پاداش منفی چیست و چرا باید به آن توجه لازم و کافی را بنمائیم.

پاداش منفی چیست و چرا باید به آن توجه لازم و کافی را بنمائیم.

آیا اصولاً پاداش به هر شکلی، خوب نیست؟

پاداش منفی چه اشکالاتی می تواند در روند زندگی، بخصوص در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) می تواند داشته باشد؟

این ها و دهها سوال دیگر می توانید سئوال شما نیز باشد.

ما در این مقاله بر آنیم که به این مقوله نگاهی بیندازیم و آنرا مورد بررسی قرار دهیم.

با ما همراه باشید

پیشنهاد می شود، مقاله  واقعیت ها در دوران بازنشستگی  را نیز مطالعه فرمائید.

پاداش منفی چیست؟

پاداش در لغت نامه دهخدا، به معنی دین . مکافات . جزا. عوض . سزا. معارضه آمده است و

منفی نیز به معنی آنجای که کسی را بدانجا نفی کرده باشند. آورده شده است

و در کل پاداش منفی، به جزا و عوض اشتباهی به کاری یا چیزی مطلق گفته می شود.

پاداش منفی به کلیه هدایا و جوایزی که به هر عنوان به رفتارها و کارهای غلط داده می شود،

نیز اطلاق می گردد.

در بسیاری از موارد، پاداش منفی به جای اینکه یک عادتی را حذف نماید، باعث تقویت آن رفتار می گردد.

پس باید مراقب بود که به جای پرداخت پاداش های مثبت، به رفتار و عادات بد، پاداش منفی داده نشود.

چرا پاداش منفی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بسیار مهم است؟

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که مسائلی برای افراد بوجود می آید، اگر افراد پاداش منفی

دریافت دارند،متأسفانه می تواند اثرات نامطلوب و جبران ناپذیری برای افراد داشته باشد.

بطور مثال، اگر فردی دچار پا درد گردیده و برای یک بار، برای فرد، ویلچر تهیه نمائیم، احتمال این دارد

که فرد برای پا درد خود،پاداش منفی دریافت دارد و به دلیل اینکه بدن بصورت غریزی و ذاتی، تمایل به

تنبلی و اهمال کاری دارد، لذا ممکن است،فرد مجدداً بارها به پادرد مبتلا گردیده تا بتواند از مزایای ویلچر

استفاده نماید.

همانگونه که مشاهده می فرمائید، پا درد اولی، شاید به هر دلیلی باشد، اما به احتمال بسیار بالا،

پا دردهای بعدی، به دلیل دریافت پاداش منفی و استفاده از مزایای پادرد می باشد.

و همین دریافت پاداش منفی است که اگر احتمال خوب شدن پادرد در همان ابتدا وجود داشته باشد،

اجازه درمان آن را نخواهد داد و ریسک ابتلا به بیماری مزمن پادرد و بقیه اعضاء نیز بالا میرود.

همچنین این رفتار و پاداش منفی را می توان در جهاندیدگان(سالمندان و کهنسالان) را نیز مشاهده نمود.

در زمانی که فرزندان این عزیز، به او توجه کافی نداشته و او را نادیده می انگارند، امکان اینکه با اولین بیماری،

توجه اطرافیان به وی جلب گردیده و پس از درمان آن بیماری، بقیه امراض نیز در ابتدا به صورت تمارض در وی ظاهر گردد.

و متأسفانه همین تمارض می تواند، آثار منفی بسیار زیادی برای فرد جهاندیده به همراه داشته و وی را به همان

سمت بیماری، سوق دهد.

مقاله راههای جلوگیری از ورود بیماری به بدن بازنشسته را نیز مطالعه فرمائید.

چطوری می توان از پاداش های منفی در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) جلوگیری نمود؟

در ابتدا باید بدانیم که پاداش منفی تا چه حد می تواند زندگی و سلامتی ما را تحت تأثیر خود قرار دهد

و از آثار و تبعات منفی آن آگاه باشیم.

و اگر در یکی از موارد، به ما پاداش منفی ارائه گردید، فوراً قصه جدیدی برای آن پاداش در نظر گرفته

و ذهن را به سمت آن قصه هدایت نمائیم.

سپس سعی نمائیم که دیگر آن حرکت و رفتار را تکرار ننمائیم.

در خصوص جهاندیدگان نیز، باید به این امر توجه داشته باشیم که توجه به این عزیزان و دیدن آنها

در هر شرایطی می تواند آنها را از دریافت پاداش های منفی برحذر دارد و اگر در مواردی، فرد دچار

بیماری گردید، تنها به شرایط او توجه کرده و طوری وانمود نمائیم که رفتار ما مثل سابق است

و تنها فرد، دید جدیدی به رفتار ما پیدا نموده است.

راه های مقابله با پاداش منفی در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) چیست؟

در اولین قدم، شناخت پاداش های منفی است. در این مرحله باید رفتارها و عاداتی که منجر

به دریافت پاداش از طرف خود یا اطرافیان ما می شود را بصورت خیلی دقیق مورد بررسی و تحلیل

قرار دهیم.

یکی از همکاران ما، در زمانی که به بیماری مبتلا گردید، به دلیل پاداش منفی که از طرف خانواده

دریافت نمود، از دریافت روزانه دو الی سه قرص، به روزانه 15 تا 20 قرص هدایت گردید و پس از

بررسی شرایط وی و مذاکره با او و خانواده اش، متوجه این موضوع گردیدم.

فوراً به خانواده وی اطلاع داده و خانواده پاداش های منفی به جهت بیماری فرد را از وی دریغ نمودند،

و مشخص است که نتیجه این اطلاع، کاهش تعداد قرص ها بود. و امیدوارم که همچنان به این رفتار خود،

تا قطع کامل قرص ها ادامه دهند.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

به زور می توان با او همکلام شد

به زور می توان با او همکلام شد

به زور می توان با او همکلام شد، زیرا که هر سری که سعی می کنم

با او سر صحبت را باز نمایم، مدام از کمبودها، مشکلات و مسائل

بوجود آمده در زندگی فعلی خود داد سخن به میان می آورد.

البته این قصه تعداد از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) نیز هست،

زیرا که در دورانی قرار گرفته اند که به زعم خود، همه چیز رو

به افول است.

اما آیا براستی شما نیز با این طرز تفکر موافق هستید؟

آیا بعد از پیشکسوتی(بازنشستگی) همه چیزها، به مانند حقوق و

درآمد، رو به افول است و کاری از ما بر نمی آید؟

آیا تنها باید به کمبودها و مسائل موجود در زندگی نگاه افکند؟

ما در این مقاله بر آنیم که تا جائی که ممکن است به سئوالات بالا،

پاسخ گفته و به این موضوع، نگاه جدیدی داشته باشیم.

با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله الماس ابدی است. را نیز مطالعه فرمائید.

چرا یادآوری مجدد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم است؟

همه ما در زندگی موقعیتهائی داشتیم که به خوبی با مسائل و

مشکلات آن، مواجه و مسائل آن را به طرز شگفت انگیزی

حل نموده و برای خود موفقیت هائی نموده ایم.

اما چه می شود که در زمانهائی اصلاً به این موفقیت ها،

و حل مسائل توجه نمی نمائیم و تنها به نیمه خالی لیوان توجه

کرده و از اینکه قبلاً هم این نیمه خالی وجود داشته، لکن با

درایت و عملکرد ما، از نیمه پر لیوان استفاده لازم و بهینه

را بردیم، هیچ یادی نمی کنیم.

خودتان دیگر به خوبی می توانید به نگارنده حق بدهید که شما

نیز به همین صورت از خود و توانائیهایتان، بی خبر بوده و

یا اینکه خود را بی خبر نشان می دهید.

اما این وضعیت را تا چه زمانی می توانید ادامه دهید، آیا دیگر

نمی خواهید از زندگی خود، هر چند به قول شما کوتاه( لکن به

نظر نویسنده، هیچ زمانی کوتاه نیست و همیشه عمرهای طولانی

وجود دارد) استفاده کرد؟ آیا نمی توان از زندگی لذت برد و

استفاده خوب و مناسب نمود؟

خود نیز کاملاً به این امر واقف هستید که چنین نیست و جواب

سئوال بالا، دقیقا منفی است و هر فردی در هر سنی و هر

موقعیتی می تواند دوباره زندگی خود را بازسازی نموده و بر

مسائل و مشکلات فعلی خود پیروز گردد.

تنها راه این است که پیروزی ها و بردهای خودمان در زندگی

را مجدداً یادآوری نمائیم.

با این یادآوری، انرژی شما بصورت اتوماتیک بالا رفته، و درست

مثل زمانی که آن پیروزی و افتخارات را کسب می نمودید،

بدن شروع به ترشح هورمون های شادی و نشاط نموده و بدن

همان حس را مجدداً دریافت می دارد.

پس یک سئوال اساسی:

چرا ما خود را از داشتن چنین حسی محروم می نمائیم؟

مقاله شانس یا خوش شانسی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

را حتماً مطالعه نمائید.

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

یادآوری مجدد داشت؟

این بخش را در دو مرحله انجام می دهیم:

مرحله اول اینکه ابتدا به داشته های فعلی خود نظری افکنده

و آنها را لیست می نمائیم، از قبیل اینکه:

  • می توانیم نفس بکشیم، در حالی که همین الان، خیلی افراد آرزوی این را دارند که بتوانند بدون دستگاه و بصورت اتوماتیک، خودشان نفس بکشند.
  •  
  • چشمانی داریم که هنوز توانائی دیدن دارند، شاید برای بعضی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) این دیدن با عینک باشد، و این در حالی است که هم اکنون افرادی هستند که آرزوی دیدن دارند، اما متأسفانه این نعمت را در بر ندارند.
  •  
  • گوشهائی داریم که به راحتی می شنوند، هر چند که شاید برای بعضی از گنجینه های نیروی انسانی، کمی سنگین شده باشد، اما باز می توانیم بشنویم، و اینها در حالی است که تعدادی از افراد هستند که از این نعمت محروم هستند.
  •  
  • هنوز توانی داریم که این جسم را جابجا کند، هر چند که باز شاید بخاطر افکار و رفتارهایمان، این توان کاهش یافته باشد، و امیدوارم بتوانیم با آموزشهای این سایت، این توانائی مجدداً به عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) بازگردد.
  •  
  • و بسیاری از مسائل و نعمت های دیگر که هم اکنون اگر درست به آن ها نگاه کنیم، هنوز داریم از این نعمت ها استفاده می کنیم، هر چند که تا زمانی که دچار مشکل نشویم، متوجه نمی شویم که چه فواید و خوبی هائی برای ما داشت.
  •  

در مرحله بعدی:

عکس ها و لوازمی که از موقعیت هایی که توانسته برای ما

افتخار کسب کند، را در معرض دید خود قرار میدهیم.

هر زمانی که احساس کردیم که دیگر هیچ امیدی برایمان

نمانده است و کمبودها و مسائل، خیلی زیاد درگیرمان ساخت،

با نگاه کردن به این عکس ها و لوازم می توانیم مجدداً آن

خاطرات و راه حل ها را به خاطر آورده و از انرژی های

آن زمان، در زمان فعلی سود برده و از احساس خوبی که

نصیبمان می نماید، به طرز فوق العاده ای استفاده نمائیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

برای بردن بازی میکنید یا برای نباختن؟

برای بردن بازی میکنید یا برای نباختن؟

برای بردن بازی میکنید یا برای نباختن؟ این سئوالی

بود که یکی از اساتید در کلاس درس، از دانشجویان

پرسید.

همانجا به این فکر افتادم که اگر ما صرفاً برای نباختن

بازی کنیم خیلی از فرصت های برد را از دست میدهیم.

این در زندگی نیز مصداق بسیار زیادی دارد، تعداد زیادی

تنها زندگی را برای اینکه روزگار بگذرانند، زندگی میکنند.

اما تعدادی دیگر، زندگی می کنند که در زندگی موفق باشند.

در این مقاله بر آنیم که به بردن بازی، نگاه جدیدی بیندازیم.

پس با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود مقاله بازیگر یا تماشاگر بودن

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

را نیز مطالعه فرمائید.

بردن بازی چیست؟

بردن بازی، یعنی کارهائی در بازی انجام دهی

که بازی در نهایت به نفع شما به اتمام برسد.

در بعضي موارد تعريف «بردن» بسيار ساده است

مثلاً در يك مسابقه بسكتبال كسي كه بيشترين

امتياز نهايي را كسب كرده است برنده است.

ولي در زندگي واقعي تصميم گرفتن براي برنده

بودن چندان ساده نيست.

براي بسياري برنده بودن به معناي داشتن پول يا

ثروت زياد است. اما بعضي افراد برنده بودن را در

عمر دراز مي دانند. و افرادي هم مي خواهند تمام

عمر خوش تيپ و سالم باشند. بعضي شادي و

بعضي خوش گذراني را بردن مي دانند.

نباختن چیست؟

بازی کردن برای نباختن، به آن معنا است که به

صورتی بازی کنیم که حداقل بازنده نباشیم و تنها

به بازی اکتفا کنیم، در بعضی از بازیها مثل فوتبال

(نه در نهائی) می توان بصورتی بازی کرد که نتیجه

مساوی شده و هر یک امتیازها را تقسیم نمایند.

اما در مسابقه ای مثل والیبال یا بسکتبال، این امر

محال است، زیرا بالاخره یکی از دو طرف، با گرفتن

امتیاز بیشتر، موفق به برد می شود.

در زندگی نیز، تعدادی از افراد تنها برای اینکه زندگی

خود را به پایان برسانند و این مسیر پر فراز و نشیب

را تنها بدون مسئله طی نمایند، روزگار خود را

می گذرانند.

چرا برای بردن بازی کردن در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) مهم است؟

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) زندگی کردن

تنها برای گذران زندگی می تواند، آسیب های جبران

ناپذیری بر روح و روان و در نتیجه جسم فرد وارد نماید.

با بعضی از عزیزان پیشکسوت که مذاکره می نمودم،

آنها اعلام می داشتند که تنها در حال گذران زندگی

هستند بدون هیچ هدف و انگیزه ای. و این می تواند

کم کم آن ها را به سمت گرفتن بیماری افسردگی

سوق دهد.

در مقابل افرادی هستند که به محض ورود به دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) مثل اینکه تازه برای

شروع زندگی، شلیک انجام شده است و آنها به

سمت هدف از پیش تعیین شده توسط خودشان،

با سرعت پیش می روند و هر لحظه، پله های موفقیت

را یکی پس از دیگری پشت سر می گذرانند و کم

نیستند چنین افراد کوشا و بی نظیری که برای خود

هدفهای جدید و قابل دستیابی دارند و در جهت

رسیدن به آن اهداف حرکت می نمایند.

اگر در زندگی تنها برای نباختن به میدان بروید،

مطمئن باشید که بالاخره، زندگی نیز از یکی از

فرصت های به وجود آمده استفاده لازم را برده

و به شما صدمه خواهد زد، لکن اگر شما مثل یک

برنده به میدان زندگی وارد شوید و همیشه به

سمت زندگی یورش ببرید، در نهایت در یکی از

یورش ها، می توانید، به اهداف خود دست یافته

و برد و موفقیت خود را در زندگی تضمین نمائید.

مقاله رسیدن به آرزوها در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) را از دست ندهید.

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) برای بردن بازی، زندگی کرد؟

بزرگترین و مهمترین قاعده این بازی، داشتن هدف

و زندگی با برنامه است، زیرا با داشتن هدف،

دیگر به زندگی اجازه یورش به طرف خود نخواهید داد.

بهترین حالت این است که برای خود هدف تهیه نموده

و برای هر روز یا هفته خود، برنامه ریزی نمائید.

سعی نمائید در هر روز، تنها و تنها با خود مسابقه دهید،

و هر روز از خود یک قدم فراتر روید. و تلاش نمائید که

هر روزتان، از روز قبل بهتر و بالاتر باشید.

قواعد بازی در کتاب الهی پیر شی، آمده است،

با مطالعه آن می توانید از قواعد بردن بازی، مطلع شده

و در جهت رسیدن به اهداف خود قدم بردارید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

بخشش

بخشش

ما با آن چه به دست می آوریم زندگی می کنیم،

اما زندگی مان با آنچه می بخشیم معنا می یابد.

“وینستون چرچیل”

بخشش در زندگی می تواند بسیار مفید و پر ثمر با

شد، همانگونه که یکی از رازهای بزرگ طول عمر نیز

صدقه دادن ذکر شده است.

حال بخشش به چه کسانی و در چه مواقعی؟

آیا باید زمانی که به مقدار زیادی مال و اموال داشتیم،

ببخشیم؟ یا در هر زمانی می توانیم این بخشش را

داشته باشیم؟

آیا باید به افرادی که سر راهمان قرار می گیرد،

بخشش را انجام دهیم؟ یا به هر کسی می توان بخشید؟

آیا باید شرایط خاصی برای بخشش بوجود آید، تا ببخشیم،

یا خیر؟

اینها و سئوالاتی دیگر را در این اینجا مورد بررسی قرار خواهیم داد.

با ما همراه باشید.

بخشش چیست؟

انسان های بزرگ در زندگی خود همواره بخشنده هستند

و حس بخشنده بودن است که به زندگی آنها معنا می دهد

و آنها از این حس خوب داشتن، زندگی و حیات را با لذت

بیشتری ادامه می دهند.

انسان های معمولی زندگی عادی دارند در حالی که

انسان های بزرگ به سودهای زیادی می رسند و

همیشه شاد و سربلند و ثروتمند هستند.

انسان های بزرگ علاوه بر موفقیت های فراوان انتخاب

می کنند که سهمی در پیشرفت کشور، جامعه و

همکارانشان داشته باشند، آن ها حتی به

مشتری هایشان نیز فکر می کنند.

انسان های بزرگ آماده اند تا حتی برای رسیدن به

هدفشان، جانشان را نیز از دست بدهند، لکن انسان های

معمولی، جانشان را از هر چیز با ارزش تر می پندارند،

آن ها می خواهند به هر قیمتی که شده زنده بمانند.

بخشش به خود؟

اولین کسی که شما باید بخشش تان شامل او شود،

خود شما هستید.

انسان های بزرگ، با انسان های معمولی متفاوت هستند،

انسان های بزرگ، اهل بخشش های افراطی نیستند،

آنها به خودشان نیز اهمیت می دهند.

آن ها از اینکه از دیگران چیزی قبول کنند، احساس گناه

نمی کنند، بخشنده بودن نسبت به خود، سبب می شود

ظرفیت و توان تان برای کمک به دیگران افزایش یابد.

باید خودتان را نیز جزء دیگرانی بدانید که سعی می کنید

به آن ها کمک کنید

اگر همه پولهایتان را به دیگران ببخشید، دیگر برای

روزهای سخت زندگی خود، اندوخته ای نخواهید داشت.

اگر برای رسیدن به خودتان زمان صرف نکنید، توانائی و

قدرت کمک به دیگران را نخواهید داشت.

توجه به خود با خودخواهی متفاوت است.

خود شما هم به اندازه دیگران ارزش دارید.

انسان های بزرگ همواره در حال بخشش هستند و

دایره مخاطبانشان، خودش را نیز در بر می گیرد.

انسان های بزرگ، از نعمت هائی که زندگی در اختیارشان

قرار می دهد، بهره می برند و به خاطر آن سپاسگزارند.

پیشنهاد می شود، مقاله فرصت ها مثل ابر می گذرند، را نیز مطالعه فرمائید.

اصلاً چرا باید ببخشیم؟

بخشش فواید بسیار زیادی در پی دارد.

ما در اینجا تنها به شش فایده اثر بخش آن نگاه می کنیم:

شش فایده بخشش:

  • احساس خوبی خواهید داشت کودکی را که
    شیرینی های خانگی می فروشد در نظر بگیرید،
    می توانید با خرید یک بسته از این شیرینی ها و
    ده هزار تومان به او بدهید، سپس تمام مدت روز
    لبخندی روی لب خواهید داشت.
    احساس خوب داشتن هیچ اشکالی ندارد، این
    احساس خوب به سادگی، بدون زحمت و با قیمت
    کم، به دست می آید. در مقایسه با لذت استفاده
    از مواد مخدر، بخشیدن برای رسیدن به حال خوش،
    سودمندتر و قانونی است.
  •                     
  • می بخشید تا دریافت کنید
  • کشاورزان این قانون را خوب درک می کنند،
    آنها دانه ای را در زمین می کارند و منتظر
    می شوند تا محصول را برداشت کنند. پاداش
    شما از جای دیگر و شخص دیگری به دست تان
    می رسد. یک انسان بزرگ همیشه می بخشد
    و می داند که با این کار، هستی را وادار می کند
    که به او پاداش دهد.
    برخی از انسان های عادی از شنیدن این حرف ها
    دچار سردرگمی می شوند، آنها توقع دارند که باید
    چیزی از گیرنده ی بخشش های شان دریافت کنند.
    در حالی که همیشه این طور نیست.
  • می بخشید تا دریافت کنید.
    این یکی از قوانین جذب است، دریافت کردن،
    وقتی می بخشید، حتمی و قطعی است.
  • اخلاص تان را نشان می دهید
    وقتی به کسی کمک میکنید، او به طور ناخودآگاه،
    حس می کند که مدیون شماست.
    سومین فایده بخشیدن، خلوص و صداقت است،
    اگر برای مثال به عنوان یک مسئول در یک شرکت
    به دیگران و مشتری های تان کمک و از آن ها
    حمایت کنید، آنها نیز در پاسخ با شما صادقانه و
    خالصانه برخورد می کنند.
  • اقتدارتان افزایش می یابد.
    اگر دیگران متوجه شوند که چیزی بخشیده اید
    صاحب شهرت خواهید شد. بخشش اقتداری است
    که کسب می کنید، اگر به شکلی گمنام چیزی
    ببخشید، این اقتدار، بیشتر خواهد بود.
  • بخشیدن بدون این که شناخته شوید شما
    را توانمند می کند.
    در این صورت شما نفوذ و تأثیری می یابید که غیر قابل
    توضیح است. با بخشیدن به خودتان خدمت کنید.
    انسان ها با بیشتر جمع کردن و اندوختن اقتدار نمی یابند،
    بلکه بخشیدن است که به آن ها اقتداری حقیقی می دهد.
    وقتی به شکل ناشناس چیزی می بخشید، اتفاقی فوق
    طبیعی رخ می دهد.
  • بخشش معنویت را در شما زیاد می کند.
    به همین دلیل است که صدقه دادن در هر
    آئینی کاری بزرگ به حساب می آید.
    با صدقه دادن به هستی اعلام می کنید که
    پول و ثروت روی شما تسلط ندارد.
    آخرین فایده بخشش معنویتی است که پس از
    بخشیدن آن را حس می کنید، به افراد معنوی
    در هر فرقه و مسلکی نگاه کنید.آن ها همگی
    می بخشند.

چرا بخشش در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)
اهمیت دارد؟

همانگونه که در قسمت قبلی توضیح دادیم، فواید بخشش
برای بدن، بسیار پر ثمر می باشد، پس بنابر این اگر ما
می خواهیم که در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)
زندگی شاد، با نشاط و سلامتی را در داشته باشیم،
یکی از بهترین راه کارهای آن، بخشیدن است که می تواند
حس مان را خوب کند و ما را توانمندتر سازد.

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)
بخشید؟

در این بخش، پیشنهاد می شود، نظر به اینکه تمام
راه کارهای بخشش در مقاله ای به نام بخشش در دوران
پیشکسوتی(بازنشستگی) آورده شده است.

لطفاً برای آگاهی از جزئیات و مراحل بخشش، آن مقاله را
مطالعه فرمائید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

بانوان و تأثیرات دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

بانوان و تأثیرات دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تأثیر مسائل دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بر روی بانوان رو باید جدی گرفت.

با گرفتن ابلاغ پیشکسوتی(بازنشستگی) لبخندی بر روی لبانش نقش بست

و با خود گفت که چه خوب شد، بالاخره می توانم به منزل رفته و فقط کارهای

منزل را انجام دهم.

اولین روز بعد از پیشکسوتی(بازنشستگی) با شور و شوق فراوان از خواب بیدار شده و

از اینکه دیگر مجبور به رفتن به سر کار نیست، و می تواند در خانه بماند و کارها را با طیب خاطر

و با فرصت لازم انجام دهد بسیار مسرور و خوشحال است.

این شور و شوق، تا یک ماه ادامه یافته و همگان این شور و شعف را در این بانوی

پیشکسوت(بازنشسته) به خوبی می بییند.

لکن این شور و شوق حداکثر تا 3 ماه ادامه یافته و پس از آن، این بانو، کم کم

گمشده هائی در زندگی خود می یابد و در زندگی خود دائماً به دنبال آنها می گردد.

ما در این مقاله می خواهیم به این مقوله بپردازیم،

با ما همراه باشید

پیشنهاد می شود، مقاله “تغییر در پیشکسوتی(بازنشستگی)” را نیز مطالعه فرمائید.

پیشسکسوتی(بازنشستگی) در بانوان چیست؟

زمانی که بانوئی به افتخار پیشکسوتی(بازنشستگی) نائل می شود، به این خیال است

که می تواند به کارهای منزل را با طیب خاطر انجام دهد، بسیار شاد و خندان است.

تفاوت پیشکسوتی(بازنشستگی) در بانوان با

پیشکسوتی(بازنشستگی) در آقایان چیست؟

ابلاغ حکم پیشکسوتی(بازنشستگی) در بانوان، مشابه با آقایان می باشد، با این تفاوت

که شاید بانوان با سابقه کمتر موفق به کسب عنوان پیشکسوت(بازنشسته) خواهند شد.

یک تفاوت اصلی مابین این دو حکم وجود دارد و آن این است که آقایان در زمان اشتغال تنها در

محل کار مشغول به کار هستند و زمانی که به منزل میرسند، اکثراً زمان استراحت آنها فرا می رسد.

لکن بانوان در زمان اشتغال هم در محل کار، مشغول به خدمت میباشند و هم زمانی که به

منزل می رسند، شغل دوم آنها شروع گردیده و وظیفه راهبری خانه را نیز به عهده داشته و

مشغول رتق و فتق امور در خانه می گردند.

پیشنهاد می شود، مقاله “دنبال مروارید درون خود باشید” را نیز مطالعه فرمائید.

چرا پیشکسوتی(بازنشستگی) در بانوان را باید جدی گرفت؟

زمانی که بانوان موفق به دریافت ابلاغ پیشکسوتی(بازنشستگی) می شوند، عملاً از یک کار،

فارغ گردیده و به منزل مراجعه و تمام اوقات خود را در منزل به سر می برند، و از طرفی به علت اینکه

در این دوران، بعضاً فرزندان نیز رشد یافته و بعضی از آنها نیز زندگی جدید خود را آغاز نموده اند،

لذا کار در منزل نیز به مانند سالهای قبل نمی باشد و از حجم کمتری برخوردار می باشد.

برای بانوئی که در زمان اشتغال، عملاً کار دو نفر را همزمان با هم انجام می دهد، شاید در اوایل کار،

ساده و خوب نمایش داده شود، لکن در ماه های بعد، از کاهش حجم کار خود، گله و شکایت نموده و

بر روی عملکرد روحی و جسمی فرد اثر مستقیم می گذارد.

و اگر این بانوان نتوانند، برای خود مشغولیت جدید و فعالیت جدید تعریف نمایند، این عملکرد می تواند

بر روان فرد اثر گذاشته، افسردگی و دل مردگی را نصیب این عزیزان نماید.

چطوری اثرات مخرب دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) در

بانوان را کاهش داد؟

برای اینکه بتوانیم آثار مخرب دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را کاهش دهیم پیشنهادات ذیل

ارائه می گردد:

  • نقاط قوت و ضعف خود را بشناسید:

قبل از هر کاری باید نقاط قوت و ضعف خود را یافته و تا می توانید توجه خود را به نقاط مثبت خود

معطوف داشته و تا می توانید سعی نمائید نقاط ضعف خود را نادیده یا کاهش دهیدد.

  • هدف داشته باشید:

اگر بتوانید برای خود هدفهای جدید و چالش برانگیزی در هر زمان داشته باشید،

می توانید زندگی جدیدی را تجربه و همیشه انگیزه و شوق جدیدی برای زندگی خود داشته باشید.

پس لطفاً همین الان دست به کار شده و اهداف جدید خود را یادداشت نمائید.

  • برنامه برای اجرای هدف:

برای اینکه بتوانید به اهداف خود دست یابید، تنها نوشتن اهداف کارساز نیست،

و باید یک برنامه اجرائی برای هر هدف داشته و تعبیه نمائید. که بوسیله این برنامه

به راحتی با گام های مشخص بتوانید به اهداف خود دست یابید.

مقاله اقدامات اجرائی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را از دست ندهید.

  • پاداش بعد از رسیدن به هدف:

در هر زمان و پس از رسیدن به هر هدفی، برای خود پاداش های شخصی در نظر گرفته

و حتماً برای خود جایزه تعیین کنید، تا بتوانید همچنان به موفقیت های خود ادامه دهید.

  • دور همی :

در مصاحبه با تعدادی از عزیزان، متوجه این موضوع شدم که بعضاً بعد از دوران اشتغال،

تعدادی از بانوان با داشتن برنامه دورهمی ماهانه با تنی چند از همکاران، توانسته اند،

روحیه شاد خود را همچنان حفظ نمایند.

  • دوری از افکار منفی:

همگی ما، با افراد سیگاری سر و کار داشته و داریم و تقریباً قریب به اتفاق همه،

به این عزیزان تذکر داده ایم که دست از سیگار کشیدن بردارند، لکن به این مسئله توجه نداریم

که سیگار کشیدن، تنها 5 تا 7 سال از عمر افراد می کاهد، لکن افکار منفی، به خودی خود،

می تواند حداقل 10 سال از عمر هر فردی را کاهش دهد.

لذا باید از ورود این افکار به ذهن خود جلوگیری نمائیم.

  • ورزش و تغذیه

در این دوران با ارزش، باید توجه ویژه و خاصی به ورزش و تغذیه خود داشته باشید،

نگارنده در کارگاه های خود همیشه با عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) ای برخورد داشته که قبل

از ورود اینجانب به محل اشتغال، به افتخار بازنشستگی نائل شده اند، لکن با انجام ورزش و

توجه به تغذیه مناسب، همچنان سرحال و شاداب هستند.

امید است که این مطالب توانسته باشد، مسائل ناخوشایند در این دوران را برای بانوان گرامی،

به مسائل خوشایند و دوران طلائی تبدیل نماید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

ویروس ذهنی در دوران پیشکسوتی (بازنشستگی) دیگه چه جونوری است؟

ویروس ذهنی در دوران پیشکسوتی (بازنشستگی) دیگه چه جونوری است؟

تا کنون هر چی که از ویروس شنیدیم، مربوط به ویروس های

بیماری زا در بدن می باشد که بر جسم تأثیر می گذارد.

اما این ویروس ذهنی دیگه چه چیزی است که ما باید حتی در

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) نیز مراقب آن باشیم؟

در این مقاله سعی داریم ویروس ذهنی را شناخته، اهمیت و

مبارزه با آن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را بیان نمائیم.

با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود مقاله بزن پس کله سختی ها

را مطالعه فرمائید

ویروس ذهنی چیست؟

ویروس‌ها از باکتری‌ها بسیار کوچکتر هستند و اغلب با

میکروسکوپ الکترونی قابل مشاهده‌اند.

ویروس ذهنی هر چیز، عادت که به فرد استرس بدهد و

حس منفی دراو بوجود بیاورد و در نهایت آرامشش را بر هم بزند.

به این لیست نگاه کنید، آیا این موارد به نظر آشنا نیستند؟

  1. تو دیگر پیر شدی!
  2. تو دیگر توانائی نداری!
  3. تو دیگر آفتاب لب بوم هستی!
  4. تو دیگر قادر نیستی از خودت نیز مراقب کنی!
  5. کاری از تو بر نمی آید!
  6. تو دیگر نمی توانی کاری انجام دهی!
  7. تو در خانه زیادی هستی!
  8. تو خیلی کند شدی!
  9. تو دیگر نمی توانی ورزشی انجام دهی!
  10. پیر که شوی خریدار نداری!
  11. پیر که شوی مسبب دعواهای فرزندانت میشوی!
  12. پیر که شوی همه میگویند رفتنی ست چه امروز چه فردا!
  13. پیر که شوی میان بستگانت پاس کاری میشوی!
  14. پیر که شوی کابوس خانه ی سالمندان پایان ندارد!
  15. پیر که شوی دیگر عاشق نخواهی بود!
  16. همه اش حرف است که عشق اگر واقعی باشد پیر و جوان ندارد
    باور کن پیر که شوی نایِ عاشقی کردن نداری!

و دهها و صدها جمله دیگر.

آیا این جملات را حداقل چند بار نشنیده اید!

چه توسط خودتان گفته شده باشد، و چه توسط افراد دیگر.

بارها و بارها این جملات را از اطرافیان پیشکسوتان(بازنشستگان)

خود شنیده ام که می خواستند آن جملات را به باور گنجینه های

نیروی انسانی بدل نمایند.

آیا راهی برای مبارزه با این افکار، گفتار و عادات وجود دارد؟

چرا شناخت ویروس ذهنی و مقابله با آن در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم است؟

ویروس های ذهنی به فرد پیشکسوت(بازنشسته) استرس وارد

می نماید و به فردی که در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) باید

پر از احساس مثبت باشد، حس منفی منتقل می نماید.

و در نهایت آرامش گنجینه های نیروی انسانی را از بین می برد

و فرد را دچار تشویش و نگرانی می نماید.

ویروس های ذهنی، انرژی انسان را به درجات پائین تنزل

می دهند و موجب افسردگی در فرد پیشکسوت(بازنشسته) می گردد.

ویروس های ذهنی، افکار ما را بیمار می کند و باعث ایجاد

عادت های منفی می شود.

بد نیست که بدانید که :

با 1000 تومان یا کمتر می توان یک عادت بد ساخت.

لکن با 1،000،000 یا بالاتر باید یک عادت خوب ساخت.

ویروس های ذهنی، حس منفی را در فرد بالا می برد.

ویروس ذهنی، انواع عادت های مخرب منفی را ایجاد می کند.

مغزی که ویروسی می شود، ما را به ته دره می برد.

پس تا می توانیم نباید اجازه دهیم، هیچ ویروسی به مغز و ذهن

ما وارد گردد.

 پیشنهاد می شود مقاله 25 راه کار برای رفع استرس را

نیز مطالعه فرمائید.

چطوری می توان با ویروس ذهنی در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) مقابله نمود؟

حال باید بدانیم که با چه راه کارهائی می توان از ورود

ویروس های ذهنی به بدن جلوگیری نمود.

  • سطح انرژی مثبت ذهنی: اجازه نفوذ به ویروس های ذهنی نمی دهد.

یک سیب بخورید، چای سبز بنوشید، شروع به قدم زدن در بیرون

خانه نمائید، به یکی از دوستانتان زنگ بزنید، از پله بالا بروید.

  • احساس مثبت: قاتل ویروس های ذهنی است.

برای حس خوب، باید گالری احساس داشته باشید:

گالری احساس می تواند شامل حداقل 100 مورد باشد که پیشنهاد

می شود همین الان شروع به نوشتن این احساس ها نمائید، از جمله

می توان به زنده بودن، مفید بودن، کمک به انسان ها برای درک

توانمندی و …. اشاره نمود.

بقول استاد دکتر علیرضا سلیمی:

احساس خوب، یک تعهد است برای زنده ماندن.

انسانها بی نهایت هستند.

  • تمرکز مثبت: تضعیف کننده ویروس های ذهنی است.

تمرکز مثبت، همانگونه که یک برنامه نویس در موقع کدنویسی

کاملاً بر روی نوشته ها و داده های خود متمرکز است، شما نیز

باید همیشه خود را برای تمرکز مثبت بر روی هر فرد یا هر

چیز آماده نمائید.

بهترین زمان برای اینکه خود را آماده تمرکز مثبت بر روی

برنامه هایتان نمائید، صبح بعد از بیدار شدن می باشد.

  • تحرک و تلاش: یکی دیگر از نابود کننده های ویروس های
    ذهنی هستند.

تحرک و تلاش در هر سن و هر موقعیت و هر زمانی، غوغا می کند.

هر موقع دیدی حالت بد است: 

فوراً یک لیوان آب گرم + یک سرقاشق عسل داخل آب بریزید

و بخورید، سپس شروع به دویدن نمائید، تا عرق کنید

بعد از نیم ساعت، اتوماتیک افکار منفی بیرون رفته و

جسم مجدداً شارژ می شود.

لازم به ذکر است که انسانی که ذاتش حرکت است،

خودش خودش را شارژ می کند.

  • نیت مثبت: یکی دیگر از نگهبانان ذهن، نیت مثبت می باشد که
    اجازه رشد به ویروس ذهنی نمی دهد.

هر کاری را با نیت مثبت انجام دهید، و آن گاه نتایج آن را به
خوبی مشاهده نمائید.

  • توکل و امداد از خدا: فرصت خودنمائی به ویروس های ذهنی
    نمی دهد.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

هفت گام برای ارتباط خوب با خانواده در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

هفت گام برای ارتباط خوب با خانواده در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

اگر مقاله ارتباط با خانواده در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را

مطالعه نموده باشید، از اهمیت ارتباط با خانواده در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) با اطلاع شدیم، اینکه چگونه باید این

ارتباط خوب و سازنده را برقرار نمود، خود یکی از مسائلی

است که هر یک از افراد گنجینه نیروی انسانی باید به آن آگاه باشند:

كسب اين مهارت مهم و ضروري در زندگي اجتماعي خيلي

مشكل نيست. فقط بايد بخواهيد و تمرين كنيد.

در اين نوشتار ما به هفت گام اساسي براي يادگيري اين

مهارت اشاره مي كنيم.

مقاله ارتباط با خود در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) را از دست ندهید.

گام اول: گوش دادن:

 درحالي كه به نظر مي‌رسد گوش دادن به ديگران بسيار ساده است،

اما اگر شنونده فن گوش دادن را نتواند به درستي به ‌كار ببندد

ارتباط دچار مشكل مي شود.

 به خاطر داشته باشيد تا زماني كه شما به جاي تمركز و دقت در

سخنان ديگران به افكار دروني خود گوش مي دهيد، قادر نخواهيد

بود شنونده خوبي باشيد.

گام دوم: صريح و صادق بودن:

 صراحت و صادق بودن فرايندي است كه در ارتباطات انساني به

شكل نامحسوس اما بسيار موثر نقش بازي مي كند.

تاكيد ميشود اين فرآيند قابل ديدن يا شنيدن نمي باشد.

بلكه دو طرف درگير ارتباط، آن را حس مي كنند.

اگر ارتباطي فاقد صراحت و صداقت باشد، بدون شك، يا قطع

خواهد شد و يا به شكل مخدوش، مبهم و ناسالم ادامه مي يابد.

اگر نتوانيم يا نخواهيم منظور خود را با صراحت بيان نماييم

طرف مقابل به اشتباه مي افتد و به حدس و گمان متوسل مي شود

و از واقعيت دور مي گردد.

گام سوم: همدلي و همدردي

 اغلب ما زماني كه با يكديگر ارتباط برقرار مي كنيم همواره افكار،

آرزوها ، تمايلات، نگرانيها و ترسهاي خود را آشكار مي سازيم.

بدين جهت نياز داريم كه ديگران اولا” درك درستي از ما داشته باشند

و ثانيا” با ما در زمينه نگرانيها، ترسها و مشكلاتمان همدلي و

همدردي كنند. همدردي تلاشي است براي درك و فهم نيازي ذهني

طرف مقابل. براي همدلي بايد بتوانيم خود را جاي ديگران بگذاريم

و از دريچه چشم آنها نگاه و احساس كنيم. در همدلي شما مي توانيد

سخن طرف مقابل را تكرار كنيد تا بداند كه شما منظور او را دريافته ايد.

گام چهارم: حفظ آرامش و احترام به طرف مقابل

 ما اغلب در ارتباطات خود با ديگران درصدد ارزيابي آنها برمي آييم

و گاه فكر مي كنيم يا بايد نظرات و احساسات آنها را رد كنيم و يا به

نوعي (مستقيم و غيرمستقيم) نظرات و احساسات خودمات را به آنها

تحميل نماييم. ارتباطاتي كه بر پايه اين روش شكل مي گيرد

غالبا” تداوم نمي يابد و هر دو طرف درگير در ارتباط را دچار

مشكل مي سازد.

در نظر گرفتن اين نكته كه اغلب مردم مانند ما فكر نمي كنند،

احساس نمي كنند و به روش خود به دنيا نگاه مي كنند بسيار اساسي است.

گام پنجم: مخالفت نمودن به شيوه مناسب

 اگر بتوانيم بپذيريم كه ديگران مانند ما نيستند آن وقت مي توانيم

به شيوه مناسب با نظرات و عقايد آنها كه به نظر ما صحيح نيستند

مخالفت كنيم.

به عبارت ديگر بدون بحث و جدل مخرب كه غالبا” همراه با بلند

كردن صدا، داد و فرياد، خشم و غضب است مي توانيم به نتيجه

مناسب دست يابيم. يكي از مناسب‌ترين شيوه‌ها براي مخالفت كردن

با نظرات و عقايد ديگران روش خلع سلاح است. در اين روش،

فرد در سخنان طرف مقابل حقيقتي را پيدا مي كند (حتي اگر با

مجموعه سخنان او موافق نيست) و سپس در مقام موافقت و تاييد

آن حرف مي زند.. اين روش بر طرف مقابل تاثير آرام بخش

عجيبي مي گذارد.

ممكن است روش خلع سلاح را نپذيرد ولي جدل، بي فايده و

هميشه بي سرانجام است، با اين شيوه در واقع شما پيروز از

بحث خارج مي شويد و طرف مقابل نيز احساس پيروزي مي كند

و با آمادگي بيشتري به حرفهاي شما گوش مي دهد.

گام ششم: خودشناسي و افزايش آگاهي

 شناسايي دنياي ذهني ديگران، همدلي و همدردي كردن با آنها و

يا به نتيجه رسيدن بحثهاي ما با ديگران نيازمند خوشناسي و تلاشي

براي افزايش اطلاعات و آگاهيهاي خود جهت شناسايي ديگران و

محيط زندگي است.

آگاهي از نقاط قوت و ضعف، ترسها، اميال،‌ آرزوها و نيازهاي خود

و پذيرش صادقانه آنها، كمك مي كند ويژگيها و وخصوصيات ديگران

را واقع بينانه‌تر ببينيم و آنها را بپذيريم.

در خودشناسي پاسخ دادن به سئوالاتي نظير پرسشهاي زيركمك كننده است:

-دوست دارم دوستان و افرادي كه با آنها ارتباط نزديك دارم چه ويژگيهايي

داشته باشند؟

-آيا مي توانم رابطه صميمانه و بدون قيد و شرط را با ديگران برقرار نمايم؟

-از درگير شدن در يك رابطه دوستانه چقدر لذت ميبرم؟

-ميزان تعهد من در ارتباطات اجتماعي چقدر است؟

-در مواقع ضروري چقدر مي توانم به دوستانم كمك كنم؟

-آيا در دوستي و ارتباط با ديگران پيش قدم مي شوم؟

-زماني كه مسئله يا مشكلي در ارتباط با ديگران پيدا مي كنم چگونه عمل مي كنم؟

-آيا انتظارات من از ديگران واقع بينانه است؟

 بايد به خاطر داشت خوشناسي و افزايش آگاهي مستلزم صرف وقت،

صبوري و تلاشي در جهت تغيير ويژگيهاي منفي خود است.

علاوه بر عوامل فوق كمك گرفتن از افراد متخصص نظير روانشناسان

و مشاوران نيز ضروري است.

گام هفتم: شناسايي افكار تحريف شده

 اكثر ما در ارتباط با ديگران در چارچوب افكار خود و احساسات از

پيش تعيين شده و كليشه‌اي خود رفتار مي كنيم. در بسياري از اين افكار،

تصوير صحيحي از واقعيتها موجود نمي باشد. بدين معني كه ما در

فرآيند پردازش اطلاعاتي كه نسبت به ديگران داريم دستخوش خطاي

شناختي مي شويم. براي روشن‌تر شدن مطلب مثالي بيان مي كنيم:

آيا تاكنون براي شما پيش آمده است كه سايه يك شيء مثل يك تكه

چوب باريك و بلند يا ريسماني را روي ديوار به شكل مار ببينيد؟

مطمئنا” همه ما در طول زندگي بارها تجربياتي از اين دست داشته‌ايم

به اين قبيل تجربيات در علم روانشناسي احساس و ادراك، (خطاي حسي)

گفته ميشود.

سيستم شناختي ما نيز بعضاً دچار خطا و تحريف ميشود.

اين خطاها را روانشناسان شناختي (تحريف شناختي يا خطاي شناختي)

مي نامند. تحريفهاي شناختي مثل آينه و يا دوربيني هستند كه اشكال

را به همان گونه كه هستند بازنمايي نمي‌كنند، بلكه شكلهاي عجيب

و غريب و نادرستي را نشان مي دهند.

تحريفهاي شناختي در ارتباطات انساني مشكلات فراواني ايجاد مي‌كنند،

لذا بايد آنها را شناخت و در جهت تصحيح آنها گام برداشت.

در اينجا به برخي از مهمترين تحريفهاي شناختي همراه با مثال

اشاره مي كنيم.

مثال: يكي از همكلاسي‌ها را در دانشكده مي‌بينيد و سلام مي كنيد،

اما او جواب سلام شما را نمي دهد و بي تفاوت از كنار شما مي گذرد.

در اين حادثه: ذهني كه دچار تحريف و خطاي شناختي است،

امكان دارد به يكي از شيوه‌هاي زير اين رفتار را تعبير و تفسير نمايد.

-او چقدر خودخواه و مغرور شده است (پيش داوري)

-حتما” من كاري كرده‌ام (شخصي سازي)

-هميشه ديگران را ناديده مي گيرد (تعميم مبالغه آميز)

-رابطه‌ام را بايد با او قطع كنم (نتيجه گيري و يا تصميم گيري شتابزده)

همانطور كه مي بينيد، هر كدام از شيوه‌هاي مذكور به نوعي منجر

به قطع يا مخدوش شدن ارتباط ما با ديگران ميشود، در حالي كه شايد

مسئله اساسي، عدم توان ما در پردازش اطلاعات صحيح و مبتني بر

واقعيت باشد، كه باعث بوجود آمدن اين مسئله شده است.

بايد به خاطر داشت زير بناي تحريفهاي شناختي باورهاي غيرمنطقي

است. براي شناسايي اين دسته باورها و مبارزه با تحريفهاي شناختي

علاوه بر آگاهي، كمك گرفتن از افراد متخصص نظير روانشناسان

بسيار كمك كننده است.

سعي مي كنيم اين گامها را به خاطر بسپاريم، آنها را به كار بنديم تا

بتوانيم روابط اجتماعي موثر و مستحكم تري با ديگران برقرار كنيم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

هدیه دادن و فواید آن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

هدیه دادن و فواید آن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

هدیه دادن، یکی از مسائل مهم و اساسی در خصوص ارتباطات

می باشد، و هر فردی اشتیاق دارد که در ارتباطات خود، از

هدیه استفاده نماید.

هدیه دادن و هدیه گرفتن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

به چه صورت باید باشد؟

آیا با این وضعیت اقتصادی می توانیم در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) اقدام به دادن هدیه نمائیم؟

هدیه، چه مشکلی را از ما در این دوران پرفراز و نشیب حل می نماید؟

و دهها سئوال دیگر، می تواند در این مقاله مورد بحث و بررسی

قرار گیرد.

پس با ما همراه باشید.

پیشنهاد می گردد، مقاله قایق زندگی را نرم و راحت به جلو برانیم را

نیز مطالعه فرمائید.

هدیه دادن چیست؟

از دیر باز سنت خوب و حسنه هدیه دادن و هدیه گرفتن در بین

ایرانیان مرسوم بوده است و هر فردی تمایل دارد که در ارتباطات

خود، از این موهبت استفاده نماید.

هدیه، بخش مهمی از روابط و تعاملات جوامع انسانی را در بر

می گیرد و تعریف مشخصی از این روابط ایجاد می کند.

هدیه، پیوند بین اعضا​ی خانواده و دوستان حتی طرف های کاری و

تجاری را محکم می کند. مردم وقتی به یکدیگر هدیه می دهند،

اول از همه نشان می دهند که برای یکدیگر ارزش قائل هستند

و به یکدیگر اهمیت می دهند. همچنین موجب می شود که به

یکدیگر بیشتر فکر کنند و توجه نشان دهند. اگرچه مفهوم هدیه

در فرهنگ های مختلف گاهی متفاوت است، اما در اصل نشان

دهنده توجهی است که افراد به یکدیگر ابراز می کنند.

مقاله دیدن زیبائیها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

را نیز مطالعه نمائید.

چرا هدیه دادن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم می باشد؟

هدیه دادن و گرفتن می تواند برای افراد بسیار مهم باشد و

موجب سلامت روح و در نهایت جسم دو طرف شود.

در حقیقت این عمل افراد را در شرایط برد ـ برد قرار می دهد

و احساسات خوب و بسیار خوشایندی در هر دو طرف ایجاد

می کند و موجب صمیمیت و در نتیجه احساس امنیت بیشتر

می شود. در حقیقت هدیه دادن و گرفتن باعث ترشح هورمون

«سروتونین» می شود که در مغز افراد تنظیم کننده حالات

روحی شان است.

از طرفی تحقیقات نشان داده است که هدیه دادن به مراتب بیش از

هدیه گرفتن شادی می آورد و وقتی این عمل به عادتی در زندگی

تبدیل شود، مسلما می تواند جلوی افسردگی را بگیرد.

زیرا فرد هدیه دهنده از این که توانسته دیگری را شاد کند،

احساس با ارزش بودن می کند. در واقع هدیه دادن را می توان

در زمره کارهای نوعدوستانه قرار داد. بویژه زمانی که این کار

بدون چشمداشت و توقع تلافی انجام شود، بسیار فرحبخش است.

زمانی که به کسی هدیه می دهید و موجب خشنودی او می شوید

تاثیرات مختلفی روی روحیه خودتان نیز میگذارید و موجب خشنودی

خودتان خواهید شد و صرف هزینه برای کسب رضایت دیگران

تاثیر روحی زیادی روی شما میگذارد.

چطوری با وضعیت اقتصادی نامناسب، در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) هدیه بدهیم؟

هر زمان بحث از هدیه دادن و هدیه گرفتن می شود، همگان از

عدم وجود نقدینگی و مشکلات اقتصادی ساز سخن به میان می آورند.

در صورتی که نگارنده اصلاً چنین قصدی ندارد.

هدیه با توجه به مکان و زمان می تواند بسیار متفاوت باشد.

در یکی از مراسم های تولد، که برای دخترم گرفتم، یک از

اقوام با توجه به شناختی که از خانواده داشت، اقدام به تهیه

یک بسته برس مو و شانه و وسائل جزئی آرایشی گرفت و

همین یک بسته، برق شادی را در وجود دختر من به راه انداخت.

اما یکی دیگر از اقوام، که میخواست بالاترین لطف را در حق

خانواده ما نماید، اقدام به تهیه یک النگو طلا نمود. و این عمل

ایشان باعث این شد که از آن به بعد، دیگر به خاطر اینکه زحمت

فراوانی متقبل می شدند، از گرفتن مراسم خودداری نمایم.

حال شما در هر مراسمی می توانید، با توجه به وضعیت و زمان،

نسبت به تهیه هدیه و دادن هدیه اقدام نمائید. و در صورتی که

هیچ یک از موارد بالا اتفاق نیافتاد، هدیه ها می تواند بسیار متفاوت تر

از آن چیزی باشد که شما در ذهن خود می پرورانید.

شاید باور نکنید، هیچ کس آنقدر فقیر و بی چیز نیست که نتواند

لبخندی به عنوان هدیه به دیگران اهدا نماید.

شاید باورتان نشود که شما با یک تشکر خشک و خالی که

می توانید از هر فردی داشته باشید، چه هدیه گرانبهائی را به

طرف مقابل اهدا می نمائید.

یک نگاه مهربان، یک روی خوش، یک اخلاق زیبا، یک سلام گرم،

یک توجه، یک جمله کوتاه و با محبت، یک شعر و حتی یک تماس

تلفنی که جویای حال افراد شوید، همگی می توانند

هدایای گرانبهائی باشد، که هیچ یک از آنها نیازی به ریالی جهت

تهیه ندارد و تنها، یک باور از خود، و ارتباط زیبا با خود می تواند

این هدایای نفیس را گردآوری نماید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

این مقاله را نیز می توانید به عنوان هدیه به دیگر

عزیزان خود اهدا نمائید.

هدف در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

هدف در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

                                      

هر چند که مقاله داشتن هدف در دوران پیشکسوتی را قبلاً نوشته

بودم، لکن بدلیل اهمیت آن در این مقاله به هدف با دید دیگری می نگریم.

              

 با تعدادی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) که مشغول صحبت

بودم، آنها همیشه دم از ناامیدی زده و دیگر زندگی را برای

خودشان تمام شده می دانستند.

یا عزیزانی که ملاقات می نمودم که در سنین 60 سالگی، خود

را کاملاً ناامید نشان داده و کلاً از خود دست شسته بودند.

سئوال این است که در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) دیگر

هیچ چیز ارزش تلاش و استقامت را ندارد.

هیچ چیز دیگری در این دنیا وجود ندارد که عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) بخواهند به آن برسند؟

در این مقاله می خواهیم به این مطلب بپردازیم، با ما همراه باشید

هدف در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

در یک تعریف ، هدف وضعیتی است که می‌خواهیم در آینده داشته

باشیم. اگر خود نتوانیم وضعیت ‌مان را در آینده تعیین کنیم،‌ ناچار

محیط پیرامون‌ مان ، وضعیت را به ما تحمیل می‌کند.

آنچه که محیط بر ما حکم می‌کند چه بسا با ما سازگاری نداشته باشد.

پس چه بهتر که خود ، هدف مطلوب‌مان را معلوم کنیم و به سمتش

در حرکت باشیم.

هر چند ارزش ها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) با دوران

اشتغال و جوانی، کاملاً متفاوت است و در نتیجه هدف نیز در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) با هدف در دوران اشتغال و جوانی، متفاوت

خواهد بود، اما این دلیل بر آن نمی شود که فرد به محض رسیدن به

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) دیگر برای خود هدف نداشته باشد.

فردی که برای خود و آینده خود هدف ندارد، مشخص است که امیدی

نیز به زنده بودن و سلامتی ندارد و همین ناامیدی است که می تواند

سلامتی فرد را در معرض خطر قرار دهد و فرد را سریعاً دچار

بیماری نماید.

درجه اول، افسردگی را به فرد منتقل کرده و پس از افسردگی،

بیماری های دیگر امان را از فرد می گیرد.

    

آقای کیم وو چونگ در کتاب سنگفرش هر خیابان از طلاست نوشته

است که ایشان برای رونق دادن به کسب و کار خود، به سراغ

کارخانه های در معرض ورشکستگی میرفته و آن کارخانه ها را

خریداری می نمود. و بجای اینکه شمارش معکوس برای پایان یافتن

زمان آن کارخانه بگذارید، شمارش معکوس برای راه اندازی مجدد

آن می گذاشته و آن کارخانه را با رفع مسائل و معایبش، راه اندازی

می نموده است.

بدین سان بوده است که چنین افرادی، کشور کره را که همزمان با

کشور ما که پیکان را تولید نمود، آنها نیز دوو را تولید نمودند، به

یک قطب صنعتی تبدیل نمودند.

حال می بایست در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) به جای اینکه خود

را برای رفتن آماده نمائیم، خود را برای شادی، نشاط و سلامتی مهیا

کرده و زندگی خوبی برای خود برنامه ریزی نمائیم.

چرا باید دردوران پیشکسوتی(بازنشستگی) برای خودمان هدف

داشته باشیم؟

با بررسی هائی که انجام داده ام، گنجینه های نیروی انسانی را دیده ام

که برای خود و چندین سال آینده خود نیز برنامه ریزی نموده و اهداف

خود را نیز مکتوب نموده اند و مشخص است که این افراد، به هیچ

عنوان زندگی را برای خود تمام شده فرض نمی نمایند.

اگر فردی برای خود هدف داشته باشد، یعنی اینکه امید به این دارد

که به آن هدف با انجام اقداماتی عملی برسد. و همین امید می تواند

سلامتی جسمی و روحی آنان را تأمین نماید.

لکن در چند روز گذشته، با افرادی مواجه شدم که متأسفانه دنیا را

برای خود تمام شده حساب می نمودند و در تمام مدت، تنها مرگ

را از خدای خود می خواستند و کوچکترین فکری برای اینکه شاید

بتوانند دوباره سلامتی کامل خود را به دست بیاورند و مجدداً زندگی

خود را از سر بگیرند نداشتند.

این نتیجه نداشتن هدف در زندگی است، زیرا کسی که هدف دارد،

دیگر زمانی برای فکر کردن به رفتن و غصه خوردن و بیمار شدن

ندارد و چون وقت ندارد، مسلماً توجه به این مسائل نیز نمی نماید و

چون توجه ندارد، این مسائل به این فرد که رسیده، راه خود را کج

نموده و از مسیر دیگر به راه خود ادامه می دهند وفرد را برای

رسیدن به اهدافش رها می نمایند.

حال از شما می پرسم: کدام یک از افراد فوق مورد پسند شما هستند؟

گروه اول که برای چند سال آینده خود هدف و برنامه دارند و

همیشه سالم و شاداب هستند

یا گروه دوم که در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) خود را پایان

یافته محاسبه نموده و آماده رفتن می شوند؟

مقاله بزن پس کله سختی ها را نیز مطالعه نمائید.

چگونه هدفهای واقعی برای خود در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) داشته باشیم؟

           

همانگونه که در کتاب الهی پیر شی عنوان نموده ام و هم در مقاله

داشتن هدف در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بیان کردم، هدف

واقعی باید سه شرط اساسی داشته باشد:

          – ملموس باشد

           – خودمان باور داشته باشیم

           – دارای زمان باشد.

اهداف می تواند در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) با توجه به

تغییر ارزش ها، به گونه ای دیگر تعریف گردد.

مانند: شرکت در مراسم عروسی نوه ها، رفتن به مسافرت های

دور، رفتن به مسافرت های زیارتی، بودن با نوه ها و راهنمائی

آنان، ارائه مشاوره به دیگران و …

بهر صورت هیچ فردی در هیچ زمانی نباید بدون هدف باشد،

زیرا نداشتن هدف مساوی است با نداشتن امید و مساوی است با

نداشتن انگیزه و تمام اینها سرمنشاء ورود افسردگی(منبع اصلی

تمام بیماری ها) به بدن می باشد.

و اگر به تمام اهداف خود رسیدید، مجدداً دست به کار شده و

اهداف جدید و چالشی تری برای خود تعریف و برنامه ریزی نمائید.

امیدوارم که با انجام توصیه های بالا، بتوانیم زندگی شاد، با نشاط

و سلامتی را برای خود و اطرافیان خود به همراه داشته باشیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

نگهداری از بیماران

نگهداری از بیماران

نگهداری از بیماران در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) یکی از

مسائل مبتلابه عزیزان گنجینه نیروی انسانی است.

در زندگی گاهی اوقات همسر، یا فرزندان دچار بیماری گردیده

و به ناچار، فرد می بایست از آنان نگهداری نموده و مراقبت از

آنان در اولویت می باشد. حال اگر این اتفاق در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) فرد روی دهد، به دلیل مسائل متفرقه

و از جمله مسائل اقتصادی که برای گنجینه های نیروی انسانی

به وجود می آید، موارد متفاوت می باشد. و فشار مضاعفی بر

پیکر، پیشکسوت(بازنشسته) وارد می نماید، اما چگونه می بایست

با این فشارها کنار آمد و با آنها مقابله نمود، خود یکی از مواردی

است که می خواهیم در این مقاله به آن بپردازیم.

پس با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله فعال بودن در دوران بازنشستگی و دوری

از بیماریها را نیز مطالعه فرمائید.

نگهداری از بیمار در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

به چه صورتی باید باشد؟

همانگونه که یک آتش نشان، در موقع رفتن به مأموریت،

در ابتدا نسبت به ایمن سازی خود و اطراف خود اقدام می نماید

و سپس در جهت امدادرسانی قدم برمی دارد، عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) نیز می بایست، ابتدا نسبت به مقاوم سازی

و بالابردن انگیزه خود، اقدام نموده و پس از تکمیل انرژی خود،

نسبت به امدادرسانی به بیمار، اقدام نمایند.

زیرا در زمانی که انرژی بدن، کاهش یابد،

بیماری نیز بدن را فرا می گیرد و در زمانی که انرژی روحی

فرد کاهش یابد، فرد به افسردگی دچار می شود.

لذا مراقبت از عدم کاهش انرژی، بسیار مهم و حیاتی است

و می بایست مرتب مورد بررسی قرار گیرد.

چرا باید از بیمار مراقبت نمائیم؟

 

خوب این دیگر از بدیهیات است، زیرا که در زمانی که یکی

از افراد خانواده دچار بیماری می گردد، این وظیفه بقیه افراد

و همسر است که از او نگهداری و پرستاری نماید.

و در جهت این نگهداری نیز، می بایست، عشق و محبت

فراوان نثار فرد بیمار نمایند.

البته لازم به ذکر می باشد که این عشق و محبت، چنان باید باشد

که فرد بیمار را به بیماری معتاد ننماید، و فرد بعلت اینکه عشق

و محبت خانواده و همسر را بدست بیاورد، اقدام به تمارض ننماید.

زیرا زمانی که فرد اقدام به تمارض نماید، بدن تفاوت بین تمارض

و بیماری را متوجه نمی شود، همانگونه که تفاوت بین خنده زورکی

و خنده واقعی را نیز درک نمی نماید.

پس فرد مطمئناً دچار بیماری گردیده و امراض مختلف

گریبانگیرش خواهد شد.

راه کار اجرائی آن است که سعی نمائیم، عشق و محبت خود

را مثل سابق(البته کمی بیشتر) به بیمار نشان داده و در جهت

بهبود بیمار، قدم های مناسب و مفید برداریم.

پیشنهاد می شود، مقاله خنده و نقش آن در سلامتی پیشکسوتان

(بازنشستگان) را نیز مطالعه نمائید.

چطوری باید از بیماران در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

نگهداری نمائیم؟

 

 برای نگهداری از بیماران، باید به نکات ذیل توجه نمود:

  • هم‌دوش آنها باشید
  • نوبت پزشک برایشان بگیرید
  • گوش شنوایی برایشان باشید
  • مراقب هزینه‌ها و خدمات درمانی باشید
  • به آنها دلگرمی دهید
  • اطلاعات خود را بالا ببرید
  • از مشاوره کمک بگیرید

تا جایی که می‌توانید حس اعتماد به نفس و استقلال را در بیماران

تقویت کنید و کاری کنید که مانند زمان قبل از بیماری فعال باشد؛

به طوری که تا حد امکان اجازه دهید خودشان کارهای روزمره

را انجام دهند و در صورتی که نیاز به کمک داشتند، از آنها

دریغ نکنید. اعتماد کردن در انجام کارها به آنها اعتماد به نفس می‌دهد.

سعی نکنید به تنهایی همه کارها را انجام دهید.

نگهداری از بیمار به مرور خستگی زیادی را به دنبال می‌آورد،

بنابراین هرگز قبول کمک دوستان و اقوام را رد نکنید.

همکاری با دیگران فرصت‌های خوبی را در اختیار شما قرار

می‌دهد تا به بهترین نحو از بیمار نگهداری کنید.

کاهش استرس در نگهداری از بیمار:

به منظور کاهش استرس بهتر است این راهکارهای ساده را دنبال کنید:

* نگرش مثبتی داشته باشید.

* این را بپذیرید که برخی اتفاقات خارج از کنترل شما هستند.

* به جای عصبانی شدن، از گفته‌های خود دفاع کنید و عقیده‌ها،


نظرات و احساسات خود را به جای خشمگین شدن، بروز دهید و ابراز کنید.

* آرام شدن بعد از عصبانیت را فرا بگیرید.

* به طور منظم ورزش کنید. بدن زمانی که در شرایط مناسب و


خوب جسمانی قرار داشته باشد، راحت‌تر با استرس مقابله می‌کند.

* غذاهای مقوی و متعادل مصرف کنید.

* استراحت کنید و به مقدار کافی بخوابید. بدن برای رها شدن از


اتفاقات پراسترس روزمره به بازیابی نیاز دارد که با خواب


می‌تواند این کار را بخوبی انجام دهد.

* از مواد مخدر و مشروبات الکلی برای کاهش استرس خود استفاده نکنید.

* می‌توانید از گروه‌های حمایتی مشابه برای رد و بدل کردن


تجربیات خود استفاده کنید و متوجه شوید که شما در مواجهه


با چنین شرایط دشواری تنها نیستید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.