خانواده ها

مشاهده می شود:

  • نزدیک تر شدن: خانواده ها به لحاظ احساسی نزدیک هستند و
    ارتباط مکرر با یکدیگر دارند. اگر آنها با هم زندگی کنند، اغلب
    یکدیگر را می بینند. اگر آنها دورتر از هم زندگی کنند، با تلفن های
    مکرر، ایمیل ها یا حروف، با احساسات عادت دارند. این خانواده ها
    از نسل ها مراقبت می کنند. 
  • جامعه شناسی: خانواده ها در طول نسل به لحاظ احساسی نزدیک
    هستند و ارتباط مکرر با یکدیگر دارند. آنها کمتر به مراقبت از
    یکدیگر کمک می کنند. 
  • خودکفائی: خانواده ها خود را به عنوان احساسات نزدیک توصیف
    می کنند، اما اغلب بازدید نمی کنند و ممکن است دور از یکدیگر
    زندگی کنند. آنها به دیگران تکیه می کنند تا به مراقبت از اعضای
    خانواده کمک کنند. 
  • اجباری: خانواده ها اغلب یکدیگر را می بینند و از نسل ها حمایت
    می کنند. این خانواده ها احساسات خاصی از خود نشان نمی دهند
    اما در صورت لزوم مراقبت و پشتیبانی می کنند. 
  • جداگانه: خانواده ها به طور احساسی نزدیک نیستند، اغلب یکدیگر
    را نمی بینند و حمایت و یا مراقبت از یکدیگر را ارائه نمی کنند. 

حمایت اجتماعی

افراد سالمند اغلب به اعضای خانواده کمک می کنند. آنها ممکن است

نیاز به کمک به نیازهای زندگی روزمره به علت بیماری مزمن یا در

طول بحران داشته باشند. کودکان بزرگسال ممکن است احساس قوی و

مسئولیت پذیری نسبت به والدین سالم خود داشته باشند. بسیاری از

کودکان بالغ، به رغم زمان، فاصله یا مسابقات، مراقبت از مراقبت می کنند.

کمک به بزرگسالان سالمند حمایت اجتماعی می شود. اعضای خانواده

چهار نوع اساسی حمایت اجتماعی را ارائه می دهند:

  • ابزار: کار خانه، حمل و نقل، خرید و مراقبت شخصی.
  • عاطفی: اعتماد به نفس، آرامش، اطمینان، و گوش دادن به مشکلات.
  • اطلاعات: مشاوره در جستجوی درمان پزشکی، ارجاع به آژانس ها،
    به اشتراک گذاشتن اخبار خانوادگی.
  • مالی و مسکن: کمک به پرداخت صورتحساب، به اشتراک گذاری یک خانه.

ما می دانیم که خانواده ها برای کمک به افراد مسن و افراد معلول

که در جامعه زندگی می کنند بیشتر کمک می کنند. اعضای خانواده

و افراد مسن اغلب آن را ترجیح می دهند.

دو روش برای درک اینکه چگونه بزرگسالان سالمند کمک می کنند

وجود دارد: 1. اصل مبادله مدل 2.وظیفه خاص

اصل مبادله

اصل تعویض توصیف نظم است که در آن افراد مسن تر انتخاب کنندگان

مراقبت خود را انتخاب کنید. بزرگسالان متاهل ترجیح می دهند از

همسرانشان کمک بگیرند. اگر یک همسر در دسترس نیست یا قادر

به کمک نیست، آنها در کنار فرزندان و سایر بستگان خود قرار می گیرند.

دوستان و همسایگان با رانندگی، برداشتن مواد غذایی و داروها و بررسی

افراد مسن کمک می کنند. بزرگسالان سالخورده به عنوان حرفه ای به

عنوان آخرین راهکار تبدیل می شوند.

اصل وظیفه خاص          

مدل خاصی از کار بیان می کند که وظایف مختلف نیاز به کمک افراد

مختلف دارد. به عنوان مثال، همسران و اعضای نزدیک خانواده نوعی

کمک را فراهم می کنند که نیاز به مقدار زیادی وقت و انرژی دارد.

آنها همچنین وظایف شخصی مانند حمام را انجام می دهند.

دوستان و همسایگان به کارهای اداری کمک می کنند، حمل و نقل و

فعالیت های تفریحی را ارائه می دهند. حرفه ای ها فقط زمانی تماس

می گیرند که وظایف حمایت اجتماعی از زمان بسیار زیاد، بسیار فنی

یا خیلی دشوار می شود.

در صورتی که زمان لازم برای کمک به حرفه ای باشد، خانواده ممکن است

مجبور به تنظیم نهادینه شدن، مانند یک خانه سالمندان شود. این انتخاب تنها

زمانی صورت می گیرد که افرادی که در اصل تعویض شناسایی شده اند

دیگر قادر به ادامه مراقبت در خانه نیستند.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

رهائی از بیماری با ندای درون، مگر ممکن است؟

رهائی از بیماری با ندای درون، مگر ممکن است؟

اصلاً این ندای درون چیست، که می تواند حتی بیماری را از بدن پاک نماید؟

چگونه میتوان از ندای درون برای درمان بیماری استفاده نمود؟

اینها سئوالاتی است که می خواهیم در این مقاله به آن بپردازیم.

پس با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله فشار روانی و تأثیر آن بر تشدید یا ایجاد

بیماری جسمی را نیز مطالعه فرمائید.

رهائی از بیماری به چه معناست؟

رهائی از بیماری یعنی درمان، یعنی خوب شدن، یعنی سالم شدن

و به سلامتی رسیدن.

اما از زمانی که به این دنیا آمدیم، به محض بیمار شدن، بلافاصله،

والدین، ما را به سمت مطب پزشک، و درمانگاه و بیمارستان هدایت

نموده و از طریق نوشتن نسخه توسط پزشک و گرفتن دارو و خوردن

قرص و شربت و یا در مواقعی که بسیار حادتر می شد، با تزریق

آمپول، و در مدت زمانی، به بهبودی دست می یافتیم.

اما در این مقاله بر آنیم که یک درمانگر جدید به همگان معرفی

نمائیم. و آن ندای درون و کارخانه تولید داروی درون بدن می باشد.

پیشنهاد بعدی برای مطالعه شما، مقاله دیدن زیبائیها

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)  می باشد.

چرا رهائی از بیماری در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از

اهمیت ویژه ای برخوردار است؟

در زمان پیشکسوتی(بازنشستگی) که هجوم بیماری ها بر اثر

مجوز ورود افسردگی به بدن، آغاز شده و بدن جولانگاه انواع و

اقسام ویروس و میکروب می گردد. رهائی از بیماری و مداوای

بدن، حائز اهمیت می باشد و می بایست برای سلامتی قدمهای مفید

و مؤثری برداشته شود.

در زمان پیشکسوتی(بازنشستگی) بدن با کاهش قوای جسمی روبرو

شده، و بیماری که در زمان اشتغال و جوانی، در ظرف چند روز از

بدن، خارج می گردید، احتمال دارد که مدت طولانی تری در بدن

ساکن شود.

ما باید به دنبال راه کارهائی باشیم که هر چه سریعتر بتوانیم این

مهمانهای ناخوانده را از بدن، خارج نمائیم. زیرا با جاخوش کردن

ویروس و میکروب در داخل بدن، عوارض آن افزایش یافته و

بیرون کردن آن سخت تر و مشکل تر می گردد.

چگونه می توان بوسیله ندای درون و داروخانه داخل بدن،

از بیماری در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) رهائی جست؟

به قول دکتر علیرضا سلیمی، بدن ما خود کارخانه تولید دارو

می باشد، و همانگونه که ما در هر مکانی که ساکن می شویم،

سعی خود را در شناخت محل های درمانگاه و داروخانه های

اطراف و بخصوص شبانه روزی به کار می بندیم که آنها را

شناسائی و در خاطر بسپاریم. باید وضعیت های ممکن جهت

دسترسی به داروهای مورد نیاز بدن که بصورت اتوماتیک توسط

خود بدن، تولید و ارائه می گردد، را شناسائی و در جهت استفاده

از این وضعیت ها قدم برداریم.

تنها کافی است که در زمانی که هر یک از اعضاء ما دچار سانحه

و مشکل می شود، شما شروع به تحرک و فعالیت نمائید و بدن خیلی

سریع به مدد عضو سانحه دیده و مشکل دار، هجوم برده و با داروهای

ممکن، آن عضو را امدادرسانی می نماید.

اما در خصوص ندای درون، در مطالعات خود به بسیار از افرادی

برخورد نمودم که توانسته بودند، بیماری های خود، از جمله سرطان

را بهبود بخشیده و آن را از بدن خود خارج نمایند.

و کمی تحقیقات انجام دهید، متوجه خواهید شد که کسانی که امید خود

را در مسیر درمان سرطان از دست بدهد، دیگر رنگ سلامتی را

نخواهند دید، پس در مسیر درمان سرطان، و بیماری های متفاوت،

داشتن امید و پیروی از ندای درون، که روشن کننده راه های پیش رو

می باشد، از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

شکست دهندگان سرطان بوسیله ندای درون:            

نمونه بارز کسانی که توانسته اند سرطان را به زانو درآورند و

 این بیماری هولناک را شکست دهند، می توان به:

برایان تریسی(سرطان حنجره)،

آنجلیا جولی(سرطان سینه، تخمدان)،

شهرزاد آيرام اروح کندي(سرطان روده)،

اریک آبیدال(سرطان کبد)،

لنس آرمسترانگ(سرطان بیضه، ریه، معده)،

حسین محب اهری(سرطان لنف)،

بیژن نوباوه(سرطان خون)،

پیام دهکردی(سرطان مغز استخوان)،

رابرت دنیرو(سرطان پروستات)،

جان وین(سرطان معده و روده)،

استیو مک‌کوئین(سرطان ریه) اشاره داشت.

پس پیشنهاد اول این است که با شکر گذاری از نعمتهای خداوند

شروع کنید تا با دیدن نعمتهای زیاد حس شما خوب بشه و نعمتهای

شما افزون شود.

 بعد با استفاده تمارین میتونید بسیار عالی با درون خود ارتباط برقرار کنید.

 سعی کنید تجسم کنید و حس عالی داشته باشید.

 دیدتون رو به مشکلات خوب کنید و مثبت فکر کنید و همیشه برای

هر چیزی سپاسگذار خداوند باشید.

 نشانه ها را ببینید و ندای درونتون رو بشنوید.

به انها عمل کنید و ایمان داشته باشید که حس خوب بسیار برای

شما مفید است.

           

ندای درون همون حسی که هر روز به بعضی چیزها داریم

اما اکثرا توجه نمیشه برای اینکه بتونی با ندای درون بیشتر

نزدیک شی و بتونی ازش کمک بگیری پیشنهاد می شود،

 ریلکسیشن و مراقبه انجام دهید و چرت زدن در روز رو هم

فراموش نفرمائید.

(بیشتر از ۹۰ دقیقه و کمتر از ۲۰ دقیقه نباشد

گوشی را بر روی ساعت تنظیم نمائید تا بموقع از خواب بیدار شوید)

و شکر گذاری هم انجام دهید و مطمئن باشید به حدی میرسید که

خودتان متوجه ندای درونتان خواهید شد.

به ندای درونمان توجه کنیم شاید بگوید من دوست دارم

بگویی من تو را دوست دارم و می پذیرم،

یا بگویی من قدر تو را می دانم .

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

رژه مشکلات در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

رژه مشکلات در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

رژه در دوران پیشکسوتی را با بیان داستانی شروع می نمایم.

در زمانی که دانشجوی کارشناسی در دانشگاه بودم، در یک جلسه،

استاد تربیت بدنی ما کاری برایش پیش آمد و یک استاد دیگر را نیز

برنامه ریزی نمود که سر کلاس ما بیاید.

                   
این استاد عظیم الشأن که دانشجوی دکترای تربیت بدنی بود، در سخنان

خود در کلاس به ما گفت: سعی کنید که داخل مشکلات نروید و اجازه

دهید تنها مشکلات در جلوی چشمان شما رژه بروند.

               
و تنها به دیدن حرکت مشکلات بسنده نمائید. که در این صورت می توانید

بهتر و مفیدتر آن مشکلات را برطرف نمائید.

پیشنهاد می شود، مقاله آهنگ زندگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

را نیز مطالعه فرمائید.

رژه رفتن مشکلات چیست؟


رژه رفتن به معنای آن است که فقط نظاره گر آن باشیم که آنان جلوی

چشمان ما قدم زده و حرکت نمایند.

یعنی همه‌ی یگان‌ها باید جمع شوند در میدان صبحگاه و به احترام

پرچم خبردار بایستند و آخر سر هم از جلوی جایگاه رژه بروند.

              
رژه رفتن، یک مقام عالی رتبه در بالای جایگاه قرار می گیرد و

یگان های مختلف، از هر درجه و بخش، از جلوی جایگاه در صفوف

منظم و یکدست حرکت می کنند.

چرا رژه رفتن مشکلات در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم است؟

در زمان پیشکسوتی(بازنشستگی)، با توجه به کم شدن درآمدی که از

محل اشتغال قبلی، کم کم مشکلات خود را نمایان می سازند و اگر خود

را داخل مشکلات بیندازیم، به آن اندازه گرفتار می شویم که دیگر حل

آن، برایمان کمی مشکل ساز می شود.

          
حال اگر به داخل مشکلات نرویم و اجازه دهیم مشکلات از جلوی

چشمان ما، قدم بزنند، مطمئناً می توانیم راه حل های بهتر و مفیدتری

برای آنان بیابیم و مشکلات را با برداشتن “م” آن به شکلات تبدیل نموده

و از حل آنها، لذت ببریم.

              
و از آن سو، زمانی که اجازه دهیم مشکلات در جلوی چشمان ما،

 رژه بروند، بدان معناست که شخصیت ما از مشکلات بسیار والاتر

می باشد، زیرا که در زمان رژه فردی که درجه و مقام او از بقیه

افراد آن میدان بالاتر است در بالای جایگاه قرار میگیرد و نظاره گر

 حرکت یگانها و واحدها می باشد.

مقاله ویروس ذهنی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.

چطوری می توان بجای ورود به داخل مشکلات، اجازه دهیم

مشکلات در جلوی چشمان ما، رژه بروند؟

در درجه اول، لازم است که خونسردی خود را در مواجهه با

مشکلات حفظ نموده و قبول نمائیم که این مشکلات نیز مانند

بسیاری از مشکلات دیگر که توسط شخص خود ما مرتفع گردیده

است، برطرف خواهند شد.

              
و در مرحله بعدی نیز با توجه به اینکه مقام ما والاتر از مشکلات

است، با قدرت و اقتدار بیشتر نسبت به رفع آنها اقدام می نمائیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود

                  
لطفاً آن را به دیگر عزیزان نیز هدیه نمائید.

در جستجوی معنا

در جستجوی معنا

در جستجوی معنا در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از آنجا در ذهنم

خطور نمود که تعدادی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) در زمانی که

کمی عدد سن، آنها بالاتر از 50 را نشان می دهد، دیگر زندگی خود را

بی معنا دانسته و تنها روزگار می گذرانند.

جمله ای از آلبرت گامو، نظرمن را به خود جلب نمود:

تصمیم گیری در مورد اینکه زندگی ارزش زیستن را دارد یا خیر،

مهمترین مسئله ی بشر است.

بقیه مسائل تنها یک بازی کودکانه است”       آلبرت کامو    

ما در این مقاله بر آنیم که این موضوع را مورد بحث و بررسی قرار دهیم:

پیشنهاد می شود، مقاله چرا از خواب بیدار نمی شویم را مطالعه فرمائید.

داستان اردوگاه اجباری و یافتن معنا در زندگی:

این مطلب از کتاب در جستجوی معنا ویکتور فرانکل آورده شده است:

وقتی روان‌پزشک اتریشی ویکتور فرانکل پس از سه سال اسارت در

اردوگاه‌ های کار اجباری آلمان نازی آزاد شد ، به یک نتیجه مهم علمی

دست یافت که بعدها یکی از مکاتب روانشناسی به نام «معنا درمانی» شد.

او در پی تجربه شخصی و مشاهده زندانیان دیگر نتیجه گرفت که انسان‌ها

قادر هستند هر رنج و مشقتی را تحمل کنند، مادام که در آن رنج و مشقت

«حکمت» خاصی را درک کنند.

به عنوان مثال، اگر دو برادر همسان را به مدت سه سال هر روز به

بدترین شکل کتک بزنند و به اولی بگویید کتک خوردنش جزئی از یک

تمرین ورزشی است و به دومی هیچ دلیلی برای کتک خوردنش ارائه ندهید،

برادر اول بعد از سه سال به ورزشکاری قوی با اعتماد به نفس بالا و

برادر دوم به انسانی حقیر و سرشار از عقده‌ها و کینه‌ها تبدیل می شود.

کتک خوردن و رنج برای هر دو یکسان است اما تفاوت در حکمتی است

که می تواند به رنج کشیدن‌ «معنا» بخشد. یکی به امید روزهای بهتر رنج

می کشد و دیگری با هر ضربه خرُدتر و حقیرتر می شود.

اینکه چگونه با سختی‌ها و مشقت‌های زندگی کنار بیاییم و به آن‌ها واکنش

نشان دهیم، نهایتاً محصول یک «تصمیم شخصی» است. می‌توانیم تصمیم

بگیریم به سختی‌ها و مصائب اجتناب‌ناپذیر زندگی از منظر «معنا و حکمت»

نگاه کنیم تا در پسِ هر ضربهٔ روحی و هر لطمهٔ جسمی تنومندتر، مقاوم‌تر

و آگاه‌تر بیرون بیاییم یا اینکه تصمیم بگیریم در بهترین حالت یک

«قربانی منفعل» با حیاتی پر از غم باشیم.

“ملت‌ها” و رهبران ایشان هم برای رویارویی با مشکلات نیازمند چنین

تصمیمی هستند. بهترین رهبران کسانی هستند که راه امید را به ملت

خود نشان داده و بر تصمیم درست پافشاری کنند.

در جستجوی معنا یعنی چی؟

افرادی هستند که به انواع مختلف، در پارک ها، جلوی تلویزیون،

در جاهای مختلف، تنها به گذراندن روزگار اوقات می گذرانند و

زمانی که از آن ها در خصوص داشتن هدف و معنا برای زندگی

سئوال می شود، آنها اظهار بی اطلاعی می نمایند و بسیاری از آنها،

کوچکترین معنا و مفهومی برای زندگی خود قائل نیستند.

معنا داشتن، یعنی دلیل داشتن برای موضوعی، و دلیل داشتن،

مهمترین موضوع در داشتن انگیزه است.

اگر فردی انگیزه نداشته باشد، نمی تواند کاری انجام دهد.

همانگونه که در مثال اردوگاه اجباری مطرح شد، دو برادر که هر دو

در یک وضعیت و فشار جسمانی قرار داشتند، تنها با القاء اینکه یکی

هدف داشت و دیگری بدون هدف مورد هجوم قرار می گرفت، نتایج

متفاوتی نیز دریافتند.

مقاله داشتن هدف در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را از دست ندهید.

چرا باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) در جستجوی معنا و

مفهوم زندگی باشیم؟

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) به علت شرایط بوجود آمده که

خود نیز عامل اصلی آن می باشیم، امکان دارد فشارهای متعددی بر

فرد وارد آید، اینکه چگونه باید با این فشارها و ناملایمات مقابله نمود

و چه رفتاری در خصوص آنها داشته باشیم، به داشتن معنا و مفهوم

زندگی مربوط می شود.

چه بسیار افرادی که کوچکترین مشکلی در خانه و کاشانه خود را به

آینده موکول می نمایند و خود نمی دانند، این آینده کی به سراغ آن ها

خواهد آمد، زیرا برای خود مقصد و معنائی تعریف و ترسیم ننموده اند.

و چه بسیار افرادی که از زمان پیشکسوتی(بازنشستگی) معنا و مفهوم

جدیدی برای خود تعریف نموده و در جهت برآورده نمودن آن معنا و

مفهوم، پیش می روند.

پیشکسوت(بازنشسته) ای که در حال طرف شدن با انواع بیماری است،

اگر برای زندگی خود معنا داشته باشد و به آینده امیدوار باشد، به راحتی

می تواند، بر بیماری پیروز گردد، لکن اگر همین فرد، دیگر امیدی به

زندگی نداشته باشد، مسلم است که بیماری با تمام قوا، وی را از پای در

آورده و زمین گیر خواهد نمود.

چطوری باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) معنا و مفهوم زیبائی

برای زندگی خود داشته باشیم؟

بدانیم که تا زمانی که نفس می کشیم، حق زندگی و حیات داریم

و باید برای لحظه لحظه خود، برنامه، هدف و چشم انداز ترسیم نموده

و بر اساس آن به زندگی خود ادامه دهیم.

کافی است که تکه ای کاغذ برداشته و اهداف جدیدی برای خود ترسیم نمائیم

کافی است که تکه ای کاغذ برداشته و نعمت های خدادادی که داریم

را سپاسگزاری نموده و برای این سپاسگزاری، اقداماتی در جهت

بهبود آنها انجام دهیم.

با خلاقیت، معنای جدیدی برای زندگی خود پیدا نموده و به دنبال آن

اقدامات بعدی را ترسیم نمائیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

داستان زندگی من

داستان زندگی من، مثل همه داستان های دیگر افراد، از آنجائی شروع

شد که جوانی 22 ساله پس از اتمام خدمت سربازی، به چندین محل که

به او پیشنهاد شده بود، مراجعه و هر مکانی را با یک دلیل از طرف

خودش جهت کار، رد نمود.

نهایتاً با مشاوره یکی از دوستانش به اداره­ای دولتی زیر نظر وزارت

راه و ترابری(آن زمان) وارد شد و مقرر گردید که 30 سال از بهترین

سالهای عمرش را در آنجا سپری نماید. با وساطت یکی از هم محلی­ها

که در اداره از حسن شهرت خوبی برخوردار بود، به صورت روزمزد

در آن اداره(زمانی که هنوز در مرخصی سربازی بود)، مشغول به کار شد.

همان موقع به عنوان مسئول دفتر یکی از معاونین آن اداره به خدمت گرفته شد.

در همین زمان، در سرویس حمل و نقلی که از طرف اداره برای

رفت و آمد کارمندان در نظر گرفته شده بود. یکی از کارمندان با

سابقه­تر هم محلی، رو به او کرد و گفت: بهتر است که سر این کار

نیائی و به کار آزاد روی بیاوری.

در ادامه عنوان نمود که ما بخاطر سابقه­ای که در آنجا داریم،

امکان خروج از اداره برایمان وجود ندارد! اما این جوان که تازه

با وساطت تنی چند از دوستان به این اداره وارد شده بود، سرخوش

از استخدام در آن اداره بود و داشتن شغلی تمام وقت در یکی از

ادارات دولتی برایش آرزو بود، کسی نبود که با این نصیحتها،

صحنه را خالی نماید. لذا نصیحت را نشنیده گرفت و به رفتن به

اداره ادامه داد.

حالا بعد از 30 سال از آنزمان، درست در اردیبهشت ماه سال 1395

بود که یکی از بهترین دوستانش که در اداره حتی به برادران دوقلو

معروف شده بودند، بخاطر تکمیل زمان خدمتش، پیشکسوت(بازنشسته)

و از اداره منفک شد.

مسئول بازنشستگی اداره به این جوان نیز اعلام نمود که پایان سال،

نوبت پیشکسوتی(بازنشستگی) ایشان فرا می­رسد.

پیشنهاد می شود مقاله الهی پیر شی را

مطالعه فرمائید.        

ادامه داستان در زمان حال:

این داستان زندگی اداری نگارنده بود، چقدر زود گذشت، 30 سال

(البته با احتساب خدمت سربازی)، مثل برق گذشت. و در حال

آماده شدن برای پیشکسوتی(بازنشستگی) بودم که چند تا اتفاق،

جریان زندگیم را دچار تحول نمود و مرا به وادی تحقیق و تحقق،

در امور پیشکسوتان(بازنشستگان) کشاند.

هر چند که خواهی نخواهی، باید وارد این جرگه می­شدم، اما نه بعنوان

مدّرس و مشاور، بلکه بعنوان یک پیشکسوت(بازنشسته)، مانند باقی

پیشکسوتان(بازنشستگان) عزیز که قبل از نگارنده از اداره منفک

شده بودند، چه بسا با مسائل مبتلابه، روبرو میگردید.

اتفاق اول، در مسیر زندگی:

اولین اتفاق در تابستان برایم رقم خورد و در آن زمان، پیرمردی

108 ساله در خیابان­های تهران مشاهده شد که پس از سئوال در

خصوص توانائی جسمی و امید به زندگی، اقدام به بالا آوردن پای

خود تا بالای سر خود می­نماید. در گفته­هایش امید به زندگی تا سن

1000 سالگی مثل حضرت نوح را با صدای بلند اعلام می­دارد.

اتفاق دوم در مسیر زندگی:

اتفاق دوم، در محل کارم بود، یکی از همکاران قدیمی با 87 سال

سن بصورت فعال در اداره رفت و آمد دارد و اقدام به خرید و فروش

پوشاک(کت، شلوار، کیف، کفش، کمربند و …) به همکاران بصورت

نقد و اقساط می‏نماید. یکی از موارد مختص به این همکار، این است

که مبلغ قسط در زمان معامله با همکاران، اصلاً برایش مهم نیست،

لیکن، حافظه این مرد، بسیار قوی و مثل یک کامپیوتر است، تمام مسائل

و مبالغ را بدون داشتن هیچگونه دفتر یا رسیدی، در ذهن می‏سپارد.

و اثری از آلزایمر در این مرد وجود ندارد.

این همکار پیشکسوت(بازنشسته) تا سن 87 سالگی بدون نیاز به

وسایل کمکی(عصا، عینک و …) به کشورهای مختلف سفر کرده

و وسایل قابل فروش را از آن کشورها، به ایران آورده و به همکاران

عرضه می­نماید. هر مرقع که این پیر مرد را می دیدی، یک کیسه

پر از پوشاک دستش بود و در 13 طبقه اداره مشغول تردد بود.

علت دنبال کردن موضوع و نوشتن کتاب:

چیزی که مرا به فکر نوشتن کتاب “الهی پیر شی” انداخت این بود

که بین آن نفر اول(پیرمرد 108 ساله)، و همکار ما که تا 87 سالگی

با شادی و نشاط و بدون نیاز به همراه زندگی می­کرد و بقیه

پیشکسوتان(بازنشستگان) همسن و سالش که از سن 60 به بعد،

باید حتما برای تردد کسی همراهیشان کند، چه تفاوتی وجود دارد.

برخی از همکاران در سن 55 تا 60 سالگی، علیرغم داشتن

وسائل کمکی(از جمله عصا و عینک و سمعک و ویلچر)، هنوز

قادر به تردد و انجام کارهای خود نیستند. و تعدادی دیگر از

همکاران به محض اینکه حکم پیشکسوتی(بازنشستگی) را دریافت

نمودند و در منزل ساکن شدند، بر اثر شدت فشارات وارده،

خیلی زود، به دیار باقی می­شتابند.

 مقاله الماس ابدی است را از دست ندهید.     

علت این همه تفاوت در نوع زندگی و سلامتی چیست؟

بخاطر این بر آن شدم که راز تفاوت بین این دو را بیابم. و شروع

به بررسی موارد مبتلابه پیشکسوتان(بازنشستگان) و مطالعه کتب

مربوط به آنان نمودم.

در اولین گام، با چندین نفر از پیشکسوتان(بازنشستگان) که به

سنین بالا رسیده بودند و مشکلات عمومی (که بقیه پیشکسوتان

(بازنشستگان) با آنها دست و پنجه نرم می­نمودند) را نداشتند،

مصاحبه نمودم.

مصاحبه اول با پیشکسوت(بازنشسته) 82 ساله:

یکی از مصاحبه ها با مردی خونگرم که حدود 82 سال از خدا

عمر گرفته بود و حافظه خیلی خوبی داشت، انجام شد. این حافظه

بصورتی بود که در طی چندین دقیقه­ای که با ایشان مشغول مذاکره

و مصاحبه بودم، بارها و بارها، شعرهائی از شعرای نامدار در

موضوعات مختلف، برایم خواند. وقتی علت اینهمه هوش و حافظه

را جویا شدم، رمز عدم فراموشی و سالم بودن حافظه خود را،

مطالعه زیاد کتاب، حتی در همین سن بیان نمود و اعلام داشت

که با وجود اینکه مقداری از بینائی چشمانش کم شده است، اما

روزانه تا کتاب نخواند، آن روز را به پایان نخواهد رساند.

مصاحبه دوم، با پیشکسوت(بازنشسته) 70 ساله:

مصاحبه بعدی با یکی دیگر از پیشکسوتان(بازنشستگان) شهرستانی

بعمل آمد که پس از پیشکسوتی(بازنشستگی) در تهران به یکی از

روستاهای شهرستان طارم رفته و مشغول زراعت و کشاورزی

شده است. در زمان مصاحبه، حدوداً 8 سال از زمان پیشکسوتی

(بازنشستگی) گذشته بود، کار خود را خیلی بهتر و مفرح­تر از

شغل قبلی خود اعلام می­دارد، لازم به ذکر است که شغل قبلی

ایشان، کار در یکی از شرکتهای خودروسازی تهران بوده است.

پس از مصاحبه­های فوق الذکر، شور و هیجان برای یافتن موفق­های

این حیطه چند برابر شد و بدنبال رهبران پیشکسوت(بازنشسته) سالم

و سرپا گشتم. و آن موقع تازه به دوستانی رسیدم که بعد از پیشکسوتی

(بازنشستگی)، سالیان سال، مشغول به کار در ادارات دیگر بودند و

زمانی که از آنها در خصوص پیشکسوتی(بازنشستگی) پرسیدم،

جواب دادند که هنوز پیشکسوت(بازنشسته) نشدند و هنوز مشغول

کار هستند(در صورتی که حکم پیشکسوتی(بازنشستگی) آنها حدود

10 الی 15 سال قبل صادر شده بود).

مصاحبه با پدر 110 ساله:

در این راه، با کمک یکی از دوستان دیگر که بر اساس قانون جذب

بر سر راهم قرار گرفت، به سراغ یکی از اقوام ایشان که

110 ساله بود، رفتیم و جالب این بود که این دائی عزیز(به قول

دوستم) هنوز دندان­های اصلی خود را به دهان داشت. و تنها ناراحتی

ایشان بعد از این مدت، کمی خمیدگی کمر بود که بدون عصا و

کمک از دیگران به صورت خمیده راه می­رفت.

علت خمیدگی کمر خود را نیز شکارهای فراوان انجام شده در زمان

جوانی، اعلام داشت و اعلام نمود که هم اینک در روستای خود به

کشاورزی و دامداری مشغول بودند. این فرد پیشکسوت(بازنشسته)،

علیرغم اینکه همسر اول ایشان در زلزله منجیل فوت نموده بودند،

امید به زندگی بالائی داشتند زیرا که از همسر دوم خود، دارای سه

فرزند بودند و فرزند سوم ایشان در زمان مصاحبه تنها 13 سال عمر

داشت و میخواست که در مراسم­های عقد و عروسی این پسر خود

شرکت داشته باشد.

مصاحبه با پدر 90 ساله:

همزمان پس از مصاحبه با دائی عزیز، فرد دیگری معرفی شد

که ایشان 90 سال از خدا عمر گرفته بودند و ناراحتی ایشان این

بود که بخاطر درد پائی که اذیتش کرده بود، مجبور شده بود،

به دکتر مراجعه نماید، و 40 روز در بیمارستان بستری شده بودند.

در زمان ملاقات، با وجود درد پا، به تنهائی در اطاق قدم میزد و

بدون اینکه مسأله­ای را فراموش نماید به راحتی صحبت می­کرد.

و از اینکه دیگر نمی­تواند راه برود و تنها روزانه 2 کیلومتر با

وضعیت فعلی راه میرود، گله و شکایت داشت.(لازم به ذکر است

که منزل این فرد در روستاهای کوهستانی بود)!

مشت نمونه خروار است،

اینها نمونه­هائی از افرادی هستند که می­خواهند زندگی پرثمر و

مفیدی داشته باشند. کسانی که سن تقویمی برای آنها، خیلی قابل

توجه نبوده و تنها به کارهای انجام داده و کارهائی که باید انجام

دهند، فکر می­کنند و در عین حال برنامه­ریزی برای انجام کارهای

آینده دارند.

البته تعدادی از دوستان در زمان شروع به کار، می­گفتند که تو

دنبال سالمندان رفتی، نه بازنشستگان، در صورتی که بدنبال کسانی

بودم که علیرغم بالارفتن سن، هنوز خود را پیشکسوت(بازنشسته)

نمی­بینند و به همین دلیل از توانائی بالاتری نسبت به همسن و

سالانشان(اگر وجود داشتند) برخوردار هستند.

این عزیزان شاهدان ادعاهایم هستند، زمانی که رموز سلامتی و

شادابی آنها که در اکثر آنها مشترک بود، را یافتم و سعی نمودم در

این سایت، تمام این رموز را در جهت بازگرداندن سلامتی و نگهداری

سلامتی پیشکسوتان(بازنشستگان) به نحو شایسته ارائه نمایم.

      

امیدوارم بتوانم، این رموز سلامتی و شادابی، را به طرز صحیح،

با بیانی فصیح، ساده و کامل به اطلاع کلیه عزیزان پیشکسوتان

(بازنشسته) برسانم.

من آنچه شرط بلاغ بود با تو گفتم        

     تو خواه از سخنم پند گیر، خواه ملال

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.